رصد

کد خبر: ۱۲۱۳۷۴
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۲
دکتر نادر انتصار، استاد علوم سیاسی دانشگاه آلابامای جنوبی آمریکا در گفت و گو با «مهرنامه» به واکاوی دلایل پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات آمریکا پرداخت و با اشاره به زیرکی سیاسی ترامپ در رقابت ها توضیح داد که رئیس جمهوری منتخب ایالات متحده دریافته بود در این مقطع زمانی مردم آمریکا روی مسئله اقتصاد تمرکز بسیاری دارند و با هدف گذاری روی این موضوع توانست دیگر کاندیداها را کنار بزند.

به گفته این کارشناس، ترامپ دریافته بود که از طریق رابطه مستقیم با مردم می تواند محبوبیتش را افزایش ببخشد و رای بیاورد و به همین دلیل به چالش کشیدن حزب جمهوری خواه برایش اهمیتی نداشت. همچنین انتصار گفت یکی از پایه های مهم حزب جمهوری خواه آمریکا روی سیستم نئولیبرالیسم جدید و تجارت آزاد بنا شده است اما ترامپ این سیستم را به چالش کشید و گفت قوانینی چون جهانی شدن اقتصاد خوب است ولی در صورتی که به منافع آمیکا کمک کند. لذا او این مسئله را به برگ برنده ای برای خود تبدیل کرد. استاد دانشگاه آلابامای جنوبی ادامه داد ااکنون نیز اگر ترامپ بتواند به 50 تا 60 درصد وعده های اقتصادی اش تحقق بخشد موفق خواهد شد و دو حزب اصلی دوکرات و جمهوری خواه را با چالش جدی مواجه خواهد کرد. به گفته این استاد دانشگاه اکنون این دو حزب اصلی برای فاصله گرفتن از این وضعیت باید به باز تعریف جدید از حزب و اهداف حزبی شان روی بیاورند.

چندی پیش انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا برگزار شد و برخلاف اغلب نظرسنجی ها و پیش بینی های صورت گرفته، نامزد جمهوری خواهان یعنی دونالد ترامپ توانست بر رقیب خود هیلاری کلینتون دموکرات پیروز شود.این پیروزی ترامپ و شکست هیلاری کلینتون توجه اغلب تحلیل گران را به خود جلب کرد و تحلیل های مختلفی نیز پیرامون چرایی این مسئله ارائه شد. نظر شما راجع به این انتخابات شگفتی ساز در ایالات متحده آمریکا چیست و عمده ترین دلایل پیروزی فرد پوپولیستی چون ترامپ را در رقابت های آمریکا چه می دانید؟

به نظر من مهم ترین دلیلی که شخصی مانند دونالد ترامپ توانست به عنوان کاندیدای حزب جمهوری خواه انتخاب شود این بود که او در یک مقطع زمانی بسیار مهم در آمریکا اظهار وجود کرد. باید توجه داشت که این برای نخستین بار نبود که ترامپ برای ریاست جمهوری خود را کاندیدا کرده بود بلکه چهار سال پیش و هشت سال بیشتر نیز او به عنوان کاندیدا در رقابت های ریاست جمهوری حضور پیدا کرده بود اما هیچ گاه به نتیجه ای نرسیده بود. نخستین باری که ترامپ خود را کاندیدا کرد خیلی روی این مسئله تاکید داشت که باراک اوباما که در آن زمان سناتور بود در آمریکا به دنیا نیامده و متولد کنیاست؛ بنابراین طبق قوانین آمریکا از او حمایت کردند و حتی خود ترامپ نیز متوجه شد که با چنین شعارها و برنامه هایی نمی تواند به عنوان یک کاندیدای جدی در انتخابات حضور پیدا کند اما در این دور از رقابت ها دونالد ترامپ نسبت به دیگر کاندیداهای حاضر در انتخابات زیرکی سیاسی بیشتری از خود بروز داد؛ زیرا در این مقطع زمانی مردم آمریکا روی مسئله اقتصاد تمرکز زیادی داشتند و ترامپ متوجه این موضوع شد. البته در انتخابات های پیشین نیز مردم ایالات متحده روی اقتصاد خیلی متمرکز می شدند اما طی رقابت های انتخاباتی سال 2016 این حساسیت مردم بسیار بیشتر بود و ترامپ با زیرکی بها ین موضوع پی برده بود.

