رصد

کد خبر: ۱۲۰۵۳۰
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - ۱۴:۴۹
سیدحسین نصر، روشنفکری سنت گرا و منتقد تمدن غرب است و سیدحسن تقی زاده را بیش از هر چیز با یان سخنش می شناسند که باید در ظاهر و باطن و در جسم و روح به سان فرهنگیان زیست. نصر و تقی زاده به دو نسل متفاوت از روشنفکران ایران تعلق دارند. زمانی که چراغ عمر تقی زاده رو به خاموشی بود، حسین نصر جوانی جویای علم و البته دل بسته سنت های اسلامی و معنوی بود. حسین نصر جوان در سال های پایانی عمر تقی زاده با او دیدارها و گفت وگوهایی داشته است که این گفت وگوی کوتاه شرحی از همان دیدارهاست.

نصر در این گفت وگو درباره آن چه در این دیدارها از عقاید تقی زاده در پایان عمر دریافته، می گوید و تأکید دارد که تقی زاده کهن سال در بسیاری از عقاید دوران جوانی از جمله لزوم پذیرش ظاهری و باطنی تمدن غربی تجدیدنظر کرده بود. به باور نصر، تقی زاده به رغم فراز و نشیب فراوان در سراسر عمر، همواره خواهان اعتلای ایران بود؛ در جوانی از راه تقلید از تمدن غرب و در کن سالی از مسیر حفظ اصالت تمدن ایران.

-- گویا شما در دوران ریاست تقی زاده بر انجمن ایرانی فسلفه و علوم انسانی، در جلسات این انجمن حاضر می شدید و با تقی زاده حشر و نشر داشته اید. از این دیدارهایتان با تقی زاده بگویید و این که آیا سابقه آشنایی شما با تقی زاده به همین دیدارها باز می گشت؟

سابقه آشنایی من با مرحوم تقی زاده به سال ها قبل از جلسات انجمن فلسفه و علوم انسانی باز می گردد. اولین بار ایشان را در دوران کودکی و در خانه پدری دیدم. تقی زاده با مرحوم پدرم سابقه دیرینه دوستی داشت؛ گهگاه به خانه ما سر می زد و به این ترتیب یک آشنایی صوری با تقی زاده در دوران کودکی ام اتفاق افتاده بود. تا این که برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم. فکر می کنم سال 1330-1331 بود که مسئولان دانشگاه هاروارد با توجه به این که رئیس انجمن اسلامی این دانشگاه بودم، از من خواستند مهماندار یک شخصیت برجسته ایرانی در جریان حضورش در این دانشگاه باشم ؛ این شخص سیدحسن تقی زاده بود که به دعوت دانشگاه هاروارد به کمبریج می آمد. با اشتیاق و افتخار مهمانداری تقی زاده را پذیرفتم و او را سر کلاس تاریخ خاورمیانه بردم. برای شاگردان مایه تعجب بود که کسی در کلاس درس حاضر شده که یک ماه قبل در همین کلاس درباره کارنامه او صحبت شده بود. با توجه به مقام علمی تقی زاده، کنفرانسی هم برای او در دانشگاه هاروارد ترتیب دادم که متأسفانه مورد استقبال دانشجویان واقع نشد. زیرا آن ها متوجه اهمیت تاریخی شخصیت تقی زاده نشده بودند.

تقی زاده چندین روز در کمبریج اقامت کرد و در این مدت چند بار مهمان خانه من شد. آن زمان مشغول تحصیل در دکترای علوم بودم و تقی زاده نیز درباره تاریخ علوم اسلامی کتابی نوشته بود و علاقه زیادی به این موضوع داشت. بنابراین بحث های مفصلی در این باره با یکدیگر داشتیم. دیدار در کمبریج آشنایی شخصی و علمی میان تقی زاده و من را که از لحاظ سنی در جایگاه نوه او محسوب می شدم عمیق تر کرد.

وقتی به ایران بازگشتم تصمیم گرفتم مراوداتم را با تقی زاده گسترش بدهم. علاقه زیادی به تاریخ علم داشتم و تقی زاده جزو معدود کسانی بود که به زبان فارسی کتابی درباره تاریخ علوم اسلامی نوشته بود و بر این حوزه تسلط داشت. بنابراین جدای از دیدارهای مشترک در محافل و مجالسی چون انجمن ایرانی فلسفه و علوم انسانی، تقریبا ماهی یک بار به منزل تقی زاده در شمیران می رفتم و با او به بحث و گفت وگو می نشستم. بیشتر وقتم در این دیدارها صرف بررسی تاریخ علوم اسلامی و اهمیت این رشته در ایران می شد.

