
آسیب شناسی نظام مالیاتی کشور

زحمت کش-افشار/ تقریبا تمام صاحبنظران و حتی خود سازمان امور مالیاتی کشور به این مطلب اذعان دارند که سیستم کنونی اخذ مالیات در کشور، یک سیستم صحیح و عادلانه نیست، که در آن، نه دولت به عنوان قوهی مجریه، به حق خود میرسد و نه مردم به عنوان مودیان مالیاتی از آسیبهای این سیستم غلط در امان هستند. دفتر پژوهش روزنامه خراسان در پانزدهمین هم اندیشی خود به بررسی وضعیت نظام مالیاتی کشور پرداخته است…
در این هم اندیشی که در دفتر تهران روزنامه خراسان برگزار شد آقایان فلاح میرزایی- دادستان سابق سازمان امور مالیاتی ودکتر هشی استاد دانشگاه و طالبی -معاون دفتر تشخیص و حسابرسی مالیاتی سازمان امور مالیاتی و دوانی- عضو جامعه حسابداران رسمی ایران و حسین نوروزی – عضو جامعه حسابداران رسمی ایران و مدیر تیم تولید نخستین دانشنامه الکترونیکی کاربردی و هوشمند مالیاتی ایران مهمان دفتر پژوهش خراسان بودند.
به صورت مختصر اشکالات عمدهای که امروزه بر سیستم مالیاتی کشور وارد است را در چه میبینید؟
میرزایی: قانون مالیاتها جزو سیاست گذاریهای دولت است که مملو از اشکال است. و از طرفی قانون نیز به همان شکل که هست اجرا نمیشود و پروندههای مالیاتی در جاهای گوناگون ایران به شکلهای متفاوت اجرا میشود. مشکل دیگر سیستم مالیاتی نحوهی تشخیص است. بیش از۷۰ درصد پروندههای مالیاتی علی الراس است یعنی بر مبنای دفاتر نیست. این باعث میشود که یک بدبینی نسبت به کادر حسابداری که دفاتر مودی را تنظیم کردهاند هم شکل بگیرد در حالیکه کار ممیز ایراد داشته است.
دوانی: در کشور ما یک نظام مالیاتی جامع وجود ندارد. در ایران از مودیان شناخته شده مالیات اخذ میشود. این مودیان از دو طرف ضربه میخورند. اول اینکه ۳۰درصد اقتصاد کشور معاف از پرداخت مالیات هستند، اعم از برخی نهادهای انقلاب اسلامی و نهادهایی که باید مالیات بدهند ولی نمیدهند. این یعنی بار مالیاتی۳۰درصد معاف از مالیات، به ۷۰درصد که مالیات میپردازند تقسیم میشود. غیر از این ۳۰درصد، عدهی دیگری هستند که مالیات گریزند و دستگاه مالیاتی با ابزارهای سنتی قادر به گرفتن مالیات از آن عده نیست. در همهی دنیا نپرداختن مالیات در حد جرم جنایی تلقی میشود. اما در ایران احتمالا یک افتخار ملی تلقی میگردد. با این روش علاوه بر اینکه مالیات به حق اخذ نمیشود، فشار مضاعفی نیز به بخشی که مالیات میدهند وارد میآید. وقتی یک فرد وابسته به سازمان امور مالیاتی خودش قانون را قبول ندارد این ذهنیت را در مؤدّی(مالیات دهنده) ایجاد میکند که پس این فرد که خود قانون را قبول ندارد چگونه میتواند حقوق مؤدّی را رعایت کند. این امر به این علت است که نظام پاسخگویی مقامات دولتی در ایران به شکل مطلوب وجود ندارد. نظام پاسخگویی به این معنا که اگر فردی در هر سطحی از مقامات دولتی اظهار نظر بکند بتوان او را مورد پیگرد قانونی قرار داد. در کشورهایی که مالیات مجموع درآمد را اجرا میکنند، مجموع هزینه را هم قبول میکنند اما در ایران مجموع هزینه پذیرفته نمیشود.

نوروزی: مؤدّی به عنوان پرداخت کنندهی مالیات پایههای نظام اقتصادی یک مملکت را شکل میدهد. در ایران برای تعریف حقوق مؤدّی یک منشور حقوقی جدی وجود ندارد. همچنین پیچیدگی قوانین و دستورالعملهای مالیاتی که به صورت خیلی پراکنده است، موجب اختلاف بین مودیان و ممیزین میشود. در نحوهی اجرایی شدن مالیات بر ارزش افزوده چون حلقههای مالیاتی هنوز کامل نشده بیشترین تاثیر منفی را بخش تولید میپذیرد. سیستم حسابداری با قانون مالیاتها تناقضهایی دارد، که اینها نهایتاً یک پیچیدگی را در حقوق مالیاتی ایجاد میکند.
