رصد

کد خبر: ۱۲۳۰۱۷
تاریخ انتشار: ۱۴ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۱

محمدرضا خاتمی، دبیر کل سابق جبهه مشارکت و عضو فعلی شورای مرکزی آن است که هم اکنون به عنوان یکی از اعضای شاخص شورای مشورتی اصلاح طلبان فعالیت های مربوط به انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا را پیگیری می کند، در گفت وگویی تفصیلی به سوالات «نسیم بیداری» پاسخ می گوید.

· آیا جریان اصلاحات دو ماه مانده به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری، نسبت به تکرار اتفاق سال 92 تردید دارید؟

اصلا تردید نکنید که غیر از آقای روحانی شخص دیگری وجود ندارد و به همین دلیل هیچ تردیدی برای تداوم حمایت از ایشان نداریم.

· در حال حاضر اصلاح طلبان در راستای انتخابات، چه کارهایی انجام داده اند؟

اصلاح طلبان با توجه به تجربیاتی که در طول ده الی دوازده سال گذشته داشته اند، در قالب یک نهاد انسجام دهنده و فراگیر به نام شورای سیاست گذاری، فعالیت می کنند. این نهاد هم متشکل از احزاب و هم متشکل از شخصیت های حقیقی اثرگذار در آرایش سیاسی کشور می باشد و بر همین اساس است که نتایج خوبی هم در گذشته داشته است، اتفاق خوبی هم که افتاده، این است که اکثریت قاطع جریان های اصلاح طلب، شامل شخصیت ها و احزاب و گروه های مختلف این روند را پذیرفته اند که شاید این یک قدم مثبتی باشد که ما در حقیقت در قالب یک نهاد وارد جریان انتخابات می شویم.

· قبول دارید که بهره وری از کاریزمای چهره ها در انتخابات، رویکرد چندان منطقی نیست؟

کاریزما امری جهانی است و نمی توان به عنوان یک فاکتور تعیین کننده از آن چشم پوشید، اما در کشور ما به خاطر مشکلاتی که در زمینه احزاب قوی، فراگیر و دارای نفوذ داریم، نقش کاریزما برجسته تر می شود و خدا را شکر که جریان اصلاح طلب دارای این کاریزما هست که شاید جریان های سیاسی دیگر فاقد آن باشند، بنابراین بنا داریم تا ان شاءا... از همه عوامل تأثیرگذار خود از جمله شخصیت های کاریزماتیک استفاده کنیم و این روند را ادامه بدهیم.

· یعنی با خاطر راحت این را می گویید؟

در همه جا از جمله کشور خودمان، یکی از مشکلات گروه های سیاسی در انتخابات این است که چه کسی را به عنوان کاندیدای نهایی انخاب کنند. ما در انتخابات ریاست جمهوری این مشکل و معضل را نخواهیم داشت، چون اصلاح طلبان پشت سر آقای روحانی خواهند بود. حتی اگر اصلاح طلبان در درون خود هم مشکلی داشته باشند، اما در حمایت از آقای روحانی تردیدی ندارند و از اشتراک نظر برخوردارند. البته در انتخابات شوراها به نظر می رسد که ما کمی دچار مشکل خواهیم بود. به دلیل این که تعداد زیادی از چهره ها وارد این میدان می شوند که اتفاقا خیلی از آن ها دارای صلاحیت هستند. گزینش کردن این ها مثلا برای شهر تهران برای بیست و یک نفر از میان صدها نفر، یک کار سخت و دشواری خواهد بود، همین جور در شهرهای بزرگ و کوچک دیگر. البته در جریان انتخابات مجلس گذشته، اصلاح طلبان نشان دادند که حاضر به گذشت و فداکاری هستند و در کل انتخابات را زمینه خدمت دانسته و شغل و مقام نمی دانند. امیدواریم با این روحیه ای که ایجاد شده است، در انتخابات شوراها مشکل خاصی به وجود نیاید. الان تا جایی که اطلاع دادم، شورای سیاست گذاری کارش هم در تهران خوب پیش می رود و هم جلسه ها در شهرستان ها و استان ها تشکیل شده است و با آن استخوان بندی که از سال 92 و همچنین انتخابات سال 94 داشت، ان شاءا... این تجربیات به کار بیاید تا با مشکلات کمتری به عرصه انتخاباتی ورود کنیم.

· شما دو انتخابات را با توفیق پشت سر گذاشتید. اما به نظر می رسد از ایده آل تان فاصله دارید. به عنوان مثال به یکسری از استانداران و حتی وزرای کابینه نقدهایی جدی دارید و در مجلس هم با وجود نتیجه خوب لیست امید، آقای عارف با اختلاف هفتاد رأی نتوانست رئیس شود.

