گروه مطالعات اقتصادي - ۲۵/۱۰/۱۳۹۰

حذف خانوار‏های مرفه از چرخه دریافت یارانه نقدی

yaraneرصد، حسین افشار صفوی/ حذف خانوارهای مرفه از چرخه‏ دریافت یارانه، اگر با روش شناسایی مناسبی همراه باشد و همچنین منابع آزاد شده به صورت هدفمندتر تخصیص پیدا کنند، امری صحیح و منطقی به نظر می‏رسد.

 

 

طرح تحول اقتصادی و به تبع آن هدفمند کردن یارانه‏ها، آغاز یک حرکت عظیم اقتصادی و تحولی انقلابی در اقتصاد کشور بود که با همکاری عموم مردم و برنامه‏ریزی و نظارت مداوم در حال نهادینه شدن است.

 

طبق اعلام سخنگوی کارگروه طرح تحول اقتصادی دولت، قرار است ۱۰ میلیون نفر از اقشار مرفه در مرحله دوم اجرای قانون از فهرست دریافت یارانه نقدی حذف ‌شوند. یعنی افرادی که یارانه نقدی، تنها پنج تا ۱۰درصد از درآمد ماهیانه آن ها را تشکیل می‏دهد، در مرحله دوم یارانه نقدی دریافت نمی‏کنند. با ذکر این مقدمه، از جمله مسائلی که مهم به نظر می‏رسد، بررسی صحت این کار از نظر عدالت اقتصادی و نیز شیوه صحیح انجام این کار جهت برقراری هرچه بهتر عدالت اقتصادی است.

 

 

عدالت اقتصادی و حذف خانوارهای مرفه

ابتدا این سوال مطرح است که آیا خارج کردن عده‏ای از افراد مرفه از چرخه دریافت یارانه نقدی صحیح است یا خیر؟ جواب این سوال خود به پاسخ به این سوال بر می‏گردد که عدالت اقتصادی در چیست؟ پرواضح است که برابری کامل درآمدی برای تمام افراد جامعه خود نوعی بی عدالتی است. از طرفی هم شکاف طبقاتی عمیق در جامعه نیز نوعی دیگر از بی عدالتی است.

 

ضریب جینی عددی است بین صفر و یک (یا صفر و صد‌درصد) که در آن صفر به معنی توزیع کاملا برابر درآمد یا ثروت و یک به معنای نابرابری مطلق در توزیع است. ضریب جینی میزان پراکندگی تساوی درآمد را اندازه می‌گیرد و نه میزان عدالت را. پس زمانی با کاهش ضریب جینی میزان عدالت بهتر خواهد شد که مفهوم عدالت را برابر با مفهوم مساوات قرار دهیم، اما آنچه روشن است اینکه عدالت به هیچ وجه به معنای مساوات نیست. یعنی دلیلی ندارد که درآمدهای همه افراد جامعه با یکدیگر مساوی باشد. عدالت اقتصادی حکم نمی‌کند که افراد درآمد‌های مساوی داشته باشند، بلکه عدالت حکم می‌کند که افراد با توجه به سرمایه‌های خدادادی انباشت شده در درون خود – سرمایه فیزیکی، انسانی و اجتماعی- منفعت کسب کنند، و با مکانیزم‏هایی که در اسلام دیده شده است زکات این سرمایه‏های خدادای را پرداخته و شکاف طبقاتی را کم کنند.

 

بنابراین ضریب جینی می‏تواند  یک معیار نسبتا خوب و نه کامل، برای عدالت اقتصادی در یک جامعه باشد.

 

هرچند که یارانه‏ها از منابع ملی بین افراد تقسیم می‏شود و منابع ملی نیز متعلق به کل افراد یک جامعه است، همانگونه که فرصت‏های پیشرفت برای تمام افراد جامعه یکسان نیست و در نتیجه سطوح رفاه متفاوت در جامعه ایجاد می‏شود، برای برقراری عدالت اقتصادی برخی منابع ملی باید به افراد با سطوح درآمدی پایین‏تر اختصاص پیدا کند.

