رصد

کد خبر: ۱۲۱۳۵۱
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۸
یک سال دیرتر به برجام رسید؛ حالا هم که به آن رسیده آنچنان ناقص و همراه با اشکال است که طرف مقابل بارها آن را نقض کرده است. حسن روحانی اکنون با یک وضعیت فوق العاده مواجه شده. او که در خرداد 92 سیاست داخلی، اقتصاد و سیاست خارجی را به هم گره زد و رقبا را پشت سر گذاشت همه تلاشش این بود که با برجام راه خود را در سیاست ورزی آن هم در مقام ریاست جمهوری تا سال 1400 باز نگه دارد.

اکنون اما اوضاع چنان شده که این سوالات تعیین کننده پدید آمده است: «آیا می توان گفت ایده مرکزی حسن روحانی شکست خورده و احتمال نیامدن اودر انتخابات وجود دارد؟ در واقع برخی می پرسند ممکن است که ما با رئیس جمهوری مواجه باشیم که خودش نخواهد برای دور دوم انتخابات ثبت نام کند؟ آیا اولاندیسم پدیده سیاست ایران خواهد شد؟» باید از انتخابات 92 شروع کنیم. از آنجا که او به سطح ریاست جمهوری رسید.

سرمایه های حسن روحانی در انتخابات سال 92

وقتی گفت «من سرهنگ نیستم» طبقه متوسط و روشنفکران را دلخوش به توسعه سیاسی کرد و وقتی خطاب به عابدینی مجری گفت و گوی ویژه خبری توصیه کدر تا بیانیه سعدآباد را «سه بار بخواند» و بعد از آن همنوا با دکتر ولایتی شد و محصول آن نوع از مذاکرات در دوران احمدی نژاد را فقر و تنگدستی و ایستادن چرخ کارخانجات عنوان کرد اقتصاد و سیاست خارجی را به هم پیوند داد تا مردم و طبقه پایین هم راضی شنوند و او را بلد راه بدانند.

اگر بنا بر این باشد که در سطح سرمایه اجتماعی و سیاسی حسن روحانی صحبت کنیم آن وقت باید به گذشته نزدیک بازگردیم، به خرداد 92. واقعیت این است که حسن روحانی وقتی «راضی» به کاندیداتوری شد، نامزد هیچ جناحی نبود. اصلاح طلبان هوای دیگری در سر داشتند و تعداد نامزدهای اصولگرایان هم آنقدر زیاد بود که اصلا به روحانی فکر نمی کدرند. مطرح است که سیدمحمد خاتمی در دیداری به روحانی گفته بود اگر بنا بر انتخاب نامزدی برای تحت حمایت قرار گرفتن اصلاح طلبان باشد، شما در انتهای صف قرار دارید. هر چه بود از میانه بجث های گعده نشینان ظهر شنبه های مجمع تشخیص که به قول یاسر هاشمی از آن به عنوان انجمن اسلامی مجمع تشخیص یاد می شود، این حسن روحانی بود که طلایه دار ایجاد دولت وحدت ملی شد؛ همان چیزی که هاشمی می خواست و همان چیزی که خاتمی به آن تن داد. اصلاح طلبان در یک معادله سیاسی به این رسیدند که ریسک حضور مستقل بالاست، پس به همنشینی هاشمی، همان ریق سال های نه چندان دور روی آوردند. نامزد قرضی گرفتند و بدنه اجتماعی را به عاریت دادند. قرارشان این شد که حمایت کنند تا راه حضورشان در سیاست رسمی کشور باز شود، صندلی هایی از پاستور به آنها برسد و فرصتی یابند برای ترمیم همبستگی آسیب دیده. اما آیا این به آن معناست که حسن روحانی هیچ بدنه اجتماعی نداشته است؟ مطرح است که حسن روحانی گفته است پیروزی ام در انتخابات را مدیون کسی نیستم (مصاحبه محسن رفیق دوست با مثلث و نقل قول او از حسن روحانی) این یعنی او می گوید از کنار حرف ها و تبلیغاتش در انتخابات، رئیس جمهور شده است. در سطح دیگری از تحلیل، مسلم است که همه رای روحانی متعلق به اصلاح طلبان و بدنه اجتماعی آنها نیست، هرچند ممکن است بخش قابل توجهی از آن چنین خاستگاهی داشته باشد. حسن روحانی بخش زیادی از رای خود را از گفت وگوی ویژه خبری و مناظره ها دارد. با چنین تصویری می توان گفت که رای حسن روحانی ترکیبی است از برنه اجتماعی اصطلاح طلبان، حامیان هاشمی رفسنجانی، طبقه متوسطی که نظرشان درباره محمدباقر قالیباف تغییر کد و مردم طبقه ضعیفی که با تصور از بین تحریم ها و ایجاد شرایط اقتصادی بهتر به او رای دادند. در سطح جزئی تر از تحلیل می توان گفت که حسن روحانی رای خود را از سامان اجتماعی به دست آورده که اصطلاح طلبان و هاشمی رفسنجانی در روزهای آخر برایش ایجاد کردند. این شاید منصفانه ترین تحلیلی باشد که بتوان از علت پیروزی حسن روحانی عنوان کرد و البته باید به آن اضافه کرد چند دستگی میان اصولگرایان را.