در این میان اما هیلاری کلینتون یک سری برنامه های کلی برای بهبود اقتصاد کشور ارائه داد و لذا هیچ گاه نتوانست خود را به عنوان نماینده مردمی ای که می تواند وضع اقتصاد آمریکا را بهبود بخشد معرفی کند.

در مقابل هیلاری کلینتون دونالد ترامپ جمهوری خواه وعده هایی را در عرصه اقتصادی ارائه کرد که توانست بسیاری از کارگران و کسانی که اجدادشان در کارخانه های مختلف کار می کردند را به سمت خود جذب کند. کلینتون درعوض تمرکز روی مسائل اقتصادی و جلب آرای کارگران روی مسائلی همچون همجنس گرایی تمرکز کرد. این در حالی است که همجنس گرایی برای غالب مردم آمریکا همچون کارگران مسئله مهمی نیست، بلکه مسئله مهم برای مردم آمریکا اشتغال است و این که آیا فرداروزی آن ها همچنان شغل خواهند داشت یا خیر. ترامپ این مسئله را بهتر از سایر کاندیدا چه دموکرات و چه جمهوری خواه درک کرد. البته میان دموکرات ها برنی سندرز نیز این مسئله را تا حدودی درک کرده بود و طی شعارهایش به این مسئله اشاره داشت؛ لذا دونالد ترامپ با تکیه بر چنین شعارهایی توانست دیگر رقبا را کنار زده و پیشتاز رقابت ها شود.

ترامپ رقابت های انتخاباتی اش به عنوان نامزد «شورشی» علیه سیستم حزبی و سیاسی آمریکا شاهر شد و سخنانی به زبان راند که سیستم دو حزبی در آمریکا را کاملا به چالش می کشید. این به چالش کشیدن سیستم دو حزبی و به طور کلی ساختار سیاسی در ایالات متحده چه منافع و مضرراتی برای او به دنبال داشت؟

در وهله نخست به این مسئله توجه داشته باشید که برای ترامپ این مسئله که با حزب جمهوری خواه و نخبگان این حزب وارد چالش شود اهمیتی نداشت بلکه او دریافته بود که از طریق رابطه مستقیم با مردم می تواند محبوبیشت را افزایش ببخشد و رای بیاورد. این در حالی است که بسیاری از نخبگان آمریکایی معتقد بودند که او نمی تواند با این روند در رقابت ها باقی بماند. به عقیده آن ها ممکن نبود کسی بتواند در خارج از چارچوب نظام دو حزبی خود را در آمریکا کاندیدا کند و پیروز شود. از این لحاظ پیروزی ترامپ در رقابت های انتخاباتی آمریکا یک چالش بسیار بزرگ برای سیستم دو حزبی این کشور محسوب می شود اما از طرف دیگر این نکته را نیز باید در نظر گرفت که با وجود این چالش ها ترامپ دریافته بود که تنها در چارچوب این دو حزب می تواند کاندیدا شود و خود را نامزد حزب سومی نکرد بلکه در قالب نامزد جمهوری خواه رقابت ها حاضر شد.

دیدگاه ها سیاست ها و رفتارهایی که دونالد ترامپ تا به امروز از خود بروز داده است با نخبگان حزب جمهوری خواه بسیار تفاوت و فاصله دارد. اکنون سوال این است که در این مقطع زمانی ترامپ چگونه توانست با شعارهایی که با اصول محافظه کاری فاصله داشت خود را مطرح و پیروز رقابت ها شود؟

