رصد، بهمن دهستانی/ این برای اولینبار در تاریخ معاصر فقه اهل سنت است که تلاشی اینچنین با تکیه بر منابع دینی و شرعی برای درهم کوبیدن یک کشور مسلمان و معارض با اسرائیل صورت میپذیرد. حتی جنگ ۲۲روزه غزه با آن همه فجایع هم نتوانست چنین تحرکی را برای یوسف قرضاوی در بسیج عالمان اهلسنت بر ضد اسرائیل پدید آورد…
و به صورت کلانتر از زمان تشکیل رژیم اسرائیل تاکنون هیچ گاه کانونها و شخصیتهای فقهی و روحانی اهلسنت در کشورهای عربی نتوانسته بودند این چنین که در برابر سوریه صفآرایی کردهاند در مقابله با اسرائیل خود را متحد نشان دهند.
شاید زمانی که شیخ «یوسف قرضاوی»، «اتحادیه جهانی علمای مسلمین» را در سال ۲۰۰۴ با حمایت ویژه امیر قطر تاسیس نمود کسی گمان نمیبرد که این تشکل بزرگ علمی و اسلامی که استقلال از دولتها و عدم عناد با حکومتها از ارکان اساسنامه آن عنوان گردیده بود، به یکی از بازوهای پشتیبانی از سیاستهای منطقهای و بینالمللی قطر تبدیل خواهد شد.
«اتحادیه جهانی علمای مسلمین» که با زعامت شیخ یوسف قرضاوی، امام جمعه شهر دوحه، پایتخت قطر و حمایت مالی خاندان «آل ثانی» شکل گرفت در طول سالیان اخیر توانست صدها عالم و محقق اسلامی اهلسنت را در کشورهای عربی و اسلامی و همچنین اروپا و آمریکای شمالی به عضویت خود درآورد و حتی شاخههایی منطقهای و محلی نیز در کشورهای مختلف اسلامی و عربی تاسیس نماید و البته حرکتهای علمی و اجتماعی اثربخشی را در میان مسلمانان کشورهای مختلف آغاز نماید.
این مجموعه که با شعار اتحاد مسلمانان و گفتگو و تقریب میان مذاهب اسلامی و البته تعاون با همه دولتهای مسلمان تاسیس گردید در کنگره تاسیس و افتتاحیهاش در لندن، یک کرسی از مجموع ۱۵ کرسی هیئت امناء خود را به عالمان شیعه اختصاص داد که در سالهای گذشته به نام آیتالله تسخیری و اکنون آیتالله واعظ زاده خراسانی از ایران ثبت گردید؛ هرچند سالیانی است نظرات عالمان شیعی از گردونه تصمیمگیریهای این اتحادیه بدون هیچ توضیحی حذف شده و عملا در اجلاسیههای این اتحادیه، کرسی آنان خالی است!
«اتحادیه جهانی علمای مسلمین» همانگونه که از نام آن برمیآید به دنبال نوعی مرجعیت و شمول در میان مراکز اسلامی جهان اهلسنت بود. از حدود ۲۰ سال پیش که سیاستهای کشور قطر توسعهای پرشتاب را در پیش گرفت، روشن بود که نقشآفرینی در میان قدرتهای عربی منطقه خصوصا عربستان و مصر با آن عقبه بزرگ و پرامتداد مذهبی به راحتی میسر نیست.
در واقع قطر به درستی فهمیده بود که پیگیری سیاست «سیادت بر جهان عرب» بدون در نظر گرفتن یک تشکیلات قابل رقابت با «جامعه الازهر» در قاهره و یا «رابطه العالم الاسلامی» در مدینه اثر بخش نیست.
