رصد

کد خبر: ۱۲۱۷۸۶
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۹
با لیست اصولگراها به شورای شهر آمد. در دولت نهم یکی از معاونان ارشد وزیر بهداشت بود. بعدها به تامین اجتماعی رفت اما دیری نگذشت که با دستور احمدی نژاد کنار گذاشته شد. او خود اصولگرایی می داند که اصل نظام، رهبری و منافع مردم خط قرمز او هستند. به شهردار و رئیس شورای شهر فعلی رای داد اما حالا در کنار برخی اصلاح طلبان و گاه حتی جلوتر از آنها به منتقد آنها تبدیل شده است.

او خود را خارج از چارچوب های معمولی که برای اصولگرایی تعریف می کنند، می داند. می گوید که قرار نیست چون یک اصول گرا هستم، چشم هایم را به روی تخلفات کسانی که ادعای اصولگرایی دارند، ببندم. می گوید: «اگر شهردار تهران سودای ریاست جمهوری دارد، عملکردش را اصلاح کند و از من انتظار چشم پوشی از تخلفاتش را نداشته باشد.» او رحمت ا... حافظی رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران است. کسی که می گوید، با شهردار پایتخت پیمان اخوت نبسته است و تا حدی که بتواند از تخلفات شهرداری می گوید تا لااقل مردم بدانند در شهرداری چه می گذرد.

جنابعالی در ابتدا بفرمایید خاستگاه سیاسی شما از کجا آمده است؟

زمانی که دکتر وحید دستجردی از طرح با خبر شد با رئیس جمهور وقت آقای احمدی نژاد تماس گرفت و به او گفت که حافظی قصد دارد نظام سلامت را به هم بریزد، او را برکنار کنید. رئیس جمهور هم به وزیر وقت یعنی شیخ الاسلامی نامه زد که وحید دستجردی وزیر است و نمی توانم او را برکنار کنم، شما حافظی را برکنار کنید.
در سال 43در شهر اصفهان و در یک خانواده متوسط و مذهبی به دنیا آمدم. قبل از انقلاب زمانی که 13 سال بیشتر داشتم، در مسجد محله مان شاگرد حجت الاسلام شهید علی اکبر اژه ای شدم. با آغاز انقلاب ایشان به تهران مهاجرت کرد و فرد دیگری را به نام محمود شهبازی جایگزین خود کرد. آقای شهبازی بعدها به عنوان فرمانده سپاه همدان مشغول به کار شد و در جنگ به شهادت رسید. خود را آموزش دیده این دو بزرگوار می دانم و هرچه دارم مدیون این دو استاد هستم.در سال 62 وارد دانشگاه علوم پزشکی شیراز شدم و دوره پزشک عمومی و به دنبال آن دوره تخصصم را در رشته طب فیزیکی و توانبخشی در این دانشگاه طی کردم و در سال 72 فارغ التحصیل شدم. دانشجوی سال پنجم پزشکی بودم که وارد سپاه شدم و تا زمان ورود به شورای اسلامی شهر تهران در سال 1392 افتخار حضور در سپاه را داشتم. بعد از اتمام دوران تخصصم برخلاف میل باطنی ام که دوست داشتم به زادگاهم برگردم، محل خدمتم را تهران تعیین کردند.چون اولین متخصص سپاه در این رشته بودم موظف به راه اندازی رشته طب فیزیکی و توانبخشی در مجموعه بیمارستان و دانشکده علوم پزشکی بقیه ا... شدم. در این بین به واسطه تخصصم که می توانست به بهبود افرادی که دچار آسیب نخاعی هستند کمک کند، به عنوان قائم مقام معاون بهداشت و درمان بنیاد جانبازان مشغول به کار شدم و امورات بهداشت و درمان جانبازان سراسر کشور را در جایگاه قائم مقام معاون درمان بنیاد تا شش سال و در زمان آقای رفیق دوست به عهده داشتم.

با خروج آقای رفیق دوست و جابه جایی تیم ها به سپاه برگشتم و حدود سه سال و نیم رئیس بیمارستان نجمیه تهران بودم که در این مدت اقدامات خوبی در مورد بازسازی بخش های بستری و اصلاح فرایندهای بیمارستان انجام شد.

پس از آن و زمانی که فرصت مطالعاتی در مرکز تحقیقات غدد دانشگاه علوم پزشکی تهران طی می کردم، از من خواسته شد تا به عنوان معاون اداری و مالی سازمان پزشکی قانونی کشور با آقای دکتر سید شهاب الدین صدر همکار شوم. اما به واسطه وجود حاشیه های فراوان در فضای آن سازمان حدود هفت ماه از حضورم در آن مجموعه نگذشته بود که ترجیح دادم به سپاه (دانشگاه) برگردم.

چه شد که وارد دولت محمود احمدی نژاد شدید؟

پس از کناره گیری از پزشکی قانونی بود که زمزمه های حضور دکتر کامران باقری لنکرانی در کابینه دولت نهم مطرح شد. ایشان قبل از گرفتن رای اعتماد از مجلس درخواست همکاری را مطرح کردند. آشنایی ام با دکتر لنکرانی به دوران دانشجویی برمی گردد. ایشان یک سال قبل وارد دانشگاه شیراز شده بود و سال بالایی به حساب می آمد و از همان دوران شناختی نسبت به من داشتند. با این حال پس از پایان دوران دانشجویی و خارج شدنم از شیراز تا زمان پیشنهاد همکاری هیچ نوع مراوده ای با هم نداشتیم.

محمدباقر قالیباف را اصولگرا نمی دانم. با وضعیت موجود مهدی چمران رئیس شورای شهر را هم اصولگرا نمی دانم.اصولگرایی هستم که سه موضوع اصل نظام، رهبری و منافع مردم خط قرمزهایم به حساب می آیند. معتقدم به هیچ عنوان نباید نظامی را که این همه ایثار و رشادت و از جان گذشتگی در سابقه اش دارد آسیب ببیند
ایشان در سال 84 برایم پیغام فرستادند و طرح موضوع کردند که قرار است به عنوان وزیر بهداشت به مجلس معرفی شوم و خواستند تا به عنوان معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی وزارت بهداشت با ایشان همراه شوم. جالب است بدانید که در جواب دکتر لنکرانی گفتم که شرط دارم.شرطم این بود که دستور خلاف قانون به من ندهد. ایشان با خنده پذیرفت و گفت که من هم شرط دارم. شرطش این بود که وسط راه کار را رها نکنم. به این طریق همکاری ام با دولت نهم شروع شد. انصافا در حوزه بهداشت و درمان در زمان دکتر لنکرانی تحولات خوبی ایجاد شد. یکی از اقدامات این بود که طی 48 ماه 73 بیمارستان در سطح کشور ساخته شد و در همین مدت 50 هزار نفر به استخدام درآمدند.

بعد از اتمام دوره دکتر لنکرانی، دکتر وحید دستجردی هم درخواست همکاری داشتند. چهار شرط برای همکاری با دکتر وحید دستجردی مطرح کردم. یکی از شرط هایم این بود که دکتر باقر لاریجانی رئیس دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران در ستاد وزارتخانه دخالتی نداشته باشد؛ شرطی که دکتر وحید دستجردی آن را پذیرفت. دلیل این شرط این بود که دکتر دستجردی مدیرکل روابط بین الملل دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران بود. پیش بینی ام این بود که پس از وزیرشدن دکتر دستجردی که مدیر کل دکتر لاریجانی بود، پای لاریجانی نیز به وزارت بهداشت باز شود.

دکتر لنکرانی در سال 84 برایم پیغام فرستادند و طرح موضوع کردند که قرار است به عنوان وزیر بهداشت به مجلس معرفی شوم و خواستند تا به عنوان معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی وزارت بهداشت با ایشان همراه شوم. جالب است بدانید که در جواب دکتر لنکرانی گفتم که شرط دارم. شرطم این بود که دستور خلاف قانون به من ندهد.

