بهاره محبی/ جنبش وال استریت کاملا متفاوت با جنبشهایی است که پیش از این ایجاد شده بودند، جنبشهایی نظیر “تیپارتی” و حامیان پر و پا قرض “قانون کاهش مالیات”، جنبشهایی که غولهای رسانهای از لحظه آغازین تولدشان به طور کامل به آن توجه نشان داده و پوشش خبری گستردهای را در این باره آغاز کردند. اغراق، چشمپوشی، منحرف کردن افکار عمومی، جهت دادن افکار عمومی و …
اینها صفات و اتهامهایی هستند که رسانهها هر روزه با آن مواجه میشوند. برای قضاوت درباره عملکرد رسانهها، در نظر گرفتن سابقه فعالیت و بیطرفی اصحاب رسانه، به عنوان رکن چهارم دموکراسی، بسیار ضروری است.
جنبش موسوم به “تسخیر وال استریت” گذشته از انتقادهای بنیادینی که به آن وارد شده حرکتی است که بار دیگر خاطره جنبشهای اعتراضی فراگیر اجتماعی دهه ۱۹۶۰ را در اذهان زنده کرده است با این حال رویکرد و عملکرد رسانهها، تردیدهای جدی را نسبت به بیطرفی آنان در اذهان ایجاد کرده است.
با گذشت بیش از یک هفته از اعتراضها، گردهماییها و مقابله پلیس با معترضان، اغلب غولهای رسانهای جهان، که هر روزه گزارشهایی با ریزترین جزئیات را از ناآرامیهای مصر، لیبی و اسپانیا به تصویر میکشند، به آنچه در منهتن در جریان بود توجه بسیار کمی کرده یا آن را تکذیب کردند.
جنبش تسخیر وال استریت هفدهم سپتامبر با حضور هزاران تن در منطقه اقتصادی (مالی) شهر نیویورک آغاز شد. جنبشی که معترضان با پلاکاردهای نظیر “وال استریت خیابان ماست” و “ما نود و نه درصد هستیم” به خیابانها آمدند و با برپایی چادر در خیابانها و پارکها اتراق کردند.

به گفته کارشناسان، آنچه آتش این اعتراضها را شعلهور کرد عمیقتر شدن شکاف طبقاتی است، عاملی که خود محصول افزایش نرخ بیکاری و بحران مسکن بوده است. به عبارت دیگر، جنبش وال استریت کاملا متفاوت با جنبشهایی است که پیش از این ایجاد شده بودند، جنبشهایی نظیر “تیپارتی” و حامیان پر و پا قرض “قانون کاهش مالیات”، جنبشهایی که غولهای رسانهای از لحظه آغازین تولدشان به طور کامل به آن توجه نشان داده و پوشش خبری گستردهای را در این باره آغاز کردند. شاید اشاره به این نکته که جنبش تیپارتی برخلاف تسخیر وال استریت توسط میلیاردرهای اولترا محافظهکاری چون “برادران کاچ” تغذیه مالی میشد، میتواند روشن کند که چرا غولهای رسانهای چون “فاکس نیوز” که متعلق به “روپرت مرداک” است لحظه به لحظه اخبار مربوط به آن را مخابره میکرد.
“مایکل مور”، کارگردان و فیلسماز امریکایی سپتامبر سال جاری در برنامهای تلویزیونی با مقایسه رویکرد رسانهها در قبال جنبش وال استریت و تیپارتی گفت: “هزاران تن چند هفته گذشته در همین نزدیکی بازداشت شدند و شما به ندرت خبری در این باره میشنوید. میتوانید تصور کنید که اگر هزاران تن از حامیان تیپارتی در مقابل کاخسفید بازداشت میشدند چه غوغای رسانهای به پا میشد؟ مردم همین الان در خیابانها و پارکها چادر زدهاند اما هیچ خبر جدی در رسانهها دیده نمیشود. البته برخی موارد تصاویری از اعتراضها در رسانهها پخش میشود اما این روندی نیست که همیشه اتفاق بیفتد.”
در واقع بسیاری از معترضان جنبش وال استریت که اغلب به عنوان آنارشیست به تصویر کشیده میشوند، منتقدان جدی رویکرد هر دو حزب اصلی امریکا (دموکرات و جمهوریخواه) بوده و خواستار اصلاحات عمیقتر اقتصادی هستند، چیزی که به نظر میرسد به مذاق طبقه ثروتمند و سرمایهدار، که به گفته معترضان تنها “یک درصد” هستند، چندان خوش نمیآید.
با در نظر گرفتن چنین رویکردی، روزنامه “وال استریت ژورنال” متعلق به امپراتوری رسانهای مرداک با وجود گستردگی حضور معترضان در خیابانها، گزارشهایی انگشتشمار و کوتاه، آنهم زمانی که معترضان با پلیس درگیر شدند، را درباره جنبش والاستریت منتشر کرد، گزارشهایی که در انتها مخاطب را به این نتیجه میرساند که معترضان صرفا آنارشیستهایی هستند که هدفشان ایجاد هرج و مرج و ناآرامی است.
شبکه خبری “سیانان” هم در روزی که اعتراضها آغاز شد، این حرکت اعتراضی را نه به عنوان رویدادی مهم که تنها به صورت خبری کوتاه در بخش اقتصادی خود آورد. سیانان در این روز، خبر آغاز جنبش وال استریت را در بخش پولی خود (CNNMoney) به صورت خبری کوتاه آورد و به سرعت از آن گذشت.
