رصد

کد خبر: ۱۲۱۷۸۷
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۳

حادثه پلاسکو بار دیگر نشان داد که آرایش قوا در عرصه سیاسی کشور به سمت و سوی خطرناکی پیش می رود. خطرناک نه تنها از حیث سیاسی که از جهت اجتماعی:

1

شکاف «سیاست- جامعه» بار دیگر سر باز کرده است. این شکاف که ابتدا با انقلاب، سپس با جنگ و آن گاه با اصلاحات بازسازی شده بود، از دوران صدارت محمود احمدی نژاد بار دیگر احیا شد و متاسفانه بخشی از حاکمیت یعنی خود شخص محمود احمدی نژاد و دولتش در آن نقش جدی داشت. اینکه رئیس وقت دولت در مناظره های انتخاباتی رسما بخش دیگری از حاکمیت را به توطئه متهم کند، یادآور رقابت های مافیایی در دولت های غربی و فیلم های سینمای یبود که محمود احمدی نژاد آگاهانه سعی می کرد آن را برجسته سازد و با وجود در اختیار داشتن دولت مستقر خود را قربانی آن نشان دهد. این تکنیک پوپولیستی بعدا در رفتار رئیس دولت با رئیس مجلس هم تکرار شد و حتی هم اکنون که احمدی نژاد از نامزدی ریاست جمهوری هم منع شده است، به صورت های پیچیده تری از سوی هواداران او در حال ادامه است؛ تا جایی که این طیف سیاسی را می توان آمیزه ای از رادیکال ترین هواداران نظام سیاسی و اپوزیسیون جمهوری اسلامی تلقی کرد.

2

فاصله ای که میان رسانه های رسمی و رسانه های مجازی در امر اطلاع رسانی رخ داده، مزید بر علت شده و نفوذ شبکه های اجتماعی داخلی حتی از نفوذ رسانه های خارجی مخالف جمهوری اسلامی هم مهم تر و موثرتر شده است. رسانه هایی که بی شناسنامه هستند و تحت هیچ مدیریتی حتی شبکه های خارجی شناخته شده هم نیستند.

کشور در شرایطی است که گویی دو طرف به دنبال بهانه گرفتن از یکدیگرند و آتش جواب آتش است: املاک نجومی در برابر حقوق های نجومی، حادثه قطار در برابر حادثه پلاسکو، فساد فلانی در برابر فساد بهمانی و... کار به جایی رسیده که یک امر ملی مانند برجام هم در منازعه جناحی افتاده و گروهی برای پاره کردن آن لحظه شماری می کنند و دونالد ترامپ رئیس جمهور تازه به دوران رسیده آمریکا را به این کار تشویق می کنند!
آمیزه ای از اطلاع رسانی و شایعه پراکنی در ضعف رسانی ملی و کاستن از ضریب نفوذ رسانه های داخلی با نیروی نظارت و ممیزی سبب شده است شبکه های اجتماعی حرف اول را در اطلاع رسانی بزنند. البته شبکه های اجتماعی دارای خدمات و حسنات بسیاری هستند که مهمترین آن شکستن انحصار رسانه های بزرگ و دموکراتیزه شدن فرآیند خبر است اما این شبکه یک تیغ دو دم است که در صورت قرار نگرفتن در جایگاه واقعی خود به عاملی تهدید کننده حاکمیت ملی و نیز اخلاق اجتماعی بدل می شود. عملکرد بخشی از حاکمیت در تحدید رسانه های شناسنامه دار افزون بر ضعف فرهنگی در کشور (کاهش آمار مطالعه) به یک تهدید سیاسی علیه حاکمیت هم بدل شده است که در نهایت به بازی باخت باخت برای هر دو جناح اصلی کشور منجر خواهد ش. این ضعف دوجانبه در هر دو رویداد مهم این هفته ها یعنی درگذشت آیت ا... هاشمی رفسنجانی و حادثه پلاسکو به خوبی قابل ردگیری است.

3

در سپهر سیاسی هم رقابت دو جناح به وضعیت خطرناکی رسیده است. هم در حادثه قطار مشهد و هم در حادثه پلاسکوی تهران دو جناح- ولو توسط نیروهای حاشیه ای خود- چنان یکدیگر را به اهمال متهم می کنند و به استعفا می خوانند که گویی هیچ انصاف و اعتدالی در داوری نسبت به یکدیگر ندارند. بی گمان هم عباس آخوندی و هم محمدباقر قالیباف باید پاسخگوی ضعف کار خود باشند اما تردید نکنید که این نوع برخوردها با دو مقام مسئول بیش از آن که اخلاقی باشد؛ سیاسی است. حوادثی از این دست در کشور ما باید به صورت ساختاری و ملی حل شود: فقدان برنامه ریزی کلان در کشور، کارشکنی جناح ها در کار هم، غلبه بدگمانی بر خوش گمانی یا دست کم واقع بینی، پرهیز از شعارزدگی و از همه مهم تر فقدان عزم توسعه برای کشور بحران ملی ماست و به این جناح و آن جناح ربطی ندارد. متاسفانه کشور در شرایطی است که گویی دو طرف به دنبال بهانه گرفتن از یکدیگرند و آتش جواب آتش است: املاک نجومی در برابر حقوق های نجومی، حادثه قطار در برابر حادثه پلاسکو، فساد فلانی در برابر فساد بهمانی و... کار به جایی رسیده که یک امر ملی مانند برجام هم در منازعه جناحی افتاده وگروهی برای پاره کردن آن لحظه شماری می کنند و دونالد ترامپ رئیس جمهور تازه به دوران رسیده آمریکا را به این کار تشویق می کنند!