مسئله رضایت یا عدم رضایت نیست. در عالم سیاست، هیچ گاه آدم از وضعیت موجود رضایت ندارد.

· اما شما بعد از انتخابات مجلس ششم رضایتی حداکثری داشتید.

آن موقع هم تصورمان این بود که می شد فضای مطلوب تری را تجربه کنیم.

· یعنی بعد از انتخابات مجلس ششم رضایت تان صد در صدی نبود؟!

در همان روزهای شروع مجلس ششم هم خلاء احزاب قوی فراگیر اذیت کننده بود و فرصت کارآمدی بالا را از ما سلب کرده بود. ما در عرصه مدیریت به گفتمانی که بین همه کاملا مشترک باشد، نیاز داریم که متأسفانه این مهم را در اختیار خود نمی دیدیم و الان هم نمی بینیم. به عنوان مثال در لیست تهران سی نفر در شرایطی وارد مجلس شدند که با هم اختلاف نظر، اختلاف سلیقه، اختلاف عقیده و اختلاف مشی دارند و به همین دلیل ایده آل ما این است که انتخابات کاملا حزبی باشد. یک حزب خیلی شفاف و روشن، که با برنامه و با قول پاسخ گویی به مردم وارد عرصه شود و به نسبتی که انتخابات را بُرد، مسئولیت بپذیرد، کار را به پیش ببرد و در چهار سال آینده خود را در معرض رأی مردم بگذارد، در غیر این صورت هیچ گاه انتخابات ما، یک انتخابات ایده آل نخواهد بود. از آن طرف، چه مسائل قانونی و یا فراقانونی، که در تأیید صلاحیت ها و ردصلاحیت ها، نحوه نظارت و نحوه اجرا، تبلیغات صداوسیما، تریبون های مختلف رسمی و غیررسمی که وجود دارد و همچنین دخالت نهادهایی که صراحتا از دخالت در انتخابات، در قانون منع شده اند، همه این ها یکسری مسائلی است که به ما اجازه نمی دهد ما یک انتخابات کاملا دلخواه داشته باشیم. منظور از انتخابات دلخواه این نیست که ما در آن پیروز باشیم. خیر، انتخابات دلخواه باشد، ما در آن شکست بخوریم. این هم دلچسب و رضایت بخش است. منظور این است که یک انتخابات مردم سالارانه داشته باشیم. به خاطر مجموعه این شرایط و ضعف هایی که در نهادهای مدنی و احزاب وجود دارد، عدم تمرین رواداری با یکدیگر، تحمل همدیگر، حتی در درون جریانات اصلاحات، مشکلات قانونی، مشکلات اعمال سلیقه ها، و مسائل دیگری که وجود دارد همه ما را به این جا رسانده است که ما باید بر اساس این شرایط تصمیم بگیریم و وارد میدان بشویم. این شرایط هیچ وقت ایده آل نخواهد بود. نه فقط برای ما بلکه برای اصول گرایان هم ایده آل نخواهد بود. مثلا حزب موتلفه ای که حتی ممکن است دو نفر از آن ها هم در لیست اصول گرایان قرار نگیرند، قطعا این برخوردها خوشایند آن ها نخواهد بود، ولی به هر حال یک ساز و کاری را پذیرفته اند که وارد این عرصه می شوند. بر این اساس، چون ما نظام را از خودمان می دانیم، نظام متعلق به ماست. در پیروزی انقلاب، جنگ، ادامه نظام و همه کسانی را که ما می شناسیم، بچه های انقلاب هستند و دلشان برای ایران و انقلاب می سوزد. بنابراین این گونه نیست که بگوییم چون شرایط مطلوب ما نیست، ما کنار می رویم. براساس همین حداقل ها، ما هم با حداقل هایمان وارد میدان می شویم. ا لبته شرایی هم پیش آمده است که این حداقل های ما به صفر گرایش پیدا کرده است و آن وقت ما نه به عنوان فعال سیاسی بلکه به عنوان یک شهروند عادی حضور پیدا کرده ایم. البته من معتقدم ضرر این شرایط بیش از همه به نظام می رسد، برای این که نظام را از چهره های با دانش و با تجربه و کارآمد محروم می کند. در حال حاضر چرخ نظام باید به دست افرادی بچرخد که براساس حداقل ها وارد این عرصه شده اند.

