سیدمحمدمهدی غمامی/ تحولات اخیر منطقه به نحو قابل توجهی مبین نوعی گردش استراتژیک در مشروعیت حاکمیت دینی در کشورهای اهل سنت است. دیدگاه اهل سنت در پذیرش و قیمومیت حکومت این است که با ختم نبوت حکومت فرستادگان خدا تمام شده و همه چیز به مردم از طریق اجماع (نظر قاطبه نخبگان)، بیعت (تأیید پسینی) و یا استیلاء (سلطه بالسیف) واگذار شده است.
دیدگاه اهل سنت در پذیرش و قیمومیت حکومت این است که با ختم نبوت حکومت فرستادگان خدا تمام شده و همه چیز به مردم از طریق اجماع (نظر قاطبه نخبگان)، بیعت (تأیید پسینی) و یا استیلاء (سلطه بالسیف) واگذار شده است. به این ترتیب اهل سنت کسب مشروعیت و به تبع آن لزوم تبعیت را امر پسینی میدانند و اگر کسی سلطان یا خلیفه شد حتی اگر شرایطش را نداشت ولی به صرف سلطهاش، مشروع است و باید از او تبعیت کرد. (قلقشندی، مآثرالانافه، ج۱، ص۳۱) حتی نوری شافعی استدلال میکند که اشخاص جاهل و فاسق نیز میتوانند به امامت دست یابند. (المنهاج، کتاب بغاه، ص۵۱۸)
چنین دیدگاه بهطور صریح از سوی ائمه شیعه و ادله قرآنی رد میشود چرا که پذیرش چنین اندیشهای پذیرش حکومت عدل اسلامی را به پذیرش حکومت طاغوت و فاسقان بدل میسازد چنان که حکومت خلفای بنی امیه و بنی العباس رقم خورد و هم اکنون در جهانی که متأثر از اندیشه مضمحل ناسیونالیسم عربی است شاهد حکومت پادشاهان فاسق و دیکتاتور هستیم. ابو خالد کابلى گوید: از امام سجاد علیه السّلام شنیدم فرمودند: گناهانى که موجب تغییر نعمت میشوند عبارتند از ظلم به مردم و ترک کارهاى نیک و احسان به مردم و کفر نعمت و ترک شکر و سپاس خداوند متعال میفرماید: «إِنَ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» (رعد، آیه ۱۱) پروردگار چیزى از قومى نمیگیرد مگر اینکه آنها خود اوضاع و احوال خود را تغییر دهند و به تبعیت از فساد و ظلم آلوده شوند. (ایمان و کفر- بحار الانوار، ج۲، ص: ۶۶۰) و چه گناهی بزرگتر از پذیرش حکومت طاغوت که اعلی مرتبه ظلم و کفر است و اگر تمامی اعمال انسان را حتی اگر هزاران بار به حج برود و نماز شب و قرآنش ترک نشود هبط کرده و نعمت و رحمت و عدالت الهی را از وی سلب مینماید. «این است که برترین بخش دین شناختن پیامبران و فرستادگان خدا و حق ولایت و حاکمیت آنان است.» (الحیاة با ترجمه احمد آرام، ج۲، ص: ۶۶۵، الامام الصادق «ع»- فی کتاب الى المفضّل الجعفی)
تحولات امروز کشورهای اسلامی خاورمیانه نیز بر این اساس قابل تحلیل است. مردم این کشورها با تغییر عملی دیدگاهشان نسبت به مشروعیت پذیرفتهاند که تمامی بدبختیهای ایشان در پذیرش حکومت فاسقان و طواغیت است و راهی جز برگشتن به حکومت اسلام وجود ندارد حکومتی که مجری احکام الهی و منبعث از آن باشد و به درست این تحولات را بیداری اسلامی خواندهاند چرا که در کشورهای عربی، در عمل تحولی بنیادین در نظریه مشروعیت بهوقوع پیوسته، و به سرعت در حال تعمیق و گسترش است.