سبد انرژی کشور و اصلاح الگوی مصرف

———————————————————————————————————————————————————————————-
گزارش هم اندیشی شماره ۴ گروه اقتصاد و مدیریت
حاضران در این هم اندیشی:
۱- دکتر دهقانی: رئیس محترم پژوهشکده اقتصاد انرژی موسسه مطالعات بین المللی انرژی
۲- مهندس خطاطی: رئیس امور برنامه ریزی شرکت ملی نفت
۳- مهندس دفتریان: رئیس انجمن گاز ایران
۴- مهندس خدام حسینی: رئیس سابق تجهیز معدن زغال سنگ طبس
۵- مهندس فضلی: کارشناس بخش ساختمان شرکت بهینه سازی مصرف انرژی
۶- نماینده روزنامه خراسان : مهندس زحمت کش
۷- نماینده اندیشگاه تحلیگران انرژی فناور: مهندس پیمان پاک و آقای قمصری
بسم الله الرحمن الرحیم
این هم اندیشی با همکاری اندیشگاه تحلیگران و روزنامه خراسان جهت بررسی موضوعات مرتبط با اصلاح الگوی مصرف، در حوزه انرژی کشور برگزار گردیده و روزنامه خراسان در تلاش است تا سلسله هم اندیشی های مشابهی را در این حوزه برگزار نماید. متنی که پیش رو دارد، هم اندیشی نقش اصلاح الگوی مصرف در اصلاح سبد انرژی و حرکت به سوی سبد بهینه می باشد و سعی شده است که نظرات کارشناسان حاضر در این هم اندیشی تا حد امکان با کمترین ویرایش ادبی ارائه گردد. بهر رو برای انسجام بحث، جابجایی هایی در جملات انجام شده و طبعاً مباحث غیر مرتبط با بحث حذف شده است.
در راستای فعالیت هایی که برای اصلاح الگوی مصرف در حال شکل گیری است . در حوزه انرژی مباحث متعددی وجود دارد که همه آنها در کنار هم موجب تغییراتی در کل سیستم انرژی کشور می شود و این تغییرات خود را در سیمای سبد انرژی در بخش تولید و مصرف نشان می دهد، به صورتی که اصلاح الگوی مصرف موجب اصلاح سبد مصرف انرژی میشود و اصلاح سبد مصرف انرژی اثرات خود را روی سبد تولید انرژی میگذارد از طرفی تنوع بخشی در بخش عرضه حاملهای انرژی فرصت را برای بهرهبرداری سایر انرژیها در حوزه مصرف فراهم مینماید و به نوعی این در سبد مصرف و تولید انرژی برروی یکدیگر تأثیرگذار است.
اما آنچه که دستگاههای اجرایی برعهده دارند بخش عرضه انرژی است و در اینباره برنامهریزی باید براساس برنامه و چشمانداز کشور صورت گیرد. براساس سیاستهای کلی نظام در حوزه انرژی چند بند بر بحث اصلاح سبد انرژی کشور و حرکت به سوی سبد بهینه انرژی اشاره دارد که به شرح زیرمیباشد:
۱٫ در سیاستهای کلی نفت و گاز به بهینهسازی مصرف و کاهش شدت انرژی اشاره کرده که این مورد به اصلاح سبد انرژی میانجامد.
۲٫ در بند ۱ سیاستهای کلی سایر منابع انرژی نیز به بخش متنوعسازی انرژی اشاره نموده و آورده است:
«ایجاد تنوع در منابع انرژی کشور و استفاده از آن با رعایت مسائل زیست محیطی و تلاش برای افزایش سهم انرژیهای تجدیدنظر با اولویت انرژیهای آبی». براساس این بند متنوعسازی مستقیماً در سبد مصرف و تولید انرژی اثرگذار است و استفاده از انرژیهای نو و تجدیدنظر موجب رعایت مسائل زیست محیطی شده و ضمناً توازن سبد انرژی را افزایش میدهد. در ضمن تنوع در منابع انرژی شامل بهرهبرداری از ذخایر زغال سنگ نیز میگیرد که با توجه به تکنولوژیهای روز عوارض زیست محیطی آن قابل کنترل می باشد.
۳٫ در بند دوم همین بخش به تلاش برای اختصاص بخشی از سبد انرژی کشور به برق هستهای پرداخته است. و در بند چهارم نیز به ایجاد نیروگاههای بادی و خورشیدی توجه کرده است. این دو بند به وضوح به متنوعسازی سبد برق کشور از طریق ایجاد نیروگاه های مختلف اشاره دارد.
با توجه به چشمانداز ترسیم شده درحوزه انرژی، از جمله محوریترین معیارهایی که حرکت به سوی این اهداف را بوضوح نشان میدهد تغییراتی است که در سبد انرژی کشور بوجود می آید. لذا حرکت به سوی بهینهسازی سبد انرژی، در واقع حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف قلمداد میشود.
با توجه به این مقدمه بنظر میرسد که در ابتدا باید سبد انرژی را تعریف کنیم و سپس به بررسی پتانسیلهای کشور در هر یک از حوزههای انرژی بپردازیم و بررسی نمائیم که سیاستهای فعلی کشور که سبد انرژی را وابسته به سوختهای فسیلی نموده است آیا اهداف چشمانداز و سیاستهای کلی نظام را برآورده مینماید؟ آیا مسائلی مثل اینکه گفته میشود سهم گاز در سبد مصرف داخلی به خاطر دارا بودن ذخایر عظیم گازی ما باید افزایش یابد با سیاست های کلی نظام در بخش انرژی هماهنگی دارد؟ آیا روند فعلی که نوع حاملهای مورد استفاده در کشور در مصارف مختلف (سرمایش، گرمایش ویا به عنوان نهاده تولید) در تمام مناطق مشابه است، یک روند مطلوب میباشد؟ یا اینکه باید سیاستی اتخاذ گردد که مناطق با توجه مزیت های منطقه ای خود از حامل منلسب برخوردار گردند (به عنوان مثال مناطق سردسیر بیشتر از حاملهای مناسب برای تولید انرژیهای گرمایشی برخوردار گردند و مناطق گرمسیر از انرژیهایی که برودت هوا را بهتر می تواند تأمین مینماید بهرهمند گردند). آیا اینکه ما از مزیتهای موجود در هر منطقه در استفاده از انرژیهای تجدیدپذیری چون زمین گرمایی، خورشیدی و بادی چشمپوشی کنیم و چشم انتظار انتقال خط لوله گاز به مناطق برای سرعت بخشیدن به توسعه منطقهای باشیم یک نگاه کارشناسی است یا یک نگاه ساده انگارانه؟ و مواردی مشابه دیگر در این حوزه.
با این مقدمه هم اندیشی را شروع می کنیم و برای رسیدن به پاسخ این سئوالات ابتدا از آقای دکتر دهقانی، (رئیس پژوهشکده اقتصاد انرژی، مؤسسه مطالعات بینالمللی انرژی) آغاز میکنیم . آقای دکتر، سبد انرژی چه تعریفی دارد و سبد بهینه انرژی شامل چه خصوصیاتی میباشد و کشور برای رسیدن به این سبد بهینه چه معیارهای را باید در نظر بگیرد؟

ج: با توجه به اهمیت مدیریت انرژی، بحث عنوان گذاری یک سال به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف که حوزه انرژی را نیز در بر میگیرد، نشانه ی اهمیت و شرایطی است که کشور که ضرورتش احساس شده است طبیعی است این وضعیت موجب میگردد که ارکان مرتبط با آن هم نقشان مهمتر گردد.
سبد بهینه انرژی یک تعریف علمی دارد که اصطلاح علمی آن پرتفولیو میباشد و اصطلاح عامیانه آن این جمله معروف می باشد که میگوید:”انسان عاقل همه ی تخم مرغهایش را داخل یک سبد نمیگذارد”. معنی آن این است که انسان در تصمیمگیری خود در هر زمینهای با گزینههای مختلفی مواجه است و هر کدام از این گزینههای پیشرو دارای ابعاد و ویژگیهای مختلفی هستند. یعنی هم ارزش ساز هستند و هم اینکه درصد رسیدن به آن ارزش متفاوت است. به تعبیر سادهتر، ریسک هر کدام از گزینههای پیشرویی فرد متفاوت است. بنابراین در چنین فضایی که شما از بین گزینه مختلف میخواهید انتخاب خود را انجام دهید. مقوله سبد بهینه نمود پیدا میکند. در حوزه انرژی هم اگر فضا به گونهای باشد که شما بتوانید از انرژیهای مختلف با ویژگیهای متفاوت استفاده کنید، بحث سبد انرژی که از انواع مختلف انرژی تشکیل میشود مطرح میگردد که در آن انرژیهای فسیلی، انرژیهای تجدیدپذیر و انرژیهای نو نیز وجود خواهد داشت، که هر کدام ویژگیهای منحصر به خود را دارند.
این ویژگیها میتواند از لحاظ اقتصادی، سیاسی، امنیتی و مزیتهای منطقهای یا میزان دسترسی به آنها و همچنین از لحاظ قدرت مدیریت آنها طبقهبندی بشوند و همه اینها در کنار هم ویژگی هر حامل انرژی را ترسیم میکند. طبیعتاً در بلند مدت برای اینکه بتوانید بازار مصرف انرژی خود را پایدار نگه دارد تا امنیت لازم را برای مصرف کننده فراهم گردد باید یک سبد بهینه را تعریف نمائید. به تعبیر سادهتر باید دنبال این باشید که گزینههای مختلفی که در اختیار دارید به صورتی باشد که در بلند مدت شما را با مشکل و بحران مواجه نکند، حالا پارامترهایی که میتوانند در ایجاد بحران تأثیرگذار باشند براساس همان ویژگیهایی که ذکر کردیم میتوانند تعریف گردنند. در بین این پارامترها با توجه به وابستگی اقتصادی کشور به حوزه انرژی و بخصوص نفت و گاز، نگاه قالب باید نگاه اقتصادی باشد و براساس این نگاه در تشکیل سبد بهینه باید به سمتی برویم که هزینه ما در بخش مصرف انرژی حداقل گردد و این مسئله می تواند خود را در هدفگذاری برای کاهش شدت انرژی (که از جمله شاخصهای مصرف انرژی می باشد) نشان بدهد.
چنین انرژیی، از نگاه اقتصادی، انرژیی است که قیمت تمام شده آن ارزانتر و راه دسترسی به آن سادهترین راه باشد. انرژیی که امکان تداوم آن در بلندمدت وجود داشته ویا امکان ایجاد بحران عرضه در یک مقطع زمانی بسیار کم باشد.
