رصد

کد خبر: ۱۲۳۵۱۳
تاریخ انتشار: ۰۵ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۰
بسیار به آیت ا... هاشمی رفسنجانی نزدیک بود؛ در دوران ریاست جمهوری وی، به عنوان اولین شهرداری که در جلسات هیئت دولت حضور می یافت، دوشادوش اعضای کابینه سازندگی در کنار هاشمی بود و در دولت دوم هاشمی، همراه شماری از معاونان و وزرای دولت، حزب کارگزاران سازندگی را تأسیس کرد. قرابت فکری و سیاسی، علقه عاطفی او با آیت الله و همکاری و همراهی دیرسالش سبب شد رغبتی به گفت وگو نداشته باشد، با این حال کوشید سوالات را بی پاسخ نگذارد.

در این مجال با او در این باره گفت وگو کردیم که آیا می توان بر مجموع آرا، سخنان، خطبه ها، موضع گیری ها و ... آیت الله هاشمی رفسنجانی، عنوان «مکتب هاشمی» اطلاق کرد؟ پاسخ و توضیحات کرباسچی در این باره را در زیر می خوانید.

· بعد از درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این سخن مطرح شدکه اگرچه ایشان دیگر حضور فیزیکی ندارند، اما سخنان، سخنرانی ها، مکتوبات، خاطرات و خطبه های ایشان وجود دارد که می تواند تحت عنوان «راه هاشمی» الگوی آیندگان باشد. آیا می توان مجموعه آرا و عقاید ایشان در حوزه های مختلف را تحت عنوان «مکتب هاشمی» داشت و شناخت؟

به اعتقاد من، همین طور است. بیش از هزار سال قبل، در شیعه شخصیتی به نام شیخ مفید داشتیم که استاد سیدمرتضی و شیخ طوسی بود. ایشان تنها یک فقیه نبود و در عین فقاهت یکی از استادان علم کلام محسوب می شد که نوعی نوگرایی در شیعه به شمار می آمد. یکی از ویژگی های ایشان، این بود که با مخالفان نیز گفت وگو می کرد و مسائل را با بحث، استدلال و اقناع پیش می برد. شیخ مفید شخصیت بسیار جامعی داشت که حتی علمای اهل سنت نیز به ایشان احترام می گذاشتند. ایشان در 72 سالگی از دنیا رفت و در تشییع پیکر ایشان هم به روایتی 80هزار نفر حضور داشتند. درگذشت شیخ مفید، شیعیان را دچار شوک کرد، جامعه احساس ناراحتی کرده و این سوال مطرح بود که «بعد از شیخ چه باید کرد؟» معروف است که روی مزار ایشان نوشته ای یافتند که چند بیت در رثای ایشان بود و یکی از آن ابیات این بود: «ان کنت قد غیبت فی جدث الثری فالعلم و التوحید فیک مقیم»به این معنا که اگر تو در زیر خاک پنهان شدی، خداشناسی و علم تو پایدار است. اتفاقا همین هم شد و تا قرن ها، نگاه حاکم بر فقه شیعه، نگاه شیخ مفید بود. اکنون هم کتب فقهی شیخ مفید، به عنوان مرجع قابل رجوع و استناد است. به نظر من زندگی و حادثه ارتحال آقای هاشمی با زندگی و درگذشت شیخ مفید از برخی جهات مشابهت دارد.

نگاه آقای هاشمی به موضوعت دینی و سیاسی، منحصربه فرد بود. ممکن است در شرایط کنونی کتاب یا مجموعه نظریات مدونی از نظریات آقای هاشمی در زمینه سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... نداشته باشیم، اما ایشان آثار زیادی دارند که قابل استناد است، ایشان سال ها مباحث فقهی و نظرات سیاسی را در نمازجمعه مطرح کردند، ایشان اولین کسی است که در زندان، آیات قرآن را با زندگی عینی جامعه تطبیق داد و بعدها آن را تکمیل کرد. تفسیر 15جلدی ایشان از قرآن، بسیار راهگشاست. باید توجه داشت این تفسیر در شرایطی نوشته شد که آقای هاشمی در زندان بود و زندانیان آن دوره به قرآن دسترسی نداشتند، اما ایشان بخشی از قرآن را حفظ بودند و سایر زندانیان از مله مرحوم آیت الله طالقانی و آیت الله العظمی منتظری نکته های راهگشایی را مطرح می کردند. سخنرانی های آقای هاشمی در 37سال گذشته، خاطرات، بیانیه ها، نوشته ها و ... در این 37سال موجود است و تنها همتی می طلبد که همه این ها را گردآوری کرده و کار ماندگاری در این زمینه آماده کند تا یک الگوی رفتاری، سیاسی و فکری برای جامعه باشد.

