گروه مطالعات سیاسی - ۱۳/۱۰/۱۳۹۰

بررسي کارنامه سیاست خارجی اوباما درآستانه انتخابات رياست جمهوري اين كشور (1)

اوباما و تروریسم

usa-siasatرصد، عزیزالله حاتم زاده/ اوباما تا حدودی از خبر کشته شدن “بن لادن” استفاده تبلیغاتی کرد و طرفداران او با عکس اوباما و پرچم آمریکا در محل حوادث ۱۱سپتامبر به شادی پرداختند. او همچنین تلاش کرد تا از برانگیخته شدن احساسات مسلمانان جلوگیری کند. وی در مصاحبه تلویزیونی خود اعلام کرد که ” اسامه بن لادن رهبر مسلمانان نبود، بلکه قاتل آن‌ها بود”.

 

 

ایالات متحده به مقتضای نقش، جایگاه و منافع خود در نظام بین­المللی پس از جنگ جهانی دوم، همواره بیش از آنکه به سیاست داخلی و مسائل داخلی خود بپردازد، به مسائل  بین­المللی و حوزه سیاست خارجی بها داده است. در واقع، آنچه که بیش از هر موضوعی توانایی و قابلیت روسای جمهور این کشور را اثبات کرده است و حمایت عمومی را به ارمغان آورده است، توانایی و مهارت آن‌ها برای حل مسائل بین­المللی و کنترل بحران‌ها بوده است. اگرچه مردم این کشور تا حدودی از این موضوع ناراحت هستند و جنبش وال استریت به نوعی بازتاب نارضایتی مردم آمریکا از غفلت روسای جمهور این کشور از مسائل داخلی است، اما غالب مردم این کشور با ایفای نقش بین­المللی آمریکا موافق هستند و تصور می­کنند که آمریکا وظیفه و رسالت مدیریت جهان را بر عهده دارد.

 

با توجه به اینکه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده قرار داریم، نوشتار حاضر در صدد است تا طی چندین شماره به بررسی عملکرد باراک اوباما در قبال مسائل مهم و مطرح در سیاست خارجی آمریکا از جمله تروریسم، جنگ عراق و افغانستان، پرونده هسته­ای ایران و  روابط با اتحادیه اروپا و اسرائیل بپردازد. در ضمن سعی خواهد شد تا میزان رضایت و موافقت مردم آمریکا با عملکرد اوباما در هر یک از این حوزه­ها مورد بررسی قرار گیرد.

 

 

سیاست خارجی اوباما

رویکرد جورج بوش به سیاست خارجی آمریکا نارضایتی گسترده­ای را در میان مردم این کشور به‌ویژه در اواخر ریاست جمهوری وی به همراه داشت؛ بوش آمریکا را وارد دو جنگ پرهزینه کرد که تا زمانی که کاخ سفید را ترک نمود، نتیجه روشنی از هیچکدام از آن‌ها نگرفت.  رویکرد او مبتنی بر نظامی گری، یکجانبه­گرایی و تقویت بودجه دفاعی بود. به گونه­ای که هزینه­های رفاهی و بهداشتی قربانی مخارج گسترده نظامی دولت بوش شد. این نارضایتی عمومی از سیاست خارجی بوش، در انتخاب فردی منعکس شد که با شعار “تغییر” وارد عرصه رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری شده بود. در واقع، اوباما با درک درست شرایط آمریکا و خواسته­های مردم، وعده داد که رویکرد دولت بوش را تغییر می­دهد و ضمن تاکید بر همکاری بین­المللی، هزینه‌های نظامی را کاهش می­دهد، به حضور نظامی در عراق پایان می­دهد، به مسائل داخلی آمریکا توجه بیشتری می­کند و حیثیت بین­المللی آمریکا را احیا می­کند.

 

رویکرد باراک اوباما به سیاست خارجی وجه مشترکی با رویکرد بوش ندارد؛ در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما، سیاست خارجی آمریکا تغییر کرده­است و در واقع، اوباما تلاش‌های بلند پروازانه‌ای برای تعریف مجدد نگرش ایالات متحده به جهان انجام داد. اگرچه اوباما نیز در برخی اصول به ناچار دیدگاهی مشابه جورج بوش داشت، اما نمی­توان تغییرآشکار رویکرد او را نسبت به بوش نادیده گرفت.

 

او به جای یکجانه­گرایی مد نظر بوش، به چندجانبه­گرایی و همکاری بیشتر با متحدان رو آورده است، تاکید کمتری بر قدرت نظامی دارد و در مقابل تلاش می­کند که قدرت نرم آمریکا را تقویت نماید، اشتباهات گذشته آمریکا را می­پذیرد و برای تغییر دیدگاه عمومی در جهان نسبت به آمریکا تلاش می­کند.

