رصد

کد خبر: ۱۲۱۴۷۴
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۸
ادبیات فضای مجازی راهی برای دمکراتیزه شد است. نگرانی متولیان ادبیات بیشتر از آن که مبتنی بر بینش جامعه شناسانه باشد، ایدئولوژیک است. این را سیدجواد میری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و دانش آموخته دکتری جامعه شناسی از دانشگاه بریستول انگلستان، می گوید. وی معتقد است در فضای مجازی زبان های متفاوت تولید می شود؛ یعنی فقط یک زبان یک شکل و یکپارچه نداریم و با هویت ها و زبان های متنوع رو به رو هستیم.

این پدیده ای خوش یمن است، چون یکی از لوازم دمکراتیزه شدن جامعه این است که هویت های مختلف را به رسمیت بشناسیم. دکتر میری کارشناس ارشد مطالعات ادیان و فلسفه علم از دانشگاه بریستول انگلستان و کارشناس ادبیات عرب و تاریخ اندیشه های علمی از دانشگاه گوتنبرگ سوئد است. وی از سال 92 نماینده بنیاد مطالعات اسلامی روسیه در ایران و همچنین، سردبیر نشریه Islamic perspective بوده و به هشت زبان مسلط است و مقاله های متعدد به زبان های متفاوت دارد.

-- به نظر شما چرا مردم ترجیح می دهند در فضای مجازی از یک زبان متفاوت برای گفت و گو و ارتباط با هم استفاده کنند؟

نکته ای که باید در مورد فضای مجازی به آن آگاه باشیم این است که فضای مجازی مکانی برای ما ایجاد کرده که در آن، مکان، طبقه بندی و سلسله مراتبی که در جامعه وجود دارد، چه از نظر سنی، چه از نظر منزلت اجتماعیف ه از نظر موضع قدرت، چه از نظر سازمانی و نهادی فرو می ریزد. شما وارد یک سازمان می شوید، آموزش و پرورش، ارتش و... و اولین چیزی که به چشم می آید سلسله مراتب سازمانی است؛ یکی مدیر است، یکی مدیر بخش است و... این سلسله مراتب ایجاب می کند به صورت قانونی نانوشته که ما در جامعه پذیری یاد می گیریم نسبت به مهتر خودمان (بالاتر از خودمان) کرنش سازمانی داشته باشیم، حتی اگر حرفی هم که می زند تلخ است، ما پذیرفته ایم که به او کرنش داشته باشیم. وقتی حالت مهتری و کهتری را در رابطه قبول کرده اید، زبانی هم که انتخاب می کنید باید مطابق یا مناسب با وضعیت سازمانی باشد. یک مثال می زنم، در کره جنوبی وقتی می خواهند کسی را خطاب قرار دهند، مثلاً سلام کنند، این کلمه برای همه یکسان نیست. وقتی می خواهید با بزرگتر سنی خود احوالپرسی کنید، از واژه به گونه دیگری استفاده می کنید. خود مفهوم احوالپرسی در ستر و باف اجتماعی مناسب با شرایط مختلف واژه های مختلفی دارد، اما وتی وارد فضای مجازی می شوید، وارد فضایی می شوید که اساساً این سلسله مراتب را به گونه ای می شکند. اگر بخواهیم فضای مجازی را فهم کنیم و بفهمیم فضای مجازی در چه بافتی قرار گرفته، باید از سه یا چهار موج حرف بزنم. موجاول تقریباً تلفن، موج دوم تلویزیون و موج سوم اینترنت، Messenger است. در تمامی این ها مفهوم تله یا تل وجود دارد، در عربی آن را هاتف یا سروش غیبی معنی کرده اند، به معنی فاصله. وسیله ای که فاصله ای را که وجود دارد به صورت شنیداری نزدیک می کند و یک حسی را هم در انسان ایجاد می کند. موج چهارم Application هاست، تلگرام و... . من از تلگرام به عنوان یک نماد نام می برم. با زهم تله است، به معنای فاصله. فاصله را کم می کنید، در یک سوپر گروه افراد از مکان های مختلف در یک فضا با هم حرف می زنند، یعنی مکان ها فشرده می شوند. موضوعی افراد گروه را به هم نزدیک کرده (مسافت ها کم می شود و آرام آرام سلسله مراتب را، دست کم در فضای ذهنی، کمرنگ می کنید و با بالادست خود به زبان دیگری حرف می زندی)، فاصله طبقاتی و شیوه گفتاری را هم با مهتر تغییر می دهد و به ما یاد می دهد با مهتر به گونه دیگری صحبت کنیم. ممکن است در یک گروه از رئیس یک شرکت چند ملیتی تا دانشجو عضو باشند. یکی از نمادهای دمکراتیزه شدن جامعه این است که وقتی صد سال قبل را نگاه کنید، قبل مشروطه، در ایران وقتی می خواهید با طبقه حاکم صحبت کنید، باید از تعداد زیادی القاب استفاده کنید، ولی آرام آرام هر چه جلوتر می آییم، القاب کمتر می شود و کسانی هم که سعی می کنند القاب را احیا کنند، حالتی دن کیشوت وار پیدا می کنند. خود تلگرام (به عنوان نماد) و فضای مجازی آرام آرام شیوه ای از گفتار را خلق می کند که خلق این شیوه از گفتار فقط به صورت زبان نیست، بلکه ابعاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و دینی هم دارد و خود این به صورت عمده می تواند به پروسه دمکراتیزه شدن در جامعه ایران هم کمک کند. سوژه یا انسان معاصر یاد می گیرد که می تواند مخالفت کند. برای مثال، شاید قرائت رسمی از موضوعات یک چیزی باشد، ولی ما نمی توانیم این پیام را در تلویزیون رسمی بیان کنیم، اما مخالفت خود را در فضاهای دیگر، که نماد آن در ایران معلوم است، اعلام می کنیم. مخالفت خود را بیان می کنید، ابراز دیگراندیشی خود را ابراز می کنید و این آرام آرام زبان های دیگری را خلق می کند.

