گروه مطالعات سیاسی - ۰۴/۱۰/۱۳۹۰

محکومیت نسل کشی، حقیقتی که ابزار می‌شود

نگاهي تحليلي بر واقعيت نسل‌كشي در جهان امروز و سبب محكوميت جديد آن از طرف مجلس فرانسه

aramane75رصد، جواد نوائیان رودسری/ مجلس فرانسه انکار نسل کشی ارامنه را جرم اعلام کرد. موضوعی که در صدر اخبار رسانه‌های غربی قرار گرفت و موج تبلیغی و رسانه‌ای تازه‌‌ای را به راه انداخت، موجی که قرار است اندکی از بار تاثیر اعتراضات به نظام سرمایه‌داری در غرب بکاهد.

 

 

ظاهرا مجلس فرانسه در گیرودار مشکلات وخیم اقتصادی که دامن اروپا و از جمله فرانسه را گرفته، آنقدر بیکار بوده‌است که وقت خود را به طرحی بدهد که در عین ایمان به حقانیتش، سال­ها در انتظار رسیدگی بوده و در روزهای خوش جمهوری فرانسه در بایگانی‌ها خاک می‌خورده است! 

 

 

  

آمارهایی که گاهی دیده‌ نمی‌شوند!

بیش از یک و نیم میلیون ارمنی در فاصله سال­های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ توسط نیروهای ترک عثمانی قتل عام شده‌اند، هشتصد هزار یونانی در خلال همان سال­ها به سرنوشت ارامنه در خاک عثمانی دچار شدند. هشت میلیون ایرانی به وسیله نیروهای انگلیسی و در خلال سال­های آغازین قرن بیستم و به شکلی هدفمند بر اثر قحطی جان باختند، بیش از شصت میلیون سرخ‌پوست در فاصله صد سال در ایالات متحده و صرفا برای گسترش اراضی قتل عام شدند، چهل میلیون سیاه‌پوست در جریان بردن برده به آمریکا به شکلی کاملا وحشیانه تسلیم مرگ شدند تا سودای سوداگران برده فروش به حقیقت نزدیک شود و …

 

فرهنگ لاروس نژادکشی، یا به تعبیر غربی آن ژنوساید، را اینگونه تعریف کرده‌است:« نابودی روشمند یک گروه قومی از طریق قلع و قمع افراد آنها.» در این زمینه تاریخ آمارهای متفاوتی را ارائه داده است؛ آمارهایی که گاهی تکان دهنده و باور نکردنی می‌نماید، اما در وجود آنها نمی‌توان شک کرد. با این حال قرار نیست به قول روژه گارودی، حسابداری اموات به راه بیندازیم، قتل یک انسان بی­گناه، حتی اگر یک نفر باشد، از نظر هر موجودی که مختصات وجودی یک انسان را دارد منفور و غیر قابل تحمل است، آنچه هدف این بررسی است نوع نگاهی است که در طول سالیان متمادی به این قضیه شده و رفتارهایی است که غرب نسبت به این موضوع در پیش گرفته است.

   

اگر بخواهیم تعداد نسل کشی‌ها را تنها در قرن بیستم مورد بررسی و مداقه قرار دهیم رقمی قابل توجه به دست خواهد آمد. تا پیش از آن مسئله نسل کشی به مثابه یک روش هدفمند در ایجاد سرزمین­های نوین از سوی حکومت­های نه چندان متمدن دنبال می­شد، اما تمدن‌های بزرگ همواره مسئله مردم را برای انباشت ثروت در نظر داشتند و کمتر بدان دست می­زدند. با شروع قرن بیستم و رشد میلیتاریسم و قرار گرفتن جهان در آستانه جنگ­های بزرگ موضوع قتل عام در بسیاری از مناطق به شکلی هدفمند در دستور کار قرار گرفت، شاید بتوان علت اصلی آن را زیر دو عنوان اصلی مورد توجه قرار داد، رشد اندیشه‌های ناسیونالیستی و بلندپروازی‌های سیاسی و اقتصادی.