این شرط بعد از 5 ماه در موضوعات مختلف زیرساختی نقض شد. یکی از این موضوعات بودجه بود. همیشه رقابت سنگینی بین دانشگاه های علوم پزشکی مادر مثل دانشگاه ایران، شهید بهشتی، اصفهان، مشهد، شیراز، تبریز، تهران و اهواز وجود داشته است. وقتی بودجه سالانه براساس شاخص های مختلف مثل تعداد دانشجو، استادان و ... بین دانشگاه ها تقسیم شود، این رقابت پایدار و سالم است اما زمانی که منابعی را از چند دانشگاه کسر کنی و به یک دانشگاه تزریق کنی این رقابت ناعادلانه می شود. دکتر وحید دستجردی با دخالت دکتر لاریجانی چنین دستوراتی داد که از بودجه سایر دانشگاه ها کم و به بودجه دانشگاه تهران اضافه شود. این ماجرا منجر به

وقتی می بینم که آقای رئیس شورا از متخلف حمایت می کند، نسبت به خطاها و انحرافاتی که در شهرداری وجود دارد، تساهل و تسامح می کند و حاصل این 15 سال اغماض، ایجاد تخلفات و انحرافات سنگین در شهرداری تهران شده است، ایشان را قطعا اصولگرا نمی دانم
کناره گیری ام از وزارت بهداشت شد. کناره گیری ام در حالی بود که با ورود دستجردی به وزارت بهداشت حجم کاری ام نزدیک به 70 درصد کاهش پیدا کرد.

دلیل کاهش حجم کار شما چه بود؟

در زمان دکتر لنکرانی ما شب و روز می دویدیم و نمی توانستیم پاسخ گوی او باشیم. چرا که دکتر لنکرانی برنامه های متعددی داشت و پیگیری دستورات را از ما مطالبه می کرد و ما ملزم به ارائه گزارش بودیم. اما با حضور دستجردی 70 درصد از کارها کاهش پیدا کرد چرا که او چنین برنامه ای نداشت. با وجود کاهش 70 درصدی حجم کارهایم در سال 88 یک میلیون تومان به کارانه ام در ماه اضافه شد با این وجود استعفا را ترجیح دادم.

شرط های دیگر شما برای قبول معاونت دکتر وحید دستجردی چه بود؟

با قبول همکاری با لنکرانی، مطبم را که تا پیش از آن روز از ساعت 4 بعدازظهر تا 11 شب فعال بود و حتی تا یک ماه بیمار در نوبت داشتم را به مدت 4 سال و به طور کامل تعطیل کردم. یکی دیگر از شرط هایم این بود که مطبم را مجددا فعال نمایم. چون احتمال می دادم که همراهی با دکتر دستجردی پایدار نباشد البته او پذیرفت که یک روز در هفته در مطب مشغول باشم. پس از استعفایم از وزارت بهداشت، وحید دستجردی از من به دادسرای کارکنان شکایت کرد که جای تامل دارد ولی موضوع مهمی نیست.

این طور که پیداست دکتر لنکرانی شرط شما را نقض نکرد؟

بله درست است. بین من و دکتر لنکرانی اعتماد دو طرفه ای حاکم بود. انصافا جدا از ابعاد سیاسی تفکرات او که موضوع بحث نیست، فردی مسلط به حوزه های بهداشت و درمان کشور بود. معتقدم دکتر لنکرانی در فضای سیاسی کشور آسیب دید وگرنه از نظر من نیروی بسیار موثری در نظام سلامت محسوب می شد.

پس معتقدید که دکتر لنکرانی بهتر از دکتر وحید دستجردی بود؟

عملکرد دکتر لنکرانی با عملکرد دکتر وحید دستجردی به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. باید گفت متاسفانه نظام سلامت کشور خسارت سنگینی را بابت تصمیم رئیس جمهور وقت در جابه جایی وزیر بهداشت متحمل شد.

چطور سر از سازمان تامین اجتماعی درآوردید؟

پس از چند ماه که از استعفایم گذشت، دکتر لنکرانی تماس گرفتند که صادق محصولی وزیر رفاه به دنبال فردی برای تصدی ریاست سازمان بیمه خدمات درمانی یا بیمه سلامت ایرانیان فعلی است، شما برو و به او کمک کن. تا آن زمان آقای محصولی را ندیده بودم به جز از طریق صفحه تلویزیون و مراوده ای با او نداشتم. به دنبال تماس از دفتر آقای محصولی، نهایتا اعلام کردم که از کار ابایی ندارم اما چون نیروی رسمی سپاه هستم باید موافقت سپاه جلب شود که موافقت به عمل آمد. بعدها مشخص شد که روز قبل از تودیع و معارفه،دکتر وحید دستجردی به آقای محصولی مراجعه کرده است و از او خواسته است تا من را منصوب نکند که آقای محصولی موافقت نکرده بود و سرانجام منصوب شدم. 100 روز از شروع به کارم گذشت که بار دیگر از دفتر آقای محصولی تماس گرفتند، آن زمان اوج تنش های میان مجلس و دولت در مورد سازمان تامین اجتماعی بود. 4 ماه بود که تحقیق و تفحص از این سازمان کلید خورده بود و در این اوضاع آقای محصولی خواست تا به تامین اجتماعی بروم.

آقایان انتظار دارند حافظی به عنوان فردی که اصول گراست، چشم و گوش جناح اصولگرا باشد که این موضوع هیچ وقت میسر نمی شود. شاید در ابتدا، شورا را به دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا تقسیم می کردیم که تقریبا هم وزن هم بودند اما تقریبا بعد سال اول، شورا را به دو دسته طرفداران شهردار و منتقدان شهردار تقسیم می کنم
در مدت یک سال و نیمی که در سازمان تامین اجتماعی بودم، بدهی 8 تا 9 ماهه این سازمان به طرف های قرارداد به سه ماه کاهش پیدا کرد. در شروع کارم درآمد ماهانه سازمان 980 میلیارد تومان و هزینه های ماهانه آن هزار و 400 میلیارد تومان بود اما در مدت حضورم در تامین، درآمد سازمان به هزار و 500 میلیارد تومان در ماه افزایش یافت.

این اقدامات بدون هیچ حمایت مادی و معنوی از طرف رئیس جمهور وقت انجام شد. در این مدت سه بار تقاضای حضور رئیس جمهور وقت در سازمان را داشتم که مورد قبول واقع نشد. اما جالب است بدانید یک ماه بعد از برکناری ام از سازمان تامین اجتماعی و انتصاب قاضی مرتضوی، رئیس جمهور در سازمان حضور یافت و با پرسنل آن نشست برگزار کرد.

علت و ماجرای برکناری شما از سازمان تامین اجتماعی چه بود؟

با وجود اتفاقات خوبی که در سازمان تامین اجتماعی افتاد، بار دیگر ردپای دکتر وحید دستجردی پیدا شد و در نهایت با لابی های او برکنار شدم. ماجرا از این قرار بود که ما طرحی را با نام پزشک امین در سازمان شروع کردیم. آن زمان 50 درصد از جمعیت کشور تحت پوشش سازمان تامین بودند. وزارت بهداشت سه سال بود که طرح پزشک خانواده را در سه استان سیستان و بلوچستان، خوزستان و چهار محال و بختیاری به صورت پایلوت اجرا می کرد. طی این سه سال فقط 60 پزشک در این سه استان حاضر به همکاری شده بودند. ما 10 ماه مطالعه انجام دادیم که نظام ارجاع و پزشک خانواده را در درون خانواده تامین اجتماعی اجرا کنیم و هر زمان که طرح پزشک خانواده از سوی وزارت بهداشت در کشور اجرا شد به آن بپیوندیم.

چون امید نداشتم که این طرح توسط دکتر وحید دستجردی به نتیجه برسد، خودم دست به کار شدم. مطالعات لازم انجام شد و دستورالعمل 52 صفحه ای برای این منظور تهیه شد. استان گیلان به عنوان اولین استان برای اجرای طرح انتخاب شد. تمام مبادی که ممکن بود موثر باشند، از نماینده ولی فقیه در استان، مجمع نمایندگان استان، استاندار و ... دعوت و توجیه شدند.

چیزی در حدود 13 مرجع هماهنگ و توجیه شدند. طرح طوری نوشته شد که به نفع سازمان، بیمه شدگان و پزشکان باشد. از حدود 750 نفر پزشک استان، 450 پزشک اعلام آمادگی کردند.

در این طرح درآمد پزشکان عمومی از یک و نیم میلیون تومان به 4 و نیم میلیون تومان افزایش می یافت همچنین قرار بود بیمه شدگانی که بالای 60 سال سن دارند به صورت رایگان درمان شوند. در این میان کسانی که زیر 60 سال داشتند و به بیماری های مشخص شده ای مبتلا بودند، داروهای اختصاصی خودشان را رایگان دریافت می کردند.

