رصد

کد خبر: ۱۲۰۶۹۳
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۹۵ - ۱۵:۱۷
علی اصغر سعیدی، جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، حاکمیت دیدگاه کمی گرا در دانشگاه های ایران را عامل شکل گیری فعالیت های متقلبانه در حوزه علم و دانشگاه توصیف می کند. در آستانه روز پژوهش، با این استاد دانشگاه درباره دلایل افول جایگاه دستاوردهای علمی واقعی نزد دانشگاهیان گفت وگو کردیم. سعیدی در این گفت وگو حاصل تحقیقات خود و همکارانش در دانشگاه تهران را در اختیار تجارت فردا می گذارد.

-- چندی پیش در خبرها آمده بود که تعدادی از مقالات نوشته شده از سوی محققان ایرانی، به دلیل جعل علمی و دستکاری در مقالات دیگر، از سوی ناشر مجله معتبر علمی نیچر به حال تعلیق در آمده و مقالات دیگر نیز در حال بررسی است. برخی بر این عقیده اند که افشای این موضوع، به منزله بدنامی علمی جامعه دانشگاهی ایران است، دیدگاه شما در این باره چیست؟ چرا دانشگاهیان ایرانی به دنبال سرقت علمی می روند؟

از این که به این موضوع مهم می پردازید از شما سپاسگزارم. به نظر من این حادثه در حد یک فاجعه ملی برای دانشگاه های ماست و این که این نوع مسائل که تنها باید در دانشگاه ها مطرح شود، به رسانه ها کشیده شده، نشان می دهد مسئله مهمی رخ داده است. خوشبختانه به غیر از رسانه ها، مسئولان نیز به آن واکنش نشان داده اند، اما متأسفانه نوع واکنش ها به ریشه ها اشاره ای نمی کند و اگر از این واقعه درس نگیریم و اقدامات اساسی انجام ندهیم، در بر همان پاشنه سابق خواهد چرخید.

به نظر می رسد، شانس با ما یار بوده که از سوی نهادهای حرفه ای بین المللی ارزیابی شده ایم و باید از این فرصت استفاده کنیم و نظام ارزیابی حرفه ای در ایران را اصلاح کنیم. در حال حاضر، آکادمی بین المللی منتظر واکنش ایران است وگرنه اعتماد از دست رفته باز نخواهد گشت و ممکن است روند ارزیابی و داوری مقالات ایرانی ها را به سبک جدیدی انجام دهند یا اصلا از پذیرش مقالات سر باز بزنند.

اما ظهور این نوع سرقت ها چندین دلیل و علت دارد. اولا، ساده ترین دلیل، انگیزه اقتصادی است، یعنی استادان از چاپ این نوع مقالات در مجلات خارجی، از دانشگاه مربوطه و برخی وزارت خانه ها مبالغی عایدی خواهند داشت. دوم، چاپ این گونه مقالات خارجی با انگیزه منزلتی صورت می گیرد، یعنی این نوع استادان با چاپ مقالات علمی به یکدیگر فخر می فروشند و خود را می خواهند عالم تر نشان دهند. سوم، و مهم تر از همه، چون یکی از اهداف وزارت علوم و دانشگاه ها ارتقای رتبه علمی است و این هدف با ابزارهای موجود فراهم نمی شود و زمان و امکانات مختلفی لازم دارد، از این رو استادان را مجبور می کند میانبر بزنند. به عبارت دیگر، اگر هدف گذاری ارتقای رتبه علمی دانشگاه ها از طریق سرانه چاپ مقالات خارجی با وسایل و ابزارهای موجود منطبق بود، مسلما این اتفاق نمی افتاد.