در بحث نگاه امنیتی باید سبد ما به شکلی ترسیم شود که سایر کشورها نتوانند استقلال کشور و امنیت داخلی را با شکل مواجه سازند، به عنوان مسائل بحثی روزی که الان مطرح است، بحث تحریم صادرات بنزین از سایر کشور ها به ایران به خاطر وابستگی ۴۰ درصدی سبد سوخت به بنزین وارداتی است که به عنوان نقطه شکننده و آسیبپذیری نظام قلمداد میگردد یا وابستگی سبد انرژی مصرفی به گاز که کشور را به سمت حالتی تک سوخته پیش میبرد و اختلال در روند عرضه آن بحران ساز میباشد. مسئلهای که در ۲ سال پیش کل کشور را در زمستان با مشکل مواجه کرد و پارسال به خاطر لطف خداوند و سرد نشدن هوا این اتفاق نیافتاد. این دو نمونه و نمونههای دیگری که وجود دارد نشان میدهد که از بعد امنیتی سهم هر یک از حامل ها درسبد انرژی مصرفی کشورمان به عنوان یک پارامتر فشار برای مخالفین می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
در کنار عواملی که یاد کردیم که به تنوعسازی و متوازن ساختن سبد میانجامد. بحث مدیریت انرژی مطرح میشود که روند حرکت به سوی سبد بهینه را برنامهریزی می نماید و تولید و مصرف انرژی را مدیریت مینماید تا از مسیر برنامه کشور منحرف نگردد. این مدیریت قابل تفکیک از سبد انرژی نیست. بحث مدیریت انرژی شامل دو محور میباشد، یکی مدیریت عرضه و دیگری مدیریت تقاضای انرژی که هر کدام از این بخشها یک ویژگی خاص دارد که آن ویژگیها موجب میگردد ، یک بخشی را راحتتر و یک بخشی را دشوارتر بتوانیم مدیریت نماییم. عموماً چون مدیریت دربخش عرضه در کشور ما در دست دولت متمرکز شده است و سهم عمده آن براساس سبد فعلی دردست وزارت نفت است، امکان مدیریت پارامترها تأثیرگذار آن راحتتر است و تمایل بیشتر بر آن است که مدیریت عرضه را به عنوان یک پارامتر قابل کنترل پیش بیاندازند. یعنی عرضه را تابعی از تقاضا قرار داده ایم و سعی نموده ایم تقاضا را با تولید بیشتر انرژی پوشش دهیم. ولی بخش تقاضا چون به پارامترهای سطح جامعه بر میگردد که به الگوی مصرف مردم مرتبط میباشد (مانند الگوی مصرف بخش حمل و نقل، الگوی مصرف در بخش برق و گاز و …)، لذا تنوع در این الگوها دیده می شود که شامل هم بخش مولد و هم غیر مولد جامعه می باشد و مصارف آنها نیز به تبع این تنوع در حوزههای مختلفی صورت میگیرد، در نتیجه به راحتی نمیتوان از یک مرکز متمرکز بخش تقاضا را مدیریت کرد. واز اینرو همیشه بخش مدیریت تقاضا کشورمان به اعتقاد من بخش محکوم و کمتر مورد توجه بوده است و به همین علت میبینیم علارغم اینکه ما همیشه روی ظرفیت عرضه خود متمرکز شدهایم و آن را سال به سال گسترش میدهیم و به حد قابل قبولی از لحاظ سطح سرانه در سطح جهان رسیدهایم. اما در کشورمان نتوانستهایم تقاضا را پوشش دهیم و همواره عرضه انرژی به دنبال تقاضای انرژی دویده است و این شکاف بین عرضه و تقاضا به دلیل شتاب زیاد رشد تقاضا در حال افزایش است. به اعتقاد من این مسیر ما را به سمت بحران هدایت میکند و باید بحث مدیریت تقاضا را برای کنترل شتاب مصرف جدی بگیریم.

این بحث مدیریت تقاضا و عرضه که جنابعالی مطرح فرمودید، همان بحثی است که به نوعی رهبر معظم انقلاب هم روی آن تأکید داشتند و در عیدفطر امسال نیز گلایه خود را از جدی نگرفه شدن موضوع کنترل مصرف مطرح نمودند. در تکمیل فرمایشات شما اضافه کنم که بخش مدیریت تقاضا هم شامل بخشی دولتی و هم شامل بخش غیردولتی میشود. در بخش دولتی تلفات انرژی که درشبکه توزیع و در هنگام تولید انرژی همچنان وجود دارد و تا آنجایی که اصلاع داریم، اقدامات موثری در این مورد صورت نگرفته است. (به عنوان مثال، فرسوده بوده شبکه انتقال برق کشور و برق دزدی از شبکه توزیع، موجب شده که تنها تلفات شبکه برق کشور از میزان استاندارد جهانی آن (یعنی۸%)، ۱۲% بیشتر است. این تفاوت معادل اتلاف ۲۲۰ میلیون لیتر گازوئیل یا ۴/۱۶ میلیون مترمکعب گاز طبیعی میباشد که ارزش ریالی کل سوخت تلف شده براساس گازوئیل معادل ۰۳/۱۳ میلیارد ریال میباشد . مثالی دیگر، بازده متوسط نیروگاههای کشور حدود ۳۵% است که این نیز نشان از بیتوجهی به میزان مصرف انرژی اولیه برای تولید برق در کشور میباشد. در این زمینه اگر بخش دولتی و صنعتی ما دست به اصلاح الگوی مصرف خود بزنند حجم وسیعی از انرژی کشور ذخیره میشود که فشار را برای رشد تولید انرژی کم میکند.
در بخش غیردولتی نیز باید مردم را توجیه نمود که مثلاً لزوماً خرید وسایل انرژی بری چون یخچال فریزر ارزان قیمت به سود آنها نمیباشد و براساس عمر مفید اینگونه وسایل، اگر از وسایل استاندارد استفاده نمایند، از محل صرفهجویی انجام شده میتوانند بخش دیگری از نیازهایشان را برطرف سازند. در حالی که شاید استفاده از وسایل لزوماًارزان قیمت و نه استاندارد، هزینهای را در طول زمان به آنها تحمیل می کند که از هزینه اولیه خرید وسیله استاندارد بیشتر می باشد.
با توجه به مسائلی که مطرح شد و پیرو تعریف جناب دکتر دهقانی از سبد انرژی، میخواستیم وضعیت هر یک از حاملهای انرژی را در سطح کشور بدانیم. لذا از جناب مهندس خطاطی، (مدیرکل برنامهریزی انرژی شرکت نفت) تقاضا داشتم که در مورد منابع نفت و گاز کشور توضیح بفرمائید که آیا اینکه گفته میشود ما ذخایر عظیم نفت و گاز را در اختیار داریم به این معنا است که هر چه که کشور نقاضا داشته باشد میتوانیم استخراج کنیم و به مصرف برسانیم؟ بعلاوه چه محدودیتهایی در افزایش تولید نفت و گاز وجوددارد؟
ج: اینکه امکان بهرهبرداری از ذخایر نفت و گاز برای تأمین تقاضای کشور وجود دارد یا نه یک بحث است؛ اینکه حتی اگر امکانش وجود داشته باشد آیا ما اختیار داریم که هر چه در اختیار داریم بیرویه مصرف کنیم یک بحث دیگر است. یعنی بعضی مواقع میگوییم ما چیزی نداریم مصرف کنیم ولی بعضی وقتها حتی اگر چیزی هم داشته باشیم باید درست مصرف کنیم. چون این منابعی است که امانتی است در دست ما. این منابع جز انفال است و عدالت بین نسلی حکم میکند مصرف ما بگونهای باشد که آیندگان در مورد عملکرد ما و استخراج منابع نفت و گاز روش ما را عادلانه بدانند و رفتار ما را تأیید نمایند. واقعیت این است که ما در برابر ودیعه در اختیارمان هم نسبت به منابع نفت و گاز کشور و هم نسبت به آیندگان و هم به طور اعم در مقابل سایر مردم و هم به طور اخص نسبت به مردم خودمان مسئول هستیم. اگر این را بگذاریم کنار و بخواهیم ببینیم که منابع در اختیار داریم یا نه، باید بگویم فعلاً مقدار انرژی عرضه شده نسبت به تقاضای کل انرژی در کشور مثبت است ولی شدت مصرف نسبت به شدت تولید(با توجه به برنامهریزیهای موجود برای افزایش عرضه) بالا است، لذا روند رشد تقاضا بیش از عرضه می باشد و این خطر وجود دارد که در آینده ی نزدیک، تراز انرژیمان منفی شود. در این صورت به طور کل واردکننده انرژی خواهیم بود. اما قبل از اینکه این مسائل بوجود بیاید، یکسری مسائل در بخشهای مختلف به ما هشدار میدهند مانند شکلگیری تراز منفی گاز در یک دهه اخیر و بحث سهمیهبندی بنزین و بحث قطع برق در پیک مصرف؛ همه اینها نشان دهنده آن است که ما داریم وارد فضایی میشود که وضعیت مناسبی را برای کشور ترسیم نمیکند و باید دست به اقداماتی بزنیم.
از این نگاه حتماً دلایلی وجود دارد که ضرورت آن احساس شده است که یک سال را به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری کنند که مصرف انرژی را هم در بر می گیرد.
س : جناب آقای مهندس خدام حسینی، با توجه به سابقه شما در وزارت صنایع و معادن و مسئولیت جنابعالی در بهرهبرداری از معادن زغال سنگ طبس، میخواستم بدانم در کشور چه تلاشهایی در زمینه وارد کردن زغال سنگ به عنوان یکی ازحاملهای انرژی در سبد انرژی کشور صورت گرفته است و چه مزیتها و چه محدودیتهایی در این زمینه وجود دارد؟
ج: به نظرم می رسد قبل از اینکه بخواهم به پرسش شما پاسخ بدهم ، بهتر است ابتدا من یک تاریخچهای در مورد بحث شکلگیری سبد انرژی در کشور بگویم و بعد پاسخ شما را بدهم. حدود ۱۶ سال پیش بحث متنوعسازی سبد انرژی کشور را به عنوان یک ایده مطرح کردیم و میخواستیم بررسی کنیم که سبد انرژی در کشور ما به چه شکلی بوجود آمده و همین سبد در سطح دنیا دارای چه شاخصهایی میباشد. یک کار مشترکی آن زمان بین وزارت معادن آن زمان، انجمن نفت و وزارت نفت انجام شد و در بررسیهایی که انجام شد، دیدیم سبد ما، سبدی است فقط متکی به نفت خام (آن زمان هنوز پارس جنوبی توسط قطر شناسایی نشده بود و طبعاً ما هم پارس جنوبی را نمی شناختیم. لذا ذخایر گازی ما، عمداً شامل ذخایر شمال خراسان و قسمتی کوچکی در جزیره قشم می شد). در این طرح ما ۲ تا عدد را باید در هم ضرب میکردیم و بازتابش را برای تبیین سبد انرژی میدیدیم، یکی نرخ رشد جمعیت و دیگری نرخ رشد مصرف انرژی در کشور بود. این دو تا عدد یک آینده بسیار وحشتناکی را به ما نشان میداد. برای اینکه رشد مصرف چیزی حدود ۵/۱۲ درصد بود و رشد جمعیت در آن زمان با کاهشی که پیدا کرده بود تازه رسیده بود به ۷۴/۲% ، حاصلضرب اینها یک عدد وحشتناکی را برای مصرف انرژی آینده برای ما ترسیم میکرد. از طرفی ما متکی بودیم به نفت خام و نفت خام هم با توجه به پیر بودن حوزههای نفتی نشان میداد که ما از آن زمان حدود ۱۷ الی ۱۸ سال بیشتر عملاً نفت را در اختیار نداریم و بر روی نفت به عنوان پایه اصلی الگوی مصرف به تنهایی نمیتوانیم برنامهریزی کنیم. لذا سناریوهای مختلفی را روی کاغذ ترسیم کردیم. بر این مبنا که اگر سهم ما در OPEC سالانه ۵/۴ میلیون بشکه در روز باشد. برمبنای معیار آن زمان ۳/۱ میلیون بشکه مصرف داخلی ما بود و مابقی آن برای صادرات در اختیار داشتیم. این وضعیت در آینده به جایی میرسید که تمام تولید داخلیمان را باید مصرف میکردیم و چیزی عملاً برای صادرات (حتی با فرض ثبات تولید) نداشتیم. برای اینکه این اتفاق نیافتد باید میآمدیم سبد انرژی کشور را متنوع میکردیم و با متنوع کردن سبد حداقل این امکان بوجود میآمد که ما ظرفیت صادراتی خود را با فرض ظرفیت ثابت (۳/۴ تولید) حفظ میکردیم. در آن زمان دو تا راهحل برای متنوعسازی سبد انرژی بیشتر در اختیارمان نبود، یکی وارد کردن زغال سنگ به سبد انرژی بود (که در همه دنیا متداول است، برای اطلاعاتتان باید بگویم که الان در آمریکا حدود ۵۲% برق تولیدی کشورشان را از زغال سنگ میگیرند) و دیگری وارد کردن گاز به جای نفت به صورت ارزش حرارتی معادل نفت خام در سبد انرژی بود.
