رصد

کد خبر: ۱۲۰۴۱۵
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۸
«تهمورس پورناظری» لایق صفت اولین بسیاری از اقداماتی است که جامعه موسیقی و مخاطبانش در سال های اخیر شاهدشان بوده اند. از تصنیف آلبومی که توانست رکورد فروش بلیت کنسرتها را بشکند تا تغیرات بنیادینی که در سی و یکمین جشنواره بین المللی موسیقی فجر ایجاد کرد. همیشه مشغول کار است و هر وقت با او قراری برای صحبت می گذارید وقتش محدود است و به موقع سر قرار حاضر می شود. تهمورس پورناظری انگار خستگی نمی شناسد. او به تازگی قدم در راه مدیریت فرهنگی گذاشته است. با وجود علاقه ای که به تهیه کنندگی کنسرن دارد فقط خودش را یک موزیسین می داند. تهیه کنندگی کنسرت هم البته انجام داده اما معتقد است در زمینه برگزاری کنسرت از او بهتر بسیار هستند. می گوید فروش کنسرت هر کدام از همکارانم مرا شاد می کند چون می داند این به معنی یک نفع همگانی برای اهالی صنفی است که البته اعضایش آن چنان که از دستشان برمی آید با هم همراهی نمی کنند. تهمورس پورناظری برای اولین بودن فقط در تصنیف و آهنگسازی قطعات پرمخاطب (خودش از به کار بردن این صفت در مورد کارهایش ابایی ندارد) یکی از اولین ها نیست. او توانست با وجود سختی های بسیار اولین دوره فستیوال «شب های موسیقی بارانا» را سامان دهد و با همراهی همکارانش شب های خاطره انگیزی را برای مخاطبان این فستیوال درکاخ نیاوران (تهران) و بیستون (کرمانشاه) رقم بزند. این تنها فستیوال موسیقی فعالی است که بخش خصوصی بر گزارش کرده و باید امیدوار بود ادامه دار باشد. با او درباره این فستیوال و تمامی حاشیه هایش گفت و گو کرده ایم.

در ابتدای این گفت و گو کمی درباره ایده شکل گیری فستیوال موسیقی بارانا و برگزاری آن در تهران و کرمانشاه صحبت کنید…

بگذارید کمی از عقب تر برایتان بگویم. من ۱۵ سال داشتم که در دو فستیوال مهم گریگ و آوینیون که در دنیا فستیوال های مهمی به حساب می آیند با گروه تنبور شمس شرکت کردم. از همان روز شکل گیری یک فستیوال موسیقی در ایران برایم رویا شد چون تفاوت میان فستیوال ها با کنسرت های معمولی را درک کره بودم. همین نگاه باعث شد که سال ها به امکان برگزاری یک فستیوال بیندیشم. تا این که در سال گذشته به مدت چند با میراث فرهنگی تهران و بخش پایگاه های جهان سازمان میراث فرهنگی گفت و گو کردیم و طی این مدت جلسات متعددی داشتیم تا بتوانیم یک سری رویدادهای فرهنگی را در مکان های تاریخی تعریف کنیم. در سال ۹۵ به این تعریف رسیدیم که یک برنامه در کاخ گلستان تهران و یک برنامه در بیستون کرمانشاه داشته باشیم که البته برنامه تهران به کاخ نیاوران منتقل شد. بیستون به لحاظ گستردگی در دوره های تاریخی مختلف و سابقه باستانی که دارد یکی از کوه های نمادین تمدن ایران باستان به حساب می آید و تنها اثر تاریخی است که با یک منظومه عاشقانه در ارتباط است. به همین دلیل بیستون تنها یک بنای تاریخی به حساب نمی آید. واسطه این که من اهل کرمانشاه هستم تعلق خاطر بیشتری به آن منطقه درام. در نهایت با وجود تمام محدویت هایی که برگزاری فستیوال در آن جا داشت (چه به لحاظ فاصله مکانی که این محل با شهر دارد و چ از منظر که زمان برگزاری فستیوال چندان مناسب نبود)توانستیم گام اول را در آن جا برداریم.

