فاطمه انوری/ ۲۲ سال پیش یک کنفرانس دانشگاهی در دانشگاه پنسیلوانیا رخ داد که از چهار شخصیّت مهّم و برجسته شامل نرمن فینگن اشتاین، استاد دانشگاه، مارتین جنکو، کشیش کاتولیک، ورد پرستر از اعضای فعال آیپک لابی طرفدار صهیونیستی در آمریکا و خبرنگار و نویسنده نشریه ی اسرائیلی جروزالم پست که اکنون به بزرگ مرد رسانه ای CNN تبدیل شده و ظفر بنگاش روزنامه نگار کانادایی و فعال سیاسی مسلمان دعوت شد.
در این نشست ظفر بنگاش توانست با ابهت از مواضع اسلام و انتفاضه ی مردم فلسطین حمایت کند که ورد پرستر نتوانست جوابی به استدلال های این مرد بدهد. اما بعد از این ماجرا هیچ دانشگاهی در آمریکا وی را برای شرکت در مباحث تاریخ اسلام و دفاع از حق دعوت نکرد.
وی اصالتا اهل کشور پاکستان است و از ۸ سال قبل از انقلاب اسلامی حرکت های سیاسی و انقلابی خود را آغاز کرد. بعد از قیام امام خمینی(ره) در ایران و پیروزی انقلاب اسلامی به بررسی ابعاد شخصیتی این بزرگ مرد تاریخ اسلام پرداخت و با مطالعه ی آثار و تفکرهای ایشان، حمایت کامل از انقلاب و تحول عظیم مردم ایران را اعلام کرد. ظفر بنگاش سردبیر روزنامه کرسنت اینترنشنال و رئیس موسسه تفکر اسلامی کانادا است.
به گزارش پایگاه تحلیلی رصد وی در برنامه ی “راز” با اشاره به خیزش های انجام شده در منطقه می گوید که ” آن ها برای کرامت و عزت انسانی خودشان قیام کردند و از ظلم و ستم نمی ترسند و مایل به ادامه ی زندگی در این وضعیت نیستند. چون نظامی که در اکثر کشورهای منطقه خاورمیانه وجود داشته تحمیلی از طرف غرب بوده است.” در ادامه تحلیل ایشان از نفوذ و تاثیر صهیونیست ها و قیام مردم منطقه می آید.

در زمان قیام امام خمینی(ره) در کانادا به سر می بردم و اطلاعات بسیار زیادی در خصوص جنبش اسلامی در ایران نداشتم اما توانستیم با این شخصیتی که برخاسته از متون تاریخ اسلامی بود ارتباط برقرار کنیم و متوجه شدیم که میﺗﻮانند رهبری برای تمام مسلمین جهان باشند. بنابراین بلافاصله جذب این حرکت شدیم.- حمایت کامل و قاطع مان را از این جنبش داشتیم و
در این راستا مسلمانان کشورهای شمال قاره آمریکا را متحد و بسیج کردیم چون این تحول، تحولی است که میﺗﻮاند مسلمانان را با وجود ادعاهای بسیار در این زمینه از دوران سیاه استعمار خارج کند که تا آن زمان این اتفاق، رخ نداده بود اما با پیروزی انقلاب اسلامی این حرکت و جریان واقعی شد.
ما در مسیر مبارزه با قدرت های ظلم واستعمارگر با مشکلات و چالش های بسیار زیادی مواجه هستیم، اما در عین حال احساس ﻣﻲکنیم برخی انسان ها باید برخی امور و مسائل را صرف نظر از این که دیگران چه برداشتی میﺗﻮانند از آن داشته باشند به همه نشان دهند.
چالش هایی که با آن مواجه هستیم ساده نیست، ما مشکلات بسیار جدی در این زمینه داریم که یکی از مشکلات اساسی خصومتی رسانه های وابسته به لابی های صهیونیستی میﺑﺎشد. اما قبول کردیم که باید با این چالش های رسانه ای مبارزه کنیم این نوع جهادی است که ما می توانیم داشته باشیم. برادران و خواهران ما در کشورهای خاورمیانه و دیگر نقاط جهادی انجام می دهند که از بدن خودشان مایه می گذارند و ما فکر کردیم می توانیم با قلم خودمان در این خصوص کاری انجام دهیم.
