رصد، محمدجواد استادی/ پاورقیها که در بخش قبل به سابقة تاریخی آنها اشاره شد، به مرور توانسته بودند با قشر وسیعی از مخاطب در طول زمان ارتباط برقرار نمایند. همچنین تجربه انتشار پاورقیهای چاپ شده به شکل کتاب با تیراژهای چند برابر استاندارد معمول، مشوق خوبی برای ناشران و سرمایهگذاران عرصة نشر شده بود.
با تغییر جریان و سیاستهای مطبوعات در ایران، به تدریج نویسندگان و ناشران تصمیم گرفتند تا آثاری را با ویژگیهای اصلی داستانهای دنبالهدار یا پاورقی به صورت مستقل و یکپارچه و در قالب کتاب منتشر نمایند. این کتابها در تیراژهایی چند برابر و با تجدید چاپهای فوقالعاده روانة بازار شدند و ادبیاتی ویژة عامة جامعه را منطبق بر سلیقههای عمومی ایشان به وجود آوردند.
در واقع امروز با تغییراتی که در شیوة فعالیت مطبوعات به وجود آمده است پاورقینویسی داستانی صرفا محدود به نشریات کاملا عامهپسند گردیده است. اما رمانهای عامهپسند به شکل وسیعتری منتشر که با استقبال خوب مخاطب و تجدید چاپهای چندباره روبهرو میشوند.
در ابتدای شکلگیری ادبیات عامهپسند که حاصل فعالیت نشریات عامهپسند و پاورقیهای آنان بود، نگاه متفکران و اندیشمندان ادبی به این مقوله منفی بود. تا جایی که «دنیس تامپسن»، ادبیات عامهپسند را خوار و «جبران مافات» میداند. زیرا معتقد است که این نوع از آثار مخاطب را به سوی جهانی بیمحتوا سوق میدهد. اکنون با گذشت سالها از شکلگیری ادبیات عامهپسند در غرب و به دلیل رشد جامعه در سطوح مختلف، شاهد ارتقای محتوایی ادبیات عامه غرب هستیم. اما در ادبیات داستانی ایران تقریبا تحولی که باید، در ادبیات عامیانه اتفاق نیفتاده است. «جمال میرصادقی» پژوهشگر عرصة ادبیات داستانی، آثار این حوزه از ادبیات را فاقد ارزش ادبی و سطح رمان و نویسنده را همسطح با ذوق جامعه میداند.
نکتهای دیگر که نباید از آن غافل ماند این است که در واقع ما امروز با ادبیات عامهپسند مکتوب روبهرو هستیم. چنانچه در مورد پاورقیهای حماسی اشاره شد، میتوان گفت که در ادبیات شفاهی تمام جوامع چیزی به نام ادبیات عامه یافت میشود. اما با به وجود آمدن صنعت چاپ و شکلگیری مطبوعات و نفوذ همان نگرش و آثار به مطبوعات، این نوع از ادبیات تا حدودی قاعدهمند و دارای ساختار گردید. تا جایی که شاید امروز با اغماض بتوان «ادبیات عامهپسند» را ژانری مستقل دانست.
یکی از ویژگیهای مهم داستانهای عامهپسند که در پاورقیهای مشهود بود، بحث نزدیکی مضمونهای داستانها به علائق و آروزهای مخاطبان بود. در واقع آروزها و تمایلات و رؤیاهای افراد یک جامعه در این پاورقیها منعکس میشد. به عبارت بهتر در این پاورقیها قهرمانسازی به معنی خاص آن (نه به معنای پروتاگونیست) به بهترین شکل اتفاق میافتاد. قهرمان به معنای فردی قوی و قدرتمند که با تمام مشکلات مبارزه میکند و پیروز میشود. در واقع همین ویژگی در انواع دیگری که به پاورقینویسی نزدیکند نیز سرایت کرده است. به عنوان مثال کمیک استریپهای معروفی که از همین ساختار پاورقینویسی پیروی میکنند و حتی به سینما نیز نفوذ کردهاند.
در داستانهای عامهپسند و همچنین پاورقی حواشی و اتفاقات فرعی بسیار مهم بوده و برای مخاطب جذاب هستند. مخاطب به دنبال روبهرو شدن با اتفاقات جدید و حوادث پیشبینی نشده است و این نیاز مخاطب در این آثار به بهترین شکل پاسخ داده میشود.
ویژگی دیگر این داستانها گفت وگونویسی است. شخصیتها با یکدیگر گفت وگو میکنند، همانگونه که افراد در جامعة واقعی با یکدیگر صحبت میکنند. در واقع در پاورقی داستانی یا داستانهای عامه، گفتگو بسیار حائز اهمیت است.