روزنامه “نیویورکتایمز” هم بیستوسوم سپتامبر پس از نزدیک به یک هفته از آغاز جنبش، خبر مربوط به اعتراضها را در بخش منطقهای خود آورد و البته در کنار این خبر، مطلبی مغرضانه با عنوان “اهداف غلط منتقدان وال استریت” را برای بیاثر کردن همین خبر به ظاهر کماهمیت آورد. خوانندههای این مطلب سراسر کنایهآمیز در نهایت در نمییابد که جنبش تسخیر وال استریت در واقع حرکت خودجوش فعالان اجتماعی بر علیه طمع شرکتهای بزرگ تجاری است، حرکتی در مخالفت با نابرابریهای اجتماعی و دیگر محصولات جانبی سرمایهداری.
روزنامه “واشنگتن پست” هم پس از مدتی سکوت، سرانجام در واکنش به موج فراگیر اعتراضها، در گزارشی به قلم “ریچارد کوهن” در تلاش برای شناساندن ماهیت معترضان و اهداف آنان برآمد. کوهن در گزارش انتقادی خود از جنبش وال استریت اما همچنین تلاش کرد که انتقاداتش تا حدودی منصفانه به نظر بیاید. او بر این اساس اتهامهای لابی اسرائیلیـامریکایی (AIPAC) مبنی بر ضد یهودی بودن اهداف جنبش تسخیر وال استریت را رد کرد و نوشت: “معترضان وال استریت ضدیهود نیستند… آنها تنها کودن و مملو از تناقض هستند[۱]!”

این در حالی است که لابی اسرائیلیـامریکایی ایپک(APC) پیش از این در واکنش به حضور صدها هزار اسرائیلی در اعتراض به افزایش سرسامآور هزینههای زندگی و مشکلات اقتصادی در خیابانهای تلآویو و دیگر شهرهای سرزمینهای اشغالی کاملا سکوت کرده بود.
شبکه تلویزیونی “ایبیسی” اما تنها زمانی که اعتراضها به خشونت گراییدند، پرداختن به جنبش تسخیر وال استریت را به عنوان داستانی واقعی در دستور کار خود قرار داد. این شبکه تلویزیونی نیز همردیف با دیگر رسانهها، چارچوبهای خبری و رویکرد تحلیلیاش نه پرداختن به ایدههای چنین اعتراضی، بلکه درگیریهای میان معترضان خشمگین و نیروهای پلیس بود.
شبکههای اجتماعی از قاهره و تونس تا نیویورک و منهتن
با وجود سکوت رسانههای رسمی در برابر موج جنبش وال استریت، معترضان امریکایی همچون تونسیها و مصریها در خاورمیانه با استفاده از شبکههای اجتماعی فیسبوک، توییتر، ایمیل و وبلاگهای شخصی، حرکت خود را در سراسر کشور منتشر کرده و از امریکاییها خواستند تا برای دیدن سیستم شکستخورده (شکسته) مالی جهان به خیابانها بیایند این موج تا آنجا پیش رفت که هفتهنامه “اکونومیست” این حرکت را “نخستین اعتراض اجتماعیـرسانهای” امریکا خواند.
“جوان کوپولینو”، یکی از معترضان در این باره میگوید: “اگر شبکههای اجتماعی نبودند مردم در جریان بیش از ۸۰ درصد از خبرهای مربوط به فعالیت ما قرار نمیگرفتند.” و به این ترتیب بود که ظرف شش هفته اعتراضها فراتر از مرزهای امریکا رفته و به هنگکنگ در کرهجنوبی و بوینوسآیرس در آرژانتین رسید و در مجموع بیش از ۹۰۰ شهر در اقصی نقاط جهان را خیزش وال استریت را تجربه کردند به طوری که دفتر شبکه اجتماعی توییتر مستقر در شهر سانفرانسیسکو گزارش داد روزانه حدود ۳۳۰ هزار کاربر مرتبط با جنبش وال استریت مطالب و پیامهای خود را در این شبکه اجتماعی منتشر کردند.
“پل سافو”، کارشناس امور رایانه با اشاره به جنبشهای اجتماعی دهه ۱۹۶۰ میلادی مینویسد: “در دهه ۱۹۶۰، ماشینهای استنسیل و نامههای پستی ابزارهای اعتراض اجتماعی بودند، ابزارهایی که امروزه جای خود را به فضای مجازی دادهاند.”
“کاترینا اورلوسکی”، نویسنده و فیلمساز در مطلبی با عنوان “چرا رسانههای بزرگ از حرف زدن درباره جنبش وال استریت میهراسند[۲]” مینویسد: “شاید معترضان ضدسرمایهداری باید خود را خوششانس بدانند که اصلا به آنها اجازه داده شده بود تا در ملاعام اعتراض خود را نشان دهند. اگر حق آزادی بیان نشانه یک نظام دموکراتیک سالم است، این پرسش مطرح میشود که چرا رسانههای قدرتمند امریکای شمالی در مواجهه با این جنبش، قدرت آزادی بیان خود را ثابت نکردند؟ مفسران غربی بسیاری از دموکراسی و آزادی بیان صحبت میکنند با این حال در برابر، جنبشهای اجتماعیای که تلاش میکنند تا صدایشان شنیده شود، کاملا سکوت میکنند.”
[۱] Why the media fail at covering occupy wall street, Epoch times
[2] Big Media Afraid to Take Wall Street Protest Seriously, thetyee.ca