دولت مردمی با مرجعیت اسلام مناسبترین الگو برای مصر است
*****
حمید دیانت/ تحولات کشور مصر به عنوان نخستین کشور در موضوع بیداری اسلامی که موفق به براندازی نظام دیکتاکتوری شد همچنان در کانون توجهات است و به نظر می رسد با تعیین تکلیف برای نظام حاکم بر مصر، کشورهای دیگر نیز تحت تاثیر آن قرار گیرند. عادل احمد عبدالموجود، متفکر و نویسنده مصری و مدیر موسسه تحقیقات عربی و اسلامی شیخان در این باره معتقد است:
دولت مردمی با مرجعیت اسلام مناسبترین الگو برای مصر است و در این باره تحلیل هایی را نیز از وضعیت موجود و حضور گروه های دیگر در مصر ارائه می کند. گفت و گوی او را با پایگاه تحلیلی “رصد” در ادامه می خوانید.
- از نظر شما دلیل اصلی قیامهای مردمی بهخصوص انقلاب مردم مصر چه بوده است؟
انقلابی که در مصر به خواست خدا اتفاق افتاد، دلایل مختلفی داشت. حاکمان قبلی، مصر را از هویت فرهنگی و علمی و نظامی و تجاری و اقتصادی خود تهی کرده بودند. مصر همواره پرچمدار مقاومت مردمی بوده است اما گرفتار نظامی شد که حیات سیاسی و اقتصادی آن را به تباهی کشاند و آن را به ورطهای کشید که هم اکنون در آن قرار دارد. در این مساله نیز تنها حسنی مبارک مقصر نبود بلکه تمام دستگاه حاکمه مصر دست داشتند. همانطور که قرآن میفرماید”فرعون و جنوده” یعنی فرعون تنها نبود. همین که آنها در مقابل مردم غزه ایستادند در حالیکه آنها ۲۲ روز زیر فشار بودند در مجرم بودن آنها کفایت میکند. با این حال غزه مقاومت کرد و پیروز شد. انقلابی که توسط این مردم شریف به سرانجام رسید تنها توسط گروهی خاص نبود و با اینکه ممکن است نقش برخی گروهها مثلا اخوان المسلمین پررنگتر بوده باشد اما تمام گروههای کوچک و بزرگ در آن مشارکت داشتند. حتی لازم است ذکر کنم که ارتش مصر هم با اینکه دستور داشت که به مردم حمله کند و با تمام امکانات آنها را سرکوب کند اما از این امر امتناع کرد و در کنار مردم ایستاد و دست خود را به خون شهدا آغشته نکرد. اگر هم که این انقلاب را باسایر قیامهای بهار عربی مقایسه کنید مشاهده میکنید که این انقلاب با کمترین تلفات جانی همراه بوده است. با این حال انقلاب هنوز صد در صد به پیروزی نرسیده است. ما راس نظام را ساقط کردیم اما همچنان عوامل رژیم سابق در بدنه حکومت وجود دارند و این شرایط در تمام کشورهای بهار عربی موجود است.
- به نقش گروههای مختلف در انقلاب اشاره کردید. نقش و تاثیر اسلام و گرایشات اسلامی را در انگیزههای مردمی انقلاب چهطور ارزیابی میکنید؟
من عرض کردم که تمام گرایشات از جمله سوسیالیستی و لیبرالیستی و سرمایهداری در انقلاب همکاری کردند چراکه نظام قبلی، کل کشور را به تباهی کشانده بود اما وجهه اسلامی در انقلاب بارز بود و من با وجود اینکه خودم عضو اخوان المسلمین نیستم ولی عرض میکنم که اگر اخوان و برخی گروههای اسلامی دیگر نبودند این انقلاب به شکست میانجامید و سرکوب میشد.
