گروه مطالعات سیاسی - ۲۸/۰۷/۱۳۹۰

نگاهی اجمالی به تحولات سیاسی کشورهای عربی

سالیانی برای تداوم بهار عربی و آمادگی اسراییل برای جنگی دیگر

در گفتگوی روزنامه حریت ترکیه با پروفسور مسعود حقی چاشن

esraeelمترجم: محمدعلی دستمالی/ روزنامه حریت ترکیه از آن دسته روزنامه­هایی است که نه تنها در کشور ترکیه بلکه از حیث وزنه تحلیل­های سیاسی در خاورمیانه موقعیت ویژه­ای دارد. دولت‌مردان ترکیه و کسانی که دستی بر آتش سیاست و فعالیت حزبی در آن کشور دارند برای فهم دقیق وضعیت سیاسی ترکیه و منطقه و نیز پیش­بینی اوضاع و احوال سیاسی آینده، مقالات و گفتگوهای این روزنامه را به طور مدام مطالعه می­کنند …

 

 

و به طور معمول دبیران و مقاله نویسان “حریت” از مشاوران فعال سیاسی و حزبی نیز به شمار می­آیند.

در این گفتگو، روزنامه حریت آخرین تحولات سیاسی کشورهای عربی، موضوع اسراییل و بحث مهم تحقیقات نفتی بخش روم­نشین قبرس در دریای سفید را در مصاحبه با پروفسور مسعودحقی چاشن بررسی کرده است.

 

پروفسور مسعودحقی چاشن، در کشور ترکیه در سه عرصه مطالعات روابط بین­الملل، حقوق و امنیت ملی، صاحب نظر مشهور و توانمندی است. او علاوه بر این در زمینه شناخت و تجزیه و تحلیل فعالیت­ها و سیاست­های ناتو نیز، شهرت فراوانی دارد و شاید به این خاطر است که  فرمانده کل ستاد نیروهای مسلح ترکیه او را به عنوان مشاور ارشد خود برگزیده است.

 

 

esh_19353

  

 

مبدا آغازین بهار عربی به سال ۱۹۹۱ باز می­گردد

گفتگو با استاد را در خصوص خیزش­های مردمی کشورهای عربی آغاز کردیم. او در این باره معتقد است: در مورد این خیز­ش­ها نکات زیادی بیان شده است. اما به باور من اغلب این تحلیل­ها از یک ضعف عمده رنج می­برند. در این تحلیل­ها، ما نمی­دانیم که چرا اغلب تحلیل­گران نقش پس­زمینه­های تاریخی را در این خیزش­ها نادیده می­گیرند. عدم اطلاع از مختصات تاریخ معاصر این ملل­ ما را به تحلیل ناقصی از حرکات سیاسی و اجتماعی آن‌ها می­رساند. برای آن که به تحلیل دقیقی از این شرایط دست پیدا کنیم، باید شناخت و تجزیه هوشمندانه­ای از جنگ سرد و هچنین تحلیل تاریخی صحیحی از جنگ جهانی دوم و عواقب آن داشته باشیم. بهار عربی یک تحول و تغییر سیاسی است و مانند هر تغییر سیاسی دیگری پس­زمینه تاریخی دارد و به باور من جنگ خلیج در این میان نقش عمده­ای داشته­است. پس از جنگ سردی که بین آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت و پس از پیمان کمپ دیوید شرایط جدیدی ایجاد شد و با بروز نقطه حساسی همچون انقلاب آیت­الله خمینی، غرب برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران به کمک عراق شتافت. عراق در این جنگ هشت ساله قوای نظامی و اقتصادی خود را از دست داد و برای جبران خساراتی که دیده­بود در سال ۱۹۹۱ به کویت حمله­ور شد و آن‌جا را اشغال کرد و این آغاز جدیدی در تحولات سیاسی منطقه و جهان بود. کویت بهترین بهانه بود برای این که غرب در عراق و منطقه ورود پیدا کند.

