گروه مطالعات فرهنگی - ۲۵/۱۱/۱۳۹۰

«برندسازی» نیاز امروز در برقراری روابط با مصر و تونس

diplomasi-farhangi75رصد، سعید ساسانیان/ «دیپلماسی فرهنگی عبارت است از مبادله اطلاعات٬ ایده ها٬‌ اطلاعات٬ هنر٬ سبک زندگی٬ نظام ارزشی٬ سنت ها٬ و اعتقادات برای دستیابی به مفاهمه مشترک و تقویت متقابل میان ملت ها و کشورها»

  

 

مقدمه

۱- در بطن دیپلماسی فرهنگی «ارتباط» نهفته است به گونه ای که می توان «ارتباط» را مفهوم پایه دیپلماسی فرهنگی تلقی کرد. جنس این ارتباط اما می تواند فرهنگی٬ اقتصادی و سیاسی و … باشد به شرط آن که موارد فوق را منتقل سازد. این البته تعریفی فراخ از دیپلماسی فرهنگی است و علت اساسی آن هم اولویت فرهنگ بر سیاست و اقتصاد است. اولویت داشتن٬ می تواند باعث شود دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران هم در ذیل دیپلماسی فرهنگی آن معنا یابد. و این یعنی ارتباط اقتصادی و سیاسی رنگی از فرهنگ به خود بگیرد. پس نکته اول احصا می شود: «ارتباط» به عنوان مفهوم پایه در دیپلماسی فرهنگی می تواند از جنس اقتصاد و سیاست هم باشد.

 

۲- سبک زندگی را هم می توان این گونه فراخ تحلیل کرد. تلقی معمول از سبک زندگی در عصر مادی گرایی صرفا بر معاشرت و معیشت مادی استوار است. می توان این مفهوم را گسترش داد و نظام اعتقادات٬ رفتارهای ایجابی و سلبی در خلق و خو و موضع گیری ها را هم بدان افزود. در این صورت مفهوم سبک زندگی انسان انقلاب اسلامی قابل فهم تر می شود. لذا می توان متناسب با آن و جهت گسترش و تعمیق آن٬ سیاست گذاری کرد.

 

۳- اولویت فرهنگ بر اقتصاد و سیاست در نظام فکری اسلام٬ می تواند منجر به فهمی شود که در آن٬‌عناصر اقتصادی زندگی نیز مفهومی فرهنگی داشته باشند. به عبارت دیگر٬ از آن جا که فرهنگ اولویت دارد٬ می توان از یک کالای اقتصادی٬ پیامی فرهنگی را استنباط کرد. این مساله در ارائه یک سبک زندگی خود را بهتر نشان می دهد. بر این اساس حتی سبک زندگی از بعد اقتصادی نیز٬  می تواند دارای مفاهیم فرهنگی باشد.

 

۴ – برندسازی اقتصادی از مفاهیم فرهنگی٬ از جمله شیوه هایی است که در الگوسازی سبک زندگی مطلوب می توان از آن بهره جست. اهمیت «برندسازی» زمانی افزایش می یابد که به جایگاه مهم آن در دیپلماسی عمومی پی برده شود. دیپلماسی عمومی در حقیقت تلاش برای روایت گری از خود است. «خود» را به گونه ای روایت کنیم که «دیگر» ما را بپذیرد. این پذیرش البته بسته به اشتراکات ذهنی٬ اگرچه متفاوت است اما در هر سطحی منجر به پذیرش نسبی «ما» خواهد شد. عروسک باربی٬ برندی آمریکایی است در میان اسباب بازی های کودکان که توانسته خود را به رده های سنی نوجوانان و جوانان نیز ارتقا دهد. این «برند» ترویج دهنده سبک زندگی آمریکایی است که دخترانی با فیزیک جسمانی خاص را به عنوان نمونه برتر انسانیت مطرح می سازد. این نمادها (text) در فرهنگ مصرف گرا و دنیا زده آمریکا (context) قابل فهم اند. پس در پی کالای اقتصادی «عروسک باربی» فرهنگی ترویج می شود که نشانه ای از سبک زندگی آمریکایی است. «برند سازی یک ملت» اگر گسترش یابد در بهترین حالت٬‌ «ملت برند شده» را به ارمغان می آورد. و این زمانی صورت خواهد گرفت که سبک زندگی در عرصه های گوناگون تئوریزه و در چارچوب ارتباطات سیاسی ٬‌اقتصادی و فرهنگی به برند تبدیل شوند.

 

 مقدمه فوق از این منظر ارائه شد که ضرورت ارتباط با کشورهای در حال تحول خاورمیانه بیان شود. اگرچه جمهوری اسلامی ایران٬ در قالب صدور انقلاب اسلامی٬ از سال ها قبل به ارتباط فرهنگی غیررسمی با ملت ها دست زده است٬ اما در کشورهای تونس و مصر با تحقق انقلاب و بر سر کارآمدن اسلام گرایانی که در حداقلی ترین تحلیل، موافق غرب نیستند٬ ضرورت ارتباط فرهنگی رسمی و نهادمند را بیش از پیش آشکار ساخته است.

