رصد

کد خبر: ۱۲۱۹۵۱
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۲
به قدرت رسیدن ترامپ منجر به شوک سیاسی و بین المللی قابل توجهی در آمریکا، اروپا، آسیای شرقی و حتی آمریکای لاتین شد. برخی از تحلیلگران تلاش دارند تا الگوی رفتاری ترامپ را بر اساس توسعه گرایی هیتلر تبیین نمایند. واقعیت آن است که هیتلر توانست زمینه های لازم برای نقش یابی موقعیت آلمان در فضای گذار از موازنه منطقه ای و بین المللی را فراهم سازد.

بهره گیری از مفاهیم و تعابیری مشابه سیاست خارجی هیتلر توسط دونالد ترامپ، این ذهنیت را به وجود آورد که ترامپ می تواند زمینه های لازم برای شکل گیری جنگ چدید جهانی را امکان پذیر سازد.

علاوه بر چنین تحلیلی، برخی از رسانه های بین المللی به این موضوع اشاره دارند که ترامپ در دیدار با فرماندهان نظامی آمریکا به این موضوع اشاره داشته که آنان باید برای نقش یابی در جنگ گسترده فرامنطقه ای در قالب جنگ تمام عیار از آمادگی لازم برخوردار باشند. بیان چنین رویکردی را می توان به عنوان بخشی از انگاره ترامپ در ارتباط با سیاست جهانی دانست. اگر چه ترامپ تلاش دارد تا تغییراتی را در ساختار راهبردی نظام بین الملل ایجاد کند، اما واقعیت های نظام جهانی میل به تعادل دارد.

تعادل را می توان به عنوان بخشی از سیاست بین الملل دانست که انعکاس نشانه هایی از قدرت نسبی، امنیت نسبی و ایدئولوژی نسبی است. بر اساس چنین ادراکی است که می توان جهان آینده را براساس نشانه هایی از همکاری، رقابت و منازعه محدود تحلیل کرد.

روندی که به موجب آن ناسیونالیسم آمریکایی بیش از آن که قدرت خود را برای رویارویی در سیاست جهانی تنظیم کند، تلاش خواهد داشت تا زمینه هایی لازم برای چندجانبه گرایی منطقه ای و بین المللی را شکل دهد. در این مجموعه تلاش می شود تا گزینه های احتمال مربوط به سیاست خارجی و امنیتی ترامپ تبیین شود. روندهایی که طیف گسترده ای از الگوهای رفتاری شامل موازنه گرایی، چندجانبه گرایی و منازعه گرایی را در بر می گیرد.

1 – انگاره ناسیونالیسم آمریکایی و آینده ترامپ در سیاست خارجی

اندیشه نوسیونالیسم آمریکایی را می توان انعکاسی از رویکرد مبتنی بر ناسیونالیسم اروپایی دانست که زمینه های شکل گیری جنگ جهانی اول را به وجود آورد یا این که چنین نشانه هایی می تواند با الگوهای رفتاری کشورهایی همانند آلمان، ایتالیا و بلغارستان دوران جنگ جهانی دوم همانند سازی داشته باشد. چنین الگوهایی را می توان به عنوان بخشی از واقعیت های رفتاری سیاست جهانی دانست که تحت تأثیر روندهای سیاست خارجی و امنیتی ترامپ قرار می گیرد.

براساس انگاره ناسیونالیسم آمریکایی، ترامپ می تواند زمینه های لازم برای تغییر در سیاست جهان براساس نشانه هایی از هژمونی و سلطه جهانی را به وجود آورد. چنین انگاره ای، روایت قدرت و برتری را بازتولید می کند.

برخی از تحلیلگران موضوعات منطقه ای و راهبردی به این موضوع اشاره دارند که 21ژانویه 2017 یعنی اول بهمن ماه 1395 را می توان به عنوان نقطه عطفی در روند کنش سیاسی و سیاست خارجی آمریکا نسبت به جهان غرب، جهان اسلام، چین و روسیه دانست. چنین رویکردی با واکنش گروه های ساختارگرا رو به رو گردیده، به گونه ای که چنین نظریه پردازانی بر نشانه هایی از تداوم راهبردی و تغییرات تاکتیکی رفتار سیاسی و سیاست خارجی ترامپ نسبت به جهان اسلام، غرب آسیا و سایر کشورهای موثر در سیاست بین الملل اشاره دارند.