وضعیت موجود؛ چالش سخت روحانی

حسن روحانی رئیس جمهور شد. او یک سال زمان خواسته بود. خیلی زودتر از آنچه تصور می شد محمدجواد ظریف و جان کری را به هم رساند. دیوار بی اعتمادی میان تهران و واشنگتن اما آن چنان بلند بود که همنشین های دو وزیر خارجه نمی توانست در زمانی اندک ماجرا را به سرانجام براسند. روحانی باید زمان بیشتری صبر می کرد؛ آن هم با منتقدانی سختگیر و پیگیر. به تعبیری او درب ریاست جمهوری اش را از پاشنه سیاست خارجی چرخانه بود؛ گریزی نداشت تا بماند و ببیند سرانجام کار را. سرانجام نوش دارو رسید آن هم در اندک زمان باقی مانده تا انتخابات پارلمان دهم. موافقان برجام در پارلمان ماندند و نابرجامیان که رقبای سخت رئیس جمهور بودند مهمترین پایگاه انتقاد به او را ترک کردند تا در مجلس جدید خیال حسن روحانی راحت تر باشد. او حالا با رئیس مجلیسی مواجه شده بود که اینچنین می گفت: «از نظر قانون گرایی دولت آقای روحانی خیلی مقید است. شهادت می دهم که کار هیئت تطبیق ما کساد است. مصوبات هیئت دولت که می آید با قانون منطبق است. شاید موارد جزئی که اعلام می کنم خلاف قانون است یکی دو مورد در ماه باشد حال آنکه در دولت قبل موقعی می شد که 1716 مورد را رد می کردیم. از نظر ایجاد آرامش هم تلاش آقای رحانی و دولت شان این بود که ایجاد آرامش کنند واین کمک می کند که ذهن ها روی مسئله اصلی کشور متمرکز شود

شرایط اما اینچنین دلچسب و شیرین برای او نماند. طرف مقابل برجام را نقض کرد. عهدشکنی ها آنچنان بالا رفت که خود روحانی هم که بزرگترین مدافع برجام بود و همیشه مقابل مخالفان ایستادگی می کرد خود اعتراف کرد که برجام نقض شده و درخواست تشکیل کمیسیوم مشترک برجام را مطرح کرد. حالا آن بخشی از جامعه که به وعده های او دل خوش کرده اند در یک فضای ابهام به سر می برند. ایده مرکزی روحانی تقریبا شکست خورده و او دیگر نمی تواند بر دال پیشبرد امور با تکیه بر سیاست خارجی تاکید کند.