تولید از نقطه نظر مالیات با یکسری مشکلاتی روبرو است، این مشکلات کدامند و اگر بخواهیم راهکاری برای حل آن ارائه دهیم چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
میرزایی: تولید باید مالیات بدهد. اگر به زبان ساده اقتصاد را به سه بخش تولید و خدمات و کشاورزی تقسیم کنیم، در قانون مالیات ایران چون بخش کشاورزی معاف از مالیات است یک سوم اقتصاد ایران مالیات نمیدهد. و تمام درآمدهای مالیاتی از بخش تولید و خدمات تامین میگردد. از آنجا که سیستم مالیاتی عادت کرده که به سراغ همانهایی برود که بیشتر به چشم میآید و چون تولید بیشتر به چشم میآید پس تولید بیشترین اثر را از سیستم مالیاتی میپذیرد. اما باوجود اینکه بخش خدمات که حدود ۳۰تا۴۰درصد اقتصاد را شکل میدهد، جلوی چشم مامور مالیاتی نیست، در نتیجه فرار مالیاتی در بخش خدمات زیاد است. سیستم مالیاتی نباید به گونهای باشد که تولید کننده تحت فشار باشد. هر سال بدون در نظر گرفتن این مطلب که ممکن است امسال تولید سود چندانی نکرده باشد بلکه ضرر کرده باشد بر مالیات تولید اضافه میشود.
دوانی: مالیات چون از سود گرفته میشود جزو قیمت تمام شدهی کالا نیست؛ اما سیاستهای مالیاتی معمولا به تولید جهت میدهد. دستگاه مالیاتی کشور ما «عملکردی» عمل نمیکند بلکه «بودجهای» عمل میکند؛ یعنی میگوید اگر بودجهی امسال۲۰درصد افزایش یافته مودی باید ۲۰درصد اضافه پرداخت مالیات داشته باشد فارغ از اینکه آیا سود داشته است یا نه. هماکنون بانک جهانی رشد اقتصاد ایران را منفی اعلام کرده است. هنگامیکه رشد اقتصادی منفی است کارخانهها چگونه باید بیشتر مالیات بدهند؟ چون تمام تولید ملی از مجموع تولید و خدمات همین اقتصاد است. اما دستگاه مالیاتی قادر به قبول این قضیه نیست. مالیات تنها یکی از ابزارهایی است که بر تولید اثر میگذارد. نرخ ارز بیش از مالیات اثر میگذارد. مصرفکنندگان این برداشت را دارند که تغیر نرخ ارز هم در واقع نوعی مالیات است اما از نوع غیرمستقیم که میپردازیم. چون ارز در مالکیت دولت است و دولت میخواهد با تغییر نرخ ارز کسری بودجهاش را جبران کند و به مصرفکننده تحمیل اجباری کند.

طالبی: یک سری عوامل را بانک جهانی تعریف میکند که تاثیر گذار بر مثبت و یا منفی بودن سرمایه گذاری هستند. بانک جهانی۱۰ فاکتور را نام میبرد که از آن ۱۰فاکتور آخرین آنها مالیات است. بیش از ۵۰درصد فعالیتهای اقتصادی معاف از مالیات هستند و اقتصاد زیرزمینی بسیار وسیعی داریم. این مطلب صحیح است که در سیستم مالیاتی سازمان امور مالیاتی زیان را کمتر میپذیرد ولی اینکه یک شرکت تولیدی زیان میدهد به ساختار سنتی صنعت کشور ما بر میگردد. در برخی نقاط دیگر دنیا، دستگاههای وصول مالیات برای اخذ مالیات نسبت به فعالیتهای گوناگون نرخهایشان را کم و زیاد میکنند ولی ما در ایران از یکسری از معافیتهای مالیاتی استفاده میکنیم. دولت برای حمایت از برخی تولیدات امتیازات و یا ترجیحاتی را در برنامهی بودجه اعلام میکند. در مجموع اگر سایر عوامل را هم در کنار مالیات بگذاریم شاید مالیات تاثیر کمی داشته باشد.
به نظر میرسد سازمان امور مالیاتی در امر اطلاعرسانی بخشنامهها و آئین نامههایی که اطلاع از آنها جزو حقوق اولیهی مؤدّیان مالیاتی است ضعیف عمل کرده است. تاچه حد با این نظر موافقید؟
طالبی: شاید به نوعی اینگونه باشد ولی این به ساختار کلی جامعهی ما بر میگردد. برای تولیدکنندگان یا بازرگانان چندان تعریف شده نیست که یک مشاور مالی یا مالیاتی برای خودشان داشته باشند. و تلقی از گرفتن مشاوره، به هدر رفتن پول است. شاید بخشی از این اطلاعرسانی وظیفهی سازمان امور مالیاتی باشد ولی در مقابل باید یک انجمن از تولیدکنندگان و بازرگانان وجود داشته باشد که تعامل دوطرفه باسازمان امور مالیاتی داشته باشد. سازمان امور مالیاتی یک سری اطلاعات برای اطلاعرسانی دارد که شاید دسترسی به آنها چندان سهلالوصول نباشد. باید یک همکاری دوطرفه بین اتحادیهها و انجمنهای حرفهای وجود داشته باشد. وظیفهی سازمان امور مالیاتی انتشار بخشنامهها و دستورالعملها است. گفته شده که بیش از ۵۰۰۰ مورد بخشنامه یا مقررات مالیاتی داریم که مربوط به قوانین مالیاتی میشود.