- برخی گروهها نظرات خود را در رابطه با نوع نظام آینده مصر اعلام کردهاند، آیا موقعیت کنونی برای مناقشه پیرامون این موضوع زمان مناسبی است؟ و شما با توجه به شرایط جامعه مصر چه نوع نظامی را برای آن مناسب میدانید؟
اگر کسی میخواهد حکومت جمهوری باشد باید از طریق دموکراتیک وارد شود. اگر کسی لیبرال یا مادیگرا است یا به اسلام یا دین دیگری معتقد نیست باید به نظر مردم احترام بگذارد. چندی پیش نظرسنجی از مردم انجام شده بود در مورد اینکه آیا میخواهید که حکومت با شریعت اسلامی تطابق داشته باشد؟ در این نظرسنجی که توسط مرکز تحقیقات الازهر انجام شده بود ۹۵ درصد مردم خواستار اسلام شده بودند. ببینید مصر کشوری اسلامی است. اسلام ما را به توجه به نظرات دیگران تشویق میکند و میفرماید “و شاورهم فی الامر”. اسلام برای دین و دنیا و حضور هر دو در کنار هم آمده است. به طور دائم این شبهات را مطرح میکنند که اسلام جز قطع دست و خشونت نمیشناسد، اینها همگی دروغ پردازی است. من دولت مردمی با مرجعیت اسلام را مناسب میدانم به این معنی که هیچ حکمی صادر نشود مگر اینکه صد در صد با شریعت اسلام مطابقت داشته باشد و احکامی که صادر شده است نیز باید با کتاب و سنت و نظرات عالمان و فقهای اسلام مطابق باشد. ما میبینیم که دنیا تمام نظریهها از جمله لیبرالیستی و سرمایه داری و مادیگرایانه را تجربه کرده است. کدام دولت اسلام را حتی برای یک لحظه امتحان کرده است؟ ما از ایران که این مسیر را برگزیده جز خیر چیزی نمیبینیم. من ادعا میکنم که کسی نمیتواند اشارهای از قرآن بیاورد که در آن تعرضی نسبت به غیرمسلمان وجود داشته باشد. پیامبر(ص) ذمه مسلمان و غیر مسلمان را یکسان قرار داد.
- در مقطع پس از انقلاب و استقرار حکومت در مصر شما چه پیشنهادی برای نوع روابط مصر با آمریکا و غرب دارید و آیا این ارتباط باید به کلی قطع شود یا اگر ارتباطی برقرار میشود چه ملاحظاتی را باید در نظر گرفت تا به منافع مصر آسیب وارد نشود؟
من قطع روابط را پیشنهاد نمیکنم. اسلام ما را از کسانی که در دین با ما نمیجنگند، نهی نمیکند. اما رابطه ما با آنها باید از موضع عزت باشد. به طور مسلم آمریکا منافعی دارد و ما نیز به همین شکل. ما باید در این ارتباط به مصالح امت اسلامی و مصر توجه کنیم و این ارتباط باید توام با احترام باشد و نه ارتباط رئیس و مرئوس؛ چراکه دوران این نوع رابطه مدتهاست که پایان یافته است. آمریکا همچنان با سایر کشورها بر اساس استیلا و برتری جویی رفتار میکند اما در قرآن داریم که “و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا” یا میفرماید: ” ولله العزة و لرسوله و للمومنین”. ما باید با نگاه وحدت امت با آمریکا تعامل برقرار کنیم. یعنی اگر ایران شکایت میکند مصریها هم شکایت کنند. اگر کشورهای خلیج فارس شکایت کردند ایران با آنها باشد. یعنی همگی یکپارچه عمل کنند.
- در واقع منظورتان این است که ما نیز باید همان کاری را انجام دهیم، که اروپاییها کردهاند یعنی به طور مثال اتحادیهای تشکیل دهیم که همه اعضا با منافع مشترک با مسائل بین المللی مواجه شوند.
