گفتههای اخیر مقامات اسرائیلی در مورد حملهٔ قریب الوقوع این کشور به ایران را میتوان بخشی از سناریوی اعمال تحریمات بیشتر بر ضد ایران دانست.
در هر صورت آن طور از اوضاع بر میآید، حتی در صورت تصویب اعمال تحریمهای شدید سیاسی و دیپلماتیک بیشتر علیه ایران، بازندهٔ بزرگ این جنگ روانی و تبلیغاتی اسرائیل علیه ایران را باید خود غرب و در راس آن آمریکا و همچنین اسرائیل دانست. چرا که بیتفاوتی مقامات ایرانی نسبت به موضع گیریهای اخیر کشورهای غربی را باید نشان از آمادگی بالای این کشور در مقابله با این تهدید خارجی و ناتوانی غرب در شروع یک جنگ غیر قابل مهار دانست.
هر کس با ما نباشد علیه ما است. این منطق سیاستمداران غربی و در راس آن ها آمریکایی ها است. رسانه های غربی به عنوان ابزاری در دست سرویس های امنیتی و نظامی غرب این هدف را به طرز رسوایی پی گرفته اند. اما غرب از جان کشورهایی که مستقل اند چه می خواهد. تحلیل گر ارشد نشریه «روس بلات» در شماره جدید این نشریه به این مهم پرداخته است.
********
به نظر میرسد بعد از «دموکراتیزه کردن» لیبی! کشوری سرشار از منابع نفتی و گازی، از طریق بمباران هوایی و سوق دادنش به سمت جنگ داخلی، دیگر هیچ چیزی نمیتواند جلودار کسانی باشد که در واقع اختیار امور جهانی را به دست گرفتهاند و در پس چپاولهایی بین المللی از این دست ایستادهاند.
دروغ بیجزا و بیشرمانه «جفت خوشحال»، _ جرج بوش پسر و تونی بلر _ و قوشهایشان در مورد برنامهٔ هستهای افسانهای عراق و اعمال زوری که در پی آن از سوی غرب بر این کشور نفت خیز حادث شد، از جمله مواردی هستند که به تحقق این امر مساعدت نمودند.
اگرچه روسای جمهور ایالات متحده از دو حزب اصلی این کشور میآیند و میروند، اما، همان طور که دیگر پیداست، برنامههای مربوط به «برقراری دموکراسی» در کشورهای به اصطلاح «مطرود» که بالغ بر ۱۰ سال پیش به تصویب رسیدهاند و امکان حملهٔ هستهای به این کشورها در آنها منظور گردیده است، با شدت هر چه بیشتر در حال انجام است.
در سند رسمی «شرح مختصر سیاست هستهای ایالات متحده» که در سال ۲۰۰۲ به تصویب رسید، قید شده است که سلاح هستهای میتواند «به همراه جدیدترین جنگ افزارهای غیر هستهای استراتژیک»، من جمله، انواع معمولی سلاحهای هدایت شوندهٔ دقیق نسل جدید در مقابل اهدافی چون روسیه، چین، کره شمالی، عراق، ایرن، سوریه و لیبی مورد استفاده قرار بگیرد.
جالب اینجاست که «تصادفا» اکثر این کشورها از نظر میزان ذخائر گازی و نفتی در صدر فهرستهای آماری دنیا قرار دارند.
عراق و لیبی به بهترین شکل ممکن به مدد سلاحهای مرگبار ناتو درس خوبی از حقوق بشر گرفتند. هزاران کشته و مجروح، هرج و مرج تمام عیار و از دست دادن منافع ملی به سود «دموکراسیهای غربی» جای دیکتاتورهای این کشورها را گرفت.
اکنون نوبت سوریه است، یا خود مخالفان کاری میکنند یا مطابق سناریوی لیبی به سرنگونی دولت سوریه کمک خواهندکرد. در همین راستا صحبت از درخواست کمک از ناتو و اعمال منطقهٔ پرواز ممنوع در آسمان سوریه به میان است.
آن طور که از شواهد و قرائن دیپلماتیک و صحبتهای بیپردهٔ رهبران کشورهایی چون آمریکا، بریتانیا و اسرائیل پیداست، آن ها خیال خامی هم برای ایران دارند. درست در مقابل چشمانمان موضوع جدیدی که میتواند شروع جنگی در مقیاس کوچک و به احتمال قریب به یقین با استفاده از سلاحهای نامتعارف باشد در حال رقم خوردن است.
اما ایران اصلا مانند عراق یا لیبی نیست، چرا که مردم ایران بر خلاف مردم این کشورها در دام تبلیغات غربی گرفتار نخواهند شد. پشت پرده نشینان صحنهٔ سیاست بین الملل برای ایران سناریوی «دموکراتیزه کردن» دیگری را نوشتهاند.
برای توجیه بیشتر افکار عمومی که چرا لاجرم باید به ایران حمله کرد، آژانس بین المللی انرژی اتمی را وارد ماجرا کردند و نقش «قلاب ماهیگیری» را به آن دادند. و همان طور که پیداست گزارش جدید این «دختر» سازمان ملل در مورد برنامهٔ هستهای ایران، که در آن بر این نکته تاکید ورزیده میشود که ایران قصد دستیابی به بمب هستهای را داشته است، به روزنامههای غربی درز پیدا کرد و طوفان خشم «سه گانهٔ نامقدس» _ اسرائیل، آمریکا و بریتانیا_ را برانگیخت.
در این مساله که آمریکاییها مدت هاست که طرح حمله به ایران را پی ریزی میکنند شکی نیست. کافیست به مقالهٔ معروف سیمون هیرش، روزنامه نگار برجستهٔ آمریکایی که در سال ۲۰۰۶ تحت عنوان «جنگهای آینده، کارهای پنهانی پنتاگون» در مجلهٔ نیو یورکر چاپ شد اشاره کرد.
سیاست آشکار آمریکا در قبال کشورهایی نظیر ایران بدین گونه است که اگر کشوری نفت دارد پس در آن دموکراسی نیست، پس باید با راه انداختن جنگ در آن دموکراسی برقرار کرد! اما همان طور که از گفتههای برخی از سیاستمداران آمریکایی بر میآید، بسیاری از ایشان عمق خطرات ناشی از جنگ با ایران را به خوبی درک کردهاند و در کنار دولتمردان بلند پایهٔ سایر کشورهای غربی اسرائیل را از این کار بر حزر میدارند.
از سوی دیگر گفتههای اخیر مقامات اسرائیلی در مورد حملهٔ قریب الوقوع این کشور به ایران را میتوان بخشی از سناریوی اعمال تحریمات بیشتر بر ضد ایران دانست. در هر صورت آن طور از اوضاع بر میآید، حتی در صورت تصویب اعمال تحریمهای شدید سیاسی و دیپلماتیک بیشتر علیه ایران، بازندهٔ بزرگ این جنگ روانی و تبلیغاتی اسرائیل علیه ایران را باید خود غرب و در راس آن آمریکا و همچنین اسرائیل دانست. چرا که بیتفاوتی مقامات ایرانی نسبت به موضع گیریهای اخیر کشورهای غربی را باید نشان از آمادگی بالای این کشور در مقابله با این تهدید خارجی و ناتوانی غرب در شروع یک جنگ غیر قابل مهار دانست.
منبع: فردانیوز