نفع سازمان کجا بود؟

محاسبه کردیم که اگرچه در سال اول ، 11.3 درصد هزینه های ما افزایش پیدا می کرد اما از سال دوم تا سال پنجم، 35 درصد هزینه های سازمان کاهش پیدا می کرد. همه مقدمات آماده بود تا با 450 پزشک عمومی در یک استان این طرح کلید بخورد.

زمانی که دکتر وحید دستجردی از طرح باخبر شد با رئیس جمهور تماس گرفت و به او گفت که حافظی قصد دارد نظام سلامت را به هم بریزد، او را برکنار کنید. رئیس جمهور هم به وزیر وقت یعنی شیخ الاسلامی نامه زد که وحید دستجردی وزیر است و نمی توانم او را برکنار کنم، شما حافظی را برکنار کنید. در واقع ماجرای اصلی برکناری من حاصل لطف خانم دکتر وحید دستجردی بود که بالابی هایی که انجام داد صورت گرفت.

چطور وارد شورا شدید؟ خودتان خواستید یا کسی از شما خواست؟

بعد از برکناری مدتی به عنوان مشاور رئیس دانشگاه علوم پزشکی بقیه ا... مشغول فعالیت شدم که بحث ورود به شورای شهر پیش آمد. برخی از دوستان نزدیک خواستند که با ظرفیت های موجود و تجربیاتی که در وزارت بهداشت و سازمان تامین اجتماعی داشتم در انتخابات شورا شرکت کنم. البته خودم رغبت چندانی نداشتم. با اصرار دوستان و صدور مجوزهای لازم مقدمات این کار فراهم شد، البته برای ورود به شورا باید استعفا می دادم که در نهایت استعفا دادم و با رای مردم وارد شورا شدم. با ورود به شورا پرونده پرسنلی ام به یکی از دانشگاه های علوم پزشکی کشور منتقل شد. با وجود این که اعضای هیئت علمی می توانند تا 65 سالگی کار کنند، من به تاریخ یکم بهمن 95 و با درخواست خودم بازنشسته شدم.

آیا در گذشته ارتباطی با محمود احمدی نژاد داشتید؟ در حال حاضر چطور؟

نه، تا به امروز هیچ ارتباطی با او نداشتم. آخرین بار که ایشان را دیدم آخرین ماه هایی بود که در سازمان تامین اجتماعی بودم به مناسبت هفته تامین اجتماعی یا تکریم بازنشستگان مراسمی در محل نهاد ریاست جمهوری برگزار شده بود که در آن شرکت کردم و همان جا بود که برای آخرین بار او را دیدم. پس از آن نشست تا به این لحظه با او نه ملاقاتی داشتم نه تلفنی، نه کسی پیغامی بین ما رد و بدل کرده است.

شما بارها گفته اید که پایبند به اصول هستید. حتی در مصاحبه ای با اشاره به تخلفات و انحرافاتی که در شهرداری وجود دارد، اعلام کردید که محمدباقر قالیباف شهردار تهران را اصولگرا نمی دانید. تعریف شما از اصولگرایی چیست؟

محمدباقر قالیباف را اصولگرا نمی دانم. با وضعیت موجود مهدی چمران رئیس شورای شهر را هم اصولگرا نمی دانم. اصولگرایی هستم که سه موضوع اصل نظام، رهبری و منافع مردم خط قرمزهایم به حساب می آیند. معتقدم به هیچ عنوان نباید نظامی که این همه ایثار و رشادت و از جان گذشتگی در سابه اش دارد آسیب ببیند. جایگاه رهبری هم مهم و از ارکان نظام است و خدشه به این جایگاه نیز، خدشه به اصل نظام است.

منافع مردم هم که موضوع مشخصی است و هم انسان منصف خود را حامی آن می داند. حالا اگر هر اصلاح طلب یا اصولگرایی این ها را قبول دارد کنار هم هستیم. اصولگرایی را که برخی به ویژه تندروها تعریف می کنند، اصالت ندارد. ما برای ارتقای این نظام وخدمت شایسته و بدون منت به این مردم دور هم جمع شده ایم. راه بنده، راهی است که تعریف کردم و یا تندروهای هر دو جناح همراه نخواهم شد.

وقتی می بینم که آقای رئیس شورا از متخلف حمایت می کند، نسبت به خطاها و انحرافاتی که در شهرداری وجود دارد، تساهل و تسامح می کند و حاصل این 15 سال اغماض ایجاد تخلفات و انحرافات سنگین در شهرداری تهران شده است، ایشان را قطعا اصولگرا نمی دانم. چون اصولگرایی به این معنا نیست که شما چشمت را روی تخلفات برخی ببندی، چون اصولگرا هستند. هر دو جناح سیاسی باید این ظرفیت را داشته باشند که در صورت تخلف، خود پالایشی انجام دهند.اگر کسی زیر این پرچم ها قرار می گیرد و از موقعیت خود سوء استفاده می کند، مطمئنا نه اصلاح طلب است و نه اصولگرا.

در یک سال ریاست آقای مسجد جامعی هم به لحاظ ساختاری تحول مورد انتظار در شورای شهر ندیدم. یعنی اگر تحولی بنیادی می دیدم برای نظارت اعضا، حتما رای می دادم. لذا تغییر محسوسی ندیدم و رای سفید دادم
دوستان باید هوشیار باشند و این افراد را شناسایی و طرد کنند تا بتوانند پاسخگوی مردم باشند. اگر قرار باشد از کسی که سوء استفاده می کند و حاشیه مالی دارد به اسم این که اصولگرا یا اصلاح طلب است، حمایت کنیم، به نظرم از اصولگرایی یا اصلاح طلبی خارج شده ایم.

یعنی اصولگرایان این امور را پنهان می کنند؟

این پنهان کاری ها خطای بسیار بزرگی است. کما این که در برخی از نگرش های دیگر هم شاهد آن هستیم. نگرشی که شبکه های اجتماعی را یک تهدید به حساب می آورد، در حالی که تهدید نیست و فرصت به حساب می آید، نگرش غلطی است. باید قبول کرد که کسانی که نقاط ضعف را بیان می کنند، تهدید نیستند بلکه فرصتی برای پیشرفت به حساب می آیند. در یک دستگاه به طور معمول باید هزینه کرد تا سیستم نظارتی ایجاد شود و تخلفات را شناسایی و با آنها مقابله کرد در حالی که شبکه های اجتماعی این اطلاعات را رایگان به شما ارائه می کند. در حال حاضر روزنامه همشهری به ارگان و ابزار تبلیغی شهرداری تهران تبدیل شده است، در حالی که باید خلاف این بود. اگر سیستم شهرداری درست بود این روزنامه را به ابزاری برای نظارت بر مناطق 22گانه تبدیل می کرد. این نظارت باعث ایجاد رقابت بین شهرداری ها می شود. متاسفانه همشهری در حال حاضر به ابزار تبلیغات دروغین شهرداری تبدیل شده است. این نگرش ها باید اصلاح شود، نگرش به جامعه و نگرش به مردم باید تغییر پیدا کند.

تصور شما از شورا قبل از ورود به آن چه بود؟ پس از ورود تصور شما چگونه شد؟

فکر می کردم که عده ای از دوستان مقید به حقوق مردم در شورا حضور دارند و کار می کنند. تصورم این بود که وارد این جمع می شوم و کمیسیون مرتبط با حوزه خودم یعنی سلامت را راه اندازی می کنیم. منتهی متوجه شدم که حواشی و انحرافات مالی، زد و بندها بسیار زیاد است و فساد سیستم شهرداری را در برگرفته است. بعد از شش تا هفت ماه متوجه این فساد شدم و سعی کردم که تذکر بدهم. اما دیدم که چنین ظرفیتی وجود ندارد و قصدی برای جلوگیری از فساد نیست. در مقطعی قصد کناره گیری داشتم که لااقل خود را جدا کنم و به کارهای تخصصی خودم بپردازم اما با مشورتی که با فردی مورد وثوق داشتم تصمیم گرفتم که بمانم ومشکلاتی که وجود دارد را لااقل به مردم اطلاع رسانی کنم. علت این که اینها نمی توانند، حافظی را درک کنند همین است که متوجه نیستند اولویت حافظی منافع مردم است. آقایان انتظار دارند حافظی به عنوان فردی که اصول گراست، چشم و گوش جناح اصولگرا باشد که این موضوع هیچ وقت میسر نمی شود. شاید در ابتدا، شورا را به دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا تقسیم می کردیم که تقریبا هم وزن هم بودند اما تقریبا بعد سال اول، شورا را به دو دسته طرفداران شهردار و منتقدان شهردار تقسیم می کنم که البته هم وزن هم نیستند، چرا که تقریبا اکثریت اعضاء طرفدار شهردار هستند و گروه نقادها هم کمتر از هفت نفر هستند.