· این مشکل یا مسئله به زعم شما، نباید حل شود و اصولا چطور حل می شود؟

این مسئله تاریخی را باید رهبران حل نمایند. آن ها به عنوان الگو برای مردم هستند. اگر چهره های شاخص و تأثیرگذار نشان بدهند که به آرای مردم وفادارند و به نظر عموم اهمیت می دهند، می توان به راحتی این نقیصه را برطرف کرد. در واقع آن چیزی که امام تأکید داشتند و عقیده شان بر این بود که «میزان رأی ملت است» در واقع همان چیزی که در قانون اساسی آمده تا ملت حاکم بر سرنوشت خودشان باشند. همچنین لازمه رسیدن به این مهم این است که ما مردم را عاقل و بالغ بدانیم، مثلا وقتی که در تهران سه میلیون نفر رأی می دهند، این سه میلیون رأی برآمد عقلانیت آن هاست و ما تحت هیچ شرایطی نباید این را کمتر از برآمد عقلانیت یا مصلحت سنجی شورای نگهبان بدانیم.

· به هر حال موجودیت شورای نگهبان یکی از تأکیدات قانون اساسی است.

رسالت شورای نگهبان در قانون اساسی این است که براساس یک سری اسناد مخفی و محرمانه که مربوط به شخصی که احتمالا فاسد بوده و اختلاس کرده، جاسوس بوده، عضو گروهک ضدانقلابی بوده، تشخیص بدهد که صلاحیت حضور در جایگاه های مهم و در نتیجه انتخابات را ندارد. اما این که بگویند از نظر آن ها این آدم خوب یا بد است، میزان اسلامیت این آدم چه میزانی است، میزان وفاداری فرد نسبت به انقلاب و ولایت فقیه چقدر است، بدعتی ناصحیح و خارج از چارچوب اصول است. باید این را پذیرفت که این مسائل را مردم بهتر از مسئولان تشخیص می دهند. باید هوشیار باشیم که چنین نظارتی موجب شده تا اعتماد مردم کمتر شده است، حتی با این وجود که شاید یک سری از کارها واقعا ریشه در دلسوزی به نظام داشته باشد. مثلا عده ای فکر کنند در برابر خدا مسئول اند که تدبیری بیندیشند که نظام اسلامی به دست آدم های ناباب نیفتد. بنابراین با چنین ذهنیتی هر کاری که می توانند باید انجام بدهند تا چنین چهره هایی وارد حکومت نشوند، بدون این که بدانند در این حالت حق مردم است که نادیده گرفته می شود.

· شاید هم می دانید که مردم تصمیم درست می گیرند، اما این تصمیم درست با اهداف آن ها جور در نمی آید.

اگر ما بخواهیم بدبینانه صبحت کنیم، باید بگوییم کی نوع قبیل گرایی وجود دارد و یک نوع برداشت خاصی از اسلام و انقلاب که به نظر من متحجرانه است، وجود دارد. در واقع یک عده ای هستند که اصلا مردم سالاری را قبول ندارند و به همین دلیل، رأی مردم را فقط زینت نظام می دانند. این نگاه بدبینانه ما را به این نتیجه تأمل برانگیز می رساند که این ها عامدانه و عالمانه انتخابات را خیلی خوب دو مرحله ای می کنند و این طور می گویند ما صالح را انتخاب می کنیم، مردم هم بیایند اصلح را انتخاب کنند. البته الان می توان بدتر از این هم فکر کرد که آیا بعضی از این اقدامات ریشه در منفع طلبی شخصی و قبیله ای و گروهی ندارد؟ اما اگر خوشبینانه فکر کنیم، شاید این طور بتوانیم بگوییم که عده ای از سر دلسوزی چنین اقداماتی را در دستور کار خود قرار می دهند. در ارتباط با این دلسوزی بینش این گونه هست که چون مردم عوام هستند و با دقت به قضایا و پدیده ها نگاه نمی کنند و همچنین اسیر ظواهر می شوند، از یک نفر خوششان می آید و از یک نفر هم بدشان می آید. ما نباید اجازه بدهیم که این خواسته های عمومی که مبتنی بر بنیادهای اساسی نیست، حاکمیت پیدا کند که من به شخصه با چنین قضاوتی مخالفم.

· سوال این است که چه راهکارهایی برای ترمیم این فضا وجود دارد، فقط اعمال تغییر در قانون اساسی ؟!

