رصد

کد خبر: ۱۲۳۵۱۴
تاریخ انتشار: ۰۵ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۲
پربیراه نیست اگر داستان «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» را داستان فیل در تاریکی «مثنوی معنوی» بدانیم که البته اصول گرایان آگاهانه و عامدانه آن را در پستوی اردوگاه انتخاباتی خود پنهان کرده اند و به غیر از چند رسانه محرم و نزدیک خود را به این نهانخانه راه نمی دهند. تشکلی که اگرچه عنوان «جبهه» بر خود اطلاق کرده است، اما دقیقا تعریفی متناقض با «جبهه» در فرهنگ سیاسی کشور دارد. چه بر اساس آیین نامه فعالیت احزاب و گروه های سیاسی، جبهه متشکل از چند حزب شناسنامه دار و با مجوز است که در مبانی و رویکرد اشتراک نظر دارند و بر همین اساس کنار هم قرار می گیرند.

به اعتقاد کمیسیون ماده 10 احزاب، داشتن پروانه تأسیس و فعالیت برای «جبهه» هایی که با این تعریف تطابق کامل دارند هم کافی نیست و باید «جبهه» ها مجوز جداگانه بگیرند. اما «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» از کنار هم قرار گرفتن 10شخصیت سیاسی و حقیقی تشکیل شده است و آن گونه که غلامرضا مصباحی مقدم می گوید، تأکید اکید دارد که هم غیرحزبی و هم فراحزبی است.

به گفته سخنگوی جامعه روحانیت مبارز، هرچند احزاب اصولگرا، پیشگام و پشتوانه این تشکل هستند، اما قرار است بعد از قوام گرفتن، کار را به این نهاد واگذار کرده و احزاب اصول گرا نیز فقط نظاره گر، تابع و پشتیبانی باشند. او در این گفت وگو تأکید می کند اصول گرایان در صدد هستند تصور القای کاندیدا از بالا (احزاب) به پایین (بدنه رأی) را بشکنند. مصباحی مقدم در این مصاحبه به این پرسش پاسخ می دهد که آیا اصول گرایان علاوه بر تغییر ویترین، در ادبیات و برخی رویکردها نیز تجدیدنظر خواهند کرد. گفت وگوی «ایران» با سخنگوی جامعه روحانیت مبارز را در زیر می خوانید.

-- اصول گرایان از چه زمانی به سازوکار «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» رسیدند؟

حدود شش ماه قبل یا بیشتر بحث انتخابات در دستورکار قرار گرفت و سازوکاری ایجاد شد که بتواند «ائتلاف اصول گرایان» را محقق کند.

-- کدام یک از احزاب اصول گرا پیشگام تأسیس این تشکل جدید بود؟

جمعی از نیروهای انقلابی پیشقدم شده و افرادی را شناسایی کردند که هم سابقه و روحیه انقلابی و هم تجربه سیاسی داشته باشند و هم جزو چهره های شاخص حزبی جریان اصول گرا نباشند.

-- چرا جزو چهره های شاخص حزبی نباشند؟

برای این که فراتر از احزاب کار کنند، احزاب اصول گرا حوزه نفوذ مشخصی دارند ولی دایره نیروهای هوادار نظام جمهوری اسلامی و انقلاب همچننی آن هایی که به وصیت و رهنمودهای امام(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی پایبندند، بسیار گسترده تر از احزاب اصول گرا و حتی حوزه اصول گرایی است.

-- در جریان اصول گرا، چهره های شاخص تری از هیئت موسس «جبهه مردمی» داریم که حزبی نیستند، مثل آقایان محمدباقر قالیباف، علی اکبر ولایتی، علی لاریحانی، محسن رضایی، سعید جلیلی و ... در «جبهه مردمی» چهره هایی هستند که به عنوان اصول گرا شناخته می شوند، اما در میان اصول گرایان هم از آنان «شناخته شده تر» و به اصطلاح «اسمی تر» و هم از آنان «انقلابی تر هم داریم که در هیچ حزبی هم عضویت ندارند و اتفاقا تا حدودی نفوذ هم دارند. چرا از این چهره ها استفاده نشد؟ به عبارت واضح تر چرا از چهره های غیرحزبی درجه دوم و پایین تر به عنوان ویترین جدید تشکل انتخاباتی اصول گرایان استفاده کردید؟