· همان طور که اشاره کردید، فعلا مجموعه مدونی در این باره نداریم اما با توجه به قرابت و آشنایی دیرسالتان با آقای هاشمی، بفرمایید مسائل سیاسی در مکتب هاشمی چه شاخصه هایی دارد؟

ایشان یک شخصیت روحانی بود، به عنوان یک سیاستمدار روحانی و روحانی سیاستمدار به مسائل نگاه می کرد. به دلیل هوش وافری که داشت و دوران تحصیلی پرثمر که در محضر استادان حوزه علمیه گذارنده بود، نگاه سطحی به موضوعات نداشت. دیدگاه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ایشان از عمق مبانی فقهی و شرعی سرچشمه می گرفت. متأسفانه ما نظریه پردازان زیادی داریم که خیلی هم صحبت می کنند، اما بعد از انقلاب وارد مسائل سیاسی و اجرایی شده و بعضا مسئولیت هایی به عهده گرفتند، سابقه تحقیق و بررسی کامل در حوزه ها را نداشتند. سابقه تحصیلات و ورود به مسائل فقهی و دینی بسیاری از مسئولان ما دررده های نسبتا بالا، به دوران انقلاب باز می گردد و به خاطر این که بسیار سریع وارد مسائل سیاسی و اجرایی شدند، فرصت تحقیقی کامل در مبانی دینی را نداشتند و بنابراین گاهی اوقات مسائل را سطحی و شعاری نگاه می کنند. آقای هاشمی این گونه نبود، مبانی دینی ایشان بسیار فقهی و در حد اجتهاد حوزه ای بود. از این رو به مسائل متفاوت با روحیه های شعاری نگاه می کرد.

موضوع بعدی، دوران خاص زندگی ایشان بود. آقای هاشمی سال ها درون و بیرون زندان با گروه های مختلف در ارتباط بود و گفت وگو داشت. گاهی بحث های حادی هم در می گرفت و حتی برخی منحرفین همان قبل انقلاب حرف هایی علیه ایشان می زدند. همین ها راجع به مرحوم بهشتی هم حرف های بی ادبی می زدند که «بهشتی در قلهک خانه دارد و از درد مردم مطلع نیست» و امثال آن. گویا برخی این روزها دوباره همان نوع اتهامات و همان نوع تبلیغات را از سر گرفته اند. آقای هاشمی برای بهره گیری از تمام دیدگاه هایی که می توانست به رشد جامعه بینجامد، استفاده می کرد و تلاش داشت بعد از تطبیق این نظریات با اسلام، آن را در جامعه پیاده کند.

· یکی از موضوعاتی که محل چالش برخی روحانیون با آقای هاشمی بود و سابقه اش هم به قبل از انقلاب باز می گردد، همین نگاه و قرائت متفاوت از اسلام بود. این تفاوت در کجاها بود؟

یکی از ابعاد دین اسلام، جنبه های عرفانی و کلامی است که از نظر تربیت شخصی افراد جاذبه وارزش بسیاری دارد، آقای هاشمی بر بخش هایی از مسائل اخلاقی و عرفانی تمرکز می کرد که می توانست اثرات عملی برای مردم داشته باشد. از این منظر، مفهوم «بی اعتنایی به دنیا» این نبود که نان خشکی بخوریم و بگوییم به دنیا کاری نداریم. «بی اعتنایی به دنیا» در آقای هاشمی این بود ک تلاش کنیم، ولی هنگام مصرف، اولویت را به خود ندهیم. سیره عملی شان هم همین بود. ایشان قبل از انقلاب هنگایم که هنوز مسئولیتی نداشتند، تلاش های اقتصادی زیادی کردند. از جمله در جنوب قم در منطقه ای که به نام سالاریه شناخته می شود، با چند شریک دیگر چند پلاک خریدند، زمین گرفتند و شهرک سازی کردند. بعد هم بخشی را فروختند و حدود هزار پلاک را هم به طلاب و مستضعفان واگذار کردند و پلاک ها هم عمدتا 400-300متری بود و جزو خانه های اشرافی به حساب می آمد. یادم هست یکی از فرزندان ایشان از پدرش گلایه کرد این همه زمین در قم داشت و همه را بخشید و برای خودمان حفظ نکرد. زهد در نگاه و رفتار آقای هاشمی معنی منفی و تنبلی نداشت. زهد واقعی در کنترل مصرف فردی شخص بود. هاشمی به شدت در تلاش بود که به مردم کمک تا بهتر زندگی کنند.

