گروه مطالعات اقتصادي - ۲۸/۰۴/۱۳۸۸

الگوی بهینه تخصیص گاز در کشور

الگوی بهینه تخصیص گاز در کشور

Gas

———————————————————————————————————————————————————————————-

متن کامل گزارش هم اندیشی شماره ۱ گروه مطالعات اقتصادی

موضوع هم اندیشی: الگوی بهینه تخصیص گاز در کشور

 

 

 رضا زحمتکش:

 به نام خدا، اولا خیلی تشکر می کنم از اساتید و دوستانی که وقت دادند، زحمت کشیدند تشریف آوردند به این هم اندیشی، امیدوارم که یک هم اندیشی خوبی داشته باشیم و بتوانیم چند راهکارخوب و چند بحث جدی را مطرح کنیم از طریق رسانه ای که در اختیارمان هست. من  در رابطه با دفتر خودمان که در موسسه خراسان داریم، مختصرا توضیح بدهم بعد برویم سراغ بحث اصلی که آقای حسینی پی می گیرند.

 

اصل موضوع اصلاح الگوی مصرف است، سال هایی که عناوین عملیاتی دارند و دستگاه های اجرایی و غیراجرایی بتوانند برنامه ای ببندند، اول سال یک سروصدایی می شود، به قول خود رهبری ۱۰-۱۵ روزی اسمش را این جا می نویسند بعدش دیگر تعطیل می شود، آخر سال هم یکی دو، همایش می گذارند و می گویند چه کسی بهتر از الگوی مصرف را اصلاح کرد و ۲،۳ نفر هم تشویق می شوند و تمام. و به خصوص رسانه در طول سال پرداخت جدی به این مسئله ندارد با توجه به ماموریتی که دفتر ما در این قضیه داشت گفتیم باید یک کار علمی و ادامه دار را شروع کنیم، در حوزه اصلاح الگوی مصرف برنامه های مختلفی در قالب های مختلف دیدیم که دوستان دارند کار می کنند، یکی از قالب هایی که دیدیم همین هم اندیشی است که الان هم در خدمت شما هستیم، در بحث گاز که آقای حسینی بحث های فنی را جلو می برند نکته ای که به نظر می رسد این است که کمتر رسانه ای سعی می کند در این قضیه پرداخت علمی نسبت به مسائل داشته باشد، فرض بفرمایید همین موضوعی که ما الان انشاء ا… در این جلسه به آن می رسیم و خروجی کار ما می شود خیلی از روزنامه ها و خیلی از رسانه های دیگر سعی می کنند این کار را با یک گزارشگر ( با یک کارمیدانی) بکنند، سطح حداقلی و یک کار ناقصی را کار بکنند، ما به خاطر این که از این مسائل فرار کنیم و مطلبمان یک مطلب تاثیرگذار باشد حرکت کردیم، به این سمت.

 

سیدجعفر حسینی:

 یکی از ضعف هایی که در مقوله انرژی وجود دارد این است که به عنوان یک مجموعه واحد به بحث انرژی نگاه نمی شود، این حالت ها تکه تکه شده است، به اصطلاح اساتید مدیریت به جای آن که به صورت Senergy نگاه داشته باشیم به انرژی، نگاه Denergy داریم که در انرژی مطرح می شود ما سعی کردیم اولا یک چارت کلی در بحث انرژی در دفتر پژوهش طراحی کنیم، که هنوز این کار نشده است منتهی با توجه به بحث صادرات گازی که این اواخر به پاکستان پیش آمد و مباحثی که در مجلس مطرح شد، انتقاداتی که مطرح بود، گفتیم که از کارشناس های مختلف در حوزه های ممکن هم از دانشگاه شرکت ملی نفت و بخش های مختلف استفاده شود که بتوانیم بحثی را در این زمینه داشته باشیم که اصلا ببینیم فارغ از آن انتقاداتی که در بحث های سیاسی مطرح می شود اصلا ما در بحث گاز به کجا داریم می رویم، آیا حرکت مان درست است، غلط است چه طوری است؟

 

این که مشاهده می شود ما از همه حوزه ها دعوت کردیم، دلیلش همین است که یک نگاه مجموعه نگر داشته باشیم. سوالاتی که مطرح می شود نظرات شخصی بنده نیست، حتی آمارهایی که داده شده، نظرات اساتید و مسئولین محترم لحاظ شده است.

خیلی دوست داشتیم که از مجلس هم یک نفر این جا حضور داشته باشد که بحث جامع تر باشد. متاسفانه آقای دکتر کاتوزیان برایشان مشکلی پیش آمد و نیامدند، در ۳حوزه بحث گاز در کشور مطرح است ۱ – بحث مصرف داخلی اعم از مصارف داخلی و مصارف پتروشیمی ۲ – بحث صادرات ۳ – بحث تزریق گاز جهت ازدیاد برداشت در میادین نفتی هر ۳حوزه هم در کشور طی سالیان اخیر مورد بحث بوده، سوال سیدجعفر حسینی از آقای قمصری: با توجه به حضور شما در شرکت ملی نفت و تجربه و کار عملی شما در آن جا بیان بفرمایید ترکیب توزیعی گاز از استحصالی در ۳حوزه بالا در کشور چگونه است؟ آیا مطلوب است یا با مطلوب چقدر فاصله دارد؟ وضعیت مان الان چگونه است؟

 

سید ابوالفضل قمصری:

 به نام خدا، تجربه من در صادرات گاز این قدر نیست،  بیشتر تجربه کاری ام در صادرات نفت بوده، از مسئولین مدیریت شرکت نفت بودم در بخش صادرات نفت، کمتر از یک سال که ملحق شدم به صادرات گاز، همان طور که فرمودید قرار بود ما بخش مصرف را در ۳حوزه بالا ببینیم. براساس ارقامی که دارم، اولویت یک مان مصرف، اولویت ۲، تزریق و اولویت ۳ صادرات است.

 

به دلیل ارقام موجود عرض می کنم، مصرفمان حول وحوش ۱۱۴ بی بی ام، درحالی که تزریق حدود ۷۱ و صادرات کمتر از ۷۱- است بنابراین به نظر می آید که مدیریت مصرف، اولویت یک را به مصرف داخلی داده- البته در بخش مصرف داخلی ۲ بخش – مصرف خانگی ومصرف صنعتی – نگاه اصلی ما در مصرف خانگی است، حالا این دیدگاه، دیدگاه شخص من است که اولویت ما همیشه در بحث مصرف خانگی است- درحالی که در دنیا این نرم نیست، در دنیا مصرف صنعتی اولویت یک است- در مواقعی که به کمبود دچار می شویم به راحتی از مصرف صنعتی می زنیم و مصارف خانگی را سعی می کنیم حفظ کنیم و اصلا به تبعات تعطیلی کارخانه ها و تبعات اقتصادی وحشتناک توجه نمی کنیم.

 

به هر حال این تصمیمی است که مدیریتش با شرکت نفت نیست و مسئولیتش یک مجموعه دولت و حاکمیتی می خواهد و متاسفانه اجرا می شود. بنابراین الان به نظر می آید براساس ارقام ما آن ۳ اولویت را داریم و چیزی که به نظر می آید که ما فکر می کنیم در بخش گاز نیاز داریم رقم های صادرات گاز را سعی کنیم که افزایش دهیم با توجه به تراز تولید و مصرف یک مقدار سخت است. چیزی که به ذهن خود ما رسیده آن است که به دلیل وجود پرت بالا در برخی مصارف به ویژه در نیروگاه ها، ما از محل صرفه جویی و بهینه سازی مصرف گاز در آن ها، میزان صادرات گاز را افزایش دهیم. این امر با توجه به این که در دنیا کاملا مرسوم بوده و شرکت های مختلفی مشغول این کار هستند، می تواند در کشور صورت پذیرد.

 

این کاری هست که خود شرکت گاز دارد انجام می دهد انشاء ا… اگر بتوانیم انجام بدهیم می توانیم مقدار صادرات مان را تقویت کنیم. ولی در  جواب سوال شما همین اولویت مصرف، تزریق و صادرات است.

سیدجعفرحسینی:

پس آن بحث بهینه را شما به این می دانید که مصرف داخلی را کاهش بدهیم و برسانیم به بحث صادرات؟

 

سید ابوالفضل قمصری:

من فکر می کنم که طبیعی است که ما با توجه به این که ۱۶٪ ذخایر گاز دنیا را داریم و با توجه به چهارچوبی که سازمان تامین کرده که ۱۶٪ مصرف دنیا را بتوانیم تامین کنیم، با توجه به سرمایه گذاری بسیار سنگینی که برای افزایش تولید نیاز داریم راحت ترین کار این است که مصرف را کاهش بدهیم. سیدجعفر حسینی: در حوزه تزریق چطور؟ آن جا الان وضعیت خوب است؟ قمصری: در حوزه تزریق که می دانید تزریق از برنامه بسیار عقب است. ما الان حدود ۷۱٪ تزریق مان ، گاز خشک و گاز غنی نیست. اگر بتوانیم تزریقی داشته باشیم بسیار به نفع مان است. من رشته ام فنی نیست ولی دیدیم بعضی از آقایان فنی زیاد هم موافق بحث تزریق نیستند.

 

سیدجعفر حسینی:

مطرح کردن همین سوال اول از آقای حسینی:

آقای حسینی:

به نام خدا- ابتدا می خواهم در رابطه با استراتژی در صنعت گاز صحبت کنیم یک مجموعه ای را باهم ببینیم. بعد برویم به ریشه یابی اش.

اولا گاز را که به عنوان یک منبع سوخت نگاه می کنیم این جفای به، کشور هست که به ذخایرمان به عنوان ذخایر سوخت نگاه می کنیم – شما ببینید عناصر تشکیل دهنده گاز عبارتند از متان، شما از متان به جای این که فقط بسوزانیدش می توانید انواع محصولات را مثل کود شیمیایی، متانول و چیزهای دیگری را تولید کنید که ارزش افزوده فوق العاده بالایی دارد و صادرکننده متانول ، و کود شیمیایی باشید اتان را داریم که الان خوش بختانه ما از ۷، ۸ سال پیش متوجه حداکثر استفاده از آن شدیم و پایه ماده اولیه پتروشیمی ها را از مایع که ال پی جی (LPG) بود تبدیل کردیم به گاز که از اتان استفاده می کنیم از اتان می توانید برسید به اتیلن که اتیلن در واقع ماده اولیه بیشترین محصولات پتروشیمی هست، اگر ما گاز را مخلوطی از C5,C4,C3,C2,C1+C5 بدانیم، به این ترتیب C1 متان می شود با آن متانول و کود شیمیایی تولید کرد.

با گروه اوره، آمونیاک با C2 می شود مواد پتروشیمی مفصلی با اتیلن تولید کرد.

C4,C3 همین گاز مایع است که باارزش افزوده بسیار بالا قابل صادرات، قابل سوخت، قابل مصرف و قابل جابه جایی، با C5 و C5+ است شما می توانید مثل نفت خام صادرش کنید و پالایش کنید و از آن بنزین و فرآورده بگیرید و ما یک محصول ارزشمند این شکلی را فعلا می فرستیم به خانه ها که آن را بسوزانند، این جفا است که ما در حقیقت داریم مستقیم به یک محصول ارزشمند و یک ثروت ملی انجام می دهیم، به نظر من برنامه بایستی برود به این سمت که ما روی این برنامه ها کار کنیم. خوش بختانه پلان های مفصلی ۷ و ۸، ۱۰سال قبل بعد از این که قراردادهای پارس جنوبی تنظیم شد فهمیدیم که گاز را داریم چون گاز را نداشتیم ببینید می گویند چرا فلان کار نشد؟ چون گاز نداشتیم که این کار را انجام بدهیم. گاز آن قدر تولید نداشتیم تازه وقتی که پارس جنوبی داشتیم فهمیدیم که گاز قابل توجه داریم. وقتی مطمئن شدیم گاز داریم طرح های پتروشیمی به میزان بسیار بزرگی Plan و برنامه ریزی شروع شد. یعنی ما ظرفیت تولیدمان حدود ۱۵، ۱۶ میلیون تن بود، آمدیم چیزی حدود ۳۵، ۳۷میلیون تن دیگر Plan کردیم برای پتروشیمی که با پایه های گاز عمل می کند که پروژه است؟ ساخته شده و ما الان حدود ۴۶، ۴۷ میلیون تن ظرفیت پتروشیمی داریم دارد می رسد به ۵۰میلیون تن که بعد از عربستان دوم بشویم. خب این را ما باید تقویت کنیم، به نظر من یک نکته اول این است که ما ارزش افزوده این را هرچه می توانیم چه در نفت، چه در گاز تولید کنیم که در حقیقت خام فروشی نکرده باشیم، چیزی که خیلی روی آن صحبت می شود.

اما برگردیم به صحبت شما، بحث اولویت ها، من اصولا یک استراتژی را یک سال نوشتم به جای این که اولویتم را دو خطی از بالا به پایین بگذارم اولویتم را دایره ای گذاشتم.

گفتم اولویت هایم روی دایره حرکت می کند، چگونه؟ ما باید مجموعه ای از مسائل که در هرکدام از این ۳، ۴ موردی که گفتیم، یکی مصرف خانگی، یکی مصرف صنعتی اصولا صنایع انرژی بر، پتروشیمی ها، تزریق و نهایتا هم صادرات. وقتی ما راجع به این ها داریم صحبت می کنیم عده ای می آییم از بالا خبط می کنیم براساس آن واقعیت هایی که وجود دارد، ۱ – مصرف خانگی: ما آمدیم جمعیتی بیش از ۵۰میلیون را ببریم زیرپوشش گاز خب بالاخره باید به این ها گاز برسانیم، نرسانیم که مشکل خواهیم داشت بعد نیروگاه ها و صنایع، بعد هم تزریق را آوردیم و اگر چیزی ته آن ماند، صادرات می کنیم و اگر نماند صادر نمی کنیم که طبیعی است. این یک حرکت خطی هست اما گاهی وقت ها شما می بینید که مجموعه عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، این ها را در هر کدام از این ۴، ۵ مورد مصرف آنالیز می کند در مقاطعی یکی بر دیگری ارجح می شود و در این دوره دارد حرکت می کند. شما باید منظم در این قضایا فکر و برنامه ریزی کرده باشید و اولویت های تان را این طوری تعیین کنید.

اما به طور طبیعی آن چه که پیش رفته همین است که گفته می شود ما آمدیم بخش خانگی را با یک حجم گسترده ای از توزیع گاز اولویت دادیم. البته حدود ۱۰ سال پیش ما یک برآوردی در انجمن نفت ایران کردیم که ۱۰سال بعد نفتی برای صادرات داریم یا نه و به این نتیجه رسیدیم که نفتی برای صادرات نداریم. و به همین دلیل هم توصیه کردیم که برویم روی گاز و امروز آن چه که گاز داریم در کشور مصرف می کنیم معادل کل صادرات نفتی است که امروز داریم، یعنی اگر آن کار نشده بود، ما امروز نفتی برای صادرات نداشتیم. این که نزدیک ۲/۵ میلیون بشکه معادل نفت الان گاز داریم مصرف می کنیم، اگر نکرده بودیم هنوز هم باید فرآورده نفتی مصرف می کردیم و نفتی برای صادرات نداشتیم پس این حرکت درستی بود اما بخش خانگی بیشتر بحث اجتماعی و سیاسی دارد یعنی ما آمدیم در همین قضیه هم افراط کردیم. مثلا نمایندگان مجلس همه شان تکلیف خودشان می دانستند و می دانند که گاز را به شهر خودشان برسانند، این شهر در منطقه گرمسیر که آن قدرها اولویت گازرسانی ندارد اما نماینده باید برود نمایندگی آن را انجام دهد، لابی می کند تا این که گاز را هرجا که هست برساند، وزیر رای را می خواهد یک موقع برای پتروشیمی این کار را می کردند.