-- به نظر شما چه ابزارهایی برای رسیدن به هدف ارتقای علمی، که هدف هر نظام دانشگاهی است، باید وجود داشته باشد؟

انتشار مقالات در ژورنال های خارجی مهم است. اما نخست باید بتوان مقاله به زبان خارجی نوشت. برخی استادان در ایران درس خوانده اند و تمام عمر به زبان فارسی نوشته اند. مسلما این جا یک تبعیض وجود دارد و این که زبان خارجی را از ابتدا فرا نگرفته اند و در اوج تحصیلات مجبورند به زبان خارجه بنویسند. اگر برایشان کسب رتبه های بالای جهانی مطرح است یکی از ابزارهایش دانستن عالی یک زبان بین المللی است. ما در بسیاری موارد دانش بسیار بیشتری از استادان خارجی ممکن است داشته باشیم اما قدرت انتقال این در گرو عناصر زبانی است. در رشته های علوم انسانی و اجتماعی این به مراتب مشکل تر است و این را مترجمان و زبان شناسان به خوبی درک می کنند. حتی برخی فیلسوفان نیز این بحث را مطرح کرده اند که فرهنگ ها که از طریق زبان منعکس می شوند، روی هم نمی توانند پنجره باز کنند و به سختی می توان این ترجمه را انجام داد. بنابراین چنین خواستی تکلیف فوق طاقت بر دوش استادان است و متأسفانه انحراف ایجاد کرده. دوم این که تحقیق زمانبر است. مثلا بیشتر دانشگاه های معتبر از استادان تازه وارد خواسته اند در نشریات خاصی که رتبه بسیار بالا و ارجاع مقالاتش هم بالاست، مقاله چاپ کنند اما چون می دانند تنها فرایند چاپ مقاله در یک مجله معتبر تقریبا دو سال طول می کشد، پنج سال برای چاپ یک مقاله فرصت می دهند و استاد غیر از وظایف آموزشی به کار تحقیق می پردازد و نتیجه را به چاپ می رساند. هدف این دانشگاه ها هم اقتصادی است اما راه این که بنگاه ها در بخش های مختلف اقتصادی با آن ها کار کنند و بودجه های تحقیقاتی شان را در اختیار آن ها بگذارند، این است که رتبه دانشگاه بالا باشد. مسلما این مجلات هر مقاله ای را چاپ نمی کنند بلکه یک دستاورد مهم علمی را به چاپ می رسانند. اگر استادی مقاله در این مجلات چاپ نکرد، عذرش را می خواهند در نتیجه شما دانشگاهی را می بینید که رتبه اش بالا می رود چون استادش در مجله معروفی مقاله چاپ کرده است.

-- با این وصف آیا از نظر شما فشار انتشار مقاله در ژورنال های معتبر علمی خارجی برای بدنه نحیف علمی دانشگاهی کشور تا این اندازه که منجر به سرقت علمی شود، لازم است؟

سیاست آموزش عالی مبتنی بر آموزش توده ای قرار گرفته است. یعنی هر سال تعداد بیشتری از جوانان بالای 18سال باید به دانشگاه راه پیدا کنند. از یک سو، اتخاذ رهیافت آموزش توده ای برای کاهش نابرابری اجتماعی لازم است و از سوی دیگر، بیکاری جوانان دولتمردان را مجبور کرده سال های ورود جوانان به بازار کار را با ورود به دانشگاه به تأخیر بیندازند. حتی این مسئله آن قدر طولانی شده که تعداد متقاضیان دکترا روز به روز بیشتر می شود و دانشگاه های غیردولتی مجبورند برای تأمین مالی، دوره های دکترای بیشتری بگذارند، به این دلیل که متقاضیان کارشناسی شان روز به روز کمتر می شود. از این رو شما در آینده نزدیک با خیل فارغ التحصیلان بیکار با مدرک دکترا رو به رو هستید. برخی به طنز راهکار اشتغال این ها را تأسیس دانشگاه های بیشتری می دانند. نتیجه این می شود که بدنه دانشگاه در حال تحمل کردن فشار بالایی است. در نتیجه نسبت دانشجو به استاد، افزایش پیدا کرده و استاد را در موقعیتی قرار داده که زمان کافی برای کار پژوهشی ندارد، از این رو دانشجو با استفاده از نام استاد مقاله می نویسد.