· این تفاوت نگاه از کجا نشأت می گرفت؟

آقای هاشمی قبل از انقلاب، سفرهای متعددی به آمریکا، اروپا و کشورهایی چون ژاپن داشت. سفرهایشان هم گاهی چند ماهه بود و با سفرهای چند روزه توریستی فرق می کرد که فقط به بازدید از چند نقطه توریستی ختم شود. ایشان زندگی مدرن و رفاه در آن کشورها را دید و خواستار ایجاد این رفاه در کشور بود و بر همین اساس بر «توسعه» تأکید اکید داشت. همین اثر را در نگاه شهیدبهشتی می بینیم که به واسطه زندگی چند ساله در آلمان با زندگی، مردم و مسائل فرهنگی آن جا آشنا بود. این نگاه، با دیدگاه برخی از ما فرق دارد که معتقدند چون دنیا موقت است، نباید به آن توجه کرد. متأسفانه روحیات ایام جنگ هم هنوز در برخی از ما مانده است و فکر می کنیم چون در جبهه ها در کانتینر زندگی می کردیم، الان هم می شود همان گونه زندگی کرد. دوران طاغوت با هزار بدی اش، یک خوبی داشت، چون افراد با تصور باطل فکر می کردند مملکت به آن ها تعلق دارد و قرار است به صورت موروثی به بازماندگان شان برسد، ادارت و وزارت خانه های بادوام تر و بهتری می ساختند، اما چون ما فکر می کنیم مسئولیت چهارساله داریم و بعد می رویم، استدلال می کنیم چرا برای چیزی که برای ما نخواهد ماند، باعث نام ننگ خود بشویم. زمانی استانداری اصفهان در خانه قدیمی ظل السلطان، متعلق به زمان ناصرالدین شاه بود. به رغم هزینه ای که برای مرمت شده بود و ارزش تاریخی بنا، آن مکان برای کار اداری مناسب نبود. چنان که وقتی بارا می آمد، ناچار بودند در اتاق استانداری چند سطل بگذارند تا آب روی زمین پخش نشود. یا این که بخش بایگانی در زیرزمینی بود که قبلا اسطبل ظل السلطان بود. موقع جنگ هم موشکی نزدیک میدان امام خورد و باعث شد بخشی از گچ های سقف بنا بریزد. زمانی که استانداری آن جا را بر عهده داشتم، ساختمانی برای استانداری ساختیم اما همان موقع بخری آقایان انتقاد کردند که شما کاخ ساخته اید. در حالی که برای استان بود و برای شخص منفعتی نداشت. آیت الله هاشمی تأکید داشتند ما می رویم، اما مردم و نسل های آینده می خواهند در این کشور زندگی کنند. در واقع دیدگاه آقای هاشمی به یک سری مبانی اعتقادی و اخلاقی صرف محدود نبود، بلکه در تلفیق با ایده هایی که از دیگران گرفته بود در قالب عمران، سازندگی، آبادانی در زندگی مردم جاری می شد. همان گونه که می بینیم، این دیدگاه در جامعه اثرگذار بود و امروز حتی کسانی که مخالف برخی نظرات سیاسی آقای هاشمی بودند، دنبال سازندگی و توسعه هستند.

· یکی دیگر از ویژگی های آقای هاشمی حضور در انتخابات متعدد و مختلف بود. آقای هاشمی در 37سال بعد از پیروزی انقلاب، 12بار کاندیدا شدند که یک رکورد به شمار می آید. این در حالی است که وقتی برخی مسئولان گذشته یا فعلی برای کاندیداتوری دعوت می شوند از این که در معرض رأی مجدد مردم قرار بگیرند، ابا دارند. آقای هاشمی در دو انتخابات مورد اقبال قرار نگرفت اما باز هم در انتخابات شرکت کرد. سال گذشته هم برای انتخابات خبرگان نامزد شدند و امسال هم در انتخابات هیئت رئیسه همین مجلس کاندیدا شدند. این عزم از کجا می آمد؟

