فجایع پلیس انگلیس در برخورد وحشیانه با اعتراضهای خیابانی نسبت به برخوردهای ناشی از تبعیض نژادی، خشونت آمیز و غیر انسانی که در هفته های گذشته منجر به کشته شدن یک جوان مهاجر شده بود، روز به روز ابعاد تازه ای را از استانداردهای دوگانه جامعه اروپایی به نمایش می گذارد.
دولت انگلیس که از مدعیان اصلی پرچمداری دفاع از آزادی های مدنی و اجتماعی، آزادی بیان و حریم خصوصی افراد در جامعه بینالمللی است، در روزهای اخیر با بکارگیری سلاح علیه معترضان در خیابانها، جستجوهای خانه به خانه و یورش شبانه به محله های اصلی اقشار شرکت کننده درتظاهرات خیابانی، روی دیگری از مدیریت پشت صحنه بازی دموکراسی در این کشور را به نمایش گذاشته است، نمایشی که تاکنون ۵ کشته داشته است.
ماشین تبلیغاتی استعمارگر پیر البته تمام قد به میدان آمده تا این وقایع را دفاع مشروع در برابر شورش اقشار بی فرهنگ و عقب مانده و مهاجران فرصت طلب جلوه دهد، شاید از همین رو است که «دیوید کامرون» نخست وزیر این کشور در مجلس عوام، این حوادث را آشوبهای ناشی از فقر فرهنگی نامید، اما در عصر ارتباطات که تصاویر بدون سانسور در ثانیه ای به کل جهان مخابره می شود، گریز از پیامدهای چنین استانداردها و رفتارهای تناقض آمیز و غیرانسانی حتی برای روباه پیر هم ممکن نیست.
خبرنگار ما برای به دست آوردن نمایی واضح تر و عمیق تر از حوادث اخیر انگلیس، نحوه مواجهه دولت و پلیس این کشور با آن و پیامدها و بازخوردهای این وقایع، به سراغ رئیس کمیسیون حقوق بشر اسلامی لندن رفته و با او به گفتگو نشسته است. متن ذیل حاصل وچکیده این گفتگو با «مسعود شجره» است.
* برخورد پلیس با معترضان انگلیسی را چطور ارزیابی می کنید؟
** رفتار پلیس انگلیس با مردم، بویژه جوانهایی که از اقلیتها و مهاجران هستند بسیار خشونت آمیز و تند بوده است و متأسفانه این نوع برخوردها از یک سابقه تاریخی برخوردار است و بطور سازمان یافته پلیس انگلیس رفتاری تبعیض آمیز و خشن را با مهاجران و غیر سفید پوستها در انگلیس دارد و شرایط سختی را برای زندگی روزمره آنها بوجود می آورد.
اگر به آمار نگاه کنیم، تعداد جوانهای اقلیت با آنکه درصد و میزان خلاف و انحراف در میانشان بسیار کمتر از جوانان انگلیسی است، اما نسبت درصد آنها در میان محکومان دادگاهها همیشه بسیار بیشتر است و محاکم انگلیس بر اساس اسناد، همواره احکام شدیدتر و بیشتری را برای این اقشار صادر می کنند.این نحو برخورد، فضایی را ایجاد می کند که امروز بویژه اقلیتها و مهاجران احساس می کنند خشونتهای سیستماتیک و سازمان یافته ای در نظام دولتی، پلیس و دستگاه قضایی انگلیس علیه آنها اعمال می شود.
ریشه حوادث اخیر در انگلیس نیز در واقع از همین خشونت وتبعیض سازمان یافته برآمده است. از اینکه جوانی بدست مأموران پلیس و در اثر رفتار خشونت آمیز آنها کشته می شود، با این ادعا که وی به سوی پلیس شلیک کرده، اما بعد از چند روز معلوم می شود که این جوان مسلح نبوده و گلوله ای که پلیس مدعی بود از اسلحه این فرد شلیک شده و به دستگاه بیسیم یکی از مأموران برخورد کرده از نوع گلوله های مورد استفاده پلیس است و در واقع این صحنه سازی، توسط پلیس انجام شده است.
* با وجود این به نظر می رسد پلیس انگلیس بجای عقبنشینی در برابر این رسوایی، بر دامنه خشونتها افزوده است، به نظر شما این برخورد با چه هدفی انجام می شود؟
** پلیس انگلیس و دولت در واقع در برابر این حوادث زیرکانه و حیله گرانه رفتار کردند. به نظر من پلیس که از بازتابها و پیامد این واقعه اطلاع کافی نداشت، در دو روز اول کاملاً عقب نشینی کرد و نظاره گر باقی ماند و این مسأله باعث شد که گروههای خلافکار، سارق و باندهای خیابانی با مشاهده رفتار پلیس از فرصت سؤاستفاده کرده و برای غارت به خیابانها بیایند.
امروز یکی از مباحث اصلی و جنجالی در انگلیس این است که این اقدام پلیس یک تاکتیک حساب شده بوده تا با تمرکز تبلیغاتی بر حضور گروههای خلافکار و باندهای تبهکار و دزدهای خیابانی، اصل مسأله اعتراضهای مدنی را زیر سؤال برده و سرکوب کند، با اینکه مباحث دیگری نیز درباره تلاش پلیس برای جلوگیری از تصویب لایحه کاهش بودجه اش در مجلس و سؤاستفاده اسکاتلندیارد از این حوادث برای رد این لایحه نیز مطرح است.