حالا همه بحث بر سر این است که حسن روحانی به نسبت بهار 92 تا چه حد از سرمایه اجتماعی و سیاسی برخوردار است و یا پرسش بی پیرایه تر این است که آیا حامیان سیاسی و اجتماعی حسن روحانی از گرد او رفته و دیگر آن حس «هم پیوندی» وجود ندارد؟ باید به تحلیل شرایط پیرامونی او در دو سطح «جامعه» و «بازیگران سیاست» پرداخت. در میان اهل سیاست یک وضعیت چندوجهی ایجاد شده است. حاصل جمع این وضعیت با همه دل آشوبه هایش، این است که فعلا همه در ظاهر می گویند همچنان از او حمایت می کنند. حالا اصلاح طلبان در مصاحبه هایشان از نامزد آلترناتیو، نامزد پوششی و حتی نامزد مستقل سخن می گویند. پای این حرف را به میان کشیده اند که احتمال رد صلاحیت روحانی وجود دارد. در تازه ترین اظهارنظر در این مورد الیاس حضرتی گفته است: «هنوز در اردوگاه اصلاح طلبان هیچ چیزی قطعی نشده، ولی این بحث مطرح است که برای پشتیبانی قوی تر و جدی تر و همچنین برای رعایت احتیاط بیشتر در خصوص آقای روحانی، کاندیدای دیگری هم به عنوان کاندیدای احتیاطی داشته باشند. در فضی سیاسی که همه احتمالات وجود دارد و ممکن است حتی یک در هزار مشکلاتی در مسیر کاندیدا شدن روحانی ایجاد شود، مجموعه به این فکر افتاده که فرد دیگری را برای کاندیدا شدن در کنار وی قرار دهد و اگر به هر دلیل، اتفاقی رخ داد، دست اصلاح طلبان خالی نباشد. شاید بار دیگر هم داستان هاشمی تکرار شود! حوادث سیاسی قابل پیش بینی نیستند و با اینکه احتمال ردصلاحیت رئیس جمهور مستقر در کشور بی سابقه است، این یک تدبیر عاقلانه بوده و بهتر است یک نفر با هماهنگی خود روحانی به عنوان آلترناتیو معرفی شود.» او درخصوص این احتمال که ممکن است اصلاحات با روحانی به توافق نرسیده باشد و معرفی آلترناتیو پوششی برای این موضوع باشد نیز گفت: «تاکنون چنین چیزی مطرح نبوده و اصلاح طلبان هماهنگی کامل با رئیس جمهور دارند.» یا مثلا مرتضی الویری در یک مصاحبه سه دلیل ارائه می دهد که به موجب آنها اصلاح طلبان باید در کنار روحانی یک کاندیدای دیگر معرفی کنند. کاندیدایی که البته قرار نیست با رئیس جمهور رقابت کند بلکه حضور دارد تا در بزنگاهی دست این جریان سیاسی خالی نماند. او می گوید: «ما احتمال می دهیم که آقای روحانی را در صحنه انتخابات نداشته باشیم.» او مدتی بعدتر نیز بحث «آلترناتیوهای اصلاح طلبان برای روحانی» را نیز مطرح کرد و با اشاره به گزینه های جایگزین روحانی گفته بود: « من نمی خواهم چندان اسامی افراد را بگویم اما مثلا کسی مانند «آقای جهانگیری» تایید صلاحیت می شود و می تواند وارد میدان شود. «آقای عارف» هم همین طور. زیرا قبلا تایید صلاحیت شده و اکنون هم عضو مجمع تشخیص مصلحت است که مهر تایید رهبری را دارد. می توان روی افراد دیگری فکر کرد.» وی خاطرنشان کرده است: «به هر حال ایشان (روحانی) با شرایط دشواری مواجه است. فشارهای مختلفی به ایشان از منابع قدرت وارد می شود که ممکن است این فشارها ایشان را به یک تصمیم گیری دیگر بکشاند.» پس در سطح بازیگران سیاست نمی توان گفت که حسن روحانی همان وضع سال 92 را دارد. حالا بذر تردید در میان چره های حامی روحانی ریشه کرده است و آنها حرف های دیگری می زنند. شاید منتظر فرصت عبورند و چشن به نیامدن او دوخته اند.