برای این که این تشکل، تابلوی برجسته از از جریانی خاص تلقی نشود و میدان عمل گسترده ای داشته باشد. به عبارت دیگر شخصیت هایی باشند که هم تجربه انقلابی دارند و هم آن ها را به عنوان شخصیت های شناخته شده در یک محدوده سیاسی نشاسند، بلکه نگاه عموم مردم به آن ها فراتر از دریچه احزاب و حتی شخصیت های بنام و برجسته جریان اصول گرا باشد تا جاذبه لازم برای جذب تعداد بیشتری از علاقه مندان به نظام، امام(ره)، رهبری و انقلاب اسلامی داشته باشند.

-- جریان های سیاسی عمدتا روی چهره های شاخص کاریزماتیک خود حساب می کنند؛ جنابعالی در گفت وگویی با روزنامه «ایران» اثر پیام ویدئویی کوتاه رئیس دولت اصلاحات در رأی دادن به دو فهرست «ائتلاف امید» و «خبرگان مردم» در انتخابات اسفند گذشته اذعان داشتید، این چهره ها برای جریان های سیاسی شان یک سرمایه هستند؛ می فرمایید می خواهید طیفی فراتر از جامعه فعلی را جذب کنید، این چهره های درجه دو و سه چه مزیتی دارند که می توانند فراتر از احزاب و چهره های شاخص اصولگرا قدرت جذب داشته باشند؟

بنا نبده کاندیدایی از بالا دیکته بشود تا احیانا افرادی که جایگاه نفوذ سیاسی دارند بخواهند نقش آفرینی کنند، بنابراین قرار گرفته، پایین ترین اقشار جامعه و توده مردم بتوانند معتمدان را معرفی کنند و طبعا جذب این ها، مستلزم نداشتن یک موقعیت کاریزماتیک است تا تصور نکنند باز هم می خواهند از بالا به آن ها دیکته کنند که چه باید بشود، پس کسانی به میدان آمدند تا این اعتماد را ایجاد کنند که این سناریو، سناریوی تأثیرگذاری و نفوذ احزاب و شخصیت های برجسته نیست، آن احزاب و شخصیت های برجسته حاضر شده اند میدان را به توده مردم واگذار کرده و کار را به معتمدان مردم بسپارند، به عبارت دیگر این حرکت از پایین به بالا آغاز شده، کسانی که در هر شهرستان مورد اعتماد مردم هستند اعم از گروه های اجتماعی، صنفی، دانشگاهیان، معلمان، پزشکان، ورزشکاران، هنرمندان، زنان، دانش آموزان و دانشجویان جمع شوند و بگویند به چه کسی رأی بدهید.

-- اما باز هم شروع این حرکت از احزاب بوده است.

در نهایت کسانی که این حرکت را تمهید کرده اند میدان را به خود این مجموعه واگذار کرده و از دور خارج می شوند.

-- در واقع اصولگرایان برای شکست این تصور که «اصول گرایان همیشه قیم مأبانه رفتار کرده اند» بنا را بر نظر خواهی از بدنه جامعه گذاشته اند. از این منظر تأکید کارگزاران «جبهه مردمی» بر کلمه «مردمی» قابل درک است؛ اما آیا این نام گذاری به آن معناست که حرکت های ائتلافی قبلی اصول گرایان «غیرمردمی» بوده است؟

طبعا آن چه در گذشته محقق شده، نشان داده مجموعه اصول گرایان سازمان رأی دارند، ولی نمی توان با آن سازمان رأی، منحصرا وارد رقابتی شد که آن رقابت ضرورتا منتج به نتیجه شود. در ثانی همان طور که گفتم تأکید عمده این است این حرکت از پایین به بالا باشد؛ می خواهد به مردم بگوید: «نوبت شماست که شما به میدان بیایید و بگویید کاندیدای پیشنهادی شما کیست». باید مردمی که روحیه انقلابی دارند به واقع احساس کنند به جای تأثیرپذیری، تأثیرگذارند.

