رصد

کد خبر: ۱۲۱۶۴۳
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۹
بیژن بیرنگ، کارگردان، تهیه کننده، مجری و فیلم نامه نویس سینما و تلویزیون است. سریال هایی که او بعد از انقلاب اسلامی ساخته است از به یادماندنی ترین آثار برای کودکان و نوجوانان آن زمان است. او به تازگی در حال ساخت سریالی با نگاهی به کتاب «بابالنگ دراز» است.

بیرنگ در این گفت وگو از دلایل محبوبیت برنامه هایش و ویژگی های برنامه های تأثیرگذار بر کودک و نوجوان می گوید.

-- شما در ایران ادبیات نمایشی خواندید. سپس برای تحصیل در رشته تکنولوژی آموزشی به آمریکا رفتید. این انتخاب و تغییر رشته به چه دلیل بود؟

من آدم هدفمندی در زندگی نیستم. جزو آن عده ای هستم که می گویند خود راه می گوید هدف چیست. تمام مسیری که در زندگی ام بوده اتفاقات رقم زده اند. خیلی اتفاقی ادبیات نمایشی امتحان دادم و آن جا با بزرگانی آشنا شدم و ماندگار شدم. در حالی که ترس این که آیا من می توانم نویسنده بشوم با من بود، به سمت پروژه ای در دانشگاه شریف با عنوان تحقیق در روش های نوین آموزشی کشیده شدم. چون فضای سینما قبل از قبل فضایی نبود که انگیزه زیادی برای کار کردن در آن داشته باشیم و آینده مبهمی جلوی رویمان بود، با مقوله تکنولوژی های آموزشی ارتباط برقرار کردم و برای ادامه تحصیل در این رشته به آمریکا رفتم.

-- زمانی که آمریکا بودید، آیا این ایده در حین تماشای برنامه های تلویزیون آن جا در ذهن تان شکل گرفت که بخواهید در این زمینه در ایران کار کنید؟

وقتی در دانشگها شریف تعدادی پروژه درباره تکنولوژی آموزشی انجام دادیم و فیلم آموزشی و انیمیشن ساختیم، با این مقوله خیلی خوب آشنا شدم. ولی چون متأسفانه همیشه در این مملکت گرفتن مدرک لازم است، رفتیم تا مدرکی هم داشته باشیم. به این کار علاقه مند بودم، اما بعد از انقلاب زمینه کار آموزشی در ایران نبود. به یاد دارم که به دنبال استخدام بودم و وقتی به آموزش و پرورش رفتم و گفتم من تکنولوژی آموزشی خوانده ام، مسئول این بخش گفت اگر بدانید ما الان در این جا چقدر تکنولوژیست آموزشی به درد نخور داریم و با این کار شاه فقط بودجه مملکت هدر رفته است. بعد هم در تلویزیون این کار منحل شد و خود به خود به کار هنر کشیده شدیم. شرایط ساخت کار برای مخاطب بزرگسال بعد از انقلاب سخت بود و در حیطه کودک دستمان بازتر بود. می توانستیم در کار کودک ترانه و کلیپ و موسیقی داشته باشیم. می توانستیم فضای فانتزی داشته باشیم و به همین دلایل خیلی ها جذب این حیطه شدند.

بسیاری هستند که الان درباره دوران طلایی کودک در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد صحبت می کنند. این طور نبوده که در آن دوران علاقه وافری باشد برای این که به دنبال کار کودک برویم. زمینه کار بزرگسال محدود بود و این باعث شد برنامه هایی تولید شود که اگرچه به ظاهر برای کودکان بود، مخاطب بزرگسال هم داشت، مثل محله بروبیا و بهداشت. در آن طرف دنیا هم مشابهاتش زیاد بود. از آن جایی که این الگوها را داشتیم چون قبل از انقلاب مثلا «خیابان سسامی» در تلویزیون پخش می شد آموزش و سرگرمی با هم ترکیب شد. ضمن این که کار کودک در نهایت آموزشی است و یکسری پیام داریم که می خواهیم در حیطه آموزشی به بچه ها بدهیم. اگر افرادی مثل من در این میان موفق شدیم، به این دلیل بود که زمینه ادبیات نمایشی داشتیم. کما این که تکنولوژیست های که به تهیه کننده تبدیل شدند بدترین تهیه کنندگان سازمان صداوسیما شدند. بنابراین این طور نبوده که در یک دوره ای همه تصمیم ها این بوده باشد که کار کودک بشود و برای کار کودک اهمیت قائل بشوند. خود به خود کار کودک شکل گرفت. من علاقه وافری به کار کودک نداشتم، در مسیر اتفاق افتاد.