آن سناریو اینطور ترسیم شده بود که اگر ما قرار باشد ۲/۳ میلیون بشکه صادراتمان را حفظ کنیم یک چیزی حدود ۷۶۰۰۰ شبکه معادل نفت خام، زغال باید وارد سبد انرژی میشد و هر چقدر امکان داشت (که حداقل معادل ۱۵ میلیون بشکه نفت خام است) گاز را جایگزین نفت می کردیم تا بتوانیم سطح تولید، پالایش نفت و سقف OPEC برای تولید را حفظ بکنیم. در واقع اواخر گزارش بود که طرح فاز ۲ کنگان در گاز و طرح پالایشگاه شهید هاشمی نژاد، بعلاوه سرمایهگذاری برای واردات گاز از ترکنمستان مطرح شد و تقریباً در آن زمان، بحث شناسایی پارس جنوبی مطرح گردید. خوشبختانه شرکت گاز در این جایگزینی موفق شد و تا پارسال ۷/۱ میلیون بشکه معادل نفت را، از گاز در کشور وارد سبد انرژی کردیم. اگر گاز نیامده بود و به داد این مصرف زیاد کشور نرسیده بود، در واقع ما معادل ۷/۱ میلیون بشکه صادرات احتمالی را باید در داخل مصرف میکردیم و صادرات و به تبع آن میزان درآمد کشور به شدت کاهش مییافت.
اما در مورد زغال آن اتفاقی که افتاد این بود که یک مطالعهای کردیم که ببینیم چه صنایع و چه مصرف کنندگانی میتوانند بیایند و از زغال سنگ استفاده نمایند. مطالعات نشان میدهد که بزرگترین مصرفکنندگان زغال در جهان، نیروگاه های تولید برق و صنایع فولاد هستند البته این دو صنعت از دو نوع زغال مختلف استفاده میکنند که یکی زغال کک شو و دیگری زغال حرارتی است. طرح توسعهی صنعت فولاد تا ۲۵ میلیون تن براساس مزیت نسبی گاز برنامهریزی شده بود و از گاز طبیعی به علاوه سنگ آهن، فولاد را تولید میکرد. ولی از زمان طرح استفاده از زغال برای تولید فولاد، این ظرفیت نصف شد و قرار شد نصف صنعت فولاد از زغال کک شو برای تولید فولاد استفاده کند و نصف دیگر تولید فولاد از روش احیای مستقیم و استفاده از گاز انجام شود.
یک سئوال عمده در آن زمان مطرح بود که آیا ما زغال در کشور داریم که برای بهرهبرداری از آن و متنوعسازی سبد انرژی بر روی آن برنامهریزی کنیم یا نه؟ که برای جواب آن یک کار سه ماهه فشردهای انجام شد و مشخص شد در کویر مرکزی ایران (دشت طبس) زغال مورد نیازمان برای تولید برق و فولاد وجود دارد. این اکتشاف بین سالهای ۷۴ تا ۷۸ انجام شده بود. لذا یک نیروگاه ۱۳۵۰ مگاواتی برای طبس طراحی شد و ۴ هزار مگاوات برق (یعنی ظرفیتی معادل ۴ برابر نیروگاه هستهای بوشهر) از ذخیره زغال برای طبس برآورد شد و زغال کک شو آن برای تولید ۷ یا ۸ هزار تن فولاد مناسب بود.
اما عملاً از ذخایر زغال سنگ حرارتی طبس بهره برداری نشد، چرا که عمدتاً ذخایر زغال سنگ حرارتی و کک شو از یکدیگر مستقل هستند، ولذا تنها از زغال سنگ کک شوی طبس در این سالها برای تولید فولاد بهرهبرداری میشد و به علت وجود نفت ارزان بهرهبرداری از زغال حرارتی و تولید نیروگاه برق زغالی جدی گرفته نشد. در این دو سال اخیر که قیمت حاملهای انرژی بالا رفت، پروژه نیروگاه طبس رونق گرفت. این در واقع گذشته ورود زغال سنگ به سبد انرژی کشور و بحث متنوع سازی سبد بود که میخواستم شما اطلاع داشته باشید.
اما در جهان زمان پیدایش زغال سنگ و استفاده از آن به قبل از کشف نفت برمیگردد. با اینکه منشأ تشکیل آن یکی است، اما بحث ماشین بخار، عصر رنسانس و صنعتی شدن همه برمبنای زغال شکل گرفتند و مبدا همه تحولات انقلاب صنعتی بحث زغال بود. در وضعیت کنونی جهان زغال سنگ همچنان نقش زیادی را براساس انرژی معادل نفت خام در دنیا بازی میکند. دلیل آن هم این است که ذخایرآن در دسترستر است و استخراج و تولید آن ارزانتر از نفت خام است. ریسک تولید و انبارش آن کمتراست و بسیاری از کشورهای دنیا به عنوان یک مزیت به آن نگاه میکنند. در چین به ازای هر نفر یک میلیون تن زغال سنگ تولید می کردند (یعنی با جمعیت یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفری، یک میلیارد و چهارصد میلیون تن زغال سنگ تولید کردند) و در اواسط شوک نفتی پارسال آنها تولید خود را به ۵/۳ میلیارد تن رساندند (یعنی بیش از دو تولید سابق خود).
امریکا ۵۲% تولید برقش از نیروگاه زغالی است. اروپاییها میزان وابستگی خودشان را از زغال کاهش ندادهاند وی به دلیل پیری معادنشان قطب تولیدشان را عوض کرده و سرمایهگذاری خود را در تولید زغال سنگ استرالیا و چین انجام دادهاند.
اما مسئلهای که در تولید زغال سنگ وجود دارد و استفاده از آن را با تردید مواجه می کند آن است که ،در هنگام استخراج زغال سنگ ما با تولید گازهای گلخانهای مواجه هستیم و هر تن استخراج زغال سنگ ۱۲ متر مکعب گاز متان و اتان تولید میکند (که از جمله گازهای گلخانهای هستند). اما کنترل این گاز خودش مزیت دارد و میتواند در همان محل، مورد استفاده قرار گیرد؛ البته در هنگام مصرف آن نیز گاز گلخانهای تولید میشود. با اینحال نمیتوان این مسئله را یک عیب دانست که مانع از تولید زغال سنگ شود چرا که مزارع نیشکر هم از جمله منابع تولید گازهای گلخانهای هستند ولی با تولید نیشکر مخالفت چندانی صورت نمیگیرد. اما در عین حال کشورهایی که تولید بالای زغال سنگ دارند، در هنگام تولید و مصرف با پیمان زیست محیطی کیوتو روبرو هستند ولی با این حال از زغال استفاده میشود. در فرانسه هنوز که هنوزه در ساعت پیک نیروگاه زغالی است که وارد مدار میشود و برق لازم را تأمین میکند. یعنی به لحاظ تکنولوژی به قدری پیشرفت کردهاند که می توانندواحدها را سریع وارد مدار کنند و همین طور، سریع میتوانند از مدار خارج کنند، در وسط شهر وین، استوکهلم و در کنار شهرهای بزرگ نیروگاه زغالی دارند و هیچ بازخوردی هم از لحاظ زیست محیطی ندارند و میتوانند آلودگی آن را مهار بکنند.
در مورد قیمت زغال سنگ هم اگر نگاه بکنید، مزیتی که نسبت به نفت و گاز دارد این است که نوسانات نفت و گاز را ندارد و هر اتفاقی در قیمت آن اثر گذار نیست و در واقع امنیت قیمتی دارد و شاید به خاطر همین ثبات قیمتی است که همه سعی کردنند که آن را حفظ نمایند. یکی از دلایل اینکه آمریکاییها پیمان کیوتو و ریو را نمیپذیرند این است که میگویند پذیرش آن به معنی آن است که این ۵۲% برق زغالی را تولید نکنیم و اگر قرار باشد این تولید انجام نشود و با گاز جایگزین کنیم، اولاً استقلال کشور به منابع انرژی کمتر می شو د و چون گاز لازم را در کشور نداریم وابستگیمان افزایش مییابد و CNG هم نمیتواند جایگزین مستمری در صنعت نیروگاهی آمریکا باشد و تنها مجبورند از برق اتمی به عنوان جایگزین زغال سنگ استفاده کنیم و عددی حدود ۲۰۰۰ تریلیون دلار برای این جایگرینی لازم است. چینیها در مقوله ی تولید و مصرف به شدت وابسته به زغال هستند و پکیچهای کوچکی دارند که زغال را خُرد میکند و ساختمانهای کوچک را گرم میکند. در این زمان نیز فیلتر کردن آلاینده ها در واحدهای کوچک، دیگر معنا ندارد و تنها گرم کردن ساختمان مطرح است. حتی استخر و سوناهای محلی هم با پودر زغال سنگ گرم میشود.