-- بدون نگرانی از پیامدها؟

بله. پیامدی ندارد یا اگر هم داشته باشد، خیلی کمتر از دیگر حالت های آن است. در این فضا نه فقط مسافت های مکانی و زمانی فشرده می شود و مسافت ها به هم نزدیک می شود، بلکه سلسله مراتب های اجتماعی، طبقاتی، سلسله مراتب های قدرت، دینی و مذهبی شکسته می شود. برای مثال، وقتی می خواهید در فضای واقعی با استاد خودتان صحبت کنید، آداب زیادی را رعایت می کنید، اما در فضای مجازی شاید به راحتی با صحبت او مخالفت هم بکنید. تصوری که ما از خودمان داریم، در فضای مجازی در مواجه شدن با گفت و گوهای این فضا فرو می ریزد، تصوراتی که شما در جامعه از خودتان دارید همه فرو می ریزد. در فضای قدرت و ثروت و سلسله مراتب حقوقی و حقیقی من جامعه پذیری پیدا می کنم که من فلانی هستم، منزلتی دارم و یک فاصله ای را با افراد باید حفظ کنم و به گونه دیگری رفتار کنم و آرام آرام تصورات خودم از خودم به واقعیت تبدیل می شود و وقتی می خواهم خودم را متصور شوم و خودم را بازخوانی کنم، در آن شبکه هایی که جامعه پذیر شده ام، از آن طریق خودم را معرفی می کنم؛ من دکتر فلانی هستم. در فضای مجازی وقتی وارد گروه های عمومی بشوید، ابتدا یک تلنگر می خورید. هر که هستی، هر چه هستی و از هر کجا آمدی، تو هیچ هستی. اینجا باید خودت را بازسازی کنی و تصویری از خودت بدهی تا بتوانی وارد گفت و گو بشوی.

-- وقتی سلسله مراتب در گفت و گو از بین می رود، خود انگاره شخص هم شکسته می شود. به نظر شما این باعث می شود افراد نقدپذیرتر شوند یا فضاهای مجازی را ترک کنند؟