من خودم قبل از آقای نعمت زاده، مدیرعامل پتروشیمی شدم، رفتم آن جا دیدم ما در ارومیه پتروشیمی ساختیم مواد اولیه را از بندر امام می آوریم ارومیه، آن هم با یک کانتینرهای ویژه ای که از خارج اجاره کرده بودیم چون این حمل و نقل خیلی چیز خطرناکی بود – ماده اولیه می آمد ارومیه، ارومیه ماده پتروشیمی می ساختیم دوباره حملش می کردیم بندر امام تا صادر کنیم بعد ما می دیدیم که ارزش افزوده ای که در آن ایجاد می کنیم هزینه حمل و نقل را به ما برنمی گرداند چرا این کار شد؟ چون نماینده ارومیه احتمالا رفته به وزیر و دیگران فشار آورده که این کارخانه را بسازند و این غلط است، این کار شده و ما در خیلی جاها نباید این افراط را می کردیم بایستی ما یک حساب کنترل داشتیم. ما در ۱۵سال گذشته بالاترین رشد مصرف گاز را در دنیا داشتیم چیزی در حدود ۱۳٪ متوسط ۱۰، ۱۲ سال گذشته ما است رشد سالانه مصرف گاز تنها در کره است که دیدیم در یک سال ۱۵٪ رشد داشته،در دنیا شما چنین رشدی را ندارید، ما یک چنین رشدی را داشتیم آن هم در مصرف خانگی، چرا؟ یکی  محاسباتی که ما داشتیم یکی هم این بحث اجتماعی – سیاسی که قضیه دارد. که دیگر نمی توانیم برگردیم. به منطقه گرمسیر گاز را رساندیم، به ۴ تا روستا گاز رساندیم نمی توانیم روستای بغلی گاز نرسانیم. آن ها هم فشار می آورند و … باید حدود ۵۰، ۶۰ میلیون نفر را زیر پوشش گاز خانگی ببریم، بخشی است که بسیار بسیار مهم است بخش تزریق است که آن جا بحث فنی – اقتصادی ضرورت سیاسی اجتماعی بود، این جا ضرورت فنی – اقتصادی است که شما باید این کار را بکنید – میادین ما مثل مارون، گچساران، بی بی حکیمه، … و عموم میادین بزرگ ما از نیمه عمرشان گذشته یعنی همه اینها احتیاج دارند به یک نصب و ریکاوری یا افزایش ضریب بازیافت که باید برویم به این ها برسیم، الان متوسط ضریب بازیافت حدود ۲۵٪ است، اما میادین مان میادین SandsTon نیست که خیلی بازیافت بالایی داشته باشد، اما میادین دنیا، در دریای شمال به ۵۰٪ و ۶۰٪ ضریب بازیافتشان رسیده، ما الان ۲۵٪ است، یک ضریب یک عدد همیشه گفته شده بد نیست این جا هم گفته بشود، یک عددی هست به نام ضریب بازیافت یا recovery factor که این عدد برای میادین ما که ۵۰۰میلیارد بشکه در جا ذخیره مان است، یک درصد یعنی اگر ۲۵٪ بشود ۲۶٪ ، یعنی ۵میلیارد بشکه نفت ضرب در ۱۰۰دلار، بشود ۵۰۰میلیارد دلار درآمد ملی است، پس این یکی از پایه هاست چون نفت در زمین می ماند و دیگر درنمی آید، شما باید این کار را بکنید EOR,IOR ، این ۲ کار باید بشود و عموما باید تزریق گاز انجام شود. حالا یک جاهایی میادین نفت تزریق آب دارد، کارهای دیگر و روش های مختلف است اما تزریق گاز یکی از ضرورت هاست که در بیشتر میادین ما باید انجام بشود. پرسیدید جلو هستیم یا عقب؟ Plan این قضیه وجودداشته، حدود تقریبا ۱۴سال قبل که خود من با این قضیه درگیر بودم، یک چیزی در حدود ۵۰میلیون مترمکعب در روز ما تزریق داشتیم. البته آن موقع گاز هم زیاد نداشتیم، آن روز plan برنامه ها این بود که براساس گازهای موجود رساندیم به حدود ۸۰ تا ۹۰، برنامه ای بود که ۳فاز پارس جنوبی یعنی ۶، ۷ و ۸ برای تزریق به میادین درنظر گرفته شد، که چیزی حدود ۸۰ تا به آن اضافه می کرد، این عدد می شد حدود ۱۶۰، ۱۷۰- بعدا پارس شمالی به لحاظی که ترش بود برای تزریق در نظر گرفته شد، چیزی در حدود ۱۰۰میلیون مترمکعب می توانست به ما بدهد که برنامه های توسعه و ریخته شده بود که انجام شود و می شد چیزی درحدود ۲۸۰میلیون این عددی بود که ما وقتی در piK نگاه می کردیم حدود ۳۰۰میلیون بیشتر نیاز نداریم، که الان حدود ۴۰۰تا مطرح می شود که من خودم ۴۰۰ تا را مبنا قرار دادم، ولی اعدادی که آن روز بررسی شد حدود Max، ۳۰۰میلیون مترمکعب در روز برای صادرات گذاشتیم. بقیه همه plan وجود داشت که کارهایش انجام شد. حالا متاسفانه ۶، ۷، ۸ یک مقداری عقب افتاد، چون ۹، ۱۰ به دلیل تحریم و مسائل دیگر چاه هایش عقب افتاده، الان ما گاز ۶،۷ را و ۸ در ۹ و ۱۰ تصفیه می کنیم. چون ۶،۷ و ۸ را برای شیرین سازی نگذاشتیم، برای این که می خواهد تزریق بشود. آن جا چون شیرین سازی دارد گاز می رود آن جا و از آن جا می رود داخل بشکه برای مصرف داخلی، پس برای تزریق نمی رود به همین دلیل همان حدود ۷۰ تا ۸۰ آن موقع بود یا کمتر هم شده الان در این حد باقی مانده که این کم است، اما لازمه اش سرمایه گذاری هست که اولا در خود تزریق بشود تزریق هم همین طوری نیست که سرلوله را بگذارند سرچاه، نه؛ سیستم های تزریق می خواهند کمپرسور می خواهند، تاسیسات می خواهند که الان برای آغاجاری انجام شده گاز آن باید برسد تا این ها تزریق بشود و بایستی انجام بشود پس تزریق یک ضرورت و یکی از اولویت های بالای ماست که گاز هم برای ما حفظ می شود چون گاز که داخل مخزن می گذارید می ماند از بین نمی رود، و آن را دوباره هم می توانید استفاده کنید، ضمن این که افزایش ضریب بازیافت دارید نفت بیشتری تولید می کنید ثروت ملی را بالا می برید، پس این هم یکی از ضرورت های اولیه ماست، اما این فکر درست گاهی دچار افراط می شد، من یادم هست آقایی آمده بود و می گفت باید ۸۰۰میلیون و  هرچه گاز داریم بریزیم توی چاه، که معتقدم این حرف دفاع غلط از یک فکر درست است و نباید این جوری باشد، کار فنی، تکنیکی شده نیست بین ۳۰۰تا ۴۰۰حداکثر عددی است که گفته می شود همان قدر هم بیشتر نباید Plan کنیم به همان اندازه هم باید برنامه ریزی کنیم هرچقدر عقب تر و دیرتر اتفاقی است که در میادین ما هر روز دارد می افتد. حالا بعد می رسیم به صنایع انرژی بر که خدمتتان عرض کردم که بحث اولویت بعدی ما است و نهایتا صادرات، بحث این است که یک عده می گفتند اگر قرار باشد این کارها را انجام بدهیم ما گازی برای صادرات نداریم، بنده عرض می کنم ما گاز برای صادرات داریم، اگرچه ۱۵٪ رشد سالانه بی ربط، البته باید یک مدتی این کار را می کردیم چون جهش داشتیم، به سرعت داشتیم ملت را می بردیم زیر پوشش گاز اما از حالا به بعد باید این کنترل شود، عدد بیشتر را ما باید با مکانیسم هایی که خواهیم گفت، مدیریت مصرف داشته باشیم و این مصرف را بیاوریم پایین در حد رشد ۵٪، رشد ۱۵٪، ۱۰٪ و ۱۳٪ این ها واقعا یک حرف های سنگینی است، که ما داریم دقیقا مصرف بیهوده می کنیم صرف نظر از بحثی که آقای قمصری کردند که ما پرت های انرژی در صنایع داریم در نیروگاه هایمان داریم؛ خیلی کارها است که ما می توانیم بکنیم و جلوی مصارف بیخود را بگیریم که این مسئله بیخود الان دارد اتفاق می افتد. درصد بالایی هم دارد اتفاق می افتد، ما سیکل ترکیبی های مان را زیاد کنیم بایستی دستگاه های ریکاوری حرارت در صنایع و نیروگاه های مان، راندمان های حمل و نقل و راندمان های خانگی و تمام این ها را باید درست کنیم و این ها هیچ کدام استاندارد نیستند.

باید کلی صرفه جویی کنیم و ضمنا رشد مصرف را ۵٪ تا ۶٪ نگه داریم نه اینجا که ۱۰٪ و ۳۰٪ و ۱۴٪ که این واقعا فاجعه است. پس به نظر من ۱ – مدیریت مصرف در بخش خانگی و صنایع که باید اتفاق بیفتد. اگر اتفاق بیفتد بحث و کار افراطی را که یک عده می کنند، کنار بگذاریم و بحث های منطقی و تکنیکی و فنی را مبنا قرار بدهیم برای تزریق مان واقعا اولویت بدهیم، بعد با ذخایر عظیمی که ما داریم بحث صادرات کاملا انجام خواهد شد، صادرات ویژگی هایش چیست؟ شما صادرات غیر از مسائل اقتصادی را ممکن است داشته باشید از طریق صادرات آن چه که باید در بررسی هزینه فایده پروژه های صادراتی باید نگاه کنیم بحث سیاسی و اثرگذاری که شما در صحنه بین المللی دارید، شما نمی توانید دومین دارنده گاز دنیا باشید، از این مزیت نسبی که خداوند به شما داده در حل و فصل مسائل سیاسی استفاده نکنید، من یادم هست یک موقع ما رفتیم چین که خیلی سروصدا کرد و قرار شد ۱ میلیارد دلار گاز به بفروشیم آن ها پیش قرارداد امضا کرده بودیم هنوز نمی دانم امضا شده یا نشده من معتقدم که همان پیش قراردادی که ما امضا کردیم بسیار اثر داشت در حمایتی که چین از قضیه هسته ای در سازمان ملل از ما کرد یعنی اینها مسائلی است که شما باید از آن بهره گیری کنید و در محاسبات هزینه فایده بیاورید ما وقتی که یک صادرکننده مهم بزرگ و اثرگذار در دنیا باشیم به همان اندازه می توانیم منافع سیاسی – اقتصادی مان را در دنیا تامین کنیم حتی مسائل امنیتی راه اگر بیاییم خطوط لوله به کشورهای همسایه مانند آن چه که به هندوپاکستان می دهیم به امارات به عمان و … بدهیم، هرچه این ارتباطات و اتصالات را ما بیشتر و بیشتر کنیم ضریب امنیتی کشور را بالا بردیم. اگر ما تعداد زیادی از نیروگاه های برقمان، تعداد زیادی از لوله های گازمان، لوله های نفت مان، لوله های انرژی مان، جاده ها ی مان و … به عراق وصل بود شما فکر می کنید جنگ ۸ساله اتفاق می افتاد.

اگر مقدار زیادی سرنخ ها این طرف بود یک مقداری آن طرف بود مگر جنگ اتفاق می افتاد؟ یقینا هم ما ، هم آن ها در ملاحظاتی که داشتند لحاظ می کردند نباید جنگ کرد و اینها چیزهایی است که ما باید در ملاحظات سیاسی بیاوریم و اثرگذاری که در سطح بین المللی، یک

                                                   

 

… نفت حرف برای گفتن دارد. امروز روس ها اروپا را بابت گاز به خودشان وابسته کردند، دارند امتیازات را می گیرند. یک شیر را می بندد ۱۰۰ دلار را ۲۵۰ دلار می کند، یک شیر را می بندد می رود تری EU استفاده اش را در اتحادیه اروپا امتیازاتش را می گیرد، یک شیر می بندد یک چیزش را به آمریکا می فروشد البته من موافق شیر بستن نیستم ولی فشارهایی که می تواند ایجاد کند به دلیل آن وابستگی است، این ها چیزهایی است که شما در صادرات باید لحاظ کنید و این صادرات ضرورت ماست- یکی هم تجربه دیگران، یک عده می گویند که صادر نکنیم، بنده می گویم برویم ببینیم دیگرانی که مثل ما هستند چکار کردند؟ کشورهایی که نفت دارند و گاز برای تزریق می خواهند، جمعیت شان مثل جمعیت ما است و گازشان هم خیلی خیلی کمتر از ماست، آیا صادر می کنند یا نمی کنند؟ به عنوان مثال کانادا را در نظر بگیریم، که ذخایر عظیم نفت سنگین دارد، بنابراین گاز و مایعات لازم دارد برای این که نفت ها را سبک کند، اما ۹۸٪ گاز وارداتی آمریکا را کانادا تامین می کند، یعنی یک چیزی حدود ۲۰٪ بازار صادرات گاز دنیا را کانادا دارد در حالی که ذخیره اش حدود ۱٪ دنیا، یعنی ۱۶ برابر از ما کوچکتر ذخیره دارد، سهم بازارش ۲۰٪ است در حالی که سهم بازار ما صفر درصد است و ما ۱۶ برابر آن جا گاز داریم شما بروید نروژ را ببینید، نروژ از ما ۵، ۶ برابر کوچکتر است اما ۸٪ بازار صادرات دنیا را دارد در حالی که می دانیم بالاترین ضریب ریکاوری را هم نروژ دارد در دریای شمال، یعنی بیشترین تزریق گاز را دارد انجام می دهد. مالزی، اندونزی و الجزایر، همین وضعیت را دارند.

از ۱٪ تا ۴٪ ذخیره دارند، در حالی که صادراتشان بیشتر از ماست، بنابراین این نشان می دهد که قانون بازی این نیست که ما بگوییم اصلا صادرات نمی کنیم و کنار می کشیم و می گذاریم بازار در خدمت دیگران باشد، دیگران سود ببرند و ما سهم بازار نداشته باشیم.

تکمیل صحبت های حسینی توسط آقای قمصری: با توجه به استنباط هایی که در جامعه وجود دارد احتمالا این مباحث منتشر می شود، بد نیست که روشن بشود واقعا، بحث خام فروشی و صادرات و تولیدات حاصل از این رو خوب است که واقعا بر آن تاکید داشته باشیم منتهی همان طور که آقای حسینی فرمودند بحث افراط و تفریط هست، واقعیتش این است که من فکر می کنم شخصا اگر ما بخواهیم که خام فروشی را کامل کنار بگذاریم قطعا نمی شود یعنی شما بدانید بسیاری از کشورهای دنیا بالاخره سرمایه گذاری کردند و حاضر نیستند همه تولیدات ما را به صورت تولید بخرند، پس بنابراین من فکر می کنم خام فروشی به صورت ۱۰٪ مردود است و فروش محصولات هم به صورت کامل مردود است. ما باید آن نقطه obtimom، آن وسط را پیدا کنیم که ببینیم واقعا منافعمان کدام است ضمن این که الان هم آن چه صادر می شود در واقع از آن ۴ تا مواردی که ایشان ذکر کردند بر اساس اتان، متان، اتیلن C5+C5 که سوخته نمی شود. از هم جدا می شود و صادر می شود و فقط آن ۲ تای اول هست که در واقع مصرف می شود و مطلب بعدی برای این که ذهن روشن بشود به عنوان مثال فرمودند ما بهتر است بتوانیم با همسایه ها ارتباط برقرار کنیم شما می دانید که سنگاپور زیاد رابطه خوبی با مالزی ندارد، مع هذا از این حالت استفاده کرده خیلی راحت دارد پوئن می گیرد و استفاده می کند و دنیا هم مواظب است ولی در بحث آب، می دانیم سنگاپور آب خوراکی ندارد.

آب خوراکی سنگاپور را مالزی تامین می کند و این مثل یک شیر است که خیلی راحت هر موقع بخواهد آن را سفت و شل می کند با همین ملاحظات هم توانسته تعادل سیاسی را برقرار کند خیلی راحت امتیاز و قدرت دارد و استفاده می کند، بنابراین اگر ما بتوانیم صادرات خوبی داشته باشیم و در بالانس های دنیایی شرکت کنیم، نمره اعتماد خوبی به ما می دهند.

