رصد

کد خبر: ۱۲۱۲۳۸
تاریخ انتشار: ۱۴ دی ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۶
نقش بیمه را در اقتصاد رفاه مهم و موثر می داند و می گوید اساسا دولت های رفاهی تشکیل شده اند تا جلوی بیم های ناشی از رویدادهای غیرمترقبه را بگیرند و جامعه را در قبال خطرات خارجی مصون کنند. دکترعلی اصغر سعیدی، جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می گوید خدمات درمانی در کشورهایی نظیر کانادا، جنبه توزیعی و ماهیتی انسانی و عادلانه دارد و به همین سبب است که مردم در این کشورها احساس شادکامی می کنند.

سعیدی معتقد است نظام بیمه ای کشور با چالش های بزرگی رو به رو است و علت اصلی این امر، ناهماهنگی، موازی کاری، نبود گفتمان تخصصی در بیمه، فقدان شرکت های واسطه ای و ظهور ریسک های تولید شده است.

-- به طور کلی، بیمه در اقتصاد رفاه چه جایگاه و اهمیتی دارد؟

بدون تردید، بیمه چه در نظام رفاهی و چه اقتصاد رفاه نقش و جایگاه مهمی دارد؛ چه در بخش امدادی، چه بخش بیمه ای یا اشتغال و چه بخش حمایتی. چند هفته پیش هم که حادثه خرم آباد و بعد تصادف قطار رخ داد، تقریبا همه متوجه شدند که بیمه اجتماعی دولتی، یعنی کمک های امدادی چقدر مهم هستند. اهمیت بیمه حوادث در بخش امدادی نظام های رفاهی مرد را باید در کنترل کردن همین حوادث دید. نظام بیمه اجتماعی در اصل پدید آمده تا جلوی این نوع حوادث را بگیرد یعنی جلوی بیم های ناشی از رویدادهای غیرمترقبه طبیعی، که متخصصان بیمه به آن ها «ریسک یا بیم خارجی» (external risk) می گویند. پس اساسا «دولت های رفاه» (Welfare states) به مثابه بیمه اجتماعی دولتی تشکیل شدند تا این ریسک ها یا بیم ها را مهار کنند. یعنی اولین اولویت دولت رفاه، انجام کمک های امدادی برای نجات افراد و بقای انسان ها به بهترین شکل است. البته در جامعه ای مانند آمریکا که مرتبا با توفان های وحشتناک رو به رو است هم بیمه های خصوصی سرمایه های مردم را مصون می کند و هم بیمه های اتکایی آن ها نزد دولت و شرکت های بزرگ. این جا دولت رفاه در حقیقت یک سازمان بیمه بزرگ است که اجتماع و جامعه را در قبال خطرات خارجی بیمه می کند. این که انسان مدرن می تواند خود را در مقابل خطرات خارجی زندگی، مانند سیل، توفان، زلزله و بیماری ها بیمه کند محصول پیشرفت های علمی در عصر روشنگری بوده است. مارکس می گفت فیلسوفان آمده اند جهان را تفسیر کنند، ما آمده ایم دنیا را تغییر دهیم. اساس تغییر نیز بر پیش بینی و کنترل است. انسان مدرن به سبب علم و تخصص جدید می تواند ریسک های خارجی را پیش بینی کند و سپس این ریسک ها با پیامدهای آن را کنترل کند، یعنی بیمه کند.

من نقش بمیه در نظام رفاهی و اقتصاد رفاه را از هم تفکیک می کنم و برای این که اهمیت بیمه روشن شود جایگاه بیمه اجتماعی، بیمه دولتی، بیمه درمانی و بیمه خصوصی را از هم متمایز می دانم. وقتی شما به تاریخ بیمه نگاه کنید به اهمیت این ها نیز بیشتر واقف می شوید. البته غیر از بیمه خصوصی که به نوعی قبل از عصر روشنگری هم بوده، بقیه انواع بیمه که با رفاه سر و رکار دارند، بیشتر پدیده عصر روشنگری است.