-- به چه دلیل انجام تحقیق و پژوهش واقعی و ارائه دستاوردهای آن در دیدگاه جایی ندارد؟

مسبب اصلی به نظر من حاکمیت دیدگاه کمی گرا در دانشگاه های ماست. اگر نوبلیست هایی مانند هارت و هولمستروم امروز بیایند و تقاضای استخدام در دانشگاه های ما بدهند با مرتبه استادیاری استخدام می شوند. اگر چند سال پیش قبل از نوبلیست شدن تقاضا می کردند اصلا استخدام نمی شدند، به این دلیل که مقاله کافی نداشتند. از این رو می بینید که مسئله ما مربوط است به این که نمی توانیم کیفیت را تشخیص دهیم و براساس آن جایگاه علمی افراد را تعیین کنیم. در نظام ارتقای استادان، کمی گرایی اجازه پیشرفت علمی را نمی دهد. نگاه کنید برای انجام یک تحقیق شاید سال ها پژوهش لازم باشد؛ همچنان که نوبلیست ها انجام می دهند. اما استاد باید نگران مرتبه سالانه اش باشد و این که متهم به کم کاری نشود. به هر حال استاد محقق مجبور است چیزی چاپ کند و همین، تمرکز علمی روی تحقیقات اساسی او ار برهم می زند. جالب بعد از انجام تحقیق است که ارزشیابی کمی اجازه نمی دهد فرد به دنبال تحقیقات کاربردی اساسی و بنیادی برود؛ به این دلیل که نتیجه امر تفاوت چندانی با نوشتن مقاله ندارد. مثلا کتاب دکترکاتوزیان کم و بیش همان میزان نمره می گیرد که کتاب یا مقاله دانشجویی که در مدت اندکی نوشته شده.

نگاه کنید معمولا در هفته های پژوهش پژوهشگران برجسته و نمونه را انتخاب می کنند اما ملاک انتخاب همین نظام کمی گراست. براساس فرایندهای انتخاب کمی گرا نمی توان به کسی «نمونه» گفت که مفهومی کیفی است. البته اگر جایزه ها برای تشویق باشد خیلی هم مهم است و پیشرفت علمی هر کشور در گرو نظام تشویق است اما در کنار این نظام باید مقررات بدون تبعیض و قائل به تنبیه برای خاطیان هم باشد تا کسی از اعتماد عمومی به دانشگاه که همه امیدهای پیشرفت یک مملکت به آن بسته شده است، ناامید نشود. وقتی برنامه سالانه «چهره های ماندگار» به پایان رسید، واقعا خرسند شدم؛ چرا که معلوم نبود ادامه این روند به کجا می رسید. می خواهم نتیجه بگیرم انتخاب استاد نمونه و برجسته باید با اجماع عالمان صورت گیرد؛ مانند جوایز نوبل، که فرایندی طولانی دارد.

-- طبیعی نیست دانشجویی که می تواند پایان نامه اش را از خیابان تهیه کند، برای تهیه مقاله نیز دست به سرقت علمی بزند؟

کاملا. البته چون نظام درستی در مجلات معتبر وجود دارد و خواننده های فرهیخته و محقق این مجلات را مطالعه می کنند به راحتی می توانند بعد از مدتی جعلی بودن مقالات را تشخیص دهند. اما مطمئن نیستیم که در مجلات علمی داخلی، وضع بهتری داشته باشیم. اجازه دهید عرض کنم که وضع خوبی در نظام اخلاق حرفه ای نداریم.