آیا الان این ۵۰۰۰ مورد بوسیلهی سایت سازمان امور مالیاتی یا سی دی یا کتابچه منتشر میشود که فردی که صاحب یک بنگاه اقتصادی تازه تاسیس است برایش در دسترس باشد؟
هم سازمان امور مالیاتی کتاب و جزوه چاپ میکند و هم بخش خصوصی این اطلاعرسانی را انجام میدهد. جامعهی حسابداران و حسابرسان رسمی همه ساله جزوه و کتاب بیرون میدهند و همهی این اطلاع رسانیها وجود دارد.
دوانی: سازمان امور مالیاتی به عنوان بخشی از قوهی مجریه وظیفهاش اطلاعرسانی است و مردم هم وظیفهاشان اطلاع داشتن است. در ایران نگاه دولتها و همچنین سازمان امور مالیاتی این بوده است که هرچقدر مردم اطلاعات کمتر داشته باشند بهتر است. تا چند سال پیش سازمان امور مالیاتی اصلا بخشنامهها را به کسی نمیداد. همین الان هم برخی از بخشنامهها بدست خود مامورین مالیاتی هم نمیرسد. بحث در این است که سازمان امور مالیاتی یک شبکهی اطلاعرسانی منظمی که در سایت وزارت دارایی بروز باشد، ندارد. سازمان امور مالیاتی میگوید که اگر بخشنامهها و آئین نامهها را در سایت خود و در دسترس بگذارد مردم در آن دستکاری میکنند. ولی این دلیل مناسبی برای در اختیار قرار ندادن بخشنامهها نیست. سازمان امور مالیاتی نمیتواند مقرراتی را که میخواهد طبق آن از مودی مالیات بگیرد به او اطلاع ندهد. در برخی سازمانها اگر بخشنامه را مردم ندانند هزینهای متحمل نمیشوند ولی سازمان امور مالیاتی اینگونه نیست و مؤدّی متحمل هزینه میشود. عدهای از بیاطلاعی مردم از سیستم مالیاتی در جامعه دارند سوء استفاده میکنند و منافع مالیاتی را آن عده میبرند. البته همهی افراد نمیتوانند تمام بخشنامهها و قوانین را بدانند. بلکه باید مشاورانی در خارج باشند که این کار را انجام دهند. از طرفی سازمان امور مالیاتی به دلیل دید سنتی که برآن حاکم است خیلی علاقهمند به دانش مودیان در این زمینه نیست چون تصورش این است که اگر مودیان اطلاع داشته باشند، سازمان امور مالیاتی را محکوم میکنند.
نوروزی: بخشنامهها در واقع حکم قانون را دارند ولی این بخشنامهها مانند قانون مالیات مستقیم از طریق یک مرجع رسمی به صورت مطلوب اطلاعرسانی نمیشوند که نهایتا مودیان متضرر میشوند. آئیننامهها، آراء دیوان عدالت اداری و تصمیمهای هیئت دولت در روزنامهی رسمی کشور چاپ میشود اما بخشنامهها از مجرای رسمی اعلام نمیشود درحالیکه برای مودیان لازم الاجرا است و حق مودی است که از آن مطلع باشد اما بسیاری از بخشنامهها و نیز آراء دیوان عدالت اداری در سایت سازمان امور مالیاتی وجود ندارد. متعاملین هیچ سازمانی به اندازهی سازمان امور مالیاتی گسترده نیستند.
میرزایی: سازمان امور مالیاتی برخی از بخشنامههایی که به نفع مودی است را در اختیار مودی قرار نمیدهد و یا آن بخشنامهها را دیر ابلاغ میکند. گاهی برخی افراد سازمان امور مالیاتی بعضی از بخشنامهها را قبول ندارند در حالیکه بخشنامه در حکم قانون است و باید آن را قبول داشته باشد. همچنین گزارش ممیز از تشخیص مالیات در اختیار مؤدّی قرار نمیگیرد تا مودی بتواند از خود دفاع کند. مؤدّی حق دارد که بداند رقم مالیاتی او بر چه مبنایی تعیین شده است. اما این اطلاعات در غالب گزارش در اختیار مودی قرار نمیگیرد. همچنین سازمان امور مالیاتی مشاور را نمیپذیرد چرا که اطلاعات ممیز بیشتر است و قبول نمیکند.