در فضای مجازی گزینه ای به نام left داریم. در بسیاری از این گروه ها وقتی خودانگاره شخص شکسته می شود و فکر می کند وهن و توهینی صورت گرفته و مورد احترام و تکریم قرار نگرفته است، از این گزینه استفاده می کند و بیرون می آید. خب، فا را از دست می دهد و نمی تواند تأثیرگذاری داشته باشد و همچنین، تأثیرپذیری. اساساً هم یک بعد از ابعاد مجازی من حذف می شود. هر چقدر این گروه ها مهم تر باشند، ابعاد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن ها هم مهمتر می شود. شاید در این چند سال بحث سر این نیست که افراد نقدپذیر می شوند، اما آرام آرام شیوه زیست ما و الگوهای ذهنی ما را تغییر می دهد. خوشبختانه، چون ذهنیت نسل جوان ای گونه شکل می گیرد، فرمی از دمکراتیزه شدن از پایین، به جای این که دمکراسی را به صورت پروژه از بالا تزریق کنیم، به وجود می آورد. فضای مجازی ذهنیتی را متولد می کند. یکی از دلایل مخالفت حکومت ها با جریان آزاد اپلیکیشن ها این است که اساساً امکان هایی خلق می شود که وقتی برآیند کلی در جامعه پیدا کند، در یک دهه یا دو ده آینده، مطمئناً اثری خواهد داشت که شیوه حکمرانی شهرها یا شیوه های مدیریت در دو یا سه دهه آینده به شکل کنونی، نه در ایران و نه در هیچ کشوری، باقی نخواهد ماند. افراد می توانند در گروه هایی که تشکیل می دهند تبادی نظر کنند و مخالفت شان را ابراز کنند و با اطلاع رسانی به یکدیگر اهرم فشاری برای مدیران باشند. یک سازمان را در نظر بگیرید و مدیران آن را در چندین سال قبل ببینید. قبل تر، مدیر و رئیس حالتی ابرمردی داشت و دسترسی به او خیلی سخت بود، اما هر چه به اکنون نزدیک تر می شویم و شبکه های مجازی شکل می گیرد، فرم ها تغییر می کند. این جریان اطلاعات مختص ایران نیست. یک شبکه بزرگ در حال تبادل اطلاعات است. این چه فشاری را می توان بر حاکمیت بیاورد؟ حاکمیت اگر بخواهد تداوم داشته باشد و مدیریت شهریاران اگر بخواهد ادامه پیدا کند، شهریاران باید خودشان را بازسازی کنند. همان طور که سوژه خودش را بازسازی می کند، حاکمان هم باید خود را بازسازی کنند. زمانی که سوژه رعیت بود، شما حاکم مطلق داشتید. وقتی سوژه به شهروند تبدیل می شود، باید ایده مشروطه بیاید. وقتی شهروند در جایگاه شهروندی که جمهوری زندگی می کند تعریف میشود، یعنی کلام و تأملات جمهوری مردم هم باید در ساخت جمهوری دخالت داشته باشد. در ایران هم وقتی نگاه می کنید، باوری تاریخی وجود دارد که انقلاب کرده است و سوژه به این خودباوری رسیده که اگر نتواند (چون رعیت نیست) به ساخترا شکنی و شالوده شکنی در ابعاد مختلف تاریخی، فرهنگی، جهان بینی، شیوه زیست و تمام آنچه ما به آن زیست جامعه می گوییم، دست می زند. وقتی این را باور و تجربه کرد، حاکمان باید با این سوژه انقلابی به گونه دیگری رفتار کنند. وقتی انقلاب مجازی در شکل و زبان سوژه شکل گرفت، دیگر این سوژه را نمی توانید با تحدید و تهدید سرکوب کنید و او را مدیریت کنید و اگر اتاق فکر معقول وجود داشته باشد، در تمامی ابعاد زندگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، سیاست گذاری و مذهبی باید دست به بازنویسی و بازسازی بزنیم و سناریوهای مطابق با شیوه زیست مجازی بنویسیم که هم سوژه تداوم داشته باشد، هم جامعه تداوم داشته باشد و هم حاکمیتی که می خواهد در این فضا زیست کند.

-- شما می فرمایید که فرد بدون این که سلسله مراتب را در نظر بگیرد، در فضای مجازی حرف خودش را می زند و این نوع ادبیاتی که رایج شده و نگاه شما هم به این ادبیات مثبت است ما را به سمت دمکراتیزه شدن می برد، با وجود این، برای ارتباط بین نسل ها، با این روند و رواج این ادبیات، چه اتفاقی می افتد؟

