
بهره وری، کلید شکسته رشد اقتصادی
برخی صاحبنظران معتقدند سیاست صنعتی در سه سطح کلان (رقابتپذیری، اشتغال و…)، میانی (انواع همکاریها و ساختارهای صنعتی، تشکلها و نهادهای اجتماعی، ویژگیهای منطقهای و آمایشی و…) و خرد قابل تقسیم است. در سطح خرد هم تصحیح نظام مدیریتی و ارتقای آن، بهبود روشهای تولید، استفاده از ابزارهای مدیریتی و به تعبیر دیگر بهرهوری در سطح بنگاه مورد تاکید است.
به نظر با اجرایی شدن طرح هدفمندی یارانهها، الزام برنامه پنجم مبنی بر ارتقای سهم بهرهوری به یک سوم رشد اقتصادی کشور که برخی آمارها فاصله جدی با این رقم را نشان می دهند؛ و نیز تاکید مقام معظم رهبری بر توسعه این رویکرد در سال جهاد اقتصادی اهمیت موضوع بهرهوری را چند برابر مینماید. در این نشست که با حضور آقایان امین کلاهدوزان، ناظر طرح ارتقای مدیریت بنگاهی وزارت صنایع و معادن، محسن شرکا دبیرکل خانه صنعت و معدن ایران، احمد اثنیعشری، مشاور و ارزیاب ارشد بهرهوری و مجتبی شریعتیبیدار معاون برنامهریزی شرکت شهرکهای صنعتی خراسان رضوی بر گزار شد، به بررسی ابعاد مسائل بهرهوری در کشور پرداخته شد. خلاصه ای از سیزدهمین هم اندیشی دفتر پژوهش روزنامه خراسان به مناسبت روز ملی بهره وری را در ادامه می خوانید.

دفتر پژوهش : همانطور که مستحضرید، خط مقدم بهرهوری، بنگاههای صنعتی و مدیران بخش خصوصی هستند. برخی کارشناسان معتقدند بین مدیران بنگاههای صنعتی، دغدغه بهبود بهرهوری، به نسبت کمتر از موضوعات دیگری همچون نقدینگی، بیمه، مالیات و… است. ارزیابی شما درباره وضعیت فعلی چیست؟

کلاهدوزان: در زمینه بهرهوری ما ۴ سطح را میتوانیم در نظر بگیریم: ۱- فردی؛ ۲- سازمانی: شامل سیستمها و نوع چینش آن در سازمانهای دولتی یا بنگاههای بخش خصوصی؛ ۳- بین سازمانی: یعنی نهادهایی که داخل بنگاه نیستند اما با بنگاه ارتباط دارند. مانند نظامهای مشاوره، تامینکنندگان مواد اولیه و…؛ ۴- سطح ملی: شامل فضای عمومی جامعه و دولت، فرهنگ، قوانین و مقررات و…نگاهی که گاهی اوقات به بهرهوری در کشور میشود، اشتباه است. بدین شکل که گاهی بهرهوری را یک ابزار و روش معرفی میکنند. مثلا میگویند ارتقای بهرهوری سبب ارتقای رقابتپذیری میشود. اما به نظر من بهرهوری در درجه اول، یک نگرش، پارادایم فکری و چارچوب ذهنی است که از دوران کودکی در افراد شکل میگیرد. در مورد سوال طرح شده نیز پاسخم هم مثبت و هم منفی است. مثبت از این جهت که شاید اگر از مدیران سوال بکنیم، دغدغه اولشان مباحث دیگر مثل نقدینگی، قوانین و مقررات و… باشد؛ اما این مباحث جدای از مسئله بهرهوری نیست و به هر صورت اثر خودش را بر بهرهوری میگذارد. اما اگر منظور سوال این است که نگرش اهمیت دادن به بهرهوری وجود دارد یا نه، برآورد شخصی من این است که توجه به بهره وری در سطح مدیریت بنگاهها متاسفانه در اولویتهای پایین قرار دارد و البته به این معنا نیست که اصلا اهمیت ندارد.

شریعتی: در بخش صنعت ما مثل سایر بخشهای دیگر این اعتقاد و احساس نیاز، آنطور که باید، به وجود نیامده است و معمولا بدین صورت است که همینقدر که به تولیدی برسیم و ارزشافزودهای، به همین مقدار اکتفا میشود و این قناعتی است که نابه جا اتفاق میافتد. نمیدانند و اعتقاد ندارند که میتوان بهتر شد و به لحاظ ایدئولوژیک هم به این موضوع نرسیدهاند که باید بهتر بود.