در تدوین و اصلاح قوانین مالیاتی و صدور بخشنامهها تا چه حد کار کارشناسانه صورت میگیرد؟
طالبی: صدور بخشنامههای متعدد بعد از اصلاح قانون مالیاتها در سال ۸۰ نشان میدهد که هیچ کار کارشناسانهای در تصویب و اصلاح قوانین مالیاتی صورت نمیگیرد. متن قانون نیز چنان مبهم نوشته شده که گاهی خود ممیزین نیز از آن چند برداشت دارند و از طرفی قانوننویسی صحیح صورت نگرفته و حتی گاهی به صورت صحیح ویرایش نمیشود. و از آنجا که ممیز ممکن است خود را درآینده مورد بازخواست ببیند، بنابراین آن قانون را به نفع خودش تفسیر میکند. گاهی در مجلس هیچ بحث و تبادل نظر موافق و مخالف برای تصویب یک موضوع مالیاتی صورت نمیگیرد.
دوانی: گاهی اوقات سازمان امور مالیاتی از جایگاه قانونی خودش خارج شده و قانونگذاری هم میکند؛ یعنی یک مادهی قانونی را تفسیر میکند درحالیکه تفسیر قانون در حیطهی اختیارات سازمان امور مالیاتی نیست. بیش از اینکه خود بخشنامهها مورد اعتراض کارشناسان باشند، تفسیر قانون بوسیلهی سازمان امور مالیاتی مورد اعتراض است. به همین جهت دیوان عدالت اداری مرتباً بعضی از بخشنامههای این سازمان را ابطال میکند. همچنین قانونگذار بلافاصله بعد از تصویب نمیتواند متن قانون را منتشر کند بلکه ابتدا متن قانون باید به ادارهی کل قوانین برود و انشاء آن مورد بررسی قرار بگیرد و سپس انتشار یابد. بنابراین اشکال عمده در اینجا به این بر میگردد که اولا روی لایحه کار کارشناسی نمیشود و ثانیا نگارش قانون دچار مشکل است که چندین تفسیر از آن برداشت میشود؛ و ثالثا سازمان امور مالیاتی خودش آن را تفسیر میکند. اما از آنجا که فرایند شکایت یک فرایند هزینه بر است افراد عادی به دنبال شکایت خود نمیروند بلکه تنها بنگاههای بزرگ اقتصادی به دنبال شکایت میروند. به همین علت یک قانون اشتباه ممکن است بعد از چندین سال توسط دیوان عدالت اداری باطل شود. بعد از ابطال نیز حق و حقوق کسانی که متضرر شدهاند نادیده گرفته میشود. فرایند قانونگذاری در کشور سیاسی است و چون نمایندگان مجلس بخشی نگاه میکنند و نه ملی، تصویب قانون هم به صورت صحیح صورت نمیگیرد. مثلا نرخ مالیات برای یک بنگاه تولیدی بسیار بزرگ با یک بنگاه کوچک برابر است. این درحالی است که موتور اقتصاد هم همان بنگاههای کوچک هستند.

آیا در پیشنویس اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم مشارکتی از جانب نهادها و انجمنهای کارفرمایی وجود نداشته است؟
طالبی: یک تفکر سنتی در جامعهی مالیاتی هست که تمام کار باید در سازمان امور مالیاتی ساخته و پرداخته شود. و اگر برخی در سازمان امور مالیاتی فکر کنند که بهتر است اصلاح قانون با مشارکت سایر بخشها صورت بگیرد، این فکر به مرحلهی اجرا درنمی آید. از طرفی اگر سازمان امور مالیاتی بخواهد با یک مجموعه تبادل نظر بکند، معمولا آن مجموعه ابتدا به فکر منافع خودش است که در این اصلاحیه برآورده شود.
دوانی: نهادهای کارفرمایی میگویند که چون سازمان امور مالیاتی حرف مارا گوش نمیکند پس چه فایدهای دارد که ما پیشنهادات خودمان را برای اصلاحیهی قانون بدهیم. این در حالی است که این نهادها باید پیشنهادات کارشناسانهی خود را بدهند تا در آینده بتوانند نقد و یا اظهار نظر بکنند.
طبق نظر برخی کارشناسان، بخش عمدهای از فشارهای مالیاتی بر مودیان، ناشی از فرار مالیاتی وسیعی است که در سطح کشور وجود دارد.