سال اول شورا شما بر چه اساسی به چمران و قالیباف رای دادید؟

یک بحث این بود که همه حافظی را اصولگرا می دانستند و معمول این بود که به قالیباف رای بدهم. قطعا اگر شناخت امروز را داشتم، تصمیم دیگری می گرفتم. منتهی آن موقع آن چه که مبنای انتخابم بود این بود که پوسته سیاسی کاندیداها را کنار گذاشتم و به لحاظ فنی آنها را سنجیدم و به آنها نمره دادم. از نظر فنی به محسن هاشمی 14 و به قالیباف 17 دادم.

در مورد آقای چمران هم باد بگویم که در بدو ورود به شورا ایشان را شیخ الشیوخ اصولگرایی می دانستم و براساس سابقه، قدمت و سنواتی که در شورای شهر داشتند، به ایشان رای دادم. اما در چند ماه اول متوجه شدم برخی از تخلفات در شهرداری به دلیل تساهل و تسامح ایشان است. به همین دلیل به این نتیجه رسیدم که سال دوم به ایشان رای ندهم. در سال دوم فشارهای زیادی بر من وارد شد. در همان روز رای گیری 20 دقیقه در کنار پرده های شورا فردی از خارج شورا با من صحبت می کرد. ا و می گفت: اگر به چمران رای ندهی، اصولگرایی آسیب خواهد دید. ما ظرف سه ماه آینده هماهنگ می کنیم تا آقای قالیباف تغییر کند. اینجا بحث اصولگرایی است وشما به چمران رای بدهید.

سال اول با اعتقاد و سال دوم با اکراه به چمران رای دادم. سال سوم همان دوستان با من تماس گرفتند که به چمران رای بدهم که قولشان جهت همراهی در تغییر قالیباف را به آنها گوشزد کردم. بنابراین سال سوم و چهارم رای سفید دادم.

چطور به آقای مسجد جامعی رای ندادید؟

نخست این که براساس تعداد آراء، با جابه جایی این رای تغییری در نتیجه حاصل نمی شد. دوم این که در یک سال ریاست آقای مسجد جامعی هم به لحاظ ساختاری تحول مورد انتظار در شورای شهر ندیدم. یعنی اگر تحولی بنیادی می دیدم برای نظارت اعضا، حتما رای می دادم. لذا تغییر محسوسی ندیدم و رای سفید دادم.

به این معنی است که چمران را برای ریاست شورا بر مسجد جامعی ترجیح می دهید؟

پیش بینی ام این است که آقای روحانی با یک اختلاف 5 درصدی نسبت به دور قبل پیروز انتخابات شود اما با فوت آیت ا... هاشمی رفسنجانی اوضاع کمی متفاوت تر می شود و انسجام و وحدت اصلاح طلبان بیشتر شود و فوت ایشان منجر به افزایش 10 درصدی رای روحانی شود. با این اوصاف معتقدم آقای روحانی با افزایش 15 درصدی رای نسبت به دور قبل انتخاب خواهد شد
معتقدم اگر مسجد جامعی سال دوم رئیس می شد اتفاقات خوبی در شورای شهر می افتاد.

چرا؟

سال اول در شورا، صرف شناخت محیط شد. سال دوم که ایده و طرح داشتم، حضور آقای چمران مانع بود. چه بسا اگر مسجد جامعی حضور داشت این ایده ها به سرانجام می رسید و زیرساخت های نظارتی ایجاد می شد.

اختلاف شما با آقای قالیباف از کجا شروع شد؟

من با شخص آقای قالیباف مشکل و اختلافی ندارم ولی عملکرد 10 سال ایشان به هیچ عنوان مورد پذیرش نیست. خدمات ایشان قابل انکار نیست اما آنچه باید انجام می شد، انجام نشده است. توسعه تهران در این مدت فقط توسعه کالبدی بوده است. در حالی که شهر موجودی زنده و پویاست. صرفا توسعه کالبدی آن هم به نام مدیریت جهادی قابل قبول نیست. انجام پروژه های بزرگ در مدت زمان کوتاه بعضا آسیب های زیادی به شهر زده وهزینه های بیشتری را به شهر تحمیل کرده است؛ چرا که استانداردها قربانی سرعت شده اند. مدیریت جهانی یعنی توسعه مبتنی بر تمام شاخص های علمی که بتواند در کم ترین زمان ممکن و با کمترین هزینه، بیشترین بهره وری بهترین پروژه را به سرانجام برساند. نه این که کوتاه کردن زمان باعث افزایش هزینه و نادیده گرفتن برخی استانداردها شود.

صرفا چنین عملکردی از ایشان می بینم. در این شهر روابط اجتماعی و علقه های فرهنگی نادیده گرفته شده است. در همین اجرا هم حواشی زیاد وجود دارد. قیمت تمام شده خدمات و پروژه ها دو تا سه برابر هزینه های پیش بینی شده است. این مدیریت جهانی نیست بلکه مدیریت تعجیل است. در صحن علنی هفته گذشته، قالیباف آماری را ارائه داد که براساس آن تعداد واگن های مترو از 300 به 1300 رسیده است. سهم مترو در جابه جایی 5 درصد بوده به 18 درصد رسیده است. این آمار درست است. اما باید به قالیباف گفت که ابتدا بگو تکلیف چه بوده است و شما چه میزان از آن را انجام داده ای. کارهایی که باید می شده و نشده است را بیان کنید. همه چیز تقریبا همین طور است. این کارها بیشتر شبیه یک شو تبلیغاتی است. در این میان تا آنجا که امکان داشته است، سعی شده از شورا به عنوان ابزاری برای رسمیت بخشیدن به کارهای خود استفاده کنند؛چون باید مصوبه شورا برای مواجه شدن با سازمان های نظارتی را داشته باشند. شورا هم توانسته به نحو احسن این نقش را بازی کند و خواسته های آنها را برآورده کند.در حالی که انتظار بود شورا یک نهاد پویا باشد که با استفاده از ابزارهای نظارتی روز دنیا سیاست گذاری را اعمال کند و به روز و آنلاین اتفاقات را رصد کند.

جا دارد اتفاقی که هفته گذشته در شورا افتاد، بیان شود. آقایان لایحه ای جهت جابه جایی دو هزار میلیارد تومان از محل مانده اعتبارات مازاد هزینه نشده آورده بودند، در متن عبارت «از محل اعتبارات مازاد هزینه نشده» آمده بود. سوال این است که اعتبارات مازاد هزینه نشده یعنی چه؟ یعنی این که پیش از این اعتباری برای انجام کاری پیش بینی شده بود که حالا آن کار انجام نشده است و اعتبارش باقی مانده است. سوال اول اینجاست که آقای شهردار، چرا کاری را که وظیفه ات بوده است که انجام بدهی، انجام نداده ای؟ البته یک احتمال دیگر هم هست و آن این که در زمان پیش بینی بودجه سالانه، اعتباری بیش از حد مورد نیاز و برای روز مبادا پیش بینی کرده اند. یعنی یک قلکی را ایجاد کرده اند تا پایان سال اینها را جمع کنند و اقدامات دلخواه خود را با آن انجام دهند. دو هزار میلیارد تومان در جلسه علنی هفته گذشته با حمایت شورا جابه جا کردند. این اقدام نشان سوء مدیریت است که با حمایت شورا انجام شد. شورا هم منظورم شخص رئیس شورای شهر است. رئیس شورا اگر فرد علمی مسلط با سابقه اجرایی باشد می تواند جلوی این اتفاقات را بگیرد. آقای چمران سابقه اجرایی که به موضوعات بودجه ریزی کلان اشراف یابد نداشته است.