سوال آقای حسینی از آقای ثمری:

توضیح آقای ثمری:

به نام خدا من اجازه می خواهم که از قسمت آخر فرمایشات آقای حسینی شروع کنیم چون آن زمانی که خودم در شرکت گاز بودم این بحث صادرات همیشه یک پتکی بود که بر سر مدیران صنعت نفت می خورد و ما صادراتی را که نداشتیم و به عقیده من هنوز هم صادراتی که نداریم متهم به آن هستیم. در قبل از انقلاب کل گاز تولیدی کشور که آن هم گازهای خیلی ناب و خیلی ارزشمند مثل گاز همراه بود، ما فقط گاز همراه تولید می کردیم. کل گاز همراه تولیدی کشور صادر می شد، یعنی در واقع از ۴۰ میلیون گازی که ما تولید می کردیم در حد ۴ و ۵ میلیون آن در ۲ استان کشور یکی تهران و یکی هم شیراز مصرف می شد، خوشبختانه آن حجم گاز هم به صنعت می رفت، یعنی می رفت به جایی که ارزش افزوده ای پیدا می کرد و بقیه گاز صادر می شد، بنابه معادلات سیاسی که کشور با بلوک شرق و غرب داشت- ما بعد از انقلاب جریان صادرات گاز را متوقف کردیم و در سال های اولیه بعد از انقلاب کل موجودی گاز ما همان گاز صادراتی بود که توسعه گاز کشور از آن جا صورت گرفت و زمانی در وزارت نفت گفته می شد ما به ازای هر مترمکعب گازی که بتوانیم جانشین فرآورده کنیم، ۱۲ سنت ارزش افزوده داریم با این تفکر گاز طبیعی از همان ابتدای پیروزی انقلاب بستر به اصطلاح مصرف شبکه داخلی کشور شد، بعد که این ۴۰ میلیون به صفر رسید یعنی demaid دیگر گاز نداشتیم، رفتیم دنبال منابع گازی که میدان های گازی مستقل به دست آمد و الان هم بالاخره این روند تولید و مصرف گاز در داخل کشور ادامه خواهد داشت الان هم که داریم به ترکیه گاز صادر می کنیم، من خودم به عنوان یکی از مدیران سابق در شرکت ملی گاز در حضور وزیر وقت شاهد ۲ موضع گیری متفاوت بودم، این ها را از این بابت می گویم که توجهی به افکار بشر شود، که چگونه آینده را نگاه نمی کنیم و زمان ها را از دست می دهیم. بحث به اصطلاح واردات گاز مطرح شد، بالاخره مدیران وقت در حضور وزیر می گفتند این گازی که می خواهد وارد شود برای چه می خواهیم، در آن مقطع زمانی که داشتیم زندگی می کردیم بالانس گاز به گونه ای بود که احساس می کردیم این گازی که ما از ترکمنستان وارد می کردیم اصلا ضرورتی نداشت بعد به فاصله کمتر از یک سال در همان جلسات هیئت مدیره در حضور همان وزیر وقتی بحث صادرات گاز مطرح شد گفتیم از کجا گاز صادراتی را بیاوریم، یعنی یک عده می گفتند این گاز را از کجا بیاوریم صادر کنیم. یادم هست که وزیر وقت گفت من نه گاز برای شما وارد می کنم و نه گاز از شما، صادر می کنم من گاز را وارد می کنم از یک جای دیگر هم صادر می کنم، یعنی الان آن اتفاق افتاده، آن چیزی که تقریبا صادرات است، ما داریم کمتر از آن چیزی که از ترکمنستان وارد می کنیم صادر می کنیم یعنی به عبارتی ما گاز صادر نمی کنیم، پس این همان زمان است. من یادم هست که بحث قطعی گاز مطرح می شد، مرتب مطبوعات یک چاشنی می دادند، برای مردم هم سوال مطرح می شد که ما وقتی گاز نداریم برای چه صادر می کنیم، ما گاز را صادر نمی کنیم ما گازی از یک جایی وارد می کنیم با یک حجم کمتری صادر می کنیم.

و آن سیستم هم در قراردادهایش به گونه ای قشنگ عمل کرده بود که ما در مقابل ۲۰ میلیون چون قیمت صادرات و واردات یک قیمت محرمانه ای بوده و نمی توانستیم بیان کنیم گازی که وارد می کردیم ۸ میلیونش را صادر می کردیم قیمتش برابر می شد، یعنی ۱۲ میلیون مترمکعب گاز مجانی برای این مملکت می ماند. پس این فضایی که برای بحث صادرات مطرح شده بعد هم بر سر صادرات می زنند یک فضای کاملا کاذبی است، این فضا الان وجود ندارد واقعا نمی شود که ما دومین کشور دارنده گاز جهان باشیم اما در بخش صادرات در نقطه صفر هم نباشیم در واقع منفی هستیم. بحث صادرات یک سوژه ای شده که ما به گرفتاری های داخلی مان نتوانیم بپردازیم. من روزی در سایت یکی از بزرگوارها که در آن مقطع نه، ولی در مقطع دیگر جزو مقامات مجلس بود دیدم که به شدت بحث صادرات باز شده بود، چرا صادرات به هند و پاکستان، چین و… حالا ما کاری به قیمت و بحث قرارداد نداریم ماهیت صادرات را عرض می کنیم ایشان نقد کرده بود بعد هم در یک جمله خلاصه گفته بود خام فروشی حرام است جمع بندی صحبتش این بود، ما خیلی فکر کردیم که جواب این را نمی توانیم بدهیم. به عنوان کسی که در صنعت استخوان خرد کرده می دانیم چه مشکلاتی داریم، همه مشکلات ما بحث صادرات نیست ببینیم چه جوابی بدهیم ما نوشتیم اگر خام فروشی حرام است خام خواری هم حرام است ما داریم گاز را در مملکت خام می خوریم، این آمار و ارقامی که جناب آقای حسینی اشاره کردند در واقع این ها رشد مصرف ۱۳٪ است در حالی که متوسط جهانی کمتر از ۱۴٪ است ما افتادیم روی یک منابع گازی که فکر می کنیم فقط و فقط متعلق به این نسل هست و نسل های آینده دیگر قرار نیست در این مملکت حیاتی داشته باشند و حقوقی ندارند و در واقع این را خام خام دارند می خورند و همین گازی است که به منازل داریم می دهیم من یادم نمی رود در یک مقطع زمانی حقیقتا در مجلس مورد سوال قرار گرفته بودم که گفتند چرا به یکی از شهرهای جنوبی کشور گازرسانی کرده اید؟ این ایراد دارد و بعد ما در آن جلسه پاسخ دادیم و گفتیم چه ایرادی دارد ما نگفتیم مردم آن شهرستان از انرژی باید محروم باشند، به اصطلاح مملکت ما از سردسیر گرفته تا گرمسیر، همه این ها حق استفاده از انرژی را دارند منتهی چه کسی گفته انرژی که در تهران مصرف می شود با انرژی که در یکی از شهرهای جنوبی مصرف می شود یکسان است؟ انرژی که در یک شهر مصرف می شود با انرژی که در یک روستا مصرف می شود الزاما یکسان هست، این درواقع باید به گونه ای توزیع بشود که ما در هر جایی این انرژی را بهینه مصرف کنیم، در همان جلسه یکی دیگر از نمایندگان بعد از ۱ ساعت که ما را در سوال و جواب مثل رینگ بوکس مورد حمله قرار دارد، بالاخره دلش سوخت و گفت که به این آقای ثمری بگویید حرفی که زده «من تحصیل کرده انگلیس هستم» گفتند که به شهرهای جنوبی برق بدهیم، به برق در اروپا می گویند انرژی سبز یعنی ایشان بهترین انرژی را گفتند به آن شهر بدهید، ما خودمان در قبل از انقلاب در صنعت نفت کار می کردیم، جالب است که بدانید ما در خانه های سازمانی صنعت نفت، اجاق گاز نداشتیم هیتر برقی داشتیم، در زمستان مصرف کننده گاز شبکه های گاز بودند. زمین های باتلاقی و جنوب که گاز را می برید دفن می کنید، بمب هایی است که ساعتش مشخص نیست هرچقدر هم که ما بتوانیم هنرمندانه  این ها را نگه داری کنیم، سیستم های حفاظتی داشته باشیم و… ولی بالاخره این ها در زمین های باتلاقی نسبت به زمین هایی که به اصطلاح خشک باشد و شرایط بهتری داشته باشد ضریب آسیب پذیری و نگه داری اش متفاوت هست، ما توزیع انرژیمان در کشور مسئله دارد، من حقیقتا تاسف می خورم که در سال اصلاح الگوی مصرف مردم را خطاب قرار می دهیم و سر چهارراه ها می گوییم آب کم مصرف کنید، برق کم مصرف کنید، انرژی کم مصرف کنید، ما در واقع تمام نگاه مان را برای الگوی مصرف متوجه مصرف کننده کردیم یعنی آن END User را در واقع خطاب قرار دادیم، در حالی که END User هر چقدر به اصطلاح احساس مسئولیت کند، هر چقدر هم که ملی فکر کند، هر چقدر هم بنابه آن قید و بند شرعی که دارد بخواهد دستور مقام معظم رهبری را رعایت کند محدودیت هایی دارد، به لحاظ این که ما در ساختارهای مصرفمان به گونه ای عمل نکردیم که Xهایی که ما در آن ساختارها گذاشتیم نمی تواند مسئله را حل کند آن فقط و فقط می تواند شیر گاز یا آب را کم یا زیاد کند، ما همین الان در سال اصلاح الگوی مصرف شاهد تصمیماتی در مراجع قانون گذاری و در مراکز دولتی هستیم که با اصل ساختار، مغایرت دارد، ما چرا وقتی بحث الگوی مصرف می شود همیشه به مردم و مصرف کننده نگاه می کنیم، به آن هایی که در واقع این ساختارهای غلط را بنیان می گذارند نگاه نکنیم! مثلا فرض کنید در مورد روستاها، روستاهایی که به لحاظ ساختار زندگی که دارند هر چقدر هم تلاش کنند پرت بالایی را در مصرف انرژی دارند، چرا ما گاز را از یک فاصله طولانی ببریم به یک روستایی که در آن جا فقط و فقط اجازه مصرف می دهیم و بعد هم کلی پرت مصرف داریم چرا در نگاه گازرسانی به روستاها به جای این که فاصله روستا را تا خط لوله مدنظر قرار بدهیم نگوییم اگر روستاها یک صنعتی داشته باشند گاز اولویت دارد، که ما لااقل به خاطر آن صنعت گاز را به روستا ببریم و در کنار آن صنعت هم اهالی آن روستا گاز را مصرف کنند یعنی به عبارتی آن هایی که بحث خام فروشی را مطرح می کنند و افکار عمومی جامعه ما را مخدوش می کنند و نمی گذارند واقعیت ها جا بیفتد، این خام خواری را مطرح می کنند، مشکل اصلی ما در انرژی در کشور مشکل خام خواری هست، ما باید این مسئله را حل کنیم.

من حقیقتا می خواهم بگویم که بحث تزریق را جناب آقای حسینی به درستی اشاره کردند، ما در تزریق هم داریم بیراهه می رویم بحث ها و گفت وگوهایی می کنیم که آن کسی که بحث صادرات را مطرح می کند اصلا به تزریق توجهی ندارد حتما تزریق جایگاه خاص خودش را دارد.

ولی این نیست که ما هم صادر نکنیم هم تزریق نکنیم و هم گاز را ببریم داخل بشکه های مصرف استفاده بی رویه کنیم. من جمع بندی عرایضم را می خواهم این طوری بگویم، آن مثالی که در جمع مدیران گاز در یک مقطع زمانی اشاره کردم که وقتی واردات مطرح می شود چکار می خواهید بکنید وقتی صادرات مطرح می شود می گویید از کجا بیاوریم، این نگاه های نزدیک بینانه را در واقع از بحث انرژی کشور دور کنیم ببریم به یک نگاه های واقع بینانه و استراتژیک، مشکلی که الان در انرژی کشور وجود دارد مخصوصا در مورد گاز ما این است که چون الان سبد اصلی انرژی کشور از گاز تشکیل می شود، ما به بالای ۶۰٪ رسیدیم، این که چون ما استراتژی نداریم، هرگونه مصرفی می تواند نقد بشود، اگر استراتژی داشته باشیم در سطح بالای کشور که بالاخره جایگاه خوبی که در ریاست جمهوری برای مدیریت انرژی تعریف شده اگر ما در آن جا بتوانیم استراتژی توزیع انرژی در کشور را تعریف کنیم آن وقت هر نقدی که باشد در آن استراتژی برای یک سال، دو سال، سه سال در نهایت وقتی که دیگر قانونمند شود ما برابر آن استراتژی باید عمل کنیم که اگر استراتژی به نظر من در دستور کار قرار بگیرد برای گاز، هم مصرف داخلی جای خودش را خواهد داشت هم تزریق جایگاه خودش را خواهد داشت و هم صادرات، قطعا در آن استراتژی صادرات باطل نخواهد شد و صادرات به عنوان یک امری که اصلا مناسب مصالح کشور نیست مورد بحث نخواهد بود. صادرات هم جایگاه خودش را خواهد داشت و این گونه نخواهد شد که وقتی که ما یک بحث را تحت عنوان صادرات با یک کشور خارجی داریم درست در جاهای حساسی که داریم به نتیجه می رسیم صداهایی از جاهای دیگر می آید که آن ها هم مرجع هستند، چه مرجع قانونگذاری و چه مرجع اقتصادی و چه صاحب نظر هستند، بالاخره این مذاکرات را تحت الشعاع قرار می دهد این قشنگ نیست حقیقتا برای ما و می باید برای انرژی دارای یک استراتژی باشیم و این استراتژی در سطوح بالای نظام این تصمیم گیری ها را جمع بندی کند و مسئله انرژی در کشور حل شود.

سیدجعفر حسینی: 

یک نکته جالب آخر حرف تان فرمودید گفتید استراتژی جامع داشته باشیم. ظاهرا یک ضعفی که حالا برمی گردد به این که در کشور ما وظایف تصدی گری از حاکمیتی تفکیک نشده، این ضعف از قدیم است قانونگذار می خواست با شورای عالی انرژی حل کند که یک اجماع بین بخش های مختلف انرژی باشد که ظاهرا آن شورا هم خیلی موضوعیتی ندارد، این نکته مهمی است که ما می خواستیم از موضوع بحث خارج نشویم حالا که استراتژی جامعی در انرژی نیست، یعنی خیلی ها معتقدند که همه را باید با هم دید، وقتی ما جدا از همه می بینیم خیلی از این مسائل و مشکلات پیش می آید، حالا مثل این که بحث آرام آرام دارد در بحث صادرات متمرکز می شود، موضوع اصلی باید این باشد، ما با توجه به این بحث مطالبی را صحبت کردیم ضمن این که می خواهیم نظرات خودشان را در مورد این بحث بیان کنند. یک بحثی که بعضی از منتقدین بیان می کنند، می گویند اگر ما بیاییم تفکیک آمار کنیم با توجه به این که اگر ما گازمان را به منابع بالقوه و بالفعل تقسیم کنیم یکسری گازهایی قبل از انقلاب به عنوان گازهای همراه استفاده می شد.

بحث گازهای کلاهکی و بحث میادین مستقل گازی، قائلند که این خلط مبحث شده یعنی اگر ما آمارها را تفکیک کنیم. باز همان انتقاداتشان پابرجا می ماند، در این باب نظرات شما چیست، ضمن این که این بحث را مطرح می کنیم، این بحث را مطرح می کنیم اگر آمارهای تفکیکی بین گازهای میادین مستقلمان گازهای کلاهکی و گازهای همراه شود آیا ما باز هم می توانیم در هر ۳ حوزه نقش پررنگی داشته باشیم یا نه؟ چون بعضا در بعضی خبرها در آن سالی که با ترکیه مشکل گاز پیدا کردیم و صادرات هم یک مدتی قطع شد مجبور بودیم بعضا از گازهای کلاهکی استفاده کنیم چون که زمستان سرد داشتیم و ترکمنستان هم آن طوری ما را زیر فشار گذاشته بود، مجبور شدیم این کار را بکنیم.