-- برداشت شما از شخیت تقی زاده در این دیدارها چه بود؟

تقی زاده شخصیتی استثنایی در تاریخ معاصر ما بود. در آن دیدارها، در برابرم مردی بود که بی اغراق صفحات نیم قرن از کتاب تاریخ ایران را به خود اختصاص می داد. بازیگران تاریخ معاصر از جمله شاهان قاجار و پهلوی، بزرگان صدر مشروطه و کسانی همچون تیمورتاش، فروغی، قوام السلطنه و مصدق را از نزدیک دیده بود و با ایشان آشنا بود. مردی بود دنیا دیده که سردی و گرمی روزگار را بسیار بیش از مردمان عادی ایران چشیده بود. او اگرچه در تمامی طول زندگی مرد سیاست بود اما علاقه و جهت در راه علم را هم کنار نگذاشته بود. خاصیت طلبگی از دوران جوانی در وجودش باقی بود و در سال های پایانی عمر به رغم مسئولیت سیاسی در مجلس سنا، یک دم از مطالعه غافل نبود. از نشست و برخاست با او مشخص بود که اهل مطالعه روزنامه ها و کتب جدیدالانتشار است. در این دیدارها آن چه برای من بیش از همه جالب توجه نمی نمود، سعه صدر، نزاکت و ملاطفت رفتاری بود که تقی زاده در برابر من که بسیار از او کوچک تر بودم، به خرج می داد. اگر جایی با نظرش مخالف بودم با سعه صدر می شنید و اگر جایی با حرفم مخالف بود با ملاطفت بیان می کرد. از ان شور و هیجان یک انقلابی جوان و سرسخت که در تاریخچه مجالس اول و دوم مشروطه خوانده بودم، در او خبری نبود.

-- تقی زاده در سال 1299 چنان که بعدها گفت به قول خودش اولین نارنجک تجددخواهی را پرتاب کرد و در سرمقاله مجله کاوه نوشت: «ایران باید ظاهرا و باطنا، جسما وروحا فرنگی مأب شود و بس.» این سخن موافقان و مخالفان بسیاری پیدا کرد و چهل سال بعد از این سخنان، در دهه های سی و چهل، روشنفکران از جمله خود شما رویکردی انتقادی نسبت به غرب اتخاذ کردند. شما با علایق سنت گرایانه تان، آیا به راحتی می توانستید با تقی زاده کنار بیایید؟

شاید بر کمتر کسی پوشیده باشد که نظر تقی زاده جوان درباره فرنگی مآبی شدن در تضاد کامل با افکار من است. من سنت گرا هستم و تجدد و تمدن غرب را از ریشه باطل می دانم. این درختی است که از ابتدا کج بالا رفته و با از بین بردن تمدن سنتی قرون وسطی راه دیگری را پیموده و بشر را مبتلا به بلاهای مختلفی نموده است؛ از نابودی محیط زیست گرفته تا جنگ های عالم گیر و امراض مختلف که نمونه های فراوان دارد.

این درست که تمدن غربی واکسن و پل هم ساخته البته منحط تر از پل های تاریخی اصفهان اما در مقابل، ضررهای زیادی به انسان وارد آورده که از حوصله این بحث خارج است.

بنابراین چنان که اشاره کردید دیدگاه بنده، درست مقابل دیدگاه دوران جوانی تقی زاده است؛ ولی نظر من این بوده و هست که ابتدا باید غرب را بشناسیم، و از تمدن غربی مواردی را بپذیریم که با جهاز هاضمه ما سازگار باشد. آن چه را با ساختار و طبیعت سنتی ما همراه نیست، طرد کنیم. همیشه عنوان کرده ام که یکی از علایم زنده بودن انسان این است که هم غذا را می تواند قورت بدهد و هضم کند و هم اگر با بدن سازگار نبود آن را استفراغ کند. چون اگر این کار را نکند، خواهد مُرد. جامعه ای که فقط بخورد و نتواند مخالف اساس جوهر خود را بیرون بریزد، محکوم به فنا خواهد بود. و از این جهت نظر من با تقی زاده تفاوت داشت. اما به عنوان یک شاهد عینی می گویم که تقی زاده در دهه های سی و چهل شمسی در قیاس با تقی زاده جوان دوران انتشار روزنامه کاوه، تغییر جهت زیادی داده بود. مثلا او در جوانی هوادار تغییر الفبا در ایران از فارسی به لاتین و معتقد به سیانتیسم یا علم گرایی در همه حوزه ها بود اما در دورانی که من او را شناختم از این نظریات کاملا عدول کرده بود آن را اشتباهات ناشی از درهم آمیختن سیاست و فکر با شور جوانی می دانست. می گفت ما باید با اصالت فرهنگ و تفکر خودمان غرب را بشناسیم و در پذیرش آن چه برای ما مفید است قدرت تمیز داشته باشیم. تقی زاده در سال های آخر عمر اگر چه مانند من یک یکسره سنت گرا نبود اما نشانی از آن تقی زاده علم گرای محض و معتقد به سر تا پا فرنگی شدن در دوره جوانی هم در افکارش نبود.