این است که در کشور ما با دو فرض میتوان بحث زغال را حل کنیم، یکی اینکه آیا زغال داریم که بیابیم سبد انرژی را متنوع کنیم؟ که جوابمان مثبت است. و باید بگوییم عملاً از زغال حرارتی کشور تا بحال بهرهبرداری نشده و این ذخایر دست نخورده است. البته شکل دیگر هم، توسط وزارت صنایع و سازمان مدیریت و برنامهریزی مطالعه شده است، که اگر ما زغال هم نمیداشتیم آیا باید آن را در سبد انرژی میدیدیم یا خیر که در آن مطالعه آمده که اگر ما در مناطق ساحلی خود (مثل جاسک و بندرعباس، …) نیروگاه زغالی تأسیس کنیم و زغال بخریم و در ساحل برق تولید کنیم، همچنان اقتصادی است.[۱]

در واقع نیروگاههای زغالی از پس نیروگاههای هیدروالکترونیک و اتمی بر نمیآیند وگرنه از سایر نیروگاهها، هم به لحاظ راندمان و هم به لحاظ قیمت تمام شده اقتصادیتر است. به لحاظ قیمت ثابت تنها در قسمت بویلر و ذخیرهسازی سوخت حدود ۱۵% گرانتر در میآیند لاکن هیچ فرقی با بقیه ندارد و ما سعی کردیم نیروگاه طبس را براساس توان داخلی ایجاد کنیم که آن هم در حال انجام است. این کلیت بحث زغال و نقش آن در سبد انرژی کشورمان و سایر کشورها بود. پس در مجموع لزوم متنوع کردن سبد به دلیل حجم بالای تقاضای انرژی حس میشود. چرا که در حال حاظر، از یک پشتوانهای به نام نفت شیفت کردیم به سوی پشتوانهای به نام گاز و هیچ مدیریت مصرفی شکل نگرفته است. و همه اشتباههایی که ما در وابستگیمان به نفت داشتیم، همه آنها را در بخش گاز مرتب شدهایم. ماشینها در حال CNG سوز شدن هستند و بدون مدیریت مصرف چند سال دیگر باید CNA سوزها را نیز سهمیهبندی کرد و … چون این لجام گیسختگی بخش مصرف را هیچ ذخیرهای از پس آن بر نمیآید. لذا باید در حوزه کنترل مصرف متمرکز شد و الگوی مصرف را اصلاح کرد. در سازمان بهینهسازی مطالعات خوبی در مورد صرفهجویی انرژی مطالعات انجام شده مثلاً در بهینهسازی روی گرمایش خانگی با زغال هم مطالعه وجود دارد. (مثلاً در مناطق جنگلی میتوان از زغال استفاده کرد.)
س: مشکل طبس چیست و چرا اینقدر راهاندازی نیروگاه طبس طولانی شده است؟
ج: مشکل آن نفت ارزان است، وزارای نیرو از زمان مهندس زنگنه به بعد همیشه حرفشان این بوده که ما به عنوان متولی سازنده نیروگاهها وظیفه دارم یک فلس دور یک زمین بکشیم و درون آن نیروگاه بسازم، لذا یک کس دیگری مسئولیت دارد که در کنار این فلس سوخت را به ما تحویل دهد. شما برای ساخت نیروگاه طبس به من میگوید که سوخت را خودت در بیاور، آمادهاش بکن و خودت به داخل نیروگاه ببر و برق تولید کن و برق را به دولت بفروش، خوب این کار را نمیکنم. از نفت و گاز استفاده میکنم.
لذا عمدهی مشکل عدم بهره برداری از زغال سنگ حرارتی قیمت پایین نفت و گاز بود، در دو سال پیش که نفت یک مقدار گران شد، ساخت این نیروگاه هم قوت گرفت، چون در این زمان این پروژه فوقالعاده اقتصادی شد و در حال حاظر خارجیها هم خیلی علاقهمند به سرمایهگذاری هستند.
با توجه به صحبتهای شما اگر بخواهیم یک جمعبندی داشته باشیم، اولاً ما میتوانستیم از زغال در سبد استفاده کنیم و کم توجهی شده و دوم اینکه شما در مورد سبد انرژی مانند سایر دوستان اعتقاد دارید که ما حتی اگر سبد انرژی خود را متنوع هم بکنیم، باز مشکل تأمین تقاضا را داریم و مدیریت مصرف در ایران مشکل دارد.
س: جناب آقای پیمان پاک با توجه به اینکه نماینده سازمان انرژیهای نو نتوانستند در این هم اندیشی حضور داشته باشند، با توجه به آشنایی نسبی شما با این حوزه در مورد مزیتهایی که ایران در انرژیهای تجدیدپذیر دارد صحبت بفرمائید و شما ورود آن به سبد را تا چه حد امکانپذیر می دانید؟
ج: یکی از بحثهایی که میتواند جای خود را در سبد انرژی باز بکند، بحث انرژیهای نو است، که مانند سایر جایگزینهای نفت و گاز مثل زغال سنگ، نقش خوبی را در سبد انرژی دنیا بازی میکند و در سالهای آینده این نقش در حال پررنگتر شدن و شتاب گرفتن است. بحثهایی که سازمان انرژیهای نو مطرح میکند این است که پتانسیلهای بسیار خوبی برای تولید برق و انرژی از منابع زمین گرمایی، باد، خورشید و زیستتوده وجود دارد و عامل اصلی که مانند زغال موجب شده (که ما علیرغم داشتن پتانسیلهای بالا در تولید انرژی نو) از این منابع استفاده نکنیم، قیمت ارزان نفت و گاز و پشتوانه در اختیار داشتن ذخایر آن در ایران است. برنامهریزیهای صورت گرفته در ایران تاکید دارند که در بحث انرژیهای نو، بخش خصوصی وارد شود و سرمایهگذاری بکند و این بخش را توسعه دهد. این قیمت پایین گاز، در ارزیابی اقتصادی برای بخش خصوصی صرفه اقتصادی را ایجاد نمیکند. در صورتی که مثلاً در بخش باد، طبق مطالعاتی که سازمان انرژیهای نو انجام داده، حدود ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه بادی را به صورت ۱۰۰ درصد اقتصادی میتوانیم ایجاد بکنیم و به عبارتی اگر راندمان این نیروگاه ها، (یعنی چیزی معادل نیروگاه حرارتی ) باشد، حدود ۳۰۰۰ مگاوات از برق کشور را به طور قطعی از باد می توانیم تولید کنیم که البته در بین انرژیهای تجدیدنظرٍ، نیروگاههای بادی کشور از سایرین جلوتر میباشد. خصوصاً در بخش شرق کشور، پتانسیل باد در استان سیستان و بلوچستان خوب است، بحث زمین گرمایی ما طبق پتانسیل سنجی اولیه در استان خراسان جنوبی وجود دارد و میزان تابش در این منطقه موجب شد، که در تقسیمبندی کشور، جز مناطق پرتوان محسوب گردد. اگر محدودیتهای بودجهای برای کشور وجود نداشته باشد و ما در سیستان و بلوچستان بتوانیم نیروگاههای بادی تأسیس کنیم. برق تولیدی از نیاز این استان بیشتر می شود و میتوان مازاد آن را در شبکه برق کشور و یا برای صادرات به کشورهای همسایه استفاده کرد. اما همان دو مقوله (یعنی یکی قیمت پایین حاملهای نفت و گاز و دیگر تعرفه پایین خرید برق) خیلی برای ورود بخش خصوصی جذاب نبوده که به تازگی این تعرفه اصلاح شد و به قیمت ۱۴۰ تومان رسید، که باید دید این اصلاح قیمت چقدر موجب جذب سرمایهگذاران بخش خصوصی خواهد شد.
در بخش انرژی خورشیدی، سایت شیراز راهاندازی شده است که طبق گفته مهندس آرمودلی بالای ۹۰% راندمان را این نیروگاه به همراه دارد. در بخش غیر نیروگاهی نیز، ما از مزیت تولید پراکنده این انرژی میتوانیم استفاده کنیم. در مناطق دور از شبکه توزیع استفاده از این انرژی، هزینه گسترش شبکه انتقال را کاهش میدهد. که از مصادیق تولید پراکنده انرژی ، آبگرمکنها و حمامهای خورشیدی است که با همکاری شرکت بهینهسازی انجام شده است و موفقیتآمیز بوده طبق گزارشی که معاونت مدیریت برنامهریزی تلفیقی شرکت ملی گاز داده است، ۹۵% درصد روستاهایی که برای گازرسانی معین شده ۱۰۰درصد گازرسانی به آنها غیر اقتصادی است. سازمان انرژیهای نو به عنوان یک راهکار، برروی استفاده از انرژی خورشیدی تأکید دارد که بسیار به صرفه و اقتصادی است. به نظر هم میرسد که بحث گازرسانی به روستاها به عنوان یک انرژی پاک و لوکس بیشتر دنبال میشود، در حالی که دنبال انرژی مطمئن و در دسترس باید باشیم که دردسرهای فرآوردههای نفتی و آلایندگی آن را نداشته باشد( که از جمله این انرژی ها گاز نیز می تواند باشد) که به نظر می رسد از این لحاظ انرژیهای نو این خواسته آنها را بهتر برآورده میکند. منتها به نظر میرسد که آشنایی وجود ندارد و مردم و حتی مسئولین با مزیتهای این انرژیها آشنا نیستد. از جمله مشکلاتی که گازرسانی به روستاها دارد غیر از بحث هزینه انتقال گاز، غیر استاندارد بودن خانههای روستایی است که اتلاف انرژی آنها را بسیار بیشتر از خانههای شهری کرده است. این مسئله موجب به هدر رفتن گاز بیش از سایر مناطق، در روستا ها شده است.
تقریباً در حوزه خورشیدی محاسبات سانا میدهد که ۶۰ هزار مگاوات میتوانیم برق خورشیدی داشته باشیم.
در مورد انرژی زمین گرمایی نیز در حال حاضر سایت مشکین شهر در حال انجام است که راه اندازی آن سالها طول کشیده و علت آن هم جدی نگرفتن آن و دیگر نرسیدن تسهیلات است که موجب شده حفاریهای سایت را به تأخیر بیافتد. جدیداً با تفاهمی که با شرکت نفت صورت گرفته، قرار شده که شرکت ملی حفاری، به کمک آنها بیاید. علت این همکاری هم بخاطر این است که نفت واقعاً با مشکل تأمین تقاضا مواجه است و به صورت خودجوش حاضر به همکاری شده تا از شدت فشار تقاضای خود بکاهد. چون صرفهجویی انجام شده در گاز، حداقل در ظاهر، به نفع شرکت نفت است و این گاز در بخش بینالملل و تبدیلات میتواند ارزش افزوده بیشتری را داشته باشد. نیروگاه مشکین شهر یک نیروگاه ۲۵۰ مگاواتی است که تأخیر آن مشکلاتی را برای منطقه اردبیل به همراه داشته است. صحبتها حاکی از آن است که اردبیل به دلیل سردسیر بودن و قرار گرفتن در انتهای خط انتقال گاز در زمستانها جز اولین استانهایی است که با قطعی گاز مواجه است. در حالی که انرژی زمین گرمایی این منطقه پتانسیل آن را دارد که هم برق و هم گرمایش را برای ساکنین آن فراهم سازد. ولی چون دید مسئولین در اطراف نفت و گاز میچرخد. بحثها نشان میداد که برای رفع این مشکل پیشنهاد میشود که خط لوله گاز دیگری برای این منطقه کشیده شود و هیچ دستوری برای تسریع نیروگاه زمین گرمایی داده نشد.