 

 

رفاه اقتصادی دهک‏های بالای جامعه

برای یک خانواده پنج نفری که سطح درآمد آن ماهانه ۳۵۰ هزار تومان است، یارانه‏ای معادل ۲۲۷هزار تومان، ۶۵درصد درآمد این خانواده را افزایش می‏دهد و تقریبا همین اندازه نیز به رفاه اقتصادی این خانواده کمک می‏کند. اما یک خانواده‏ی پنج نفری که درآمد ماهانه‏ی آن سه میلیون تومان است، یارانه‏ای معادل ۲۲۷ هزار تومان، تنها ۵/۷درصد درآمد این خانواده را افزایش می‏دهد؛ و این یعنی اینکه این خانواده نیاز به دریافت این یارانه ندارد و بهتر است یارانه‏ای که در این جهت صرف می‏شود، به صورت هدفمندتر بین سایر خانواده‏های با سطح درآمدی پایین‏تر تقسیم شود.

 

البته کشف یک معیار مناسب برای تشخیص نیازمند واقعی از نیازمند غیر واقعی کمی متفاوت است. مثلا فرض کنید که شخصی با درآمد سه میلیون تومان، در یک منزل اجاره‏ای با اجاره‏ ماهیانه ۵/۱میلیون تومان زندگی می‏کند. همچنین ممکن است که یک وام بانکی نیز داشته باشد که برای ماشین آخرین مدل خودش ماهیانه یک میلیون قسط پرداخت می‏کند. اگر دو فرزند دانشجو نیز داشته باشد که دو تایی در مجموع ماهیانه ۳۰۰هزار تومان شهریه‏ دانشگاه داشته باشند، برای چنین فردی ماهیانه ۲۰۰هزار تومان خالص برای سایر خرج و مخارج می‏ماند. پس چنین فردی با درآمد ماهیانه سه میلیون تومان برای خرج خورد و خوراک خود نیز می‏ماند. اما سوال اساسی اینجاست که آیا چنین فردی مستحق گرفتن یارانه است یا خیر؟ این فرد می‏توانست یک خانه و یک ماشین معمولی داشته باشد تا تمام درآمدش هزینه نشود. نمی‏توان گفت چنین فردی با یک نفر که درآمدش ۳۰۰هزار تومان است برابر است. بنابراین انتخاب یک معیار مناسب برای تعیین دهک‏های بالای جامعه و سطح رفاه افراد مهم به نظر می‏رسد.

 

 

روش‏های شناسایی خانوار‏های هدف

۱- روش معیار‏های غیر درآمدی(PMT) 

این روش بر اساس ویژگی های اقتصادی و اجتماعی قابل مشاهده خانوار مثل ویژگی جمعیتی، سطح تحصیلات، مکان زندگی، نوع شغل و آموزش، امتیازی را به خانوار اختصاص می دهند. شاخص مورد نیاز برای این روش و وزن های هر کدام از آن ها با توجه به متغیرهای ذکر شده از طریق روش های آماری تعیین می شوند. تقریباً روشی که مرکز آمار ایران در ابتدا انتخاب نمود بر پایه این روش بود.

 

این روش یک سیستم مناسب و قابل اعتماد برای جمع‏آوری اطلاعات مورد نیاز خانوارها است که فقر ذاتی یا بلندمدت خانوارها را اندازه‏گیری می کند و به احتمال زیاد قادر به شناسایی خانوارهای فقیری که در اثر یک شوک کوتاه مدت وضعیت رفاهی آن ها نامطلوب شده است، نخواهد بود.

 

۲- شناسایی خانوارهای هدف از طریق نهادهای محلی

این روش چندان مناسب جوامع بزرگ و طرح‏های بلندمدت نبوده و امروزه کمتر مورد استفاده قرار می‏گیرد.