حالا نظر شما؟ سوال حسینی از آقای پیمان باک یا وطنی

به نام خدا. تشکر می کنم اولین سوال این است که الگوی مصرفمان چیست؟ کجا اسراف کردیم؟ حالا بخواهیم اصلاحش کنیم، اولین چیزی که اطبا و پزشکان می گویند، اول تشخیص بعد تجویز، ما اول بیماری مان را تشخیص بدهیم که چیست بعد نسخه اش را بنویسیم، همین الگوی مصرف را دوستان فرمودند کسی در یک جایی نشسته است متناسب با جایگاه خودش تمام قوانین و سند چشم انداز بیست ساله و برنامه توسعه اقتصادی پنج ساله و برنامه سالانه را به راحتی با یک سخنرانی یا تریبون تنظیم می کند. یا به عبارت دیگر مهندس ثمری فرمودند استراتژی، وقتی که قانون می شود همه پایبند اجرای آن می شویم به چه منظور؟! اگر به توسعه پایدار اعتقاد داریم، پس یک الگو برای خودمان بسازیم، من می خواهم به توسعه برسم و توسعه ام می خواهم پایدار باشد، حالا من نمی گویم گاز، می گویم منابع انرژی، کشور ما خوش بختانه با ارقامی که سند نفت دارد نشان می دهد اگر آقای چاوز شیطنت نکند هم در نفت هم در گاز دومین جایگاه را در جهان داریم، انتظار این است که ما به عنوان کشوری که این ۲ تا مزیت نسبی را دارد در توسعه پایدار از این ها بهره برداری بهینه کنیم، آقای ثمری فرمودند معاون پالایشگاه خانگیران بودند، ما یک روز جمعه قرار بود با یک روحانی که همراه ما بود تا ظهر برگردیم. زمستان بود، گفتیم برویم سر چاه های گاز من ایشان را بردم و ساعت ۶ برگشتیم و ساعت ۴ هوا تاریک شد همه آقایان نگران شده بودند که روحانی ما کجا بردند؟ وقتی که برگشتیم چون خیلی برف بود آن زمان که آسفالت نداشتیم بین چاه ها و پالایشگاه ها طرف من گفت اگر، من فکر می کردم تامین چاه گاز مثل چاه آب هست و در آن هم شیری هست تا باز می کنند گاز می آید. تازه من خیلی تخصصی به شما نگفتم که گفت این همه آدم و این همه تشکیلات باید کار کند این گاز به پالایشگاه بیایید این قدر روی این گاز کار شود تا ما در خانه در مشهد استفاده کنیم. روحانی گفت از این به بعد اگر رفتم روی منبر به مردم می گویم چه طوری مصرف کنند آن وقت اولا من یک جمله ای که این جا نوشتم این که داشتن منابع یا ذخیره زیاد نفت یا گاز ما را به خطا نبرد، حتی این که مقام دوم هستیم ما را به خطا نبرد، همه این ها تمام شدنی هستند، همکارها فرمودند ما باید به نسل های بعد هم فکر کنیم، بنابراین واقعیت این است که برگردیم به این گازها که ما الگوی مصرف می خواهیم اول در سال اصلاح الگوی مصرف خودمان الگوی مصرف را به نتیجه برسانیم و بعد استمرار بدهیم. ای کاش آقایان از مجلس هم این جا بودند و من خواهشم از شما این است که مطمئن باشید با یک نشست و با یک گفت وگوی چند ساعته نمی شود موضوع به این مهمی را حل و فصل کنیم. اگر هر خط از فرمایشات آقای مهندس حسینی را بخواهم بگویم بشود در یک دستور قرار داد و روی آن بحث کارشناسی و علمی کرد. اعتقاد داریم، به امنیت ملی و اقتدار ملی، همه ما در مورد عشقمان داریم فکر می کنیم، اگر بحث مصرف داخل هست، اگر تزریق هست اگر صادرات هست همه در کنار هم اند؟ این که منافع ملی ما چگونه ایجاب می کند اصلا بعضی از این ها را نباید از هم جدا کنیم حضرت علی(ع) می فرمایند که انسان برای این که به کمالش برسد باید از گرایشات مادی و معنوی از هر کدام به آن اندازه که لازم است بهره ای بگیرد تا به آن کمالش برسد، یعنی افراط و تفریط نباید بکنیم. حالا ما هم از انرژی یا از گاز یا از نفت. حالا ما بحثی قبلا با خود آقای مهندس ثمری داشتیم که یک وقت اشتباه نکنیم حالا اگر تصمیم گرفتیم راهی از مصرف فرآورده های نفتی به گاز باز بکنیم خیلی خوب حالا نفتمان آزاد شد، ما سبد انرژیمان یکی است، آقای مهندس حسینی فرمودند حالا معادل ۲/۵ یا بیشتر میلیون بشکه نفت در روز سهم گاز در سبد انرژی کشور است، از نفت خام، جمع بزنید سرانه را در بیاورید سرانه مصرف در کشور و شدت انرژی در کشور در مقایسه با جهان بیشتر است بیاییم خودمان را با شاخص های جهانی و منطقه ای حداقل با کشورهایی مثل خودمان مقایسه کنیم، ببینیم وضع این ها چیست، ما تا گاز کم می آوریم نباید فشار بیاوریم روی وزارت نفت و شرکت ملی گاز که گاز بیشتری تولید کن، یا چون گاز داشتیم نباید همه را به لوله ها ببریم در خانه ها، من یک جمله به شما بگویم ما از گاز به جای اشتعال باید به اشتغال فکر کنیم، بدترین نوع مصرف گاز اشتعال گاز است حالا یک قسمت هایی را آقای مهندس حسینی فرمودند. شما وقتی به اتیلن تبدیلش کردی یا اتیلنش را جدا کردی، یعنی C2+ را از گاز طبیعی جدا کردی… می توان بیش از ۳ هزار فرآورده از آن به دست آورد، یعنی واژه ای مثال می زنم، پتروشیمی، پتروشیمی یعنی نگویید من دو مرتبه از گاز طبیعی CH4، نیتروژنش را بگیرم، از هوا ازت و آمونیاک تولید کنم و بعد آن را اوره کنم و بعد بگویم پتروشیمی آقای نماینده محترم مجلس دلت به این خوش نشود که پتروشیمی داریم، اولا گاز آمونیاک را در خانه های مردم کنار شهر با آن عظمت بردی اگر یک مشکل زیست محیطی پیش بیاید، آن شهر و استان را فلج می کند. به عبارت دیگر اجازه بفرمایید کارشناسان بگویند، این پالایشگاه کجا باید باشد وقتی که منافع ملی هست چند پارامتر هم هست برای تعیین محل یک پتروشیمی یا هر کارخانه ای: دسترسی و نزدیک بودن به منابع اولیه و نزدیک بودن به محل مصرف. اگر بگوییم صادرات، تسهیلات لازم برای صادرات هست. شما پالایشگاه گاز خانگیران را دارید آن قدر آن جا راحت توجیه پیدا می کنید برای این که گوگردش را می خواهید صادر کنید، بالای ۲ میلیون تن آن جا ذخیره است، بهترین نوع گوگرد دنیا خانگیران است، از نظر خلوص، درجه خلوصش خوب است، ولی نوع تولیدش هنوز اشکال دارد، صحبت آقای… حالا عرض بنده این است کاش نمایندگان محترم مجلس این جا حضور داشتند، من خوشحالم علیرغم این که خیلی دوستان پشت سر نقدهایی می کنند نه تنها مخالفتی ندارم بلکه هر خط حرفشان را شما باید دستور یک جلسه قرار بدهید اما همه این ها پیاده و عملیاتی بشود. پس تدوین، تنظیم و تصویب و قانونی کردن الگوی مصرف و بعد سال به سال اصلاح، آن هم در یک برنامه درازمدت فکر نکنید یک ساله به این الگو می رسیم من یک مثال برای شما بزنم وزارت نیرو کاری ندارم که برقش را به چه قیمتی تولید می کند چون بالاخره اگر نفت هم باز نبود یا دوستان در شعارها می گویند صادرات غیرنفتی اگر شما میعانات گازی و اتیلن این ها را از آن حذف کنید ببینید چه برایش می ماند، در کشاورزی، اگر نقش گاز، نفت و محصولات پتروشیمی را از آن بیرون بیاورید چه از این کشاورزی می ماند؟ خلاصه بحث من این است که ما بیاییم این ها را نظام مندش کنیم، قانونش کنیم و به تصویب برسانیم و بعد هم پای آن بایستیم. وزارت نیرو آمد چه گفت: آمد گفت لامپ کم مصرف، یک قدم آمد جلو، خود من دیدم در ۲ ماه قبل از آن ۱۳۰۰۰ تومان پول برقم می آمد حالا می آید ۶۰۰۰ تومان. درست است من پولش را دادم لامپش را خریدم، کار ندارم بعضی موقع ها لامپ ها زود زود می سوزد و آن هم استاندارد نیست… من عرضم این نبود که گاز داریم که، حالا آقای مهندس فرمودند که همه فشار را به مصرف کننده و مردم نیاوریم، یک کار دیگر که انجام داد برای اصلاح الگوی مصرف برق های وزارت نیرو را که شب همه اش روشن بود یک شب نشان داد که از فردا شب وزارت نیرو مال خودش را بست، ما اول می گوییم سهم خود دولت از مصرف انرژی آن هم گاز چقدر است؟ خود دولت بیاید بگوید من می خواهم ۱٪ مصرف خودم را کمتر کنم سازمان های دولتی شروع کنند، بنابراین وقتی ما می آییم مصارف خانگی، همه اش دنبال این نرویم که هر چه شبکه مصرف را توسعه بدهیم، بنابراین گاز بیشتر تولید کنیم و مصرف کنیم، نه این غلط است، مثال دارم، سازمان نظام مهندسی نقشه ساختمانی اش چیست؟ من گاز تولید می کنم پنجره ها مشکل دارد، دیوارها و ساختمان ها مشکل دارد، حالا رشد جمعیت ما چقدر شده، آیا مصرف گاز ما متناسب با رشد جمعیت است یا رشد جمعیت این چند سال اخیر منفی شده، آیا کارخانجات صنعتی ایجاد کردیم.

چه چیز اضافه ایجاد کردیم که رشد مصرف انرژی و سهم گازمان بالا رفته به قول فرمایش آقای مهندس حسینی اگر جایگزین مصرف گاز نبود شما امروز چه سهمی از درآمد ارزی را از نفت داشتید؟ به عبارت دیگر من این را می خواهم بگویم اصلا فرض کنیم الان نه نفت داریم و نه گاز مثل بنگلادشیم، چه کاری برای تامین انرژی و ارز می کردیم، تا تزریق می گوییم می گوید نفر اول هستم، تا می گوییم صادرات دستش را می گیرد بالا، تا می گوییم تولید فناوری نفت و گاز دستش را می گیرد بالا، تا می گوییم تربیت نیروی دانشگاه، چند تا انستیتو گاز داریم در مملکت؟ یک انستیتو نفت داریم. آیا مهندس

 

 

 اگر نبود حمایت های وزارت نفت غیر از دانشگاه نفت ما در کدام دانشکده رشته مهندسی نفت را داشتیم، ما امسال برای اولین بار در  دانشگاه تهران توانستیم برای کارشناسی مهندسی نفت از وزارت علوم مجوز بگیریم دانشگاه شریف با آن عظمتش با آن جایگاهش یک نفر دکترای نفت دارد، یک نفر، دانشگاه پلی تکنیک امیرکبیر یک نفر هم دکترای نفت ندارد. اگر دارند،  همه شان زمین شناسند، اگر می خواهید از امکانات منابع گاز و نفت استفاده کنید به مصرفش فکر نکنید، به منابعش فکر نکنید که نفر دوم هستید آیا از نظر تربیت نیروی انسانی متخصص هم دوم هستید؟ آیا از نظر تولید فناوری، صادرات فناوری همین طور باز هم بحث خام فروشی شما بگویید «جاء الحق ذهق الباطل» شما یک چیزی بگذارید بعد بگویید خام فروشی نکنید ما چه کار کنیم همین جور که در نفت و گازمان مقام دوم ذخائر هستیم، از نظر تربیت نیروی انسانی دوم هستیم در دنیا، از نظر تولید فناوری هم دومیم، اتفاقا صادرات فناوری هم دومیم، ببینید این ها Target ما باید باشد، این ها را باید قانونش کنیم، حالا شما ۲ روز دیگر معرفی وزیر نفت دارید من یکدفعه در همین مجلس همین را عرض کردم، گفتم هر کسی که به عنوان وزیر نفت می خواهید پیشنهاد کنید، اولین چیزی که از او می خواهید برنامه است، بگو  ۵٪ می خواهید به ضریب برداشت اضافه کنید، نیم درصد، برنامه گفته ۱٪ نه و حق هم همان یک درصد هست گفتم تعهد و برنامه داشته باشد من اگر آمدم بعد از ۴ سال این خروجیم است، بنابراین خلاصه حرف های بنده این شد که ما به نفت و گاز به عنوان یک مزیت نسبی نگاه کنیم، در راستای توسعه پایدار نظام مند و قانون مند جلو برویم، اول الگوی مصرف مان را تدوین و تنظیم کنیم و بعد شدت انرژی مصرف را کنترل کنیم، به جای تولید بیشتر اگر مصرف بهینه سازی بشود، آن هم درست است، یکی از نمایندگان مجلس در رادیو  رادیو جوان گفت من یک مدتی هر شب با این ها مصاحبه تلفنی داشتم، آن نماینده محترم مجلس……. شهرهای جنوبی کشور عضو کمیسیون مجلس هم بود، اتفاقا بحث ایشان این بود که من عضو کمیسیون انرژی مجلس هستم و نماینده مجلس هم هستم پس تمام روستاهای محل ماموریت من بایستی گازرسانی شود، بالاخره نماینده مجلس بود و پخش زنده هم بود دیگر من همین یک جمله را عرض کردم که ما هیچ اختلافی نداریم ما با همکاران هم نظر هستیم، منتهی این ها باید قانونمند و نظام مند بشود و بعد ضمانت اجرایی پشت سرش باشد، فقط منحصر به جلسات متعدد نشود، ولی اولویت این است مردم حق دارند که از دولت، از کشور و از مجلس انرژی بخواهند، من همین را عرض کردم اما نوع انرژی را اجازه بدهید کارشناسان و متخصصان وزارت نفت تعیین  کنند، یک جا برق می خواهد یک جا LPG جواب می دهد، بگذار به آن بدهیم، منتهی نه این که هر روز به آن گاز برسانید نه این که در زمستان طرف مشکل پیدا کند باید در تابستان آن جا Depo کنید. بنابراین اول به شما تبریک می گویم بالاخره روزنامه خراسان بلکه شروع کرد، به میمنت حضورش در جوار حضرت رضا (ع) اما خواهشم این است که دوندگی کنید، بقیه رسانه ها حتی رسانه ملی باید بدانند، در یک جلسه انتظار نداشته باشید به جمع بندی کلی برسیم، نگاه همگی نگاه منافع ملی و اقتدار ملی هست بنابراین بهینه سازی مصرف، کاهش مصرف، تدوین و تنظیم امور و ایجاد یک تشکیلاتی که بگوید الگوی مصرف در بخش های مختلف این است نیاز است، مثال می گویم. شما چه طوری الان برای کولر یک سنسور گذاشتید که تا اینجا سرد شود خودش خاموش کند. ما کجا برای گرمایش در زمستان در خانه ها این را گذاشتیم!؟ در صورتی که این یک کار بسیار ساده ای است، همه یاد گرفتیم تا گرم مان می شود پنجره را باز کنیم، با تی شرت و با لباس زیر در خانه زندگی کردیم، من در انگلیس بودم اگر گاز نبود ما بیچاره می شدیم چقدر سرد بود، آن انگلیسی گفت مگر شما شب ها گاز روشن می کنید؟ گفتم پس برای چه گاز کشیدید؟ بعد یاد گرفتیم شب ها روی مان پتو بیندازیم و درس بخوانیم بچه کوچک روی خودش داخل اتاق لحاف می انداخت. کجا ما این زندگی ها را داریم، متوسط دمای منزل در دنیا ۱۸ درجه است در ایران ۲۲ درجه است.