یکی از پایه های مهم حزب جمهوری خواه آمریکا روی سیستم نئولیبرالیسم جدید و تجارت آزاد بنا شده است اما تراپم این سیستم را به چالش کشید و گفت قوانینی چون جهانی شدن اقتصاد خوب است ولی در صورتی که به منافع آمریکا کمک کند. به گفته ترامپ اگر این قوانین به اقتصاد منافع ایالات متحده کمک نکند، آن ها نمی خواهند در چارچوب جهانی شدن و اقتصاد لیبرالیستی جدید کار کنند. لذا رئیس جمهور منتخب آمریکا از این منظر با طرز تفکر حزب جمهوری خواه و حزب دموکرات اختلاف نظر داشت و آن ها را از این لحاظ به چالش کشید. او توانست از این مسئله به عنوان برگ برنده در انتخابات بهره ببرد. این در شرایطی بود که برخی کارشناسان و سیاستمداران معتقد بودند با چنین دیدگاهی نمی توان در انتخابات رای آورد چرا که عقیده آن ها جهانی شدن راه برگشت ندارد و اقتصاد آمریکا با اقتصاد بقیه دنیا کاملا ادغام شده است. براساسا این دیدگاه بنابراین با توجه به تعهدنامه ها و قوانین زیادی که آمریکا در این خصوص امضا کرده اگر شخصی در رابطه با جهانی شدن تهدیداتی را بیان کند اصلا شانسی برای برنده شدن ندارد اما گذشت زمان و پیشروی ترامپ در رقابت ها، خط بطلانی بر این دیدگاه بود. جو ضد جهانی شدن به خصوص از نظر اقتصادی میان تعداد زیادی از مردم آمریکا بسیار قوی شده و دونالد ترامپ نیز به خوبی این موضوع را درک کرده بود. گرچه او طی رقابت های انتخاباتی بعضا با ادبیات سخیفی صحبت می کرد و سخنانی دور از شان یک سیاستمدار به زبان می راند با این حال کسانی که حامی او بودند برای این موضوعات اهمیت چندانی قائل نبودند. بلکه موضوع بسیار مهم برای آن ها این بود که یک نفر بیاید و وضع اقتصادی آن ها را بهبود ببخشد. مردم آمریکا به دنبال آن هستند که شخصی وارد کاخ سفید شود تا امنیت و ثبات شغلی خودشان و فرزندانشان را تامین کند. از این منظر او توانست پایه های هر دو حزب جمهوری خواه و دموکرات را که بر جهانی شدن و اقتصاد لیبرالیسم بنا شده بود به چالش بکشد.

پس ترامپ با شعارها و سیاست هایش توانست سیستم دو حزبی در آمریکا را به چالش بکشد؟

بله ترامپ توانست فقط چالشی برای این سیستم ایجاد کند اما باید توجه داشت که سیستم دو حزبی در ایالات متحده براساس قوانین و به خصوص قوانین انتخاباتی پایه ای بسیار قوی دارد و سخت است که شخصی بخواهد این سیستم را از بین ببرد. دونالد ترامپ به عنوان یک فرد پوپولیست و مردم پسند تصمیم گرفت خود را کاندیدای یکی از دو حزب دموکرات و جمهوری خواه بکند تا بتواند راحت تر در انتخابات حضور داشته باشد. زیرا او نیز در عین شعارهای ضدسیستمی در آمریکا اما آگاه بود که تنها در قالب حضور در یکی از دو حزب اصلی می تواند در رقابت ها نام خود را مطرح کند.

دو حزب اصلی جمهوری خواه و دموکرات که به دنبال حضور ترامپ در رقابت ها با چالش مواجه شدند در آینده چه برنامه و دستور کاری را برای خروج از این وضعیت دنبال خواهند کرد؟

آینده ای که احتمالا با آن مواجه خواهیم بود به این صورت است که هر دو حزب هم دموکرات و هم جمهوری خواه پس از این تلاش خواهند کرد که تعریف جدیدی از خودشان ارائه دهند. آن ها برنامه هایی را ارائه خواهند داد که سابقا وجود نداشته است. در این خصوص حزب جمهوری خواه نمی تواند فقط روی این مسئله تاکید کند که آن ها می خواهند تجارت آزاد داشته باشد و مالیات کاهش دهند یا به فلان کشور سرباز اعزام کنند.امروز جمهوری خواهان می دانند که با چنین اقداماتی نمی توانند به عنوان یک حزب قوی در صحنه حضور داشته باشند. لذا آن ها و همچنین حزب دموکرات در آینده به بازتعریف از خودشان و اهداف حزبی شان روی خواهند آورد.