نکته ای که باید توجه کنیم این که هر وقت وارد فضایی نوین می شویم، ممکن است آداب و قوانین آن زمان ببرد تا خودش را نهادینه کند. این همواره در بین جامعه شناسان در نقد نظام های حقوقی جامعه رایج است. معمولاً حقوق، بیست سال سی سال عقب تر از تغییر و تحولات اجتماعی است. مثلاً، زنان در مقایسه با حقوق یا نظام حقوقی ای که برای شان تعریف شده، دست کم اگر نگوییم صد سال، پنجاه سال جلوتر از نظام حقوقی ما هستند. اساساً، برای زنان و حقوق زنان ادبیاتی استفاده می شود که با شیوه زیست زنان ایرانی مطابقت ندارد. وقتی زن را وارد فضای مجازی می کنید که حق داری درس بخوانی، می تواند در مورد مسائل مختلف فکر کند، اما وقتی بیرون از کشور می خواهد برود و فلان کار را بکند، باید قیم داشته باشد، اما این را برای یک مرد در نظر نمی گیرید. این نشان می دهد نظام حقوقی با تغییر و تحولات اجتماعی هم سو نشده و مثل یک ترمز عمل می کند. شما مانند همین را می توانید در مورد فضای مجازی بگویید. فضای مجازی، منظورم همین موج چهارم است، هنوز پدیده ای نوین و جدید است و زمان می برد تا خودش را همراه کند و ممکن است یک انقطاع نسلی هم اینجا خودش را نشان بدهد، اما اگر این پروسه آرام آرام در جامعه شکل بگیرد، می تواند فضاهای جدیید شکل دهد. تکنولوژی هم تخریب می کند، هم می سازد باید به هر دو آگاهی پیدا کرد و نه این را برجسته و نه آن را تخطئه کرد.

-- برای این انقطاع نسلی چه باید کرد؟

نسل های قدیم ناآشنای کامل هم نیستند، ممکن است این هم به شکل طبقاتی باشد، یعنی کلان شهرها در قیاس شهرهای کوچک، شمال شهر با جنوب آن و... در این ها زیرساخت به صورت عادلانه توزیع نشده و در آن اقتصاد سیاسی دخیل است، یعنی ساختارهای اقتصادی به گونه ای است که چون عدالت محور نیست، می تواند بر رشد افراد و آشنایی آن ها اثر بگذارد. نه فقط به این دلیل که نسل ها فاصله سنی از هم دارند، بلکه به دلیل دسترسی نداشتن. اماف گاهی مسئله نسلی نیست، بلکه در طبقات اجتماعی، در نبود توزیع عدالت، نه فقط نسل ها که آدم ها غنی و فقیر می شوند و دسترسی راحتی داشته باشند. از منظر نسلی فقط نگاه نکنید، بلکه همین منظر نسلی هم می تواند در اقتصاد سیاسی باشد. توزیع فرصت ها و درآمد و عدالت و فرصت های فرهنگی و فرصت های جهان مجازی که زیرساخت می خواهد، می تواند تولید نابرابری کند.

-- اگر این ادبیات در فضای مجازی همین گونه پیش برود، آیا به سمتی می رویم که زبان دیگری ساخته شود؟

خود فضای مجازی یکدست نیست. همین تنوعی که در فضای جامعه اریم، به شکل های مختلف در فضای مجازی هم شکل گرفته؛ گروه هایی دارید که اساساً، گروه های علمی اند و آنجا سعی می کنند ادبیات علمی را بازتولید کنند و به گونه ای هویت های علمی خود را بازسازی کنند. بعضی گروه ها هم بیشتر حالت خودمانی دارد و زبان حالت دیگری پیدا کرده و افراد وقتی وارد این گروه ها می شوند، همان طور که وارد گروه های مختلف اجتماعی می شوند، به این تنوع آگاهی پیدا می کنند که در فضای مجازی زبان های متفاوت تولید می شود. یعنی فقط یک زبن به شکل و یکپارچه نداریم و در فضای مجازی با هویت ها و زبان های متنوع رو به رو هستیم. این پدیده ای خوش یمن است، چون یکی از لوازم دمکراتیزه شدن جامعه این است که هویت های مختلف را به رسمیت بشناسیم، ولی در زیر چتر واحد، تکثر در عین وحدت و وحدت در عین تکثر.