در بحث زیست توده هم ظرفیت زیادی وجود دارد و سابقه استفاده از آن از گذشته در کشور وجود داشته است. استخراج انرژی از پسماندهای شهری سهم قابل توجهی از انرژی مورد نیاز را میتواند تأمین بکند. در بسیاری از کشورها از جمله هند سهم قابل توجهی از سبد انرژیشان مربوط به انرژی زیست توده میباشد.
نکته جالبی دیگری که باید مطرح کنم آن است که عمده کشورهایی که در بحث انرژیهای نو و تجدیدپذیر در ردههای اول جهان قرار دارند کشورهایی هستند که پتانسیل این نوع انرژیها در کشورشان از کشور ما کمتر است در حالی که ما از بسیاری از این کشورها عقبتر هستیم. یکی از مسئولین مطرح میکرد که در سالهای گذشته دیداری بین وزیر نیرو ایران و ترکیه انجام میشود و وزیر نیرو ترکیه از تولید برق بادی در ایران سئوال میکند و وزیر نیرو در جواب میگویند، ۱۰۰ مگاوات نیروگاه بادی داریم و وزیر نیرو ترکیه بیان میکند که ما متأسفانه سهم ناچیزی انرژی برق بادی داریم. در سال بعد دوباره ملاقاتی صورت میگیرد و همین سئوال تکرار میشود. وزیر نیرو ما همان جواب قبلی را می دهد، اما وزیر نیرو ترکیه مطرح می کند که، در این یک سال ظرفیت نیروگاه بادی خود را به ۷۰۰ مگاوات رساندهایم، که این مسئله نشان از سرعت حرکت دنیا در بهرهبرداری از این انرژیها را نشان میدهد.
اما علیرغم وجود این پتانسیلها و حرکتهای دنیا نسبت به تأمین انرژی از انرژیهای تجدیدپذیر و نو و آنچه که در افق چشم انداز کشورمان در سال ۱۴۰۴دیده شده، این است که ما بتوانیم ۱۰% تولید انرژی کشور را از انرژیهای نو تأمین کنیم. الان سهم انرژیهای نو حدود ۱% است و طبق آن چیزی که در برنامهریزیها تعریف شده، بعید است که واقعاً به ۳ الی ۴ درصد برسیم. نکته قابل توجه آن است که همین ۱۰% که در چشمانداز تعریف شده برای آن زمانی بود که نه ، هزینه تأمین نفت و گاز این میزان بالا بود و نه مصرف این قدر افزایش پیدا کرده بود و نه گاز آن ارزش ذاتی خود را در سایر مصارفش به عنوان ماده اولیه نشان داده بود. به عبارتی با آن وضعیت که ارزشها هنوز خوب شناسایی نشده بود، ۱۰% هدفگذاری برای انرژی های نو انجام شده بود. ولی با این حال باز به همان هدف حداقل نخواهیم رسید.
مسئلهای که وجود دارد آن است که عمده کاری که موجب شکلگیری سبد انرژی در مناطق مختلف میشود، توسط نمایندگان مناطق شکل میگیرد و این در سطح مدیریت ارشد کشور، با یکسری دلایل از جمله مسائل سیاسی و اجتماعی شکل می گیرد، که شکلگیری سبد را از حالت بهینه دور میکنند. از جمله مسائل مطرح شده بحث عدالت اجتماعی است. به نظر میرسید بحث عدالت با بحث تساوی در خیلی جاها با هم خَلط میشود و میگویند عدالت حکم می کند که، همه باید از گاز برخوردار گردنند، در حالی که دقیقاً این تفکر با عدالت اجتماعی در تضاد است. عدالت به معنای پرداخت هر حقی به ذیحق آن است. در این مورد مثالی عرض کنم؛ این کجای عدالت اجتماعی است که منطقهای که گرمسیری است و در سال شاید ۲ تا ۳ ماه نیاز به گرم کردن آب پیدا کند از انرژی گرمایشی گاز برخوردار گردد در حالی که برق لازم را برای تأمین سرمایش ندارد. آیا عدالت حکم نمیکند که سرمایش را برای مناطق گرمسیر و گرمایش را برای مناطق سردسیر فراهم کنیم؟آیا منطقه گرمسیری میتواند مانند مناطق معتدل از کولر آبی برای برودت هوا استفاده کند، آیا مناطق شرجی کشور میتوانند از کولر آبی استفاده کنند؟ مسلماً آن چیزی که اینها نیاز دارند برق است و عمده مصرفِ اسپلیتها و کولرهای گازی برق است،در چنین شرایطی آیا برای مصرف محدود پخت و پزِ این مناطق نمیتواند از برق استفاده کرد؟ آیا نمی توان صنعت را به سمتی هدایت کرد که متناسب با نیاز هر منطقه وسیله با انرژی مناسب آن منطقه را تولید نماید؟ وآیا گسترش شبکه گاز وناهماهنگی آن با توان تولیدی کشور موجب نمی گردد که در فصول سرد سال بسیاری از مناطقِ سردسیرِ محتاج به گاز را از نعمت گاز محروم کنیم؟ عدالت در کجای این گاز رسانی به صورت حق مساوی دیده می شود؟
پس عدالت اجتماعی حکم میکند که هر منطقه براساس شرایط جغرافیای و اقتصادی خود به حاملی دسترس داشته باشد که رفاه را برای او حداکثر میکند. باید بررسی شود که آیا ملاحظات سیاسی و اجتماعی در کنار ملاحظات اقتصادی و امنیتی قابل کمّی شدن هستند تا بتوان مقایسه و تصمیمگیری درستی را انجام داد. شاید در بسیاری موارد اگر، اختلاف هزینه گازرسانی و وضعیت فعلی این روستا ها محاسبه کنیم و انرژیهای نو را به مردم بدهیم، رفاه آنها بیشتر نیز افزایش یابد. واین بهتر از چیزیست که در سلایق و فکرها مطرح میشود و قابل اندازهگیری نیست.
س: با توجه به اینکه تقریباً در همه حوزهها صحبت شده بحث را به آقای فضلی(کارشناس بخش ساختمان شرکت بهینه سازی) بسپاریم و ببینیم این شرکت در جهت استفاده بهینه از انرژی و حرکت به سمت بهینهسازی مصرف انرژی چه فعالیتهایی انجام داده است و چه پیشنهاداتی را در این خصوص مطرح مینماید. از جمله بحثها مطرح در حوزه بهینهسازی، مبحث مدیر تقاضا است، با توجه پتانسیلها و محدودیتها موجود در عرضه انرژی به نظر میرسد بهینهسازی از جمله سازمانهایی است که باید در این بخش پیش قدم باشد.
ج: ابتدا به نظرم میرسد که مقدمهای را مطرح کنم. در بحث سبد انرژی، متنوع سازی از جمله مبانی یک سبد بهینه است اما این متنوعسازی ابتدا مبتنی است بر اقتصاد خانوار (یعنی تأمین رفاه) و دوم توجه به آلودگی محیط زیست (یعنی هر منابعی را نمیتوان استفاده کرد) و سوم درجه دسترسی به انرژی. حالا اگر همه اینها را کنار هم قرار دهیم مخاطب اصلی ما مردم و مصرف کنندگان هستند که به عنوان وزنه اصلی در شکلگیری سبد انرژی هر کشوری به حساب می آیند. ولی در کل باید امکاناتی وجود داشته باشد تا این سبد متنوع گردد. مثلاً بحث انرژی خورشیدی و ورود آن در سبد به دولت بر میگردد (مثلاً، سیاست لازم برای آن باید به چه شکلی باشد (یارانه باشد، توزیع دولتی باشد یا در شهرها هم از آن استفاده شود)). این سیاستها همیشه دستخوش تغییر و تحول هستند و مبتنی بر سیاستهای دولت میباشد؛ پس در این قسمت، مردم به طور خاص نقش ندارند. فکر کنید اگر همین بخش هم توسعه پیدا کند (مثلاً آبگرمکنهای خورشیدی) باز متضمن تأمین و نگهداری، خدمات و آشنایی با این سیستمها است.
بنابراین چند پارامتری را که در مورد سبد انرژی اشاره کردم قسمتهایی از آن اجباری، قسمتهایی در دست دولت و قسمتهایی در اختیار مردم است.
ما بحث بهینهسازی در حال حاضر در سه بخش حمل و نقل، ساختمان و صنعت فعالیت داریم و می دانید که عمده مصرف انرژی ما در کشور، به بخش ساختمان مربوط است. سیاستهای حوزه حمل و نقل و صنعت برای بهینهسازی با توجه به مخاطبی که به نوعی مدیریت و کنترل فعالیتش وابسته به قوانین دولتی است، کار با او را راحتتر کرده است ولی در بخش ساختمان و عمومی کار مشکلتر است در این بحش باید دید تدوین استانداردها تا چه حد مناسب است و در ادامه قابلیت اجرا و ضمانت اجرای آنها چقدر است؟
مثلاً در مورد لوازم خانگی، ما اعتقاد لوازم کم مصرف داریم آیا از لحاظ استانداردها این اتفاق در کشور افتاده است آیا واردات حوزه خانگی دارای استانداردهای انرژی هستند. به هر حال مردم آنچه در بازار هست را مصرف میکنند. پس در این راستا ما هم سیاست دولت را میخواهیم و هم فرهنگسازی را تا سبد انرژی اصلاح شود.