-- جذابیت برنامه سازی شما با «محله برو بیا» به مخاطبان ثابت شد. فکر می کنید چه ویژگی خاصی در این سریال بود که باعث توجه مخاطب به آن شد؟

این ویژگی برای بیرنگ است. من همیشه ده سال از زمان خودم جلوترم. یعنی اتفاقاتی که در زندگی من افتاده، همیشه جلوتر از روندی بوده که در جامعه اتفاق می افتد. این مسئله جاهایی باعث رشد من شده و جاهایی باعث شده اجازه کار کردن نداشته باشم. من بعد از محله بروبیا و محله بهداشت، پنج سال اجازه فعالیت نداشتم. چون سبکی را آورده بودم به نام سبک «بیرنگی» و تشخیص داده شده بود که خیلی سبک خطرناکی است! این چیزی بود که روزنامه کیهان با تیتر «نفوذ آرام و قدم به قدم غرب» در ده شماره به آن پرداخت.

-- فکر می کنید چه چیزی در برنامه های شما وجود داشته که قصه و شخصیت هایش از یاد مردم نمی رود. چه معیارهایی برای برنامه ساختن داشتید و چه چیزی باعث این تأثیرگذاری شد؟

نمی دانم. آن چیزی که وجود دارد چیزی است مربوط به خود من . معیار خاصی وجود نداشته است. دست من روی کاغذ رفت و مثلا شخصیت «هپلی» را خلق کردم.

من تکنولوژی آموزشی و تعلیم و تربیت خواندم. زمینه کار آموزش در وجودم است. یکی از اصول کار من و مسعود رسام نیازسنجی و تحقیق بوده است. ما همیشه فکر می کردیم که الان نیاز جامعه چیست، نه سلیقه جامعه. بعد از پیدا کردن این نیاز، اهدافمان را تعیین می کردیم و جریان کار بر مبنای این اهداف تعیین شده جلو می رفت. شناخت نیاز، هدف گذاری، جریان تولید و ارزیابی الفبای تکنولوژی آموزشی است. به علاوه این که چند درصد افراد یک محله پیام ما را دریافت کرده اند و بر آن ها تأثیر گذاشته است. در مورد خیلی از کارهایمان در اوایل انقلاب، سرویس بازخورد سنجی داده می شد. این اطلاعات به شکل یک کتابچه به ما می رسید. مثلا در محله بروبیا ما فکر می کردیم محبوب ترین چهره آقای جبلی باشد و خیلی تعجب کردیم وقتی فهمیدیم در نظرسنجی ها محبوب ترین چهره فردوس کاویانی و پلیس بود. پس ما توانسته بودیم کار خاصی انجام دهیم و موفق بودیم. چون شخصیت معلم بیشتر از همه مورد توجه بچه ها قرار گفته بود. این ها پله هایی شد برای بالا رفتن. محله بروبیا آن قدر نو بود که هیچ وقت در تلویزیون چنین برنامه ای تکرار نشد.

-- این را قبول دارید که با این شکل برنامه یک ژانر ساخته شد و بعدها خودتان ادامه اش دادید؟ در واقع، این ژانر آن قدر محبوب شد که افراد دیگری آن را ادامه دادند.