اثنی عشری: ما باید به موضوع بهرهوری یک دیدگاه سیستماتیک داشته باشیم. بدین معنی که شاخصهای بهرهوری بنگاه را بشناسیم. متاسفانه حتی در زمینه شناسایی این شاخصها هم در بنگاههای ما خوب کار نشده است. در حال حاضر ما در بنگاهها فعالیتهای فاقد ارزشافزوده زیاد داریم (فعالیتی که در بنگاه انجام میشود اما این فعالیت برای مشتری ارزشی ایجاد نمیکند ولی مجبور است ما به ازای آن هزینه بپردازد). در نتیجه باعث میشود قیمت تمام شده محصول بالا برود و بنگاه نتواند رقابت کند. بهعنوان مثال فعالیتهایی مانند کنترل کیفی تولید فاقد ارزشافزوده هستند و باید بررسی کند که آیا بخش تولید خوب تولید کرده است یا نه! در حالی که تولیدکننده به عنوان اپراتور باید تضمین بدهد که کالایی که تولید میکند کالای مرغوبی است. در سایر قسمتهای تولید، لایههای سازمانی و سلسله مراتب سازمانی زیاد است که سبب کند شدن کارها و تصمیمها و تحمیل هزینههای غیرضروری و نهایتا افزایش قیمت تمامشده میشود. به عنوان مثال در خیلی از سازمانها بخش فنی و تولید از هم مجزا است. اپراتور یک دستگاه تا زمانیکار میکند که دستگاه مثل ساعت خوب کار میکند و به محض این که دستگاه ایراد پیدا کرد، کنار میرود تا گروهی بیایند و آن را تعمیر کنند. در حالی که خود او با کسب توانمندی میتواند این کار را انجام بدهد. مورد دیگر اینکه ما برای ایجاد یک کارخانه ابتدا به فضای سبز، مدیریت، دکوراسیون و مبلمان، بخش اداری، بخش مالی و بعد ماشینآلات فکر میکنیم.

شرکا: ابتدا باید دید چه مقدار از اقتصاد ما در دست بخش خصوصی است و سپس از بهرهوری در آن صحبت کنیم. درکشور ما بیشتر اقتصاد، در دست دولت است. مفهوم واقعی اصل ۴۴ هم امروز، در عمل، پنهان است. بر اساس گزارشهای مرکز پژوهشها، زیر ۱۴درصد از واگذاریها به بخش خصوصی واقعی صورت گرفته است. ما باید ابتدا بهرهوری را از اصل ۴۴ قانون اساسی شروع کنیم. یعنی اگر اصل ۴۴ قانون اساسی به درستی اجرا شود، کشور روی ریل بهرهوری قرار خواهد گرفت.به نظر من اگر نسبت بگیرید، این بخش خصوصی کوچک کشور، (به لحاظ مالی) تاکنون به نسبت بخش دولتی، بیشتر مراقب بهرهوری بوده است. بر اساس گزارش مستند مجلس، طی برنامه چهارم توسعه در بنگاههای صنعتی بخش خصوصی، رشد بهرهوری را شاهد بودهایم. اما بخش دولتی به این میزان بهرهوری نداشته است. بهرهوری در فضای کسب و کار نیز به این میزان رشد نیافته است. سوال من این است که امروز عوامل داخلی و خارجی، هر کدام به چه میزان بر بهرهوری بنگاهها موثر هستند. امروز شهرداری پروانه میدهد. چند میلیون تومان بابت پروانه روی این پلاک زمین میگیرد. بعد شما میروی و آن را میسازی ، سپس محیط زیست به عنوان تغییر کاربری زمین به سراغش میرود و آن را جریمه میکند..! همچنین حرکت ما در بخش تولید مطابق یک استراتژی مشخصی نبوده و نتیجه این شده است که الان با واحدهای متعدد فولاد، سیمان و .. بدون استراتژی خاصی در کشور مواجه هستیم.