دلایل عمدهی فرار مالیاتی چیست و فرهنگ سازی در این زمینه چه میزان میتواند موثر باشد؟
دوانی: در هیچ جای دنیا مردم به خودی خود مالیات نمیدهند بلکه دولتها راهکارهایی را اتخاذ کردهاند که اگر فردی مبلغی را که باید، نبپردازد، هزینهی جریمهاش بسیار زیاد باشد. یعنی دولتها پرداخت مالیات را از این طریق تبدیل به فرهنگ کرده اند. برای اینکه مالیات فرهنگ شود باید یک اعتماد متقابل بین سازمان امور مالیاتی و مردم بوجود بیاید اما تاحالا این اعتماد در کشور ما نبوده است. مؤدّی فکر میکند سازمان امور مالیاتی دروغ میگوید و سازمان امور مالیاتی هم اصل را بر این گذاشته که مؤدّی دروغ میگوید.
دوم اینکه در قانونگذاری این اشکال وجود دارد که اصلاً عدهای معاف از دادن مالیات باشند. این سبب میشود که بین دو رقیب که یکی مالیات نمیدهد، آنکه معاف است به اندازهی نرخ مالیات قدرت چانه زنی پیدا میکند. در همه جای دنیا، دولت از دستگاههایی که میخواهد به آنها کمک کند مالیات میگیرد ولی بعدا اگر نیاز به کمک داشتند به آنها برمی گرداند. دولت بجای معافیت مالیاتی باید در بودجه جمعی خرجی عمل کند . همچنین طبق قانون، وزیر دارایی میتواند بر علیه فراریان مالیاتی اعلام جرم کند اما از ابتدایی که این قانون نوشته شده تا حالا، علیه هیچ فردی این اتفاق نیفتاده است. در برخی کشورهای دنیا کسی که سوء استفاده مالی میکند ابتدا باید مالیات خود را بپردازد اما در ایران این اتفاق نمیافتد. پس اولا دستگاه وصول مالیات ضعیف عمل میکند. ثانیا با فراریان مالیاتی با قدرت برخورد نمیکند.
میرزایی: در فضای قبل از انقلاب عدم پرداخت مالیات تبلیغ میشد و این طرز تفکر همچنان در میان مردم باقی مانده است و مردم اعتقاد به پرداخت مالیات ندارند. سازمان امور مالیاتی به دو دلیل نمیتواند مالیات به حق را از کسبه بگیرد. اول اینکه متشکلند و در مقابل سازمان امور مالیاتی تجمع و اعتراض میکنند و دوم اینکه قدرت انتقال دارند یعنی میتوانند مالیات خود را از طریق افزایش قیمت کالای خود، به مصرفکننده منتقل کند. بنابراین نمیتوان به کسبه فشار آورد. سیستم مالیاتی نیز عادلانه نیست یعنی از دو فرد در شرایط مساوی، به دو شکل متفاوت مالیات اخذ میشود و این موجب دلسردی مودیان میشود.

هشی: مالیات درصد کمی از بودجه را به خود اختصاص داده است. مالیات وجوه بیت المال است و نباید متخلفین مالیاتی بخشیده شوند بلکه باید جریمهی سنگینی بپردازند. ما در اینجا اشکال قانونی داریم که به دلایل مختلفی این جرایم بخشیده میشوند. همچنین متاسفانه برخی بازنشستگان سازمان امور مالیاتی هنگامی که بازنشسته میشوند، راه و رسم مسیری را آموزش میدهند که کسی مالیات ندهد.
از منظر اطلاع رسانی، مطلع بودن مودی از قوانین مالیاتی بخصوص بخش معافیتها که جذاب ترین بخش قوانین مالیاتی است، چه میزان در پرداخت مالیات مودی یا فرار مالیاتی او تاثیر گذار است؟
نوروزی: من جنبهی فرار مالیاتی این موضوع را نسبت به این بحث که هر پرداختکنندهای حق دارد بداند که چرا دارد مالیات پرداخت میکند و یا چه عواملی باعث جریمه شدن او میشود، کم رنگ تر میبینم. گاهی اوقات خود وکلا و مشاورین مردم بخاطر ضعف در اطلاع رسانی سازمان امور مالیاتی، نمیتوانند یک دفاع درستی از مودی داشته باشند. علاوه بر این بنگاهها و شرکتهای اقتصادی در کنار خود مشاور اقتصادی ندارند و در نتیجه گاهی اوقات از موارد بسیار پیش پا افتاده و جزئی آسیبهای بزرگی میبینند. دانشگاهها و انجمنها نیز بعضا وظیفهی خود را درست انجام نمیدهند. مثلا انجمن با گوشزد کردن یک نکتهی کوچک مالیاتی به بنگاه زیرمجموعهی خود میتواند آن بنگاه را از متحمل شدن هزینههای بیشتر منع کند.