 

 

رشد اندیشه‌های ناسیونالیستی

اندیشه ناسیونالیسم که در حالت افراطی خود سر از فاشیسم و راسیسم در آورده است، در سال‌های آغازین قرن بیستم و به واسطه ارائه مکتب‌های گسترده مادی در این زمینه از یک سو و نیز استفاده بهینه دولت‌ها از آن برای برانگیختن ملت‌های خود در جهت اتحاد و گسترش منافع مادی و معنوی از طرف دیگر، به شدت مورد توجه قرار گرفت و زمینه‌‌ساز بسیاری از نسل‌کشی‌های نوین گردید. اوج بلوغ این نگاه در آلمان هیتلری اتفاق افتاد. آنها در خلال جنگ جهانی دوم، شمار قابل توجهی از جمعیت غیرنظامی اروپا را به بهانه‌های مختلف از بین بردند. با این حال آلمان تنها بازیگر این نقش نبود، شوروی با کشتار هدفمند یازده‌هزار لهستانی و چندین میلیون آلمانی غیر نظامی در خلال جنگ رقیبی درخور برای نازی­ها محسوب می‌شد.

 

زندان‌های مخوف سیبری و کامچاتکا خود اماکنی مخفی و خوف‌انگیز برای دامن زدن به گسترش قتل‌عام کسانی بود که به واسطه عدم تعلق به سیستم شوراها باید به کام مرگ فرستاده می‌شدند. سایر اعضای متفقین نیز در مقابل آلمان‌ها چیزی کم نگذاشتند. قتل عام هدفمند با بمب‌های فسفری در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم بر علیه آلمان آغاز شد. شهر سدان در یک روز شاهد مرگ سیصد هزار زن و کودکی بود که بر اثر انفجار بمب­های جدید متفقین و اختصاصا آمریکا، مرگی فجیع را با بدن‌های سوخته تجربه می‌کردند. روژه گارودی در کتاب خود، تاریخ یک ارتداد، پرده از نیات مهاجمین به شهرهای آلمان برداشته و ثابت می‌کند که کشتار دیوانه‌وار و هدفمند جمعیت، همانند نازی‌ها، در دستور کار متفقین نیز قرار داشته است.

 

 aramane2

 

 

مسئله نژادپرستی با وجود قطعنامه‌های مجلل اما از درون پوک محافل بین المللی و به ویژه سازمان ملل، همچنان بیماری ساری و جاری جهان امروز، و به ویژه مغرب زمین، باقی مانده و مبدل به عفریتی جهان شمول شده‌است. در حال حاضر چهارگوشه عالم، در خلال سال‌هایی که در آن ادعای بزرگ رشد تمدن انسانی مطرح می‌شود گرفتار این معضلند. موضوع نژادپرستی تنها محصور به ایده نازی­ها مبنی بر یک قدرت برتر نژادی نبود، گاهی نفرت عمیق ناشی از سیاست‌های استعماری دامن­گیر واجدین دو نژاد می‌شد.

 

رواندا، کشوری کوچک در آفریقا در آتش چنین نفرتی گرفتار آمد. اکثریت هوتو پس از استقلال رواندا، به سبب توجه بیشتر و حاکم کردن اقلیت توتسی توسط آلمان­ها و سپس بلژیکی‌ها بر آنان، دست به قتل عام توتسی‌ها زدند، در ۱۹۹۴ و تنها در طول ۱۰۰ روز بیش از هشتصدهزار نفر از نژاد توتسی، در آتش این نفرت سوختند. نسل کشی مبتنی بر نژادپرستی حتی پس از گذشت سال­های متمادی هنوز گلوی اروپای به ظاهر متمدن را نیز می فشارد، بوسنی و هرزگوین شاهدی جدی بر این مدعاست و فاجعه سربرنیتسا خود گواهی زنده و روشنی بر باقی بودن قضیه نسل کشی در ایده و اندیشه اروپایی‌های مدافع صلح ، آرامش و برابری است.

