گروه مطالعات سیاسی - ۳۰/۰۷/۱۳۹۰

آغازی بر یک پایان

تحليلي كوتاه برشرايط پيش روي ليبي پس از قذافي

gazzafiجواد نوائیان رودسری/ با مرگ دیکتاتور، موقعیتی جدید برای غرب مهیاست تا در دو محور به فعالیت جدی دست بزنند. محور اول که مبتنی بر نگاه چپاول اقتصادی است، دهان خویش را برای بلعیدن منابع طبیعی لیبی و به ویژه نفت مرغوب آن باز کرده است. در بحبوحه درگیری مردم با نیروهای قذافی و کشتارهای  گردان‌های دیکتاتور، کمپانی های انگلیسی به عقد قرارداد با شورای انتقالی و کسب مجوز برای فعالیت در حوزه‌های نفتی لیبی مبادرت کردند.

 

 

 

شکفتن در بهار عربی

سرانجام پرونده یکی از طولانی‌ترین دیکتاتوری‌های تاریخ جهان با مرگ بنیان‌گذارش بسته شد. قذافی، که هرگز گمان نمی‌کرد چنین مفتضحانه به دام انقلابیون بیفتد در حالی به پایان شوم زندگی سراسر نکبت خویش دچار شد که هیچ کس در کنار او باقی نمانده بود؛ انقلابیون او را از درون یک مجرای فاضلاب بیرون کشیده و کشتند. بهار عربی به اوج طراوت و شادابی خود نزدیک می‌شود. نتیجه خیزشی که در پس فرو خوردن سال‌ها خشم و نفرت به وجود آمده، اکنون به بار می نشیند. اینکه شهد شیرین پیروزی در مبارزه کام مردم لیبی را تازه می‌کند، البته مایه خرسندی و شادی است، اما مسائلی چند وجود دارد که باید در پس این اتفاق به آن‌ها توجه و عنایت ویژه داشت.

 

برای مردم لیبی، مرگ قذافی شروع یک ماجرای تازه است. ماجرایی که سناریوهای متعدد و ناهمگون آن برای این مردم رنج‌کشیده آینده‌ای غیر قابل پیش‌بینی را رقم زده است. برای ملت لیبی این تازه آغاز یک مبارزه بی‌امان و طولانی است.

 

 

 

غرب و سیاست دوگانه

در نظر نظام های سلطه در غرب قذافی یک گاو وحشی رام‌شده بود. شرایط پس از واقعه لاکربی که سبب شده‌بود ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا، دیکتاتور مقتول را «سگ هار» بنامد با اشغال عراق و کوتاه آمدن قذافی و وساطت سیف‌الاسلام، پسرش، که به عنوان یک واسطه در جهت ترغیب غرب به حفظ نظام قذافی تلاش می‌کرد، رنگ عوض کردند. قذافی که زمانی مدعی مبارزه با امپریالیسم بود، تونی بلر، نخست وزیر وقت انگلیس، را در خیمه معروفش مورد استقبال قرار داد و به سان یک برادر در آغوش گرفت. رژیم قذافی بدون هیچ چشم‌داشتی تمامی تاسیسات هسته‌ای خود را به آمریکایی‌ها هبه کرد تا خیال آن‌ها از بابت «سگ هار» و حرکات غیر متعارف او در آینده راحت باشد؛ اما همه چیز در رگبار خروشان بهار عربی رنگ باخت. غرب به ناگاه با خروش مردمانی روبرو شد که هدفی جز فرو ریختن کاخ دیکتاتورهای جهان عرب نداشت؛ دیکتاتورهایی که جملگی عقد اخوتی استوار با غرب بسته بودند و قرار بود اندک اندک با هماهنگی ارباب، به مدافعان حقوق او در این سوی عالم و به ویژه حامیان جدی اسرائیل در منطقه حساس خاورمیانه بدل شوند. اکنون دیگر «سگ هار» به کار نمی‌آمد، آمریکایی ها به خوبی تشخیص دادند که کار قذافی همچون هم پالگی‌های عربش تمام است و لزومی ندارد برای نگهداری یک مهره دیوانه که برای مهارش باید به طور دائم هزینه پرداخت، دست به کار خاصی بزنند. با شروع حملات ناتو قذافی آشکارا غرب را به نمک نشناسی متهم کرد، انتظار او پس از خدمات قابل ملاحظه‌اش و نیز تلاش در جهت برقراری ارتباط با اسرائیل به عنوان نماینده تام‌الاختیار نظام سرمایه‌داری غرب در منطقه خاورمیانه، که از طریق پسر دل‌داده‌اش، سیف‌الاسلام، در حال تکوین و شکل‌گیری بود، حمایت بود؛ اما برای نظام سرمایه‌داری سود مهم است و نه چیز دیگر! مرگ سریع و بدون محاکمه قذافی شاید بدان سبب بود که مردم از روابط وی به غرب و رفتارهای دوگانه نظام سرمایه‌داری نسبت به ملت لیبی کمتر بدانند.

 

 

 

پیش به سوی نفت!