س: دکتر دهقانی شما بفرمائید که از لحاظ نگاه علمی در این حوزه چه کارهای عملیاتی میتوان انجام داد تا به سبد بهینه برسیم ؟
ج: من بخش حمل و نقل را به عنوان یک موضوع مطرح میکنم که سوخت این بخش نیز خود دارای سبد خاصی است. در بخش حمل و نقل سبک چهار حامل انرژی داریم، بنزین، CNG ، LPG و دیزل، در این چرخه LPG از چرخه مصرف در حال خارج شدن است و CNG در حال افزایش. سوال اینجا است که چه معنایی موجب تفسیر سهم هر یک در سبد سوخت کشور شده است. آیا ما محاسبه کردیم که مصرف CNG نسبت به بنزین به صرفهتر است و بازده مناسبتری را در موتورها ایجاد میکند که با شتاب آن را داریم توسعه میدهیم. آیا معیار اقتصادی تر بودن سوخت CNG را قیمت یارانهای و پایین امروز آن تعیین می کند، یا تناسب قیمت حقیقی آن با بنزین موجب این جایگزینی شده است. به نظر میآید این نگاههای موجود نگاه اقتصادی نیست. در بلندمدت با ادامه روند کنونی، بحران امروز بنزین را به خاطر تفاوت قیمت تمام شده و قیمت یارانهای در مورد CNG نیز خواهیم داشت. آیا در محاسبات ما به این نتیجه میرسیم که هزینه یک کیلومتر حمل و نقل با بنزین بالاتر یا پایینتر از هزینه یک کیلومتر حمل و نقل با CNG و LPG است. وقتی بررسی میکنیم و میبینیم در مقاطع مختلف این با هم فرق میکند. وقتی قیمت بنزین با شیب ۴/۰ حرکت میکند، لزوماً به این معنی نیست که قیمت CNG هم در بازار جهانی به همان نسبت افزایش پیدا میکند. وقتی شما شاخص هزینه یک کیلومتر حمل و نقل براساس حاملهای انرژی را بدست آورید (که شامل یک ایستگاه CNG با بیش از یک میلیارد تومان هزینه تمام شده نسبت به پمپ بنزین، هزینه بالای نگهداری پمپ CNG به نسبت پمپ بنزین و یا میزان مصرف آن در ۱۰۰ کیلومتر در برابر بنزین می باشد) وتمام پارامترها را در کنار هم میگذاریم میبینیم که هزینه یک کیلومتر مسافرت با CNG به مراتب بیشتر از یک کیلومتر مسافرت با CNG می گردد. این شاخص در دورههای مختلف متفاوت است پس نمیتوان براساس یکسری معیار تمام سبد را به سمت یک سوخت هدایت کرد. پس ضرورت است که براساس ریسک و ارزش هر حامل در بلندمدت سبد بهینه را تهیه کنیم. اگر دنبال این هستیم که از بحث شعاری برای اصلاح الگوی مصرف و بهینهسازی سبد انرژی خارج شویم باید با واقعیتها، واقعی برخورد کنیم و نباید براساس یکسری پیش فرضهای غیرواقعی تصمیمگیری کنیم. نمیخواهیم بپذیریم که هیچ جای دنیا بنزین را به ۱۰۰ تومان نمیدهند و تبعات این تصمیم آن قدر روی هم انباشته شد که حالا میترسیم اصلاح قیمت انجام دهیم و خیلیها مقاومت میکنند. لذا در مقطعی وارد میشویم که گریزی از حرکت انفجاری نداریم ولی به هر حال باید از این بحران عبور کرد.
س: جناب آقای مهندس دفتریان نظر شما به عنوان رئیس انجمن گاز کشور در خصوص مدیریت عرضه و تقاضا و بهینهسازی سبد انرژی چیست؟
ج: تمام تمرکز ما روی مدیریت عرضه در کشور صورت گرفته و از مدیریت تقاضا یا مدیریت مصرف چشم پوشیدیم. این را ما از سال ۷۳ مطرح کردیم که باید مصرف انرژی یک متولی داشته باشد. متاسفانه یا خوشبختانه در کشور همه چیز متولی دارد غیر از انرژی ( حتی توالت های عمومی هم متولی دارد)، بالاترین رقم هزینه کشور مربوط به انرژی است و هیچ کسی نیست که آن را مدیریت کند.
در تمام کشورها قانون گذاران، خطوط حرکتی جامعه را معین میکنند و دولت آن را انجام میدهد. اگر همان روند افزایش قیمت بنزین ادامه مییافت دیگر این شوک آزادسازی قیمت بنزین مطرح نبود. پس اگر قانونی بود که کسی نمیتوانست از آن عدول کند، الان بنزین به قیمت آزاد رسیده بود. صحبتها نشان میدهد که در مورد انرژی نمیتوان مقطعی عمل کرد پس باید سازمانی زیرنظر رئیس جمهور این کار را انجام دهد که قدرت اجرایی داشته باشد نه مانند شواری انرژی قدرت اجرایی نداشت و پس از چند جلسه تشکیل شدن، توسط رئیس جمهور منحل گردید. پس روزنامه شما باید بیاید به این جور مسائل بپردازد که فلان چیز دارد به بیراهه میرود و افکار عمومی را روشن بکنید.
س: جناب دکتر دهقانی با توجه به کل مطالبی که تا کنون مطرح شد، جمعبندی خود را در مورد سبد بهینه انرژی و نیاز های آن بفرمائید؟
ج: ما در بحث انرژی به نقطه بحران رسیدهایم. خواص[۲]( از هر گروه سیاسی که باشند) به هزینههای بالای انرژی در کشور معترف هستند و عوام را نیز باید آگاه ساخت. باید بدانند که عرضه انرژی ، طبق یک برنامهای پیش میرود و قابل کنترل است اما شتاب آن به حدی نیست که بتواند تقاضا را پاسخگو باشد. مردم باید برای جلوگیری از بروز بحران، در جهت کنترل مصرف خودشان حرکت کنند. در غیر این صورت چارهای جز بکارگیری ابزار قیمت به عنوان مهمترین ابزار کنترلی در اختیار نیست.
در برنامه چهارم افزایش پله ای ۲۰% قیمت بنزین وجود داشت. اما مجلس هفتم تحت عنوان طرح تثبیت قیمتها جلوی آن را گرفت و تبعات پیش آمده فعلی موجب شد که خود آنها مدعی انجام هدف مند کردن یارانهها گردند. در حالی که باید پاسخگو باشند که چرا یک چنین کار نسنجیدهای را انجام داده اند.
پس باید برنامه کنترل و مدیریت تقاضا صورت گیرد و باید بپذیریم که در برخی موارد گریزی از برخی تبعات سو وجود ندارد. شما برای اینکه بتوانید یک جهش خوبی داشته باشید باید تمرین کنید و سختیها را بپذیرید وگرنه هرگز موفق به پرش نخواهید شد. لذا موفقیت همواره با سختی و مشقت همراه بوده است، حال چطور انتظار داریم که مشکلات پیشرو در حوزه انرژی را مرتفع سازیم و آب از آب هم تکان نخورد، پس باید اصلاح الگو را هر چه سریعتر با ابزار های قیمتی و غیر قیمتی آغاز کنیم، و سعی کنیم طوری رفتار کنیم که کمترین آسیب را در سطح کشور بوجود آید.
س: جناب مهندس خطاطی شما هم جمعبندی خودتان را در مورد اصلا الگوی مصرف و بهینه سازی سبد انرژی کشور بفرمائید؟
ج: مهمترین مسئله برای جلوگیری از پیشروی وضع موجود و حرکت به سوی سبد بهینه، اصلاح قیمت است. در کار مشترکی که سانا با بانک جهانی انجام داد، اولین کاری که کردند، اصلاح قیمتها بود. ولی این به تنهایی کافی نیست ما احتیاج به قوانین و مقرراتی داریم که خیلی کم در این حوزه وجود دارد و شاید هم پراکنده باشد پس یک قانون جامعی میخواهیم که به استناد آن قوانین وابستهاش بیاید. در آمریکا، ژاپن و … یک قانون کلی تهیه کردند و روی آن حرکت میکنند در این قانون باید تشکیل ESCOها و ساختارهای مختلف دیده شود.
شورای عالی انرژی باید شکل اجرایی بگیرد و یک ساختاری میخواهیم که بتواند در حوزه انرژی برنامهریزی و سیاستگذاری انجام دهد وساختار فعلی شورای انرژی نمی تواند این کار را انجام دهد. باید دید چه ساختاری مناسبترین ساختار است.
ما در مبحث سبد بهینه مصرف باید سبدهای مختلف تعریف را تعریف کنیم. در زمینه انرژیهای نو میتوان گفت بسیاری از مناطق دور افتاده میتوانند از این انرژیهای جدید و تجدیدنظر استفاده کنند، پس نباید از آن قافل شد.
دو تا کار در جهت بهینهسازی سبد باید انجام شود یکی همه جانبه دیدن مسائل اقتصادی هر یک از حامها است و دیگر کمّیسازی پارامترهای غیراقتصادی. مشکلی که وجود دارد خیلی از این عامل را نمیتوان کمّی کرد در نتیجه نمیتوان مدل مناسبی را طراحی کرد که مورد توافق همه کارشناسان باشد. در این بین، چیزی که مورد توافق همه کارشناسان است. غیر اقتصادی و غیرکارشناسی بودن گازکشی به تمام مناطق است.
مدیریت مصرف باید به طور جدی شکل بگیرد و در کنار اصلاح قیمت باید فرآیند اصلاح تکنولوژی نیز شروع گردد و این اصلاح بهتر است همراه با افزایش قیمت حامل های انرژی شکل بگیرد ، در کنار این تغییرات اطلاع رسانی هم ضرورت دارد، چراکه مصرف کننده باید بداند که با پرداخت هزینه بیشتر برای تکنولوژیهای جدید که کمتر انرژی مصرف میکنند در نهایت، حداقل قضیه برای شخص او، این خواهد بود که هزینه انرژی او کم شده ویا ثابت میماند.
در روزنامه باید نشان داد که با چه راهکارهای کم هزینهای یک مصرف کننده میتواند ۱۰% صرفهجویی انرژی انجام دهد و حتی میتواند درصد این صرفه جویی را به ۶۰ درصد هم برای خودش برساند. البته متناسب با درصد صرفه جویی انجام گرفته، هزینه صرفهجویی افزایش مییابد که این به طور ناخودآگاه برروی اصلاح سبد انرژی اثرگذار است.
س: جناب مهندس دفتریان ضمن جمع بندی نظر خود را در مورد گسترش سهم گاز در کشور بفرمائید؟
ج: به نظرم در مورد گاز بالا بردن سهم آن در سبد انرژی خوب است. چون در حال حاضر جایگزینی گاز با نفت موجب آزاد شدن بخشی از نفت شده که بر درآمد کشور موثر است. اما باید در این گسترش توجه داشت که لزوماً افزایش سهم گاز به منزله ی گازرسانی به تمام نقاط کشور نیست و باید براساس قانون و ضوابط تصمیمها صورت گیرد.
یکی از علتهایی که اعتقاد دارم باید سهم گاز در کشور افزایش یابد، مشکلات صادرات گاز است که نفت با آن روبرو نیست و لذا باید گاز را جایگزین نفت نمود تا بتوان سهم صادرات نفت خود را حفظ کنیم.
س: جناب مهندس خدام حسینی، اگر ممکن است بفرمائید که با اینکه در نیروگاه های نفت و گازی نیز سوخت را یک وزارت خانه می دهد و نیروگاه نیز زیر نظر وزارت نیرو می باشد، پس چرا آن مشکلی که برای راه اندازی نیروگاه زغالی وجود دارد برای سایر نیروگاه ها بوجود نیامده است ؟ همچنین نظرتان درمورد مدیریت مصرف انرژی چیست؟
در مورد بحث گاز و نفت رسانی به نیروگاهها، هر ساله بین وزارت نیرو و نفت توافقاتی انجام میشود ولی در بین وزارت صنایع و نیرو این توافقات شکل نگرفته است و در واقع تا زمانی که وزارت انرژی شکل نگیرد این مشکل وجود خواهد داشت. سالهایی را ما در کشور پشت سر گذاشته ایم که مازوت را از تهران برده اند به بندرعباس برای صادرات و دوباره از آن را همانجا بار زده اند برای سوخت نیروگاه شهید رجایی. این نشان از چه چیزی میتواند باشد غیر از نبود مدیریت مصرف.