-- منظورتان از نظام اخلاق حرفه ای چیست؟

نظام حرفه ای برخلاف نظام بوروکراتیک مشروعیت اش را از دانش می گیرد، به همالان خود پاسخگو است و رویه ها و استاندارهای خاص خود را دارد، همان استانداردهایی که طی آن تحقیق می کنیم و محققانی مانند توماس کوهن آن ها را پارادایم های علمی نام نهاده اند. به ویژه نظر همالان در این جا مهم است و آن ها کارهای همکاران خود را ارزیابی می کنند و بر آن صحه می گذارند. مثلا اطبا در نظام پزشکی بر کار همکاران خود نظارت می کنند و اگر حادثه ای رخ دهد خواهند گفت این خطای پزشک بوده یا خطای پزشکی. در مورد دوم نتیجه اش ممکن است به تحقیق بیشتر منجر شود و نتیجه خطای پزشک محرومیت اوست چون آن چه به او گفته اند را انجام نداده. متأسفانه این رابطه حرفه ای بین حرفه ای ها در جامعه ما حاکم نیست و فدای روابط غیررسمی و دوستانه می شود. فردی که تقلب می کند محروم نمی شود و به همالان خود لازم نیست پاسخگو باشد.

-- آیا راهکاری برای گریز از این بدنامی علمی وجود دارد؟

حتما وجود دارد. یکی از راهکارها این است که ما روی برنامه های ارتقای استادان تجدیدنظر کنیم و بر کیفیت مقالات بیشتر از کمیت متمرکز شویم. شیوه های ارزیابی را از درون گروه های آموزشی و دانشکده ای که ارزیابی داخلی است به ارزیابی خارجی تغییر دهیم و حتی از استادان خارجی در برخی مراحل ارتقا دعوت کنیم. اما بیش از آن باید با راه اندازی یک گفت وگوی جدی که رسانه ها هم در آن نقش بازی کنند و مردم هم ناظر آن باشند، روی اخلاق حرفه ای متمرکز شویم. وقتی یک استاد دانشگاه علوم پزشکی، علوم فنی و سایر علوم دست به تقلب علمی می زند چطور می توان انتظار داشت به ارباب رجوعش در بیمارستان، در دانشگاه و غیره پاسخگو باشد و درست عمل کند.

برخی از مقامات در پاسخ این تقلب بزرگ 58مقاله باز هم عکس العمل شایسته نشان نمی دهند و تقصیر را گردن دانشجویانی انداخته اند که نامشان در این مقالات است در حالی که وقتی مقاله ای چند نویسنده دارد، همه در دستاوردهای علمی شریک هستند و هم در تقلب علمی همگی مسئول اند و این که تقصیر را گردن نویسنده مسئول بیندازیم اصلا پذیرفتنی نیست. تا آنجا که من می دانم «نویسنده مسئول» ابداع ایرانی است. نوشتن نام اول و دوم ابداع وطنی است. نام نویسندگان مقالات و کتب معمولا به ترتیب الفبا می آید، مسئله دیگر اهمیت داوری است. اگر توجه کنید کشف این تقلب ها نشان می دهد در مجلات معتبر عناصر مجله مانند سردبیر و داور ناشناس نقش مهمی دارند. دلیل دیگری که این تقلب در مقالات کشف شده و مقاله از مجلات حذف می شود نشان دهنده این است که مقالات خواننده دارد و عموما بعد از مدتی خوانندگان فرهیخته موضوع را به سردبیر اطلاع داده اند و آن ها نیز با اعلام عمومی مقاله مربوطه را حذف کرده اند.

