تنظیم وبازنویسی:جوادنوائیان رودسری/ بهائیت فرقه ای ساخته دست استعمار است. فرقه ای که در تاریخ حدودا ۱۶۰ ساله خود، همواره در خدمت به بیگانگان و دشمنان این مرز و بوم سر از پا نشناخته است. با وجود ادعای فراوان سران فرقه و باور اعضای رده های پایین آن، بهائیت فرقه ای به شدت سیاسی است و این سیاست پیشگی در سراسر تاریخ حیات این فرقه، رخ نمایی تمام و کمال دارد.
چندی پیش دفتر پژوهش موسسه فرهنگی و هنری خراسان اقدام به انتشار ستونی در صفحه اندیشه برای بررسی و شفاف سازی حیات این فرقه کرد که با استقبال خوب مخاطبان روبه رو شد و به سبب همین اقبال کل مجموعه تحت نام «تارهای عنکبوت» در قالب «دومین کتاب رصد» به چاپ رسید و در اختیار علاقه مندان قرار گرفت.
مصداقی برای واقعیت
آن چه پیش رو دارید مصداقی بدیهی از آن چیزی است که پیشتر به ارائه آن پرداخته ایم؛ بهزاد جهانگیری فردی است که با دریافتن پوچی و بی مایگی حزب سیاسی بهایی از آن بریده و به دامان اسلام پناه آورده است.
وی به همراه همسر سابقش خانم مهناز رئوفی – که برای خوانندگان و علاقه مندان به این گونه خاطرات نام مشهوری است – با تحمل رنج و مشقت فراوان توانسته است از دام های متعدد تشکیلات بهائیت عبور کند و با پرداختن بهای سنگین جدایی از خانواده و نیز تحمل دام های متعدد حزب بهائی برای مجبور ساختن ایشان به بازگشت، اسلام را به عنوان پلی نجات بخش برای رسیدن به رستگاری در قلب خویش محفوظ دارد. مجموعه خاطرات ایشان چندی پیش به وسیله یکی از روزنامه های کثیرالانتشار کشور و به شکل پاورقی به چاپ رسید و مورد استقبال علاقه مندان قرار گرفت، به گونه ای که این خاطرات در قالب یک کتاب درآمد.(۱)
با این حال سال های پس از انتشار کتاب نیز سال هایی توام با سختی و رنج برای ایشان بوده است. جدایی ایشان از همسر سابقشان ( که در حقیقت ازدواجی تشکیلاتی محسوب می شد و هیچ یک از دو طرف از ابتدای کار راضی به زندگی با طرف مقابل نبود)، سال های توام با مشکلات مالی، تنهایی و در کنار آن فشارهای متوالی تشکیلات، برای بهزاد جهانگیری دورانی را رقم زد که به مراتب صعب تر و سخت تر از دوره ای است که وی به نگارش خاطراتش دست زده است. همین علت و نیز برنامه هایی که وی برای نفوذ مجدد به تار و پود تشکیلات برای رسوایی بیشتر فرقه ضاله بهائیت پی ریزی می کند، دست مایه نگارش مجموعه دوم خاطرات وی است که ما برآنیم تا آن ها را در اختیار شما خوانندگان فرهیخته روزنامه قرار دهیم. پیش از شروع بد نیست کمی راجع به سرگذشت بهزاد جهانگیری بدانیم.
بهزاد جهانگیری کیست؟
او متولد شهر همدان است. شغل اصلی و خانوادگی اش عینک سازی است، اما کتابخانه ای دارد که در آن به فروش کتاب و کرایه دادن آن به علاقه مندان می پردازد. اگر چه برخی از اقوام دور او مسلمانند، اما عموم خانواده وی بهایی بوده و برخی از آن ها مانند دایی اش از اعضای مهم این فرقه و مسئول امور آن در شهر همدان محسوب می شوند. ایشان سال ها قبل بر اساس منویات فرقه با خانم مهناز رئوفی ازدواج کرده است، ازدواجی که در آن هیچ اثری از عنصر علاقه وجود نداشت و لاجرم پس از رهایی از بند فرقه به جدایی منجر شد. حاصل این ازدواج دختری به نام شکیباست. ایشان پس از جدایی از همسر اول مجددا ازدواج کرده و اکنون به همراه همسرشان در همدان ساکن هستند. میل و رغبت ایشان در گرایش به اسلام، جدا از درک ماهیت دروغین و پوشالی فرقه سیاسی بهائیت و نیز ظلم ها و تعدیاتی که از سوی سران فرقه بر او رفته، لطف و عنایت اما م هشتم(ع) در حادثه ای است که برایش اتفاق افتاده است.
در سایه سار حریم رضوی
ماجرا از این قرار بود که در دوره ای که بهزاد جهانگیری هنوز عضوی از فرقه به حساب می آمد در جریان یک تصادف رانندگی آسیبی جدی به بدنش وارد شده و به ویژه پای راستش در معرض قطع قرار می گیرد، پزشکان به او توصیه می کنند تا هر چه زودتر نسبت به قطع پایش اقدام کند، اما او با اشاره فردی متوجه آستان غریب نواز سلطان سریر ارتضا می شود و شفای خود را از ایشان می طلبد، بهبودی نسبی و رها شدن موقت از درد و رنج، میل و کشش درونی عجیبی را برای نزدیکی به امام رئوف در او ایجاد می کند و این رغبت گوهری گران قدر به نام اسلام را به او هدیه می کند.
ایمانی به قیمت زندگی
این تغییر رویه برای او سخت گران تمام شد. خانواده از او برید، اما او که همه این رنج را به جان خریده بود با یافتن دوستانی صمیمی توانست ماهیت خویش را بازیابد و به زندگی اش سر و سامانی دهد و به نوشتن خاطراتی بپردازد که حکایت رنج و سختی های وارد آمده از فرقه ساختگی بهائیت بر روح و جسم افرادی چون اوست. اما مسیر حوادث چنین بر وفق مراد باقی نمی ماند. وقوع ماجراهای جدید در زندگی او اتفاقاتی را رقم می زند و سختی های جدیدی را فرا روی او قرار می دهد، اتفاقاتی که مجموعه حاضر شرح و بیان آن هاست و ما شما دوستان گرامی را به مطالعه آن دعوت می کنیم.اما پیش از آن که سخن را آغاز کنیم، باید یادآور شویم که هدف ما از ارائه این خاطرات قهرمان سازی نیست. جهانگیری نیز مانند هر انسانی، فراز و فرودهایی را در زندگی داشته و نمی توان از او انتظار داشت تا در تمام شرایط رفتاری ایده آل داشته باشد، اما نگاه دقیق به خاطرات او می تواند عبرت های گرانسنگی را برای هر آن که می خواهد راهی بیابد فراهم آورد.
پی نوشت:
۱ – پشت دیوار تشکیلات بهائیت