ایده ای که از آن صحبت کردید خیلی زیبا است اما حقیقتا برگزاری چنین فستیوالی چه قدر توجیه اقتصادی داشت؟

اصلا توجیه اقتصادی در کار نبود. در تمام دنیا برای ایجاد پیوند فرهنگی هنری و تاریخی هیچ دلیلی غیر از استحکام هویت ملی مردم وجود ندارد. در تمام دنیا این اتفاقات می افتد دولت ها، سازمان ها و مجموعه هایی که توانایی مالی دارند دست به کار می شوند و از اتفاقاتی شبیه آن چه در قالب فستیوال شب های موسیقی بارانا رقم خورد حمایت می کنند. بگذارید در این باره برایتان مثالی بزنم. فستیوال کن را در نظر بگیرید. مگر برگزاری این فستیوال در اماکن تاریخی وجود دارد را با ذکر مثال و توضیحاتی مطرح می کنم. ما در جامعه خودمان افرادی داریم که ذهن اقتصادی خوبی دارند و آدم های هوشمندی به حساب می آیند. از طرف دیگر یک باور هم در همین جامعه وجود دارد که براساس آن فرهیختگی با انزوا و سکوت های مساوی است. به نظر من در این بین به وجود یک پل ارتباطی احتیاج داریم که در شرایط کنونی حلقه مفقوده مناسبات اجتماعی ماست که البته در موسیقی هم تاثیرات خودش را می گذارد. از سوی دیگر بسیاری از موزیسین ها در این کشور، موسیقی هنری ارائه می دهند و آدم هایی هستند که از منظر مالی دغدغه مندند. اما مجبورند برای برگزاری یک کنسرت به سالن های همایش یا ورزشگاه ها بروند. اما حقیقتا جای اجرای این موسیقی ها در آن مکان ها نیست. موسیقی ایرانی هنری است که با شعر و ادبیات و معماری این سرزمین عجین شده است. اگر موزیسین بتواند در یک مکان با معماری ایرانی کارش را ارائه دهد وجاهت و تاثیرگذاری این کار بیشتر نخواهد بود؟ فراهم کردن چنین فضایی هم بر ساز من موزیسین تاثیر می گذارد و هم مجموعه ای از آن هنرهای را تبدیل به زهاوردی برای ارائه به مخاطبش می کند.

اما در آن جا دولت از برگزارکنندگان فستیوال هایی از این دست حمایت می کند..

دولت ما باید این ها را یاد بگیرد! متاسفانه دولت هنوز بلد نیست برای موضوعات ملی از این دست هزینه کند. دولت عادت کرده که رویدادها را فقط برای مناسبت های سیاسی تعریف کند. این در حالی است که رویدادهای فرهنگ و هنری اتفاقاتی هستند که بنیه جامعه انسانی سرزمین ها را رقم می زنند و این خودش مهم ترین اتفاق و مهم ترین بهانه است.

البته به نظر می آید آنچه شما می گویید خیلی ایده آل گرایانه است…

نه اصلا هم ایده آل گرایانه نیست.

از این جهت که نفس موسیقی هنوز محل شک و تردید است، نگاه شما را ایده آل گرایانه توصیف می کنم…

اتفاقا به نظر من الان دیگر موسیقی محل شک و تردید نیست. اجازه بدهید به اهالی موسیقی در ایران تبریکی بگویم. بعد از سال ها روحانیتی که بخشی از آن در طول دهه های گذشته با موضوع موسیقی موافقت چندانی نداشت و اساسا چندان با مقوله هنر موافق نیست امروز شخصیت های شناخته شده ای را در دورن خودش می بیند که بعد از لغو کنسرت ها اعلام کردند با موسیقی مشکلی ندارند. این بزرگ ترین دستاورد تاریخ موسیقی ایران است که به نظر من آن طور که باید مورد توجه قرار نگرفت و زیر سایه لغو کنسرت ها گم شد. بسیاری از افرادی که در لباس روحانیت دغدغه ابتذال، لهو و لعب و … را دارند به صراحت اعلام کردند با موسیقی مشکلی ندارند.

شاید نگاه من خیلی بدبینانه باشد اما به هر حال ما حتی در دهه ۶۰ هم با مشکلاتی نظیر تحصن، شعار دادن و به هم زدن نظم سالن برگزاری کنسرت مواجه نبودیم…

من معتقدم ما باید روندی که طی شده را مورد توجه قرار دهیم. باید ببینیم به عنوان مثال در سال ۶۴ اصلا کنسرتی وجود داشت که حالا بخواهد به آن حمله شود؟ جواب این سوال خیر است. تا سال ۶۵ اصلا چیزی به اسم کنسرت وجود نداشت. اولین کنسرت بعد از انقلاب یعنی اجرای گروه تنبور شمس در بهار سال ۶۷ در تالار وحدت اجرا شد. دومین کنسرت هم در تابستان همان سال برگزار شد و سومین یا چهارمین کنسرت ، کنسرت شورانگیز (آواز اساطیر) بود.