-- یعنی استفاده از آن ادبیات برای گفت و گوهای روزمره، به ادبیات و بعد، ارتباط بین افراد در سنین و سلیقه های مختلف لطمه ای وارد نمی کند؟

مثلاً این که من به جای استفاده از ادبیات معمول احوالپرسی بگویم سابولی بلیکمف فازت چیه؟ طرف تریپش چیه؟ یا این که برخی شیوه نگارش را تغییر می دهند: 4 طوری، این 2روبرا نمیایی... من فکر می کنم این فقط در فضای مجازی شکل نگرفته، در زندگی واقعی ما هم هست. جامعه شناسان در این دو دهه زیاد بحث کرده اند که ادبیات جدیدی بین جوان ها شکل می گیرد، جوان ها شالوده شکنی و ساختار شکنی می کنند، نه فقط در گفتار که در شیوه زیست، تکامل محیط، اجتماع... حتی موسیقی های جدیدی امد مثل رپ، جاز و... و در دهه اول انقلاب فضایی ایجاد شده بود که مثلاً همه باید یک لباس در مدارس می پوشیدند و سعی می شد یکسان سازی انجام شود. این یکسن سازی در فضای جامعه هم رواج پیدا کرده بود، زنان یک پوشش و مردان هم یک پوشش را انتخاب می کردند. اما، در دهه سوم تغییر و تحولاتی شکل گرفت، یعنی این را به شکل حرکتی وحشتناک و نامیمون قلمداد می کردند. ولی، امروزه ما نگاه می کنیم می بینیم جامعه نمی تواند یک گونه باشد، همان طور که نظام خلقت هم متنوع است. قرآن می گوید ما اقوام مختلف خلق کردیم برای فهم پدیده های مختلف. ما نباید سعی کنیم آنچه در ذهن مان است به جامعه تزریق کنیم. باید تنوع و تکثر را بپذیریم و آن جایی هم که حس می کنیم با هنجارها و ارزش های جهان شمول انسانی زاویه پیدا می کند و به سمت آسیب و بزه می رود، باید ببینیم کجای نظام تعلیم و تربیت، کجای نظام آموزش و پرورش ما اشکال پیدا کرده است، باید نظام آموزشی را تقویت و به صورت پیشگیرانه عمل کنیم.

-- به نظر شما ادبیات فضای مجازی چقدر روی ادبیات گفتاری ما تأثیر گذاشته؟

این یک مطالعه مبسوط می خواهد، اما اگر به صورت رندوم و سطحی بخواهیم نگاه کنیم، هیچ انتشاراتی کتابی را که شیوه نگارش فضای مجازی داشته باشد چاپ نمی کند. هنوز در اخبار رسمی اثری از این تأثیر نمی بینیم، ولی ممکن است لطیفه ها و سریال هایی با این ادبیات ساخته شود. در همین سریال ها می بینیم که حالت رفت و برگشتی و تأثیر از فضای مجازی به وجود آمده است، ادبیات فضای مجازی در سریال ها و سریال ها به مردم.

-- آیا این ریشه تاریخی دارد که ما در گفت و گوها به مختصر گویی بیشتر علاقه مند هستیم؟

در بسیاری از زبان ها این حالات هست و به سرعت تغییر و تحولات اجتماعی برمی گردد. گاهی، در تغییر و تحولات اجتماعی، طبقه پایین، طبقه حاکم می شود، پس ادبیات و شیوه زیست خودش را نیز با خودش می برد. در ایران وقتی اقوام وارد فلات ایران می شدند، معمولاً حکومت را به دست می گرفتند و شیوه زیست و فرهنگ شان بر شهرنشینی، شیوه سیاست، ادبیات و گفتار و... تأثیر می گذاشت. الان هم تغییر و تحولات اجتماعی ممکن استف چون با سرعت است که می تواند گفتار، کردار و نوع نگاه یک طبقه را به جای این که مختص یک طبقه خاص باشد عمومیت بدهد. گاهی هم ممکن است برخی، برای آن که اعتراض شان را نشان بدهند، از آن ادبیاتی که عمومی پیدا کرده استفاده نکنند.

-- زبان حافظ و سعدی به زبان مردم زمان خودشان نزدیک بوده و خوانده و فهمیده می شده، اما الان این نگرانی وجود دارد که محتوایی که تولید می شود، از مخاطبانش فاصله داشته باشد یا فهمیده نشود؟