پروفسور مسعودحقی چاشن، بر این باور است که مبدا بهار عرب در سال ۱۹۹۱ میلادی گذاشته شد. او در این خصوص می­گوید: در آن دوران ایالات متحده آمریکا از ترس و هراسی که جمهوری اسلامی ایران به جانش انداخته بود، علاوه بر ایران، کشورهای دیگری همچون لیبی، سوریه و عراق را نیز دشمن اعلام کرد. اکنون شاهد آن هستیم که تحولات سیاسی در لیبی، سوریه و عراق بسیار جدی است. عراق مدتی است از گردونه تحولات کنار گذاشته شده، لیبی توسط قذافی به پرتگاه برده شد و فشارها بر سوریه نیز ادامه دارد.

 

 

 

14648568

ممکن است یک قرن طول بکشد

از چاشن می­پرسیم: مراحل بعدی تحولات چه خواهد بود؟ در جواب می­گوید: مطمئن باشید که این ماجرا به درازا می­کشد و حتی ممکن است رسیدن به استقرار، ثبات و الگوی جدید در این کشورها یک سده طول بکشد. همچنان که دیدیم در عراق از خشونت و نیروی نظامی استفاده شد اما حالا خود مردم نقش دارند و به باور من این یک شیوه مهم و یک تحول تاکتیکی بی­مانند است.

از چاش درباره تفاوت سیاسی این تحولات با دگرگونی­های سیاسی سال ۱۹۹۱ می­پرسیم. در جواب می­گوید: یک تفاوت بنیادین وجود دارد. هم بوش پدر و هم بوش پسر باور تغییرناپذیری به تحولات سیاسی با به­کارگیری توان نظامی داشتند. اما همچنان که می­بینیم، اوباما معتقد به نئولیبرالیسم و مداخله­گرایی نوین (neo interventionism) است. او برای واداشتن مردم به حرکت سیاسی برنامه دارد و با همکاری و کمک مردم به تحولات سیاسی موردنظرش، سرعت می­بخشد.

بعید نیست گروه کثیری از انقلابیون هم از افرادی باشند که آمریکایی­ها به آن‌ها آموزش داده­اند و هم برای دوران پس از تحولات پست­های جدی برای آن‌ها در نظر گرفته باشند. اما حتی اگر نقش آمریکا را در تحریک و هدایت مردم و بعضا آموزش انقلابیون برجسته بدانیم، باز هم نمی­توانیم چهارچوب و شناسنامه انقلابی آن‌ها را انکار کنیم. به عبارتی ما نمی­توانیم بگوییم که فقط رسانه­های جمعی و شبکه­های اجتماعی در این بین نقش داشتند. خیر، خشم و عصیان مردم بسیار تعیین کننده بود.

درست در این لحظه از چاشن می­پرسم: استاد! به خاطر دارید که در کشورهای سوسیالیستی آمریکای لاتین، دولت آمریکا جوانان زیادی را برگزید و آنان را بر اساس آموزه­های مکتب شیکاگو پرورش داد تا تحولات سیاسی مدنظر خود را در آن کشورها به یاری آنان به وجود بیاورد. آیا اکنون نیز چنین شیوه­ای را برای کشورهای عربی به کار برده­اند؟

می­گوید: بله. این سناریو هم محتمل و معقول است و هم زود جواب می­دهد. آمریکا بسیاری از نیروهای مخالف را در کشورهای مختلف آموزش می­دهد، به آنان جایزه و نشان اعطا می­کند، از آنان حمایت می­کند و برای دوران پس از ایجاد تحولات سیاسی موردنظر نیز، در پست­های سیاسی و اجرایی چنین افرادی را به کار می­گیرد. و این­ها همان پایه­های عملی نظریه مداخله­گرایی نوین است.

 

 

israil-ucagi-10110_ic-4907_334

 

 