واقعیت آن است که ترامپ نماد نشانه هایی از «ناسیونالیسم آمریکایی» است. ناسیونالیسم آمریکایی با بنیادگرایی مسیحی و محافظه کاری نیز پیوند دارد. هر یک از انگاره های یاد شده می تواند بر روندهای سیاست خارجی آمریکا در برخورد با جهان اسلام و غرب آسیا تأثیر به جا بگذارد. ناسیونالیسم آمریکایی دارای نشانه هایی از اسلام ستیزی، بیگانه ستیزی و برتری جویی است. هر یک از مولفه های یاد شده می تواند تأثیر قابل توجهی بر روندهای سیاست خارجی آمریکا در دوران ترامپ به جا گذارد.

مبانی اندیشه ترامپ را می توان بر اساس پیوندی از عمل گرایی اقتصادی، پوپولیسم اجتماعی، محافظه کاری سیاسی و تحرک ژئوپلتیکی دانست. هر یک از مولفه های یاد شده زمینه های لازم برای مقابله گرایی گسترده تر ترامپ در برخورد با کشورهای انقلابی و گروه های اسلامی در غرب آسیا را اجتناب ناپذیر می سازد. بنابراین اندیشه برتری آمریکا می تواند در فضای الگوی سیاسی و راهبردی دونالد ترامپ انعکاس داشته باشد. چنین روندهایی بخشی از واقعیت های سیاست خارجی آمریکا در آینده نسبتا مبهم تلقی می شود.

2 – انگاره محافظه کاری و موازنه راهبردی ترامپ در سیاست جهانی

دومین روایتی که می توان از سیاست خارجی دونالد ترامپ به عمل آورد بر اساس روندهایی است که ایالات متحده دردهه 1950 در دوران ریاست جمهوری آیزنهاور و همچنین در دهه 1980 و در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان حاصل شده است. ریگان و آیزنهاور به سازوکارهای همکاری موثر با قدرت های جهانی تأکید داشته در حالی که از الگوهای مقابله جویانه و محدود کننده بازیگران منطقه ای در حوزه های مختلف جغرافیایی بهره گرفته اند.

ظهور ترامپ با قالب های نهادی و ساختاری آمریکا هماهنگی چندانی نداشت. گروه های محافظه کار آمریکایی نیز ترامپ و اندیشه اش را انعکاس ناکارآمدی ساختار حزبی و فرایندهای انتخاباتی می دانند. به همین دلیل است که ترامپ با طیف گسترده ای از مخالفانی رو به روست که بخش قابل توجه آنان را محافظه کاران، دموکرات ها و لیبرال ها تشکیل می دند. در دوره های انتخاباتی گذشته، عموما گروه های محافظه کار در برابر گروه های اجتماعی دموکرات صف آرایی می کردند.

در انتخابات نوامبر 2016می توان نشانه هایی از رویارویی نخبگان حزب جمهوریخواه و گروه های محافظه کار را با ترامپ مشاهده کرد. چنین فرایندی نشان می دهد که ترامپ دارای مخالفان جدی در حوزه های مختلف اجتماعی، سیاسی و حزبی است. همان گونه که ترامپ دارای پایگاه اجتماعی متنوع و فراگیر است، مخالفان متنوعی را نیز فراروی خود خواهد داشت. شاید بتوان ظهور ترامپ را نشانه ای از انحطاط در هویت حربی و نسلی در آمریکا دانست؛ هویتی که تحت تأثیر موج های نخبه گرایانه شکل گرفته و تلاش دارد تا از فردی حمایت کند که با ساختار نخبه گرا و محافظه کارآمریکا هماهنگی چندانی ندارد.