شما حساب کنید کل فضایی که در کشور ماست مصرف چه اندازه است یعنی ما باید الگوی مصرف را پیدا کنیم  و دنبال اصلاحش برویم، اولویت بندی هم خوب است به نظر من از مصرف داخلی شروع کنیم بعد تزریق و صادرات، اصلا مخالفتی با صادرات ندارم، من در مورد صادرات فقط یک چیز می خواهم بگویم، آن هم این است که همان کاری که در سند چشم انداز است برای نفت هم پیش بینی شده، مثلا ما باید دومین کشور دارای توانمندی صادرات نفت باشیم این خوب است، یعنی افزایش توانمندی ما، گاز هم همین است شما بگویید من می خواهم به روسیه برسم و توان صادراتم را بالا ببرم، توان صادرات با صادرات فرق دارد بهتر است  با کشورهای مختلفی بنشینیم و گفت و گو کنیم……. ببینیم که  ارتباطات با کدام کشور می تواند به امنیت و اقتدار ملی مان کمک کند. تعصب به خرج ندهیم که حالا تشکیلاتی به نام صادرات گاز داریم یا باید تعطیلش کنیم یا باید همه اش را صادر کنیم یا برای تزریق، بنابراین همه این ها را به هر میزان که لازم است، کار عملی کنیم، البته رسانه های جمعی و ملی ما هم باید بسترسازی کنند و جامعه را آماده کنند. مسئولین به خصوص نمایندگان مجلس باید بیشتر بنشینند صحبت کنند که این ها قانون مند شود و یک جایی اگر به این جمع بندی رسیده شد دیگر دور نزنند. صحبت آقای مهندس قمصری: اجازه بدهید آقای حسینی من یک مطلبی را اضافه کنم چون یک بال قضیه گفته شد آن هم بال مصرف یک بال قضیه هم بال تولید است که باید همین حساسیت هایی را که روی مصرف داریم روی بخش تولید هم داشته باشیم، گفتند اگر ما گاز می خواهیم برویم تولید کنیم و مصرف کنیم این ها باید یک استراتژی مشخص داشته باشد، وقتی که بحث استراتژیک می کنیم باید هر ۲ طرف مسائل استراتژیش را با همدیگر ببینیم. من معتقدم که این منابع مان را باید توسعه بدهیم و به بخش تولیدرا هم نگاه کنیم. این توسعه ها چگونه است. اول از همه ذخائرمان را باید توسعه بدهیم، باید برایش هدف بگذاریم خیلی ها به اکتشاف مخازن جدید، بهای لازم را نمی دهند، من مدیر یک شرکت نفت هم بودم و یادم می آید یک روزی واقعا گریه کردم، شاید در زندگیم یکی از مواردی که گریه کردم همین بود که کار اکتشافی داشتیم می کردیم پول نداشتیم، دوره بی پولی بود دوره بسیار بدی بود، ما هر چه می رفتیم پیش آقای نوذری می گفتیم شما را به خدا پول بدهید این دکل آن جا گرفتار است، این یک مسئله مهم است خود ایشان هم هزار و یک دلیل و گرفتاری داشت پول هم نبود. من بحثم سر اولویت هاست. ما آخر خط بودیم به ما پول نمی دادند که من یک روزی به ایشان زنگ زدم گفتم من برای شما توجیه اقتصادی کردم و توضیح فنی دادم، قسم هم خوردم حالا اگر می خواهی گریه هم برایت می کنم که من پول می خواهم یک جوری به ما پول برسانید و یادم هست ایشان آن روز باور کرد که من دلم خیلی درد دارد و پول نداشت بنده خدا از پتروشیمی ۵ میلیون دلار قرض گرفت و داد به ما که ما رفتیم کارمان را انجام دادیم. می خواهم بگویم یعنی اکتشاف آخر خط بود به تولید بودجه می دادند چون از وزیر نفت هر روز تولید را می خواهند، هر روز ایشان باید گزارش بدهد که امروز تولید حتی یک بشکه هم کم نشد یا این قدر نگه داشته شد چون Target مشخص نباید کم شود، درآمد ارزی به آن وصل است، انرژی کشور به آن وصل است، اما اکتشاف که اتفاق می افتد خیلی به آن اهمیت نمی دهند اما من معتقدم یکی از مهم ترین کارهایی است که باید برایش هدف گیری شود. مثلا هدف گیری هایی که در هیئت مدیره نفت بحث می کردیم، یا موقعی که در اکتشاف بودم داشتم این بود که ما لااقل معادل آن چیزی که مصرف می کنیم جایگزین کنیم، فرض کنید ما سالی ۱ میلیارد بشکه نفت مصرف می کنیم، حداقل یک میلیارد به ذخائرمان اضافه کنیم، که جای خالی آن قرار بگیرد. دنیا این کار را کرده شما اگر به ذخائر دنیا نگاه کنید، دهه ۶۰ یک عده  آمدند گفتند نفت عمرش ۴۰ سال است، آن ضریب R به P ۴۰ سال است و میزان ذخائر چیزی در حدود ۶۰۰ میلیارد بشکه نفت بود، مصارف را حساب کردند R به P ۴۰ سال گذشت، تمام شد الان رسیدیم به قرن بعد، آن ۶۰۰ میلیارد ۱/۲۰۰ میلیارد و نزدیک ۲ برابر شده است، تمام آن میزانی که فکر می کردیم مصرف می شد بیشتر هم مصرف شده، ولی دنیا ذخائرش را افزایش داده، پس یک کار خیلی قشنگی در دنیا انجام شده. ما در ۱۰، ۱۵ سال گذشته خیلی خوب بودیم البته من می خواهم بگویم اکتشاف مقداری هم با شانس همراه است ما خوش شانس بودیم، توانستیم میادین بزرگی را کشف کنیم مثل میادین آزادگان و یادآوران، در بخش نفت یا در گاز همین میادین مختلفی که پیدا شده ذخائر خوبی هم پیدا کردیم و در یک مقطعی ما در دنیا اول شدیم در حالی که دنیا خیلی افت کرده بود ما اول بودیم، البته این ها نباید ما را مغرور کند، ما باید هدف گیری برای اکتشافات مان داشته باشیم، کشور ما از این ۰۰۰/۶۴۸/۱ میلیون کیلومتر مربعی که مساحتش است، یک میلیون متر مربع یعنی بیشتر از ۳/۲ لایه های رسوبی هستند، یا……. که در این ها شما پیدا کردن پتانسیل هیدرات کربن را دارید. یعنی فضای افق اکتشافی ما ۳/۲ مساحت کل کشور است، چقدر این ها زیر پوشش اکتشافی رفته است؟ شاید چیزی در حدود ۲۰٪ اکتشافی تا پایان خط رفتند. بقیه را یک ناخونک زدیم یعنی یک کارهای خیلی خیلی اولیه مثلا عکس برداری هوایی و تهیه نقشه های زمین شناسی انجام دادیم. اما آن کارهایی که باید بشود، که شما بگویید کل زمین های کشورم را پوشش دادم ادامه دارد حالا حالاها سرمایه گذاری می خواهد، نیرو می خواهد، آموزش می خواهد ……..، این ها را ما لازم داریم و هدف گیری هم اکتشاف و جایگزین کردن ذخائرمان است، یعنی ما نباید فقط مصرف کنیم تا تمام شود، ما باید ذخائرمان را مرتب از قبل بهتر کنیم، این که ذخائر ما از حدود ۹۳ میلیارد بشکه است ۱۳۷ میلیارد بشکه شد یک مقدارش اکتشافات جدید بود، یک مقدارش هم میعانات گازی بود چون میعانات هم داخلش می آوریم که مربوط به پارس جنوبی می شود، یک مقدارش هم بازنگری بود، فکر نکنیم چیزی اضافه کردیم، بازنگری میدان های موجودمان بود، میدان ها را رفتیم دوباره بررسی کردیم فکر می کردیم این ها ذخیره دارند این قدر که تولید می کنیم، این قدر هم مانده دوباره چاه به چاه نگاه کردیم این کار ۱۰ بار از انقلاب به بعد انجام شده، بررسی کردیم و دیدیم الحمد ا… از آن مقدار که فکر می کردیم بیشتر مانده اضافه کردیم لذا حالا شدیم ۱۳۷ خیلی چیز جدیدی نبود، بنابراین ما برای اکتشافات جدیدمان بایستی حتما هدف بگذاریم و یادم هست به همکاران می گفتم حداقل در برنامه های تان جایگزین آن چه که سال گذشته مصرف می کردید باید باشد، این را ما باید حداقل بگذاریم حالا هر چه بیشتر، بهتر، پس یک موضوع مهم اکتشاف باید به آن توجه شود، اکتشاف نفت، و گاز  است. سوال سید جعفر حسینی: عرض کنم برای نتیجه گیری بحثی که عزیزان فرمودند به قول ما اقتصادی ها در بحث گاز مهم ترین چیز در مصرف داخلی بحث مزیت نسبی  یا همان طرح آمایش سرزمینی است. نتیجه می گیریم زیربنا اصلاح فرهنگ مصرف گاز است یعنی اول باید فرهنگ مصرف گاز در کشور اصلاح شود، تا بعد برویم سراغ بحث های دیگر، اما ۲ نکته در بحث اکتشاف: اکتشاف باید اهمیت داده شود، برخی می گویند که تغییرات قیمت نفت خام به طور خاص و بعد از آن گاز آن قدر نمی تواند تاثیر بر تکنولوژی بگذارد یعنی به عنوان مثال از دهه ۸۰ به این طرف می گویند شما اقتصادی ها نقش تکنولوژی را بگویید. اگر قیمت نفت برود بالا تکنولوژی سودآور می شود، شرکت های نفتی سرمایه گذاری می کنند، تکنولوژی های جدید تولید می کنند. یعنی اکتشاف بیش از اندازه می شود؛ می گویند این یک کار افراطی است که شما اقتصادی ها انجام می دهید به خاطر آن دیدی که دارید و می خواهید همیشه عرضه و تقاضا را تفسیر کنید می گویند آن دید عرضه و تقاضایی هم در بازار نفت حاکم نیست ولی این طور نیسته، بیان می کنند که تکنولوژی  های موجود در زمینه اکتشاف در ظرف ۲۰ الی ۳۰ سال اخیر آن چنان تغییر نکرده است، علیرغم این که قیمت های نفت چند برابر شده، این یک نکته، نکته دوم این که میادین گازی، مثل آزادگان میادینی اند که قبل از انقلاب کشف شدند. معتقدند همه این میادین قبل از انقلاب بوده و ما کار جدید انجام ندادیم فقط به بحث استحصال و بهره برداری پرداختیم عمده میادین اصلی ما، دیگر اندازه ذخائر درجای ما این قدر اضافه نمی شود، جواب مهندس قمصری: اولا بحث تکنولوژی، بحث اقتصادی ها و منفی ها است، این ها را زیاد از هم تفکیک نمی کنند. صنعت خصوصا صنعت نفت و گاز و صنعتی که انرژی در آن هست فن و اقتصادشان آن چنان درهم آمیختند که اگر شما هر کدام را فراموش کنید قطعا ضرر خواهید کرد، یعنی شما نمی توانید بحث های اقتصادی کنید، بدون این که بحث های فنی و افق های تکنیکی را در نظر بگیرید، یا بحث فنی کنید بدون این که مزایا و معایب اقتصادی اش را در نظر بگیرید، این ها باید با همدیگر حرکت کند، شما باید حرکت بازار، آینده، عرضه، تقاضا و بازارهای هدف را در یک مجموعه ببینید، بعد بگویید حالا من می روم سرمایه گذاری می کنم این قدر نفت در بیاورم برای کجا، این قدر گاز در بیاورم برای فلان بازار حالا یا بازار داخلی است یا بازار خارجی، ضرورت های سیاسی- اجتماعی و بازارهای داخلی را باید با هم دید، من اصلا این ها را از یکدیگر تفکیک نمی کنم، اما بحث راجع به تکنولوژی: بالا و پایین شدن قیمت نفت در همه چیز موثر است من جمله سرمایه گذاری برای تکنولوژی، شرکت های نفتی که عموما این کار را انجام می دهند و روی D & R سرمایه گذاری می کنند، طبیعتا مقاطعی که قیمت نفت بالاتر است انگیزه بیشتری دارند که بشکه های بیشتری دربیاورند برای این که گران تر می توانند بفروشند و روی این قضیه هم سرمایه گذاری بیشتری می کنند سهم بیشتری هم می گذارند وقتی که کمتر شود حتی توسعه را هم کمتر می کنند، میادین مارجینال میادینی که گران تر تمام می شود اصلا درش را می بندند، تولید نمی کنند، سرعتش را پایین می آورند، چون این سرمایه گذاری هنگفت است، باید توجیه اقتصادی خیلی شیرینی داشته باشد تا حاضر به این ریسک بشوند، در دوره های گذشته تکنولوژی به شدت رشد کرده، من کاملا مخالفم با این که کسی فکر کند رشد نکرده است.

دریای شمال وقتی که حدود ۳۰ سال پیش شروع شد یک بشکه نفتش آن موقع حدود ۱۸ دلار تمام می شد که نفت هم ۱۸ دلار بود و حاضر بودند با مبلغ کمی این کار را انجام بدهند، نفت که قیمتش بالا نمی رفت. برای  دوره ۸۰ دوره Resepshen بود، ۹۰ نیمه دومش نیمه بحرانی بود، اوایل قرن حاضر ۲۰۰۰ به بعد بود که قیمت نفت مقداری بالا رفت یعنی آن موقع انگیزه زیادی برای این که میادین گران را توسعه بدهید وجود نداشت، صنعت نفت چه کرد؟ هزینه هایش را کم کرد برای این که مارجین منفعتی بالا برود، به جای این که نفت گران شود که نمی شود چون دست بازار است پس هزینه ها را باید پایین آورد و این هزینه ها را رساند به ۴ دلار، ۵ دلار، به کمک تکنولوژی و فناوری، که این تکنولوژی ها هم در اکتشافات جدید هم در توسعه کاربرد داشت، در بخش های مختلف و در بخش لرزه نگاری در همین دوره هست که ما شاهد پیدایش لرزه نگاری های ۳ بعدی و ۴ بعدی هستیم. من خودم که سال ۷۲ تا ۷۵، مدیر اکتشاف شده بودم، داخل کشورمان لرزه نگاری ۲ بعدی داشتیم در دنیا تازه لرزه نگاری ۳ بعدی آمده بود که تازه گران بود، ما در ایران ۲ بعدی داشتیم اصلا ۳ بعدی نداشتیم، الان همه جا ۳ بعدی فراگیر شده ما هم داریم. 

اما آن ها الان لرزه نگاری ۴ بعدی دارند، ۴ بعدی هنوز در ایران نداریم. 

در صنعت ما از زمین شناسی شروع می شود بعد لرزه نگاری، بعد حفاری است، بعد تاسیسات تولیدی- در حفاری به صورت سنتی چاه های عمودی حفر می کردیم و بس در دریامان یک مقداری چاه های متمایل هم می زدیم چون ما از یک نقطه می رفتیم داخل میدان یک مقدار چاه های متمایل یا جانبی می زدیم، در تکنولوژی که در دنیا وجود داشت حفاری افقی پیدا شد که به سرعت رشد کرد، حفاری افقی می تواند لایه را دنبال کند بنابراین بازیافت شما را به شدت افزایش می دهد چون سطح تماس چاه شما با مخزن افزایش پیدا می کند، در چاه های عمودی شما نقطه ای وارد چاه می شوید، ما در شروع حفاری افقی نداشتیم ولی الان داریم البته رکوردمان ۵/۲ تا ۳ کیلومتر بیشتر نبود، من خودم یک بازدیدی داشتم از BP همان موقع که مدیر اکتشاف بودم در دریای شمال، به هر حال چاه افقی پیدا شد بعدا چاه های چند جانبه پیدا شد که ما هنوز نداریم بعد چاه های اسمارت یا چاه های هوشمند پیدا شد که ما هنوز آن ها را هم نداریم،  این ها تکنولوژی هایی است که باعث شده ضریب بازیافت ها در مخازن بالا برود، هزینه ها کاهش پیدا کند، از یک چاهی به جای چندین چاه که شما می زنید Maximom برداشت را داشته باشید به این ترتیب آن ها هزینه ها را پایین آوردند و توانستند رشد کنند به شدت تکنولوژی رشد پیدا کرد. من یادم می آید یک جلسه مذاکراتی در انگلیس داشتیم شرکت های آمریکایی آمده بودند، آن ها ما را بردند تکنولوژی های شان را نشان بدهند در یک دفاترشان در انگلیس، فکر می کنم آقای نعمت زاده هم بودند، خوب ما می رفتیم لرزه نگاری ۲ بعدی و بعد نقشه های لرزه نگاری را تهیه و بعد لایه را پیدا می کردیم.

