رصد

کد خبر: ۱۲۱۱۵۸
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۱
گوران تربورن جامعه شناس سوئدی است که در حال حاضر در دانشگاه کمبریج مشغول تدریس است. وی سال های متمادی در دانشگاه های سراسر دنیا، از جمله کشورهای اروپای شرقی، بسیاری از کشورهای اروپای غربی، آمریکای شمالی و لاتین، استرالیا و آسیا – تهران و سئول – تدریس کرده است. او نگارنده بسیاری از کتاب های تحقیقاتی است. از آخرین آثار او می توان از «مارکسیسم تا پست – مارکسیسم؟»، «جهان: راهنمای یک مبتدی» نام برد. آنچه در زیر می خوانید، شرح گفت و گوی «همشری دیپلماتیک» با اوست.
-- توافق اندکی در میان ناظران یا نمایندگان جریان راست جدید درباره چیستی آن وجو دارد. این عدم توافق تا حدودی ناشی از انگیزه های متفاوت نویسندگان در ارتباط با این مسئله است ولی تا حدی هم ناشی از تنش ها و ابهامات در درون خود جریان راست جدید است. شما چگونه راست جدید را تعریف می کنید؟ شما فکر می کنید این جریان چه نقش یا جایگاه خاص و معینی در موقعیت کنونی ایفا می کند؟ به علاوه آیا این جریان تأثیر سیاسی بی واسطه و قابل توجهی دارد؟

همواره احزاب جناح راست در اروپا وجود داشته اند؛ برخی افراطی و بعضی از آن ها میانه رو بوده اند. جریان کنونی راست جدید که در بسیاری از موارد چندان هم متأخر نیست و برخی از نمونه ها به بیست، 25-20 سال قبل باز می گردد، میتوان با استفاده از دو موضع تعریف کرد.اول از همه، دیدگاه ضد مهاجرتی و شدید اسلام هراس این جریان است. به علاوه جریان مذکور ملی گرا و مخالف یا منتقد همگرایی فراملی اروپاست. گرونه های شرق اروپایی راست جدید خصومت کمتری نسبت به اتحادیه اروپا دارند و ملی گرایی آن ها بیشتر ضدروسی و نسخه جهش یافته از راست سنتی ماقبل کمونیسم است. جریان راست در شرق اروپا نفوذ سیاسی جدی پس از فروپاشی کمونیسم، از جمله در روسیه داشته است. این جریان در برخی کشورها، از جمله در مجارستان و لهستان قدرت را در دست دارد و تأثیر قابل ملاحظه ای بر رژیم روسی پوتین دارد.

در غرب اروپا، این جریان بخشی از حکومت در فنلاند و نروژ، جزئی اساسی از پایگاه پارلمانی دولت دانمارک و بخشی از دولت در هلند، بلژیک و ایتالیا بوده است. این جریان در انتخابات ریاست جمهوری اتریش شکست سختی خورد و طبق نظرسنجی ها دومین نیروی سیاسی فرانسه است.

-- احزاب راست افراطی در اروپا، حزب جبهه ملی در فرانسه، حزب فجر طلایی در یونان، احزاب پوپولیبست یا مردد نسبت به اتحادیه اروپا مانند جبنش پنج ستاره در ایتالیا، پودموس، حزب فنلاندی های واقعی، حزب استقلال انگلستان (یوکیپ) یا حزب بدیلی برای آلمان هستند. از نظر شما، نقاط اختلاف و واگرایی در میان احزاب راست جدید در اروپا چه مواردی هستند؟ آیا شنما این جنبش ها را جنبش های همگن می انگارید یا جنبش های ناهمگن؟ آینده آن ها را چگونه می بینید؟

شما نباید پودموس که یک جنبش چپ گرایانه و نه یک حزب است در موارد ذکر می کردید. جنبش پنج ستاره در ایتالیا نیز خود را بیگانه هراس و اسلام هراس (یا ستیز) تعریف نمی کند. این جنبش یک جنبش پوپولیستی مختص ایتالیاست که هر دو گرایش دست راستی و جناح چپی را با خود دارد. نماینده واقعی جریان راست جدید در ایتالیا، انجمن شمال (Lega Nord) است که از جدایی طلبی منطقه ای به بیگنه هراسی ملی گرایانه متماسل یده اشت (این جریان همواره بیگانه هراسی را با خود همراه می کند). از سوی دیگر، شما می بایست نگاهی به احزاب مهمی که در هلند (حزب آزادی)، اتریش (حزب آزادی)، بلژیک (مسئله فلاندر)، سوئیس (حزب مردمی بلوشر) و حزب مردم دانمارک در دموکرات های سوئد بیندازید.