آن چیزی که در حقیقت می تواند این روند را اصلاح کند، گفت وگو و تعامل است. مثلا من به عنوان مخالف باید بتوانم نشان بدهم روشی که در طول ده الی بیست سال گذشته شورای نگهبان داشته، به ضرر مملکت شده است که متأسفانه در فضای فعلی چنین حالتی امکان پذیر نیست. به عنوان مثال بنده نظر خود را در مورد پدیده انقلاب بازگو کردم و نتیجه اش این شد که به عنوان تبلیغ علیه نظام، اقدام برای برهم زدن امنیت کشور و مسائلی از این قبیل، دادگاهی شدم. این ها مشکلاتی است که به همان رسوبات استبدادی که هنوز در دل و جان خیلی از ما وجود دارد، بر می گردد که باید تلاش کنیم تا به تدریج از آن فاصله بگیریم. گرچه متأسفانه در طول این قریب به چهل سالی که از استقرار جمهوری اسلامی می گذرد، در خیلی از جاها مشاهده می کنیم که از آن رسوبات فاصله که نگرفته ایم هیچ، بیشتر هم شده است.

· منظورتان کسانی هستند که قدرت دارند و اختیار تصمیم گیری؟

اصلا! این نوع رفتار شامل کسانی می شود که هم درون نظام و بیرون از نظام قرار دارند. ما حتی اپوزیسیون ضد نظام و انقلاب را هم که مشاهده می کنیم، می بینیم دچار همین گرفتاری و مشکل هستند. بنابراین ما به یک نوع فرهنگ سازی در کشورمان نیاز داریم تا از این طریق، مردم سالاری در دل و جان و همچنین ذهن و فکر همه رخنه کند و عموما به این نتیجه برسیم که کم ضررترین روش برای اداره کشور، این است که اجازه دهیم مردم هرچه می خواهند، خودشان تصمیم بگیرند و این کمترین چیزی است که ما می توانیم به جامعه ببخشیم.

· به بحث انتخابات ریاست جمهوری برسیم. برای اصول گرایان خیلی اهمیت دارد که اگر قرار بر تمدید موقعیت حسن روحانی باشد، رأی کمتری نسبت به دور اول بیاورد و حتی اگر امکانش باشد، انتخابات به دور دوم کشیده شود. به نظر من احتمال تحرک این موانع فراقانونی بیشتر خواهد شد. برای مقابله با این ها چه تدبیری دارید؟

نظر من این است که وضعیت ما در سال 96 بدتر از سال 92 نخواهد بود.

· اما احتمال این که هر کاری انجام بدهند که دکتر روحانی رأی کمتری را بیاورد، محتمل است.

عقیده من همین است که گفتم، وضعیت انتخابات در سال 96 خیلی بهتر از سال 92 خواهد بود.

· چطور؟

در سال 92 فضا بسته بود. دولت، مجلس، ارکان مختلف، همه در دست جناح مقابل اصلاحات بود. یک نوع ناامیدی بود و ما با کمترین امکانات وارد کار شده بودیم. در واقع ما را با دست و پای بسته در آب انداخته بودند و می گفتند شنا کنید تا بتوانند بگویند انتخاباتی هم هست. با وجود همه آن شرایط، تدبیر، عقلانیت، انسجام، دوراندیشی و مصلحت اندیشی سبب شد که ما نتیجه انتخابات را به نفع خود رقم بزنیم. اما در حال حاضر فضا از این نظر خیلی بهتر شده است. فضای افکار عمومی و رسانه ها ترمیم یافته و دولت در دست جناح مقابل قرار ندارد، هرچند که در اختیار اصلاح طلبان هم نیست. مجلسی که داریم، مجلسی است که سهم پررنگی در آن داریم و همچنین به لحاظ افکار عمومی وضعیت به مراتب بهتر از 92 است. همه این ها سبب شده است که جریان اصلاحات و اعتدال دست بالا را داشته باشند. در این شرایط طرف مقابل چه کاری می تواند انجام بدهد؟ تنها کاری که می تواند انجام بدهد؟

· این گفته شما با ردصلاحیت آیت ا... هاشمی در تناقض است.

همان عقلانیتی که در سال 92 نتیجه آن پذیرفته می شود و همان عقلانیتی که اجازه داد انتخابات سال 94 در آن فضا برگزار شود، مجوز حضور حسن روحانی در انتخابات را صادر خواهد کرد.

· البته شاید در سال 93 رأی 18میلیونی روحانی قابل پیش بینی نبود.