-- علاوه بر قالب تکراری، انتقادی که بعد از شکست در انتخابات های اخیر اصول گرایان متوجه این جریان شد، نداشتن تعامل لازم با بدنه مردم بود. آقای باهنر در گفت وگوبا «ایران» یکی ا زدلایل ناکامی اصول گرایان در انتخابات های ریاست جمهوری را نداشتن حرف و پیام تازه می داند. اما صحبت های کارگزاران «جبهه مردمی» تاکنون تکرار صحبت های گذشته با همان کلیدواژه های کلیشه ای است؛ اصول گرایان ساختار انتخاباتی شان را تغییر داده اند، می خواهند بدنه رأی شان این تغییر را باور کند؛ سوال این جاست آیا این ساختار جدید با ادبیات جدید و تغییر برخی دیدگاه ها در حوزه های اجتماعی و فرهنگی همراه خواهد بود تا بتواند پل های ارتباطی را ترمیم کند؟

با اظهارنظری که از جناب آقای باهنر نقل کردید، همراهی ندارم و معتقد نیستم پیام تازه ای نداشتیم و اصلا با این نگاه وارد میدان نشده ایم. به اعتقاد ما آن چه که تاکنون کمتر به آن توجه شده است، تأکید بر اصل انقلاب، حفظ نظام و نشان دادن کارآمدی نظام است. باید نشان بدهیم ظرفیت های کشور و ملت را نمی توان در یک جریان سیاسی یا در مجموعه محدودی از شخصیت ها و احزاب سیاسی منحصر کرد. تجربه های قبلی به میدان آمدن اشخاص و حمایت از آن ها بود، اما ما نیازمند سازوکاری هستیم تا همه آن هایی که تمایل دارند وارد میدان شوند، خود را به یک جامعه نمونه عرضه کرده و نیروهای مردمی در این جامعه نمونه بگویند چه کسی را برای ریاست جمهوری دوره بعد شایسته تر می دانند. این جامعه نمونه بهتر می تواند ما را به وحدت برساند تا این که ما ناگزیر باشیم با کاندیداها چانه زنی کنیم، زیرا هر کاندیدایی مدعی است آرا و هواداران من بیش از دیگران است و نمی توان هم این ادعا را اثبات یا قویا رد کرد. بنابارین بهترین سازوکار همین جامعه نمونه مردمی است که می توند بگوید چه کسی زمینه برأی بیشتری در مجموعه دارد، چرا که جامعه ترکیبی از نیروهای شهرستان ها، مراکز استان، تهران و گروه های اجتماعی است که اشاره کردم، نمایندگان احزاب هم هستند که در این ترکیب به آن ها وزن کمتری داده می شود.

-- حفاظت از اصل نظام، استفاده از ظرفیت های کشور و امثالهم جز بدیهیات و گفتمان اصلی نظام است و متعلق یا در انحصار جریان خاصی نیست، تمام جریان های سیاسی که پذیرفته اند در چارچوب انتخابات وارد میدان شوند، به این اصول ملتزم هستند و اصلا اگر چنین التزامی نباشد، تأیید صلاحیت نمی شوند. آیا در میدان رقابت انتخابات ریاست جمهوری، می توان روی این اصول کلی مانور داد و به نتیجه امیدوار بود؟ چه بسا کاندیدای اصول گرایی خارج از «جبهه مردمی» به این اصول پایبند است، در آن جاست که بحث بر سر روش ها پیش می آید که وجه افتراق جریان های سیایس درون نظام است، سوال این جاست روش های «جبهه مردمی» مثلا برای منافع ملی چیست و چه مختصاتی دارد؟ برای نمونه شما هنگام تصویب برجام در مجلس بودید. هیئت رئیسه مجلس نهم، اصولگرا بود. بدنه مجلس نهم، اصولگرا بود، اما اصول گرایان مجلس بر سر تصویب «برجام» دو طیف بودند و از موافق سرسخت تا مخالف سرسخت برجام را شامل می شدند. حال این طیف می خواهد در انتخابات شرکت کند، می خواهد چه تابلویی در دست بگیرد؟می خواهد منافع ملی را «با» یا «بی» برجام پیش ببرد؟ ادبیات آقای باهنر غالب خواهد بود یا آقای روح الله حسینیان؟

درست است که مجموعه اصول گرایان در بخری موارد با هم اختلاف دارند، اما از این مجموعه فراتر نگاه کنید. اگر ذهنیت تان از این قالب ها خارج شود، می بینید مردمی که در طول 38سال گذشته و حتی پیشتر از آن هواداری خودشان را از اسلام، نظام، امام(ره) و بعد هم رهبری به صورت جدی نشان داده اند، مطالباتی دارند. مطالبات این ها با افراد دیگر تفاوت دارد که دارای این روحیه انقلابی، ایثار، گذشتن از منافع شخصی نیستند یا اگر هم هستند با درجات ضعیف تری این روحیه را دارند.