این احزاب خاستگاه های تاریخی بسیار مختلف و متفاوتی دارند ولی در مقطع کنونی تفاوت اصلی میزان اهمیت و احترام آنهاست. سه حزب اسکاندیناوی و حزب استقلال انگلستان مایل نیستند در کنار بلوکی که سرکردگی آن را جبهه ملی فرانسه بر عهده گرفته است، قرار گیرند زیرا آنها را بسیار افراطی یا دست کم نزد عامه مردم بی اعتبار و منزلت می پندارند.

این احزاب در آینده نزدیک از میان نخواهند رفت. در سال های آتی آن ها بسیار به دست گرفتن دولت در اتریش، فرانسه و هلند نزدیک می شوند ولی در آخرین دور انتخاباتی شکست خواهند خورد.

-- آیا راست افراطی در اروپا «اثر ترامپ» را تجربه می کند؟ مارین لوپن دبیرکل حزب راست افراطی فرانسه گفت که آنچه اروپاییان «اثر ترامپ» می خوانند که همان ملی گرایی جناح راست ناشی از خشم برانگیخته نسبت به نخبگان سیاسی و بی اعتمادی به مهاجران است طلبعه دوره ای است که او برای انتخاب ریاست جمهوری کشورش در ماه مه می خواهد. او پیروزی انتخاب ترامپ را «خبر خوبی» برای فرانسه دانست. خرت ویلدرز، سیاستمدار راست افراطی که در نظرسنجی انتخابات سراسری ماه مارس پیشتاز است، پیروزی ترامپ را «انقلابی» دانست که به هلند خواهد رسید. در نظر شما، در اروپا پس از پیروزی ترامپ، گرایش به راست جدید افزایش داشته یا با کاهش رو به رو بوده است؟

پیروزی ترامپ قطعاً برای جریان راست جدید در اروپا الهام بخش بوده است ولی من فکر نمی کنم این سبب افزایش آرای جریان راست جدید شود.

-- سی سال پیش، اغلب اروپاییان چند فرهنگ گرایی پذیرش یک جامعه در بر گیرنده و متنوع را پاسخی برای مشکلات اجتماعی اروپا می پنداشتند. امروزه متفکران راست جدید درباره آنچه به عنوان خطرات ذاتی جوامع چند فرهنگی و چند نژادی می پندارند هشدار می دهند. برخی اندیشمندان می گویند که چند فرهنگ گرایی مرده است. بسیاری از منتقدان چند فرهنگ گرایی اظهار می کنند مهاجرت به اروپا در دنیای امروز شباهت با آنچه در دوره های پیشین مشاهده شده است ندارد. شما چه فکر می کنید؟ چرا چند فرهنگ گرایی در اروپا شکست خورده است؟

پاسخ: اروپا به مدت 450 سال تا دهه 1960 قاره مهاجرت به بیرون بوده است. ملی گرایی مدرن اروپا کشورهای شدیداً تک فرهنگی و تک زبانی ایجاد کرد. تنوع چند فرهنگی قابل ملاحظه باریکه شرق مرکزی اروپا میان روسیه و آلمان از خلیج فنلاند تا دریای سیاه با وقوع دو جنگ جهانی به خاستگاه های خود خرد شده است و به وسیله نازیسم و پیامدهای آن ویران شد. مهاجرت مردم با فرهنگ های مختلف یک تحول شگرف بود. جوانان و بخش های مترقی طبقه متوسط شهری نسبت به پدیده مهاجرت دید مثبتی داشتند و موسیقی، آشپزی و ددگاه های فرهنگی جدید را پذیرفتند. هنر، سرگرمی، ورزش ها غنا یفتند و تعداد زیادی از مهاجران مشاغل مناسب و موفقی در سیاست و رسانه های اروپایی به دست آوردند. بدین ترتیب به یک معنا چند فرهنگ گرایی یک موفقیت به حساب می آمده است. هر چند چند فرهنگ گرایی بر سنگر تک فرهنگ گرایی نهادین و مستحکم اروپا حمله برد. ملی گرایی جمهوریخواه فرانسه به شدت علیه هر اجتماع فرهنگی غیر از اجتماع فرهنگی فرانسویان است. استدلال المانی ها تا حدی متفاوت است ولی انگیزه ضد چند فرهنگ گرایی یکسانی دارد. در حالی که فرانسه به دلایل جمعیتی و به دلیل وجود جنبش های مردمی در داخل امپراتوری مورد استثنایی در اروپا در ارتباط با تجربه مهاجرت محسوب می شود. ویژگی خود محورانه آلمان بدین گونه تعریف شده است: «آلمان کشور مهاجران نیست». این دیدگاه از دهه 1960 که آلمان غربی شروع به وارد کردن نیروی کار کرد، تعدیل شد. با این گروه از کارگران بسیار بهتر از کارگران عرب رفتار می شد ولی آن ها برای مدت ها «کارگران مهمان» در نظر گرفته می شدند که هیچ حق اقامتی در آلمان نداشتند. تنها در پنج تا 10 سال اخیر دولت آلمان دریافته که این کشور به یک کشور مهاجرپذیر تبدیل شده است ولی فرهنگ خاص آلمان می بایست حفظ شود.