آیا با در پیش گرفتن چنین سیاست هایی محافظه کاران می توانند حزب جمهوری خواه را به شرایط گذشته باز گردانند و مواضع شان را بر مواضع شخصی چون ترامپ غالب کنند؟

این مسئله نیز بستگی به آن دارد که ترامپ تا چه حد سیاست هایی که اعلام کرده است را بتواند اجرایی کند و در پیاده کردن آن ها موفق باشد. هر چقدر که ترامپ در عملیاتی کردن سیاست هایش موفق تر باشد برای محافظه کاران سنتی و برنامه های آن ها چالش های بیشتری به وجود خواهد آمد و آن ها مجبور هستند طرز تفکر و برنامه های خود را با تغییراتی که ترامپ ایجاد کرده مطابقت ببخشند زیرا در غیر این صورت حاشین نشین خواهند شد. در مقابل هر چقدر که موفقیت های رئیس جمهور منتخب آمریکا کمتر باشد محافظه کاران سنتی از این مسئله بهره برداری خواهند کرد و تلاش می کنند که خود را به عنوان نماینده حزب جمهوری خواه مردم معرفی کنند. در نتیجه اگر نهایتا تا دو سال آینده ترامپ موفق به پیگیری و اجرای نیمی از وعده هایش نشود باید منتظر باشیم که محافظه کاران سنتی دوباره ظهور کنند و علیه طرز تفکر و دیدگاه ترامپ بپاخیزند.

شما چه آینده سیاسی را برای رئیس جمهور منتخب آمریکا که سابقه ای در سیاست ندارد پیش بینی می کنید؟

باید ببینیم که در عمل ترامپ تا چه حد می تواند در مسائلی که گفته تغییر و تحول ایجاد کند. پرسش اینجاست زمانی که او وارد کاخ سفید شود و به طور رسمی فعالیتش را آغاز کند آیا با چالش های زیادی که اقتصاد جهانی دارد رئیس جمهور منتخب آمریکا می تواند به راحتی شعارهایش را تحقق ببخشد و به عنوان مثال اعلام کند که ایالات متحده دیگر فلان پیمان اقتصادی را قبول ندارد؟ همچنین آیا خروج از برخی پیمان های جهانی منجر به اصلاح وضعیت اشتغال در آمریکا خواهد شد؟ اگر چنین نشود کسانی که امیدشان به آن بود که غیرجهانی شدن باعث می شود که وضعیت اقتصاد در آمریکا بهبود یابد احتمالا رویکرد و نگاه شان به ترامپ چرخش 180 درجه ای خواهد داشت. لذا باید ببینیم که ترامپ در سیاست های اقتصادی اش چه در داخل کشور و چه در خارج از آن تا چه حد موفقیت خواهد داشت. اگر رئیس جمهوری منتخب آمریکا حتی بتواند در حد 50، 60 درصد شعارها و وعده هایی که داده است را عملیاتی کند با موفقیت بالایی مواجه خواهد شد اما اگر نتواند به غالب شعارهایش جامه عمل بپوشاند بیکاری در آمریکا تداوم داشته باشد و کارخانه ها همچنان از کشور خارج شوند مردم او را طرد خواهند کرد. حتی فرض کنیم که ترامپ همانگونه که شعار داده دیوار عظیمی بین مرز مکزیک و آمریکا بکشد اما چنین اقدامی هیچ کمکی به اقتصاد آمریکا نخواهد کرد. اقتصاد آمریکا به خصوص در قسمت کشاورزی و سطح پایین وابسته به مهاجران اعم از قانونی و غیرقانونی است. اگر مهاجران مکزیکی و اسپانیایی تبارها در آمریکا نباشند، کشاورزی در این کشور ضربه خواهد خورد؛ زیرا این کشاورزان مهاجر با دستمزد پایین کار خوب ارائه می دهند و دونالد ترامپ نیز نسبت به این مسائل آگاه است. لذا طرح موضوعی چون دیوار کشیدن بین مرز آمریکا و مکزیک بیشتر به یک تبلیغ انتخاباتی می ماند تا مسئله ای که بتواند به واقعیت تبدیل شود.

میان جمهوری خواهان محافظه کاران اصیل چرا موفق نشدند شخص پوپولیست و کسی را که سابقه چندانی در عرصه سیاست نداشت از صحنه کنار بزنند؟