از ماجرای املاک نجومی بگویید؟

در مورد املاک نجومی در این که تخلف و جرم صورت گرفته هیچ شکی نیست. خطا و انحراف از شورای دوم شروع می شود. به این معنی که آقایان مصوبه ای درباره چگونگی واگذاری امکانات رفاهی به پرسنل از شورا می گیرند. در مصوبه آمده است که آیین نامه اجرایی این کار توسط شهرداری تدوین می شود.معمولا شورا وقتی تدوین آیین نامه ای را محول می کند، از شهرداری می خواهد که آن را برای تصویب به شورا ارجاع دهد. اما در این مصوبه و به صورت یک طرفه، تدوین آیین نامه اجرایی را به شهرداری محول کرده است. بر این اساس آقای شهردار برای خودش اعطای تا 50 درصد تخفیف را پیش بینی می کند. البته اینها به اساسنامه سازمان املاک و مستغلات استناد می کردند که متاسفانه این اساسنامه هم قانونی و قابل استناد نیست. این اساس نامه بایستی به شورا می آمد و تصویب می شد و به وزارت کشور می رفت و تایید می شد و بعد به شهرداری ابلاغ می شد.اساس نامه وجود دارد ولی چون این مراحل را طی نکرده، غیرقانونی است. قانون می گوید تا زمانی که این اساسنامه این مراحل را طی نکند. آیین نامه مالی و معاملاتی شهرداری حاکم است.این موضوعی است که در حال حاضر شهرداری در آن گیر افتاده است. مطمئنا نمی توانند از آن خارج بشوند.

علاوه بر تخفیف های 50 درصدی که خود شهرداری پیش بینی کرده، انحرافات و تخلفات دیگری نیز وجود دارد و آن این است که کارشناسی ها مبتنی بر واقعیت و کارشناسی روز نیست اختلاف بین قیمت کارشناسی با قیمت واقعی روز خیلی زیاد است به طوری که قیمت کارشناسی بعضا تا 50 درصد پایین تر اعلام شده است و آقای شهردار هم به این قیمت، دوباره 50 درصد تخفیف اعمال کرده است.

نبود آیت ا... هاشمی در آینده کوتاه می تواند اثر تقویت کننده ای بر اصلاح طلب ها ایجاد کند نبود ایشان به عنوان خلاء و ترسی است که می تواند به اجماع اصلاح طلبان کمک کند در بلندمدت ممکن است که اصلاح طلبان حاشیه امنی بیابند و باز تشتت در بین آنها ایجاد شود مگر این که فردی پیدا شود تا به تدریج جاگاه هاشمی را احضا کند، باید منتظر بود تا زمان بگذرد
موضوع بعد این که طبق قانون اینها حق دارند فقط به تعاونی های شهرداری کمک کنند که بعضا به خارج از تعاونی شهرداری نیز کمک شده است. نکته بعدی این که به افرادی ملک واگذار شده است که خارج از مجموعه پرسنلی شهرداری هستند. طبق قانون به کسانی می توانند ملک واگذار کنند که حداقل 5 سال سابقه خدمت داشته باشند اما واگذاری به افرادی که کمتر از 5 سال در شهرداری مشغول بودند، صورت گرفته است. مجموعه اینها تخلفات املاک نجومی را شکل می دهد. آقایان دعوت کردند از سازمان مردم نهاد شفافیت و عدالت آقای توکلی که شما تشریف بیاورید موضوع را بررسی کنید. سوال اینجاست که شورا نهاد بالادستی شما است و شما تا الان یک گزارش مکتوب به شورا ندادید چطور می روید از یک سازمان مردم نهاد دعوت می کنید که بیاید موضوع را بررسی کند؟ همه اینها نشان از قانون گریزی است. البته آن مجموعه هم گزارشی تهیه کرد و برای شهردار و سازمان های نظارتی فرستاده که هنوز در اختیار شورا قرار نگرفته است. ظاهرا تذکراتی را داده بودند و نکاتی را که وجود داشته ذکر کردند. آقایان اول به روی خودشان نیاوردند تا این که حدود دو سه هفته قبل، آقای دکتر توکلی در صدا و سیما حضور پیدا کرد و گفت که ما مشکلات را مطرح کردیم و آقایان توجه نکردند و حتی ایشان بیان کرد که من در دو دوره از آقای قالیباف حمایت کردم ولی این دوره به ایشان رای نخواهم داد و ایشان تخلفاتی دارد جرم هم صورت گرفته است. بعد از آن بود که معاون شهردار در صحن شورا اعلام کرد که موضوع ارتباطی به سازمان های مردم نهاد ندارد و فصل الخطاب، قوه قضاییه و قانون است. اگر ربطی ندارد چرا رفتید، دعوت کردید که آنها بررسی کنند . حالا که حرف حق را می زنند، چرا چنین واکنشی از خودتان نشان دادید. حتما در یک مکاتبه ای با آقای دکتر توکلی با امضای چند نفر از اعضای شورا درخواست می کنیم که این گزارش در اختیار شورا قرار گیرد. موضع دیگر این بود که د رمورد املاک نجومی در مورد اعضای شورا که نامشان در لیست آمده بود، حساسیت ایجاد شد و بقیه افرادی که ملک دریافت کرده بودند فراموش شدند.

از آخرین وضعیت بررسی این پرونده اطلاع دارید؟

آخرین گزارش در مورد املاک نجومی این است که بیش از صد نفر تا الان احضار شدند و مورد بازجویی قرار گرفته اند. به نظر می رسد که پرونده در مسیر قانونی قرار گرفته است. امیدوارم که نتیجه نهایی رضایت بخشت باشد و به جایی برسیم که حق و حقوقی از مردم پایمال نشده باشد. از سوی دیگر باید توجه داشت که با متخلفان بدون توجه به جایگاه سیاسی شان برخورد شود. آقای شهردار نمی تواند بگوید که من تفویض اختیار کرده بودم و مطلع نبودم که چه کارهایی انجام شده است. باید به ایشان گفت که تفویض اختیار به معنی سلب مسئولیت نیست و مسئولیت نهایی با شهردار است. امیدواریم قوه قضاییه حکم نهایی را طوری اعلام کند که مطابق با انتظار مردم و در سنخیت و همخوانی با میزان جرم باشد.

آیا این اتفاق خواهد افتاد؟

حتما باید این چنین شود، باید ببنیم در عمل چه خواهد شد قوه قضاییه باید بی طرفی خود را اثبات کند.

قالیباف در آخرین حضورش در شورا با اشاره به بندهایی از بودجه سال 96 حرف هایی در رابطه با انحلال شورا زد؟ نظرتان در این باره چیست؟

آقای شهردار زمانی که لایحه بودجه 96 را به شورا آورده، شورا را تحریک کرد که تبصره 21 لایحه بودجه سال 96 به معنی انحلال شوراها است. بروید پیگیری کنید، از شورای نگهبان بخواهید که این بند اصلاح شود. آقای شهردار، کجای این بند به معنی انحلال شوراهاست؟ اتفاقا این شفاف سازی است. موضوع این بند نظارت بر عملکرد سازمان ها و دستگاه ها و بحث احصای مالیات ها است. یعنی هرچه درآمد دارید بریزید به خزانه تا میزان مالیاتش مشخص شود و بعد دوباره به حساب سازمان برگردد.وقتی سازمانی درآمد دارد باید مالیاتش را هم پرداخت کند. این مالیات هم به حساب دولت می رود و صرف کشور می شود. به اسرائیل که نمی خواهی مالیات بدهی که آن را هم ردیف انحلال شورا می پنداری و شورا را تحریک می کنی. درمقطعی که موضوع دیوان محاسبات شهری مطرح شد، اول نمی پذیرفتند. بعد هم گفتند که دیوان محاسبات شهری زیر نظر شورای عالی استان ها باشد. چنین دیوانی به چه دردی می خورد؟ دیوان محاسبات شهری باید جایی باشد که شما نفوذی در آن نداشته باشید تا بتواند شما را احضار و سین جیم کند. فضای فعلی اجازه ورود دیوان محاسبات کل را به شهرداری نمی دهد. چون طبق قانون دیوان محاسبات جایی می تواند ورود کند که از بودجه عمومی خزانه و دولت استفاده می کند.چاره آن مصوبه ای از مجلس است تا نهادهای غیردولتی را هم تحت پوشش دیوان ببرد. حداقل در گام اول برای کلان شهرها می توان این کار را انجام داد تا جلوی انحراف و خطاها گرفته شود.