-- چرا بیمه های اجتماعی جایگاه مهم تری در رفاه دارند؛ چون برخی نقش بیمه های خصوصی را مهم تر می دانند؟

در نوع ایده آل، بیمه خصوصی بهترین نوع بیمه است در شرایط اشتغال کامل. اما چون این شرایط وجود ندارد بیمه و حمایت اجتماعی اهمیت پیدا می کند. از آنجا که هدف غایی تمام یدولت های رفاه افزایش رفاه از طریق اشتغال است، بیمه خصوصی بسیار مناسب تر و مطلوب تر است. اما در غیر این صورت، بیمه خصوصی ماهیتا توزیع درآمد نمی کند. در یک بیمه خصوصی مثل بیمه سرقت، تعداد زیادی از افراد سالانه حق بیمه مشخصی را پرداخت می کند اما تنها تعداد اندکی که خسارت دیده اند نفع می برند. اینجا یک انتقال درآمد از افراد خوش شانس به بدشانس رخ می دهد اما قبل از این، همه در معرض بیم دزدی هستند. در اکچوئری هم این طور است و از توزیع مجدد خبری نیست چون مبلغ کمی از هر نفر می گیرند و بعدا به او می دهند نوعی توزیع افقی است نه بازتوزیع. اما در بیمه اجتماعی، چه کمک های امدادی، چه بیمه درمانی و بیمه دولتی توزیع مجدد صورت می گیرد یعنی از پردرآمدترها گرفته می شود و به کم درآمدها داده می شود. اگر بیمه اجتماعی خوب کار کند دولت رفاه موفق است. نکته دیگری هم که مهم است تطور بیمه هاست؛ یعنی به طور تاریخی که نظام های رفاهی توسعه پیدا کرده اند برای این بوده که به ترتیب بیمه بیماری، برای کارگران کم دستمزد، بیمه حوادث کار، که بیمه اجباری بود، بعد بیمه پیری و از کارافتادگی و سپس بیمه عمر و بیکاری به وجود آمدند.

-- اما در هر نظام رفاهی انواع بیمه وجود دارد و در اقتصاد رفاه، همه آن ها بر نظام رفاهی تأثیر می گذارند؟

بله، همین طور است. دولت به تنهایی نمی تواند رفاه را برقرار کند. در حال حاضر در بیشتر کشورهای جهان به جز برخی کشورهای آفریقایی انواع بیمه در اقتصاد رفاه وجود دارد چون در هر نظام رفاهی تولید رفاه منحصر به دولت نیست. دولت، بخش خصوصی، بخش غیررسمی و بخش داوطلبانه انواع خدمات رفاهی را عرضه می کنند، بنابراین هر کدام نوع خاصی بیمه دارند. تا وقتی واحد خانواده و پیوند مردم در اجتماعات محلی قوی بود و در مقبل حوادث غیرمترقبه به یکدیگر کمک می کردند بیمه دولتی و خصوصی نقش مهمی نداشتند چون بیمه اجتماعی را خانواده فراهم می کرد. الان نیز دولت های رفاه توسعه یافته برای خرج از بحران دنبال راه هایی هستند تا بخش غیررسمی را که قبلا بیشتر تولید رفاه می کرد احیا کنند، که البته کاری است بسیار مشکل چون نزدیک به یک قرن که دولت نقش مهمی در رفاه داشته، اقتدار اجتماعات محلی و خانواده را سست کرده و تقریبا پل های پشت سر خراب شده است. اما هنوز کارهای زیادی می شود کرد به ویژه در کشورهایی مثل ایران، تا بیمه اجتماع محلی تقویت شود، مثلا برای ازدواج، ورشکستگی، ناتوانی، پیری و مراقبت های مختلف.

-- برخی هم معتقدند بیمه اجتماعی محصول ضعف و سست شدن اجتماعات محلی و خانواده بوده و لزوم ورود دولت را دوچندان کرده است.

بله، این استدلال هم وجود دارد. به اندازه ای که جامعه پیچیده تر شد و منابع طبیعی حمایت طبیعی، یعنی خانواده و خویشاوندان و محله رو به کاهش رفت، این منابع طبیعی توان حمایت خود از مردم را از دست داد و اینجا بود که انواع دیگر بیمه نقش خود را نشان داد. پس وقتی اجتماعات محلی و خانواده گسترده و پیوسته در عصر شهرنشینی و مهاجرت و صنعتی شدن تغییر کرد باید منابع دیگری جایگزین بیمه خانواده و اجتماع محلی می شد که همان بیمه های امروزی است. اما بیمه اجتماعی وقتی توسعه یافت و مهم شد که دولت جایگزین نقش حمایتی خانواده شد. مسئله مهم دیگر هم این است که در گذشته، نه دولت ها و نه خانواده و مردم نمی توانستند در مقابل برخی رویدادهای طبیعی از خود حمایت کنند. از عصر روشنگری است که به همت ظهور علم مدرن توان پیش بینی حوادث طبیعی و کنترل پیامدها یا برخی از آن ها به وجود آمد. منظورم این است که یکی از وظایف دولت مدرن، که حتی قبلا خانواده نیز از انجامش ناتوان بود، بیمه اجتماعی در مقابل حوادث است. این اهمیت بیمه اجتماعی در بخشی از نظام رفاهی، یعنی نظام امدادی است که نه افراد و نه شرکت ها توان تعهد خدمات بیمه ای را ندارند و اینجاست که پای بیمه اجتماعی و دولت به میان می آید، حتی موسسات بیمه گذار نیز مجبورند خودشان نیز دولت بیمه شوند یعنی بیمه اتکایی داشته باشند تا مثلا هنگام سیل یا زلزله بتوانند به تعهدات خود عمل کنند.