در واکنش به این اظهارات اصلاح طلبان که از احتمال ردصلاحیت حسن روحانی سخن به میان آورده اند، دکتر رضا سراج می گوید: اولین محفل خبرساز، محفل عالیجناب پدرخانده دولت یازدهم است. این محفل با نگرانی از شکست ایده اصلی و گفتمان دولت برای حل مشکلات کشور و رویگردانی مردم از روحانی، با طرح رد صلاحیت روحانی، سعی دارد اسحاق جانگیری را در طول روحانی وارد چرخه انتخابات کند تا در صورت تداوم ریزش آرای دولت، به بهانه رد صلاحیت، روحانی را از ورود به صحنه انتخابات منع نماید. محفل دوم، محفل نانجیبان فتنه گر است. از منظر عناصر این محفل، باقی ماندن جنین اصلاحات در رحم اجاره ای دولت، احتمال خفگی ومرگ آن را افزایش می دهد. از این دو درصدد هستند با خبرسازی و جریان سازی درباره ردصلاحیت روحانی، مقدمات عبور از وی را با تحریک اجتماعی، تحمیل هزینه به نظام و افزایش شانس پیروزی خود، فراهم کنند. محفل سوم خبرساز، محفل وابسته به دولت است. در این محفل، خبرسازی درباره ردصلاحیت روحانی با هدف مظلوم نمایی برای ایشان، به محاق بردن ناکارآمدی نظام، دنبال می شود.» او البته نتیجه گرفته است: «بنابراین خبرسازی درباره ردصلاحیت روحانی، سناریوی محافل قدرت طلب برای خروج از بن بست روحانی و سرپوش گذاشتن به آدرس غلطی بوده که با نام دولت تدبیر و امید در انتخابات 92 به مردم دادند

اگرچه در سطح نخست تحلیل اینگونه به نظر می رسد که سازمان رای سیاسی حسن روحانی در میان اصلاح طلبان احاطه شده اما در وجهی دیگر از تحلیل اصولگرایانی هم بوده اند که یاری رسان او در انتخابات و در طول صدارتش بوده اند. وقتی علی اکبر ولایتی در آن «دقایق سازنده» به جلیلی نقد کرد و تحریم را حاصل دوره مذاکره او دانست چندان غیرطبیعی نبود که بعد از انتخابات به یکی از بزرگترین حامیان استراتژی آقای رئیس جمهور تبدیل شود. دکتر ولایتی آنچنان به یاری حسن روحانی شتافت که امروز از او به عنوان یکی از مولفه های پیشبرد برجام یاد می شود. در این میان کسان دیگری هم بودند که نه فقط به خاطر توافق هسته ای بلکه به دلایل سیاسی به او کمک کردند. آنها از دوران محمود احمدی نژاد دلگیر بودند. دامنه این طیلف به علی لاریجانی هم می رسید. حالا اما معلوم نیست آنها در انتخابات 96 همان ایده را داشته باشند.

حالا زمان طرح یک سوال مهم تر است و آن این که آیا حسن روحانی همان سرمایه اجتمایع سال 92 را به همراه دارد؟ پاسخ این سوال بسیار سخت است آن هم برای رئیس جمهوری که تقریبا هیچ گاه در تمام این چند سال صدارتش برخلاف سلقش نخواسته که در قامت یک عوام گرا ظاهر شود. او به جامعه از زاویه ای متفاوت نگاه کرده است. حسن روحانی برجام را تقریبا از دست داده است. دولت او نه دولت تغییر که دولت ثبات بوده است. این ثبات حتما مردم را راضی نخواهد کرد. سرمایه اجتماعی او تغییر می خواست؛ همان چیزی که روحانی آن را محقق نکرد.