4

آنچه در این میان از دست می رود، مفهوم به هم پیوسته ای به نام «دولت ملت» ایران است. کهن ترین و در کنار مصر و ترکیه- تنها کشور واقعی خاورمیانه که تاریخ و فرهنگی دیرپا دارد و از طبیعت و جامعه ای بی نظیر بهره مند است. واقعیت این است که ایران در یکی از خطیرترین ادوار تاریخ خود قرار دارد. کشوری خسته از جنگ تحمیلی و تحریم تحمیلی نیازمند حاکمیتی یگانه است که بتواند با اجماع سازی در نهایت حاکمیت برای توسعه ایران تصمیمات درازمدت و میان مدت بگیرد. خوشبختانه در برابر همه گزینه ها امکانات لازم در کشور وجود دارد: در برجام نشان داده شد که ایران محمدجواد ظریف را دارد و در نبرد با داعش روشن است که ایران قاسم سلیمانی را دارد. این اقتدار توام با انعطاف یک سرمایه ملی است که باید در عرصه داخلی هم به کار گرفته شود. اگر مردم احساس کنند که هر دو جناح اصلی کشور دزد یا ناکارآمد هستند، برنده اصلی کیست؟ آیا آلترناتیوی وجود دارد؟ آیا نیرویی وجود دارد که بتواند وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران را حفظ کند؟

بجز ترکیه در خاورمیانه هیچ کشور دیگری مانند ایران وجود ندارد که تداول قدرت و جانشین مسالمت آمیز مقامات را تجربه کرده باشد؛ همه کشورهای خاورمیانه یا عطای تداول قدرت را به لقای آن بخشیده اند و نظام های سلطنتی استبدادی و موروثی اند یا جمهوری لرزانی که با کودتا، شورش، انقلاب، جنگ و... قدرت در آنها جابه جا می شود. حتی در ترکیه هم کودتا همسایه دولت است. درک این تهدید که ایران به عنوان جزیره ثبات خاورمیانه در معرض نابسامانی قرار گیرد و نه فقط حاکمیت که وحدت ملی آن از سوی دشمنان ایران تهدید شود، اولین وظیفه هر سیاستمداری چه اصلاح طلب چه اصولگراست.

5

مصائب ملی مانند فاجعه پلاسکو درخور برخوردهای ملی اند و نه ایجاد جراحت هایی برای جنگ قوا. بدترین چیز برای یک حاکمیت دوگانگی قدرت در آن است. اینکه فیسلوفان سیاسی اولین تعریف نهاد دولت را «نهاد انحصاری اعمال قدرت» دانسته اند اشاره به همین مضمون دارد. حاکمیت دوگانه جز به ناکارآمدی حاکمیت نمی انجامد. این به معنای انحلال دو جناح سیاسی و ایجاد یک حزب واحد نیست اما اولا، رقابت جناحی و حزبی باید در سطح جناحی و حزبی باقی بماند و به وظایف دولت ها یا شهرداری ها یا دیگر ارکان حاکمیت نکشد، ثانیا، در مقام نهادهای قانونی باید به اقتدار مرکزی دولت ها تن داد. هیچ رئیس جمهوری به اندازه حسن روحانی با این موج اتهام و توهین رقیبان خود مواجه نشده است؛ همچنان که هیچ شهرداری به اندازه محمدباقر قالیباف با هجوم مخالفانش مواجه نشده است. گویی رقابت ریاست جمهوری 1396 از خرابه های پلاسکو شروع شده است! اما این انصاف نیست که به رئیس دولت قانونی کشور تا این اندازه توهین شود. رئیس جمهور دومین مقام عالی کشور است و براساس رای مردم انتخاب می شود اما برخی در جناح مقابل شان او را در حد یک مخالف نظام پایین می آورند. در چنین موقعیتی چه انتظاری از مردم هست که به جنگ جناح ها به عنوان جنگ قدرت نگاه نکنند و چون هوای آلوده تهران افسرده و خاکستری نشوند. در این هوای خاکستری همه دارند خفه می شوند چه اصولگرا، چه اصلاح طلب اما چه فایده که هر یک انگشت اتهام را به سوی دیگری می گیرند.