ما یک اتاق را دیدیم که دور تا دور این دیوار و آن مخزن با نور، یعنی با سیستم الکترونیک بازسازی شده بود به آن Data داده شده بود، داخل اتاق که می رفتیم کاملا خود را داخل مخزن حس می کردیم. تمام ویژگی این دیوار هوشمند بود که محل چاه را تعیین می کرد. یکی از نقاط مهم در کار اکتشاف آن ها این بود که محل چاه را از روی دیوار پیدا می کردند و می گفتند این جاست، این تکنولوژی که می گویم مال ۸-۷، ۱۰ سال قبل بود که یقینا ما امروز در ایران نداریم.

 

 

شما می دانید در لرزه نگاری همین را دارید، یعنی مدل ریاضی واریه مخزن دربیاورید، ولی همین مدل ریاضی را پیاده کردند که احساسش می کردند، به نظر من تکنولوژی رشد زیادی داشته است و ما یک بخش هایش را گرفتیم و بخش های زیادی از آن را هنوز نگرفتیم. راجع به میدان نفتی آزادگان که این کشف قبل از انقلاب بوده یا نبوده، عرض کنم ما میدان بسیار بسیار کوچکی به اسم نیل کبیر را قبل از انقلاب داشتیم، که دست نخورده بود، بعد ما تصمیم گرفتیم روی آن میدان و میدانی کوچکتر که در شمال آن داشتیم، کار اکتشافی تکمیلی انجام دهیم، در حال این کارهای اکتشافی متوجه شدیم که کار اکتشاف را باید گسترش بدهیم چون احساس کردیم که این میادین احتمالا باید به هم متصل باشند و به جای این که ۲ میدان کوچک در شمال و جنوب یک نقطه باشند یک میدان هستند. بنابراین کار اکتشافی بسیار گسترده ای انجام شد. بعد معلوم شد که این میادین یکی است، بعد ابعادش باید اندازه گیری می شد ۶ حلقه چاه زده شد، لرزه نگاری های مفصل ۲ و ۳ بعدی انجام شد، بی انصافی است اگر بگوییم کسی روی این کار نکرده است. ارزیابی هایش انجام شد، همه کارهای اکتشافی که شما باید انجام بدهید شامل لرزه نگاری و حفاری ۶ حلقه چاه اکتشافی که الان دارد از همان ۶ حلقه بهره برداری انجام می شود، این کار انجام و بعد میدان پیدا شد و ثابت شد که یک میدان بزرگی است که حدود ۳۴، ۳۵ میلیارد بشکه نفت دارد و باز لایه های ایلام و سهروک در طول این کار پیدا شد که نفت سنگین دارد و فکر می کردیم همین است ولی مجدد کارهای اکتشافی تکمیلی انجام دادیم و رسیدیم به لایه فردیات که نفت سبک دارد که توانستیم حدود ۲، ۳ میلیارد هم آن جا پیدا کنیم که جمعا حدود ۳۴ ، ۳۵ میلیارد بشکه نفت دارد، ما یک کار کوچک قبل از انقلاب داشتیم اما کار اصلی و اکتشافی بسیار گسترده بعد از انقلاب بود.

سید جعفر حسینی:

ادامه حرف های قمصری: مصرف را شرح دادند ،من هم از تولید می گویم، اکتشاف را گفتم اولویت را به اکتشاف بدهیم و اولویت دوم را به  در تولید.  معتقد هستم به ۱- تکنولوژی ۲ – سرمایه گذاری آن چیزی است که ما کم داریم، میلیاردها میلیارد دلار ما پول لازم داریم که در این میادین نفتی و گازیی و برای نصب و ریکاوری باید سرمایه گذاری کنیم، بودجه های ما کفاف سرمایه گذاری های به این عظمت را نمی دهد ضمن این که این سرمایه گذاری های ۶ ماهه، ۸ ماهه و یک سال برمی گردند، یعنی اقتصادی ترین سرمایه گذاری که کشور می تواند بکند در صنعت نفت و گاز هست و به سرعت برگشت داده می شود، میلیاردهاست از توان ما خارج است و ما باید برای جذب سرمایه گذاری خارجی به جد فکر کنیم، تا بتوانیم بخش تولید را درست مدیریت کنیم بر سر جزئیات قراردادهای نفتی جنجال نکنیم زیرا این بحث ها پایه و اساس محکم هم ندارد. یادم هست که به ما می گفتند قراردادهای نفتی همه اش گران است، الان معلوم شد که از قیمت بازار آن قدر ارزان تر بوده که پیمان کارها ضرر کردند و یکی از دلایل این که ضرر کردند این بود که پیمان کاران صدها میلیون دلار از جیبشان گذاشتند در سیمان های ما، تقریبا تمام قراردادهای ما که Buybackبوده این ها از جیبشان پول گذاشتند که این یکی از مشکلاتمان هست که باید حل شود، sheelحدود ۳۰۰ میلیون دلار می گفتند گذاشته، ۱۰۰ Totallمیلیون دلار در سیدی گذاشته، در درود هم همین طور ببینید پس گران نبوده، ایرادی نداشته چون ما توانستیم پول  را یک ساله  برگردانیم. درآمدی که پارس جنوبی Buybackتولید کرده تا همین الان بیش از سالانه ۵۰ میلیارد دلار ارزش محصولاتی است که الان دارد می دهد در حالی که کل هزینه ای که کرده شاید ۳۳، ۳۴ میلیارد دلار، یعنی کمتر از یک سال پولش برمی گردد، پس اقتصادی است. پس، می شود با پول مردم میادین نفتی را توسعه داد، یکسال هزینه کنیم، چهل سال مال خودمان از آن بهره بگیریم بعد این پول را به اقتصاد کشور تزریق کنیم  و به جریانش بیندازیم، پس بحث دیگر ما بحث مالی پروژه هاست که بخش تولید را باید توسعه بدهیم، این میدان ها را باید از یک جاهایی بیاوریم، لزومی ندارد از جیب خرج کنیم، باید از پول دیگران بیاوریم، این قانون بازی است که با پول دیگران همه دارند کار می کنند، نکته آخر که در مورد این قضیه می توانم بگویم، Trade است که ما واقعا باید واردش بشویم ما الان در سطح گسترده نفت خودمان را می فروشیم اما بنده اعتقاد دارم شرکت Shell و شرکت ToTal یک بشکه نفت هم ندارند اما نفت بنده و شما را می فروشند اما به اندازه ما درآمد دارند، ما باید وارد Tradeنفت شویم به عنوان بخش خصوصی به ما اجازه داده شود، چون توانش را داریم که نفت دیگران را بفروشیم در  سه فاز تولید، مصرف، درآمد، می توانیم درآمد بسازیم. سید جعفر حسینی: حالا بحث منحرف شد ما از آقای مهندس حسینی حتما برای بحث های بعدی نفتی قول می گیریم بحث هایی که می خواهیم طراحی کنیم با دوستان ایشان گفتیم آن یک بخش هم حتما قراردادهای نفتی و گازی است در آینده از آقای مهندس حسینی و بقیه دوستانی که در وزارت نفت و شرکت گاز هستند دعوت می شود بحث را ادامه بدهند، آقای قمصری اگر اجازه بدهید بحث را به صادرات ببریم آقای… این بحث ها همه با هم مرتبط است مثلا وقتی بحث استراتژیک را مطرح می کنید به صورت یک… با همدیگر است اما شاید حالا دیده نشوند مثل بحث صادرات بحث تولید، بحث مصرف این ها همه با هم مرتبطند و ما باید آن لایه های ارتباطی را این جا شناسایی کنیم و در هر کدام این ها که وارد بحث می شویم یک دنیا بحث است، یعنی در بحث مصرف که اشاره کردند، در فناوریش، خود دولت که معمولا در صنایع، نیروگاه ها و در پتروشیمی وارد می شود باید Oetallشود، یعنی بحث استراتژی را که مطرح می کنیم باید این چهارچوب کلی را مشخص کنیم بعد درباره زیر بخش ها صحبت بکنیم. مثلا بحث صادرات با بحث سرمایه گذاری مرتبط است که اشاره کردند اگر صادرات داشته باشیم جذاب تر هست که سرمایه گذاران خارجی روی این کار بکنند اگر بتوانیم یک چارچوبی را این جا مشخص کنیم، حالا همان طور که آقای دکتر وطنی گفتند اگر یک برنامه ریزی هایی کنیم که در جلسات تخصصی تر بشود به این نتایج قابل جمع بندی رسید خیلی بهتراست، صحبت آقای… درست می فرمایید موارد کلی مطرح شد واقعا جناب دکتر فرمودند ما استراتژی انرژی یا الگوی انرژی نداریم، سیدجعفر حسینی: ببخشید یک نکته ای بگویم، اگر امکان دارد در ادامه بحث،بحث استراتژی بازارهای هدف را هم مطرح کنید که چرا به سمت شرق می رویم، چرا  به سمت غرب نمی رویم؟ اگر امکان دارد ادامه صحبت آقای… ببینید بحث این است که ما الگو نداریم، بله درست است و خیلی راحت می نشینیم تعریف می کنیم، واقعا مزایای تولید، مصرف، صادرات، مسائل فنی و تکنولوژی و کاهش هزینه ها، کجا به هم وصل می شود اگر ما نقطه وصل این ها را با هم پیدا نکنیم مقداری مشکل داریم. متاسفانه در برنامه ریزی های در کلان کشور یک مقدار سیاست زده هستیم و بعضا یک نماینده ای اصرار دارد که به منطقه خودش گاز ببرد، حالا با چه قیمتی، این حساب، کتاب ندارد، شما کشوری مثل ژاپن را که ملاحظه می کنید یک مقدار گاز بیرون می برند چون ژاپن یکی از بزرگ ترین مصرف کنندگان گاز طبیعی در دنیاست، گاز ندارد و آن را به صورت انرژی وارد می کند و به گاز طبیعی تبدیل می کند و مصرف می کند ولی خط لوله ندارد بسیاری از نقاط شهرهای ژاپن گاز طبیعی مصرف نمی کنند. جالب است بدانید که ما گاز را به صورت LPG؟ صادر می کنیم میکس. یکی از محدود کشورهایی که LPGرا از ما میکس نمی خرد ژاپن است که بوتان و متان و پروپانش را عمدتا در صنایع مصرف می کند، بوتانش را در آشپزخانه به عنوان سوخت خوراک مصرف می کند چون جمعیتش نسبت به ما بیشتر است. آن ها فکر کردند ما هم می توانیم برنامه ریزی کنیم ولی آن حلقه را باید پیدا کنیم، که به نظر من آن حلقه، قیمت است، ما تا زمانی که قیمت مان را اصلاح نکنیم هیچ برنامه ریزی نمی توانیم انجام بدهیم من نمی گویم قیمت یارانه ای حفرمان را ۱۰۰ کنیم، ولی تا قیمت اصلاح نشود درست نمی شود در خیلی از موارد درجه اول  این قیمت است که می تواند مصرف را کنترل کند، اگر من ببینم سر ماه فیش وحشتناکی برایم می آید خب طبیعی است که از آن کسی که بخاری که پرت حرارتی دارد نمی خرم او هم می رود تکنولوژی را اصلاح می کند بنابراین اگر ما نتوانیم قیمت مان را اصلاح کنیم، به هیچ وجه نخواهیم توانست که اصلاح الگوی مصرف را داشته باشیم، بایستی به جایی برسیم که قیمت را اصلاح کنیم. دنیا را که نگاه می کنیم، من یک حساب، کتاب خیلی ساده ای که کردم ۶٪ تولید دنیا را داریم، ولی صادرات ما صفر است فکر نمی کنیم غیر از قیمت کار دیگری داشته باشیم. حالا یک مقداری روی صنایع سرمایه گذاری کردیم و پرت صنایع را گرفتیم تازه آن صنایع هم تا قیمت برایشان مشخص نباشد سرمایه گذاری نخواهند کرد. در بحث تکنولوژی عرض کردم ما در ۲، ۳  نیروگاه خودمان به دنبالش رفتیم و سعی می کنیم مصرف را کم کنیم، وزارت نیرو استقبال نمی کند، صنایع ما هم همینطور، بنابراین من فکر می کنم که الگوی مصرف را باید مشخص کنیم و بتوانیم اصلاحش کنیم بدون رعایت قیمت اصلا عینیت پیدا نمی کند، آقای (حسینی): از دولت شروع کنیم یا از ملت؟ (قمصری): دولت می تواند شروع کند، چرا، چون مصرف کننده بزرگ الان دولت است، اگر قیمت ما اصلاح تا زمانی که  سیستم یارانه ای وجود دارد ما نمی توانیم الگوی مصرفمان را اصلاح کنیم و تا زمانی که الگوی مصرف ما اصلاح نشود صادرات ما مطمئن نیست، من حساب کردم حدود ۵۵۰ میلیون متر مکعب  اولیه صادراتمان، ولی نداریم، ما حدود Target۱۱۰، برای کشورهای کوچک اطرافمان(عمان، کویت، پاکستان،…) نیاز به صادرات داریم حدود ۴۰۰ تا برای کارخانجات LNG خودمان نیاز است حدود ۳۰ تا ۴۰ هم برای اروپا ما اگر قیمتمان قیمت مناسبی باشد. سرمایه گذار سرمایه گذاری می کند و راحت پولش را جذب می کنیم ، ما یک مشکل دیگری که داریم، نوع قراردادمان است، ما چه اصراری داریم قراردادهای مشترکمان را همچنان Buybackکنیم، باید توجیه کنیم. در دنیا مرسوم است و می شود این کارها را کرد. یعنی در کسب درآمد یک مقدار جو زده هستیم. متاسفانه من یک انتقادی به نشریه شما بکنم، نشریات ما هم مردم را خوب آگاه نمی کنند، مردم چون آگاه نمی شوند، نمایندگان هم اصلاح نمی شوند و درست ما را راهبری نمی کنند، شما قضیه کرسنت را دیدید، کرسنت امروز رفته دادگاه کرسنت همه کردیم در بوق کردیم که ارزان فروختیم،  شما یک نشریه پیدا می کنید که سوال کرده باشد که چرا ۱۷ سال این گاز دارد هدر می شود و می سوزد ، ۱۷ سال ضرب در اوکوانتی تی ضربدر همین قیمت ارزانی که ما داریم. می دانید چه سرمایه ای از این مملکت سوخته است؟ بنابراین کسی توجه نمی کند که چه منافعی را از دست می دهیم، هزینه فرصت هایی که از دست می دهیم را حساب کنید، در مقابل آن ارزان فروختن به کرسنت شاید اصلا قابل مقایسه نباشد. سید جعفر حسینی: حالا یک سوال: شما این جا احساس نمی کنید. تنها مشکلی که در این بحث مخصوصا قراردادها مطرح می شود، این است می گویند نظام مالی را باید روی نظام حقوقی تنظیم کرد؟! ما مشکل نظام حقوقی داریم، بحثی که در قضیه کرسنت یا در اساسنامه نفت مطرح می کنند این است که می گویند چرا بعد از ۱۳۶۶ اصلاح نشده، پاسخ این است که مشکل نظام حقوقی ماست بعد باید نظام مالی را اصلاح کنیم تا این مشکلات پیش نیاید. آقای (قمصری): منظورتان از نظام حقوقی چیست؟ آقای سید جعفر حسینی: الان بحث همین است که قوانین شرکت نفت، عموما طبق همان اساسنامه سال ۵۶ که قبل از انقلاب است بحث های پتروشیمی و گاز هم تا حدود زیادی زیرمجموعه همان اساسنامه قرار می گیرند، الان بحث این است که از سال ۶۶ به این طرف طبق قانون ملی نفت که مجلس تصویب کرد قرار بود یک سال بعد اساسنامه شرکت ملی نفت اصلاح شود که قاعدتا اگر اصلاح می شد، اساسنامه شرکت ملی گاز و اساسنامه شرکت های پتروشیمی درست می شد، اما این اتفاق ها نیفتاد و از آن موقع ۴ دولت با فکرهای مختلف گذشته اساسنامه به چه درد می خورد؟ سوال آقای مهندس حسینی از قمصری: شما فکر می کنید چرا اساسنامه اصلاح نشد، چرا نخواستند توضیح آقای وطنی: این ها ذیل استراتژی است شما وقتی هدف گذاری می کنید بحث حقوقی تان باید در راستای هدفتان باشد، فناوری، آموزش، سرمایه گذاری، واردات، صادرات و مصرفتان، همه مشخص می شود. سیدجعفر حسینی: این فرمایش شما را من قبول دارم چون مشکلی که پیش می آید همین است، شما می گویید که قرارداد استفاده نمی شود. توضیح آقای قمصری: می خواهم بگویم در زیرمجموعه قیمت همه چیز قابل حل است و ما الان یک مخزن داریم این را نگه داشتیم تولید نمی کنیم چرا چون بحث قیمت داریم، موازنه قیمت و هزینه ها با هم جواب نمی دهند، یعنی منتظرند ببینند به محض این که قیمت جواب بدهد، این کار را می کنند.