ما امسال یک یا دو جلسه غیرعلنی داشتیم درحالی که همه آنها باید علنی باشد. چرا اصحاب رسانه نباید در تمام جلسه باشند. علاوه بر اصحاب رسانه مردم هم باید به دستور جلسات به صورت مستقیم دسترسی داشته باشند. ممکن است بگویند جا نداریم بسم ا... تالار ایران زمین شورا 300 نفر ظرفیت دارد پخش زنده در پرده تالار ایران زمین داشته باشید مردم حضور پیدا کنند. از قبل هم بگویید امروز مثلا این باغاات با این شماره پلاکها در دستور صحن است، هرکسی می خواهد برود بنشیند و بشنود و بداند. چرا مردم را در جریان نمی گذارید؟ چرا رانت ایجاد می کنید؟

همان زمان آقای قالیباف گفتند که من نباید بودجه غیرنقد را در لایحه بودجه بیاورم و این نشان از شفافیت کار ماست. این جمله ایشان را چطور ارزیابی می کنید؟

بودجه غیرنقد سرتا پایش تخلف است. کجای دولت بودجه غیرنقد داریم که شهرداری بودجه غیرنقد دارد. بخش محدودی از بودجه غیرنقد قابل قبول است، بقیه اش قابل قبول نیست. ادعای آقای شهردار مشکلی را رفع نمی کند.

شهردار می گوید که بودجه غیرنقد قبلا نمی آمد اما حالا بودجه غیرنقد هم در لایحه بودجه می آید. تنها تاثیری که دارد این است که به همان فضای غیرنقد که تخلف است، رسمیت می دهید و می گویید که شورا تصویب کرده است.این کلاه گشادی بر سر شوراست. بخشی از بودجه غیرنقد قابل پذیرش است که بخش خصوصی پروژه ای را اجرا می کند، به شهرداری هم باید هزینه ای را پرداخت کند، اما بودجه نقد ندارد بنابراین بخشی از املاک خود یا واحدهایی از پروژه را واگذار می کند. تا اینجا اشکالی ندارد به شرط این که نحوه قیمت گذاری تعریف شده و منطبق با واقعیت باشد. قرار نیست بدهی به پیمان کاران هم از این طریق پرداخت شود. الان طوری شده است که چک را هم تبدیل به غیرنقد می کنند به این معنی که چکی که باید به حساب خوابانده شود دست به دست می چرخد. ما این سیستم را قبول نداریم.

شما از چه طریق به تخلقات پی می برید؟

افراد مختلف از درون سیستم تماس می گیرند تا این اطلاعات را به من بدهند. در واقع از بدنه خود شهرداری این اطلاعات می رسد. جهت اطلاع آقای قالیباف باید بگویم که گاه هم مدیران ارشد شهرداری مراجعه می کنند و این اطلاعات را می دهند.

آیا پس از انتقادات شما به عملکرد قالیباف و چمران، از طرف آنها تحت فشار هستید؟

نه، البته بداخلاقی هایی از سوی آقای چمران وجود دارد و مثل گذشته رفتار نمی کند. در این میان موارد و موضوعاتی که به کمیسیون سلامت مرتبط است را به کمیسیون های دیگر ارجاع می دهد.

نظر شما درباره رفتن آقای مسجد جامعی از شورای شهر چیست؟

چند وقت اخیر به ویژه در صحن علنی شورا بداخلاقی هایی در مورد آقای مسجد جامعی انجام شد. این ها کج خلقی و بدرفتاری های سیاسی است. ایشان فرد سلیم النفسی هستند که حاشیه ای هم ندارند. البته به جز ارتباطات سیاسی که با برخی دارند که با آن کاری ندارم. اما ایشان در مورد مسائل تخصصی شورا جزو کم حاشیه ترین اعضا هستند. در این مدت خروج ایشان از شورا از سوی برخی پشت کردن به رای مردم خوانده شد. در حالی که یک ماه از شروع شورا نگذشته بود که یک نفر از شورا خارج شد. سال دوم، عضو دیگری از شورا رفت. آقای مسجد جامعی چهارمین نفری است که می خواهد برود. چرا خروج آنها که در ابتدای شورا هم اتفاق افتاد، پشت کردن به رای مردم به حساب نیامد؟

الان سه چهار ماه مانده به انتخابات پشت کردن به رای مردم است. فرد دیگری هم آمد و گفت اگر ایشان استعفا هم نمی داد به دلیل غیبت هایی که در صحن شورا داشت عزل می شد. این صحبت ها چه معنی می دهد. هر عضو شورا تعداد مرخصی های مشخصی دارد و این صحبت ها به جز کج خلقی سیاسی چیز دیگری نیست که برای تخریب ایشان به کار می رود. این رفتارها پسندیده نیست. نباید ذهن مردم را مشوش کرد. باید موضع گیری ها ایجاد انگیزه کند نه این که به فردی توهین. این موضع گیری ها خدمت به نظام و مردم نیست. امیدواریم خدا به این افراد عقل بدهد.

پیش بینی شما درباره انتخابات دوره پنجم شورای شهر چیست؟

پیش بینی این است که اتفاقات خوبی در شورای بعد اتفاق می افتد. من یک اصول گرا هستم با تعریف هایی که عنوان کردم و موضع گیری هایم بر همین اساس است. با تکرارتجربه اصلاح طلبان در انتخابات مجلس شورای اسلامی در صورتی که بتوانند مشارکت حداکثری مردم را ایجاد کنند. قطعا اصلاح طلب ها برنده انتخابات شورای شهر خواهند بود. یکی از رفتارهایی که متاسفانه از سوی اصولگرایان انجام می شود این است که در حال تخریب حرکت های دولت هستند تا مشارکت حداکثری ایجاد نشود. به عنوان اصولگرا این حرف را می زنم،چرا که نمی توان حقیقت را پنهان کرد. این رفتارها برای از بین بردن مشارکت حداکثری مردم در انتخابات است. چرا که اصولگرایان می دانند اگر مشارکت حداکثری مردم نباشد، آنها پیروز می شوند. یکی از مزیت های انتخابات مجلس دهم این بود که انتخاب اکثریت مردم وارد مجلس شدند.

در انتخابات مجلس دهم بسیاری از اصولگرایان با رای مردم از مجلس رانده شدند و حالا اصولگرایان گزینه های بسیاری برای معرفی به شورای شهر دارند. این باعث نمی شود که برخی چهره های ملی اصولگرایی وارد شورا شوند؟

فارغ از این که چه کسانی در لیست اصولگرایان باشد، معتقدم اگر مشارکت حداکثری مردم شکل بگیرد، قطعا اصلاح طلبان پیروز خواهند شد. مگر این که تشتت ایجاد شود قطعا برخی از کرسی ها به اصولگرایان خواهد رسید. به نطر من افرادی که در لیست هستند در درجه دوم اهمیت قرار دارند و مشارکت مردم حرف ا ول را می زند. چون کسی که اصلاح طلب است به اصلاح طلبان رای می دهد، فارغ از این که چه کسی در لیست اصولگرایان وجود دارد و برعکس. در این بین مهم این است که هرکدام از طرفین بتوانند بیشترین افراد را به سوی خود جلب کنند و پای صندوق رای بیاورند.

شما به رای دادن لیستی اعتقادی دارید؟

هیچ وقت لیستی رای نداده ام. همیشه سعی کردم افراد توانمند را انتخاب کنم. در همین فضای شورا اگر اعضا را به صورت خط کش کنار هم بگذاریم قسمت وسط که معتدلین هر دو گروه هستند با هم کنار آمده اند و کار می کنند. مصداق بارز این امر همکاری من و آقای محمدحقانی است. خیلی خوب با هم می توانیم کار کنیم و همدیگر را درک کنیم. طوری با هم نزدیک هستیم که دوستان اصولگرا به من می گویند که آقای حقانی به تو خط می دهد و اصلاح طلبان به آقای حقانی می گویند که حافظی به تو خط می دهد. ارتباط ما در این حد است که برای هر دو گروه این شبهه ایجاد شده است که طرف مقابل در حال مدیریت است. درحالی که بنده بحث فنی خودم را دارم و ایشان هم همین طور. البته باید بگویم که ما نقاط مشترک خوبی با هم داریم. به همین دلیل اعتقاد دارم یکی از بهترین کمیسیون های شورا هم کمیسیون سلامت است. مباحث ما به دور از هرگونه بحث سیاسی ، فقط فنی است. معتقدم همین را می توان گسترش داد. تندروهای هر گروه بروند در فضای وزارت کشور و وزارت ارشاد کار کنند و اجازه بدهند. معتدل های هر دو گروه کنار هم کار کنند تا مشکلات مردم هم حل شود.

انتخابات ریاست جمهوری چطور؟ آیا اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری به اجماع می رسند؟

براساس چیزی که می بینم؛ پیش بینی ام این است که آقای روحانی با یک اختلاف 5 درصدی نسبت به دور قبل پیروز انتخابات شود اما با فوت آیت ا... هاشمی رفسنجانی اوضاع کمی متفاوت تر می شود و انسجام و وحدت اصلاح طلبان بیشتر و فوت ایشان منجر به افزایش 10 درصدی رای روحانی خواهد شد. با این اوصاف معتقدم آقای روحانی با افزایش 15 درصدی رای نسبت به دور قبل انتخاب خواهد شد.