یکی از مهمترین دلایل فرار مالیاتی نبودن عدالت مالیاتی در سیستم مالیات ذکر شده است. در کشور تا چه اندازه عدالت مالیاتی وجود دارد و اشکالات عمدهای که در ساختار اقتصادی جامعه وجود دارد که این عدالت محقق نشود چیست؟
طالبی: نبودن یک سیستم جامع اقتصادی در کشور موجب بی عدالتی و برخوردهای چندگانه با مودیان میشود. در ایران چهار نهاد اقتصادی مهم به همدیگر تبادل اطلاعات مالی نمیکنند و با هم مرتبط نیستند. به همین علت ممیز مالیاتی هیچ اطلاعاتی از مودیان در اختیارش نیست. گمرک، سیستم بانکی و شرکتهای بازرسی، اطلاعات افراد را در اختیار سازمان امور مالیاتی قرار نمیدهند و بنابراین شواهد و قراینی جز آنچه مودی ارائه میکند، برای ممیز وجود ندارد که بخواهد از روی آن میزان مالیات را تعیین کند.
دوانی: رئیس گمرک، معاون وزیر دارایی است و نیز وزیر دارایی عضو شورای پول و اعتبار و عضو مجمع بانکها است. این دو نهاد اصلی که باید به وزارتخانه اطلاعات بدهند، اطلاعات نمیدهند در حالیکه وزیر دارایی مافوق گمرک و بانکها محسوب میشود.
برای مردمی که میخواهند مالیات را پرداخت کنند، این سوال مطرح است که این مالیاتهایی که پرداخت میشود در کجا نمود پیدا میکند؟
دوانی: اگر مردم ببینند که در جامعه نمودهای پرداخت مالیات ظاهر شده، مثلا امکانات رفاهی و تفریحی بیشتری ایجاد شده است، برای دادن مالیات دلگرم تر میشوند. اما اگر در جامعه همه چیز گران شود و امکانات هم افزایش پیدا نکند، افراد نسبت به دادن مالیات دلسرد میشوند چرا که افزایش قیمت کالاهای دولتی در واقع نوعی مالیات غیر مستقیم محسوب میشود و این موجب فرار مالیاتی میگردد. دولتها با شعار مردم را تشویق به پرداخت مالیات نمیکنند بلکه با همین وسیله، مردم را از طریق عملکرد خود تشویق به پرداخت مالیات میکنند.
هشی: در ایران مالیات کمترین سهم را در بودجه داشته است. در کشور ما برخی ابزارها در جهت متخلف سازی است؛ بارها مشاهده شده بعد از اینکه فردی جریمه میشود، جریمهی او به روشی بخشیده میشود. دلیل این امر این است که از طرفی مردم به عنوان صاحبان پول، دولت را مورد سوال قرار نمیدهند که این پولها در چه راهی خرج شده است، و از طرفی دولت هم به مردم پاسخگو نیست.
تکلیف افرادی که از یک بخشنامه که توسط دیوان عدالت اداری متضرر شدهاند چیست؟
میرزایی: رای دیوان عدالت اداری این است که از تاریخ ابطال به بعد این رای قابل اجراست و فقط اگر مسائل شرعی وجود داشته باشد به قبل از آن تاریخ هم بر میگردد. و حقوق کسانی که در قبل متضرر شدهاند نادیده گرفته میشوند. سیاست سیستم مالیاتی در عمل به گونهای است که اگر ممیزی برای یک مؤدّی مالیات کمتری تعیین کند مواخذه میشود اما اگر بیشتر بنویسد و حق مودی ضایع شود آن ممیز مواخذه نمیشود. این مشکل به سیستم مالیاتی بر میگردد نه به مامور ممیز مالیات.
دوانی: هنگامی که رای دیوان عدالت اداری به تاریخ قبل از ابطال باز نگردد، دولت با خود استنباط میکند که یک بخشنامهی غلط صادر کند و در نهایت اگر ابطال شد، تا لحظهی ابطال درآمد مالیاتی داشته است. این نقطهی ضعف در سیستم قانونگذاری وجود دارد که اگر یک مامور جزء خطا کند، در سازمان امور مالیاتی پیگیری میشود اما اگر فرد بلند پایهی سازمان چندین بخشنامه بدهد که عدهی زیادی متضرر شوند و در نهایت آن بخشنامه نقض شود، فرد مسئول پیگیری و مواخذه نمیشود. علت این امر این است که چون اقتصاد دولتی است و دولت هیچوقت به ضرر خود عمل نمیکند، رای به نفع طرف مقابل دولت، باعث متضرر شدن دولت میشود. در فرایند دادرسی مالیاتی، قاضی و متشاکی یکی است.
آیا این اشکال به این علت وجود دارد که در این زمینه خلاء قانونی وجود دارد و یا اینکه سیاست سازمان امور مالیاتی چنین است؟
میرزایی: اگر دادستان مالیاتی با ممیزی که بیشتر از مالیات به حقهی خود دریافت کند، برخورد کند، این باعث میشود که جایگاه خود آن دادستان به خطر بیفتد چون دادستان خود منصوب وزیر دارایی است و تابع همان سیستم است. و این سیاست وجود دارد که اصول را فدای وصول کنند.