من این سخن شما را قبول ندارم. مثلاً، اگر سعدی و حافظ و نسیم و... چیزی می نوشتند، برای همگان مفهوم نبوده است. اتفاقاً، در تاریخ هر چه نزدیک تر می شویم، به نظر می آید زبان فهم پذیرتر می شود. یکی از دغدغه های سران مشروطه این بود که زبان را همه فهم کنند. آن زمان یک زبان کلاسیک داشتیم، یعنی زبانی که برای طبقه نجبا بود و بعد افراد به گویش های محلی صحبت می کردند. مثل همین را در اروپا هم می بینید، یک زبان معیار که لاتین بود وجود داشت که مردم نمی فهمیدند. یکی از پیامدهای پروتستانیزه شدن این بود که به زبانی حرف زده شود که مردم بفهمند و این کمک کرد زبان های محلی غنی تر شود و به اندازه زبان معیار رسید. در تاریخ ایران هم می توانیم ببینیم یک زبان معیار داشتیم که برای همه طبقات قابل فهم نبود. مثلاً در ژانر حکمت، آن را به گونه ای می نوشتند که همه آن را درک نکنند. دیوان «شاه نعمت ا... ولی» را همه نمی فهمند. اصولاً به گونه ای می نوشتند که پیام آن را اهل آن بفهمند. حافظ هم همین طور بود، مقصود وی را باید تأویل می کردند. هر چه به زبان حاضر نزدیک می شویم، سعی می شود ساده نویسی در ادبیات صورت بگیرد. ساده نویسی خودش ابزار دمکراتیزه شدن است. سعی می کنیم توده را وسط تغییر و تحولات جامعه بیاوریم. همان گونه که طبقات مختلف در جامعه وجود داشت، مثل جنگاوران، شهریاران، پهلوانان و... همان گونه هم ادبیات مختلف وجود داشت و معمولاً زبان و گویش هایی که بین مردم عادی بود، با آن چیزی که بین طبقات مختلف بود فرق داشت.

-- شما می فرمایید ادبیات فضای مجازی راهی برای دمکراتیزه شدن است. اما، متولیان ادبیات فارسی آن را تهدیدی جدی برای ادبیات فارسی می دانند. نظر شما در مورد این تناقض چیست؟

من یک نقد جدی به این نگاهبانان زبان فارسی دارم. من چهار مفهوم را از هم تمیز می دهم: زبان مادری زبان ملی زبان رسمی و زبان مشترک. ما در ایران یک زبان مادری نداریم. زبان های مادری زیادی داری مثل ترکی، کردی، بلوچ و... ما دست کم چهل یا پنجاه زبان مادری داریم. اگر زبان ملی را به این معنا می گوییم پیشامشروطه است، زبان ملی عربی می شود، یعنی زبان دین قابطه ملت ایرانیان. اگر پسامشروطه می گوییم، یعنی ملیت ناسیونالیته، یعنی در مرزهایی مشخص شکل گرفته، تمام زبان هایی که داخل مرز است زبان ملی می شود. زبان رسمی زبانی است که قرارداد کرده ایم زبان فارسی زبانان باشد که برای گفت و گوهای رسمی از این زبان استفاده می شود. زبان مشترک فارسی قبل از این که زبان یک دولت خاص به صورت نوین باشد، در پهنه اوراسیا، شبه قاره هند تا بالکان و تا ششصد کیلومتری مسکو، اسیای مرکزی و سریلانکا یک زبان مشترک بوده در کنار زبان عربی و ترکی و سانسکریت و... . بعد از ورود استعمار دیگر زبان فارسی زبان مشترک نیست. چند وقت پیش آقای مخبر دزفولی، سخن گوی شورای انقلاب فرهنگی، گفت خطرهای زیادی زبان فارسی را تهدید می کند، اما باید سعی کنیم در نظام آموزشی زبان مادری را حفظ و تقویت کنیم، چون زبان فارسی به خطر می افتد. مگر زبان مادری فقط زبان فارسی است؟ این یعنی در بالاترین نهاد سیاست گذاری ما این قدر بی حساسیتی و بی تأملی و بی تفکری وجود دارد. این که شما می گویید ادبیات فضای مجازی روی زبان فارسی تأثیر می گذارد، باید بگویم خیر، من این طور نمی بینم.

-- یعنی تهدیدی نیست؟

اصلاً تهدیدی نیست، بلکه فرصتی ایجاد می کند تا ما از این رخوت و تنبلی نجات پیدا کنیم، شورای عالی انقلاب فرهنگی، فرهنگستان و... که در رخوت به سر می برند، متولیان ما حتی بینش جامعه شناختی تکثر گرایانه به جامعه امروز ایران ندارند و سعی می کنند ادبیاتی بسیار ایدئولوژیک و تنگ نظرانه را بازتولید کنندو به پشتوانه نهاد و سازمانی که سخن گوی آن هستند، آن را به کار ببرند و تزریق کنند. متولیان ادبیات فارسی، که شما می گویید، فقط به تناقضات دامن می زنند و کمکی هم نمی کنند.