پدیده ترامپ نشان داد که نیروهای سیاسی جدید در قرن 21می توانند از فضای حاشیه وارد روند رقابت های سیاسی شوند. جسارت، اعتماد به نفس، تحرک و انگیزه کنش در شرایط رقابتی را می توان به عنوان زیرساخت های ظهور پدیده ای همانند ترامپ در جامعه و ساختار سیاسی ایالات متحده دانست. واقعیت آن است که ترامپ از تیزهوشی لازم برای نقش یابی سیاسی و جلب افکار عمومی برخوردار است. به دلیل تیزهوشی سیاسی است که ترامپ از ژانرهای متفاوتی برای تبیین رویکرد خود بهره می گیرد. طبعا چنین افرادی دارای مخالفانی در درون حزب و ساختار اجتماعی آمریکا خواهند بود.

3 – رویکرد مبتنی بر تداوم همکاری های چند جانبه ترامپ در محیط منطقه ای

محیط منطقه ای خاورمیانه و آسیایسس شرقی با نشانه هایی از بحران همراه است. دونالد ترامپ در 30ژانویه 2017 توانست توافق منطقه ای با پادشاه عربستان در ارتباط با چگونگی ایجاد منطقه امن در سوریه و یمن را فراهم سازد. چنین رویکردی نشان می دهد که بخشی از الگوهای سیاست خارجی و منطقه ای باراک اوباما می تواند مشابهت های الگویی و کارکردی با سیاست خارجی و امنیتی ترامپ داشته باشد، اگرچه الگوی تحلیل بسیاری از کارشناسان سیاسی نسبت به رفتار ترامپ متفاوت با چنین روایتی بوده است.

پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به عنوان «شوک انتخاباتی» و «زلزله سیاسی» سال 2016 محسوب می شود. بسیاری از رسانه ها و تحلیگران تلاش دارند تا نشان دهند ترامپ الگوی جدیدی از رفتار سیاسی و سیاست گذاری راهبردی را در دستورکار قرار خواهد داد. واقعیت های سیاست گذاری راهبردی بیانگر آن است که تغییر در روسای جمهور آمریکا تأثیر چندانی بر روندهای سیاست خارجی ایالات متحده به جا نمی گذارد. تغییرات بیش از آن که ماهیت راهبردی داشته باشد، بر اساس نشانه هایی از سلیقه سیاسی و در چارچوب قواعد ساختاری تعریف و اجرا می شود.

در نگرش تداوم و تغییر سیاست خارجی آمریکا الگوی رفتاری ترامپ معطوف به سیاست حفظ وضع موجود خواهد بود. بر مبنای چنین نگرشی، برخی از موضوعات سیاست خارجی و راهبردی آمریکا که در دوران باراک اوباما شکل گرفته، با جهت گیری های نسبتا مشابهی ادامه خواهد یافت. علت چنین وضعیتی را می توان ناشی از الگوهای سیاست گذاری بوروکراتیک در ساختار سیاسی آمریکا دانست. اصلی ترین موضوعات سیاست خارجی باراک اوباما که به دوران ترامپ منتقل شده را می توان در ارتباط با «بحران اوکراین و شبه جزیره کریمه»، «برنامه جامع اقدام مشترک» و «حل بحران سوریه» دانست.

در راستای سیاست موازنه منطقه ای، باراک اوباما از سیاست کنش مرحله ای برای اداره بحران های منطقه ای بهره گرفته است. الگوی «سیاست گذاری راهبردی بوروکراتیک» بیانگر آن است که روندهای سیاست خارجی کشورهای توسعه یافته بیش از آن که تحت تأثیر روسای جمهور قرار گیرد، براساس ضرورت های ساختاری و تأثیرگذاری اتاق های فکر حاصل می شود. علت شکل گیری چمین فرایندی را می توان در نهادهای نسبتا باثبات جست وجو کرد که هر گونه رفتار سیاسی و الگوی امنیتی را بر اساس ضرورت های سیاست گذاری راهبردی امکان پذیر می سازد.