دفتر پژوهش : اگر بخواهیم برآوردی از میزان تاثیر عوامل داخلی یا خارجی بر بهرهوری بنگاهها داشته باشیم، سهم هر یک از این دو دسته عامل چگونه خواهد بود؟
اثنی عشری: درباره عوامل درونی موثر بر بهرهوری صحبت کردم. عوامل بیرونی مرتبط در این زمینه به عوامل محیط کسب و کار بر میگردد مانند سطح فرهنگ مردم، قوانین و مقررات و سایر فعالیتهایی که در کشور صورت میگیرد و بنگاه ها را تحت تاثیر قرار میدهد.قوانین کسب و کار عمدتا در کشور ما قوانین بازدارنده اند تا تسریعکننده. مثلا ما از یک طرف یارانهها را حذف و افزایش قیمت تمام شده را به واحدهای تولیدی تحمیل میکنیم و از طرف دیگر مانع از افزایش قیمت محصولاتش میشویم.در حال حاضر کارفرما ۳درصد بیمه بیکاری کارگر را پرداخت میکند. با این حال کارفرما نه به دلیل نارضایتی از کارگران بلکه به جهت متعادلسازی نیروهای مازاد بر نیاز، اجازه ندارد کارگرش را با اتکای به بیمه بیکاری، یک تا سه سال کنار بگذارد تا شرایط مناسبی بتواند پیدا کند. از طرفی نرخ بیمه تامین اجتماعی ما بالاست.از سوی دیگر افزایش نامتعادل دستمزدها به میزان بالاتر بین کارکنان دستگاههای دولتی نسبت به کارکنان بخش خصوصی، سبب افزایش توقعات در کارکنان بخش خصوصی میشود.هماکنون صنعت هزینه و فایده خودش را محاسبه میکند اما این موضوع در بخش دولتی وجود ندارد و هیچ مدیر دولتی نسبت به پربازده بودن یا کم بازده بودن اقداماتش در کوتاه مدت یا بلندمدت مورد بازخواست قرار نمیگیرد.به نظر من در حال حاضر اگر یک گروه خبره کارشناس، صنایعی که در بخش دولتی ایجاد شده است را حسابرسی کند، به این نتیجه خواهد رسید که حداکثر، یک چهارم ظرفیت واقعیشان مورد بهرهبرداری قرار گرفته است.
کلاهدوزان: در این زمینه دو تجربه مطالعاتی را به عنوان شاهد عرض میکنم. مطالعهای در طرح نوسازی صنایع ایران بر روی حدود ۵۰۰ بنگاه صورت گرفت به مدت ۳ تا ۴ ماه با هدف شناسایی داخلی یا خارجی بودن مسائل بنگاهها و مشاهده شد در این نمونه تنها ۱۰ درصد از مسائل کشفشده در بنگاهها مسائل خارجی بودند و ۹۰ درصد مسائل آنها در داخل بنگاه قابل حل بود. کار دوم این بود که تلاش شد از هر رشته صنعتی، نمونههای غیر دولتی موفقی را پیدا بکنیم. ما بدون استثنا در همه رشتههای صنعتی این نمونهها را در همین فضای کسب و کار پیدا کردیم. شرکتهایی که در همین فضا وضعیتشان خوب نبوده اما از زمانی که تصمیم گرفتهاند در مسیر بیانتهای بهرهوری حرکت بکنند و نگرش بهرهوری در آنها جاری شده است، الان به شرایط رقابتپذیری بسیار بالا حتی در بازارهای خارجی رسیدهاند.
دفتر پژوهش: در برخی تشکلها مانند انجمن مدیران صنایع و یا اتاق بازرگانی، تجربه شده است که خدمات مشاورهای را برای بنگاهها در نظر گرفته بودند و حتی خدمات را به صورت رایگان ارائه میدادند. اما استقبال کمی از آنها شده است. علت را در چه میبینید؟
شرکا: میبایست مدل ارائه این خدمات را عوض کنیم. امروز بایستی ما به سراغ صنعت برویم. از سوی دیگر رسالت دانشگاه این است که عارضهیابی و نسخهپیچی برای صنعت را انجام بدهد. نیاز آن نیز هم اکنون در صنعت شکل گرفته است و امروز به شدت احساس میشود. تا وقتی که معیارهای حمایتی ما بر اساس طول و عرض کارخانه و نه شایستگیهای کارآفرینان باشد، همین مشکلات موجود در بهرهوری را خواهیم داشت.
دفتر پژوهش: به نظر باید ویژگیهای مدیران بنگاه نیز در این تحلیل بررسی شود؟
شرکا : برخی از این صنایع بحران داشتهاند و بعد به بهرهوری رسیدهاند؟
کلاهدوزان : در یک بازه زمانی بحران داشتهاندولی سپس روندرو به صعودی داشتهاند.
