رصد، حسین افشار صفوی/ تحریم بانک مرکزی موضوعی است که به وسیله دولت بریتانیا صورت گرفت ولی با استقبال سازمان ملل و نیز سایر کشورها، بهخصوص کشورهایی که حجم زیادی از مبادلات تجاری را با ایران دارند، مواجه نشد. حجم بسیار محدود روابط تجاری با انگلیس که قطع آن مساله خاصی را ایجاد نمیکند…
وجود راههای متفاوت جهت انجام مبادلات مالی بین المللی، مستقل بودن تجار یک کشور در تجارت بین الملل و نیز تاثیری که تحریم بانک مرکزی در بازار جهانی نفت دارد، سبب محدود شدن اثرات تحریم میشود؛ هرچند که این موضوع نباید باعث جدی نگرفتن مساله و عدم مدیریت صحیح آن بشود.
بانکهای مرکزی در تمامی کشورهای دنیا از اهمیت فوقالعادهای برخوردار هستند و به همین دلیل است که تصمیمگیری در خصوص آنها با حساسیت ویژهای انجام میشود. چندی پیش دولت بریتانیا در اقدامی ضدایرانی، دستور قطع دادوستد تمام موسسات مالی این کشور را با سیستم بانکی جمهوری اسلامی اعلام کرد. روابط بانکی و مالی انگلیس و ایران قبل از این تحریم و به دلیل تحریمهای قبلی، به پایین ترین حد خود در سالهای اخیر رسیده بود و مدتهاست ایران با انگلیس رابطه بانکی به ویژه در سطح بانک مرکزی ندارد. بنابراین حرکت وزارت دارایی انگلیس چندان اقدام تاثیرگذاری نیست. این تحریم شامل روابط بانکی قراردادهای جاری هم که پیش از این منعقد شده، میشود و فقط همین ارتباط محدود مالی را از بین میبرد. بازتاب اقدام دولت انگلیس درتحریم بانک مرکزی ایران نیز این بود که مجلس شورای اسلامی مصوبهای را برای کاهش سطح روابط با این کشور تصویب کرد و این موضوع در راستای پاسخگویی به مجموعه رفتارهای انگلیسیها بود.
دامنه تحریم بانک مرکزی
طرح چنین تحریم هایی کاملا غیرکارشناسی، غیرحرفهای و غیربانکی است و اینکه یک کشور چنین تصمیمی را اتخاذ نماید، نمیتواند مبنای جهانی داشته باشد. بیشتر به نظر میرسد که دولت بریتانیا خود را تحریم کرده است نه ایران را. هماکنون آمریکا بیشتر به دنبال این است که کشورهای بیشتری را با خود همراه کند. یکی از طراحیهای آمریکا و برخی از کشورها این بود که به بهانهای چون عدم رعایت حقوق بشر و گسترش سلاحهای هستهای تحریمهای جدیدی را علیه اقتصاد ایران و بانک مرکزی اعمال کنند اما این امر در شورای حکام و سازمان ملل مورد استقبال قرار نگرفت. کشورهای دنیا هم هیچ وقت تابع یک یا دو کشور نمیشوند که اگر یک عده به ناحق یک کاری کردند بقیه این کار را انجام دهند.
با این حال این امکان وجود دارد که یک کشور تصمیماتی اتخاذ کند که تنها برای خود معتبر است و لزوما مردم آن کشور نیز از آن تبعیت نکنند. به عنوان مثال یک تاجر انگلیسی اگر منافعش ایجاب کند خود را مقید به تصمیم وزیر مالی کشور انگلستان نمیکند.
اثرگذاری تحریم بانک مرکزی بر اقتصاد ایران
تحریم بانک مرکزی ایران به دلیل تاثیری که در بازار جهانی نفت دارد، نمیتواند تصمیمی منطقی باشد و تحریمکنندگان نسبت به این واقعیت اشراف دارند که عملیکردن این تصمیم خودشان را هم با ضررهایی جبران ناپذیر روبهرو میکند. علاوه بر این مثلا اگر دولتی بگوید که روابط بانک مرکزی خود را با دولت دیگر قطع نموده است، معلوم نیست که مبادلات آنها چگونه باید تسویه شوند. چون مرجع تسویه حساب مطالبات بین طرفین بانک مرکزی و ساز و کار بانک مرکزی است. بنابراین، به نظر میرسد ممکن است بتوان با یک نظام بانکی در یک کشور قطع رابطه کرد، اما قطع رابطه با بانک مرکزی یک کشور ابتدا مضراتی برای کشور تحریم کننده خواهد داشت.
به کلام دیگر ممکن است یک کشور بگوید من رابطه خود با بانکهای تجاری و یا سرمایه گذاری فلان کشور را قطع میکنم، اما قطع رابطه با بانک مرکزی به مفهوم آن است که نه مطالباتم را طلب میکنم و نه بدهیهای خود را خواهم پرداخت. آنچه که غرب از تحریم بانک مرکزی دنبال میکند انسداد مبادلات بینالمللی است درحالیکه در حال حاضر روشهای مختلفی برای مبادلات وجود دارد و با استفاده از آن میتوان تحریم را بیاثر کرد.
حتی این مطلب را افرادی مانند هنری اسمیت، متخصص امور خاورمیانه، به این شکل بیان کرده اند که این اقدام بریتانیا به سیستم مالی ایران صدمه چندانی نمیزند، و تصمیم لندن، تا زمانی که هند و چین و دیگر کشورها به همکاری مالی با ایران ادامه دهند، کارایی محدودی دارد.
راه حل مواجهه با مساله
تاثیرپذیری کم ایران از این تحریمها و نیز سایر مسائل مطرح شده در بالا نباید باعث شود که ما مسالهای مهم چون تحریم را جدی نگیریم و با این ذهنیت که آنها نمیتوانند تحریم کنند یا تحریمها تاثیرگذاری منفی نخواهند داشت، نسبت به این موضوع بیتفاوت باشیم. ما باید با کارهای کارشناسی به شناخت صحیحی از کماثر، بیاثر یا تاثیرگذاربودن تحریمها برسیم تا از این طریق واکنش مناسبی به شرایط مختلفی که احتمال وقوعش میرود، نشان بدهیم و برنامههای مالی را به گونهای تنظیم کنیم که در صورت شرایط بدتر هم بتوانیم شرایط را مدیریت کنیم.
لازم است با توجه به اهمیت بانک مرکزی و اینکه شرایط این بانک تا چه حد آن را در اقتصاد کشور مهم میکند، راهکارهای مناسبی را برای تحریمها یا تصمیمهای آنچنانی دنیای غرب پیدا کنیم و این را هم بدانیم که ظرفیتهای مالی ایران و جایگاه ما در بازارهای جهانی به حدی است که بتوانیم با استفاده مطلوب از داشتههایمان به مقابله با دشواریها برویم و آسیبها را به پایینترین حد ممکن خود برسانیم. اتخاذ سیاستهای مناسب میتواند درجه خودکفایی کشور را بالا ببرد تا اثرات این تحریمها و تحریم بانک مرکزی خنثی شود.