روندهای تداوم و تغییر در سیاست خارجی ترامپ را می توان بر اساس الگوی کنش بوروکراتیک تبیین کرد. موضوعات راهبردی به عنوان یکی از دغدغه های اصلی برنامه ریزان و مدیران اجرایی محسوب می شود. ترامپ نیز تلاش خواهد داشت تا موضوع قدرت و امنیت را به عنوان محور اصلی سیاست خارجی آمریکا پیگیری نماید. چنین وضعیتی را می توان ناشی از پیچیدگی های ساختار بوروکراتیک در آمریکا دانست. عناصر اصلی رفتار سازمانی و ساختار بوروکراتیک در سیاست گذاری راهبردی به عنوان بخشی از واقعیت رفتار روسای جمهور آمریکا از جمله ترامپ خواهد بود.

سازمان های سیاسی و گروه های تخصصی از قابلیت زیادی برای تأثیرگذاری بر روندهای سیاست خارجی و سیاست گذاری راهبردی ایالات متحده در دوران دونالد ترامپ برخوردارند. بخشی از کانال های ارتباطی روسای جمهور آمریکا را مقامات اجرایی تشکیل می دهند. در ساختار سیاسی که مبتنی بر سیاست گذاری بوروکراتیک است، حتی وزیر نمی تواند تصمیمات یک جانبه اتخاذ نماید. وزیر بخشی از فرایند تصمیم گیری و سیاست گذاری خواهد بود ماهیت و میزان اختیارات رئیس جمهور و وزرای کلیدی همانند وزیر خارجه، وزیر دفاع و وزیر خزانه داری تابعی از قواعد سازمانی است.

در چنین ساختارهایی هرگونه تصمیم گیری ماهیت سلسله مراتبی معکوس دارد. یعنی این که روندهای تصمیم سازی از پایین به بالا شکل گرفته و منتقل می شود. در چنین مدل هایی می توان نشانه هایی از روند «توسعه سازمانی» و «چانه زنی راهبردی» را مشخص کرد. طبیعی است که دونالد ترامپ به دلیل موقعیت اقتصادی و جایگاهی که در حوزه سیاسی آمریکا پیدا کرده در زمره افرادی محسوب می شود که قابلیت لازم برای چانه زنی راهبردی را دارد. چانه زنی راهبردی می تواند زمینه های لازم برای پذیرش و تغییر در الگوهای رفتاری را به وجود آورد. نشانه های موجود در ادبیات سیاسی ترامپ بیانگر آن است که نامبرده به عنوان رئیس جمهور آینده آمریکا از «سیاست عقب گرد» به مفهوم نادیده گرفتن الگوهای رفتاری باراک اوباما بهره نمی گیرد.

نتیجه گیری

واقعیت های سیاسی خارجی آمریکا در دوران ترامپ با نشانه هایی از ابهام راهبردی همراه است. اگرچه ترامپ تلاش دارد تا از سازوکارهای قدرت محدود کننده سایر بازیگران استفاده کند، اما گام اول کنش سیاسی و بین المللی خود را در ارتباط با کشورهای خاورمیانه قرار داده است. چنین الگویی می تواند زمینه های همکاری و مشارکت آمریکا و برخی از قدرت های بزرگ جهانی همانند روسیه، انگلستان، آلمان و فرانسه را در ارتباط با سیاست جهانی به وجود آورد.

واکنش گروه های اجتماعی و نخبگان بین المللی نسبت به سیاست های تهاجمی ترامپ به گونه ای اجتناب ناپذیر تأثیر خد را در تعادل الگویی رفتار سیاست خارجی و امنیتی ترامپ به جا می گذارد.

یکی از موضوعات اساسی سیاست خارجی ترامپ را می توان تعامل با روسیه برای مقابله با گروه های تکفیری از جمله داعش دانست. باراک اوباما تلاش کرد تا زمینه های لازم برای پذیرش جبهه النصره را به وجود آورد. در برخی از عملیات نظامی آمریکا علیه داعش، زمینه برای همکاری های تاکتیکی آمریکا با نیروهایی همانند جبهه النصره مشاهده می شود.