-- چه رابطی میان جهانی شدن و ظهرو راست جدید در اروپا وجود دارد؟ آیا شما ان را واکنشی به جهانی شدن یا در تداوم آن در نظر می گیرید؟

جریان راست جدید به وضوح واکنشی در برابر جهانی شدن و در درجه اول علیه مهاجرت جهانی ولی مخالف تجارت آزاد، تحرک بی حد و مرز سرمایه و جهانی شدن فرهنگ است.

-- من فکر می کنم که پوپولیست های جناح راست در ارتباطات سیاسی خود از وجوه منی بهره می گیرند. «توجیه های سیاسی» مورد انتظار و گفتمان های غالب دشمنان آشکار و علنی پوپولیست های جناح راست و در عین حال بزرگترین دوستان آن ها هستند. آن ها صحنه سازی رسوایی ها و تحریک های حساب شده و شکستن تابوهای مورد انتظار را امکان پذیر می سازند. از آن جا که این امر بازتابی از نیازهای رسانه از لحاظ تقاضاهای بازار و چرخه خبری است، پوپولیست های دست راستی توجهات رسانه ای قابل توجهی به خود جلب می کنند. آیا شما با چنین تفسیری موافقید؟ اگر پاسخ مثبت است، به چه نحو و ترتیبی؟

من فکر می کنم حق با شماست و بسیاری از رهبران راست افراطی در اروپا عوام فریبان ماهری هستند که مهارت خاصی در جذب توجهات رسانه ای دارند. با این حال ترامپ، در این ارتباط وجهه خاص خود را دارد که با تجربه طولانی او به عنوان مجری شوهای تلویزیونی تقویت شده است.

-- نئوفاشیست ها خود را از مهاجران با اشاره به فرهنگ خود به عنوان میراث اشراف و دعوت به حذف همه «اغیار» متمایز می کنند. آیا شما جریان راست جدید را یک فاشیسم جدید می انگارید؟

نه واقعا. زیرا بیگانه هراسی و اسلام ستیزی اغلب آن ها از خشونت بیهوده و باطل فاشیسم کلاسیک بهره نمی گیرد و آن ها همگی در چارچوب نظام های انتخاباتی دموکراتیک عمل می کنند. حزب فجر طلایی یونان و حزب یوبیک مجارستان گرایشات شدیداً فاشیستی دارند. آنچه همه آن ها انجام می دهند ترویش هراس، توهین و نفرت قومی فرهنگی است که اغلب به ترغیب به اعمال تبعیض و خشونت های محلی می انجامد. همین مسئله هم زشت و کریه است.

-- امروزه، در پرتو بحران واحد پولی اروپا و ورود پناهجویان به اروپا، پوپولیسم به نفع احزاب رادیکال و افراطی جناح راست عمل می ند و احزاب جریان اصلی نتوانسته اند راهبردهایی برای مقابله موثر با این پوپولیسم توسعه دهند. تحلیل شما از این مسئله چیست؟

نخبگان سیاسی اروپا ارتباط خود را با طیف گسترده از مردم از دست داده اند و به زبانی سخن می گویند و در طرح هایی ایفای نقش می کنند که مردم عادی درک نمی کنند. در عین حال دغدغه های مردم در زمینه بیکاری، فقر نسبی و ناامنی را نادیده می گیرند. با این حال فرصتی برای گونه دیگری از پوپولیسم که بیشتر در بر گیرنده و جهان شمول است تا حذفی و نژاد گرایانه وجود دارد. ما این مسئله را در انتخابات دو رهبر حزب، جرمی کربین از حزب کارگر انگلیس و در بازتاب کارزار انتخاباتی برنی سندرز در آمریکا و موفقیت ائتلاف های تحت اداره پودموس در بارسلونا و مادرید مشاهده کردیم.