«جامعه الازهر» در قاهره همواره عنوان «بزرگترین مرکز تعلیمات اسلامی اهلسنت جهان» و «مرجعیت فقهی اهلتسنن» را یدک کشیده و آن را به عنوان یک قدرت نرم برای مصر تامین کرده است؛ همچنین «رابطه العالم الاسلامی» در مدینه در طول سالیان اخیر بزرگترین موسسه تربیت و اعزام مبلغان و مربیان مذهبی پرورش یافته توسط مفتیان وهابی عربستان در «دانشگاههای اسلامی مدینه و مکه» به سراسر جهان بوده است. موسسهای که مراکز و مساجدی از واشنگتن و نیویورک تا مسکو یا نیوزیلند را تحت حمایت خود دارد و در جهت تثبت نام و موقعیت عربستان با نام امالقرای جهان اسلام میکوشد. این مجموعه با تاسیس یک مجمع فقهی تلاش کرده است از قطبهای صدور فتوا و تبیین مسائل اسلامی به شمار آید.
«اتحادیه جهانی علمای مسلمین» تا پیش از انقلابهای عربی درنزد افکار عمومی جهان عرب و اسلام به علت توصیههای مدام به کمکهای امدادی برای فلسطینیان و اهالی غزه و محکومیت تنها تجاوزات رژیم اسرائیل به عنوان یک تشکیلات حامی فلسطین و مقاومت که توانسته اراده بسیاری از عالمان مسلمان را در این جهت متحد نماید شناخته میشد اما فتوای چند روز پیش ۱۰۷ عالم اهلسنت که با مدیریت «یوسف قرضاوی» و «اتحادیه علمای مسلمین» در «وجوب» حمایت از گروههای مسلح معارض در سوریه(ارتش سوریه آزاد) منتشر شد، ماهیت و کارکرد ویژه این تشکیلات بیشتر قطری به ریاست «یوسف قرضاوی» را بهتر نشان داد.
این برای اولینبار در تاریخ معاصر فقه اهل سنت است که تلاشی اینچنین با تکیه بر منابع دینی و شرعی برای درهم کوبیدن یک کشور مسلمان و معارض با اسرائیل صورت میپذیرد. حتی جنگ ۲۲روزه غزه با آن همه فجایع هم نتوانست چنین تحرکی را برای یوسف قرضاوی در بسیج عالمان اهلسنت بر ضد اسرائیل پدید آورد و به صورت کلانتر از زمان تشکیل رژیم اسرائیل تاکنون هیچ گاه کانونها و شخصیتهای فقهی و روحانی اهلسنت در کشورهای عربی نتوانسته بودند این چنین که در برابر سوریه صفآرایی کردهاند در مقابله با اسرائیل خود را متحد نشان دهند.
قطعا بررسی این مسئله و این گونه رویدادها نیاز به ریشهیابی و رمزگشایی بیشتر دارد که مجالی مستقل را میطلبد اما ناگفته پیداست که نقش شخصیتهای چون «یوسف قرضاوی» یا تشکیلات «اتحادیه جهانی علمای مسلمین» اکنون به روشنی امتداد مستقیم سیاستهای دولت قطر ارزیابی میشود که در شرایط فعلی وظیفه تامین مستندات فقهی و شرعی لازم برای دخالت در سوریه یا جلوگیری از تشدید بحران در بحرین و یمن را بر عهده گرفتهاند. جالب آنکه این فتوا بلافاصله بعد از ناکامی قطر و عربستان در گرفتن قطعنامه از شورای امنیت در قانونی و موجه شمردن اقدامات مسلحانه در سوریه صادر شد.
شیخ «یوسف قرضاوی» درباره انقلاب بحرین بارها به صراحت آن را یک جنگ طایفهای میان شیعه و سنی نامیده حال آن که به تایید منابع مستقل بینالمللی و حتی رسانههای غربی اکثریت این کشور شیعه هستند اما ناآرامیهای سازماندهی شده در چند شهر کوچک مرزی در سوریه را – که نام شان تنها از طریق شبکه الجزیره قطر شناسایی و معرفی شده – خیزش خونین ملت سوریه عنوان میدارد و درباره یمن ابراز امیدواری میکند که همه چیز با آشتی میان حکومت و مردم حل شود!
اسفند ۱م, ۱۳۹۰ at ۳:۰۳ ب.ظ
khatarnaktarin masaleye soreye tojihate sharee baraye teroor va khoshonat ast