احتمالا به اجماع می رسند اما این که بتوانند فردی را که هم وزن آقای روحانی است، معرفی کنند، جای تردید دارد. صحبت چند نفر مثل آقایان ضرغامی، جلیلی، قالیباف شده است. به تازگی هم بحث آقای رئیسی را مطرح می کنند. از جلیلی و ضرغامی که بگذریم چون آن چنان پررنگ نیستند. حضور آقای قالیباف پررنگ است اما بعید است با عملکردی که در این ده سال داشته است و اطلاعاتی که در این دو سال از ایشان به جامعه منتقل شده است مردم اقبالی به او داشته باشند، چه بسا میزان رای ایشان از دور قبل هم کمتر شود و به نظرم اتلاف انرژی است که وارد انتخابات ریاست جمهوری شوند. آقای رئیسی در صورت ورود، چون نه تایید و نه تکذیب شده است می تواند به رقیب جدی برای روحانی تبدیل شود اما این که خروجی اش چه باشد مشخص نیست. اما به نظر رقیب سرسختی برای روحاین باشد البته این موضوع هم باز به مشارکت مردم بستگی دارد.

اگر مشارکت حداکثری باشد روحانی پیروز است؟

اگر مشارکت حداکثری باشد قطعا روحانی برنده است.

عملکرد روحانی را چگونه ارزیابی می کنید؟

اداره کشور آن هم در شرایط فعلی واقعا کار دشواری است بیرون گود نشستن و شعار دادن هنر نیست در مواردی موفق بودند و در مواردی هم ضعیف عمل کردها ند مهم این است که ایشان منتخب مردم هستند وبعد از تنفیذ رئیس جمهور همه مردم و کشور به حساب می آیند و همه باید از او حمایت کنند و هر کس از جایگاه خود به اداره بهتر کشور کمک کند اتفاقی که در سه دهه گذشته نیفتاده است زمانی که فردی به ریاست جمهوری رسیده است، جناح مقابل به جز چوب لای چرخ گذاشتن کار دیگری انجام نداده است. این یک نقطه ضعف برای کشور ما است لذا اداره کشور کار سختی بود هر شخص دیگری هم که بود کارش سخت بود البته معتقدم در واقع در دور بعد در حوزه هایی کار سخت تر می شود یکی از این حوزه ها شهرداری تهران است شهردار بعدی پایتخت کار سختی را در پیش دارد. تهران شهری است که 20 هزار میلیارد تومان یعنی بیش از بدجه یک سال خودش بدهی دارد، این شهر قرار است چگونه اداره شود. هیچ ظرفیتی هم وجود ندارد. منابع پایدار هم که وجود ندارد، شهروند و شهر آفتاب هم که فروخته شد. یک شهر سوخته قرار است به شهردار بعدی تحویل داده شود.

قبول دارید که کار آقای روحانی در اداره کشور بعد از 8 سال احمدی نژاد کار سختی بود؟

هرچه جلوتر می رویم، کار سخت تر می شود. البته ریشه های کاهش اعتماد عمومی در دولت دهم است چون واقعا رفتارهایی که در دولت دهم شاهد بودیم، هم از منظر اقتصادی و هم اجتماعی به کشور آسیب زد. اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنم دولت نهم را جدا از مسائل سیاسی دولت اثرگذاری می دانم چرا که کارهای خوبی در ان دوره انجام شد و بسیاری از زیرساخت ها شکل گرفت. در دولت دهم بسیاری از ارزش هایی که شکل گرفته بود، آسیب دید.

دلیلش را چه می دانید؟ آیا احمدی نژاد بعد از انتخابات 88 تغییر کرد؟

احمدی نژاد از همان ابتدا تفکرات خاصی را داشت اما در چهال سال اول موفق شد آنها را پنهان کند. در چهار سال دوم این تفکرات علنی شد و احمدی نژاد آنچه را که بود نشان داد. این را همان اوائل دولت نهم فهمیدم اما جایی نقل نکردم. یک سال و نیم از دولت نهم گذشته بود که بر سر موضوع خاصی احمدی نژاد با چند دستگاه جلسه ای برگزار کرده بود. به نمایندگی از دکتر لنکرانی که در سفر خارج از کشور بود در جلسه شرکت کردم. در بین جلسه بود که فردی از دفتررئیس جمهور وارد شد و گفت که آقای رئیس فلان کاری را که شما دستور انجام آن را صادر کرده اید اگر به گوش علمای قم برسد، آنها واکنش نشان خواهند داد.آقای احمدی نژاد جمله ای گفت که نشان از تفکراتش بود. بعد خطاب به آن فرد گفت که بروید کارتان را بکنید. در واقع زیرساخت تفکرات از همین جا خراب بود. جرات نکردم این حرف را حتی به دکتر لنکرانی بزنم اما متوجه شدم انحرافاتی وجود دارد. تا این که در اواخر دولت دهم حواشی مشایی، خانه نشینی و ... ایجاد شد. آن زمان این موضوع را به دکتر لنکرانی گفتم که من چنین چیزی را از زبان رئیس جمهور شنیده بودم.

علت حذف دکتر لنکرانی چه بود؟

دکتر لنکرانی جدا از گرایشات سیاسی و این که چند صباحی عضو جبهه پایداری بود، انسان باهوش، سالم و متخصصی می دانم. وقتی احمدی نژاد مشایی را به عنوان معاون اول خود معرفی کرد، 6 نفر از وزرای کابینه پیش او رفتند و گفتند که ما اجاره می خواهیم که زمانی که شما در هیئت دولت حضور ندارید و مشایی رئیس جلسه است ما هم در جلسه حضور نداشته باشم. همین صحبت علت صدور حکم عزل این 6 نفر بود.همه آنها حذف شدند. یکی از خسارت هایی که کشور در حوزه سلامت دید حذف دکتر لنکرانی و جایگزین شدن وحید دستجردی به جای او بود.

نظرتان راجع به آینده بدون هاشمی چیست؟

ایشان وزنه مهمی در نظام بود که توانستند بخشی از مردم و جامعه را مدیریت کنند، ایشان یکی از ارکان نظام است. چه بخواهیم و چه نخواهیم نقش ایشان در قبل و بعد از انقلاب اسلامی، در 8 سال جنگ، بعد هم در دوران سازندگی و نهایتا حوزه های سیاسی انکارناپذیر است. منتهی در مقاطعی جایگاه و نقش ایشان به مذاق عده ای خوش نیامد. یکی از مواردی که باز ایشان نقش مهمی در آن داشتند این بود که توانستند بخشی از مردم را که کشور خود را دوست دارند اما دیدگاه اصولگرایی را قبول ندارند مدیریت کنند و نگذارند که آنها از کشور مدیریت خارج شوند که این مسئله دستاورد بزرگی برای کشور به حساب می آید. نبود ایشان در آینده کوتاه می تواند اثر تقویت کننده ای بر اصلاح طلب ها ایجاد کند. نبود ایشان به عنوان خلاء و ترسی است که می تواند به اجماع اصلاح طلبان کمک کند. در بلندمدت ممکن است که اصلاح طلبان حاشیه امنی بیابند و باز تشتت در بین آنها ایجاد شود مگر این که فردی پیدا شود تا به تدریج جایگاه هاشمی را احصا کند، باید منتظر بود تا زمان بگذرد.

چه کسی می تواند جایگزین ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد؟

قطعا کسی که تجربه ایشان را داشته باشد، در آن جمع وجود ندارد. فکر می کنم شاید آیت ا... هاشمی شاهرودی وجاهت بیشتری دارد چون که سایرین ایشان را برای ریاست مجمع بهتر می پذیرند.

آیا در انتخابات شورای شهر شرکت می کنید؟

هنوز به نتیجه قطعی نرسیده ام. از یک طرف تمایل زیادی دارم که بیایم و کارها را دنبال کنم، چون می بینم که این کارها اثربخش بوده است. یکی از کارهایی که در شورا خارج از کمیسیون تخصصی ام دنبال کردم این بود که شفاف سازی مالی شهرداری را مطالبه کردم. این تابو که کسی نمی تواند حرف بزند شکسته شد. ما گفتیم باید سوالات پاسخ داده شود. آقای شهرداری سودای ریاست جمهوری در سر دارد دلیل نمی شود که ما صحبت نکنیم تا رای او ریزش نداشته باشد. ما گفتیم که سیستم شفافیت مالی ندارد و گزارشات حسابرسی که از سازمان ها و شرکت های شهرداری به شورا می آید قابل قبول نیست و ایشان باید پاسخگو باشد.