-- مطالبات این دو طیف که «جبهه مردمی» می خواهد آن را نمایندگی کند، چیست؟

اولویت اول حفظ نظام جمهوری اسلامی است، ولو به قیمت این که این حزب و آن حزب یا این جریان و آن جریان، رأی نیاورد و یا رقیب رأی بیاورد. ما در راستای حفظ نظام، نگرانیم و می بینیم که مردم هم نگرانند. وقتی می گوییم جریان انقلاب، منظورمان جریانی است که روی ظرفیت های ملی، توانایی مردم ایران و نخبگی جوانان اتکا می کند و به جای این که نگاهش به بیرون باشد، به درون است، امام(ره) و رهبری را محور اندیشه و رفتار خودش قرار می دهد، بنایش بر این است حداکثر رهنمودها را دنبال بکند. برای مدیریت اجرایی کشور کسی را می خواهد که ملتزم پروپاقرص راه امام و رهبری باشد و نظام جمهوری اسلامی را ارتقا بدهد، کارآمدی نظام را بهتر نشان دهد و قدرت رفع مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی که جامعه از ان رنج می برد را داشته باشد. از ظرفیت داخل به طور کامل استفاده کند و تعامل شان در سطح بین المللی بر اساس منافع ملی، نگاه انقلابی، ارتقای جایگاه، قدرت و عزت نظام باشد نه چیز دیگری.

-- به نظر می رسد عمده مباحث ایدئولوژیک و تئوریک است و نمی خواهد منحصر به انتخابا باشد، جریانی که می خواهد بعدها حتی اگر در مصدر قدرت نباشد در جامعه تأثیرگذار باشد.

دقیقا، درست برداشت کردید. به عبارت دیگر شاید گام اول برای انتخابات باشد ولی بعد از انتخابات چه پیروز شود چه نشود، گام های اساسی ترین بر می دارد تا امید حفظ نظام همچنان در میان ملت باقی بماند و نسل جوان حس کنند نسل های گذشته با چه ایثارگری هایی انقلاب را ایجاد و حفظ کرده و به آنان سپرده اند. ر این صورت جوانان انگیزه پیدا می کنند این راه را ادامه دهند.

-- به نظر شما اظهاراتتان این سوءتعبیر را ایجاد نمی کند که عده ای بر این باورند که مثلا آقای روحانی کاندیدای اصلی انتخابات چندان دنبال حفظ اصل نظام نیست و حال این نگرانی وجود دارد و «جبهه مردمی» می خواهد به میدان بیاید؟ این دغدغه از کجا آمده است، چه چیزی باعث نگرانی شما شده که در این چارچوب به آقای روحانی نمی رسید؟