بنابراین همه چیز زیرمجموعه قیمت است، بحث من این است که ما در فاز ۱۱، ۱۲، پارس جنوبی که منطقه مشترک و  به مرز نزدیک تر است، ما می توانیم چون آن جا حساس است به سمت قرارداد برویم.

سیدجعفر حسینی: (اگر این نظام حقوقی اصلاح بشود، قانون مند می شود این اکنون مغایرت قانونی دارد، بایستی  این را حل کنیم، ولی ما برویم ببینیم واقعا هزینه فرصت هایی که داریم از دست می دهیم چقدر است؟ در مقابل Gameکه به دست می آوریم چیست؟ و آن جایی که لازم است به سمت قرارداد برویم آن جا که لازم است میادینی را که مشترک نیست نگه داریم و استفاده کنیم و خودمان از آن بهره بگیریم، بعضی از شرکت ها مثل همین Shell  را نگاه کنید که فقط می خواهند در بازار باشند، می دانید که نگذاشتیم آن ها سهمشان را ببرند و Marketکنند، خودمان فروختیم، می خواهند در بازار باشند بنابراین قرارداد ، وقتی بیاید نفت ما را بفروشد این فرصت را به او می دهد که در بازار باشد، چه اشکالی دارد بیاید این کار را بکند، برای بعضی از مخازن مخصوص. و ما استفاده اش را ببریم و این کار را واقعا می شود کرد، بنابراین نمی شود ما یک الگویی را برای کلیه مخازن طراحی کنیم، شرایط و منافع مملکت ما ایجاب می کند کارهای مختلفی انجام داد همچنان معتقدم همه این ها زیرمجموعه قیمت هاست. سید جعفر حسینی: اگر این نکته را هم در بازارهای هدف پوشش بدهیم شاید به یک نتیجه ای برسیم، صحبت آقای…: من فکر می کنم که این تقسیم بندی که ابتدای جلسه شد و مطالبی که آقای حسینی اشاره کردند،  ما را به سمت قراردادها می برد و شاید کمی از آن هدف دور شدیم، من فکر می کنم در مورد این ۳ نکته ای که اشاره شد، در حقیقت ما الان دچار این قضیه هستیم که چون قیمت انرژی در داخل کشور ما هنوز برای عام و تصمیم گیرندگان نظام ملموس نشده است لذا در تمام شئوناتش اثر خودش را می گذارد، حالا در همان بحث های توسعه، برای قراردادهای کلی نفت و گاز هم که مطرح می شود چون این خود قیمت انرژی برای ما قابل حس نیست لذا در آن قسمت ها هم تصمیم گیران تصمیم های آگاهانه ای نمی توانند داشته باشند، حدود ۲، ۳ سال پیش بود که جلساتی به عنوان مرکز استراتژیک در نهاد ریاست جمهوری تشکیل می شد که برای بررسی بحث الگوی مصرف، مباحث انرژی و… بود ما همه شرکت می کردیم من ۲ سال پیش پیشنهادی را مطرح کردم که مورد تایید کارشناسان آن جا قرار گرفت و به عنوان یک پیشنهاد پذیرفته شد که توسط دولت و مجلس پیگیری شد منتهی ما اثر این پیشنهاد را به صورت ناقص دیدیم پیشنهادی که ما داده بودیم این بود که در سازمان های دولتی همه خدماتی را که استفاده می کنند از نفت و گاز، تا آب و برق و تلفن،  در سیستم دولتی سوبسیدی نداشته باشد، یعنی قیمت های تمام شده برای خدمات به دست بیاید و برای بخش های دولتی در بودجه های شان به صورت واقعی ظهور پیدا کند. مصرف آب و گاز یک موسسه، علیرغم این که  در سیستم مصرفشان نقص وجود دارد، پنجره های شان دوجداره نیست، ساختمان اشکال دارد و مسائل دیگری که هست برآورد شود و بودجه به آن داده شود، یعنی در سقف بودجه برای آن سازمان دولتی لحاظ شود منتهی مجموعه خدماتش را وقتی که بودجه به آن دادند به لحاظ بالا رفتن سقف بودجه ها، مدیریت مصرف معنی خواهد داد، شما وقتی که گازتان و… مفت است مدیریتی برای مصرف ندارید، برای این که انگیزه ای نخواهید داشت، از بابت این صرفه جویی چیزی گیر آن مدیریت سازمان نخواهد آمد اما وقتی که قیمت ها واقعی شد سقف بودجه کلان می شود، اعداد بزرگ می شود بعد این ها از بابت ابتکاراتی که در صرفه جویی به دست بیاورند می بینند اعداد قابل توجهی را می توانند در بودجه شان صرفه جویی کنند و این عدد قابل توجه برای خود آن سازمان دولتی انگیزه ای می شود که مجموع کارکنان با مدیریت سازمان هماهنگ شوند، کمک کنند و در واقع از محل این صرفه جویی بهره ببرند، این پیشنهاد را که مطرح کردیم مخصوصا در وزارت نفت در بخش گاز  در قانون بودجه شان آمده یعنی الان در سازمان های وزارت نفت قیمت گاز، قیمت های واقعی هست، منتهی اشکالی که وجود دارد، این است که از محل صرفه جویی هیچ انگیزه ای برای آن سازمان پیش بینی نکردند قانون بودجه هم این را می گوید، در حالی که آن پیشنهادها برای این بود که سازمان های دولتی بخشی از اضافه حقوق و پرداخت پاداش را که به جمع کارکنان خودشان می دهند از محل صرفه جویی همین قسمت باشد، یعنی به عبارتی اگر خود دولت در سال دیگر می خواهد به صورت عمومی اضافه حقوق بدهد و بگوید این ۱۲٪ ، من ۵٪ خودم می دهم بقیه از محل صرفه جویی خدمات همه سازمان ها آزادند به کارکنانش اضافه حقوق و پاداش بدهند که در این صورت ممکن است یک سازمان دولتی ۱۷٪ اضافه حقوق بدهد، دیگری که نتوانسته کار خوبی را در این قضیه انجام بدهد ۱۰٪ بدهد، این پیشنهاد متاسفانه در سیستم دولتی ناقص مطرح شد فقط اعداد را بزرگ کردیم و هیچ انگیزه ای که در مدیریت مصرف اعمال بشود نیست، شما می دانید که تمام اتومبیل های دولتی قیمت بنزین را آزاد می زنند، من از این طرف پول از دولت می گیرم می روم مصرف می کنم، متاسفانه این بحث کارشناسی وقتی که وارد مراحل اجرایی می شود در آن دست می برند و به لحاظ هدف های سیاسی و اجتماعی اهداف اصلی مخدوش می شود. دولت در تمام شئوناتش بیشترین خدمات را دارد از بدنه کشور می گیرد و این دولتی که بیشترین خدمات را می گیرد خودش باید به صورت قانونمند الگوهای مصرف را رعایت کند. این با بخش نامه ، معاون رئیس جمهوری، که شما در زمستان مثلا ۴ بعدازظهر شیر گازتان را ببندید و لامپ ها را خاموش کنید، درست درنمی آید. من شنیدم شهرداری در اتوبان افسریه خیابان ها را خیلی تنگ کرده، و خط های اتوبوسرانی و خط ویژه درست کرده، به قول آقای قالیباف آن هایی که می خواهند ماشین سوار بشوند، در همین خیابان تنگ سوار ماشین بشوند و بروند ولی آن هایی که می خواهند وسیله عمومی داشته باشند ما فضای راحتی را درست کردیم شما بعضی وقت ها فشاری را براساس یک منطق وارد می کنید این جواب می دهد ولی اگر قرار باشد فشاری را بیاورید که منطقی پشت سرش نباشد مطمئنا جواب نمی دهد، به نظر من دولت بایستی نگاهش، در بحث الگوی مصرف در تمام شئونات خدماتی یک نگاه کاملا کارشناسی و منطقی باشد، شما یک فضایی را باز بگذارید برای این که ابتکار عمل داشته باشید و از آن طرف هم یک فشاری بیاورید بگویید همین است، مثلا فرض کنید دولت دیگر وقتی که نرخ خدمات را واقعی کرد، آن وقت بودجه دولت را پایین بیاورد بیاید جلوی پاداش ها، اضافه حقوق ها و موارد دیگر  را بگیرد و بعد بگذارد مجموعه خرد جمعی آن را مدیریت کند، ما الان در واقع مدیریتمان به یک مراکز خاص تصمیم گیری محدود شده، که از خرد جمعی غافل هستند،  ما در بحث قیمت اگر به این بپردازیم که باید انرژی را در داخل کشور به صورت هدفمند مصرف کنیم. دولت بایستی از خودش شروع کند. وقتی که دولت از خودش شروع کند منی که ۸ ساعت در سازمان دولتی هستم، ۸ ساعت از فرهنگ دولتی دارم استفاده می کنم، از مصرف آب، گاز تا انرژی گرفته، وقتی که وارد خانه خودم می شوم می توانم این فرهنگ را تسری بدهم، بچه های من که در مدارس و دانشگاه های دولتی دارند زندگی می کنند، با همین الگوهای مصرف آشنا می شوند، و همین آرام آرام می تواند به کل جامعه تسری پیدا کند و این بحث چالش قیمت انرژی که سال هاست تردید داریم که واردش بشویم یا نشویم حل می شود، لذا اگر بحث قیمت را در بخش انرژی حل کنیم، آن بحث های بعدی که تخصیص گاز برای تزریق یا برای صادرات باشد خود به خود می تواند زمینه هایش فراهم شود هر چه که تسهیلات ایجاد کنند برای این است که ما تولید و اکتشاف کنیم باید به آشپزخانه ها ببریم و بسوزانیم. من یک بحثی راجع به ساختار صنعت گاز دارم هر وقت جایش بود بگویم  احساسم این است که صنعت گاز کشور دچار یک مشکل بسیار بسیار مهمی است که در واقع این محتوای تفکر سنتی صنعت نفت و ساختار گاز را ما نمی توانیم از ساختار نفت کشور تفکیک کنیم فرآیند گاز از تولید، پالایش، انتقال و مصرف با

 

 

فرآیند نفت و فرآورده های نفتی کاملا متفاوت است. به عبارتی باید بگوییم صنعت گاز در دل صنعت نفت مظلوم واقع شده، و صنعت گاز کشور رشد نخواهد کرد تا زمانی که ساختارش اصلاح شود، یکی از مشکلات ما وصل کردن ساختار صنعت گاز به صنعت نفت است، یکی در یک جای دیگر می رود قرارداد می بندد مدیرعامل شرکت ملی گاز خبر ندارد، یکی دیگر در یک جای دیگر می گوید به روستاها گاز دادیم، مدیرعامل شرکت ملی گاز خبر ندارد. این ها همه به هم وصل است و هر موقع در بحث تان جایگاهی داشت قرار بدهید.

صحبت آقای (قمصری): من فقط یک مثال برای اثر قیمت عرض کنم، موقعی که وارد صنعت نفت شدم حدود ۳۰ سال قبل خاطرم می آید که سهم انرژی های فسیلی به خصوص نفت در مصرف ژاپن ۶۷٪ بود، الان حدود ۴۴٪ است، این جایگزین نشده، یعنی این که نفت را کم نکرده مثلا انرژی اتمی را افزایش دادند، این به دلیل بحث قیمت است که مصرف شان را کاهش دادند من فقط یک مثال عرض کنم، ژاپنی ها آدم های باانضباطی هستند، من یادم می آید آن موقع ها که قیمت حدود ۱۸ تا ۲۵ دلار بود، موقعی که قیمت رسید به حول و حوش ۴۵ دلار، یک روز که برای مذاکرات رفتیم آن ها خیلی خوشحال بودند، کراوات هاشان را درآوردند، گفتیم چی شده؟ گفتند به ما اجازه دادند یک روز در هفته کراوات مان دربیاوریم، درآوردن کراوات باعث شده بود که درجه حرارت آن ها پایین بیاید کنند، آن ها مجبور بودند انرژی بیشتری را مصرف کنند که آن روز را خنک نگه دارند، شبی قرار شده بود که انرژی کمتری را مصرف کنند و پنجره را باز کنند، آن روز این رفتار نتیجه داد، به همین دلیل الان بدون کراواتند و اخیرا هم به آن ها مجوز پوشیدن کفش راحتی دادند یعنی آن صرفه جویی چقدر موثر است؟ در حالی که، ما خیلی راحت، چون قیمت مجانی است بخاری را روشن می کنیم پنجره را هم باز می گذاریم. بنابراین من فکر می کنم برای اصلاح الگوی مصرف، قیمت، بهترین مدیر ژاپنی ها کاهش مصرف را فقط به دلیل قیمت گذاشتند.

بحث مهندس حسینی واقعیتش این است که ما پرت ما اعداد نجومی است این پرت هایی را می شود با مدیریت انرژی، مثلا من فکر می کنم باید بگوییم هر سازمانی که پرت دارد مانند نیرو و… معاونت یا مدیریت مصرف انرژی داشته باشند که مرتب برای بهینه کردن مصرف انرژی طرح ها و پروژه هایی تهیه شود. صحبت قمصری: تا قیمت نباشد چه کار می شود کرد؟ مهندس حسینی: من فرمایش شما را کاملا تایید می کنم. ولی مشکل اجرایی اش شاید این باشد که بخواهیم سازمان هایی که مصرف انرژی بالایی دارند، مدیریت مصرف داشته باشند و این مدیریت مصرف حاکمیت داشته باشد و آن ها هم انجام بدهند، انگیزه هم داشته باشند، بین مردم که می روی می گویند قیمت ها را واقعی کنیم من فکر می کنم خوب آثار تورمی بر دهک های پایین جامعه چه می شود؟ حالا پرداخت نقدی درست است یا غلط این در ذهن من همیشه می چرخد ما مشکل خواهیم داشت، اگر بخواهیم مسئله را این طوری حل کنیم. داشتم حساب و کتاب می کردم که فرض کنیم به هر نفر ۰۰۰/۲۰ تومان نقدی بدهیم این ممکن است الان فقط انرژی را پوشش بدهد اما آن بار تورمی بر سایر کالاها را پوشش نمی دهد، مردم گرفتاری پیدا خواهند کرد، ولی به همان مردم اگر بگوییم این پولی را که شما می دهید، به جای تامین کسری بودجه دولت صرف وسایل نقلیه عمومی می شود، قانع می شوند. من یک بار به یک وزیر نفت نوشتم صنعت نفت می تواند از محل صرفه جویی که در انرژی، به دست می آید. پروژه های مربوط را همین الان finans کند، من این را گارانتی می کنم که این شدنی است، به عبارتی فرض کنیم بیاییم Plan کنیم برای یک دوره ۵ ساله، ۱۰ تا خط مترو بکشیم پوشش فاصله های بین این ها را هم با اتوبوس های مدرن یا ترانوا بیاییم درست کنیم، تمام پولش را از محل آن صرفه جویی که پیش بینی می شود می توانید برگردانید، این کار را ما قبلا در خط لوله کردیم، ۲ خط لوله گاز از محل صرفه جویی ها انجام شد، این پول ها تامین می شود، طی ۵ سال آهسته آهسته افزایش بدهید از محل این صرفه جویی هزینه ها را هم تامین می کند. بعد از ۵ سال می شود مترو سوار شد. بنابراین در مصارف بزرگ باید مدیریت مصرف را حاکم کنیم، سیاست های تشویقی بگذاریم، سرمایه گذاری هایی که از محل آن صرفه جویی ها است در جهت منافع مردم و کاهش همان مصارف باشد، اگر این مجموعه را در یک چهارچوبی قانونمند و تصویب کنیم و سازمان ها را ملزم به اجرا کنیم من این را ضمانت می کنم که نفت می تواند تامین مالی را از محل صرفه جویی انجام دهد مثلا به مترولیان ساخت مترو بگوید با خیال راحت برو مترو را بساز، همه این پول ها را تامین می شود کرد منتهی در یک پروسه زمانی مشخص ۴ ساله یا ۵ ساله، می شود ما باید برنامه ریزی داشته باشیم و مجموعه ای از عملیات به موازات هم انجام شود.