در بحث مدیریت مصرف هم فرهنگسازی خیلی مهم است. مثلاً در بهینه سازی مصرف سوخت در ساختمان، اتفاقی که افتاده این است که در گذشته، ساختمان خودش تبادل حرارتی میکرد، حالا اگر استانداردسازی شود و پنجره دو جداره زده شود فرد در زمان احساس گرما پنجره دو جداره را باز میکند. که این دو در نهایت مثل هم هستند. منتها شکلش فرق میکند.
نکتهای هم در مورد انرژیهای نو میخواستم بگویم و آن اینکه در مورد انرژیهای نو ما تعدد متولی داشتیم و هنوز هم به نوعی داریم. انرژی هستهای سازمان مستقلی دارد؛ انرژی بادی، خوردشیدی و زمین گرمایی زیر نظر سانا هستند؛ انرژی برق آبی زیرنظر وزارت نیرو و استفاده از زیست تودهها هم قبلاً به صورت سنتی بوده و اگر تکنولوژی بیوگاز را در نظر بگیریم که مربوط به پسماندهای شهری میشود به شهرداریها بر میگردد.
پس واحد انرژیهای نو در سازمانهای مختلفی فعالیت دارد. یک حالتی شده است که وقتی صحبت از انرژیهای نو میشود همه یاد یک چیز فانتزی میافتند و کسی آن را جدی نمیگیرد. در اروپا یک سمینار برگذار شد با نام سمینار ۲۰۲۰ و در آن سمینار هدفگذاری شد که در سال ۲۰۲۰، ۲۰% انرژی مصرفی اتحادیه اروپا باید از باد تأمین شود. تصمیم یک تصمیم کوچکی نیست. این عدد در اسپانیا ۷% ، در انگلیس ۳% است و در آلمان ۵/۶% است و ارتباطاتمان با آنها نشان میدهد که آنها برای این هدف شروع به فعالیت کردند و تحقیقات وسیعی در حال انجام است تا تکنولوژی خود را گسترش دهند، حتی میخواهند در مناطقی که مزیت ندارند از توربینهای بادی شناور در سطح دریا استفاده کنند چرا که عموماً جریان بین ساحل و دریا همیشه وجود دارد. در اسپانیا قانون وضع شد که هر کس برای این کار ۱۵% سرمایه وارد کند ۸۵% دولت به او وام میدهد و یک قرارداد ۱۲ ساله با او میبندند. پس انرژیهای نو در جهان یک چیز شیک و فانتزی نیست که ما آن را جدی نمیگیریم. شما در چین به وفور توربینهای آبی ۱۲، ۴، ۷ ولتی کوچک میبینید. حتی در کشوری مانند اردن هم شما بالای پشت بامها این گرمکنهای خورشیدی را میتوانید ببینید.
از دیگر بخش های که قبلاً چند متولی داشت ، بخش انرژی های برق آبی کوچک است.در وزارت نیرو مدیریت سدهای کوچک داشتیم. در وزارت جهاد هم یک مدیریت داشتیم به نام مدیریت نیروگاههای کوچک بعد از ارغام وزارت جهاد کشاورزی این قضیه بدون متولی شد. همان ۱۰ هزار مگاواتی که جناب پیمان پاک در مورد باد اشاره کردند در مورد انرژی برق آبی کوچک نیز وجود دارد. یک کار مطالعاتی بسیار گستردهای روی روان آبهایی که مثلاً ۴۵۰ کیلووات برق تولید میکنند در این خصوص در کشور انجام شده است.
در این راستا در مشهد هم حدود ۲۰ سال پیش نزدیکهای دَره گَز، قبل از کلات نادری این کار اجرا شده است. همچنین وسط اتوبان مدرس هم ۲ تا توربین ۴۰۰ کیلوواتی وجود دارد. یعنی یکی از بخشهایی که حدود ۱۰ هزار مگاوات برق میتواند تولید کند و کم توجهی به آن شده است همین واحدهای تولید انرژی برق آبی کوچک است. این واحدها شاید از سایر انرژیهای نو قابل دسترس تر باشد و دانش و تکنولوژیش هم وجود دارد. وزارت صنایع هم یک واحدی را سالهای پیش تأسیس کرد به نام شرکت پمپ و توربین ایران که مأموریت آن تحقّق همین ۱۰ هزار مگاوات برق آبی کوچک بود. مثلاً همان روستای که در آن این واحدها ۲۰ سال پیش در آن نصب شد، هنوز برق خود را از این واحد میگیرد و روستای پایین خودش را هم برق میدهد. هر وقت هم آنجا بروید دربش قفل است و هفتهای یک بار مسئولش میآید و یک بازرسی می کند و می رود.
س: جناب آقای فضلی شرکت بهینهسازی آیا درصدد اصلاح سبد مصرف انرژی میباشد یا تنها سعی دارد روند مصرف را اصلاح نماید؟
ج: هدف بهینهسازی این بود که ضمن اینکه روند موجود را میبیند، وضعیت مطلوب آینده را نیز پیشبینی نماید. البته بحث تربیت متخصصی در این زمینه خیلی اهمیت دارد. اینکه شما نیروهایی را تربیت کنید که با بحث فنی و اقتصادی انرژی و بهینه سازی آن آشنا باشند بسیار بر روند مدیریت انرژی تأثیرگذار است.
بهینهسازی در مورد ایستگاههای CNG و آبگرمکنهای خورشیدی خیلی کار کرده است و این کارهایی بوده که در گذشته ما روی آن فکر کرده بودیم. در حال حاضر ما در مورد نیروگاههای CHP شروع به کار کردیم که در آینده خیلی اثرگذار است. که اینها نیازمند یکسری پشتوانه های قانونی است. در مورد ساختمان هم اگر بتوانیم مبحث ۱۹ را اجرایی کنیم خیلی از مشکلات فعلی ما حل میشود.
(مهندس خدام حسینی) در مورد پشتوانه های قانونی که مهندس فضلی اشاره کردند یک مثال برای شما بزنم، الان در کویت سالها است که اگر دیوارها و پنجرههای شما دو جداره نباشد. پایان کار نمیتوانید بگیرید ولی اینجا الزامی قانونی نیست.
(مهندس فضلی) به هر حال، هر سیاستی عواقبی دارد و درصدد هستیم که سیاستهای کم هزینه را فعلاً دنبال کنیم و آگاهسازی را انجام دهیم. این کار رسانههای مکتوب و صداوسیما است. باید ابتکارات در زمینه انرژی را جمعآوری کنیم. و بهینهسازی متأثر از یک فرهنگ عمومی است و توسعه بهینهسازی هم از لحاظ صنعتی اثرگذار است و هم از لحاظ اشتغال و هم از لحاظ میزان مصرف و اصلاح سبد انرژی مصرفی.
(مهندس زحمت کش) یکی از کارهای دولت مسکن مهر است ولی پیگیریهای ما نشان از عدم حضور بحثهای بهینهسازی دارد. طبق برنامه قرار است ۵/۷ میلیون مسکن از این طریق بسازیم اگر قرار باشد این ملاحظات بهینهسازی به بهانهی ارزان تمام کردن ساختمان درنظر گرفته نشود در آینده اتلاف زیادی را در حوزه انرژی شاهد خواهیم بود. ضمن اینکه بهینهسازی در این حوزه، هزینههای آتی ساکنین این مسکنها را کاهش خواهد داد.
(مهندس خدام حسینی) همانطور که مسکن در حال تولید است. سالی ۵/۱ خودرو هم در کشور ساخته میشود. در مورد خودرو هم سازمان بهینهسازی کارهای زیادی انجام داده است تا بهینهسازی در این حوزه هم انجام شود . از جمله تلاش برای انژوکتوری کردن موتورهای بوده است که در زمان ورود بهینهسازی انجام شد. بالاخره باید در زمینه صنعت، ساختمان و خودرو استانداردهای مصرف انرژی مشخص شود. که مثلاً برای تولید یک کیلو شکر چه مگازول یا BTU یا چند کیلووات ساعت انرژی باید مصرف شود.
این کار تحت عنوان استانداردسازی صنعتی در وزارت صنایع تعریف شده است. این کار را مثلاً ما در مورد کارخانجات قند و شکر استان خراسان انجام دادیم و نشان داد عمدهی کارخانجات ۷۰۰ الی ۸۰۰ درصد بیشتر از استاندارد مصرف انرژی، انرژی مصرف میکنند که یک کله قند بسازند. خوب شما اگر این را در کل صنایع تسری دهید میبیند که چقدر ما اضافی انرژی مصرف میکنیم و برای تأمین این تعداد انرژی اضافی چقدر مجبوریم تلاش کنیم که انرژی تولید کنیم. پس با استانداردسازی ما میتوانیم سبد انرژی مصرف و تولید را از لحاظ میزان انرژی کنترل نمائیم. مثال دیگر در صرفهجویی استان خراسان است. به علت پایین رفتن سطح آب در کشور، به موتورهای سنگین نیاز است که اکثراً گازوئیل سوز هستند. اگر اینها برقی شود (براساس اطلاعاتی که در جهاد کشاورزی استان وجود دارد) یک عدد بسیار بسیار زیادی را در انرژی آزاد میکند و حجم بالایی گازوئیل ذخیرهسازی میشود. یا مثلاً صنایع کاشی و سرامیک بالای ۴۵۰ درصد انرژی بیشتر مصرف میکنند. این مثالها نشان میدهد که خیلی کارهارا میتوانیم بکنیم که درصد بالایی انرژی صرفهجویی کنیم که در کل روی سبد انرژی کشور موثر اثرگذار است.
(جمعبندی هم اندیشی) با توجه به کلیه صحبتهایی که همه کارشناسان داشتند. در بحث سبد انرژی و اصلاح الگوی مصرف دو مسئله کلی باید مورد توجه قرار گیرد تا سبد بهینه انرژی شکل بگیرد. اول اینکه در بخش عرضه انرژی باید پتانسیلهای حاملهای مختلف را در کشور جدی بگیریم و آنها را وارد سبد انرژی بکنیم (مانند زغال سنگ) یا سهم آنها را به حد مطلوب برسانیم (مانند انرژیهای نو) تا به ترکیب بهینه عرضه انرژی دست پیدا کنیم و لازمه این تنوع بخشی به آگاهسازی مردم و مسئولین و اجرای سیاست های قیمتی (مانندآزادسازی قیمت و اخذ مالیات) و سیاست های غیر قیمتی ( مانند ایجاد تسهیلات برای سرمایه گذاری و سیاست های تشویقی و تنبیهی) برمیگیرد.