 

۳- روش طبقه هدف گذاری (Categorical Targeting)

در این روش همه افراد یک طبقه خاص، افراد ساکن در یک منطقه جغرافیایی، افراد یک طبقه سنی مشخص به عنوان افراد واجد شرایط برای دریافت یارانه انتخاب می‏شوند. هدفمندسازی براساس منطقه جغرافیایی یکی از مرسوم ترین طبقه بندی‏هایی است که در آن مناطق مختلف جغرافیایی براساس شاخص های مرتبط با فقر و رفاه رتبه‏بندی و از بین آن ها مناطق خاصی برای اجرای برنامه انتخاب می گردند. باوجود پایین بودن هزینه‏های اجرایی این روش، هزینه‏های اجتماعی آن بالا است. برای مثال تمرکز بر مناطق روستایی می‏تواند موجب حذف فقرای ساکن در مناطق شهری شود. در مجموع تمرکز منافع در برخی مناطق جغرافیایی خاص، موجبات اعتراض بقیه مناطق جغرافیایی را فراهم نموده و می‏تواند مشکلات سیاسی را پدید آورد.

 

۴- روش خود هدفمندسازی

این روش باید به گونه‏ای طراحی شود که فقط افراد مشمول در آن شرکت کنند. معمولاً معیارهایی که در طراحی برای کاهش انگیزه افراد غیرمشمول جهت عدم مشارکت به کار گرفته می‏شود عبارتند از، هزینه‏های خصوصی و مبادله‏ای مشارکت، هزینه‏های مربوط به کسرشأن اجتماعی برای استفاده از منافع و خدمات برنامه و تفاوت در ترجیحات و الگوهای مصرفی اغنیا و غیر اغنیا.

 

روش خود هدفمندسازی نیزمشابه سایر روش ها معایب و محاسنی دارد. برای مثال در مواردی که شرایط اقتصادی خانوارها به شدت متغیر است این روش کاربرد دارد. این روش هزینه اجرایی و اجتماعی آن بسیار پایین است و منجر به هزینه‏های انگیزشی منفی نمی‏شود.

 

 

تشخیص میزان درآمد افراد

در اینجا مسائلی مطرح می‏شود که شبیه به آن در مسائل مربوط به مالیات و تشخیص مالیات عوامل اقتصادی مطرح می‏شود. همانگونه که کارمندان همواره آشکار بوده و قبل از دریافت حقوق، مالیات پرداخت می‏کنند، و نیز شغل‏های پنهان کمتر مالیت به حقه خود را می‏پردازند، در اینجا نیز چنین حالتی وجود دارد چرا که عامل مشترک هر دو، تشخیص درآمد حقیقی اشخاص است. در اینجا نیز باید دقت لازم صورت پذیرد تا عدالت اقتصادی تا حد امکان تامین شود.

 

 

تخصیص منابع آزاد شده از حذف خانوار‏های مرفه

سخنگوی کارگروه طرح تحول اقتصادی دولت بیان کرده است که درآمد حاصل از عدم پرداخت یارانه به ۱۰ میلیون نفر به سایر افرادی که یارانه نقدی دریافت می‏کنند، پرداخت می‏شود و یارانه نقدی آن ها افزایش می‌یابد، یعنی مبلغ ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان یارانه نقدی ۱۰ میلیون نفر حذف و به یارانه بقیه خانوارها اضافه می‏شود.

البته این شیوه باید بیشتر بررسی شود و سایر گزینه‏هایی که می‏تواند نفع اقتصادی بیشتری برای جامعه داشته باشد نیز مورد بررسی قرار گیرد. به طور مثال کمک به بخش تولیدی اعم از صنعت و کشاورزی، و همچنین بهبود وضعیت حمل و نقل عمومی.

 

 

 

به اشتراک بگذارید
  • Add to favorites
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email
  • RSS
  • PDF
  • Print

مطالب مرتبط

......................................................................................................................................................................................................................................................


درج نظرات

اگر این مطلب را می پسندید بر روی 1+ کلیک کنید :