-- درباره کارنامه فکری و سیاسی تقی زاده قضاوت های فراوان شه است. بسیاری از افراد تقی زاده را فردی رادیکال و مقلد محض غرب معرفی کرده اند. نمونه ای از این اظهارنظرها، سخنی است که شریعتی در وصیت نامه خویش گفته که از تقی زاده متنفر است. به نظر شما داوری ها درباره کارنامه تقی زاده تا چه حد با معیار انصاف همراه بوده است؟

من به ایرانی بودنم مفتخرم اما خصلتی در ما وجود دارد که به دلیل جغرافیای طبیعی ایران است. ایران کوه های مرتفع و دشت های پست زیاد دارد. ما عادت داریم که افراط و تفریط کنیم. یکی را به عرش می بریم و دیگری را پست جلوه می دهیم. متأسفانه و چنان که مثال زدید، قضاوت ها درباره کارنامه فکری و سیاسی سیدحسن تقی زاده برآمده از افراط و تفریط است. برخی تقی زاده را ضد مذهب معرفی کرده اند در حالی که او در جوانی طلبه بوده و تسلطش بر زبان عربی و متون اسلامی در میان محققان ایرانی کم نظیر بوده است. او تا پایان عمر با علما و روحانیون بلندمرتبه در ارتباط بود و این گونه نبود که تنها همنشین فکلی ها باشد. تقی زاده در طول عمرش هیچ گاه ضد دین نبود. تیپ فکری او با برخی روشنفکران ایرانی عهد پهلوی اول مانند تقی ارانی و کمونیست های پیرامون او متفاوت بود. فرنگی مآب بودن تقی زاده نباید معادل ضد مذهب بودن او دانسته شود. تقی زاده در دوران جوانی فرنگی مآب بود و آن عقایدش مربوط به دورانی بود که عمده بزرگان سیاست در ایران حرف از ترقی می زدند. او اسیر یک دستگاه فکری شده بود که براساس آن روند تاریخی تمدن غرب را نمونه و الگویی پسندیده برای تمدن های دیگر می دانست. فکر می کرد که ما نیز برای رسیدن به آن چه ترقی نامیده می شد باید مسیری را طی کنیم که غرب طی کرده، مثلا ابتدا از سن توماس که شبیه به ابن سینا بوده شروع کنیم و در نهایت به اینشتین برسیم. اما آن ها که تقی زاده را به تقلید گرایی صرف متهم می کنند فراموش می کنند که او یکی از معدود پژوهشگران برجسته ایرانی بد که برای علوم قدیمه ارزش والایی قائل بود. او علوم قدیمه را تنها از منظر تاریخ علم نمی دید. برای تمدن ایران و تمدن اسلامی اصالت قائل بود و در عین حال تصور می کرد از راه اقتباس از غرب است که تمدن ایرانی و اسلامی می تواند خود را حفظ کند و قدرت پیشین را احیا کند. البته به تدریج این دیدگاه در او ضعیف تر شده بود. تقی زاده معتقد نبود که تمدن ایران و اسلام باید تسلیم تمدن غرب شود. چنین نبود که فکر کند پاریس همان پارادایس یا بهشت است.

-- به نظر شما چگونه تقی زاده از آن رادیکالیسم صدر مشروطه به محافظه کاری پایان عمر رسید؟

من یک دوست کمونیست فرانسوی داشتم که همیشه از عقاید تند و تیز فرزندانش می گفت اما یادآوری می کرد که از این عقاید نگرانی ندارد زیرا مطمئن است اگر این فرزندان به سن پدرشان برسند، رادیکالیسم را با اعتدال جایگزین خواهند کرد. یکی از دلایل تغییر در تقی زاده، گذر عمر از جوانی به پیری بود. بسیارند افرادی که در جوانی پرشور و رادیکال بوده اند اما در پیری محافظه کار شده اند. دلیل دیگر، تجربیات تقی زاده از حوادث سیاست ایران و جهان در گذر او از جوانی به پیری بود. تقی زاده دو جنگ جهانی را تجربه کرده بود و از دل سال ها سفارت، وزارت و اقامت در غرب، به سیاستمداری پخته تبدیل شده بود که غرب را خیلی خوب می شناخت. کم نیستند کسانی که می گویند تقی زاده طرفدار انگلیسی ها بود و البته کم نبودند سیاستمدارانی در ایران که معتقد بودند دوستی با انگلیس برای ایران بهتر از طرفداری از شوروی است.