طبعا تغییر در روندهای تاکتیکی، نظامی و عملیاتی آمریکا در کوتاه مدت محدود است. در حالی که می توان نشانه هایی از تغییر بنیادین نسبت به سیاست خارجی آمریکا در فضای منطقه ای را مشاهده کرد. شاید بتوان سوریه را در زمره نقطه عطف تغییر در الگوی راهبردی دونالد ترامپ در مقایسه با باراک اوباما دانست. ترامپ در رفتار راهبردی و چگونگی انتخاب کارگزاران امنیتی نشان داد که همکاری با چین و روسیه در مورد اختلافات منطقه ای ادامه خواهد یافت.

اختلافات منطقه ای آمریکا با روسیه در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما افزایش یافته و ترامپ تلاش دارد تا جلوه هایی از اعتمادسازی در روابط با روسیه را ایجاد نماید. اگر نیکسون و کیسینجر در دهه 1970 تلاش داشتند تا زمینه ارتقای چین برای موازنه اتحاد جماهیر شوروری برا به وجود آورند، هم اکنون ترامپ و تیم محافظه کاری در سیاست خارجی حزب جمهوریخواه تلاش دارند تا زمینه های لازم برای محدودسازی چین از طریق روسیه را فراهم آورند.

در چنین فرایندی طبیعی است که آمریکا و روسیه از الگوی موازنه راهبردی برای کنترل سیاست جهانی بهره خواهند گرفت.

منبع: هفته نامه مثلث، شماره 345

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

بندر شهید رجایی و بندر نینگبو چین خواهرخوانده شدند

سه دلیل وجود پتانسیل افزایشی قیمت طلا

پیش بینی آینده فروش نفت در بورس

حذف یارانه پولدارها به کجا رسید؟

شیوه حذف پردرآمدها از دریافت یارانه لو رفت!

نسخه نیلی برای پایان عدم تعادل‌های اقتصاد در ایران

پیش بینی عضو اتاق تهران از اوضاع دلار

کدام خانواده‌ها «فرصت پس‌انداز» بیشتری دارند؟

ارز اربعین را چه قیمتی و کجا تهیه کنیم؟

کاهش قیمت گوشت در بازار

مطمئن‌ترین راه فروش خودرو در ایران

کنایه‌های سنگین ظریف به آمریکایی‌ها؛ از «خون عرب در مقابل نفت عرب» تا «ائتلاف راهکار مسالمت‌آمیز»

ظریف با وزیر خارجه کویت گفت‌وگو کرد

واکنش کدخدایی به اتهامات بدون سند سعودی‌ها

فلاحت‌پیشه: آمریکا در مقابل ایران دست به عصا حرکت می‌کند

پایان کارشکنی‌ها؛ «ظریف» عازم نیویورک شد

قیمت جدید موبایل در بازار

مبارزه با حذف نام شهدا

تحقیر سعودی ها روی آنتن الجزیره

امیرسیاری: مقابل دشمن باید محکم ایستاد

تیراندازی در نزدیکی کاخ سفید؛ یک نفر کشته شد

رفیق ناباب ترامپ از زبان تیلرسون

شرایط نامطلوب اقتصادی کارگران خارجی را از عربستان فراری داد

عربستان سعودی عضو شورای حکام آژانس انرژی اتمی شد

اعتراض پدر عصبانی به جانسون در بیمارستان

فرمانده سعودی در یمن کشته شد

حمله انتحاری به کاروان نظامیان آمریکایی در افغانستان

اعتراف بی‌بی‌سی به وضعیت اسفناک بی‌خانمان‌ها در انگلیس

آشوب در آرژانتین

روسیه و چین قطعنامه ضد سوری شورای امنیت را وتو کردند

نحوه پرداخت خلافی خودرو به صورت اقساط!

معجزه ای در وسط یک انفجار مهیب!

موج سرما به‌ ‌کشور وارد می‌شود؛ کاهش دما تا 15 درجه

تماشاچیان دربی حتما ببینند

اظهارات متناقض مسئولین شهری تهران برسر ماجرای حذف نام شهدا

بلبرینگ قلابی هم رسید!

قاتل به ارتباط کثیف اعتراف کرد!

وضعیت اتوبوس در ایام اربعین حسینی چگونه است؟

کتاب های کمک درسی قانونی است و یا غیر قانونی؟

طلاق برای سگ