شرکا : بسیار خوب. اگر روبه صعود بودهاند، یک مدیر هوشمند میتواند درون سازمان را مدیریت بکند؛ در نتیجه اگر فضای بیرون فضای مناسبی باشد عملا به همان ۳۳درصد رشد بهرهوری در برنامه پنجم خواهند رسید.
شریعتی : یکی از عوامل موثر بر بهرهوری، عوامل اولیه و زیرساخت ها هستند که زمینهها و عوامل رشد بهرهوری را فراهم میکنند. منظور از زیرساختها ۱- ارائه استراتژی توسعه صنعت است بدین معنا که باید تمرکز ما بر کدام یک از بخشهای کشاورزی، معدن، نوع فناوری و… باشد. ۲- قوانین مانع رشد بهرهوری است. ۳- پاسخ به این سوالات که چگونه میتوان صنعتکار و سرمایهگذار را در جای جای کشور مستقر کنیم، چرا همه باید در مرکز استان باشد و چه عواملی میتواند سرمایهگذار را به مناطق محروم بکشاند. وقتی مزیتها در مرکز استان بیشتر است طبیعی است که تمرکز به سمت مشهد است. دسته دیگر عوامل در حین کار است، آموزش، اصلاح قوانین و مقررات و…. دسته سوم نیز عوامل پشتیبانی و هدایت و نظارتکننده است مانند اطلاعات و آمار.
اثنی عشری: یک نکته در مورد فرمایش آقای کلاهدوزان این است که بعضی از این مسائل، ذاتی است، یک مدیر ذاتا بهرهور است، خوشفکر است و تجربه مدیریتی دارد. اما سوال این جاست که چند درصد مدیران و کارکنانشان این قابلیت و توانمندی را دارند. ما باید برای توانمندی مدیران طبقه متوسط که بخش عمدهای از بنگاههای ما هستند فکر کنیم. باید بگوییم برای توانمندسازی او چه کردهایم خوب است ما اگر بنگاهی توانست مثلا ۱۰، ۱۵درصد افزایش بهرهوری بدهد به او جایزه بهرهوری بدهیم مثلا یک سال معافیت مالیاتی و بیمهای و…، شاخصها مشخص شود و درست ارزیابی شوند. این خودش ایجاد انگیزه میکند.
شرکا : اگر بهرهوری کل بخواهد افزایش پیدا کند، به جهت دولتی بودن اقتصاد و حجم پایین بخش خصوصی، لازم است در دولت و بنگاههای وابسته به آن چند برابر تغییر صورت گیرد تا تغییر در بخش خصوصی نیز در مجموعه بهرهوری در تولید موثر باشد. دولت باید بپذیرد که هزینههای رشد و ارتقای بخش خصوصی را بپردازد. این یکی از الزامات اصل ۴۴ است.
اثنی عشری: در رابطه با صحبتهای جناب آقای شرکا، باید گفت حمایت و توانمندسازی با هم متفاوتند. تفاوت آنها نیز این است که در توانمندسازی اراده خود مدیر مهم است و حرکت باید گام به گام طراحی شود و ما باید به گونهای فرد را توانمندکنیم تا بدون حمایت ما بتوان مسیر را ادامه دهد.
دفتر پژوهش : اولویت ما در مدیریت بهرهوری امروز در کدامیک از بخشهای سرمایه، منابع انسانی یا تجهیزات و ماشینآلات است؟
اثنی عشری : در بهرهوری ما ۲ دسته عوامل نرمافزاری و سختافزاری داریم. من فکر میکنم اولویت اساسی با بخش نرمافزاری است. در بخش سختافزاری یعنی فناوری، به نسبت نرمافزاری یعنی منابع انسانی و سیستمها و روشها، اوضاع بهتر است. منظور ازسیستمها و روشهای بهرهوری این است که ما هر اقدامی که در سازمان انجام میدهیم برای یک مشتری باشد. در غیر اینصورت اضافه است. بعضی فعالیتها در زمان طولانی انجام میشود، بعضی منابع اضافی مصرف میکند، بعضی سیستمهای کنترلی ما میتواند حذف شود و از ابتدا تولید را درست انجام دهیم. موضوع منابع انسانی موضوع اصلی بهرهوری است.آموزشهای ما در زمینه بهرهوری باید از دوره ابتدایی شروع شود. مثلا اگر معلم ابتدایی در کلاس از دانشآموزان بخواهد لوازم اضافی، مواردی که استفاده بهینه نمیشود، کمبودها و… را شناسایی کنند؛ این تمرین بهرهوری است.