-- گزارش های سازمان ملل نشان می دهد، مردم کشورهایی نظیر کانادا به دلیل وجود بیمه درمانی مناسب در زمره شادترین مردم جهان هستند و امید به زندگی نیز در میان آن ها بیشتر است. چه نسبت و رابطه ای بین بیمه، شادکامی و امید به زندگی وجود دارد؟

به نظر من علت اصلی اش بر می گردد به این که نظام درمانی ملی، که خدمات درمانی کاملا مجانی در بیمارستان و پزشکان عمومی و خانواده در اختیار می گذارد، جنبه توزیعی دارد و کم درآمدها به نسبت پردرآمدها می توانند از آن استفاده بیشتری کنند و تفاوتی بین آن ها نیست. البته اگر پردرآمدی بخواهد از امکانات خصوصی استفاده کند و در صف انتظار نمایند می تواند به آمریکا برود اما در کانادا همه چیز برابر است، شما ثروتمند باشید یا کارمند معمولی یا بیکار به یک نسبت در صف خدمات هستید و این عادلانه و انسانی است لذا شادکامی می آورد. در حالی که در کشورهایی مانند آمریکا و کشور خودمان اگر می خواهید خدمات درمانی خوب و با کیفیت دریافت کنید لازم است بیمه بخرید یا پس انداز داشته باشید. تحقیقاتی که در آمریکا انجام شده است نشان می دهد هرگاه قیمت های خدمات بیمارستانی و پزشکی بالا برود به افزایش قابل توجه تقاضا برای بیمه درمانی منجر می شود. بین خرید بیمه و عرضه و تقاضای خدمت بیمارستانی رابطه متقابلی وجود دارد، یعنی این رفتارها را تقویت می کند که هرچه بیمه افزایش پیدا کند قیمت خدمات بالا می رود، و هرچه قیمت خدمات افزایش پیدا کند تقاضا برای بیمه بالا می رود. به نظر من بیشتر کشورهای اروپایی که از بیمه های درمانی خصوصی اجتناب می کنند به رغم میل دولت ها به کاهش هزینه های درمانی بیشتر به اثرات توزیع مجدد خدمات درمانی توجه دارند.

-- این بیمه ای که می تواند رفاه اجتماعی به همراه بیاورد چه شاخصه هایی دارد؟ مثلا گفته می شود بیمه ای که در آن شرافت و کرامت انسانی لحاظ نشود، نمی تواند روی سلامت روانی جامعه و احساس رفاه تأثیر چندانی بگذارد.

وقتی در کشورهای اروپایی، بعد از جنگ، مسئله خدمات درمانی مجانی در ازای پرداخت به صندوق بمیه ملی را مطرح کردند، یکی از اهدافشان همین حفظ شرافت و کرامت انسانی بود. هدف مرتبط دیگر جلوگیری از جنگ های آینده و برقراری صلحی پایدار بود، چون گمان بر این بود که رها کردن انسان ها به حال خودشان یکی از دلایل ظهور فاشیسم بوده که فرصت طلبانه با طرح شعارهای سوسیالیستی توانست بر ذهن و روح توده ها حاکم شود. نگاه کنید، وقتی کم درآمدها مجبورند از خدمات کم کیفیت در بیمارستان های دولتی استفاده کنند، نه تنها انسجام اجتماعی سست می شود بلکه زمینه ظهور سیاستمداران فرصت طلب فراهم می شود. ضمن این که کرامت انسانی کم درآمدها نادیده گرفته می شود. تقریبا تردیدی نیست که کیفیت خدمات درمانی دولتی و خصوصی فاصله بسیاری دارد همین نابرابری یکی از دلایلی است که نگرانی مردم را بیشتر می کند چون از جان آدمی بالاتر چه چیزی است؟

-- نظام بیمه در ایران تا چه حد توانسته است به ایجاد رفاه اجتماعی بینجامد؟ عدم موفقت آن را ناشی از چه می دانید؟