 

از سوی دیگر نیاز حیاتی جمهوری اسلامی ایران برای بقا در چارچوب «حیات طیبه»٬ نوعی فوران و بازتولید درونی و توسعه بیرونی است. به این معنا که ایران برای ماندن چاره ای جز گسترش ندارد. این ضرورت استراتژیک٬ فارغ از نگاه های سلیقه ای به سیاست خارجی است. و شرط توسعه بیرونی٬ الگو شدن و الهام بخشی است که خود٬ ربط وثیقی به مسائل درونی این کشور دارد.

 

الگو شدن اگر در چارچوب ادبیات دیپلماسی عمومی وارد شود٬ در قالب «برندسازی» مفهوم می یابد. ایران اسلامی در شرایط کنونی در چندین حوزه در میان مستضعفان عالم به برند تبدیل شده است. در حوزه مقابله با ظالم و کوتاه نیامدن در مقابل آن که تحقق عینی آن در انرژی صلح آمیز هسته ای رخ داده است٬ هم اکنون ایران به یک کشور برند تبدیل شده است.

 

در حوزه علم و فناوری نیز همین گونه است. ماهواره امید٬ دستاوردهای موسسه رویان در عرصه سلول های بنیادین و … از جمله مواردی است که موجب شده است ایران در میان ملت های دیگر مشهور شود. این رشد علمی موجب شد تا ایران سرانجام مقام نخست در تولید علم را از کشور ترکیه گرفته و به هدف ثبت شده در سند چشم انداز بیست ساله دست یابد. دستاوردی که قابلیت بالقوه مانور ایران را بسیار کرده است.  مثال های دیگری نیز می توان بیان کرد.

 

 

 

کارکردگرایی در روابط

 

اگرچه فعالیت در حوزه شعاری٬ یکی از الزامات همیشگی جمهوری اسلامی ایران بوده و هست و باید باشد اما به نظر می رسد با گذشت ۳۳ سال از انقلاب اسلامی٬ امروزه اگر صرف اکتفا به چنین حوزه ای٬ روابط مبتنی بر دال «صدور انقلاب» بخواهد سامان یابد٬ چندان خریداری در میان ملت های دیگر٬ نداشته باشد.

 

به نظر می رسد کارکردگرایی در این حوزه اهمیت بیشتری یافته است. زمانی که دستاوردهای نظام در کنار مباحث شعاری مطرح و ترویج داده شود٬ می تواند ضریب نفوذ بالاتری داشته باشد. این کارکردگرایی زمانی به اوج می رسد که ایران بتواند در حوزه های ذهنی و عینی و تلفیق این دو٬ برندهای گوناگون داشته باشد. ایران تا کنون در حوزه ذهنی توانسته است برخی معانی از جمله ایستادگی و مقاومت٬‌ استقلال در همه حوزه ها و … را در میان ملت های دیگر مطرح سازد. به عبارت دیگر روایت ایران از خود در قالب دیپلماسی عمومی متکی بر چنین تفاسیری بوده است. در حوزه مسائل عینی اگرچه چندین سال است که ایران درحقیقت حرف های اساسی برای گفتن دارد اما در حوزه تلفیق که نیاز اساسی ایران امروز است٬ کمتر کار علمی و عملی شده است.

 

براین اساس به نظر می رسد نوع نگاه ایران در برقراری و تحکیم روابط با کشورهای انقلابی منطقه از جمله مصر و تونس٬ بیشتر از آن که بخواهد در زمینه ذهنی ادامه یابد باید در حوزه تلفیق عین و ذهن مستقر شود. این روزها تونس بیشتر از هر زمان دیگر نیازمند یک الگو است و در مشخص سازی آن٬ به دو عرصه مبانی فکری و کارآمدی توجه می کنند. از این منظر نگاهی تلفیقی در برقراری چنین روابطی می تواند به الگوسازی ایران برای کشورهای انقلابی تثبیت یافته کمک نماید.

 

«برندسازی» در هر حوزه ای که صورت بگیرد٬ اعم از اقتصاد و سیاست و فرهنگ٬ در صورتی که نسبتی وثیق با آرمان های انقلاب اسلامی و محدودیت های ایجاد شده از سوی دشمن برای رسیدن به چنین «برندی» داشته باشد٬ قابلیت ارائه و پذیرش از سوی مردم تونس و مصر خواهد داشت.

 

شاید بتوان همه آن چه در فوق آمد را در فحوای کلام حضرت روح الله تبیین کرد آن جا که فرمودند: ما انقلاب مان را در جنگ صادر کردیم.

 

این جمله بیانگر تلفیق حوزه ذهن(اسلام ناب) و عین (ایستادگی در مقابل دشمن سراپا مسلح با دست خالی) می باشد. دفاع مقدس از این زاویه٬ یک «برند مقاومتی» برای تمامی مستضعفان جهان است.

 

 

 

به اشتراک بگذارید
  • Add to favorites
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • email
  • RSS
  • PDF
  • Print

مطالب مرتبط

......................................................................................................................................................................................................................................................


درج نظرات

اگر این مطلب را می پسندید بر روی 1+ کلیک کنید :