آقای هاشمی اعتقاد داشت اداره پایدار کشور با حضور واقعی مردم امکان پذیر است نه با شعار. بخشی از این حضور در مراسم و راهپیمایی هاست، اما حضور تعیین کننده شرکت در انتخابات است. آقای هاشمی بیانی داشت به این مضمون که «معدل افکار عمومی در شرایط معمولی، هیچ وقت اشتباه نمی کند و حتی اگر زمانی بد انتخاب کند، بالاخره خودش را تصحیح می کند. بنابراین صلاح نیست چیزی را بر مردم تحمیل کنیم.» براساس این دیدگاه، ممکن است در شرایطی با تبلیغات یا جوسازی مردم را به اشتباه بیندازد کما این که این اتفاق هم افتاد اما وقتی آثار انتخاب اشتباه را می بینند، دیدگاه و آرایشان اصلاح می شود. این رویه که به رشد پایدار جامعه می انجامد، تأثیرگذارتر از آن است که با این استدلال که حضور فلان فرد صلاح نیست، صلاحیت او را رد کنند. آقای هاشمی ایمان داشت که افکار عمومی در نهایت بهترین تصمیم را می گیرد و بر همین اساس می گفت همه حرف های شان را بزنند و درنهایت مردم قضاوت انتخاب کنند. در نهادهای تصمیم گیر نیز، بنا را بر رأی گیری می گذاشت. در جلسات استدلال می کرد و نظرات خود را می گفت، اما تحکم نمی کرد و در پایان حتی اگر همه موافق بودند، باز هم می خواست رأی فیزیکی داده شود. در انتخابات مختلف هم وقتی فکر می کرد حضورش تأثیرگذار است، شرکت می کرد. برداشت شان در انتخابات سال 84 این بود که حضورشان باعث وحدت می شود، بارها هم اعلام کرد اگر همه روی یک نفر اجماع کنند، او هم حمایت خواهد کرد. اما به رغم حضور ایشان، این اتفاق نیفتاد و بعد خسارت هایش را دیدیم. زمان تشکیل مجلس ششم هم فکر می کرد حضورش در مجلس موثر است و کاندیدا شد، اما جوی ساخته شد و ایشان برای احترام گذشتن به رأی مردم، کنار رفت. فکر کردند وقتی به عنوان منتخب سی ام وارد مجلس شود، در مجلس هم اتفاق نظری روی ایشان نیست و نمی توانند اثرگذار باشند. آقای هاشمی هیچ گاه مدعی نبود قدیس یا مستثنی است، به چشم تجربه اندوزی به این موضوعات نگاه می کرد. آقای هاشمی با همین روال جمعه را جلو آورد تا هم مردم و هم جامعه به رأی خود احترام بگذارند. جمله ای که این اواخر گفتند مبنی بر این که «حالا می توانم راحت بمیرم» به خاطر تجربیات مردم بود که جامعه را به این بلوغ رسانده که در انتخابات شرکت کرده و فعالانه جامعه را به روال خوبی هدایت کنند.

· نگاه «مکتب هاشمی» به اقتصاد چگونه است و در اولویت بندی های فکری ایشان جایگاه اقتصاد کجاست؟ یکی از نکاتی که منتقدان به آن اشاره می کنند، پافشاری هاشمی به «توسعه اقصادی» به بهای حاشیه راندن «توسعه سیاسی» است. این برداشت تا چه حد منطبق با واقعیت است؟

این سوال پاسخ مبسوطی را می طلبد که شاید به تحقیق و جمع بندی هم حرف ها و مطالبی که از ایشان باقی مانده، نیاز باشد. ولی به صورت کد می شود به چند جمله کوتاه بسنده کرد: ایشان به تجربه و دانش بشری در زمینه مباحث اقتصادی بها می داد و در کنار مباحث ارزشی و دینی، تخصص ها را نادیده نمی گرفت. به تولید ثروت و بالا بردن درآمد ملی و رفاه عمومی معتقد بود و توزیع فقر در جامعه را مثبت نمی دانست. حل مسائل و مشکلات اقتصادی را در گرو ارتباط سازنده و جدی با اقتصادهای برتر جهان می دانست و انزوای اقتصادی و در لاک خود خزیدن را توصیه نمی کرد. گام اول توسعه را رشد رفاه و درآمد عمومی می دانست و شعارهای سیاسی توسعه یافتگی را بدون چنین بروندادی موثر نمی دانست. معتقد بود اگر بتوانیم مردم را توانمند سازیم که زندگی شان را اداره کنند و محتاج کوپن و یارانه برای امرار معاش نباشند، امر توسعه سیاسی تسهیل و حتی ناگزیر خواهد بود و کسی نمی تواند یک جامعه مستغنی را با انسداد سیاسی اداره کند. اگر دعواهای سیاسی در جامعه گذران زندگی را بر مردم سخت کند، توقع رشد و توسعه سیاسی از یک جامعه فلاکت زده توقع به جایی نیست و به جایی نمی رسد.