آیا شما ایده برگزاری کنسرت در تخت جمشید را هم دارید؟

به دلیل مرام نامه ای که در مجموعه خودمان داریم می خواهیم کاری بکنیم که فستیوال موسیقی بارانا بستر فرهنگی ایجاد کند. بنابراین آن چه را موجب ایجاد بستر فرهنگی وزیرساخت هنری باشد انجام خواهیم داد.

بدون حمایت دولتی و دریافت کمک از اسپانسرهای خصوصی؟

حضور اسپانسر بنا به توانایی مجموعه در برنامه های گذشته هم اتفاق افتاده است اما در شهری مثل کرمانشاه که سرانه درآمد خیلی پایین است به علت فقری که وجود دارد صنعتی در کار نیست. بنابراین تبادل اقتصادی هم صورت نمی گیرد در چنین شرایطی هیچ وقت یک نشان و اسم تجاری نمی آید آن جا تا سرمایه گذاری کند چون برای خودش بازدهی مالی را متصور نیست. آن برند اقتصادی در شهری هزینه می کند که تبادل اقتصادی در آن در جریان است و تبلیغ اقتصادی که می کند با بازگشت مالی همراه است. در غرب ایران مردم به لحاظ مالی دست چندان بازی ندارند.

بگذارید در این بخش به سوالی که برای بسیاری از مخاطبان و تعقیب کنندگان خبرهای مربوط به فستیوال شب های موسیقی بارانا مطرح است بپردازیم. در شرایطی که به نظر می رسد برگزاری فستیوال در دوره اول بازگشت مالی نداشته و با در نظر گرفتن این که جا افتادن هر رویداد فرهنگی از جمله فستیوال ها و جشنواره های موسیقی محتاج استمرار در برگزاری است چطور می توان به ادامه دار بودن شب های موسیقی بارانا امیدوار بود؟

بگذارید خیلی بی تعارف به شما بگویم. بعد از سال ها فعالیت در حوزه موسیقی اقتصاد در این هنر را آموخته ام و معتقدم فستیوال بارانا اگر بتواند ۵ سال با تمام مشکلاتی که وجود دارد ادامه پیدا کند و هر سال محتوای بیشتری بر آن افزوده شود به زودی از پس اداره خودش برمی آید.

برگزار کردن کنسرت در شهرستان مشکلات خاص خودش را دارد. البته خیلی از شهرستان ها هستند که همین الان هم برگزاری کنسرت در آن ها امری عادی به حساب می آید. از این منظر کرمانشاه با آن همه موزیسین و آهنگساز قدرتمند دارای چه وضعی است؟

بالاترین تعداد اجرای شهرستان متعلق به کرمانشاه است منتها اتفاق بد این است که موسیقی های یک بار مصرف در آن جا در حال رواج پیدا کردن هستند. وگرنه هر هفته در کرماشاه کنسرت برگزار می شود.

آیا موسیقی امروز هم مثل گذشته در زندگی مردم کرمانشاه جریان دارد؟

تا ۱۰ سال پیش نام شجریان در آن جا حکمرانی می کرد و به هر خانه ای که پا می گذاشتید همیشه تصویری از استاد شجریان به دیوارش آویخته شده بود. امروز اما سیاست های فرهنگی شهر به صورت ناخواسته تغییر ذائقه ای را باعث شده و مردم را به سمت موسیقی های یک بار مصرف سوق می دهد.

ایا هنوز هم در دست اعضای خانواده های کرمانشاهی تنبور هست؟

تنبور هیچ وقت در دست خانواده های کرمانشاهی نبوده. با فعالیت گروه شمس و انتظار «صدای سخن عشق» این اتفاق افتاد. اما مردم کرمانشاه به شدت اهل شعر و موسیق یا ند. یعنی شهر و موسیقی در هر خانه ای جایگاه خودش را دارد. آن شهر برای سرمایه گذاری های بزرگ موسیقایی پتانسیل های فراوانی دارد. اما می بنییم که بی تردید یکی از چهار ستون اصلی موسیقی ایران را کرمانشاه تشیکل می داده است. این اتفاق در حالی افتاده که محدودیت های وحشتناکی وجود داشته و خبری از اینترنت و فضای مجازی و … هم نبوده و رفت و آمدها هم به این سادگی ها صورت نمی گرفته.این توضیحات را دادم تا بگویم امروز این پتانسیل خیلی بیشتر از گذشته می تواند خودش را نشان دهد.