* در حال حاضر شرایط چگونه است، همچنان همان باندها و گروههای خلافکار در حال برخورد و رویارویی با پلیس هستند یا گروههای اجتماعی معترض نیز به اعتراضهای خود ادامه می دهند؟
** بی شک از هر دو گروه در اعتراضها و حوادث خیابانی حضور دارند و آنطور که گفتم این مسأله سیاست دولت انگلیس برای تغییر چهره اعتراضها است اما مسأله اصلی این است که دولت انگلیس در روزهای اخیر ماشین عظیم تبلیغاتی و رسانهای خود را، که می دانید در نوع خود کم نظیر و بسیار حرفه ای و توانمند است، به میدان آورده و فضا را در افکار عمومی جهان به گونه ای ترسیم می کند که انگار همه آنچه در خیابان های لندن رخ می دهد، غارت فروشگاهها و اموال عمومی است و هیچ اشارهای به گروه های اجتماعی معترض و خواسته های مشروع و واضح آنها نمی شود.
به عبارت دیگر، ماشین بزرگ رسانه ای انگلیس، تابلوی شورش و غارت را بر روی اخبار مربوط به این حوادث و رویدادها نصب کرده و تنها تصاویر و مستندات مربوط به این بخش را منتشر می کنند. این مسأله خود موجب شده که طیفهایی از گروههای اجتماعی ناراضی نیز برای بدور ماندن از این انگ و برچسب عقب نشینی کرده و به خانه های خود باز گردند.
در میان محکومان و زندانیان این حوادث شمار زیادی از معلمان، کارمندان اداری و حتی چهره های ورزشی از جمله یکی از نمایندگان انگلیس برای المپیک هم وجود دارد.
ایجاد محرومیتها و محدودیتهای اجتماعی برای این افراد به جایی رسیده که الان می گویند باید همه تسهیلات از این افراد گرفته شود. به عنوان مثال همه این بازداشت شده ها که خانه های ارزان قیمت در محله های فقیر نشین از طرف شهرداری به آنها اجاره داده شده بود در حال اخراج و تخلیه منازل خود هستند و بسیاری از آنها به جمع بی خانمانها خواهند پیوست، زیرا دیگر کمکهای دولتی به آنها پرداخت نخواهد شد که این به معنای تنبیه و مجازات همه خانواده این افراد و سلب حقوق اجتماعی آنها است.
اینها خشونتهای سیستماتیک و شبیه رفتارهای کمونیستها در دوران شوروی است، اتفاقهای عجیب و بی سابقه ای در انگلیس که بازتابهای اجتماعی و سیاسی زیادی را در پی خواهد داشت.
* پنج نفر در انگلیس کشته شده اند و آقای کامرون در مجلس این کشور با انتقاد از برخورد ناکافی پلیس این وقایع را ناشی از فقر فرهنگی معترضان می نامد، بازتاب این مسأله در انگلیس و جامعه اروپا چه بوده است؟
** متأسفانه این شیوه دولت و پلیس انگلیس برای به حاشیه راندن اعتراضها و سرکوب گروههای اجتماعی معترض به ایجاد نوعی از هرج و مرج و آشوب و سؤاستفاده گروههای نژادپرست منتهی شده است.در مجموع گروههای راستگرا و افراطی در همین مدت کوتاه سؤاستفاده زیادی کرده اند تا جایی که می توان گفت کار دیگر از دست پلیس هم خارج شده و آقای کامرون تلاش داشت در مجلس این مسأله را بزرگ جلوه دهد واز مسؤولیت های دولت و پلیس شانه خالی کند.به نظر من اما مسأله کاملا چیز دیگری است. یک قشر بزرگ از جامعه انگلیس از تبعیض و فشار و برخوردهای دوگانه در عذاب است و از سوی دیگر اخلاقیات در فرهنگ اروپایی و بالطبع انگلیس در حال اضمحلال است.
به بیان واضح تر، وقتی در انگلیس رسوایی نمایندگان این کشور در مسایل مالی افشا می شود و معلوم می شود قشری خاص با هزینه دولت امکانات مختلف رفاهی مثل استخر و جکوزی و مبلمان لوکس تا حتی خرید تلویزیونهای شخصی برای منازل خود را انجام داده اند، وقتی پلیس انگلیس تلفنهای نمایندگان و شخصیت های سلطنتی را به ازای هزار پوند به روزنامه ها میفروشد یا وقتی حکام آنها برای غارت سرمایه های یک کشور دیگر، به دورترین نقاط دنیا لشکرکشی کرده و این کشورها را به آتش می کشند، جوان انگلیسی چرا برای یک تلویزیون، فروشگاه سر کوچه خودش را به آتش نکشیده و غارت نکند.
* سؤال آخر اینکه، ظاهراً پلیس انگلیس تظاهرات خیابانی را مهار کرده، اما آیا این پایان ماجراست؟
** اگر دولت انگلیس به ریشه های این مسایل توجه نکند و به سواستفاده از این مسایل برای اهداف دیگری ادامه دهد و بخواهد همه معترضان را تبهکار جلوه دهد، چیزی حل نخواهد شد و این حوادث مثل آتشی زیر خاکستر باقی می ماند تا شش ماه، یکسال یا دو سال دیگر به بهانه یا فرصتی دیگر سر بر آورد.
بازتاب های سیاسی این مسأله نیز در فضای بین المللی برای دولت انگلیس تا مدتها باقی خواهد ماند و لندن نمی تواند از زیر بار مسؤولیت رفتار خود شانه خالی کند و متأسفانه باید گفت که هیچ نشانه ای موجود نیست که دولت انگلیس از این مسأله درس گرفته و بدنبال تغییر در رفتار سیاستهای خود باشد.
منبع: قدس/ آرش خلیل خانه