 

 

رویکرد اوباما به تروریسم

تهدید تروریسم و حملات تروریستی برای آمریکا موضوع جدیدی نیست. درواقع، از دهه ۱۹۷۰ به بعد آمریکا همواره شاهد حملات مختلف به سربازان، پایگاه‌های نظامی، سفارت و کنسولگری، و یا مراکز تجاری خود در جهان بوده است. این حملات بیشتر در خارج از خاک آمریکا روی داد و مرکز اصلی آن‌ها خاورمیانه بود؛ که این موضوع بیش از هر چیزی معلولِ دخالت­های آمریکا در خاورمیانه و سیاست­های این کشور در منطقه است. اما حملات ۱۱ سپتامبر دو تفاوت اساسی با سایر حملات تروریستی برعلیه آمریکا داشت؛ نخست اینکه، برخلاف حملات قبلی که غالبا در خارج از خاک آمریکا روی داده بود، این حملات در درون آمریکا روی داد و مهمترین شهرها (واشنگتن و نیویورک) و مراکز این کشور را هدف قرار داد. نماد قدرت اقتصادی(برج‌های دوقلو) و نظامی (پنتاگن) آمریکا در جهان هدف قرار گرفت و این موضوع یک شوک بزرگ به شهروندان و دولت آمریکا وارد کرد.

 

دوم اینکه، برخلاف حملات قبلی که بیشتر غیرنظامیان را هدف قرار می­داد و تلفات آن اندک بود، در این حملات حدود سه هزار نفر از مردم غیرنظامی آمریکا کشته شدند.

 

این حملات زمینه را برای بهره­برداری دولت بوش فراهم کرد؛ در دوره بوش موضع آمریکا در مقابل تروریسم، “جنگ” بود و این موضوع به روشنی در استراتژی امنیت ملی آمریکا برای مبارزه با تروریسم بیان شد و در لشگرکشی به افغانستان و عراق نمود یافت.

 

علاوه بر این، بودجه دفاعی به طرز سرسام­آوری افزایش یافت که به معنای کاهش هزینه­های رفاهی و بهداشتی بود. در داخل نیز، دولت بوش به بهانه تامین امنیت با تصویب قوانینی مانند لایحه میهن دوستی آمریکا (USA PATRIOT Act) حقوق و آزادی‌های شهروندان را محدود کرد. همچنین ایجاد زندان‌هایی مانند گوانتانامو و انجام اعمال غیرانسانی باعث شد که اعتبار آمریکا بیش از پیش خدشه دار شود. سیاست­های بوش، مشکلات آمریکا را پس از ۱۱سپتامبر دوچندان کرد و تا حدودی بر دیدگاه آمریکاییان تاثیر نهاد. فرید زکریا در این باره معتقد است که ” تاریخ، یازدهم سپتامبر را به عنوان سرآغاز افول هژمونی بی‌رقیب آمریکا به یاد خواهد آورد. در یازدهم‌‌سپتامبر، جهان در آرامش بود و ایالات متحده بر آن چیرگی داشت. با مازاد بودجه روبه‌رو بودیم. نفت بشکه‌ای ۲۸‌دلار و اقتصاد چین یک‌پنجم اقتصاد آمریکا بود. امروز (سپتامبر ۲۰۱۱) آمریکا در سراسر جهان در حال جنگ است. ۵/۱‌‌تریلیون دلار کسری بودجه داریم، نفت به بشکه‌ای ۱۱۵‌دلار رسیده و چین دومین اقتصاد بزرگ دنیاست. آمریکا باید توانش را صرف حل مشکل اصلی‌اش کند یعنی دوام در دنیای در حال تحول و پر‌جنب و جوش فعلی. نیاز اصلی نه یک سیاست خارجی قدرتمند یا جنگ، بلکه تغییراتی مهم در خانه است. آنان تهدیدی برای ما نیستند. تهدید اصلی خود ما هستیم.”