منتظر تحولات بیشتری در یمن و الجزایر باشیم

از پروفسور چاشن می­پرسم: به نظر شما انقلاب موسوم به بهار عربی در کدام مناطق تداوم خواهد یافت؟ در جواب می­گوید: به باور من باید همزمان با عید قربان، در سوریه منتظر رویدادهایی تعیین کننده باشیم. حتی اگر بشار اسد تمایل و انگیزه­ای برای اصلاحات و تغییر داشته باشد، دوروبری­های محافظه­کار او اجازه نمی­دهند در آن کشور اتفاقی به نام تغییر روی دهد. من نمی­توانم بپذیرم که دمشق توان مقاومت در برابر این همه کشاکش سیاسی را داشته باشد. در چنین شرایطی تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز با حمایت روسیه و چین وتو شده و نوبت به اجرای برنامه­ای می­رسد که اصطلاحا آن را «مداخله انسانی» می­نامند! من باور نمی­کنم که در سال ۲۰۱۲ یک رهبر سیاسی به نام بشاراسد بر روی کار بماند. فکر می­کنم در تداوم بهار عربی، باید منتظر تحولات بیشتری در یمن و الجزایر باشیم.

 

 

ارتش ترکیه وارد سوریه نخواهد شد

از چاشن می­پرسم: در صورتی که در سوریه بشاراسد بر سر قدرت بماند، ارتش ترکیه قصد ورود و مداخله در این کشور را خواهد داشت؟ در پاسخی صریح و آشکار می­گوید: خیر، در سیاست و استراتژی ارتش ترکیه، چیزی به نام اشغال وجود ندارد. ورود ارتش به خاک کشوری که دولتی رسمی دارد، نادیده گرفتن و زیرپاگذاشتن قدرت دولت و ملت آن کشور است. ترکیه اگر بخواهد چنین اقدامی کند، فورا موضوع و معضل  کُردها را در برابرش علم خواهند کرد و در برابر این سوال قرار خواهد گرفت: چرا اجازه نمی­دهید کردها دولت مستقل خودشان را داشته باشند؟ این سناریو همان چیزی است که باب طبع پ.ک.ک (حزب کارگان کردستان ترکیه) است و اصولا به دنبال چنین فرصتی می­گردد. چریک­ها، عملیات نظامی را از کوه­ها به شهرها خواهند کشاند تا با عباراتی همچون بهار عربی، اعمال خود را توجیه کنند و نیروهای جهانی و حتی ناتو را تحریک کنند تا به حمایت از آنان برخیزند. ترکیه هیچ گاه در چنین دامی نخواهد افتاد.

 

 

اسراییل خود را برای جنگی تازه آماده می­کند

از موضوع بهار عربی فاصله می­گیرم و در مورد اسراییل و تحولات سیاسی مربوط به اسراییل از چاشن سوال می­کنم. او در پاسخ می­گوید: رویارویی مصر و اسراییل آن چنان مهم است که می­تواند زمینه­های یک جنگ تمام عیار را به وجود بیاورد. به جرات می­توانم بگویم که اسراییل در شرایط فعلی با اتخاذ استراتژی «صبر کن و نظاره­گر باش»، خود را برای جنگی دیگر مهیا می­کند و در این میان ایران از موقعیت، موضع و نقش بسیار مهمی برخوردار است. سوریه و تغییرات سیاسی مربوط به آن نمی­تواند تغییری بنیادین در معادلات و موازنه قدرت در خاورمیانه به وجود بیاورد اما ایران و مصر، در این زمینه از اهمیت و موقعیت کاملا متفاوتی برخوردارند. اگر به خاطر داشته باشید اوباما ۱۵۰میلیارد دلار تسلیحات نظامی به اعراب فروخت. این معامله از ۱۹۹۱ به بعد، بالاترین مبلغ فروش سلاح به اعراب بوده است. بخش مهمی از این مبلغ، به خاطر بمب­هایی پرداخت شده که توان کوبیدن تاسیسات هسته­ای زیرزمینی ایران را داشته باشد. نه تنها اعراب بلکه نیروی هوایی اسراییل نیز تعداد زیادی از این بمب­های مخصوص(penetration) را خریده است. این معاملات نشان می­دهد که همه مقدمه­چینی­های لازم انجام شده و تدابیر نظامی ویژه­ای اتخاذ شده تا در مناطق دریای سفید، مناطق نزدیک به کانال سوئز و خلیج فارس، جنگ صورت بگیرد. هیچ بعید نیست که چند کشور عربی مانند عربستان سعودی، بحرین، کویت، قطر و نیروهای آمریکایی مقیم در عراق؛ علیه ایران وارد جنگ شوند. من به طور شخصی فکر نمی­کنم که در صورت بروز چنین احتمالی، چین و روسیه به یاری ایران بشتابند.