در کانادا و آمریکا، ناشران، رسانه ها و ایستگاه های تلویزیونی بسیار زیادی فعال هستند. وقتی روزنامه ها، شبکه ها و کانال های خبری که رویکرد بسیار زیادی در قبال اسلام و مسلمانان ندارند؛ تلاش میﻛﻨﻨﺪ نگرش های اسلامی را به گونه ای ارائه دهند که نوعی توازن ایجاد شود. اما از سوی رسانه های طرفدار صهیونسیت شامل مطبوعات و ایستگاه های تلویزیونی هیچ تلاشی صورت نمی گیرد که نوعی توازن داشته باشند و فقط و فقط تبلیغات صهیونیستی را ترویج می کنند.
به عنوان نمونه چند روز پیش یکی از روزنامه های کانادا در خصوص کشتی کانادایی کمک به مردم غزه گزارشی چاپ کرد. برخی از اعضای پارلمان که به احزاب مخالف تعلق دارند اما آدم های خوبی هستند و می بینند که مردم غزه تحت ظلم و ستم هستند. از این اقدام و حرکت (قایقی از کانادا به غزه) حمایت کردند. و برای حمایت از این حرکت قیام و خیزش داشتند، اما اعضای پارلمان کانادا که طرفدار صهیونیست بودند در مقابل این حرکت اعتراض کردند در صورتی که این قایق و شناور حامل مواد غذایی، مواد دارویی، سوخت و موادی است که به درد کودکان غزه می خورد؛ لذا تلاش کردند که این اقدام را با اقدام تروریستی برابر جلوه دهند که یکی از چالش های روزمره ای است که ما در کانادا با آن مواجه هستیم.
اما احساس ﻣﻲکنیم نمی توانیم از این چالش ها عقب نشینی کنیم چون همهﯼ کسانی که عقل سالم و منصفی دارند باید بدانند که مردم فلسطین مظلوم و ستمدیده هستند و رژیم اشغال گر و غاصب اسرائیل به آن ها ظلم روا می دارد. بنابراین وظیفه ی همهﯼ ما این است که از مردم فلسطین حمایت و پشتیبانی کنیم. حدود هفت سال گذشته حمایت گروهی از مسیحیان و حتی یهودیان مخالف صهیونیست باعث ناراحتی لابی های صهیونیست ها شده بود چون اوضاع از کنترل آن ها خارج شده است و کم کم این رژیم فرو می پاشد.
۲۲ سال گذشته در کنفرانس دانشگاه پنسیلوانیا جلسه بحث وگفتگو با حضور شماری از کارشناسان برگزار شد که بر اساس حروف الفبا نخستین سخنران بودم ولی چون شخصیّت های مهمی در آن جا حضور داشتند می ترسیدم که بعد از من به تبلیغات اسرائیل بپردازند بنابراین از بعد قانونی اشغال فلسطین صحبت نکردم بلکه نگاه کاملاً متفاوت اتخاذ کردم.
تلاش کردم به مساله فلسطین از منظر تاریخی نگاه کنم، صهیونیست ها می گویند که فلسطین سرزمین تاریخی آن هاست چرا که این سرزمین همان ارض موعودی است که به یهودیان وعده داده شده اما در سال ۱۹۶۹ نخست وزیر وقت اسرائیل گفته بود که هیچ فلسطینی وجود ندارد و حتی وجود آن ها را هم انکار کرد. اما با این مطلب اثبات کردم، پیش از این که حضرت داوود به فلسطین یک سری از قبال فلسطینی در آن جا زندگی می کردند و هیچ کس نمی تواند با این پیشینه تاریخی این ادعا را داشته باشد.
همچنین برای یک دوره زمانی ۳۵۰۰ ساله ی قبل هیچ حکومت یهودی در فلسطین حضور نداشت؛ بنابراین یهودی ها و صهیونیست ها از یک جعلیات تاریخی استفاده میﻛﻨﻨﺪ. یک سری حقایق تاریخی را جعل میﻛﻨﻨﺪ و می خواهند بر اساس آن بگویند فلسطین به ما تعلق دارد. بر این اساس استدلال صهیونیست ها در خصوص مالکیت سرزمینی که در آن هستند مسخره و بی اساس است.