 

این دیدگاه در میان اغلب مردم آمریکا وجود داشت و روی کار آمدن اوباما تا حدودی محصول این شرایط بود. اوباما با آگاهی از این وضعیت، سعی کرد تغییرات مهمی را در رویکرد آمریکا به تروریسم ایجاد کند. آشکارترین علامت تلاش او برای تغییر رویکرد آمریکا به تروریسم، در استراتژی امنیت ملی آمریکا نمایان است. اوباما با انتشار استراتژی امنیتی آمریکا در سال ۲۰۱۰، واژه جنگ گسترده علیه تروریسم، که تا آن زمان بیانگر رویکرد آمریکا به تروریسم بود، را حذف کرد و به‌جای آن اعلام کرد که آمریکا “اکنون تنها با القاعده و شرکای تروریست آن در جنگ است”. به همین دلیل، این دولت سعی می­کند که مبارزه با تروریسم را در جاهایی که تروریست­ها آموزش می­بینند و حملات تروریستی در آنجا برنامه ریزی می­شود (افغانستان، پاکستان، یمن، سومالی و ..) متمرکز کند. اوباما برخلاف بوش که اسلام و مسلمانان را عامل تروریسم می­دانست و ایده جنگ صلیبی را مطرح کرده بود، سعی داشت تا حداقل در ظاهر، این دوموضوع را از هم تفکیک کند و به مسلمانان جهان احترام بگذارد.

 

مهمترین دستاورد اوباما در مبارزه با تروریسم که جنبه تبلیغاتی زیادی در داخل آمریکا و جهان داشت، کشتن اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده بود که پس از حملات ۱۱ سپتامبر یکبار دیگر در صدر اخبار جهان قرار گرفت. با اعلام خبر کشته شدن بن­لادن توسط اوباما، در واقع پروژه­ای که به نام جورج بوش آغاز شده بود، به کامِ اوباما تمام شد.

 

اوباما تا حدودی از این خبر استفاده تبلیغاتی کرد و طرفداران او با عکس اوباما و پرچم آمریکا در محل حوادث ۱۱ سپتامبر به شادی پرداختند. او همچنین تلاش کرد تا از برانگیخته شدن احساسات مسلمانان جلوگیری کند. وی در مصاحبه تلویزیونی خود اعلام کرد که ” اسامه بن لادن رهبر مسلمانان نبود، بلکه قاتل آن‌ها بود”. اوباما القاعده را عامل مرگ عده زیادی از مسلمان ها دانست و گفت که مرگ وی اجرای عدالت بوده و برای همه انسان‌هایی که به دنبال صلح هستند، خبر خوبی است.

 

عدم پایبندی آمریکا به قوانین و حقوق بین­المللی در مبارزه با تروریسم در دوره بوش، یکی از دلایل برانگیختن احساسات ضدآمریکایی در جهان و اعتراض مراجع حقوقی و بین­المللی بود. با روی کار آمدن اوباما در ژانویه ۲۰۰۹، اقدامات مهمی در این زمینه شکل گرفت. اوباما تلاش‌های زیادی برای بستن زندان گوانتانامو در کوبا، که آمریکا از سال ۲۰۰۱ برای مقابله با تروریسم ایجاد کرده است،  انجام داد. اگرچه این شعار اوباما، بستن زندان گوانتانامو، تا کنون محقق نشده است، اما در نتیجه تلاش‌های او حدود ۶۰۰ نفر از زندانیان که تعداد آن‌ها ۷۷۹ نفر اعلام شده بود، به زندان‌های دیگر منتقل شده­اند.

 

اوباما همچنین تلاش‌های زیادی برای مقابله با اعمال شکنجه و روش‌های غیرانسانی بازجویی که به بهانه مبارزه با تروریسم انجام می­شد، بکار برد. او دو روز پس از آنکه به قدرت رسید با دستور اجرایی ۲۲ ژانویه ۲۰۰۹، تاکتیک‌های بازجویی مانند شکنجه را ممنوع اعلام کرد و دستور تحقیق در باره فعالیت‌های غیرقانونی در دوره بوش را صادر کرد.

 

در مجموع می­توان گفت که شهروندان آمریکایی از عملکرد اوباما در قبال تروریسم نسبتا راضی هستند. بر اساس آمار موسسه نظر سنجی مارشال در سال ۲۰۱۱، از میان شهروندان آمریکایی میزان رضایت نسبت به عملکرد اوباما در قبال تروریسم بین­المللی به شکل زیر است [۱]:

 

 

 

گروه نظر دهنده

میزان رضایت

دموکرات­ها

                                       ۸۶%

جمهوریخواهان

۴۹%

مستقل

۶۷%

 

منبع: GM F, 2011, p.7

 

 

 

…………………………………………………………………………………………………………..

۱- Transatlantic Trends: Key Findings (2011), The German Marshal Fund of the United States , available  at: http://www.gmfus.org/publications_/TT/TT2011_final_web.pdf

 

 

 

به اشتراک بگذارید
  • Add to favorites
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email
  • RSS
  • PDF
  • Print

مطالب مرتبط

......................................................................................................................................................................................................................................................


درج نظرات

اگر این مطلب را می پسندید بر روی 1+ کلیک کنید :