کمی درباره گروه هایی که در کرمانشاه به روی صحنه رفتند صحبت کنید. بیشتر گروه هایی که در شب های موسیقی بارانا در بیستون به روی صحنه رفتند همان گوره هایی بودند که در این فستیوال در کاخ نیاوران تهران اجرای برنامه کرده بودند…

ما از هر فرمی در موسیقی گروهی را دعوت کردیم که در رشته خودشان جزو شاخص ترین ها هستند. کنسرت گروه پالت با شهادت دو تن از سرداران کرمانشاه که در سوریه اتفاق افتاد همرمان شد لغو کم ترین کاری بود که می شد انجام داد. طبیعتا وقتی چنین اتفاقاتی می افتد حساسیت هایی ایجاد می شود. با این وجود من از جاهای مختلفی شنیدم که مسئولان شهر اصرار داشتند بقیه کنسرت ها حتما اجار شود.

فستیوال شب های موسیقی بارانا دو بار اجرا شد. یک بار در تهران و دفعه بعد در کرمانشاه. اصرار شما برای برگزاری فستیوال به این شکل چه بود؟

در ایران کنسرت به اندازه کافی برگزار می شود و همه گروه هایی هم که در فستیوال شب های موسیقی بارانا به روی صحنه رفتند برنامه های خودشان را به صورت مجزا برگزار می کنند. امسال این گروه ها را برای حضور در فستیوال دعوت کردیم و برای سال بعد ممکن است گروه های متفاوتی برای حضور دعوت شوند. البته ما بنا را بر این گذشته بودیم که هنرمندان دیگری هم در فستیوال شب های موسیقی بارانا در سال ۹۵ حضور داشته باشند. اما مسئله تداخل زمانی به واسطه قطعی شدن دیرهنگام برخی از مراحل فنی کارها پیش آمدکه راهی برای حلش وجود نداشت. بنابراین در شرایطی که هم برگزارکنندگان جشنواره و هم گروه ها و افرادی که دعوت شده بودند برای حضور در فستیوال مشتاق بودند متاسفانه این اتفاق میسر نشد. این جا مسئله نبود همایش های هنری است. ما رویداد هنری که در آن مجموعه ای از گروه ها در کنار هم باشند نداریم. فقط یک فستیوال موسیقی فجر داریم و بس. بنابراین جای فستیوال های موسیقی در ایران خیلی خالی است.مه تر از آن این که وقتی چند گروه با سلایق و مخاطبان مختلف در کنار هم قرار می گیرند نامشان در یک صفحه می آید و کار یکیدگر را در صفحات مجازی تبلیغ می کنند، در واقع زیر یک سقف جمع شده اند و نوعی از جریان سازی از این طریق در حال اتفاق افتادن است. این حرکت مهربانی بین سبک های مختلف را بیشتر می کند. عکس العمل مخاطبان موسیقی را هم به نحوی تغییر می دهد، چون مخاطب هنرمندان مختلف را در یک قاب می بیند. این خودش نوعی از فرهنگ سازی است . می شود با وجود اختلاف های فاحش موسیقایی در کنار هم بود و فقط به موسیقی فکر کرد.

این نوع نگاه برای برگزاری فستیوال موسیقی، در میزان مخاطبان این رویداد تاثیری ندارد؟

طبیعتا قدری بر هم تاثیر دارند. وقتی شما هفت برنامه شاخص موسیقایی را در طول یک هفته به روی صحنه می برید توان مادی مردم امکان تهیه بلیط همه اجراها را به آن ها نمی دهد.

فکر نمی کنید اگر این فستیوال ادامه داشته باشد در سال های بعد با مشکل انتخاب گروه مواجه شوید؟ چون به نظر می رسد بن مایه های موسیقی به قدری ضعیف شده که تعداد گروه های موسیقی شاخص فعال در کشور نمی تواند جوابگوی دوره های فستیوال های موسیقی باشد…

به نکته درستی اشاره کردید. متاسفانه امروز تعداد گروه های شاخص موسیقی در کشور ما خیلی کم است.