با این توضیحات خبرنگار CNN نتوانست جواب من را بدهد و شگفت زده شده بود. آقای فینگشتان استاد دانشگاه که فردی یهودی بود و مادر ایشان نیز قربانی هولوکاست بوده ولی نجات پیدا کرده، بسیار منطقی و صریح در حمایت از مردم فلسطین و ضد صهیونیست صحبت هایی انجام داد چون تبلیغات صهیونیستی ایشان را کور وکر نکرده بود اما بعد از این کنفرانس با توجه به حمایت های دانشگاه از ایشان به دلیل فشار و جریان قوی لابی های صهیونیستی عنوان استاد تمامی به ایشان ندادند.
متاسفانه بعد از این کنفرانس در هیچ بحث سیاسی شرکت داده نشدم و در رسانه های اصلی کانادا نیز این امکان وجود ندارد که بحث آزاد داشته باشیم و زمانی هم که از ما دعوت میﻛﻨﻨﺪ در سمت دیگر طرفداران سرسخت صهیونیست ها قرار دارند. نام من به دلیل شرکت در کنفرانس ۲۲ سال گذشته جزء فهرست سیاه صهیونیست ها قرارگرفت.
ترس یک حربه مهم در دست افراد ظالم و ستمگر است. دولت ها با دو حربه حکومت میﻛﻨﻨﺪ: مردم رضایت و رأی میﺩهند و دوم این که وقتی رأی ندهند مردم را می ترسانند که دقیقا در این منطقه رخ داده بود.
این قیام و خیزش ها نشان میﺩهد مردم خاورمیانه ترس شان از نیروهای امنیتی، دستگاه های اجرایی، اطلاعاتی و سرکوب هایی که در حق آن ها روا داشته شده، ریخته شده است. آن ها برای کرامت و عزت انسانی خودشان قیام کردند و از ظلم و ستم نمی ترسند و مایل به ادامه ی زندگی در این وضعیت نیستند. چون نظامی که در اکثر کشورهای منطقه خاورمیانه وجود داشته تحمیلی از طرف غرب بوده است. ۵۰-۶۰ سال پیش ما این چنین رژیم هایی در منطقه خاورمیانه نداشتیم. حتی کشورهای کنونی هم نداشتیم وغرب با سیاست های خود این مرز بندی را به وجود آورد.
کشورهای غربی به شدت نگران تحولات و پیامد های قیام در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا هستند. چون کنترل منطقه دارد از دستشان خارج میﺷﻮد. در این راستا مردم آمریکا و به ویژه کانادا از این قیام ها حمایت میﻛﻨﻨﺪ، این حمایت بیشتر در کانادایی ها مشهور تر است چرا که مردم کانادا به صورت عام مردم خوبی هستند اما به شرطی که بدانند حقیقت چیست و به درستی برای آن ها انعکاس داده شود.
ریشه هایی حاکم در آمریکای شمالی، آمریکا و کانادا به شدت نگران قیام منطقه هستند و حداکثر سعی و تلاش خودشان را مبذول می دارند تا این خیزش مردم را به نوعی سرکوب کنند چرا که می بینند اگر توده های مردمی در مناطق خاورمیانه بتوانند سرنوشت خودشان را در دست بگیرند رژیم نامشروع صهیونستی در منطقه نمی تواند بقا داشته باشد.
در سال ۱۹۴۸ بن گورین اولین نخست وزیر رژیم اسرائیل گفت رژیم های عربی اولین مرز اسرائیل هستند، این سخن بسیار قابل توجه است چون اسرائیل می دانست وقتی مردم خاورمیانه دموکراسی را حق خودشان بدانند، ژیم اسرائیل دیگر بقایی نخواهد داشت و کاملاً فرو می پاشد.
جالب توجه است، رسانه ها راهپیمایی مردم کانادا در دفاع از خیزش مردم خاورمیانه که با حضور همه گروه های مختلف کانادایی از جمله مسیحیان، یهودیان، دانشجویان و … برگزار شد، حتی یک پوشش خبری ندادند چون نمی خواستند تحولات منطقه خاورمیانه را به گوش همه برسانند. در واقع، این رسانه ها با نوع عملکردشان از اسرائیل حمایت میﻛﻨﻨﺪ.