محور دیگر این بود که به هر حال اگر تنوع بخشی سبد تولید انرژی را هم محقق کنیم به دلیل اینکه، بین شتاب رشد تقاضا و رشد عرضه فاصله زیادی وجود دارد، در آینده با مشکلات فراوانی از جمله عدم تعادل دربازار انرژی مواجه خواهیم بود. لذا باید شتاب رشد تقاضا را بکاهیم و مدیریت تقاضا را جدی بگیریم . چیزی که عملاً تا امروز در کشور رخ داده است، این بوده که تلاش شود، عرضه انرژی را به تقاضای آن نزدیک کنیم و در مقابل تلاشهای محدودی برای متناسب ساختن تقاضا با عرضه صورت گرفته است.
کنترل تقاضا دو نتیجه برای کشور به همراه دارد. یک کاهش مصرف و دوم هدایت تقاضا به سمتی که تنوع بخشی سبد عرضه را بهمراه داشته باشد تا استفاده از حاملهای مختلف مورد پذیرش عموم مردم قرار گیرد.
با این جمع بندی، بحث را به سمت اصلاح الگوی مصرف انرژی در بخش های مختلف مصرف باید هدایت کنیم ، که در این رابطه روزنامه خراسان در هم اندیشی های بعدی به آنها خواهد پرداخت و در اولین گام پس از این هم اندیشی، بحث اصلاح الگوی مصرف در بخش خانگی را در دستور کار دارد. برای آماده مخاطبین روزنامه خراسان مقدمه ای در این خصوص در این جلسه مطرح می کنیم تا به طور مبسوط در هم اندیشی آینده به آن پرداخته شود.
س: جناب مهندس فضلی در خصوص اصلاح الگوی مصرف نظر شما چیست؟
ج: در خصوص اصلاح الگوی مصرف باید به این نکته توجه نمود که، همیشه تغییر با مقاومت همراه است. هر وقت که بخواهیم تغییری ایجاد کنیم و عادت مردم را تغییر بدهیم، ثبات فعلی زندگی مردم را به دنبال خود نخواهد داشت. حال این تغییر می خواهد تغییر قیمت باشد، تغییر الگو باشد و یا هر تغییر دیگری مدنظر باشد. بهر حال تغییر در ذائقه به جز با فرهنگسازی و تبلیغات قابل انجام نیست و هیچ چیز دیگری نمیتواند مانند آن موثر باشد یعنی صدا و سیما و روزنامهها بسیار میتوانند موثر باشند. مثلاً، مطالعه کردیم دیدیم به جای اینکه پول را مستقیماً به مردم بدهیم میتوانیم آبگرمکن خورشیدی بدهیم و خیلی هم اقتصادی و به نفع جامعه است. مشکل ما در مورد نفت و گاز در آینده این نیست که آنها ارزاناند یا گران، مشکل این است که آنها در حال تمام شدن هستند و باید چیزی جایگزین آن شود. مثلاً در مورد شرکتهایی خصوصی که برق تولید میکنند و به دولت میفروشند شما نگاه کنید یک زمانی او تصور میکرد که هر چه مردم بیشتر برق مصرف کنند او هم بیشتر برق به دولت میفروشد و سود میبرد و اما حالا دیگر نمیتواند بیشتر تولید کند و به حداکثر ظرفیت رسیده است و نیاز به تأمین برق از منابع دیگری است. پس تغییر در الگوی مصرف باید در مردم به شکل یک رفتار دربیاید.
یکی از کارهای فرهنگسازی مقایسه صرفهجوییها با چیزها قابل لمس برای مردم و مسئولین است. مثلاً انجام فلان کار در صرفهجوی معادل چند روز کار پالایشگاه فجر می باشد تا بتواند آن انرژی را تأمین کند. ولی وقتی میگویم این کار، X مقدار BTU صرفهجویی دارد برای مردم ملموس نیست. پس مقایسهها بسیار موثر است.
س: آقای مهندس خدام حسینی نظر شما چیست؟
ج: بسیاری از تکنولوژیها را ما در اختیار داریم که به راحتی تقاضا انرژی را مدیریت میکند و پیک های موجود در کشور به علت بالا رفتن تقاضا را کنترل نمائیم، اما متاسفانه ناآشنایی به راههای جایگزین برای پیک سایی موجب شده که کمتر به آنها توجه شود. مثلاً چیلرهای جذبی گازسوز به راحتی میتواند مشکل تأمین برودت هوا در خوزستان را حل کند و مصرف برق را در پیک روز کاهش دهد (باید توجه داشت که ما دو نوع پیک داریم یکی پیک منطقه ای و کشوریست و دیگری پیک روزانه و شبانه است ، مثلاً پیک استانی در استانهای گرمسیر بیشتر در روز اتفاق می افتد تا شب). چیلرهای جذبی به راحتی میتواند مشکل پیک روز را حل کند.
مثال دیگر در مورد مشکلات زمان پیک مربوط به احد های صنعتی می شود . در کشور ما، در مواقع کمبود برق این واحدهای صنعتی هستند که بدون اطلاع قبلی برقشان قطع میشود برای اینکه دولت در زمان پیک یا باید جواب مردم یا جواب صنعت را بدهد. لذا به نظرشان جواب صنعت را راحتر میتوان داد (مثلاً قطع برق بدون هماهنگی صنعت در صنعت فولاد فقط خسارتی معادل ۴۲ میلیون دلار برای یک کارخانه به همراه دارد).
در مورد اصلاح الگوی مصرف در بخش خانگی هم یک مثال عرض کنم، و آن اینکه حذف شمعک آبگرمکنهای دیواری و هوشمند ساختن آنها حدود ۱۰۰ میلیون دلار در سال صرفهجویی به همراه دارد. مگر کل دستگاههای دیالیز مورد نیاز کشور، MRI و سیتیاسکن در کشور چقدر هزینه در سال بر می دارد. حذف یک شمعک در آبگرمکن دیواری میتوان این نیاز را تأمین کند و مشکل تأمین اعتبار در این خصوص را رفع نماید. فقط کافی است صرفهجوییها هدفمند گردد و بگوییم صرفهجویی در فلان کار اگر تحقق پیدا کند، صرفهجویی حاصله را صرف فلان نیاز کشور میکنیم و از این طریق بسیاری از نیازهای کشور را میتوان تأمین کرد. مثال دیگر توزیع لامپهای کم مصرف در تابستان امسال بود که برای وزارت نیرو ۱۱۰ میلیون دلار صرفهجویی انرژی به همراه داشته است (یعنی چیزی در حدود ۱۱۰ میلیارد تومان) با این عدد چه کارهایی میتوان نجام داد؟
یکسری ظرافتهای هنری لازم است، تا فرهنگسازی انجام گیرد. و جاذبههای خوبی میتوان ایجاد کرد، اگر بخواهیم خشن و صنعتی نگاه کنیم آن تأثیرگذاری را نخواهد داشت. باید فکر کرد خیلی از راهکارهای بهینهسازی، آنچنان پیچیده نیست. مثلاً یک کسی که مستأجر است چه کار میتواند بکند، او نیز به اندازه خودش میتواند موثر باشد، وقتی دنبال خانه میگردد، شفاژ خانه را ببیند ویا عایقکاری خانه را ببیند، چون فردا که وارد خانه شد تنها اوست که باید پول برق و گاز اضافی ناشی از عدم رعایت استاندارد را بپردازد. پس او نیز به اندازه خودش در ترغیب مالکین به صرفهجویی و بهینهسازی موثر است. نصب یک سایبان برای کولر در تابستان یا بستن دریچه کولر در زمستان چقدر هزینه بردار است.
س: از سال ۱۳۸۶ به بعد طبق آمار، شدت مصرف در بخش صنعت و کشاورزی روند نزولی پیدا کرده ولی در بخش ساختمان این روند صعودی مانده است، علت آن چیست؟
در بخش صنعت و کشاورزی مخاطبان ما خاص هستند، در بخش صنعتی رقابت جّدی وجود دارد. مثلاً در صنعت سیمان، درستت است که هر چه عرضه کند، تقاضا برایش وجود دارد اما اگر شدن مصرف خود را کنترل نکند هزینه تمام شدهی او زیاد شده و سود او نسبت به سایر رقبا کاهش مییابد و در بلندمدت ممکن است تولید برایش مقرون به صرفه نباشد و مجبور به ترک بازار گردد، لذا درصدد اصلاح تکنولوژی و کاهش هزینهها بر میآید.
بعلاوه اینکه دولت آنها را در مصرف انرژی محدود کرده است و این نیز فشار دیگری است برای اصلاح تکنولوژی اما در بخش ساختمان چون مخاطب مردم هستند و سطح رفاه افراد متنوع است،ٍ امکان رقابت بین مردم در کاهش شدت مصرف وجود ندارد. بلکه بالعکس مردم برای اینکه خود را در سطوح رفاهی بالاتری قرار دهند، به وسایل انرژی بر خود اضافه میکنند، لذا افزایش رفاه با افزایش مصرف (و از جمله انرژی) همراه است.
(یک خانوادة در بخش پخت و پز از یک گاز شروع میکند، بعد با رشد رفاه او پلوپز، زودپز، مکروویو، توستر، ساندویجساز و … نیز به وسایل او اضافه میشود) . چون قیمت انرژی هم در کشور برای مردم واقعی نشده و قیمت به عنوان عامل بازدارنده عمل نمیکند، لذا این روند وجود دارد و به نظر میرسد وجود خواهد داشت.
ممنون از حضور همه کارشناسان ارجمند که در این هم اندیشی شرکت کردید. ان شا الله در هم اندیشی بعدی بحث اصلاح الگوی مصرف را در بخش خانگی ادامه خواهیم داد. فقط به عنوان حُسن ختام بحث عرض می کنم که در ایدئولوژی صهیونیسم مطرح شده است که اگر می خواهید اقوامی را که با آنها درگیر هستید به زانو درآورید ، مصرف گرایی را در آنها اشاعه دهید، چرا که خود آنها در عهد موسی،زمانی به خواری و بیچارگی دچار شدند و خشم خدا قرین آنها شد که قناعت نکردند و انواع غذا ها را به جای یک نوع غذا طلب کردند[۳]. مواظب باشیم ما به دست خودمان زمینه تسلط دیگران را برخود ایجادنکنیم و اصلاح الگوی مصرف را جدی بگیریم و شتاب فزاینده مصرفمان را کاهش دهیم.
والسلام
[۱] – این گزارش توسط شرکت مپنا و شرکت مونلکو کانادا انجام شده است. که نیروگاه زغال سنگ را در سرمایهگذاری ثابت و قدرت تمام شده به ازای هر کیلووات تولید برق مطالعه کرده است.
[۲] منظورمتخصصین حوزه اقتصاد و انرژی و سایر کارشناسان آشنا با این حوزه است
[۳] برگرفته شده از آیه ۶۱ سوره بقره و کتاب تبار انحراف(موسسه لوح و قلم)