 

  aramaneh1

 

 

 

بلندپروازی‌های سیاسی و اقتصادی

پدیده استعمار در قواره اصلی خود، از اواسط قرن نوزدهم پدیدار شد. بر خلاف آنچه که در مورد نسل کشی رایج است، حجم بسیار بالایی از نسل‌کشی‌ها برای دستیابی به منافع مالی و سیاسی اتفاق افتاده‌اند. این روش هدفمند برای سوزاندن ریشه ملت­هایی به کار گرفته می‌شد که حاضر به کرنش در برابر استعمار نبودند. رفتار استعمارگران فرانسوی در الجزایر، کشتار گسترده سرخ‌پوستان بومی آمریکا، کشتار هدفمند ایرانیان در اوایل قرن بیستم به وسیله نیروهای انگلیسی و از طریق ایجاد قحطی مصنوعی در کشور (با بیش از هشت میلیون قربانی)، کشتار بومیان استرالیایی به وسیله مهاجرین انگلیسی برای تصاحب سرزمین­های آنان؛ همه از مثال­های بارز و روشن در این زمینه­اند. موضوع نسل‌کشی ارامنه که به تازگی و پس از گذشت صد سال مورد توجه غربی­ها قرار گرفته و مجلس فرانسه اقدام به وضع قوانین کیفری در زمینه انکار آن نموده است، در حقیقت واکنشی بود که دولت عثمانی در مقابل تمایل برخی از ارامنه به متفقین (در خلال جنگ جهانی اول) از خود نشان داد، واکنشی وحشیانه که به طرز عجیبی مورد انکار مقامات ترکیه امروزی قرار می‌گیرد. آنها برای جلوگیری از پیوستن جمعیت انبوه ارامنه شرق ترکیه به متفقین و به طور اختصاصی روس­ها،  چاره را در حل بنیادین مسئله ارامنه، یعنی محو کردن جمعیت آنها از شرق ترکیه امروزی، دیدند. با وجود اینکه در آمارهای ارائه شده توسط ارامنه و محافل بین‌المللی در زمینه میزان و وسعت این کشتار تردید جدی وجود دارد، اما مسئله کشتار و جابجایی هدفمند جمعیت ارامنه در خاک عثمانی آن­قدر مشهود و مستند است که نیازی به اثبات ندارد و تلاش­های دولت ترکیه در این زمینه بیشتر به پنهان کردن دم خروس شبیه است!

 

نسل کشی در فلسطین، تلفیقی از دو عامل

کشتار هدفمند ملت فلسطین به وسیله صهیونیست‌ها، که بارها در محافل بین‌المللی و حتی سازمان ملل از آن به نوعی رفتار خصمانه نژادی و نژادپرستی تعبیر شده است، در واقع تلفیقی از دو علت یاد شده‌ است. اگر چه کشتار و اخراج هدفمند فلسطینی ها در طول بیش از ۶۰ سال اشغال، بیشتر جنبه توسعه­طلبی و زیاده‌خواهی استعمارگران نوین در قلب ممالک اسلامی را هویدا می‌کند، اما نمی‌توان از رفتارهای نژادپرستانه و قتل‌عام‌های به اصطلاح مقدسی که صهیونیست‌ها بر پایه اندیشه‌های خود در دیریاسین و نواحی مانند آن به راه انداختند چشم پوشید.

 

 deiryasin

 

 

نسل کشی ارامنه و نگاه دوگانه

با تصویب قانون اخیر در مجلس فرانسه، نخستین قانون مدون جزایی در مورد انکار نسل کشی ارامنه تدوین شده‌است. البته شناسایی رسمی این واقعه در منظر جهانیان از مدت­ها قبل آغاز شده‌بود و کشورهای بسیاری نسبت به شناسایی این اتفاق اقدام کرده بودند اما این تمام مسئله نیست.

 