از دیگر ویژگیهایی که منجر به جذب بیشتر مخاطب به سمت این آثار میشود، نگاه طنز نویسنده است. معمولا حتی در داستانهای جدی رگهها و سایههایی از طنز در سطوح مختلف وجود دارند که موجب شیرینی اثر و وادار ساختن مخاطب به تعقیب داستان میگردد.
این نوع داستانها از قصهگویی سریع، ریتم تند، تعلیق مناسب و شخصیتپردازی خاص خود بهره میبرند. و مخاطب به بهترین شکل با شخصیت همذاتپنداری میکند. (همذات پنداری عمومی نه به معنای خاص و فنی ادبی آن)
در ایران میتوان داستانهای عامهپسند را که از دل پاورقینویسی شکل گرفتهاند در دو دستة موضوعی تقسیم نمود. دستة نخست داستانهای پلیسی و جنایی هستند،که هنوز نیز در ایران با استقبال مخاطب روبهرو میشوند. البته این داستانها از نظر سطح با هم تفاوت بسیار دارند. به عنوان مثال در نمونههای خارجی میتوان از آثار «ریموند چندلر» نام برد که از لحاظ ادبی و فنی آثاری درخشان و قابل اعتنا به حساب میآیند. اما آثار جنایی پلیسی ایرانی عموما به بلوغ لازم نرسیدهاند.
دستة دیگر رمانها و داستانهای موسوم به «عاشقانه» است، که در ایران با استقبال فراوان روبهرو میشوند. داستانهایی که یک ماجرای عشق و عاشقی را محور قرار داده و حوادثی را حول این محور اصلی ایجاد میکنند. نویسندة این آثار را معمولا زنان نویسنده تشکیل میدهند. که تمی تکراری را دستمایة آثار خود قرار داده و با گذشت زمان نیز رشد و تحول زیادی نیز پیدا نکردهاند. هر چند این آثار از لحاظ فروش و جذب مخاطب جزء بهترینها هستند.
ادبیات عامهپسند چه نقشهایی را در جامعه ایفا میکند؟
شاید بتوان گفت مهمترین نقش ادبیات عامهپسند، سرگرمی باشد. طبیعتا افراد هر جامعهای به سرگرمی نیاز دارند؛ لذا با توجه به وضعیت اقتصادی، شرایط فرهنگی و امکانات جامعة ما به نظر میرسد شکلگیری داستان عامهپسند میتواند به عنوان ابزاری مناسب در رفع این نیاز ایفای نقش کند.
دومین نقش ادبیات عامهپسند نقش تربیتی و آموزشی است. بدیهی است که این نوع از ادبیات با گسترة ارتباطیاش میتواند در شکلگیری آموزههای ارزشی و اجتماعی نقشی جدی ایفا نماید؛ لذا جهت تنظیم و هدایت این نوع از آموزشها، این جریان مهم و تأثیرگذار ادبی نیاز به مدیریت کلان و سرمایهگذاری دارد، که تا کنون محقق نگردیده است.
اما یکی دیگر از ویژگیهای این نوع از ادبیات که بسیار حائز اهمیت میباشد ارتقای سرانة مطالعه میباشد. شاید در مرحلة اول مهم این باشد که افراد به خواندن و مطالعه کردن علاقهمند شده و حتی اعتیاد یابند. داستانهای عامهپسند به خوبی میتوانند این نقش را ایفا کنند. در واقع ادبیات عامهپسند میتواند زمینهای باشد برای ورود افراد به عرصة ادبیات جدی و فاخر.
باید دانست که ادبیات عامیانة هر جامعهای بر اساس سلیقة حاکم آن جامعه شکل میگیرد. سلیقة ادبی یک مقولة غیر قابل تغییر نیست و عوامل متعددی در شکلگیری آن نقش دارند. سیستم و نگاه آموزشی هر جامعهای در شکلگیری سلیقة عمومی نقشی اساسی ایفا میکند. وضعیت و فعالیتهای گروههای اجتماعی، سیاستهای فرهنگی، و آثار خود هنرمندان از دیگر عوامل مؤثر در این موضوع هستند.
در واقع باید با کنترل و مدیریت این عوامل سطح این سلیقه را بالا برد و ادبیات عامیانة که- یکی از معرفهای اساسی هر کشوری است -را توسعه داد. ادبیات عامیانهای که خود میتواند پلی باشد برای رسیدن به ادبیات فاخر و ملی.