-- به عنوان آخرین پرسش، اغلب ناظران بر این باورند که این روزها زمان های خارق العاده ای برای اروپا هستند و واقعیت های سیاسی ممکن است به زودی بسیار متفاوت به نظر برسند. در حالی که غیر ممکن است که پیش بینی کنیم چگونه بزرگترین پروژه سیاسی در تاریخ زیر فشارهای وجودی از داخل و خارج تحول خواهد یافت، تمامی این فشارها زمانی که مسئله آینده اروپا مطرح می شود، به یک جهت و مسیر معین اشاره می کنند. شما آینده اروپا را چگونه پیش بینی می کنید؟

پروژه اروپا (همگرایی اروپا) اهمیت و رونق خود را از دست داده است. از چندین سال قبل، هدف تشکیل «اتحادیه نزدیک تر از مردم اروپا» کاملاض بی رونق شده است. با این حال اتحادیه اروپا یک نهاد منعطف است که بارها اثبات کرده توانایی مدیریت و کنترل بحران های مختلف را دارد. اتحادیه اروپا تا آینده قابل پیش بینی به حیات خود ادامه خواهد داد.

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی ‌‌‌‌‌‌جدید

پله پله تا درمان موقتی بیکاری

پول های سرگردان چگونه بازار را به هم می ریزد؟

4 پیش شرط سوددهی سهام معدنی

کاهش ۹ درصدی خرید گندم از کشاورزان در سال جاری

آیا خودروسازان زیان‌ده هستند؟

آخرین قیمت ارز مسافرتی

وام ساخت مسکن برای زوجین ۱۶۰ میلیون تومان شد

محاسبه سود بانکی از مرکب به ساده تغییر می‌کند

بورس باز هم درجا زد

محل توقیف نفتکش معروف انگلیسی

جزئیات جدید از وضعیت نفتکش انگلیسی در بندرعباس

ادعای واهی وزیر خارجه انگلیس در رابطه با توقیف نفتکش انگلیسی

ترامپ درباره ایران به تناقض‌گویی اُفتاد!

ادعای وزیر خارجه لتونی درباره نفت‌‎کش انگلیسی

ستاد کل نیرو‌های مسلح سه تجاوز پهپادی آمریکا را افشا کرد

پشت پرده پیشنهاد مذاکره آمریکا از زبان موسوی

رئیسی رحلت حجت الاسلام حائری را تسلیت گفت

وکیلی: اصلاح‌طلبان تاوان ضعف دولت را پس می‌دهند

دست مریزاد هاشمی به بچه‌های سپاه

کاپیتان‌‌‌‌‌ کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

سازمان بازرسی پاکستان به خانواده نواز شریف سخت گرفت

دیدار با پسر قذافی جنجالی شد

بمباران مواضع پ‌ک‌ک در شمال عراق

واکنش پمپئو به عصبانیت کره شمالی

حاشیه های این روزهای خانم صدراعظم

روایت رسانه غربی از مهمترین نقطه سیاسی این روزهای جهان

البشیر به لاهه نمی‌رود

شگرد سربازان سعودی برای فرار از جنگ یمن

حضور "اون" در مراسم روز ملی فرانسه

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

شهریه نجومی یک دبستان لاکچری خبرساز شد!

سرنوشت پرونده برنج‌های تقلبی فروشگاه زنجیره‌ ای

طرح قوه‌قضاییه برای جایگزینی زندان

بیمه بیکاری به کدام کارگران تعلق نمی‌گیرد؟

سرپرست وزارت آموزش و پرورش اولویت اولش را اعلام کرد

پایان نامه فوق لیسانس در باره خیار!

مردی همسرش را بخاطر پول خفه کرد

نظر معاون وزیر علوم درباره طرح حذف کنکور

ماجرای شهریه‌های 25 تا 35 میلیونی برخی مدارس لاکچری