
دانش آموزان در نتیجه تهدیدها آسیب میبینند و نیاز به مشاورههای قوی دارند. مشاورانی ماهر در سطح تعلیم، تربیت و تفکر اسلامی کم داریم. روان شناسان و مشاوران اجتماعی از رشته های علوم اجتماعی و روان شناسی و نظایر آن زیاد داریم، ولی به دلیل اینکه آنها بیشتر محتوای آموزشی کتابهای ترجمهای را پیاده می کنند و با مبانی تعلیم و تربیت اسلامی خو نگرفته اند، کمتر به راه حلهای قرآنی برگرفته از سنت و سیره معصومین(ع) می رسند.
رصد، مصطفس جهانگیر فیض آبادی/ فرهنگ در کشور کانادا بخش پویای اقتصاد آن است. در سند استراتژی تجارت جهانی کانادا در سال 2005 آمده است: ما در صنایع مختلف ترجیح می دهیم عمدتا تولید کننده و صادر کننده باشیم تا وارد کننده محض، اما در صنایع فرهنگی ضرورت دارد که ما وارد کننده نباشیم. وارد کننده و مصرف کننده فرهنگ دیگران بودن به هیچ وجه پذیرفتی نیست.
اصولاً تاریخ، روایتی مستمر و بلاانقطاع از تولد و حیات بیممات یک قدرت مطلقه نیست. هر قدرتی با مقاومت قرین است. به عبارتی هر قدرتی اپوزیسیونساز است و وجود همین مقاومت است که از انسداد کامل قدرت جلوگیری میکند.
نعمت الله سعیدی/ تلویزیون ما که ایران را در تهران خلاصه کرده و تهران را در تجریش و شهرک غرب و فوق آخر لواسانات، در واقع بخش عمدهای از الگوهای زندگی خانوادگی را حذف و غالباً تنها انواع معدود و خاصی را تبلیغ و ترویج میکند. اما همین الگوهای معدود نیز کامل و واضح نیست. البته در تلویزیون انواع مختلفی از برنامهها ساخته و پخش میشود. از برنامههای خبری گرفته تا میزگرد و بحث کارشناسی و مستند و غیره. اما در این بین باید توجه داشت که برنامههای نمایشی (فیلم و سریال) اهمیت ویژهای دارند.
به نظر می رسد صداوسیما راحتترین راهِ ممکن را برای ساکت کردن معترضان انتخاب ی کند. اقدامی که مسبوق به سابقه است و قبلا هم بر سر «پارک ملت» و شهیدیفر آمده بود.
فریدون جیرانی بعد از دو سال اجرای برنامه «هفت» فقط دو کلمه دربارهی سینمای روشنفکری، طبقه متوسط و برجهای شمال تهران و … صحبت کرد که باعث برکناری خودش و تغییر و تحول برنامه هفت شد! تقریبا بیشتر انتقادها و اعتراضات به او، به خاطر این بود که چرا سلیقهی خودش را از رسانهی ملی به مخاطب القا کرده و سیاستهای فرهنگی نظام را زیر سوال برده؟
سید عباس صالحی/ مهرجویی با آثار سینمایی گسترده و متنوعاش، یک «مولف سینمایی ایران» است و او را بخشی جدی از سینمای ایران باید دانست، نوشتههای تصویریاش را میتوان پسندید یا نپسندید اما نمیتوان ندید!
به نظر میرسد که این محور ارجاعی، که تاثیرگذار در چیدمان منزل و نیز آشغالزدایی از محیط است، با عقل و فطرت سلیم سازگار است و حرف و سخنی در آن نیست، (هرچند آیا میتوان به گونهای مبالغهآمیز هر چیزی را اضافه و به درد نخور دانست و آن را در آشغالدونی انداخت، حتی عکس و آلبوم اجدادی را؟ در فیلم نارنجیپوش چونان باوری تلقین میشود که میتوان در باب آن اندیشید) اما سخن اساسی آن است که تمامی نگرش باستانی فنگشویی در این نکته خلاصه نمیشود. آیا فیلمساز تمامی باورهای فنگشویی را قبول دارد؟ و اگر قبول دارد حق دارد که در فیلم عمومی، باور خود را چونان تبلیغ کند که مخاطب عام هم آن را مثل یک تبلیغ ایدئولوژیک پذیرا گردد؟
رصد، مصطفی جهانگیر فیض آبادی/ نظام پذیرش و ارزیابی پیشنهادات نیروهای فرهنگی، زمینهساز مشارکت فکری این نیروها با مدیریت سازمان بوده و یکی از پایههای اصلی مدیریت مشارکتی در حوزه فرهنگ قلمداد میشود. فلسفه وجودی و هدف اصلی نظام پیشنهادات، استقرار و نهادینهسازی روحیه عارضهیابی، حل مشکل، عادت گریزی و توجه به بهبود مستمر در میان نیروهای فرهنگی مرتبط با سازمان فرهنگی است. نظام پیشنهادات با فعال نمودن نیروهای فرهنگی در شناسایی و رفع مشکلات و مسائل سازمانی، زمینهساز صرفهجوییهای هزینه ای و زمانی برای سازمان میباشد.