حسین فردوست، دوست و ندیم شاه ایران، در خاطرات خود از داشناکسیون به عنوان حزبی قدیمی یاد می‌کند که باید دشمنان ارامنه در تمام جهان را مورد تعرض قرار دهد. این حزب،  (که در داخل خاک عثمانی نیز فعال بود و شاید یکی از جدی‌ترین اسباب تحریک ترک­ها برای وقوع نسل‌کشی ارامنه محسوب می شد)، از مدت­ها قبل پیوندهای مرموزی را با محافل مخفی در اروپا برقرار کرده، ولی به سبب عدم اهمیت، هیچ­گاه رفتار و روابط آن مورد بررسی جدی و مطالعه ویژه قرار نگرفته است. کوشش جدی آنها برای معرفی و اعلام فاجعه وقوع یافته، البته در خور و شایسته احترام است، اما باید دید این تاییدات با چه روشی بدست آمده است. آنها برای اثبات حقانیت خود گاهی عکس طلعت‌پاشا، مقام ترک در دولت عثمانی و ظاهرا پایه­گذار این قتل عام موحش، را در کنار هیتلر قرار می‌دهند و خود را مانند یهودیانی می‌دانند که در خلال جنگ جهانی دوم قتل عام شده‌اند و گاهی به عکس با انتشار جزواتی در روزهای منتهی به روز قدس – به ویژه در ایران– خود را مبتلا به همان  دردی می‌دانند که امروز فلسطینیان از دست همان یهودیانی متحملند که ادعای آنها برای اثبات حقانیت موضوع قتل عام ارامنه به کار گرفته شده‌است!

 

این همدردی‌های گسترده و در عین حال متعارض نشان می‌دهد که برای آنها تنها اثبات مسئله به هر نحو ممکن مهم بوده و روش دستیابی به آن اهمیت چندانی ندارد. شاید همین روش پرنقد و غیرقابل­قبول بود که منجر به قرار گرفتن موضوع آنها در لیست موضوعات قابل اجرا در فشارهای دیپلماتیک و سیاسی محافل اروپایی مورد توجه قرار گرفت و در اوضاع آشفته کنونی اروپا، با اهداف سیاسی و اجتماعی و در حقیقت ایجاد یک بمب رسانه‌ای جدید در محافل سیاسی غرب مورد استفاده قرار گرفت؛ و الا مسلم است که موضوع قتل عام ارامنه، در عین غیرانسانی بودن، فاجعه‌ای است نظیر موارد مشابه­اش در فلسطین، روآندا و ده­ها منطقه دیگر.

 

 

غرب و نگاه ابزاری به نسل‌کشی

آنچه قابل توجه و دقت است رفتار دوگانه غرب در مورد برخورد با این جنایت­هاست. آنها بلافاصله پس از پایان جنگ جهانی دوم، در کمتر از یک سال و با استناد به دادگاه نورنبرگ، قتل عام یهودیان اروپا را با رقم بالای ۶ میلیون یهودی! به تصویب رسانده و منکر آن را مستحق کیفر دانستند. رقمی که در سال‌های بعد به یک میلیون تقلیل یافته و تعدیل شد! آنها به رای دادگاهی استناد کردند که بر اساس اساسنامه‌اش «خود را ملزم نمی‌دانست در مواردی که شهرت دارند دلیل و مدرک مطالبه کند! (ماده۲۷)» و وقتی متفقین موضوع نسل‌کشی یهودیان را یک امر معروف تلقی کردند، برای زدن برچسب و صدور حکم، مانعی وجود نداشت!! با این حال صدور چنین حکمی برای ارامنه، بیش از یک­صد سال وقت لازم داشت. مشکل اساسی ارامنه در اثبات این مدعا، ظاهرا دادگاهی مانند نورنبرگ بود که هیچ‌گاه برای آنها، به دلیل عدم اهمیت وجودشان نزد غربی­های به ظاهر متمدن، تشکیل نشد و تنها زمانی درخور توجه قرار گرفت که باید از آن به عنوان ابزاری در جهت منافع سیاسی بهره می‌بردند. ظاهرا در این راستا، قتل عام­هایی مانند رواندا و سربرنیتسا، به دلیل عدم اهمیت، به چندین قرن زمان برای صدور چنین حکمی نیازمندند!

 

واقعیت آن است که نغمه دفاع از حقوق انسان­ها در غرب، آن­قدر مضحک و تهوع­آور است که تمسک به آن تنها وضع را پریشان‌تر از قبل کرده و تشت رسوایی مدافعین دروغین حقوق بشر را از پشت­بام ظاهرا بلند غربی­ها پایین انداخته است.

 

 

 

به اشتراک بگذارید
  • Add to favorites
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email
  • RSS
  • PDF
  • Print

مطالب مرتبط

......................................................................................................................................................................................................................................................


درج نظرات

اگر این مطلب را می پسندید بر روی 1+ کلیک کنید :