توانستیم این تابو را بشکنیم و به مردم اطلاع رسانی کنمی. اوایل ظرفیت اطلاع رسانی هم نداشتیم اما حالا به لطف شبکه های اجتماعی اطلاع رسانی به مدرم از این طریق انجام می شود. البته این حداقلی کاری است که می شود انجام داد. ما پشت پرده های امن را ناامن کردیم. حالا پارادوکسی دارم که با وضعیت موجود چقدر حضورم مفید خواهد بود. قطعا عدم حضورم از لحاظ اقتصادی به نفعم خواهد بود. چند وقت پیش خبری منتشر شد که حافظی عضو و رئیس هیئت مدیره چندین شرکت است. باید از این افراد پرسید آیا عضو هیئت مدیره شرکتی بودن جرم است؟ لااقل خیالم راحت است که پیمان کار شهرداری نیستم و مراوده ای با این ها ندارم. بنده به عنوان یک شخص حقیقی شرکتی را در حوزه توریست سلامت ثبت کرده ام تا بیمار وارد کشور کنم و درمان شود و برگردد. این کار هم ارز وارد کشور می کند و هم اشتغال و هم منافعی برای تیمی که کار می کنند ایجاد می کند.

یکی از شرکت ها نام برده بود تمام سهامش متعلق به یکی از دانشگاه های علوم پزشکی است که خواسته بودند به عنوان هیئت مدیره در آنجا حضور داشته باشم، البته دو سال است که از هیئت مدیره خارج شده ام. در شرکت دوم که گفته شده است رئیس هیئت مدیره هستم، 4 درصد سهام دارم. شرکت سوم هم همان شرکتی است که در حوزه توریسم سلامت با دو نفر از دوستان ثبت کرده و علاقه مندم وقت بیشتری برایش بگذارم که هیچ منع قانونی و شرعی هم ندارد. بنابراین از نظر اقتصادی به نفعم هست که شرکت نکنم، اما از طرف دیگر کارهایی که تا به امروز انجام شده کارهای باارزشی بوده است که می ترسم با خروجم ابتر بماند. از سوی دیگر نگرانی انحلال کمیسیون سلامت را هم دارم. نمی توانم چشمم را ببندم. علاقه بسیار زیادی دارم که بمانم و کارها را دنبال کنم. منتظرم ببینم یکی دو ماه مانده به انتخابات وضعیت به چه شکل خواهد بود و بعد تصمیم بگیرم.

ماجرای اخباری که در این چند وقت درباره تخلفات شما در تامین اجتماعی و وزارت بهداشت منتشر می شود چیست؟

اینها گشتند تا چیزی را پیدا کنند. یکی از دوستان شورا در هیئت رئیسه زمانی که سه ماه قبل یکی از مشکلات و انحرافات شهرداری را بیان می کردم از جایگاه هیئت رئیسه شورا گفت که آقا حالا ما هم می رویم و نقاط ضعف شما درتامین اجتماعی را پیدا می کنیم همان زمان هم خواستم توضیح بدهم که آقای رئیس اجازه نداد بعدها به خبرنگارها گفتم که اصولگرا هستم، برای روشن شدن این ماجرا دو نفر از اصلاح طلبان را معرفی می کنم ، آن دو هرچه راجع به حافظی گفتند، قبول دارم. یکی از آنها آقای محجوب است. بروند سراغ آقای محجوب که رئیس خانه کارگر و گروه تحقیق و تفحص از تامین اجتماعی است و از او راجع به حافظی سوال کنند. اگر محجوب گفت که حافظی حاشیه و سوء مدیریت داشته است بدون این که از خودم دفاع کنم ، قبول می کنم . دوم به سراغ آقای سرخو بروند که سه سال گذشته عضو هیئت مدیره آنجاست و از عملکرد مدیران گذشته مطلع است.

آقایان دو ماه پیش خبر تضییع هزار میلیارد تومان را منتشر کردند. ماجرای این هزار میلیارد از این قرار است، در شهریور 94، در حالی که چهار ماه از شروع تحقیق و تفحص از تامین اجتماعی می گذشت ، مدیرعامل تامین اجتماعی شدم. برخی از اعضاء تیم تحقیق و تفحص دنبال سوء استفاده از موقعیت ایجاد شده بودند تا باجی بگیرند که دو نفر از آنها در دور بعد مجلس تایید صلاحیت نشدند جلوی درخواست های غیرقانونی آنها ایستادگی کردم ، با یکی از نواب رئیس مجلس صحبت کردم که این آقایان به دنبال سوء استفاده هستند بعدها این آقایان برای این که نقشه خود درباره سوء استفاده را عملی کنند خواستار تمدید تحقیق و تفحص شدند و دلیلشان این بود که ما توانستیم هزار میلیارد تومان تخلف پیدا کنیم و اگر تحقیق و تفحص تمدید شود تا 3 هزار میلیارد هم می توانیم پیدا کنیم که البته مورد قبول واقع نشد این آقایان آن مصوبه را پیدا کرده و دوباره منتشر کردند اخیرا هم خبر هزار میلیارد سوء استفاده در وزارت بهداشت را زدند که قرار بوده است حافظی ظرف یک هفته سهام پالایشگاه نفت را بفروشد اما نفروخته است و سهام را به یک تعاونی مسکن داده است که یکی از اقوامش در آن مسئولیت داشته است آقای لنکرانی واکنشی نشان داد، پاسخ ایشان کاملا شفاف بود و اگر کسی هر دو متن را بخواند، کاملا ابهامات حل شده است.

منبع: هفته نامه صدا، شماره 103

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی ‌‌‌‌‌‌جدید

مرغ ۱۵ هزار تومانی تخلف است

از دست رفتن رشد وال‌استریت با توقیف نفتکش انگلیسی

طلا و سکه ارزان شد

طلای جهانی رکورد 6 ساله را شکست

ما ایرانی ها با پولمان چه می کنیم؟

گیر افتادن دلار در دوراهی صعود یا کاهش

ترکیه با چه اقداماتی بر بحران بانکی غلبه کرد؟

یک میلیارد یورو ارز دولتی گم شد

اصلاح ساختار بودجه برای حذف سرمایه‌داران یارانه‌بگیر

وزیر خارجه بحرین از ایران خشمگین شد!

رضایی: ما به‌دنبال جنگ نیستیم ولی...

توصیه میرسلیم برای شناسایی نامزدهای انتخابات

کوربین برای کاهش تنش‌ها راهکار داد

پاسخ کدخدایی به برخی شبهات درباره انتخابات 88 و شورای نگهبان

معاون احمدی‌نژاد سکته مغزی کرد؟

درخواست 3 نماینده برای حضور در کمیسیون قضایی

۳ اپیزود از اقتدار سپاه در خلیج فارس

درخواست دادستان‌کل از نیجریه برای انتقال شیخ زکزاکی به ایران

بروجردی: اروپایی‌ها فقط حرف‌های قشنگ می‌زنند

کاپیتان‌‌‌‌‌ کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

پایان نامه فوق لیسانس در باره خیار!

بی اعتمادی عراق به نیروهای دموکراتیک سوریه

رژیم صهیونیستی دست به دامان رهبران دینی شد!

کسری بودجه جلوی مقامات بلغارستان برای خرید اف16 را نگرفت

نشت اطلاعات کار دست شرکت آمریکایی داد

ریخت و پاش آمریکا برای اطلاعاتی از یک رهبر حزب‌الله

ترامپ میانه خوبی با بانک ندارد

شکستی بزرگ برای عربستان

سنگ‌تمام ترامپ برای جانسون

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

مردی همسرش را بخاطر پول خفه کرد

نظر معاون وزیر علوم درباره طرح حذف کنکور

ماجرای شهریه‌های 25 تا 35 میلیونی برخی مدارس لاکچری

آمار نهایی شرکت کنندگان در انتخاب رشته آزمون ارشد

بازار گرمی برخی پزشکان با رژیم تغییر جنسیت جنین

اجاره‌ بلای جان مدارس استیجاری

ماجرای عجیب مرد زن نمای فالگیر

پای ملخ‌ها به سواحل مازندران رسید

دروغ برای فرار از ازدواج اجباری