· آیت الله خاطرات روزانه خود را یادداشت می کردند و بخشی از این خاطرات به مرحله انتشار هم رسیده است. با توجه به فراز و فرود تحولات سیاسی ایران و نقش هاشمی، این خاطرات تا چه حد می تواند برای استخراج مبانی مکتب هاشمی مفید باشد؟

تا آن جا که من دیده ام، این نوشته ها بسیار مهم و قابل استفاده و برای نسل ما و تاریخ کشور راهگشا و آموزنده است و مجموعه آن ها منبع بی نظیری برای تاریخ معاصر کشور و انقلاب است. امیدوارم فرزندان گرانقدر ایشان این همت را بکنند که با وجود سختی کار، این مجموعه را با همان شتاب و سرعتی که خود ایشان هم تأکید داشت، تکمیل و تا آخر آن را تدوین و منتشر کنند.

منبع: روزنامه ایران، سالنامه نوروزی 96

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

نوبخت: امسال برای ریزش اشتغال برنامه داریم

چقدر ذخایر ارزی به ریال تبدیل شده است؟

حقوق اعضای هیات علمی در سال۹۸ چقدر است؟

واکنش بازار ارز به تصمیم جدید آمریکا

اتهامات سنگین گازی به زنگنه در مجلس

خبر وحشتناک برای مستاجران

اظهارات رئیس بانک مرکزی بعد از اقدام تحریمی آمریکا

خسارت ۳۰۰۰ میلیارد تومانی سیل به تاسیسات آب و برق

بورس ریخت

ساخت بزرگترین نیروگاه خورشیدی کشور

درخواست آمریکا از ایران درباره تنگه هرمز

قالیباف: نگاه تقلیل‌گرایانه به FATF خیانت است‌

ایده خلاقانه ‌‌‌‌‌‌، 4 صندلی و یک میز در کیف سبک

هشدار صریح جامعه اطلاعاتی کشور به سردمداران آمریکا

بلومبرگ: ترامپ با اوباما فرقی ندارد

امیرحاتمی: در اجلاس روسیه درباره ترامپیسم گفتگو می‌کنیم

سردارسلیمانی به مرد سیل‌زده چه گفت؟

اولین شایعه‌ای که برای قاسمی در پاریس بوجود آمد

روایت مداح معروف از مداحی با سعیدقاسمی

رحمانی‌فضلی: دستور رهبر انقلاب را در سریع ترین زمان ممکن محقق می‌کنیم

گوترش: کمیته تحریم به خشونت جنسی توجه کند

۳۷ نفر به اتهام تروریست بودن در عربستان اعدام شدند

درخواست حزب‌ اردوغان رد شد

ترامپ به دیدار ملکه می‌رود

نشست ۳ جانبه امریکا، چین و روسیه درباره افغانستان

فرانسه و ایتالیا بدهکارترین کشور‌های عضو اتحادیه اروپا

پیش‌بینی سندرز از عاقبت ترامپ در انتخابات آینده

فرانسه: شریک استراتژیک و مورد اعتماد ریاض هستیم

بحران سودان و لیبی محور نشست‌های قاهره

اخبار ضدونقیض درباره سرنگونی هواپیمای جنگی دولت وفاق ملی لیبی

قاتل خبرنگار بلغاری به ۳۰ سال زندان محکوم شد

خبر خوش مترویی برای پرند

درگیری خونین دریابانان پلیس با قاچاقچیان سوخت

یک اماراتی بعد از 28 سال حیات نباتی به زندگی بازگشت

هوای سرد تا چه زمانی در کشور ماندگار است؟

سرقت خانوادگی با نوزاد یک ساله

حال و هوای حرم حضرت رقیه سلام الله علیها در شب میلادش

حریق لنج ماهیگیری 4 مصدوم برجای گذاشت

قاتل 2 جوان مشهدی در بندرعباس کیش و مات شد

نقره داغ 30 هزار تومانی برای بوق‌های بیجای رانندگان