6

به کارگیری روش های مردم سالاری و مبارزه انتخاباتی و حزبی در حکومت اسلامی کار خوبی است؛ به شرط آنکه تا جایی که بتوانیم از عوارض آن که در دموکراسی های غربی مرسوم است فاصله بگیریم. عدالت و انصاف حدقل مسئولیت ما در این میان است. می توان:

اولا. رقابت سیاسی را در کشور شناسنامه دار کرد. یعنی دو حزب بزرگ (یا دو جبهه فراگیر) ایجاد کرد و مسئولیت حرف های غیرکارشناسی در هر دو جناح را از دوش خود برداشت.

ثانیا. برای موضوعات ملی مانند نحوه برخورد با تحریم ها، برجام، ایالات متحده آمریکا، داعش و... به نهادهای ملی کشور (مانند دولت و مجلس) اعتماد کرد و در آن چارچوب عمل کرد.

ثالثا. مضمون رقابت سیاسی را به امور کارشناسی هدایت کرد؛ مثلا دو جناح بگویند درباره این معضلات چه برنامه ای دارند؟ 1 آلودگی هوا، 2 بحران بیکاری، 3 جرایم سیاسی، 4- رکود اقتصادی و...

رابعا. به رسانه های قانونی، ملی و داخلی اعتماد کرد و با ایجاد یک نظام رسانه ای تعریف شده، نقطه ثقل اطلاع رسانی را از خارج از کشور به داخل منتقل کرد.

خامسا. براساس این محتوا (یا محتوایی شبیه آن) یک سند ملی تنظیم کرد و زیر نظر بزرگان دو جناح و نیز چهره های فراجناحی و ملی آن را امضا کرد و بدان سوگند وفاداری خورد. سندی که مفاهیمی مانند مفاهیم زیر را دربر بگیرد:

1 – مسئله استقلال ملی ایران و تمامیت ارضی و وحدت ملی کشور. 2 مسئله ارزش ها و اصول مذهبی، دینی و اخلاقی کشور. 3 مسئله حقوق و آزادی های اساسی شهروندان کشور. 4 مسئله قانون و معیارهای اجرای قواعد اداره کشور.

و...

7

هم درگذشت مرد بزرگی مانند آیت ا... هاشمی رفسنجانی -که آرزویش وحدت دو جناح بر سر اصول اداره کشور بود و هم فاجعه بزرگی مانند پلاسکو و ده ها بحران دیگر در نحوه اداره کشور- فرصت خوبی برای ایجاد یک اجماع ملی است. انتخابات سرانجام به پایان می رسد، آنچه بر جای می ماند ایران است. این فرصت را از دست ندهیم.

منبع: هفته نامه صدا، شماره 103

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی ‌‌‌‌‌‌جدید

بورس باز هم درجا زد

آیا طلا به روند صعودی ادامه خواهد داد؟

ارزانی دلار هم کمکی نکرد

مرغ ۱۵ هزار تومانی تخلف است

از دست رفتن رشد وال‌استریت با توقیف نفتکش انگلیسی

طلا و سکه ارزان شد

طلای جهانی رکورد 6 ساله را شکست

ما ایرانی ها با پولمان چه می کنیم؟

گیر افتادن دلار در دوراهی صعود یا کاهش

در فردو چه می‌گذرد؟

احمدی‌نژاد از ترامپ تعریف کرد

نشست مدیران ارشد بخش مسکن با رئیس‌جمهور

نفت‌کش بی بی سی هم به گِل نشست!

هم‌اندیشی فرمانده‌کل ارتش با مشاوران جوان

اعتراف امریکا به قدرت برتر پهپادی ایران

پاسخ 7 بندیِ شمخانی به ادعای بولتون

ظریف: با ایران بازی نکنید

وزیر خارجه بحرین از ایران خشمگین شد!

هشدار توئیتری رضایی به ترامپ و ملکه انگلیس

کاپیتان‌‌‌‌‌ کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

اولین واکنش ملکه انگلیس بعد از توقیف نفتکش

نقشه دولت ترامپ برای "دلار"

بی اعتمادی عراق به نیروهای دموکراتیک سوریه

رژیم صهیونیستی دست به دامان رهبران دینی شد!

کسری بودجه جلوی مقامات بلغارستان برای خرید اف16 را نگرفت

نشت اطلاعات کار دست شرکت آمریکایی داد

ریخت و پاش آمریکا برای اطلاعاتی از یک رهبر حزب‌الله

ترامپ میانه خوبی با بانک ندارد

شکستی بزرگ برای عربستان

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

بیمه بیکاری به کدام کارگران تعلق نمی‌گیرد؟

سرپرست وزارت آموزش و پرورش اولویت اولش را اعلام کرد

پایان نامه فوق لیسانس در باره خیار!

مردی همسرش را بخاطر پول خفه کرد

نظر معاون وزیر علوم درباره طرح حذف کنکور

ماجرای شهریه‌های 25 تا 35 میلیونی برخی مدارس لاکچری

آمار نهایی شرکت کنندگان در انتخاب رشته آزمون ارشد

بازار گرمی برخی پزشکان با رژیم تغییر جنسیت جنین

اجاره‌ بلای جان مدارس استیجاری