اگرچه در دهه های اخیر نظام بیمه در ایران پیشرفت داشته اما واقعا با چالش های بزرگی رو به رو است و اصلا در شأن کشوری مانند ایران نیست. اگر به طور خلاصه دیرینه شناسی کنم باید گفت به رغم این که بعد از انقلاب صندوق های بیمه ای متعددی برای رفاه اقشار آسیب پذیر تأسیس شده، نتوانسته ایم وضع اقشار آسیب پذیر را بهبود ببخشیم، مشکل اصلی هم ناهماهنگی و موازی کاری است. به نظر من مشکل اصلی ناهماهنگی است و هرکس که منابعی را در اختیار دارد، حاضر نیست آن را واگذار کند چون گویی قدرت خود را با واگذار کردن کنترل بر آن یا تبعیت از سیاست رفاهی واحد از دست می دهد. موضوع تجمیع بیمه ها، موازی کاری در دولت و سازمان های موازی دولت ها حل نشود ناکارایی در نظام رفاهی همچنان باقی خواهد ماند.

به نظر من به غیر از این مشکلات که باعث عدم موفقیت این نظام بیمه ای می شود، اولا ما گفتمان تخصصی در بیمه نداریم، متخصصان بیمه به ویژه در تشکیلات و سازمان های رفاهی بسیار اندک هستند و در رسانه ها و مجلات تخصصی و آکادمیک این ها مورد توجه قرار نمی گیرند. هیچ بحث جدی ردباره بیمه انجام نمی گیرد، مثلا ما تقریبا در صندوق های بیمه بازنشستگی متخصص اکچوئری و محاسبات آماری کم داریم و در دولت گذشته در این زمینه به جای تربیت متخصص، متخصص زدایی کرده ایم. اگر اشتباه نکنم در بازار بیمه فاقد شرکت های واسطه ای یا loss adjuster هستیم. در بیمه های خصصوی خطر اخلاقی بالاست و هزینه های بیمه ها را افزایش می دهد. به غیر این ها، یکی از مهم ترین علل عدم موفقیت ها در ایجاد بیمه های اجتماعی کارآمد نه فقط در کشور ما بلکه در تمام جهان بر می گردد به ظهور ریسک های تولید شده (manufactured risk). این ها را نظریه پردازان جهان پرمخاطره مطرح کرده اند و حرفشان این است که ریسک های جدید مسبوق به سابقه نیستند و رفتار بشر روز به روز کمتر به رفتارهای گذشته اش مربوط است. اگر توجه کنید یکی از راه هایی که میزان پرداخت بیمه مشخص می شد براساس رفتارهای گذشته بود. متخصصان بیمه از سری های زمانی برای پیش بینی رویدادها در آینده استفاده می کردند اما این اطلاعات کم کم بی اعتبار شده و شرکت های بیمه روز به روز بیشتر در خطر ورشکستگی بوده اند.

-- چرا داده های گذشته را نمی توان برای تحلیل الگوهای رفتاری آینده به کار برد؟

دو علت هستی شناسنامه برای این مسئله ذکر کرده اند. یکی مسئله پایان طبیعت، دیگری پایان سنت. پایان طبیعت به این معنی است که دیگر آنچه در طبیعت رخ می دهد را نمی توان ناشی از ریسک و مخاطرات خارجی دانست بلکه محصول رفتارهایی است که ما بر سر طبیعت می آوریم. معنی گرم شدن زمین نیز اقداماتی است که بشر انجام داده تا با چنین وضعی رو به رو شود. بنابراین تغییرات آب و هوایی بیشتر بی سابقه است و الگوی تغییرات نمی تواند بر تحلیل تغییرات گذشته فهم شود. نظام های درمانی نیز با چنین وضعی رو به رو هستند. اخیرا سیاستی که برای کنترل هزینه های درمانی اتخاذ شده تمرکز بر تغییر رفتارهاست. فردگرایی رو به افزایش و نقش رو به رشد عاملیت فردی شرایطی را ایجاد کرده که رفتارهای پرخطری از افراد سر می زند که بی سابقه است.

-- این مسئله به نوعی در گذشته هم وجودداشته یعنی تأثیرفرهنگ بر انواع بیمه ها.