 

 

یکی از اهداف عملیات مداخله در لیبی، رویارویی با چین بود

چاشن بر این باور است که یکی از اهداف عملیات مداخله در لیبی، رویارویی با چین بود. از او می­خواهیم بیشتر توضیح دهد. می­گوید: در شرایطی که لیبی ناامن شد، چین ناچار شد ۵۰هزار نفر از کارگران و مهندسان خود را از لیبی خارج کند. آمریکا در اساس در مناطق شمال آفریقا و آسیا در زمینه دست‌یابی به مخازن بزرگ نفت و گاز، نه از مسلمانان بلکه از چین هراس دارد. عملیات مداخله در لیبی تا حد زیادی چین را از لیبی دور کرد. این عملیات چند لایه، از نظر استراتژی نظامی کاملا منطبق با اهداف پیش­بینی شده برای آمریکای ۲۰۲۵ بوده و موازی با اوضاع و احوال افغانستان و حضور آمریکا در آن کشور است.

 

از چاشن می­­پرسم: فلسطین رسما به عنوان دولت مستقل از سازمان ملل متحد طلب عضویت کرد. فکر می­کنید به زودی شاهد تحقق آرزوی آنان خواهیم بود؟ در پاسخ می­گوید: خیر، روند دولت و کشور رسمی شدن برای فلسطینی­ها طولانی خواهد بود و در شرایط فعلی امکان و زمینه چنین چیزی وجود ندارد و درنهایت چیزی که به دست بیاورند، همان اعلام منطقه ویژه یا یک جایگاه ویژه خودگردان خواهد بود. با وجود این؛ عدم پذیرش تقاضای فلسطینیان در سازمان ملل، موج دوباره­ای از عملیات انتحاری را به راه خواهد انداخت.

 

 

روابط ترکیه با اسراییل تا ۱۰سال دیگر هم ترمیم نخواهد شد

از چاشن می­پرسم: اسراییل اصرار دارد که در شرق دریای سفید خود را نشان دهد. در قسمت روم نشین قبرس هم به همراه یونانی­ها فعالیت نفتی می­کند. آن‌ها در واقع به دنبال چه هستند؟ در پاسخ می­گوید: من فکر می­کنم اگر ترکیه و اسراییل وارد یک درگیری جدی شوند، این درگیری فقط دوسویه نخواهد بود و کشورهای دیگری را نیز وارد ماجرا خواهد کرد. از یاد نبریم که ارتش ما نمی­تواند به صورت همزمان هم با آمریکا و هم با اسراییل وارد جنگ شود. اسراییل هم­پیمان و دوست استراتژیک آمریکاست، سلاح­های ما غالبا آمریکایی است و منطقی نیست که با اسراییل وارد جنگ نظامی شویم. با این وجود، اقداماتی همچون به تعلیق درآوردن توافقات نظامی با اسراییل،  اخراج سفیر و هیات دیپلماتیک اسراییلی از ترکیه، اعلام رسمی این که در صورت نیاز در شرق دریای سفید حضور نظامی خواهیم داشت، واکنش­هایی جدی در برابر اسراییلی­ها بود و این موضوعات التهاب و وقفه­ای ر ا در روابط دوسویه به وجود آورده است که می­تواند ۱۰سال عمر کند. من فکر می­کنم شرایط ما و اسراییل در وضعیت حساسی است و مدیریت این چالش سه مرحله خواهد داشت: نخست آزمودن دوباره راه­های دیپلماتیک همچون انتقال گزارش حمله به کاروان ماوی مارمارا به سازمان ملل متحد. مرحله دوم کشیدن پرونده به دادگاه بین­الملل است. در این مرحله اگر اسراییل باز هم موضع خود را تغییر ندهد، رویارویی نظامی به عنوان مرحله سوم اجتناب­ناپذیر خواهد بود.

 

 

 

به اشتراک بگذارید
  • Add to favorites
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email
  • RSS
  • PDF
  • Print

مطالب مرتبط

......................................................................................................................................................................................................................................................


اگر این مطلب را می پسندید بر روی 1+ کلیک کنید :