سیدجعفر حسینی: اگر اجازه بدهید یک جمع بندی اولیه کنیم و بعد نظر آقای وطنی را به عنوان ختم بحث بشنویم. نظر دوستان که بیان شد، با هر سه حوزه مصرف داخلی، تزریق و صادرات هر کدام سر جای خودش موافق بودند و بحث سر این بود که چگونه باید این ها را تنظیم کنیم، عزیزان شرکت ملی گاز بحث شان این بود که اصلاح قیمت می تواند رابطه این ها را تنظیم کند و می توانیم به هر ۳ حوزه بپردازیم یعنی لازم نیست که هیچ کدام را تعطیل کنیم و به آن یکی بپردازیم، آقای مهندس حسینی بحث شان سر این بود که غیر از عوامل اقتصادی عوامل دیگر را هم باید مد نظر قرار داد که من خودم با نظر ایشان بیشتر موافقم مخصوصا در جامعه ما غیر از عوامل اقتصادی اگر بخواهیم ماشینی فکر کنیم خیلی آسیب های جدی می بینیم، باید عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی همه کنار هم دیده شود، هرچند در اقتصاد نظرات مختلفی وجود دارد، … سوال آقای؟ … از سیدجعفر حسینی: آیا سیاست های قیمتی با غیرقیمتی یکسان است؟ در ادامه حرف آقای حسینی می خواستیم بحث خیلی جزئی تر شود اما تجربه اول نشان داد که این طوری نمی شود. فقط در این جلسه روی کلیات بحث شد، برای هر کدام از این اجزا باید یک جلسه دیگر گذاشت، آقای وطنی برای ختم جلسه نظر شما در مورد این بحث ها را می شنویم.

آقای وطنی: به نام خدا، من استفاده کردم از صحبت های دوستان، فرمایشاتشان کاملا درست است، مطلبی که اول عرض کردم گفتم اول تشخیص بعد تجویز، حالا می گوییم به گاز و انرژی کلا به عنوان یک پکیج باید نگاه کرد واقعا این طوری نگاه کنیم که ما به صنعت نفت یا گاز چه کمکی می توانیم بکنیم، از آن طرف باید ببینیم نفت و گاز چه کمکی می توانند به ما بکنند، نفت و گاز ۲ تا کاربرد اساسی برای ما دارد، یکی این که حال اگر درست است یا غلط، بخش عمده خصوصا نفت که البته گاز هم به کمکش آمده، ارز کشور را تامین می کنند، این یک واقعیتی است که ما از نفت می توانیم بهره برداری کنیم، و گاز دست مسئولان را باز گذاشته تا با صادرات درآمد ارزی داشته باشیم، اگر گاز نبود درآمد ارزی نداشتیم، دوم این که انرژی کشور را تامین می کند، یعنی شما اگر میزان مصرف سالانه نفت و گاز را با هم جمع بزنید یک چیزی حدود ۴میلیون بشکه می شود، این ۴ میلیون بشکه نفت خام مصرف انرژی مان است، و اگرما درآمدهای ارزی را نداشتیم باید این میزان ارز می داشتیم که این مقدار انرژی را وارد کنیم، اگر قرار بود همین انرژی را از کشورهای همسایه وارد کنیم، چون قیمت داخلی واقعی نیست این مصرف انرژی به چشم ما نمی آید، ولی زمانی که می خواهیم قیمت ها را جهانی و یا حداقل منطقه ای کنیم مواردی عمل کنیم که آسیب پذیری مان از کشورهای همسایه در منطقه کمتر باشد، چرا مابه جای این که پالایشگاه بسازیم، بنزین وارد می کنیم، میزان واردات بنزین در یک سال معادل ساخت ۴ پالایشگاه ۱۰۰ هزار بشکه ای است… حالا که ارز داریم وارد می کنیم اما تا بحث واردات شد آن وقت مجلس می گوید من باید این قدر میلیارد دلار  برای واردات بدهم! قیمت یک قسمت بحث است، منتهی چون هرچه تولید داشته باشد به مصرف داخلی می رسد ما فرهنگ سازی نکردیم، یکی از کارهایی که رسانه و روزنامه می تواند انجام بدهد این است که فرهنگ سازی کند. این نوشتن مبلغ واقعی روی قبوض قدم خوبی برای شروع است، شرکت ملی نفت قرار بود به جای این که فرآورده نفتی به کشاورزها، که پمپ های آبی کشاورزی شان را از طریق فرآورده های نفتی تامین کنند، بدهد. به وزارت نیرو کمک می کند تا برای کشاورزان برق تامین کند ولی این طور نشد. من پیشنهادم این است که یک جلسه، با حضور آقای قالیباف که آدم خوش فکری است طرح هایی در دولت و مجلس بیاورید و با کارشناسان بنشینید مشکلات را بگویید، جایگزین آن را تعیین و بعد تصویب کنید. در حال حاضر شما یارانه می دهید، مصرف کننده که مشکلش انرژی تنها نیست، می گوید چشم، من انرژی کم مصرف می کنم، ولی در عمل یارانه دریافتی را جای دیگر هزینه می کند. همه ما می خواهیم سرکارمان برویم، زمان مان را مدیریت کنیم، زودتر برسیم…. ولی چه کنیم که ابزار جایگزین نداریم، من دلم نمی خواهد مصرف انرژی ام زیاد باشد، ولی چه کنم که سازمان نظام مهندسی الگویی برای ساخت و ساز خانه من ندارد، شهرداری ما باید، یا خودمان این الگو را ارائه بدهیم، یا از روی الگوی کشورهای موفق که راحت تر است، در رابطه با مصرف برنامه ریزی کنیم. من معتقدم ژاپن یکی از آن هاست شدت مصرف انرژی ما ۱۶، ۱۷ برابر ژاپن است، شما آمار کشورها را مقایسه کنید.

لااقل بیاییم مصرف را کم کنیم و یارانه کمتر پرداخت کنیم، یعنی به جای این که بیاییم یارانه بدهیم مصرف کننده بیشتر مصرف کند، که این خود به تورم اضافه می کند، شدت انرژی را کم کنیم، وسیله های حمل ونقل عمومی را توسعه دهیم حمل و نقل یکی داخل شهرهاست، یکی بین شهرها، محصولات کشاورزی ما چرا نمی توانند رقابت کنند چون کفش و لباس از چین می آید، سال های اخیر واردات محصولات کشاورزی از کشورهای خارج، به شدت افزایش یافت. با قیمتی ارزان تر از داخل، و تولیدکننده داخلی نمی تواند رقابت کند، یکی هم حمل و نقل: یعنی همین ساخت اتوبان ها، راه آهن ها، متروها و هر عاملی که کمک کند و یکی افزایش تولید است از عرضه و تقاضا بگویم که افزایش تولید باعث کاهش تقاضا می شود، و قیمت را پایین می آورد، اما از آن طرف شما اگر به جای فروش بیشتر بتوانید درآمد بیشتر به دست بیاورید از نظر اقتصادی، هزینه های تولید را کاهش می دهید و اتفاقا تکنولوژی این جا به کمک شما می آید، GTF  در دهه ۹۰، ۶۰ هزار دلار بود به ازاء هر یک بشکه محصولات  GTF ، شرکت sason رساند بین ۱۷ تا ۱۹ هزار دلار، یعنی ظرف ۲۰ سال حدود ۴۰ هزار دلار به ازای هر یک بشکه محصولات GTF پایین آورد.

میزان گوگرد حاصل از سوخت دیزل از GTM وقتی به دست می آید که PPM  از پالایشگاه سنتی مان ۳۵۰ PPM،  ما استانداردهای رعایت کنیم یعنی ۳۵۰ برابر گرمتر است، الان میزان سرمایه گذاری ما در بخش بهداشت و درمان روی کاهش ترکیب درصد فلان است، فرض این است که ما همیشه باید از نفت زیاد استفاده کنیم این نگاه نگاه بدی است. یعنی شما و بنده که در انستیتو مهندسی نفت در دانشگاه تهران هستیم، تا در یک جلسه شرکت کنیم؟ می گوییم معاون انستیتو مهندسی نفتیم. ما اصلا ردیف بودجه دولتی نداریم، خودمان داریم کار تحقیقاتی می کنیم، ما به نفت باید به عنوان یک مزیت نگاه کنیم. وزارت نفت تو به من کمک کن تا من زیرساخت های کشورم را بسازم و بعد فرهنگ سازی کنم، مردم ما مردم نجیبی هستند، الان چند درصد از نیروی انسانی مسافر ما درون شهر تهران با مترو جابه جا می شوند. ۵ سال پیش به این شکل نبود، باید کاری کنیم که وزارت نفت به جای این که بیاید فرآورده های نفتی را تولید کند و مصرف کند بعد آلودگی تولید کند باید از محل فروش نفت برود دارو، تخت، تکنولوژی های بیمارستانی پس به جای آن جا این جا سرمایه گذاری کنیم؛ اتفاقا این جاست که رسانه، با بخش های مختلف می تواند کار کند، جمع بندی عرایض بنده، در بخش نفت ۴ تا کار شما باید انجام بدهید، در درجه اول تربیت نیروی انسانی متخصص هم در نفت هم در گاز خیلی از دانشگاه های بسیار معتبر ما نیروی انسانی متخصص برای تربیت نیروی کارآمد در سطوح بالا، ندارند، دوم تکنولوژی: اگر قرار شد نقش تکنولوژی را در نظر نگیریم به این معنی است که ما باید درجا بزنیم، دنیا توقف نمی کند مثلا شما در پتروشیمی گفتید در سند چشم انداز ۲۰ ساله می خواهید مقام اول را در جنوب غرب آسیا داشته باشید، الان عربستان سعودی، ۵۱٪ تولیدات و محصولات پتروشیمی خاورمیانه را دارد ایران ۱۲٪ و قرار است در پایان برنامه برسد به ۳۴٪ و عربستان بشود ۳۳٪، خوب آیا عربستان توقف می کند تا ما از آن رد شویم؟ پس ما باید تلاش مان را مضاعف کنیم  متخصص، نباید از این دو شاخص تکنولوژی و نیروی انسانی غافل شوید، یعنی اگر بخواهید به شاخص سند چشم انداز برسید، نیروی انسانی و فناوری را یا خودمان تولید کنیم یا از دیگران بگیریم و یا ترکیبی از این ۲ . باید کار فرهنگی و کارشناسی کنیم، والا به آن شاخص ها نمی رسیم، بالاخره مقام معظم رهبری این را ابلاغ کرده و تصویب شده، اگر ما شعار می دهیم اهل کوفه نیستیم، اگر به سند چشم انداز ۲۰ ساله نرسیم یعنی تنها گذاشتیم. سومین مطلوب، سرمایه گذاری است، یعنی شما اگر می خواهید به سند چشم انداز ۲۰ ساله و به توسعه پایدار برسید، نیروی انسانی متخصص، تکنولوژی، سوم منابع مالی و سرمایه گذاری نیاز است، حالا من خیلی تعصبی ندارم، داخلی باشد، خارجی باشد یا ترکیبی از این دو باشد.

به هر حال منابع مالی بعد از بحث کارشناسی است که معلوم می شود کدام شیوه هزینه و فایده اش برای ما بهتر است و کم خطرتر است حالا آقای مهندس فرمودند خیلی از خارجی ها ضرر کردند، خوب اگر ضرر کردند دیگر سرمایه گذاری نمی کنند. این ها را در نظر بگیریم کرسنت را مثال زدم، شما فقط ۸٪ گازهای همراه نفت در فلات قاره را دارید می سوزانید راهی برای مصرفش ندارید، شما حرف از فناوری زدید، و فاز یک پارس جنوبی را Two phase طراحی کردید در حالی که فاز ۲ و فاز ۳ There phase طراحی می کردید، یعنی آب، نفت و گاز را با یک خط لوله دارید می فرستید. من در جلسه اول کلاس خانگیران گفتم هر کسی یک کلمه در مورد جریان های ۲ فازی انتقال نفت و گاز با هم در یک خط لوله بلد هست دستش را بالا بگیرد، همه سرها را پایین انداختند، آن زمان ۳ الی ۴ میلیارد دلار سرمایه گذاری کردیم ولی یک نفر بلد نبود، الان صنعت نفت و گاز ما از تری فیس پلو استفاده می کنند، تکنولوژی به خدمت آمده، نمی توانیم ما نقش تکنولوژی را نادیده بگیریم، و اما چهارمین مطلبی که باید در نظر بگیریم، تکنولوژی مدیریت است؛ ما باید منابع مالی، نیروی انسانی و… را مدیریت کنیم، کاری را شرکت نفت چند سال پیش شروع کرد ولی امیدوارم مقامات مواظب باشند، ما برای اداره یک چنین صنعتی که گفتم انرژی و ارز کشور را تامین می کند و سومی اش آبروی کشور است، صنعت نفت کشور می تواند آبروی کشور را حفظ کند و بالا ببرد، شما ۲ ساعت بی بنزین در تهران نبودید ببینید چه فاجعه اجتماعی به بار می آید.  و یا فقط موتورسیکلت ها خیابان را ببندند. ما نباید نفت را فقط مصرف کنیم بلکه کمکش کنیم، تا این نیروی انسانی متخصص اش را حفظ کند. MBA را که در دانشگاه شریف راه اندازی کردید به این ها بدهید، جوانان این جا را طبق قانون جذب نخبگان جذب کنید، حفظ نخبه هم دست وزارت نفت است، نظام می خواهد مجلس هم باید کمک کند، من آخرین عرضم این است، علی رغم این که ۲۵ سال در صنعت نفت و گاز بودم باز هم سرمایه اصلی ما نفت و گاز نیست. سرمایه ما جوان های ما هستند که از این ها استفاده می کنند، این منابع روی زمین هستند که منابع زیرزمین را درمی آورند و مدیریت می کنند. بنابراین ما فضایی را کنیم برای کسانی که در این زمینه تحصیل می کنند، ایجاد کنیم یا برای شان امکانات تحصیلی فراهم کنیم تا این ها جذب صنعت نفت ما شوند و هم در کشور ماندگار شوند. شما تا به حال دیدید تا حالا جلسه باشد و من و شما کنار هم قرار نگیریم و با هم برخورد نداشته باشیم. هر کجا می روم باید بگویم، آقای ثمری و آقای حسینی  را یادتان نرود. این ها آدم های باارزشی هستند، فحش ها خوردم ولی محکم ایستادم، این ها خودشان از بنیان گذارها هستند. الان نسل جدید ما را بعد از ۲ سال داخل کشور و خارج کشور دارند جذب می کنند، بنابراین نیروی انسانی که می تواند بر این صنعت مدیریت کند. خیلی از دانشگاه های ما نیرو تربیت می کنند بعد جذب می کنند اما در رده های بالا در حفظش به شدت آسیب پذیرند. اگر اجازه بدهید من یک مطلب را اضافه کنم ما همه در مورد این چهار بحث موافقیم منتهی این ۴ بحث یک بستری را می خواهد که آن هم ثبات سیاست کشور را بپذیرد، با تغییر مدیریت ها، سیاست هایش را عوض نکند، زیرا با تغییر سیاست ها این ۴ بحث بسیار منطقی، نمی تواند تداوم داشته باشد، صادرات گاز حداقل قرارداد هایش ۲۵ ساله است و اگر قرار باشد این تغییر مدیریت ها، تغییر سیاست ها را به دنبال داشته باشد، بر این ۴ بحث تاثیر خواهد گذاشت، بنابراین این بحث ها در یک بستر ثبات سیاسی رشد و نمو می کند. صحبت آقای…: ما در این بحث پرهیز کردیم که بحث ها خیلی سیاسی نباشد.

 

 

 

به اشتراک بگذارید
  • Add to favorites
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email
  • RSS
  • PDF
  • Print

مطالب مرتبط

  • مطلبی در این ارتباط یافت نشد.‏

......................................................................................................................................................................................................................................................


اگر این مطلب را می پسندید بر روی 1+ کلیک کنید :