ولی نه با آن اهدافی که ما داشتیم. ما اهداف آموزشی داشتیم. ما می دانستیم که پیام را چطور باید بدهیم. هنر یک خصلت اصلی دارد و این است که باید مخاطب را شگفت زده کند. برنامه هایی که برای من و آقای رسام، به خواست خدا و شرایط پیش آمد، این شگفت زدگی را دنبال کرده است. ما برنامه ای نساختیم که شگفت زده نکند. اگر محله بروبیا را ساختیم، دیگر آن را تکرار نکردیم. ما هیچ وقت یک جا نمی ایستادیم. تجارب جدید کسب می کردیم. یک خصلت هایی هم هست که برای بیرنگ است. آدم خاصی است و جهان بینی خاصی دارد. بیرنگ مثبت اندیش است و در کارهایش یأس ندارد. دوره ای بود که به ما می گفتند شما پایتان روی زمین نیست و در هپروت هستید! این چیزهایی که می گویید هیچ یک وجود ندارد اما، یک واقعیت برای من وجود دارد و آن این است که به نظر من بهترین کار به جای گفتن واقعیت، این است که از حقیقت صحبت کنیم و نیمه پر لیوان را ببینیم. آن چیزی که باید باشد، نه آن چیزی که هست. آن چیزی که هست مشکل زاست، علی الخصوص در جهان سوم. برای انی که وقاعیت ها همیشه سیاه است و از دیدن سیاهی ها هیچ چیزی ساخته نمی شود. وقتی مخاطبان درباره برنامه های ما صحبت می کنند، می گویند شما به اما امید می دهید، زیبایی نشان می دهد و حرف هایتان شعر است. شاید بخش هایی از آن ویژگی من باشد و بخش های دیگرش اتفاقاتی است که نمی دانم در لحظه چطور می افتد، اما من برای آن تعریف دارم و آن بی واسطه بودن است. خداوند به عنوان سرمنشاء خلاقیت با تمام وجودش می خواهد بشرش خلاق باشد و تنها موردی است که اگر انسانی جا پای خداوند بگذارد مانع نمی شود. در واقع، خلاقیت جویی است که قرار است از ذهن ما انسان ها بگذرد، اما چرا این اتفاق نمی افتد؟ چون بین خداوند به عنوان منشاء خلاقیت و انسان، تنها موجود خلاق در کائنات، گاهی واسطه هایی هست که آن خودمان هستیم. خودمان هستیم که با باورهای غلط، تعصب ها، شرایط اجتماعی و تربیت غلط مان مانع این جوی آب می شویم. من روی هیچ چیزی تعصب ندارم، اما اعتقادات و جهان بینی دارم. مثلا امکان ندارد که یک برنامه ناامید کننده بسازم و سیاه نمایی کنم، در خانه سبز ما یک دادگاه ایده آل، وکیل ایده آل و خانواده ایده آل داریم، و وقتی کسی به من می گفت این سریال زندگی من ار تغییر داد، اشک از چشمانم جاری می شد. ما کاری را که درست بود انجام می دادیم. این اتفاق ها خودش پیش می آمد.

-- سراغ سریال «در خانه» برویم. در این سریال یک اتفاق جالب می افتد که بچه هاب ازی اده می شوند. قبل از آن حتی در سریال محله بروبیا، نقش بچه ها را بزرگ ترها بازی می کردند. چه شد که این اتفاق افتاد؟

در خانه، در اصل برای یک کار عروسکی نوشته شده بود، اما به دلایلی تصمیم گرفتیم آن را رئال کار کنیم و چون برای اولین بار از فضای فانتزی به سمت رئال یا زنده آمدیم، باید از بچه ها استفاده می کردیم.

-- در این کار شما فضایی درست کرده بودید که بچه ها احساس می کردند به دنیای ذهنی خودشان خیلی نزدیک تر است.