در این دور از رقابت ها کسانی مانند جب بوش و باقی کاندیداها محافظه کاران سنتی بودند که در رقابت ها حاضر شدند اما آن ها شانسی برای پیروزی نداشتند. باید توجه داشت که تنها نزدیک به 14،15 نفر غیر از ترامپ خود را برای رقابت های انتخاباتی آمریکا کاندیدا کردند و در حزب جمهوری خواه کسانی بودند که اصلا در رقابت ها حضور پیدا نکردند. نکته حائز اهمیت اینجاست اغلب کسانی که کاندیدا شده بودند به غیر از ترامپ عقیده یکسان داشتند و در چارچوب مسائل رسمی که حزب جمهوری خواه بر آن پافشاری می کرد وارد رقابت ها شده بودند. تنها کسی که میان جمهوری خواهان به مسئله اقتصاد از چارچوب دیگری نگاه می کرد ترامپ بود. میان دموکرات ها نیز سناتور سندرز نگاه متفاوتی از دیگر کاندیداها به اقتصاد داشت. لذا به عقیده من اگر سناتور سندرز از میان دموکرات ها به عنوان کاندیدای نهایی رقابت های ریاست جمهوری انتخاب می شد بهتر از هیلاری کلینتون در انتخابات عمل می کرد.

در ادامه کیم راجع به بحران هویت درون حزب دموکرات توضیح دهید. بسیاری از تحلیل گران معتقدند که کلینتون یک لیبرال واقعی نیست . چرا این مسئله را مطرح می کنند و حضور شخصی چون هیلاری کلینتون تا چه حد به وضعیت حزب دموکرات در رقابت های انتخاباتی خدشه وارد آورد؟

اگر به برنامه هایی که هیلاری کلیتون در زمان سناتوری اش یا حضورش به عنوان وزیر خارجه پیاده کرده نگاهی بیندازیم، می توانیم بگوییم جبهه لیبرال حزب دموکرات از اغلب این برنامه ها راضی نبودند. زیرا این برنامه ها بیشتر شبیه برنامه های حزب جمهوری خواه و محافظه کاران بود. بنابراین یکی از انتقادات جدی که به کلینتون رئیس جمهور آمریکا بود آن ها تغییرات عمده ای را در پایه حزب دموکرات ایجاد کردند و این حزب را تبدیل به یک حزب نسبتا محافظه کار و تقریبا شبیه به حزب جمهوری خواه کردند. به همین دلیل است شخصی مانند برنی سندرز که میان بسیاری از مردم آمریکا شناخته شده نبود و نماینده ایالت بسیار کوچکی بود توانست در رقابت های انتخاباتی حاضر شود و طرفداران بسیاری را نیز به سمت خود جذب کند. موفقیت های سندرز به این مسئله باز می گشت که او برنامه های اقتصادی و سیاست خارجی کلینتون را به چالش کشید. اکنون منتقداتی که در حزب دموکرات حضور دارند روی این مسئله تاکید دارند که این حزب چگونه می خواهد تعریف جدیدی از خود به مردم ارائه دهد. اگر قرار باشد این حزب همان حرف های محافظه کاران را تکرار کند که برای حامیان شان جذابیتی نخواهد داشت. با این تفاسیر بحرانی که اکنون در حزب دموکرات ایجاد شده از بحرانی که در حزب جمهوری خواه ایجاد شده مهم تر و جدی تر است. زیرا حزب دموکرات در یک مقطع زمانی به سر می برد که باید یک تعریف کاملا جدیدی را از خود ارائه دهد که می خواهد چگونه حزبی باشد آیا دموکرات ها می خواهند مانند دوره روزولت پیش بروند یا مانند مقطعی که بیل کلینتون در کاخ سفید حضور داشت؟ یا این که این حزب می خواهد خط مشی متفاوتی از این دو دوره را دنبال کند؟

از جمله احزاب کوچکی که در این رقابت ها حضور داشت، لیبرترین ها بودند. حضور این حزب در رقابت های انتخاباتی را چطور ارزیابی می کنید؟

من حزب لیبرترین را به عنوان یک حزب مهم که بتواند میان سیستم دو حزبی آمریکا چالش ایجاد کند نگاه نمی کنم. این حزب مربوط به تاریخ جدید نیست و سال هاست شکل گرفته است. برنامه هایی که این حزب ارائه می دهد تا حدودی طرفدار دارد و خواهد داشت اما به طور کلی در جهان امروزی و به خصوص برای یک ابرقدرت مانند آمریکا برنامه هایی که چنین احزابی ارائه می دهند برنامه هایی است که خیلی خرید ندارد. ممکن بود در قرن نوزدهم چنین حزبی بتواند جایگاهی میان مردم داشته باشد اما در قرن بیست و یکم نمی تواند به عنوان یک حزب قوی بروز کند؛ لذا من این حزب را به عنوان یک حزب رقیب مهم برای جمهوری خواهان محسوب نمی کنم.

