امروز بسیاری از جنبههای جوانی مجازی شده است؛ یعنی، جوانان میتوانند با استفاده از وسایل مجازی مختلف مانند تلفن همراه، چترومها و چتهای اجتماعی با دوستان خود از هر دو جنس ارتباط داشته باشند. گاهی اوقات حتی ممکن است خانههای مجردی حقیقی و بیرونی وجود نداشته باشد، در صورتیکه اینخانهها به صورت مجازی شکل گرفتهاند.
در بخش اول این مصاحبه، درخصوص موضوع رواج فرهنگ زندگی مجردی ، که عموما درمیان جوانان بیشتر مشاهده می شود، با آقای «علی اکبر تاج مزینانی» دکترای سیاستگذاری اجتماعی، معاون پژوهشی مرکز مطالعات اجتماعی – فرهنگی جوانان، دانشگاه علامه طباطبایی (ره) و مسوول کارگروه تدوین سیاستها و راهبردهای کلان نقشه مهندسی فرهنگی کشور، شورای عالی انقلاب فرهنگی به گفتوگو نشستیم .
ایشان در ابتدا تعریفی را از جوانی مدرن و عوامل شکل گیری آن ارایه نمودند و در ادامه درخصوص چرایی به وجود آمدن سبک های نوین از زندگی اجتماعی در جوامع توسع یافته و در پی آن در کشورهای در حال توسعه ، از جمله ایران توضیحاتی دادند. همچنین نقش سیاست گذاری دولت ها در قبال جوانان مورد بررسی قرار گرفت . در این شماره ، به واکاوی بیشتر این پدیده می پردازیم:
شما چند نمونه از راهها و روشهای ورود این فرهنگ به جوامع مختلف را فرمودید. در کشور خودمان چه مسایلی به صورت خواسته یا ناخواسته موجب رواج این فرهنگ شده است؟
این فرهنگ بر اساس یکسری عوامل برونزاد و درونزاد به وجود آمده است. در خصوص عوامل درونزاد، در جامعهی ما تحولاتی اتفاق افتاده که در مجموع باعث شده است این فرهنگ به وجود بیاید؛ یعنی، این فرهنگ به عنوان پیامدی از این تحولات اجتماعی است.
به عنوان مثال، یکی از این تحولات بحث شهری شدن است. ما طی چند دههی گذشته، به ویژه در دو یا سه دههی گذشته، با این مسأله مواجه بودهایم. میدانید که تا سه دههی گذشته، ۷۰ درصد جمعیت ما روستایی بودند و ۳۰ درصد شهری. جمعیت شهری هم بعضاً در شهرهای کوچک نوعی فرهنگ روستایی داشتند. اما امروز برعکس شده است؛ یعنی، ۷۰ درصد جمعیت ما شهری هستند و ۳۰ درصد روستایی.
این شهری شدن هم به لحاظ فیزیکی و هم به لحاظ فرهنگی بوده است؛ یعنی، در هر دو بُعد اتفاق افتاده است. بزرگ شدن شهرها و شکلگیری کلان شهرها و تمرکز فرصتهای مختلف آموزشی، شغلی، تحصیلی و مانند اینها باعث گردیده، مهاجرتهایی از روستاها به شهرها اتفاق بیفتد و این موضوع جمعیت جوانی را در شهرها شکل داده است که تا قبل از این چنین پدیدهای وجود نداشت. این موضوع پیامد پدیدهی شهری شدن و نوع توسعهای است که ما داشتهایم. بخشی از این توسعه به صورت نامتوازن بوده است؛ یعنی، فرصتهای مختلف در نقاط مختلف کشور به تناسب توزیع نشده است. از این رو، این سیر مهاجرتها، به ویژه از طرف جوانان، اتفاق افتاده است و خیلی از این جوانان هم که به کلان شهرها میآیند، مجرد هستند.
بُعد دیگر شهری شدن و شکلگیری کلان شهرها، گمنامی در شهر است. در محیط روستاها یا شهرهای کوچک عملاً خیلی امکان این سبک زندگیها وجود ندارد و معمولاً کنترلهای اجتماعی و آشنایی افراد از شکلگیری این پدیده جلوگیری میکند. اما زمانی که شهرها به صورت کلان شهر درآمدند و کسی، کسی را نمیشناسد و پدیدهی گمنامی به وجود میآید، چنین پدیدههایی رخ مینماید.