راهکار مهم این است که هژمونی روابط غیررسمی را به هر نحو از بین ببریم. این هژمونی در دانشگاه ها اجازه نمی دهد با متخلف و متقلب برخورد شود. نگاه کنید، ما در مورد تقلب دانشجویان در امتحانات و مقالات معمولا هیچ اغماضی نمی کنیم؛ چون ممتحنین از بین دانشجویان نیستند و هیم رابطه غیررسمی نیز در اینجا حاکم نیست. در روابط حرفه ای همان طور که گفتم همکاران دانشگاهی به سبب وجود این رابطه غیررسمی از هر اقدامی برای شناسایی اجتناب می کنند تا بتوانند همکار حرفه ای خود را ارزیابی کنند. به همین سبب، سردبیر مجلات معتبر وقتی مقاله برایش ارسال می کنید نه نام نویسنده را به داور اطلاع می دهد و نه نام داور را به نویسندگان. این کاملا به فرایندی علمی و حرفه ای کمک می کند. در ایران این ها رعایت نمی شود و متأسفانه هژمونی روابط غیررسمی نمی گذارد این ها مخفی بماند و هر دو طرف اصرار دارند نخست بهفمند که نویسندگان و داور چه کسانی هستند تا اعمال نفوذ کنند و وقتی مقاله رد می شود می خواهند بفهمند چه کسی داوری کرده تا تلافی کنند و وقتی فهمیدند قضات شخصی بر داوری عملی چیره می شود.

در واقع از همان ابتدا، در فرایند داوری های علمی، انحراف را یاد می دهیم مثلا در مورد داوری پایان نامه های دانشجویان روال علمی این است که داور پایان نامه ناشناس نیست، علتش هم این است که باید روز داوری در حضور دانشجو داوری کند اما اولا باید تا جای ممکن خارج از گروه آموزشی و دانشکده و دانشگاه باشد و دوم این که دانشجو در طول زمان داوری با او ارتباطی نداشته باشد. اما در دانشگاه های ما وضع به هم ریخته است؛ عموما گروه آموزشی داور را به گونه ای انتخاب می کند که در گروه آموزشی و همکار استاد راهنما هستند و اگر داور خارجی باشد پایان نامه را از طریق دانشجو به او می دهند یا این که در طول داوری دانشجو با استاد در تماس قرار می گیرد.

در جلسه داوری معمولا استاد راهنما نباید سخن بگوید و تنها داور است و دانشجو و نمره نهایی را داور می دهد. در اینجا وضع برعکس است، استادراهنما جمع بندی نهایی می کند و با استاد مشاور بر نمره نهایی تأثیر اساسی می گذارند.

-- چرا پایان نامه فروشی رواج پیدا کرده؟

چون فرایندهای علمی حاکم نیست. به اعتقاد من مسبب این وضع در درجه اول خود استادان دانشگاه هسند که فرایندهای علمی را به دقت انجام ندادند. به طور مثال نگاه کنید، غیر از مواردی که قبلا عرض کردم، جلسه دفاع پایان نامه ها قبل از رواج پایان نامه فروشی جلسه ای فرمایشیف کارناوالی و فرمالیستی بود و هنوز هم این طور است. وقتی برخی دانشجویان می بینند چه زحمت بکشند، و چه بدهند به دیگری برایشان بنویسد فرقی ندارد، کار آسان تر را ترجیح می دهند و این گونه افراد کم هم نیستند.

به غیر از پایان نامه، فروش مقاله است. بخشی از این مقالات را دانشجویانی درخواست می دهند که می خواهند در دوره دکترا پذیرش شوند. این مقررات فسادآور است؛ متأسفانه باید عرض کنم که بیشتر استادان از این ها بهره می برند؛ به این دلیل که دانشجویان نام استادان را در مقاله ها ذکر می کنند. راه حل این مسئله بسیار آسان است. در تمام دانشگاه های معتبر دنیا امکان ندارد برای پذیرش دانشجوی دکترا از او بخواهند مقاله علمی پژوهشی ارائه کند. این رسمی است که اخیرا در ایران راه افتاده. طنز قضیه این است که برخی دانشجویان تعداد مقالاتشان از استادان بیشتر است. در حالی که در دانشگاه های معتبر دنیا ارزیابی تنها بر اساس ارائه توصیه نامه علمی از استادان قبلی، فهرست نمرات کارشناسی و کارشناسی ارشد و خلاصه ای از طرح کار پژوهشی آینده فرد است. اما برخی دانشگاه های ایران و به ویژه در دانشگاه آزاد قبل از روز دفاع از فرد می خواهند مقاله چاپ شده یا نامه پذیرش مجله علمی پژوهشی را ارائه دهد و تا ارائه ندهد یا جلسه دفاع را برگزار نمی کنند یا مدرکش را مشروط به ارائه مقاله می کنند که نشان دهند تعداد مقالات دانشگاه بالا رفته و رتبه اش افزایش یافته. نتیجه چیزی نیست جز کالایی شدن آموزش، آن هم به معنای مدرک گرایی، و در نتیجه به افزایش تقلب بیشتر منجر می شود تا افزایش کیفیت علمی.