برخی حزب سبزها را با دموکرات ها مقایسه می کنند. نظر شما راجع به حضور سبزها در عرصه سیاست ایالات متحده آمریکا چیست؟

حزب سبزها در آمریکا را نمی توان با سبزها در اروپا مقایسه کرد؛ در اروپا سبزها کاملا رشد کرده اند در پارلمان های برخی کشورهای اروپایی نماینده دارند و برنامه های کلی تری نسبت به سبزهای آمریکا دارند اما در ایالات متحده سبزها هیچ وقت نتوانستند به عنوان یک حزب مهم خود را برای مردم نمایان کنند. در برخی انتخابات های محلی به عنوان مثال در شمال کالیفرنیا برخی کاندیداهای این حزب در سطح محلی و پایین موفقیت هایی داشتند اما در سطح ملی و کشوری حزب سبز یک حزب بسیار ضعیف و خیلی پایین تر از حزب لیبرترین است. این حزب نه ساختاری دارد و نه برنامه ای و هر چهل سال یک بار یک نفر خود را به عنوان نماینده آن حزب معرفی می کند بدون آن که در چهار سال قبلی برنامه ریزی کرده باشد. نتیجه این رویکرد آن ها نیز در انتخابات آمریکا مشخص است و عملکرد آن ها تا حدی ضعیف بوده است که من به شخصه حزب سبزها را به عنوان یک حزب آلترناتیو حساب نمی کنم.

منبع: ماهنامه مهرنامه، شماره 50

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

بهره‌برداری از ده‌ها طرح در ارومیه با حضور روحانی

فواید نصب کنتورهای هوشمند برق

قیمت خودرو در بازار نزولی شد

نفت همچنان از نردبان قیمت بالا می‌رود

الگوی رفتاری در بازار وام

پکن: روابط اقتصادی با ایران مشروع و قانونی است

واردات بیش از ۷ میلیون دلار دارچین به کشور

نرخ مرغ به زیر ۱۲ هزار تومان رسید

دور باطل قیمت‌گذاری خودرو

مجوز صادرات پیاز صادر شد

توضیحات سفارت ایران درباره حادثه تروریستی مسیر راه آهن خواف - هرات

اظهارنظر جدید ترامپ درباره مذاکره با ایران

"وزیر اخراجی" راز خیمه شب بازی‌های "ترامپ" علیه ایران را افشا کرد

بازدید امیر اسماعیلی از سایت موشکی خارک

پوتین؛ آتش نشان یا آتش بیار معرکه؟!

توضیحات معاون روحانی درباره روند اجرای قانون بازنشستگی

انتقاد یک اصلاح‌طلب از اظهارات اخیر روحانی

گلایه رهبر انقلاب از ترانه برخی سریال‌ها

تحلیل یک نماینده از رفتارهای اخیر مقامات آمریکایی درباره ایران

واکنش مورالس به تهدیدات آمریکا علیه ایران

رسوایی سیاست‌مداران اتریشی

راز عصبی شدن آقای اون در دیدار با ترامپ

افزایش سرطان درمیان زنان ایتالیایی

دست و پازدن اروپا در برابر چین و آمریکا

حمله پهپادی ارتش یمن به فرودگاه نجران عربستان

نامه مهم اعضای کنگره به ترامپ

دلیل مخالفت آمریکا با خرید سامانه اس۴۰۰ توسط ترکیه

واکنش حماس به نشست اقتصادی بحرین

شیطنت آمریکا در تنش بین ترکیه و قبرس

کمدین معروف اوکراینی امروز رئیس جمهور شد

رود سرباز زنده شد

تندباد برای خرمشهر مشکل درست کرد

نماینده مجلس: راننده پورشه در اصفهان مرتکب قتل عمد شده است

درامتدادتاریکی؛ ازدواج با جهیزیه سرقتی!

مددکاری که جلوی دوربین نیامد

خطر در کمین بازار تهران

لحظه پرتاب‌شدن سمند از مکانیکی پس از منفجر شدن

شگرد 2 جوان برای سرکیسه کردن بیمه ها و رانندگان

آتش در گندمزارهای اندیمشک

تندباد در اهواز؛ هواشناسی غافلگیر شد