بحث دیگر، موضوع فردی شدن است. فردی شدن را ما در حوزههای مختلف میبینیم و میتوان گفت زندگیهای خانوادگی هم به نحوی فردی شدهاند. فراغت هم به نوعی فردی شده است، در حالی که در گذشته، فراغتها جمعی و حول محور خانواده بود. امروز این فراغتها فردی شده است و حتی اگر اوقات فراغت در درون خانه سپری شود، باز هم به صورت فردی انجام میشود، مانند تماشای تلویزیون، کار با رایانه و مانند اینها؛ میتوان گفت قبل از این که جوان به مرحلهای برسد کهبخواهد زندگی مجردی و جداگانه داشته باشد، یک فرآیند فردی شدن در او شکل گرفته است. گاهی ممکن است جوان از خانواده هم بیرون نرود، اما حتی اتاقهای مجزا میتواند آسیبزا و مقدمهای برای بحث خانوادههای مجردی باشد.
بحث دیگر، مجازی شدن است. میتوانیم بگوییم امروز بسیاری از جنبههای جوانی مجازی شده است؛ یعنی، جوانان میتوانند با استفاده از وسایل مجازی مختلف مانند تلفن همراه، رایانه، چترومها و چتهای اجتماعی با دوستان خود از هر دو جنس ارتباط داشته باشند.
گاهی اوقات حتی ممکن است خانههای مجردی حقیقی و بیرونی وجود نداشته باشد، در صورتی که اینخانهها به صورت مجازی شکل گرفتهاند. به عنوان مثال، دو نفر ممکن است به صورت چشمی تماس نداشته باشند یا همخانه نباشند، اما ماهها یا یک مدت طولانی با هم در ارتباط باشند و تبادل عواطف و احساسات بین آنها صورت گیرد.
ویژگی دیگر این ارتباطات، قدرت مانوری است که به جوانان داده است. از این رو، این هم یکی از جنبههای توسعه است که امکانات و تسهیلاتی برای جوانان فراهم است که میتواند در جنبههای مختلف مورد استفاده قرار گیرد و یکی از پیامدهای آن در این بُعد مد نظر شماست. من یکسری تحولات کلی را بیان میکنم که جامعه با آن مواجه است و غیرمستقیم به موضوع مد نظر شما منجر میشود.
بحث رسانهای شدن هم ویژگیدیگری است که میتوانیم بگوییم جوانی به نحوی، رسانهای شده است. در این جا هم بحث رسانههای داخلی مطرح است و هم رسانههای خارجی. در واقع در بسیاری از تولیداتی که در این زمینه صورت میگیرد، جوانی محوریت دارد و آنچیزی که در غرب اتفاق افتاده و فرهنگ آنها شده است در این تولیدات نمود پیدا میکند و اینها در واقع بازنمای همان اتفاقاتی است که در زندگی غربی روی داده است و در این رسانهها متبلور میشود و جوانان ایرانی که زندگیشان رسانهای شده است، در جنبههای مختلف در رسانههای قدیم و جدید از جمله رمانها، فیلمها، سریالها، بازیها و غیره با این رسانهها سروکار دارند و آن فرهنگ را میبینند.
مصرف رسانهها در بین جوانان ما بسیار زیاد است و دسترسی به رسانهها هم به طور روزافزون در حال افزایش است و به دلیل نبودن قانون کپیرایت در ایران، انواع و اقسام فیلمها، بازیها و نرمافزارها و غیره خیلی آسانتر از جاهای دیگر در اختیار جوانان قرار میگیرد. هیچ کدام از این مباحثی که بنده بیان میکنم بهتنهایی یک عامل منفی نیست. ممکن است جنبهی منفی هم داشته باشد، ولی لزوماً منفی نیست. همین رسانهای شدن میتواند در خدمت رشد، تعالی و تکامل انسان قرار گیرد، ولی ممکن است پیامدهایی هم برای حوزههای مختلف داشته باشد، از جمله در زمینهی شکلگیری خانههای مجردی.
به نظر شما آیا همهی افراد با انگیزهها و نیازهای یکسانی به این مدل از زندگی روی میآورند یا می توان بین آنها تفاوتهایی قایل شد؟
ما باید یک سنخشناسی از کسانی که خانهی مجردی دارند یا جدای از والدین خود زندگی میکنند، ولی هنوز ازدواج نکردهاند، داشته باشیم. به طور معمول در دوران جوانی، گذار از خانوادهی والدینی به خانوادهی زوجینی و بعد به مسکن مستقل با ازدواج همراه بود، ولی امروزه این گذارها از هم جدا شدهاند؛ یعنی، گذار به مسکن مستقل لزوماً با ازدواج همراه نیست و در ایران هم این اتفاق در حال شکلگیری است.