ممکن است شعارها مشابه و مشترک باشد، البته گاهی این طور هم نیست. ما از ایدئولوژی فراتر رفته ایم، درست است همه می کوشند به نحوی خود را همراه این ایدئولوژی نشان بدهند اما ادبیات قوی و ضعیف وجود دارد، برخی از این ادبیات، قوی تر استفاده می کنند بعضی ها ضعیف تر. از این ادبیات مهم تر، به ظهور و بروز رسیدن این ایدئولوژی در مقام عمل و تصمیم گیری است. در جریان فتنه 88 بعضی ها حاضر شدند به قیمت متزلزل کردن نظام، منافع حزبی و گروهی و حتی شخصی خود را تعقیب کنند. اگر تدبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی و هوشیاری و بصیرت ملت نبود، کشور ما ماه ها با بحران درونی رو به رو بود. منشأ این بحران درونی، نادیده گرفتن مصالح ملی و مواضع انقلابی بود. یک وقتی تشبیهی کرده و گفته ام نظام ما مانند هواپیمای در حال پرواز است؛ اگر در کابین خلبان اختلافی بین خلبان و کمک خلبان ها نباشد، هواپیما مسیر معمول و متعارف خود را ی می کند و به سلامت به زمین می نشیند، ولو این که در کابین مسافران درگیری و نزاع وجود داشته باشد و چند نفر هم کشته شوند. ولی اگر در کابین خلبان، شاهد نزاع بین خلبان و کمک خلبان باشیم، هواپیما دچار تلاطم می شود و سقوط محتمل است. ما در گذشته شاهد این درگیری، اختلاف و چالش درونی نظام بین رهبری و ریاست جمهوری یا بین رهبری و کاندیدای ریاست جمهوری بوده ایم، این جاست که می فهمیم چه جریانی حاضر است برای این که نظام باقی بماند، خود را و جایگاهش را فدا کند و چه جریانی حاضر نیست. این مباحث ایدئولوژیک نیست، کاملا میدانی و مصداقی است. مردم ما در 38سال گذشته، ناکارآمدی خود را اعلام کرده اند، از رشد قیمت ها، بیکاری، تبعیض و فساد ناراحت اند، ولی جایی که پای حفظ نظام به میان می آید، همه نارضایتی ها و انتقادها را کنار می گذارند و به میدان می آیند. شاهدش راهپیمایی های 22بهمن و مواردی نظیر این است.

-- و مشارکت در انتخابات ...

بله، این حضور نشان می دهد توده مردم با تمام وجود می خواهند این نظام حفظ شود. در عین حال شاهد هستیم گروهی آهنگ متفاوتی زده و رویه متفاوتی را دنبال می کنند، گویی دنبال این هستند تعدیلات، تغییرات و اصلاحاتی در نظام جمهوری اسلامی ایجاد کنند. خواسته این طیف با آن چیزی که انقلاب آن را نمایندگی می کند، متفاوت است.

-- چه کسی این تفاوت را تشخیص می دهد؟

بحث شخصی نیست، این اتفاقی است که در سطح رسانه ها رخ می دهد، خودش را در سخنرانی ها، مقالات و مصاحبه ها نشان می دهد. قبلا به این گروه دگراندیش می گفتند، یعنی کسانی که در مقابل اندیشه های انقلابی تفکر متفاوتی دارند. این ها توانستند در بعضی از دوره ها به نحوی اثرگذار و نقش آفرین باشند و همین ها منشأ چالش شدند. منظور ما از «جبهه مردمی نیروهای انقلاب»، همان توده عظیم بی نام و نشان و بدون تابلویی است که هوادار اصل وبقای نظام است، با تمام وجود از رهبری تبعیت می کند، به دنبال کارآمدی نظام است، معتقد است می توانیم با ظرفیت های داخلی کشورمان را بهتر اداره کنیم. الان مردمی که با ما رو به رو می شوند، می پرسند: «چه کار می کنید؟! نظام در خطر است، احتمال بحران وجود دارد». به عبارت دقیق تر این حس و درک مشترک میان مردم وجود دارد که باید کار را به دست کسانی بسپاریم که تواناتر، کارآمدتر، نسبت به اصول و مبانی نظام مقیدتر هستند و در مقابل دشمنان این نظام قوی تر ظاهر شوند نه این که ضعف نشان بدهند.

-- سال 92 رهبر معظم انقلاب در ساعت نخست رأی گیری فرمودند کسانی که نظام را قبول ندارند و من را هم قبول ندارند، اما به خاطر این که ایرانی هستند پای صندوق رأی بیایند، نکته ای که کمتر اشاره شده این است اگر کسی رهبر معظم انقلاب را به تعبیر خود ایشان قبول نداشت، چرا به حرف ایشان پای صندوق رأی آمد؟ اصول گرایان این داعیه را دارند که فرمانبردارتر و مطیع ترند، آیا این به این معناست که طرف مقابل به حدی معتقد نیست که ممکن است اصل و بقای نظام را با مشکل مواجه کند؟