منبع: هفته نامه تجارت فردا، شماره 203

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

تنظیم قرارداد در کمتر از ۳ مرحله!

ارز مسافری هم صعودی شد

بازار برای اجاره دوساله آماده می شود

طغیان مشاورین املاک

رکورد شکنی پی در پی تاریخی ارزش معاملات بورس

دستور ترخیص برنج‌های متوقف در گمرک صادر شد

جزئیات روش گشایش نمادهای بازار پایه بورس از امروز

بلیت اربعین؛ ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان

شهرهایی که بیشترین مشارکت برای حذف قبوض برق داشتند

ثبت سفارش برنج وارداتی تا پایان فصل برداشت ممنوع است

رئیس اینستکس به تهران آمد

ربیعی: روابط ما با ترکیه و روسیه در بهترین حالت خودش است

چه کسی برای شبنم نعمت‌زاده وثیقه ۲۰ میلیاردی گذاشت؟

ضربه سنگین شبنم نعمت زاده به بخش دارو؛ متهم: همواره قانونمند بوده‌ام

برنامه‌های وزارت نفت برای اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی

نعل وارونه بی‌بی‌سی

پاسخ ربیعی به جنجال‌ها درباره نشست سران قوا و خاطرجمعی به نیازمندان برای حذف یارانه‌ها

اظهارات ربیعی درباره حادثه آرامکو

مهمانپرست: عربستان و امارات می‌دانند که با آتش بازی می‌کنند

حکم ۲ عضو گروهک تروریستی صادر شد

«جو بایدن» از خاطره مرگ همسر و دخترش برای رای گرفتن سواستفاده کرد؟

آمریکا ۱۵۰ کامیون تسلیحات به سوریه ارسال کرد

سندرز: به خواست دیکتاتوری وحشی عربستان مجوز جنگ نمی‌دهیم

سناتور آمریکایی: بذر افتضاح یمن را سعودی‌ها در دهه ۸۰ کاشتند

آغاز اعتصاب غذای ۱۰۰ اسیر فلسطینی در زندانهای رژیم صهیونیستی

گوترش «خویشتنداری حداکثری» طرف‌های درگیر در یمن را خواستار شد

کشته شدن ۴۰ عضو طالبان در حمله مشترک ارتش افغانستان و آمریکا

دلبری بن زاید از بن سلمان

آغاز مرحله پنجم عملیات «اراده پیروزی» در عراق با حضور الحشد الشعبی

بشار اسد فرمان عفو عمومی صادر کرد

یونسکو: حدود ۱۲ میلیون کودک از مدرسه محروم می‌مانند

واکنش شهردار تهران به حذف نام شهدا

قتل عام بلوط ها در "سی سخت"

رسیدگی به اتهام 11 مدیر مقصر در سیل فروردین گلستان

کشف یک میلیارد کالای قاچاق در تهران

نجات دو کوهنورد در ارتفاعات سولقان

از تسریع در آزادی مشروط تا تشویق قضاتی که حکم حبس صادر نکنند

روایت یک خیانت؛ خاک‌وشن مخلوط با گندم را در این فیلم ببینید

نرخ بلیت پروازهای اربعین مشخص شد

افزایش ۳ تا ۵ درجه‌ای دما در نوار شمالی کشور