من کاری به تریبون های رسمی ندارم. بنابراین خیالم راحت است که آقای روحانی ردصلاحیت نخواهد شد. اصلا ما نباید حرف آن را بزنیم. مگر این که یک عده ای بگویند جمهوریت تعطیل است، پس باید تکلیف شان را هم روشن کنند. با این حال پیداست که هدف طرف مقابل این است که آقای روحانی با آرای شکننده و ضعیفی و در دور دوم انتخاب بشود، چون این امر را می دانند آقای روحانی برای این که با رأی بالاتری انتخاب بشود، هیچ هماوردی ندارد، حتی اگر همه آن ها روی یک نفر ائتلاف کنند. در این جا عناصری وارد می شود که آقای روحانی ضعیف در دور دوم رئیس جمهور بشود.

· این که می گویید فراقانونی، توضیح می دهید؟

یعنی از تریبون نمازجمعه که علی القاعده باید برای ملت پدری کند و بی طرف باشد، صراحتا به رئیس جمهور بد می گویند یا این که برنامه های اساسی او را زیر سوال می برند، من مخالف نقد نیستم، اما این نقد باید همه جانبه باشد و متوجه همه ارکان حکومت باشد، نه فقط دولت و رئیس جمهوری. مثلا آقایی که رئیس ستاد ائمه جمعه هست، منسجم کننده اصول گرایان در انتخابات هم می شود و یکی از محورهای اصول گرایان است، خب معلوم می شود که فراقانونی که هیچ، بلکه این خلاف قانون است. از زمان امام و بعد از آن در زمان رهبری، روال بر این بوده، هست و باید باشد که ائمه جمعه در نمازجمعه، حق دخالت در انتخابات را ندارند. در مورد صداوسیمای ما هم این گونه است. فرایندی که صداوسیمای ما طی می کند، در حقیقت و صریحا می گویند که نباید به آقای روحانی رأی بدهید. یا نهادهای نظامی، انتظامی، فراجناحی، همه این ها به نوعی تمایلات درونی آن ها همراه با تمایلات حزبی است و بروز می دهند که این ها مداخلات فراقانونی و غیرقانونی می شود، البته با وجود همه این مسائل، اصلاح طلبان شرایط را پذیرفته اند.

· آیا نمی توان با چنین تحرکاتی مقابله کرد؟

مقابله ما با آن ها در افکار عمومی است. ما باید موجودیت خودمان را در افکار عمومی اثبات کنیم. بزرگ ترین رقیب آقای روحانی در انتخابات آینده، خودش و عملکرد ایشان است. اگر آقای روحانی در طول این چند ماه بتواند دستاوردها، تلاش ها و مجاهدت های دولتش را بگوید و همچنین کارشکنی هایی که در مقابل ایشان صورت گرفته است را بگوید و برنامه های آینده خودشان را تبیین کند، آن اقدامات هیچ اثری در کاهش رأی آقای روحانی نخواهد داشت. اما اگر ما نتوانیم این کار را بکنیم و طرف مقابل با تمام قوا تخریب کند، ممکن است که این ها به این دلخوش کنند که آقای روحانی با یک رأی خیلی کمی، رئیس جمهور شکننده دور دوم انتخابات خواهد شود.

· وقوع این اتفاق چه ضررهای را تحمیل می کند؟

اصلاح طلبان از سال 88 به بعد، دیگر سود و منفعت جناحی را در نظر نمی گیرند.

· منظور ضرر جناحی نیست، ضرری است که به منافع کشور آسیب می رساند.

ببینید، در حال حاضر کشور ما چه وضعیتی پیدا کرده است. مناقشات و جدل های سیاسی را که مشاهده می کنید. همچنین هر دو طرف اجماع دارند که فساد در مملکت گسترش یافته است. ناکارآمدی ها را هم به نوعی شاهد هستیم. حادثه قطار، حادثه پلاسکو و حوادث دیگری که هر روز در گوشه ای از کشور شاهد آن هستیم. آمار موادمخدر، طلاق، بزهکاری ها، تعداد پرونده های فساد، زندانیان، سن ازدواج، همه این ها را شاهد هستیم. این مملکت دیگر تحمل این همه تنش ها را نخواهد داشت. گاهی اوقات که با خود خلوت می کنم، می گویم که اگر ما حالت مادر و دایه را بگیریم، شاید باید مادری کنیم، ولی بعد فکر می کنم که اگر این مملکت دست آقای ایکس و ایگرگ بیفتد، با برجام، جوان ها و مردم این گونه برخورد کنند، فضای شفافیت را از بین ببرند و همه چیز در پشت برده برود، چیزی دیگر از این مملکت نمی ماند. اگر مطمئن بودم که این برنامه های عقلانی که در طول چهار ساله دوران آقای روحانی پایه ریزی شدند، البته خیلی از آن ها به نتیجه نرسیدند، هر شخص دیگری که بیاید این را ادامه بدهد، من به این نتیجه خواهم رسید که آن فرد بیاید و ادامه بدهد. من ادعایی ندارم که آقای روحانی، خاتمی، موسوی باشد. از طرف آن ها، آقای فلان بیاید و ادامه بدهد. هفتاد الی هشتاد درصد مشکلات کشور در این دعواهای سیاسی نمی گنجد. فقر، بدبختی، بزهکاری ها و ناهنجاری های اجتماعی که گفته شد.