نمی خواهم این نتیجه را بگیرم و بگویم اهداف شناخته شده و ضمنی جریان مقابل نادیده گرفتن اصل انقلاب و نظام است، ولی حد حمایت و تبعیت از مواضع رهبری بین دو جریان متفاوت است. بد نیست مثالی بزنم؛ مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی دیدگاه های متفاوتی با رهبر معظم انقلاب داشتند و از خودشان شنیده بودیم که ایشان در جلسات خصوصی با آقا، دیدگاه هایشان را مطرح می کردند، اگر توانستند، همدیگر را قانع می کردند و اگر نمی توانستند همدیگر را قانع کنند، آقای هاشمی از رهبر انقلاب اطاعت و تبعیت می کرد. این دیدگاه متفاوت است با دیدگاه شخصیتی مثل مرحوم آیت الله مهدوی کنی که نظرشان این بود ما علاوه بر تبعیت از فرامین رهبری باید اشارات رهبری را هم دنبال کنیم. ما معتقد به این نگاهیم. حرف ما متفاوت از دیدگاه کسانی است که می گویند ما فکرمان را تعطیل کنیم و ببینیم رهبری چگونه تفکر می کنند که این هم غلط است. بین کسی که می گوید من ذوب در رهبری هستم و کسی که می گوید رأی مستقل اشکالی ندارد و کسی که می گوید من اشارات رهبری را هم مدنظر قرار می دهم، تفاوت وجود دارد. البته هر سه به نحوی در دایره این نظام هستند، هرچند که ما جریاناتی داریم که احیانا خودشان را در چنین قلمرویی تعریف نمی کنند و معتقد نیستند باید از تمام دستورهای رهبر معظم انقلاب تبعیت کرد.

-- مثل همان دیدگاهی که منجر به خانه نشینی 11 روزه محمود احمدی نژاد شد...

بله، تخلف کردند. با این که آقا دستور داده بودند در اجرا تعلل شد. در کل تفاوت «جبهه مردمی» با دولت آقای روحانی در اصول و شعارها نیست. در عملکردهاست. رهبر معظم انقلاب اواخر سال 92 موضوع اقتصاد مقاومتی را مطرح کردند، متعاقب این فرمایش انتظار این است که ظرفیت عظیم درونی نظام جمهوری اسصلامی برای اقتصاد مقاومتی به کار گرفته شود. یکی از ظرفیت ها، ظرفیت عامه ملت است و ما این توجه را از سوی دولت آقای روحانی نمی بینیم. مدیریت اجرایی کشور باید ظرفیت های مردم را به کار بگیرد، بخشی از این ظرفیت در بسیج است. اگر بسیج که نماینده همه اقشار این ملت است به میدان بیاید، با اوضاع متفاوتی رو به رو خواهیم بود.

-- حتما این تعبیر را می پذیرید که بخش اعظمی از نهادهای تأثیرگذاری چون صداوسیما، بسیج، تریبون های نمازجمعه، سپاه و زنجیره ای از رسانه ها در اختیار اصول گرایان است، با توضیحات شما این پرسش ایجاد می شود که اصول گرایان از سال 92 به این طرف برای اقتصاد مقاومتی چه کار کرده اند که حال می خواهند با در اختیار گرفتن دستگاه اجرایی، آن را تکمیل کنند؟ به ویژه آن که از سال 92 تا اردیبهشت امسال مجلس شورای اسلامی در اختیار اصول گرایان بود.

وقتی بخش اعظم توان و ظرفیت اجرایی در دست دولت است، نقش اساسی را هم دولت ایفا می کند و اگر دولت این مجموعه را بسیج کند، نتیجه بسیار بسیار متفاوت خواهد بود تا این که دولت به این مجموعه ها بی تفاوت بوده و انتظار داشته باشیم خود این مجموعه ها گام هایی بردارند و به نتیجه برسند. در عین حال الان سپاه به مناطق محروم خدماتی ارائه می دهد و بسیج سازندگی ایجاد کرده است. خبرهایی داریم مبنی بر این که تعداد قابل توجهی از روستاها توسط سپاه فعالیت دامداری، مرغداری، کشاورزی و امثالهم انجام داده و در این حوزه تأثیرگذار است. اگر دولت به این ها بودجه داده و منابع را در اختیارشان قرار می داد، حتما این حرکت چندین و چند برابر افزایش پیدا می کرد و آثار و نتیجه بهتری داشت. اگر دولت بعدی این حرکت را حمایت کند، آن وقت خواهیم دید که ظرفیت های اقتصاد ملی چگونه توسط نیروهای انقلابی و سپاه و بسیج ما در راستای اقتصاد مقاومتی به کار گرفته می شود.