ما نیز خواستار تشکیل چنین سازمانی هستیم که تمام مسلمانان را در برگیرد. حتی اگر غیرمسلمانان نیز خواستار حضور در آن شوند ممانعتی نخواهد بود. کشورهایی با ادیان و عقاید متفاوت توانسته اند جمع شوند و بازار مشترک و پول مشترک ایجاد کنند، با این وجود آیا ما مسلمانان نباید جلوتر از آنها به این سمت حرکت کنیم؟ اگر ما همگی صادرات نفت به آمریکا را قطع کنیم، آنها تسلیم میشوند. کشورهای اسلامی باید همگی در این زمینهها موضع مشترک بگیرند.
- در مساله هجوم به سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره و اخراج سفیر این رژیم برخی معتقدند که این اقدام در زمان مناسبی انجام نشده و تا زمان استقرار حکومت منتخب نباید این اقدام انجام میشد. آیا این دیدگاه را تایید میکنید؟
مساله وجود سفارت اسرائیل در قاهره مردود است. ببینید امام خمینی(ره) پس از پیروزی انقلاب چه میکند. اولین اقدامی که بعد از انقلاب انجام شد، تعطیلی سفارت اسرائیل و تبدیل آن به سفارت فلسطین بود. در مصر نیز اولین اقدامی که حاکمان باید انجام دهند پاکسازی کامل کشور از وجود این رژیم اشغالگر است. سایر کشورها نیز باید روابط خود را با این رژیم قطع کنند. ما باید اتحادی مردمی برای آزادسازی قدس ایجاد کنیم. ما در تمام جهان از حکومتها ناامید شدهایم و ملتها خود باید اقدام کنند.
- این روزها مباحث مختلفی در مورد راهکار گرفتن حق فلسطینیان از اسرائیل مطرح شده است؟ برخی مراجعه به سازمان ملل و یا بازگشت به مذاکرات را مطرح میکنند و برخی مقاومت را تنها راهکار میدانند. شما کدام راهکار را مناسبتر ارزیابی میکنید؟
ملت بدون مقاومت ملت بیماری است که به مرگ نزدیکتر است. این مقاومت نه تنها از منظر دینی بلکه از نظر عقلی هم واجب است چراکه آنها وارد خانههای ما شدهاند و آن را غصب کردهاند. لازم است تمام امت اسلامی از مقاومت حمایت کند. یعنی حماس که هم اکنون در خط مقدم است باید از نظر مالی و سیاسی و سلاح مورد حمایت قرار بگیرد تا بتواند در مقابل این رژیم غاصب بایستد. آنها در سال ۱۹۸۲ و همچنین سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۶ با لبنان درگیر شدند و شکست خوردند در حالیکه مقاومت لبنان یک دولت نبود. جنگ سال ۲۰۰۶ یک درس بزرگ برای ملتها بود که ای ملتها اگر بپاخیزید امکان شکست صهیونیسم جهانی وجود دارد. آیا حزب الله تنها با اسرائیل در جنگ بود. به هیچ وجه؛ بلکه آمریکا و حتی برخی دولتهای عربی هم در کنار آمریکا ایستاده بودند با این حال به خواست خدا حزب الله پیروز شد.
- دفاع از فلسطین و تغییر رویه مصر به طور مسلم هزینههای زیادی را برای این کشور به همراه خواهد داشت. آیا مردم مصر پس از انقلاب حاضرند بهای این حمایت را پرداخت کنند یا مانند برخی کشورهای عربی تنها بهدنبال منافع خود و موفقیتهای ظاهری خواهند رفت و مساله فلسطین را رها خواهند کرد؟
من به شما میگویم که برادران ما در مصر و در راس آنها ارتش مصر که در سال ۱۹۷۳ در برابر اسرائیل پیروز شدند بهشکل عملی با قطع روابط با رژیم صهیونیستی این حمایت را نشان خواهند داد. شدیدا به این رژیم در مورد نزدیک شدن به غزه هشدار خواهند داد و گذرگاه رفح را نیز بهطور دائمی باز خواهند کرد. مردم ما به مقاومت ایمان دارند و اگر دولت حقیقی برخواسته از رای مردم بر سر کار بیاید همین گزینه را انتخاب خواهد کرد چراکه اسرائیل ثابت کرده است که تنها زبان زور را متوجه میشود.