اکنون با مرگ دیکتاتور فضای باز ایجاد شده، موقعیتی جدید برای غرب مهیا نموده‌است تا در دو محور به فعالیت جدی دست بزنند. محور اول که مبتنی بر نگاه چپاول اقتصادی است، دهان خویش را برای بلعیدن منابع طبیعی لیبی و به ویژه نفت مرغوب آن باز کرده است. بیهوده نیست که در بحبوحه درگیری مردم با نیروهای قذافی و کشتارهای وحشیانه گردان‌های ترور دیکتاتور، کمپانی های انگلیسی به عقد قرارداد با شورای انتقالی و کسب مجوز برای فعالیت در حوزه‌های نفتی لیبی مبادرت کردند. سراسیمگی غربی‌ها در هجوم به منابع نفتی لیبی آن‌قدر آشکار بود که بسیاری از رسانه‌ها، حتی در کشورهای غربی نتوانستند از زدن کنایه‌های نیش‌دار به آن خودداری کنند. در شرایط بحران اقتصادی کنونی، بدون شک یکی از مهم‌ترین اهداف غرب و به ویژه آمریکا در موضوع لیبی، دستیابی به منابع سرشار نفتی و معدنی این کشور است.

 

 

 

همه چیز برای دفاع از رژیم صهیونیستی

محور دوم فعالیت به نگاه استراتژیک غرب در منطقه باز می‌گردد. امروزه برای هر فردآگاه به مسائل سیاسی آشکار و محرز است که تمامی راه‌های کسب حمایت و اعتماد غرب و در راس آن‌ها آمریکا در منطقه خاورمیانه به رژیم اشغال‌گر قدس ختم می‌شود. به عبارت بهتر کشوری می‌تواند به غرب نزدیک‌تر باشد که گام‌های موثرتری در راستای نزدیکی و لااقل تسهیل منافع صهیونیست‌ها در منطقه خاورمیانه بردارد، این مسئله را حتی قذافی هم در سال‌های اخیر فهمیده بود و تلاش می‌کرد از این طریق نظر مثبت غرب را درباره خود برانگیزاند. این موضوع در کنار خطر جدی خیزش اسلامی و احتمال ایجاد نظامی شبیه به نظام اسلامی ایران در لیبی، غرب را بر آن داشته تا از شروع مبارزات مردمی، طرحی جدی را برای تنظیم یک ساختار دست‌کم لائیک در لیبی دنبال کند. ذکر این نکته که نظام حکومتی مردم لیبی پیش از شروع دیکتاتوری قذافی، اصولا نظامی مبتنی بر اسلام بود و ادریس سنوسی به عنوان پادشاه لیبی، در حقیقت زعیم مذهبی لیبیایی‌ها به شمار می‌آمد، خود می‌تواند دلیل این نگرانی و سبب این تلاش‌های گسترده را آشکار کند؛ با این حال غرب برای مهار موج اسلام‌خواهی نیز طرح و برنامه های خاصی را در نظر خواهد داشت که در این راه دولت سعودی ندیم و مشاوری دلسوز به حساب می‌آید.

 

 

 

پوستین وارونه اسلامی، هدیه‌ای برای ملت لیبی!

نظام دینی مردم لیبی با وجود اعتقاد به اسلام، نظامی بومی و درونی است. فرقه سنوسی به عنوان اصلی ترین داعیه‌دار هدایت مذهبی در میان مردم، هنوز هم طرفداران فراوانی دارد. فرقه‌ای که از حدود ۲۰۰سال قبل در تمامی مناطق کشور گسترش یافته و دل‌بستگی مردم به خود را برانگیخته‌است. انگیزه‌های تقویت شده توسط سنوسی‌ها بود که جریان انقلاب بر ضد استعمار را هدایت کرد و مبارزانی همچون عمر مختار را برای مردم لیبی پرورش داد و اکنون نیز این پرچم نظام مبتنی بر هدایت سنوسی‌هاست که روی دست انقلابیون در اهتزاز است؛ حال اگر تاریخ را یک معلم جدی و راستگو بدانیم، غرب در وضعیت کنونی لیبی، هرگز تمایلی به حضور معتقدان به چنین نگاه مذهبی بر ارکان سیاسی لیبی ندارد؛ معتقدانی که می‌توانند مزاحمانی جدی برای استیلای همه‌جانبه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بر این کشور باشند. اینجاست که نقش اسلام افراطی به عنوان یک ابزار مناسب آشکار می شود. طالبانیسم به عنوان نگاهی افراطی که تا کنون هرچه انجام داده، تضمین جدی منافع غرب در سرزمین‌های اسلامی را به همراه داشته است؛ می‌تواند فاکتوری جدی در مهار نیروهای مذهبی لیبی محسوب شود، کاری که از مدت‌ها قبل بار تربیت طلبه‌های علوم دینی لیبی در عربستان شروع شده و قادر است ضربه‌ای جدی به بنیان‌های مذهبی لیبی وارد کند.

 

مجموع این مسائل و کنایه اخیر هیلاری کلینتون در مصاحبه اش با تلویزیون فاکس نیوز و اشاره او به احتمال ادامه جنگ در لیبی با وجود مرگ قذافی! خبر از بحران‌هایی بزرگ برای آینده لیبی دارد. بحران‌هایی که باید برای مهار آن‌ها هزینه‌هایی به مراتب سنگین‌تر از هزینه ساقط کردن دیکتاتوری قذافی پرداخت کرد.

 

 

 

به اشتراک بگذارید
  • Add to favorites
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email
  • RSS
  • PDF
  • Print

مطالب مرتبط

......................................................................................................................................................................................................................................................


اگر این مطلب را می پسندید بر روی 1+ کلیک کنید :