· البته بینش در مورد حل این ها خیلی مهم است.

یعنی اگر کسی معتقد به مردم سالاری نباشد، امکان ندارد بتواند مشکل اقتصاد کشور را برطرف نماید. اگر یک نفر معتقد به گشایش روابط خارجی نباشد، امکان ندارد بتواند مسائل اقتصادی کشور را حل کند. این خیلی مهم است اما ما می توانیم براساس مسائل کلانی که وجود دارد و همه معتقد هستیم که مشکل کشور هست، به یک گفت وگو روی بیاوریم. این موضوعات، موضوعات اختلافی ما نیستند. این ها موضوعاتی هستند که با هم بنشینیم و راه حل برای آن ها پیدا و مشکلات را برطرف کنیم. اگر این حالت اتفاق می افتاد، انتخابات در مسیری می افتاد که در عین حال که ما رقابت ها و اختلاف نظرهای سیاسی مان را داریم، اما در هفتاد هشتاد درصد مسائلی که وجود دارد، می توانستیم خیلی راحت با هم بنشینیم، صحیت کنیم و به نتیجه برسیم. مثلا در مراسم آقای هاشمی، ندای آشتی ملی از سوی اصلاح طلبان بلند می شود.

· برداشت عده ای از این طرح این بود که اصلاحات در صدد بازگشت به حاکمیت است.

این بدان معنا نیست که اصلاح طلبان نیاز دارند وارد حکومت بشوند. اصلاح طلبان این ها هشت سال در حکومت نبودنأ، ولی اعتبار آن ها در جامعه کم نشد. نفوذ کلام آن ها در جامعه کم نشد. اگر قرار است کسی به کسی نیاز داشته باشد، این حکومت است که به اصلاح طلبان نیاز دارد تا از این طریق، سرمایه اجتماعی خودشان را درون حکومت بالا ببرند. حالا فکر کنید که جزئی از آشتی ملی، موجب رفع گرفتاری های ایجاد شده برای افراد باشد، اما واقعا این نیست. مسئله اصلی آشتی ملی این است که آقای اصولگرا و آقا و خانم اصلاح طلب! شما آدم های کارآمد دارید. آدم های به دردبخور دارید، آدم های سالم دارید. بیایید با هم کار کنیم تا کارآمدترین و سالم ترین آدم های مملکت با رأی مردم روی کار بیایند و مانع از این بشویم که فرصت طلبان، ریاکاران، مفسدان از این شکاف استفاده نمایند و بار خودشان را ببندند. مسئله آشتی ملی، یعنی این که نظام ارتقا پیدا کند و الا اگر من به عنوان یک پزشک در درون حکومت بروم، گرفتاری من به لحاظ مادی و هم به لحاظ معنوی بیشتر خواهد شد. در ضمن من از این که دانشجوی خود را درس می دهم، درد دو بیمار را تسکین می دهم، قطعا آرامش و لذتی را که در این کار می برم، نسبت به سال هایی که در حکومت بودم خیلی بیشتر است تا این که به استقبال تنش های خانوادگی و غیرخانوادگی، دادگاه، زندان برویم. اما در هر صورت ما بچه های انقلاب هستیم، ما دلسوز این نظام هستیم. ما می خواهیم که بهترین ها در این کشور حاکمیت داشته باشند. این بهترین ها را چه کسی می تواند انتخاب کند؟ مردم هستند. مردم چگونه می توانند انتخاب کنند؟ این است که یک فضای آرام و باز را ایجاد کنیم که عقاید و سلایق مختلف به مردم عرضه بشوند و از مداخلات غیرقانونی و فراقانونی در جریانات انتخابات جلوگیری شود تا هر چیزی را که مردم گفتند، اجرایی شود. این بهترین نفع و سود را برای نظام خواهد داشت. این مسئله ای است که ما در انتخابات آینده هم داریم. در حال حاضر در این فضای خاصی که هستیم، هیچ کسی به اندازه آقای روحانی منافع ملی کشور را تأمین نمی کند. مگر آقای روحانی در کابینه خودشان سهمی به اصلاح طلبان دادند؟ این بحث که آقای روحانی به جریان اصلاحات بگوید شما دو نفر وزیر انتخاب کنید یا جریان اصلاحات به آقای روحانی بگوید سهم می خواهد، اصلا مطرح نشده و نمی شود. به همین دلیل وقتی آقای روحانی انتخاب شد تقریبا ارتباط جریان اصلاحات با ایشان بریده شده است.