از سوی دیگر ممکن است این سوال ایجاد شود که چرا همیشه این گروه ها باید اجرا کنند و چرا به سراغ گروه های کمتر شناخته شده برای حضور در فستیوال نمی روید؟

در شرایط امروز ما از نعمتی به نام فضای مجازی بهره مند هستیم. کار هنری که درجه یک و استخوان دار باشد در این شرایط در کمتر از کسر ثانیه ایران را درمی نوردد. در گذشته این طور نبود. کاستی بود و تعدادی نوارفروش معدود در شهر. خواننده یا آهنگساز باید دو یا سه سال یک بار کاری منتشر می کرد و پس از پانزده سال توسط مخاطبان پذیرفته می شد. امروز شرایط فرق کرده. حضور در فضای مجازی و تبلیغ در این فضا بدون هیچ محدودیتی در اختیار همه هست و مردمی که به صورت کاملا مستقیم در حال مواجهه با موسیقی هستند از میان آن ها دست به انتخاب می زنند. از سوی دیگر امروز موسیقی به یکی از ارکان زندگی مردم تبدیل شده است. خیلی ها به کنسرت می روند. تعداد کنسرت های برگزار شده در سال های اخیر نشان دهنده میزان استقبال مردم است. چنین فضایی الین نوید را به ما می دهد که اگر خوب باشیم دیده خواهیم شد. کافی است خوب باشیم. از سوی دیگر چون مردم بی تاب و بی قراری شده ایم، همیشه در طلب چیزهای جدید هستیم. اگر کار جدید به این مردم عرضه شود خیلی راحت تر از گذشته آن را می پذیرند اما وقتی عمده کارهایی که می شنویم فارغ از طراوت و عاطفه است، مردم هم آن ها را نمی پذیرند.

دوره بعدی فستیوال شب های موسیقی بارانا چه زمانی برگزار خواهد شد؟

هم اکنون در حال برنامه ریزی هستیم. قصد داریم اول آذرماه برنامه مان را اعلام کنیم تا تابستان سال آینده دوره فستیوال شب های موسیقی بارانا برگزار شود.

منبع: ماهنامه تجربه، شماره ۴۶

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

وام خرید فرش دستباف

اقدامات قوه قضائیه برای ساماندهی بازار کاغذ

برنج های تقلبی در بازار جمع آوری شدند

راه کارهایی برای ساماندهی اجاره بها

شوخی تلخ برخی خودرو‌سازان با مردم

بازگشت دلار به کانال ۱۴هزار تومان

خط و نشان برای خودروسازان

کم فروشان چه میزان از جیب ایرانیان بر می‌دارند

جزئیات جدید از شاهکار نظام بانکی!

درخواستهای نفتی ایران از اروپا به روایت زنگنه

استعلام ‌‌‌‌‌خلافی خودرو در چند دقیقه!

پرونده جنجالی حسین هدایتی در یک نگاه

تحرکات دشمن در عمق مرزها زیر ذره‌بین پدافند

جهانگیری: جنگی اتفاق نخواهد افتاد

تلاش وکیل داماد وزیر برای به هم زدن دادگاه

پاسخ وزارت خارجه به بیانیه ضد ایرانی کانادا

دریادار فدوی: دشمن می خواهد ما را تحت فشار قرار دهد

روایت روحانی از دیدارش با یکی از رهبران معروف آمریکا

شعری که از نظر رهبر انقلاب تن شاملو را در گور لرزاند

واکنش فرانسه به افزایش تولید اورانیوم غنی شده ایران

کشته شدن ۴۰ غیرنظامی بر اثر حملات نیروهای آمریکایی در افغانستان

واکنش بحرین به انتقاد فلسطینی‌ها از برگزاری نشست منامه

نگرانی پناهجویان و روی آوردن آن‌ها به خودکشی در استرالیا

جنگ تجاری آمریکا با چین گریبان «بازی تاج و تخت» را گرفت

کشته شدن 30 تروریست و انهدام 12 خودرو در ریف شمالی حماه

درخواست غرامت ۲۷۶ میلیون دلاری یک زن فرانسوی از شرکت بوئینگ

درخواست پادشاه سعودی از ترامپ برای حمله به یمن

زنان فلسطینی در زندانهای رژیم صهیونیستی شرایط دشواری دارند

درخواست‌ها در سودان برای سرنگونی شورای نظامی انتقالی

متلاشی شدن شبکه داعشی در عراق

عملیات ضربتی رعد 23 پلیس در تهران

بازگشایی گردنه تته پس از ۶ ماه

دانش‌آموزان مراقب کلاهبرداران مجازی باشند

استقبال رئیس جمهوری اتریش از پاندای چینی

خانواده "پسر پورشه سوار" حتی به خاکسپاری نیامدند!

ایرانی بودن به روایت دختر آلمانی

معلم رامیانی برای آرامش مردم حبس شد!

آیا پنجشنبه‌ها تعطیل می‌شود؟

اظهارات جالب دهه هشتادی‌ها در مناطق سیل‌زده!

پرونده‌های اسیدپاشی خارج از نوبت رسیدگی می‌شود