-- ولی این ممکن است زیرگروه های متفاوتی برای نگارش و ادبیات گفت و گو ایجاد کند، مثل همان دوران جنگاوران، شهریاران و...

هنوز نهادهای یکپارچه کننده در ایران قوی هستند. مثلاً در دادگاه های باید سعی کنید از همان شیوه و ادبیات رایج استفاده کنید وگرنه تقاضای شما بررسی نمی شود. ما همه نهادینه شده ایم. نهادها فقط بیرون از ما نیستند، داخل ذهن ما هم هستند و قدرت شان هنوز هم زیاد است و هیچ گاه، دست کم تا صد سال آینده، چنین چیزی را نمی بینیم، چون نهادها مسلط اند.

-- یعنی قدرتمندی نهادها نمی گذارد چنین اتفاقی بیفتد؟

بله، چون فقط بیرونی نیستند، بلکه در ذهن ما هم هستند.

-- یعنی دغدغه متولیان ادبیات بی مورد است؟

نگرانی آن ها بیشتر ایدئولوژیک است تا این که مبتنی بر بینش جامعه شناسانه باشد.

منبع: ماهنامه مدیریت ارتباطات، شماره 78

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

روش حرفه‌ای خرید و فروش خودرو، تنها با 1 تماس و در 1 روز

7 فاکتور مهم برای انتخاب وبسایت ‌‌‌‌‌فروش اینترنتی بلیط سفر

آزادسازی صادرات سیب‌زمینی و پیاز به‌ نفع کیست؟

اولین محموله نفتی ونزوئلا به آمریکا رسید

حرکت الاکلنگی قیمت سکه و دلار در روز آخر هفته

کاهش قیمت نفت به زیر 70 دلار

برگ‌های جدید چین بعد از ترک میز مذاکره با آمریکا

قیمت طلا و سکه کاهش یافت

ترکیه خرید نفت از ایران را متوقف کرد

خرما در عمده‌فروشی‌ها به ۴۲ هزار تومان رسید

نسل جدید تلفن سازمانی، راهکاری برای کاهش هزینه و افزایش بهره‌وری

نایاک: ایرانیان مقیم آمریکا به جنگ «نه» گفتند

نکته‌ای که عراقچی به مقام آلمانی یادآور شد

7 فاکتور مهم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ برای انتخاب وبسایت فروش اینترنتی بلیط سفر

پیام وزارت دفاع و ارتش برای یک روز خاص

رهبرانقلاب در جمع دانشجویان: لحن انتقاد را خیلی تند نکنید

توقف ظریف در بندرچابهار

تحرکات آمریکا در عراق برای منع انتقال دلار به ایران

روحانی: قیمت ارز 8 هزار تومان هم نیست

جزئیات جدید از دادگاه متهمان پدیده

افشاگری درباره رواج ویروس امارات در منطقه!

سوء تغذیه بیش از ۲ میلیون کودک یمنی

دبیرکل ناتو روسیه را تهدید کرد

پهپادهای یمنی سامانه پاتریوت آمریکایی را هدف قرار دادند

تکذیب افزایش نظامیان آمریکایی در بغداد

خیابان منتهی به مقر دولت انگلیس به دلایل امنیتی مسدود شد

خبری وحشتناک برای ترامپ و دارودسته اش!

مراکز روان درمانی صهیونیستی پاسخگوی نیاز شهرک‌نشنیان نیست

آمریکا واردات نفت از ونزوئلا را از سر گرفت

آمریکا: تهدید داعش در افغانستان جدی‌تر شد

دست خون آلود صاعقه در دو هفته اخیر

سقوط مرگبار ۴ کارگر در چاه

سازمان محیط زیست: فاز دوم قرقهای شکار اجرا می‌شود

نشستن پیرمرد دستفروش روی ماشین سدمعبر!

بالگرد ارتش در تهران از سقوط نجات یافت

اسامی ١٢ محور مسدود جاده‌ای

خلع سلاح یک سارق مسلح توسط طلافروش

گردباد و سیل مرگبار در آمریکا

خاطراتی از ماموریت های اورژانس در ماه مبارک رمضان

خودکشی غم انگیز مادر و پسر در شب چهلم پدر!