· البته برخی از چهره های اصلاح طلب هم خواستار این اند تا روحانی در چینش دولت بعدی رویه را تغییر بدهد.

این فقط نگاه همان هایی است که شما می گویید. ولی این دید غالبی است که در اصلاحات عرض می کنم شاخص های جریان اصلاحات مهم هستند، چهره های آن مشخص هستند. جریان های اثرگذار آن احزاب و گروه ها، چیزهایی است که مشخص هستند، اما اصلاحات یک جریان خیلی گسترده ای است و خیلی از افرادی که هیچ نسبتی هم ممکن است با اصلاحات نداشته باشند، خودشان به نام اصلاحات صحبت می کنند یا این که خیلی از کسانی که در اصلاحات مهم بوده اند، اما نظرات خاص خودشان را دارند. این برآیند نظرات همه اصلاح طلبان هم شاید نباشد، ولی تصور من این گونه است که جریان غالبی که در اصلاحات وجود دارد، به دنبال سهم خواهی و یارگیری نیست و همچنین به دنبال این که خود را درون حکومت ارتقا بدهد و به آرزوهای خود برسد، نیست. اکثریت قاطعی که درون اصلاح طلبان هستند که شامل شخصیت ها و احزاب می شوند، به دنبال این هستند که مملکت از این بحران هایی که کم کم به مراحل خطرناک می رسد، خارج شود. این که بتوانیم هم اعتبار نظام را بیشتر کنیم و هم این که مردم یک نفسی بکشند، مطلوب ماست و فقط به دنبال این هستیم.

· فرض را بر این بگیریم الان قرار است دولت دوازدهم تشکیل بشود. نسبت به دولت یازدهم لازم است چه تغییراتی به وجود بیاید؟ چه فاکتورهایی باید پررنگ تر بشود و چه خلاءهایی باید پر شود تا کارآمدی بیشتر و موثر تر شود؟

خیلی مایل ورود به این بحث نیستم. اولا این که هرکسی رئیس جمهور بشود، سلیقه خود را دارد. بنابراین باید اعضای کابینه و همکارانش را از کسانی انتخاب کند که با سلیقه او همخوانی داشته باشند. مسئله مهم این است که ما هرکسی را که می خواهیم برای این کار بگذاریم، باید بداند که کشور در بحران به سر می برد. با این توضیح که بعضی از بحران ها خودساخته هستند، بعضی دیگر هم از بیرون به ما تحمیل شده اند. مانند تحریم ها و یا بی اعتمادی جامعه جهانی نسبت به ما بعضی ها هم در درون مانند رقابت های داخلی، تنش های سیاسی، این بحران ها را افزون می کند و این مسائل را به وجود می آورد. بنابراین مسئله اصلی این است کسانی که به این عرصه وارد می شوند، باید بدانند که مدیر بحران هستند. ما در یک کشور آرام گل و بلبلی نیستیم که یک تکنوکرات بیاید و یک خط مشی را هم پیش ببرد. یک مدیر رده بالا باید بتواند تصمیم های شجاعانه و فداکارانه بگیرد. بنابراین مشکلی که در دولت آقای روحانی داریم، این است وقتی که برنامه های آقای روحانی را در عرصه های مختلف می بینیم، خیلی عالی است، اما مشاهده می کنیم کسانی که می خواهند این برنامه ها را اجرا کنند، یا باور به این برنامه ها ندارند یا این که توان انجام آن ها را ندارند. بنده معتقدم اگر در مسائل اقتصادی، اجتماعی، حتی یک آدم اصولگرا دارای این توانایی باشد و برنامه رئیس جمهور را هم قبول داشته باشد، باید از آن استفاده کرد. ما نمی گوییم فقط از یک خط و جناح استفاده بشود. البته آقای روحانی خواهد آمد ولی کسانی باید وارد این عرصه میانی و عرصه بالایی بشوند که اولا برنامه های آقای روحانی را قبول داشته باشند و دوم این که بخواهند و اجرا کنند.