تقی زاده به حفظ استقلال ایران در مقابل همسایه شمالی اش شوروی حساسیت ویژه ای داشت و در سال های پایانی عمر درباره مسائل و مشکلات غرب از جمله کمونیسم نگران بود. او به عینه می دید که جنگ جهانی اول و دوم غرب را تا مرز فروپاشی برده و شکاف های بزرگی در آن ایجاد کرده و یک دلیل او برای تجدیدنظر در نظریات دوران جوانی اش وضعیت غرب در سال های پس از جنگ جهانی دوم بود. میان تقی زاده دو آتشه سال های پایانی عصر قاجار تا تقی زاده محافظه کاری که من در دهه سی به منزلش می رفتم، فاصله زیاد بود اما این دو تقی زاده قطعا در یک آرزو هم داستان بودند و آن اعتلای ایران بود. او را باید یک شخصیت با جنبه های قوی ملی گرایی دانست که در جوانی اعتلای ایران را از راه تقلید از غرب می خواست و در کهنسالی به فکر حفظ اصالت تمدن ایران بود. ای کاش ما سیاستمداران پخته ای در تمام اعصار تاریخ خود چون حال و آینده داشته باشیم که با درایت و آشنایی نسبت به تمدن ایران و تمدن غرب تصمیم بگیرند.

منبع: ماهنامه اندیشه پویا، شماره 39
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

اگر قصد سفر هوایی به مشهد دارید، لازم است بدانید که ...

دولت به جنگ مرغ رفت!

سراتو دست دوم ۲۷۵ میلیون تومان شد

کشت ۳۰۰ ساله میوه بومی هند و اندونزی در نیکشهر

چرا گوشت‌ قربانی حجاج ایرانی به کشور نیامد؟

بازار خانه‌های میلیاردی تهران

تولید کننده‌های نوشت افزار داخلی ورشکست شدند؟

نائب رییس کمیسیون صنایع شرمنده شد

مدیرعامل صنایع شیر ایران برکنار شد

عصبانیت مجری تلویزیون از افزایش بی رویه نرخ تورم مسکن

اینگونه بازار را کف دست خود بگیرید!

خاطره آشنایی آیت الله یزدی با رهبر انقلاب

مقام منطقه‌ای ایران در حوزه موشکی

انتقاد تاریخی امام خمینی از برنامه های رادیو و تلویزیون

ایران دست عراق را می گیرد

رمزگشایی آقای سخنگو از شیطنت جدید آمریکا

واکنش آیت الله علوی بروجردی به انتقاد آیت الله محمد یزدی؟

فرمانده کل سپاه: ایمان بر ابزار و امکانات پیروز است

نظر وزارت کشور برای کاهش یا افزایش استان‌ها

چرا سلبریتی‌ها از بازداشت نوشین جعفری به وحشت افتاده‌اند؟

نیاز فوری مردم یمن به غذا، دارو و آب آشامیدنی

احتمال تحریم وزرای خارجه کشورهای نزدیک به حزب‌الله

اسرائیل در قدس دوربین‌ نصب می‌کند

جک داعشی سلب تابعیت شد

موج نگرانی در ایالات متحده از یک توافق "بد" با طالبان

رصد پهپاد جاسوسی آمریکا نزدیک مرز‌های روسیه

هشدار پاکستان به جهان درباره زرادخانه هسته‌ای هند

شهادت دست‌کم ۴ فلسطینی در غزه

حمله به الشیبه سرآغاز حملات بزرگ هوایی علیه عربستان

مسئول انفجار مرگبار کابل مشخص شد

عاقبت زرنگ بازی در ترافیک!

موتور لاکچری ۲ جوان را به کام مرگ کشاند

"هوو" رازی بود که روانی‌ام کرد!

توهین زشت به کودکان حاشیه‌ نشین در برنامه هفت

وزیر علوم: وزارت خارجه پیگیر وضعیت «دکتر مسعود سلیمانی» است

حال و روز یک مدرسه خشت و گلی در سیستان و بلوچستان

نسخ خطی «واقعه غدیر خم» در موزه آستان قدس رونمایی می‌شود

کنایه مجری تلویزیون به مدارس غیرانتفاعی مسئولین

بانک رفاه کارگران 59 ساله شد

سنگ تمام مردم برای بزرگداشت عیدغدیر