سعید ساسانیان/ تحولات یمن با خروج علی عبدالله صالح از کشور دستخوش تغییر و تحولات جدیدی شده است که هریک میتواند منجر به شکل گیری سناریوی تازه ای شود. یمن برخلاف سایر کشورهای منطقه که با اعتراضات مردمی روبرو شده اند، مسیری پیچیده را طی می کند. این مساله تحت تاثیر دو بعد داخلی و خارجی است. به عبارت دیگر ساختار داخلی یمن که مبتنی بر ساخت قبیله ای است از یک سو و…
دخالت های کشورهای بیگانه از سوی دیگر منجر به طولانی شدن و هزینه دهی فراوان آن شده است. در این میان برخی مواضع و رویدادها منجر به کاهش خلوص شاکله کلی انقلابیون یمنی شده است. یکی از اصلیترین این مسائل، نفوذ عناصر مسئله دار و بدسابقه یمنی در صفوف انقلابیون بوده است. این مسئله زمانی حائز اهمیت می شود که بدنه اجتماعی چنین افرادی قابل توجه باشد. این نفوذ می تواند در بلند مدت اهداف انقلاب را زیر سوال برده و منحرف سازد.
کشور یمن اگرچه به لحاظ مدنی به کشوری ضعیف در میان ۲۲ کشور عربی شهره است اما تحولات اخیر نشان داد که فقر گسترده در این کشور در کنار ضعف مدنیت، مانع از رویشهای انقلابی مسالمت آمیز نبوده است. گفته می شود بیش از ۶۰ میلیون قبضه اسلحه در جامعه یمن و در بین مردم وجود دارد. حمل اسلحه در این کشور آزاد است اما تا کنون شنیده نشده است که نیروهای مردمی به روی نیروهای علی عبدالله صالح که در قالب گارد ریاست جمهوری عمل می کنند، اسلحه کشیده باشند. این جهش فوق العاده در رفتار مدنی مردم یمن در خور تامل است.
اما این اصالت بر اثر نفوذ برخی عناصر در حال ضعیف شدن است. اگرچه همچنان شاکله اصلی، مبتنی بر اعتراض های مسالمت آمیز و دوری از جنگ های داخلی بین قبیله ای است اما برخی حرکت ها هم چون تیغ انداختن بر چهره معصوم انقلاب یمن میماند. اصلیترین مسئله در این خصوص، پیوستن علی محسن الاحمر فرمانده تیپ یکم رزهی ارتش یا همان لشکر شمال یمن به انقلابیون می باشد. گفته می شود او برادر ناتنی علی عبدالله صالح است. سابقه سیاه او در به شهادت رساندن صدها حوثی در جنگ های شش گانه، برای مردم یمن مشخص است. اما متاسفانه او هم اکنون با بهرهگیری از ارتباطات خارجی با کشور قطر و ولیعهد عربستان سعودی و هم چنین نیروی انسانی قبیله ای، به یکی از اصلیترین شخصیت های مخالف رئیس جمهور یمن تبدیل شده است. نزاع او با صالح نه مبتنی بر آرمانهای انسانی و روحیه عزت خواهی که مردم بر اساس آن قیام کردند، که بر اساس قدرت طلبی او می باشد.
شخصیت انقلابی علی محسن آنقدر مشکوک بود که در همان ماه اول اعتراضات که به انقلابیون پیوست، تحلیل های بسیاری در خصوص برنامه هماهنگ شده صالح برای حرکت به سوی ایجاد یک جنگ داخلی صورت می گرفت. عملیاتهای مسلحانه توسط علی محسن و افراد زیردستش که از ارتش به او پیوستند و یا نیروهای مردمی هم فکر او که مشی قبیله ای و سلفی دارند، باعث شد تا هزینه دهی مردم یمن افزایش یابد. اگرچه نزاع صالح و محسن، موجب تضعیف هر دوی آنها می شود و این مساله می تواند برای آینده یمن مفید باشد اما در صورت برکناری صالح و جایگزینی او توسط علی محسن، نه تنها مردم یمن به نظامی مبتنی بر آرمان های انسانی دست نمییابند که به وضعیتی بدتر از قبل نیز دچار می شوند. دشمنی آشکار علی محسن با شیعیان زیدی و دوازده امامی یمن و خلق خوی ضد جنوبی او، نهایتا ساختی دیکتاتورگونه از یمن را نشان خواهد داد.
رفتارهای دیکتاتورگونه علی محسن و دوستانش در میدان التغییر، به صرف کمیت بالا و تجهیزات نظامی زیاد و ارتباطات خارجی گسترده، از سوی گروههای مدنی دیگر در این میدان، با تسامح عملی روبرو شده است. البته این سکوت منفعلانه نیست بلکه هوشمندانه است و تلاش دارد تا با انجام فعالیت های اعتراضی غیرمسلحانه اصالت انقلاب را حفظ کرده و به عرصه های خصوصی نزاع علی محسن و علی عبدالله صالح واردنشود.
از سوی دیگر نزاع علی محسن و علی عبدالله صالح، المانی است از نزاع های داخلی عربستان سعودی. اتحاد غیرقابل کتمان ملک عبدالله با صالح و سلطان بن عبدالعزیر ولیعهد سابق عربستان با علی محسن، باعث شده است که درگیری های یمن برای عربستان حیاتیتر شود.
به نظر میرسد آن چه در رسانههای جمهوری اسلامی ایران در خصوص یمن مطرح می شود، صرفا معطوف به برکناری علی عبدالله صالح است در حالی که آرایش نیروهای معارض یمنی، امری است که به هرحال با سقوط صالح مهم می شود و می تواند محل آشکار شدن نقشه های بیگانگان و درگیری های داخلی باشد.