· می شود کسی را به لحاظ سیاسی قبول نداشت و از او در کابینه استقبال کرد؟

یکی از گرفتاری هایی که ما در مملکت پیدا کردیم، به خاطر حصر شایستگان و کنار زدن آن هاست و به همین دلیل افرادی که فرصت طلب هستند، زیاد شده اند و بدتر از آن افراد ریاکار هم زیاد شده اند. وقتی که شما این تنگناها را ایجاد می کنید، زمینه برای این ناهنجاری ها زیاد می شود. ما چه زمانی در کشورمان این حد فساد داشتیم؟ وقتی که برای شما ارزش این است که در روز 22بهمن چفیه بیندازد و به به کنید، نتیجه اش مدیری مثل آقایی می شود که الان فراری است. اگر کسی باشد که جلوی شما تملق و مجیز بگوید و این پایه و ارزش ارتقا باشد، اما اگر کسی شما را نقد کرد و ایراد گرفت، این باید حصر و حذف بشود، وضعیت ممکلت همین خواهد شد. یعنی اگر آدم های خیلی خوب باشند، از نظر کارآمدی و کارایی متوسط باشند و اگر هم ریاکار نگوییم، کاری با آدم های رئیس جمهوری و بالادستی خودشان ندارند. آن ها در یک دوره ای می آیند وزیر و وکیل یا استاندار می شوند. در کارنامه شان می رود و به هر حال یک زندگی برای خودشان درست می کنند.

منبع: ماهنامه نسیم بیداری، شماره 23

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

رکود اقتصادی پاشنه آشیل سقوط بهای طلای سیاه

پرواز با آنتونوف مانند مسافرکشی با کامیون صندلی‌دار!

افزایش ۱۰ برابری وام ازدواج نسبت به سال ۹۲

آیا واردات تجاری تلفن‌همراه انحصاری است؟

لگد چین به دلار برای دومین ماه متوالی

وزیر اسبق صمت: بدنه دولت دچار تعطیلی شده است

نتیجه بازدید از قیمت نان در نانوائی‌های تهران

"برگزیت" دست "پوند" را گرفت

چرا 118 پولی شد؟

در کدام کشورها واردات خودروهای دست‌دوم محدودیت دارد؟

روایت یک نفوذ؛ وقتی اولین همکار داخلی آمدنیوز لو رفت

افزایش قیمت گوشی در بازار+لیست قیمت

قولی که جبهه پایداری به اصولگرایان داد

بیانیه روس‌ها درباره گفتگوی لاوروف و ظریف

وضعیت عمومی آیت الله امینی مناسب است

عیادت ظریف از آیت‌الله مکارم شیرازی

ویدئو/ تصاویر جدید و تکان‌دهنده از اعترافات و ارتباطات روح الله زم

واعظی: همه وعده‌ها را عملی می‌کنیم

رایزنی تلفنی ظریف با وزرای خارجه عراق، روسیه و سوریه

مصباحی‌مقدم: مردم ایران شعور سیاسی بالایی دارند

پوشش عروس ملکه انگلیس در مسجد تاریخی پاکستان

واکنش‌‌ها به توافق آمریکا و ترکیه برای برقراری آتش‌بس در شمال سوریه

تحریم بیخ گوش ترکیه

عضویت ونزوئلا در شورای حقوق بشر سازمان ملل

دمشق: حملات ترکیه به شمال سوریه نقض توافقنامه آستانه است

توافق آمریکا و ترکیه بر سر تعلیق عملیات در سوریه

مخالفت احزاب انگلیسی با توافق جدید برگزیت

هلاکت داعشی که قصد حمله به زائران در دیالی را داشت

چهره متعجب مترجم ایتالیایى ترامپ

پکن: آمریکا محدودیت‌ها علیه دیپلمات‌های چین را لغو کند

مرگ غم‌انگیز مرد 65 ساله در حادثه رانندگی

تقدیر فرماندار کربلا از نظم زائران ایرانی

توزیع روزانه 150 هزار وعده غذایی موکب آستان قدس رضوی در مسیر زائران اربعین

جلوگیری از خروج ۱۸۳ فرد ممنوع‌الخروج در مرزهای خوزستان

پیگیری سرنوشت 3 هزار پرنده در باغ پرندگان تهران

قدردانی نمایندگان جمهوری اسلامی از ۶۰۰ موکب دار عراقی

پاکسازی میدان آزادی از معتادان و ساقی‌ها

هشدار پلیس فتا درمورد نرم‌افزارهای جعلی

کلاهبرداری از مردم با وعده تحصیل در یک مدرسه بین المللی

سوختگی ۳ نفر در انفجار صافکاری