مسئله رفتارهای پرخطر از انسان مدرنی بر می آید که برای نظام های مدرن پیامدهای ناگواری دارد، مانند رشد نوشیدن مشروبات الکلی، رشد بیماران مبتلا به ایدز، افزایش استعمال موادمخدر. به تعبیر آنتونی گیدنز انسان مدرن بیشتر از گذشته رفتارهایش بر آیین های شخصی یا سبک های زندگی هویت بخش استوار شده و کمتر تحت تأثیر آیین های جمعی که خودش نوعی کنترل اجتماعی ایجاد می کرد، قرار دارد. این یعنی پایان سنت. اما موردی که شما اشاره می کنید تأثیر فرهنگ بر گرایش به بیمه ممکن است در بسیاری از جوامع وجود داشته باشد برای همین هم است که بیمه های اجتماعی و درمانی، بیمه های اجباری هستند. مثلا یکی از محققان مطالعه ای روی بیمه عمر در آمریکا در قرن نوزدهم انجام داده و مشاهده کرده مردم چون خرید بیمه عمر را با ارزش گذاری مالی روی انسان مغایر می دیدند از خریدن بیمه عمر امتناع می کردند. تغییر این نگرش فرهنگی سال ها طول کشید. در کشور ما هم در بسیاری از موارد مانند بیمه عمر و خودرو، در جایی که خرید بیمه اجباری نباشد، مقاومت صورت می گیرد. اگرچه افرادی مانند میلتون فریدمن با بیمه اجباری، به دلیل در نظر نگرفتن حق انتخاب افراد مخالف اند اما ارزش های فرهنگی نقش مهم تری می تواند در مقاومت افراد در برابر خرید بیمه داشته باشد.

منبع: مجله تجارت فردا، ویژه نامه 95.10.13

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

اوج صادرات نفت ایران بر اساس آمار

طرح بانک مرکزی برای سرمایه در گردش تولید، روی میز شورای پول و اعتبار

آغاز روند نزولی تورم اجاره بها

قیمت اجاره آپارتمان در نقاط مختلف تهران

اختصاص تسهیلات بانکی برای اساتید دانشگاه

پیش بینی روند بازار سکه

عبور آرام دلار از مرز مقاومتی

زمان ثبت نام مسکن ملی به تفکیک استان‌ها

حرف و حدیث های ثبت نام متقاضیان مسکن ملی

احتمال تغییر نرخ خرید تضمینی گندم قوت گرفت

چرا کشورهای غربی رو پرونده دو تابعیتی ها پافشاری دارند؟

جوادی حصار: می‌خواهند پیش از انتخابات دولت را زمین‌گیر کنند

ابوالقاسم طالبی: هیچ‌کدام از رؤسای‌جمهور ما در حدی نبودند که درباره آنها فیلم بسازم

تصاویری از پرواز معاون رئیس‌جمهور با هواپیمایی با خلبان زن

واکنش‌ سازمان ملل به‌ جنایت آمریکا علیه بیماران پروانه‌ای ایران

ماجرای یک کانون علمی که همه مدال‌هایش را به رهبر انقلاب هدیه می‌کند

روایتی متفاوت از سخت‌ترین روز خانواده‌ موشکی ایران

طرح پیشنهادی نقوی‌حسینی برای گام بعدی کاهش تعهدات برجام

امیر خانزادی: مادران شهیدان اسوه مقاومت و ایثار هستند

«سرا» به روایت آذر منصوری

کنایه مجری به سکوت آل‌سعود برابر توهین‌های ترامپ

ناقوس مرگ در تل‌آویو؛ حملات موشکی فلسطینی‌ها در پی ترور فرمانده ارشد جهاد اسلامی

لحظه اصابت راکت به بزرگراهی در فلسطین اشغالی

راز حضور پسر پادشاه سعودی در عمان

تعدادی شهدای غزه به 11 نفر رسید

هشدار جدی جهاد اسلامی به رژیم صهیونیستی

میشل عون طرف معترضان لبنانی را گرفت

فضولی پمپئو در عراق

رژیم صهیونیستی غافلگیر شد

رژیم صهیونیستی خطر را احساس کرد

افراد تحت پوشش «بیمه سلامت» از چند مرکز خدمت می‌گیرند؟

مهمان این روزهای تهرانی‌ها را بشناسید

ماجرا‌های عجیب و پیچیده قاچاقچیان در گمرک

سکوت عجیب راننده تاکسی در قتل مرد بازاری

روستایی با خانه‌های غیرمجاز و مشکلات ریز و درشت

اعترافات مردی که دوست 20ساله اش را کشت

سازمان سنجش: امکان تحصیل در مقطع دکتری بدون آزمون وجود ندارد

ردپای عروس در سرقت از خانه اعیانی برادرشوهر

ماجرای آدم کشی «شاه توت» در لانه سیاه!

«تعطیلی مدارس» بر کاهش آلودگی هوا چه تاثیری دارد؟