در مجموع، طبق آماری که گرفتیم، بیشترین بینندگان سریال های همسران و حتی خانه سبز هم نوجوانان بودند، در صورتی که کار برای بچه ها نیست. چرا باید این چنین باشد؟ برای این که دنیا، دنیای کودکان بود. شما وقتی در فضای حقیقت جلو می روید و نه در فضای واقعیت، آدم هایتان به موجودات دیگری تبدیل می شوند. وقتی در یک فضای حقیقی جلو می روید، کاراکترها به بچه ها نزدیک می شوند. چه چیزهایی در این کارها بچه ها را جذب می کند؟ چون کاراکترهای ما بچه هستند. به قول آنتوان سنت اگزوپری از دنیای کودکی شان فاصله نگرفته اند. آدم هایی که ناامید نمی شوند، با احساسات شان کار می کنند و غریزی هستند، خصوصیت بچه ها را دارند. آدم هایی که با تعقل شان کار نمی کنند و با احساسات شان تصمیم می گیرند، بچه اند. برای همین جذاب اند. برای همین در همسران آقای لطفی برای مخاطب جذاب می شود. یا مثلا وقتی علی با دستش تیر به سمت لامپ شلیک می کند و می ترکد این جذاب می شود.

-- شما اسم این ها را حقیقت گذاشته اید. فکر نمی کنید کمی گمراه کننده باشد؟

منظور من این است که مفاهیم حقیقت دارند. آدم ها در روند حقیقت حرکت می کنند. هر چیزی یک حقیقتی درش هست. فانتزی هم حقیقتی در خود دارد. در این جا مخاطب وارد فضایی می شود که این فضا، فضای کودکان است، فضایی فانتزی که می تواند در آن رویاهایش را ببیند. کاراکترها کارهایی انجام می دهند که در دنیای واقعیت اگر از کسی سر بزند، دیوانه قلمداد می شود. بنابراین وقتی بچه ها و دنیای کودکان را باور می کنید، کودکان مخاطب تان می شوند. من معقتدم که جهان با عشق آفریده شده است. این با آدمی که واقعی است و سیاه می بیند، دو دیدگاه جدا دارد اگر این جهان بینی را داشته باشیم، خود به خود هرچه بنویسم شاعرانه می شود و حرف از عشق زده می شود. عشق را در کار می بینید.

-- در سریال هایتان مثل در خانه و دنیای شیرین از بچه ها چطور بازی می گرفتید؟

بچه ها یا بازیگر هستند یا نیستند. نمی توانید بچه ای را که بازیگر نیست، به زور بازیگر کنید. نه این که کلاسش را رفته باشد، در واقع بچه یا یک آنی دارد، یا ندارد. مثلا علی در خانه سبز ذاتی دارد که حرف های گنده را می فهمد و می گوید. خداوند وقتی خلق می کند، یکی را بازیگر خلق می کند، یکی را سوسک خلق می کند، یکی را موجود دیگری. این ها همه خلق شده است. ما چیزی را خلق نمی کنیم.

-- فکر می کنید اگر به بچه ها اجازه بدهید که دنیای شخصی خود را خلاقانه بیان کنند، می توانند با همسالان شان ارتباط برقرار کنند؟ مثلا همان دنیای حقیقی که از آن صحبت می کنید، در این ارتباط شکل بگیرد؟

سن اصلا چه مفهومی دارد؟ اسپیلبرگ بهترین کارش را در هجده سالگی کار کرده است. ولی آیا هر بچه هجده ساله ای می تواند فیلم دوئل را بسازد؟

-- دنیای بچه ها بیشتر به منشاء خلاقیت وصل است یا دنیای بزرگ تر ها؟

شناخت دنیاها مهم است. نه این که متعلق به کدام دنیا هستی. هنرمندها استثنایی هستند. اصلا در هر کاری آدمی موفق باشد، یعنی نابغه است. چون از اول دنیا را جور دیگری دیده اند، جور دیگری خلق شده اند. شیمی بدنشان با دیگران فرق می کند. شعری هست که می گوید هرکسی را بهر کاری ساخته اند. آدم ها را درست پیدا کن، سر جای خودشان بگذار، استعدادهایشان رشد می کند. در موسیقی این کار را با بچه ها خیلی کرده اند، اما در ادبیات نه. ادبیات خیلی در حیطه حس نیست، موسقی در حیطه حس است، نقاشی در حیطه حس است. ادبیات در حیطه شعور و تجربه و فهم و جهان بینی هم هست. هر کسی که دستش روی کاغذ می رود، معلوم نیست بتواند چیز خوبی بنویسد. هر بزرگسالی هم نمی تواند خوب بنویسد. کسی که جهان بینی ندارد، چطور می تواند چیز خوبی بنویسد. در ادبیات مهم این است که آدم موضوع را از چه دید و زاویه ای نوشته است. این است که مخاطبا را شگفت زده می کند.