روند اجرای مالیات بر ارزش افزوده که به تعبیر برخی مالیات بر مصرف است، تا چه اندازه در مرحلهی اجرا عملی شد و نیز با توجه به این مطلب که با شفافسازی درآمدها امکان اخذ مالیاتهای دیگری نیز وجود دارد، پیشبینی میشود که در آینده چقدر درست اجرا شود؟
میرزایی: در ابتدا طلا فروشان به مالیات بر ارزش افزده یک ضربه زدند. بعد از آن نیز شرکتها استقبال نکردند و سازمان امور مالیاتی خود، برای شرکتها از روی پروندهها ثبت نام کرد. اشکالات روند اجرایی شدن قانون مالیات بر ارزش افزوده این بود که اولا دولت در اجرا خیلی عجله کرد و دوم اینکه این قانون باید در شرایطی اجرایی میشد که رونق اقتصادی وجود داشت؛ اما درست در شرایطی اجرایی شد که شرایط اقتصادی مطلوب نبود. از طرفی سازمان امور مالیاتی نیروی انسانی کافی برای اجرای این قانون ندارد و به همین علت گاهی در فرایند رسیدگی اشتباه صورت میگیرد. بسیاری از مامورین سازمان امور مالیاتی آشنا با این نوع مالیات نیستند. اما قانون مالیات بر ارزش افزوده به این شرط که درست پیاده شود قانون پیشرفتهای است
هشی: زمانی که در جهان VAT(Value Added Tax) تعریف شد، این VATبه معنای مالیاتی که به ارزش، اضافه میشود بود که ارزش در اینجا به معنای قیمت است. اما ارزش افزوده در زبان فارسی تعریف اقتصادی خاص خود را دارد و با مالیات اضافه بر ارزش متفاوت است. قوانین مالیات، مالیات بر درآمد میگیرند و صاحبان درآمد این مالیات را خود پرداخت نمیکنند، و در درون قیمت فروش از مصرفکننده میگیرند. یعنی ابتدا حد سود خودش را تعیین میکند و هر هزینهای به او تحمیل شود بر روی قیمت کالا میکشد. یک بنگاه اقتصادی و صاحب سرمایه به عنوان یک هزینه به مالیات بر درآمد نگاه میکند. فلسفهی بوجود آمدن مالیات بر ارزش افزوده یا مالیات بر خرج این بود که اینگونه اندیشیدند که اولا مالیات بر ارزش افزوده را در نهایت مردم میدهند ثانیا وظیفهی دولت ادارهی کشور، تامین امنیت، رفاه و آموزش و پرورش و … است که از محل مالیات درآمد کسب میکند. این دولت باید جواب مردمی را بدهد که از طریق نمایندگانشان دولت را انتخاب کردهاند. در رابطهی پاسخگویی تا فردی پول ندهد نمیتواند از فرد دیگر حساب بخواهد. پس گفته میشود که دولت از مردم مالیات میگیرد و باید جواب مردم را بدهد و با پولی که میگیرد خدمات درستی بدهد. یعنی مالیات از مردم گرفته شود که از دولت طلبکار باشند. ثالثا نقش مهمی که مالیات بر ارزش افزوده داشت این بود که درآمدها شفاف شود. سازمان امور مالیاتی هیچ مبنا و معیاری برای عملکرد خوب و یا بد مالیات بر ارزش افزوده ندارد. نرخ مالیات بر ارزش افزوده تا ۲۰درصد قابل افزایش است و اگر درست اجرا بشود به شفافیت اقتصادی کمک میکند.
دوانی: تعیین نرخ مالیات بر ارزش افزوده مبتنی بر یک کار کارشناسانه نبود. مالیات بر ارزش افزوده یک مالیات بسیار پیشرفته است ولی پدیدههای اقتصادی در محیطهای خاص اقتصادی جواب میدهند و الان محیط اقتصادی ایران جوابگوی این نوع مالیات نیست. سازمان امور مالیاتی تا حالا فقط با بنگاههای اقتصادی روبرو بوده؛ اما در مالیات بر ارزش افزوده با تمام مردم روبروست. اجرایی شدن این قانون نیاز به زیرساختهای مخابراتی خاص خود، دانش عمومی و نیز سایر زیرساختها دارد و این در حالی است که الان این زیرساختها در کشور فراهم نیست. روند اجرایی شدن این قانون یک روند ناقص بود. معاف شدن حلقههای زنجیروار مالیات بر ارزش افزوده باعث بهم ریختن کل مجموعه میشود. جنبهی درآمدی مالیات بر ارزش افزده مهم نیست بلکه جنبهی شفافسازیاش مهم است تا بتوان اقتصاد زیرزمینی کشور را پیدا کرد. اما همین عدم شمول حلقهها باعث متضرر شدن کسانی میشود که مشمول این قانون هستند که به همان اندازه قدرت رقابتیاشان کاهش یافته است.