دفتر پژوهش: در مجموعه وزارت صنایع اقدامات و سازمانهای متنوعی در خصوص بهرهوری انجام شده است. سازمان مدیریت صنعتی، سازمان گسترش و نوسازی صنایع و … که البته برخی از آنها هم چنانچه اشاره شد خود در رابطه بنگاه تولیدی و مشاوره فسادزا است و نتوانسته یک بخش مشاوره توانمند را ایجاد کند؛ از سوی دیگر در عناوین تمرکز شده مثلا کیفیت، تعالی سازمانی، مدیریت استراتژیک و… اصل حرکت بیش از اثرگذاری آن حرکت محور توجه بوده است. به نظر شما این اقدامات و حمایتها چقدر موثر و هماهنگ بوده است؟
کلاهدوزان : نقدی که به رویکرد گذشته دولت وارد است، این است که اگر دولت از وظیفه سیاستگذاری خود خارج و وارد مباحث عملیاتی و اجرایی شده،معمولا نتیجه مثبت نبوده است. در یک دوره دولت تعیین میکرده که مثلا برای تشکیل یک بنگاه صنعتی، فناوری را از کجا خریداری کند! یعنی دخالت مستقیم در حوزه مدیریتی یک بنگاه. بعد به موافقت اصولی تبدیل میشود و بعد مثلا پروژههای خاصی را نظیر ایزو دیکته میکند که انجام شود. به هر حال از یک حوزه خاص حمایت کرده است. در حالی که این وظیفه دولت نیست که چنین تشخیصی بدهد. نیاز به یک سیستم ترکیبی از مشاور و بنگاه دارد که به فراخور روز تکمیل میشود.
دفتر پژوهش : ۹۲ درصد بنگاههای ما کوچک اند. به لحاظ حجم اشتغال و سرمایهگذاری نیز این اعداد قابل توجه است. به نظر میرسد در این بنگاهها استفاده از ابزارها و سیستمهای مدیریتی، ساختارهای تخصصی، برنامههای آموزشی و مشاوره به علت هزینههایی که دارد، گردش مالی پایین بنگاه و ماهیت صنایع کوچک خیلی سازگار نیست. برخی کارشناسان معتقدند سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی یک استراتژی شفافی در این عرصه ندارد. بعضی تجربیاتی هم که اتفاق افتاده است نظیر سایت sme.ir، شبکه مشاوران صنعتی، خوشههای صنعتی و… نسبت به تجربیات خارجی آن خیلی عقبتر است و یا نیمه کاره رها و یا از مسیر طراحی شده منحرف شده است. نظر شما در این رابطه چیست؟
شریعتی : شرکت شهرکهای صنعتی تا سال ۸۵ هدفش ایجاد سختافزار یعنی شهرکهای صنعتی بوده است. از سال ۸۵ با ادغام صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی رویکردهای حمایتی از واحدهای کوچک و متوسط در قالب دورههای آموزشی، عارضهیابی، تورهای صنعتی و اخیرا هم بحث خوشههای صنعتی در حال پیگیری است. ایجاد شهرکهای صنعتی نیز منجر به استفاده بیشتر از منابع کشور و تجمیع امکانات و زیرساختها منجر به کاهش هزینه انرژی، تعاملات، آموزش، امنیت و… شده است. من فکر میکنم شهرکهای صنعتی موثرترین سیاست اقتصادی کشور بعد از انقلاب بوده و باعث رشد جدی صنعتی در کشور شده است.
شرکا : به نظر من ما ابتدا به طرح جامع بهرهوری نیاز داریم تا موانع بیرونی افزایش بهرهوری را نظیر تسهیلات بانکی، تحریمها و… در سطح بنگاهها شناسایی و حل کند. این برنامه باید در چارچوب چشمانداز و زمانبندی شده باشد و به صورت قاطع اجرایی شود. دولت باید مشخص کند مثلا ما در حوزه فولاد به چند واحد نیاز داریم و به لحاظ آمایشی در چه نقاطی این بنگاه باید تاسیس شود تا سرمایهها هرز نرود.