-- حدود یک دهه است که بیشتر برای بزرگسالان کار ساخته اید. هیچ وقت وسوسه نشدید دوباره برگردید برای بچه ها برنامه سازی کنید؟

تا دهه هشتاد همه چیز را با هم می ساختیم. ما همسران کار می کردیم، آن طرف سیب خنده می ساختند و گروهی بودیم که طرح های زیادی را همزمان پیش می بردیم. فقط کار کودک نبود. گروه داشت کودک و بزرگسال را با هم می ساخت. الان هم اگر بشود، چرا نسازیم؟ الان آنتن نداریم. زحمت به هدر می رود. ما در گذشته بهترین ساعات پخش و آنتن را داشتیم.

منبع: ماهنامه مدیریت ارتباطات، شماره 80

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

حال و هوای سرد بازار خودرو

شیرینی‌ تر کیلیویی 26 هزار تومان شد

چرا سکه و ارز ارزان شد؟

پرونده بازارِ اردیبهشت صعودی بسته شد

وام خرید فرش دستباف

اقدامات قوه قضائیه برای ساماندهی بازار کاغذ

برنج های تقلبی در بازار جمع آوری شدند

راه کارهایی برای ساماندهی اجاره بها

شوخی تلخ برخی خودرو‌سازان با مردم

بازگشت دلار به کانال ۱۴هزار تومان

استعلام ‌‌‌‌‌خلافی خودرو در چند دقیقه!

خرید اقساطی از دیجی کالا و 50 فروشگاه دیگر – بدون چک و ضامن

خاطره روحانی از دیدار با یکی از رهبران معروف آمریکا

ظریف: با عهدشکنان مذاکره نمی‌کنیم

مطهری: دولت در موضوع برجام عقب‌نشینی نکرده است

این فیلم را مسئولان دولتی هر روز ببینند!

پرونده جنجالی حسین هدایتی در یک نگاه

تحرکات دشمن در عمق مرزها زیر ذره‌بین پدافند

جهانگیری: جنگی اتفاق نخواهد افتاد

تلاش وکیل داماد وزیر برای به هم زدن دادگاه

بازداشت بیش از ۵۲ هزار مهاجر در آمریکا

عملیات ارتش یمن در اطراف جیزان؛ هلاکت چندین مزدور و متجاوز

«ترزا می» آخرین شانس برای خروج از بن‌بست برگزیت را ارائه داد

هوآوی از اروپا خواست در برابر اقدامات ترامپ سکوت نکند

زورآزمایی جدید مکرون و لوپن بر سر انتخابات پارلمان اروپا

دستگیری 14 نفر در ترکیه به ظن همکاری با داعش

کشته شدن ۴۰ غیرنظامی بر اثر حملات نیروهای آمریکایی در افغانستان

واکنش بحرین به انتقاد فلسطینی‌ها از برگزاری نشست منامه

نگرانی پناهجویان و روی آوردن آن‌ها به خودکشی در استرالیا

جنگ تجاری آمریکا با چین گریبان «بازی تاج و تخت» را گرفت

جنایت کنار جاده، در پی رابطه با زن شوهردار!

کشف محموله 30 میلیون دلاری کوکائین

سه راه آسان برای دریافت کارت اهدای عضو

اطلاعیه هواشناسی درباره رگبار و رعد و برق در ۱۰ استان

پیچ و تاب بیمه‌ها برای فروش انسولین در داروخانه‌ها

بررسی چالش های صنعت دارو

هواشناسی، از احتمال تا واقعیت

افزایش گرمای هوا از ابتدای هفته آینده

برادرکشی به سرِ یک ملک

فرهنگیان می‌توانند 35 سال خدمت کنند