اگر بخواهیم یک سنخشناسی از این موضوع ارایه دهیم، موارد مختلفی مطرح است. برخی از کسانی که خانهی مجردی دارند به دلیل تحصیل این کار را کردهاند. همان طور که بیان کردم، در برخی از کلان شهرها این موضوع بسیار مشاهده میشود و دلیل آن این است که فرصتهای آموزشی قابل توجه در کلان شهرها وجود دارد و جوانان مجبور هستند برای این موضوع به کلان شهرها بیایند و به صورت فردی یا گروهی مسکن تهیه کنند و این نوع زندگی را داشته باشند.
در این سنخشناسی گروهی دیگر کسانی هستند که برای کار دست به تحرک میزنند و از خانوادهی والدینیشان جدا میشوند. اینها، علیرغم این که از خانوادهی خود جدا شدهاند، ازدواج نمیکنند، چون شرایط ازدواج را ندارند. این موضوع هم کاملاً متأثر از نوع توسعهای است که در کشورمان داشتهایم؛ یعنی، یک توسعهی نامتوازن و نابرابر اتفاق افتاده و امکانات اشتغال در کشور به طور برابر و منصفانه تقسیم نشده است. بنابراین خیلیها مجبور هستند برای یافتن شغل به شهرهای بزرگ مهاجرت کنند و امکان ازدواج هم ندارند. اینها هم به همان شکل ممکن است به صورت فردی یا گروهی خانهی مجردی داشته باشند.
دستهی دیگری که در این سنخشناسی میتوانیم به آنها اشاره کنیم، کسانی هستند که به علت خشونت خانوادگی از خانوادههایشان گریزان شدهاند و ممکن است در معرض آزار قرار گرفته و فرار را بر قرار ترجیح داده باشند. این موضوع در هر دو جنس صادق است، اما در مورد دختران و زنان جوان بیشتر مصداق دارد. گروهی از اینها ممکن است به طرق مختلف سر و کارشان به خانههای مجردی بیفتد. گروهی هم ممکن است به دلیل عدم تفاهم خانوادگی به خانههای مجردی روی بیاورند. این جا رابطهی خانواده با جوان مطرح نیست، بلکه ممکن است بین خود پدر و مادر عدم تفاهم به وجود بیاید و اینها، در حالی که با هم زندگی میکنند، طلاق عاطفی گرفته باشند و احساس ناراحتی کنند و بخواهند از آن فضا به نحوی فرار کنند. فرزندان این خانواده هم در معرض این قضیه هستند.
گروه دیگر، شاید به طور خاص برای لذتطلبی این کار را انجام دهند؛ یعنی، اصلاً با این منظور به خانهی مجردی رفته باشند که آزاد باشند و بتوانند به این لذتهایشان برسند. گروهی دیگر، که ممکن است با این گروه همپوشی داشته باشند، برای کسب هویت و تشخص دست به این کار میزنند. این گروه بیشتر از بین اقشار مرفه هستند. همان طور که میدانید، در جامعهی پسامدرن به جای این که هویت اشخاص با پیشینهی خانوادگی، شغل یا مانند اینها مطرح شود، با مصرف مطرح میشود. مسکن و فعالیتهایی که در آن اتفاق میافتد بخشی از همین مصرف است. برخی از خانوادهها خودشان به استقبال مسکن مستقل برای جوانانشان میروند و این موضوع را به نوعی روشنفکری و وسیلهایبرای کسب هویت و تشخص میدانند و فکر میکنند با این کار به جوانانشان بها میدهند، آنها را مستقل بار میآورند و به خواستههای آنها اهمیت میدهند.
همان طور که میبینید، یک سنخ یا گونهی واحد نداریم که در خانههای مجردی زندگی میکنند. گونههای متفاوتی هستند که لزوماً همهی آنها آسیبزا نیستند. به همین دلیل، به همهی آنها نباید به یک شکل نگاه کرد. از این رو، زمانی هم که راهحل میدهیم نمیتوانیم همه را یکسان و منفی ببینیم، نمیتوانیم همه را یکسان برونزا ببینیم و نمیتوانیم برای همهی آنها یک نسخهی واحد مطرح کنیم. باید ببینیم که بحث تحصیل، کار، خانواده و… چه طور است و به چه نحوی این موضوع برای سنخهای متفاوت پیش میآید و متناسب با آن راهکارهایی پیشنهاد دهیم.
منبع: برهان