در میان تردید و تصمیم

«حسن روحانی برای حضور در انتخابات سال آینده با تردیدهایی مواجه شده اما در نهایت راضی به حضور در انتخابات شده است»؛ این سخنان مسیح مهاجری از نزدیکان هاشمی رفسنجانی اولین نشانه هایی است از تردید حسن روحانی. تردیدی که او البته گفته رفع شده اما نشانه ها از عمیق تر شدن آن حکایت دارد. نکته این است که مسئله روحانی با بازیگران سیاسی حل نشده است. آنها هم مثل روحانی دچار تردید شده اند. شایت که مثل سعید حجاریان به او همچون یک رئیس دولت استثنایی آن هم در شرایط استثنایی نگاه کرده اند. شرایطی که دیگر به پایان رسیده و حالا با زمانه رقابت دو جناح فرارسیده است. او یک مشکل بزرگتر هم دارد. به بازیگران سیاسی چندان امیدوار نیست اما نمی تواند از سیاست به جامعه بازگردد. سرمایه اجتماعی او هم دچار تردید و حتی ناامیدی شده است. ایده مرکزی حسن روحانی ناکام مانده و او به نیامدن در انتخابات هم فکر می کند. شاید که ما در نیمه دهه 90 با پدیده اولاندیسم در سیاست ایران مواجه شویم.

منبع: هفته نامه مثلث، شماره 401

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

قبل از خرید بلیط برای سفرهای‌‌‌ تابستانی این مطلب را بخوانید

بازار داغ ارز دیجیتال در کشورهای مخالف ترامپ

الاکلنگ طلا و سکه در روز آرام دلار

نوسان بازار نفت در پی توقیف کشتی ‌خارجی حامل سوخت قاچاق در خلیج فارس

صندوق بین‌المللی پول: ارزش گذاری دلار واقعی نیست

وزیر اقتصاد رئیس صندوق توسعه اوپک شد

فشار روسیه به اقتصاد آمریکا با اوراق قرضه

گره کورنقدینگی کِی باز می‌شود؟

گران‌ترین کشورهای اروپایی برای زندگی

گزارشی از نمایشگاه ساخت داخل و رونق تولید

قبل از خرید بلیط برای سفرهای تابستانی این مطلب را بخوانید

ظریف: می‌توانیم تنگه هرمز را ببندیم اما نمی‌خواهیم

روایت مصری از ازدواج فوزیه و محمدرضا شاه

قاتل کلاهی در هلند به حبس ابد محکوم شد

روحانی به مکرون: تشدید تحریم‌ها، برای بقاء برجام مشکل آفرین است

تلاش انگلیسی ها برای فرار از مسئولیت راهزنی دریایی

واکنش ظریف به محدودیت تردد در آمریکا

آمریکا باز هم همکاران اقتصادی ایران را تهدید کرد

هشدار راهبردی فرمانده سپاه از خلیج‌فارس

تأکید روسیه و فرانسه بر ضرورت حمایت از برجام

عربستان، کویتی ها را دوباره عصبانی کرد

نماینده زن پارلمان لیبی ربوده شد

انفجارهای پیاپی در افغانستان

آرژانتین، حزب‌الله لبنان را گروه تروریستی اعلام کرد

انفجار مهیب در مرکز افغانستان

لحظات نفس‌گیر از رزم نظامی سوری با تروریست ها

بن زاید و بن سلمان در میان دختران نیمه برهنه!

مقام اروپایی دیپلمات های انگلیسی را احمق خطاب کرد

واکنش فوری صهیونیست ها به هشدارهای سیدحسن نصرالله

بیانیه الحشد الشعبی درباره اظهارات حیدرالعبادی

چرا آتش‌نشانی ایستگاه حسن‌آباد از ماجرای حریق انبار باخبر نشد؟

حسینیه باصفای شیعیان در مدینه

بی‌احتیاطی پرخون در جاده‌های گلستان

آمار وحشتناک تجاوز !!!

پشت پرده‌ای از مدارس غیرانتفاعی!

دیگر نباید نگران دریاچه ارومیه بود؟

نسخه موبایلی پرونده الکترونیک سلامت؛ همه چیز کاملا محرمانه است

خبر خوب برای زلزله‌ زده‌های مسجد سلیمان

دعوای خانوادگی در رستوران

واژگونی مینی بوس در شرق ترکیه 14 کشته برجای گذاشت