سعید ساسانیان، کارشناس ارشد خاورمیانه/ میدان التحریر قاهره این روزها دوباره به یاد ژانویه و فوریه ۲۰۱۱، محل تحصن جوانانی شده است که انقلاب خود را نه از دست رفته بلکه کند و بیمار می بینند. آنان مدعی اند روند تحقق اهداف انقلاب مصر کند است. از سوی دیگر محاکمه جدی سران رژیم گذشته هم چنان بر اثر نفوذ برخی از نظامیان در تصمیم گیری دستگاه قضا و به تاخیر افتاده است…
این مسائل باعث شده است تا جوانان این بار برای اصلاح روند عملیاتی شدن انقلاب به میدان التحریر بیایند. اما نکته ای که حائز اهمیت است، جوان بودن دوباره متحصنین می باشد. احزاب سیاسی کهنه کار به این تحصن با شک و تردید می نگرند. آن ها برخلاف جوانان معتقدند که مصر نوین امروز بیشتر از آن که به مدل اعتراضی این چنینی نیاز داشته باشد، به تلاش برای تحقق منافع ملی محتاج است. لذا تحصن به عنوان عامل برهم زننده نظم اجتماعی و مختل کننده فعالیت های اقتصادی تحصن کنندگان و افرادی که در نزدیکی میدان التحریر به کسب و کار می پردازند، تلقی می شود، پس امری مذموم است.
جوانان اما این گونه نمی اندیشند. منش آنان در چند ماه نشان داده است که انقلاب بیشتر از آن که حاصل تلاش احزاب سیاسی کهنه کار باشد، نتیجه تلاش های آنان بوده است. عقب ماندن احزاب سیاسی از جوانان را یکی از روزنامه های مصری با کاریکاتوری، به خوبی بیان کرده بود: در حالی که انقلاب صورت پذیرفته است، پیرمردی که نماد احزاب سیاسی مصر است از خواب بر می خیزد!
به نظر می رسد کهنه کاران عرصه سیاست در مصر، هرچند ادعای پختگی سیاسی داشته باشند اما در فهم خطراتی که انقلاب مصر را تهدید می کند، باز هم دچار تاخیر شده اند. اگرچه جوانان در چند ماه اخیر نشان داده اند که چندان اهل نصیحت شنوی از بزرگسالان سیاست نیستند اما تاخیر در اتخاذ موضع اصلاحی نسبت به انقلاب از سوی احزاب سیاسی، خطری است که انقلاب مصر را تهدید می کند.
خطر «نهادمندی» در شرایط کنونی که رفتار حاکمان موقت مصر، ابهامات فراوانی دارد، می تواند برای آینده انقلاب مصر مانند سم مهلکی باشد. از آن جا که نهادمندی، امری ساختاری است و در عرصه ساختارها موجب قوت گرفتن برخی امور می شود، می تواند موجب رسوخ و تثبیت برخی نقصان های اساسی در ساختار جدید مصر گردد. به عنوان مثال در شرایط کنونی اگر میزان نفوذ ارتشیان بر سیستم قضایی مصر بیشتر شود و این مساله در مراودات این دو ساختار حکومتی نهادینه شود، مقابله قانونی با آن در آینده نیازمند تلاش بسیار است که برای انقلاب نوپای مصر گران خواهد بود. اعتراض جوانان مصری به عدم محاکمه “حسنی مبارک” اگر چه برخواسته از بغض انقلابی آنان باشد، اما نگریستن به این اعتراض ها اگر از زاویه استقلال دستگاه قضا باشد، اعتراضی هوشمندانه و آینده نگر است. این هوشمندی ظاهرا در تفکر سنتی و محافظه کارانه برخی احزاب سیاسی، وجود ندارد. احزاب سیاسی علاقه دارند به انتخابات آینده بیاندیشند در حالی که جوانان مصری هم چنان می پرسند چرا باید بعد از گذشت حدود ۵ ماه از انقلاب، تنها یک مامور پلیس آن هم به اتهام سرکوب معترضان دستگیر شود؟ چرا ۱۵۰ نفر از جوانان میدان التحریر هنوز باید در زندان های مصر باشند؟ چرا باید ۷ وزیر دولت انتقالی از رژیم سابق باقی مانده باشند؟ چرا عوامل کشتار مردم سوئز از زندان آزاد شدند؟
پیروزی جوانان مصری در پیگیری تاکتیک تحصن برای احیای انقلاب، بعد از گذشت حدود ۱۰ روز خود را نشان داد. «عصام شرف» نخست وزیر مصر گفته است که اسامی ۱۲ عضو جدید کابینه را در صفحه فیس بوک خود منتشر کرده است. این تغییرات بناست تا حداقل ۲۰ وزیر ادامه یابد.
با توجه به خواسته های معترضین که در حقیقت عبارت اند از: محاکمه مبارک و خانواده اش و همه وابستگان به او که در قتل عام و سرکوب مردم دخالت داشته اند، برکناری شورای نظامی حاکم بر مصر، عملگرایی نخست وزیر در راستای اهداف انقلاب، به نظر می رسد، در صورت ادامه دور جدید تحصن ها که در شهرهای قاهره، اسکندریه و سوئز برقرار است، نخبگان حکومتی چاره ای جز امتیاز دهی به انقلابیون ندارند.
همان گونه که جوانان در تحقق انقلاب، پیشگام بودند، در احیای انقلاب و جلوگیری از انحراف آن نیز از بزرگان سپهر سیاست جلوترند. این مسئله البته بی ارتباط با شیوه نوین انقلاب ها در قرن حاضر نیست. عدم رهبری واحد و وجود توده های متعدد در انقلاب، منجر به جهت گیری های متفاوت می گردد. جوانان مصری را باید با جنبش جوانان ۶ آوریل، جوانان اخوان المسلمین و سایر گروه های کم سن و سال سیاسی ای که ساختارشکن هستند تحلیل کرد.