-- «جبهه مردمی» برای این که تجربه های گذشته مانند خلف وعده ها و تعدد نامزدهایش پیش نیاید، چه سازو کاری اندیشیده؟

«جبهه مردمی» از تمام کسانی که می خواهد وارد این جریان بشوند می خواهد یک تعهدنامه امضا کنند.

-- این درباره کسانی است که خود را در این مجموعه تعریف کرده اند، هرچند که احتمال خلف وعده همین طیف هم هست. منظور نامزدهای اصول گراست که از ابتدا با «جبهه مردمی» همراه نیستند؟

وقتی کسی نمی خواهد وارد این مجموعه بشود، هیچ اهرمی هم برای کنترلش نیست.

-- ممکن نیست «جبهه» را دچار مشکل کند؟

طبعا خواهد کرد، البته تلاش بر این بوده با کسانی که مایل نیستند همراهی نشان بدهند مذکره بشود و این ها را به هر روشی قانع کنند تا وارد این جریان بشوند. اگر کاندیدا هستند، خودشان را در این مجموعه عرضه کنند. در کل مجموعه بنا را بر این گذاشته که ائتلاف حداکثری را دنبال کند نه صد در صدی.

منبع: روزنامه ایران، سالنامه نوروزی 96

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

نوبخت: امسال برای ریزش اشتغال برنامه داریم

چقدر ذخایر ارزی به ریال تبدیل شده است؟

حقوق اعضای هیات علمی در سال۹۸ چقدر است؟

واکنش بازار ارز به تصمیم جدید آمریکا

اتهامات سنگین گازی به زنگنه در مجلس

خبر وحشتناک برای مستاجران

اظهارات رئیس بانک مرکزی بعد از اقدام تحریمی آمریکا

خسارت ۳۰۰۰ میلیارد تومانی سیل به تاسیسات آب و برق

بورس ریخت

ساخت بزرگترین نیروگاه خورشیدی کشور

درخواست آمریکا از ایران درباره تنگه هرمز

قالیباف: نگاه تقلیل‌گرایانه به FATF خیانت است‌

ایده خلاقانه ‌‌‌‌‌‌، 4 صندلی و یک میز در کیف سبک

هشدار صریح جامعه اطلاعاتی کشور به سردمداران آمریکا

بلومبرگ: ترامپ با اوباما فرقی ندارد

امیرحاتمی: در اجلاس روسیه درباره ترامپیسم گفتگو می‌کنیم

سردارسلیمانی به مرد سیل‌زده چه گفت؟

اولین شایعه‌ای که برای قاسمی در پاریس بوجود آمد

روایت مداح معروف از مداحی با سعیدقاسمی

رحمانی‌فضلی: دستور رهبر انقلاب را در سریع ترین زمان ممکن محقق می‌کنیم

ازدواج ولیعهد مالزی با یک دختر سوئدی

گوترش: کمیته تحریم به خشونت جنسی توجه کند

۳۷ نفر به اتهام تروریست بودن در عربستان اعدام شدند

درخواست حزب‌ اردوغان رد شد

ترامپ به دیدار ملکه می‌رود

نشست ۳ جانبه امریکا، چین و روسیه درباره افغانستان

فرانسه و ایتالیا بدهکارترین کشور‌های عضو اتحادیه اروپا

پیش‌بینی سندرز از عاقبت ترامپ در انتخابات آینده

فرانسه: شریک استراتژیک و مورد اعتماد ریاض هستیم

بحران سودان و لیبی محور نشست‌های قاهره

قاتل خبرنگار بلغاری به ۳۰ سال زندان محکوم شد

خبر خوش مترویی برای پرند

درگیری خونین دریابانان پلیس با قاچاقچیان سوخت

یک اماراتی بعد از 28 سال حیات نباتی به زندگی بازگشت

هوای سرد تا چه زمانی در کشور ماندگار است؟

سرقت خانوادگی با نوزاد یک ساله

حال و هوای حرم حضرت رقیه سلام الله علیها در شب میلادش

حریق لنج ماهیگیری 4 مصدوم برجای گذاشت

قاتل 2 جوان مشهدی در بندرعباس کیش و مات شد

نقره داغ 30 هزار تومانی برای بوق‌های بیجای رانندگان