نرخ مالیات بر ارزش افزوده چقدر بر تورم و سطح عمومی قیمتها تاثیر داشته است؟
در این اواخر، مالیات بر ارزش افزوده چندان بر سطح قیمتها موثر نبوده است؛ بلکه تورم اینقدر در جامعه بالاست که این درصد ارزش افزوده در آن تورم گم شده و ملموس نیست. از آنجا که نرخ مالیات بر ارزش افزوده ۴درصد قیمت تمام شده است و نه ۴درصد قیمت فروش کالا، بنابراین به اندازهی ۴درصد تورم را افزایش نمیدهد.
آیا با اخذ مالیات بر ارزش افزوده، یک نسبت الکلنگی برقرار میشود؟ یعنی اگر مالیات بر ارزش افزوده زیاد شود مالیات بر درآمد کاهش پیدا کند یا برعکس.
اگر قانون مالیات بر ارزش افزوده درست اجرایی شود و شفافسازی اقتصادی صورت بگیرد، مالیات گریزان مشخص شده و بنابراین فشار از مودیان شناخته شدهی سابق کم میشود.
در رابطه با سیستم اخذ مالیات بر ارزش افزوده، تا چه حد این سیستم موفق عمل کرده و آیا اینکه تحقق پنج برابری مالیات بر ارزش افزوده واقعیت دارد و یا اینکه پیشبینی اولیه صحیح نبوده است؟
طالبی: تحقق پنج برابری مالیات بر ارزش افزوده نسبت به پیشبینیها ناشی از عدم وجود کار کارشناسانه در فراینده اخذ این نوع مالیات است. یعنی سازمان امور مالیاتی از ابتدا نمیدانسته که منابع درآمدی مشمول مالیات بر ارزش افزوده چیست. این عدم اطلاعات سازمان امور مالیاتی امری فراگیر است و مثلا حتی این سازمان نمیداند که چه میزان از فعالیتهای اقتصادی مشمول معافیتهای مالیاتی میشود.
از نقطه نظر مالیات چگونه میتوان از تولید حمایت شود؟
هشی: ایجاد معافیت برای حمایت از تولید اصلا روش صحیحی نیست چرا که معافیت نوعی تبعیض است. تولیدکننده به دنبال سود اقتصادی خودش است و انتظار معافیت مالیاتی ندارد چون میتواند با افزایش قیمت کالا یا خدمت تولیدی خود، مالیات را انتقال میدهد. رفتار مالیاتی در کشور ما متفاوت است یعنی ممیزین مالیاتی و هیئت حل اختلاف بعضا متفاوت با قانون مالیات عمل میکنند. تولید انتظار ثبات قانون دارد و دنبال معافیت نیست.
دوانی: یک رویکرد مثبت در کشور نسبت به تولید از صد سال پیش تاکنون وجود نداشته و قوانین حامی تولید نبودهاند؛ به همین علت هم از سودآوری مطلوب نسبت به بقیهی روشهای جایگزین سرمایه گذاری برخوردار نبوده است. بخصوص دلالی بسیار سودآورتر و زود بازدهتر از تولید میباشد. مالیات مشکل چندانی برای تولید بوجود نیاورده اما چون نسبت به سایر عوامل که بر تولید اثر منفی گذاشته دارای اثرات مشهودتری بوده بیشتر به چشم میآید. از طرفی همین قانون کنونی هم درست عمل نمیشود.
در چند سال گذشته از نظر گسترهی مودیان، آیا تعداد مودیان بعد از قانون مالیات ارزش افزوده زیاد شده است؟ و آیا اجرای این قانون توانسته بخشی از اقتصاد زیر زمینی را شناسایی کند؟
طالبی: تعداد مودیان اضافه شده زیاد بودند اما میزان مالیات اضافه شده مبلغ چندانی نبود چرا که اکثرا مالیات قابل توجهی نمیپرداختند. مثلا گفته شد تاکسیرانها مالیات بر ارزش افزوده بدهند. و به تعداد تاکسی دارها اظهارنامه اضافه شد، ولی مالیات چشمگیری پرداخت نمیکنند.
هشی: بیش از ۳۰۰هزار اظهار نامه داریم که نسبت به سال قبل حداقل ۳۰درصد افزایش داشته اما این نه بخاطر علاقهی مردم به دادن مالیات بوده بلکه بالاجبار برای انجام یک سری امور مانند تمدید کارت عضویت اتحادیه، گرفتن کارت بازرگانی و … نیاز به پر کردن اظهارنامهی مالیاتی است. ۷۵درصد مالیات کشور از ادارهی کل مودیان مالیاتی است. ما الان بیش از دوهزار مؤدّی مالیاتی بزرگ نداریم که ۹۰درصد مالیات وصولی از مودیان بزرگ نیز مربوط به شرکتهای دولتی است.