رصد

کد خبر: ۱۲۴۰۳۴
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۹

-- شما در رمان هایتان دغدغه مردم را دارید. روایت سختی های زندگی مردم، شادی ها و در عین حال قناعت ها. می خواهم از شما به عنوان نویسنده مردم سال کنم نظرتان درباره نمایش مردم گرایی در این انتخابات چیست؟

باید این را بگویم که اگر فرد دیگری در وضعیت من بود درباره انتخابات حرفی نمی زد. زیرا من در حوزه حرفه ای خودم نه از انتخابات آقایان و نه از انتصابات ایشان نیت و عمل خیری ندیده ام. اما از آن جایی که علاقه ای به خشونت بار شدن فضای جامعه ندارم و احساس می کنم این زمینه در لایه های زیرین جامعه در حال جنبیدن است، ترجیحم تغییرات قانونی از راه انتخابات است. مقوله مردم از دیدگاه نویسنده بامقوله مردم از نگاه سیاستمدار کاملا متفاوت است. نگاه من این گونه نبوده که بخواهم اراده کنم درباره مردم بنویسم تا امروز شما مرا نویسنده مردم خطاب کنید. نگاه و کار من از دل زندگی و تجربیات و ضرورت های آن برآمده و نه از دل یک جلسه انتخاباتی. این نگاه حاصل یک استمرار شصت ساله است. این که امروز سیاستمدارها همه به مردم اشاره می کنند و برای شان سنگ به سینه می زنند یک استفاده تبلیغاتی است و قیاس این دو را ناروا به خود و ادبیات می دانم. این آقایان هرگز توانایی نداشته اند که توضیح دهند مردم به چه معناست؟ مردم به معنای آدم است. حافظ از «چشم مردم» یاد می کند، یعنی انسانی که از آن چشم به دنیا می نگرد. امروز سیاستمداران وقتی می گویند مردم، مرادشان توده انبوهی است که باید پای صندوق های رای بیایند و فقط حضور انبوه خود را به نمایش بگذارند. این پوپولیسم و مردم گرایی سیاسی که هیچ ربطی به ادبیات ندارد، منحصر به کشور ما هم نیست.

در دنیا هر سیاستمداری به روش خودش و با توجه به میزانی که در جامعه اش از پوپولیسم استقبال می شود، از این موضوع سود می جوید. امروز از 4 درصدی ها و 96 درصدی ها صحبت می شود. من 18 سال قبل در یک سخنرانی همین نکته را به تحلیل و گواهی محققان اقتصاد ایران بیان کرده و گفته بودم که 96 درصد نقدینگی و ثروت مملکت تنها در اختیار 4 درصد مردم ایران است و 4 درصد ثروت در اختیار 96 درصد مردم. اما این موقعیت حیرت انگیز اقتصادی از کجا آمده است؟ جز این است که این شکاف پرناشدنی چنین اقتصادی حاصل نظام اقتصادی کشور است؟ اگر این طور است که هست، کدام یک از آقایانی که در تلویزیون و رسانه ها سنگ 96 درصدی به سینه می زنند با آن اقلیت 4 درصدی بی ارتباط هستند؟ این آقایان از دل همین نظام اقتصادی برآمده اند. رانت خواری را با چشم خویش دیده اند و شاید هم (نمی دانم!؟) به آن کمک کرده اند! اقایان خوب است توضیح بدهند که نقش شان در شکل گیری این شکاف چه بوده است؟ انتظارم از آن ها این است که بیایند خطاهای خودشان را در شکل گیری این شکاف صادقانه به مردم بگویند. خدمات شان را هم بازگو کنند. اما به جای این کار انرژی را صرف تخریب دیگری کردند و این ارتقا به همراه نیاورد و من بسیار متاسف شدم.

-- نظرتان درباره ترویج اخلاق صدقه دادن توسط کاندیداها چیست؟ آیا کسانی که این چنین وعده صدقه می دهند واقعا دغدغه مردم دارند؟

گداپروری یک روحیه قدیمی و کهنه در این مملکت است. گداپروری وهن مردم است و از مناسبات ارباب- رعیتی می آید. مردمی که صدقه را قبول می کنند متاسفانه این توهین را پذیرفته اند و دوستدار صدقه بگیران نمی توانم باشم به خصوص که بی نیازان هم این صدقه را پذیرفتند. وانگهی از لحاظ اقتصادی هم این وعده ها ناممکن است. این سیاست ها باعث گرانی و تورم می شود. باعث کاهش ارزش پول ملی می شود. انگار می خواهند پول کشور را واقعا تبدیل به کاه کنند؟ بعد از مدت ها مقداری ذخیره ارزی در این کشور جمع شده و لابد می خواهند آن را هزینه مقبولیت کنند در انتخابات. نباید اجازه بیان این حرف ها داده شود و اعتراض به این خاصه خرجی ها از جانب مجلس و هم از جانب اهل نظر به جا بود. مردم فقیر شده اند. حاشیه نشین شده اند. حالا هم می خواهند صدقه به مردم حاشیه نشین را چند برابر کنند. چه جور فکر و عملی موجب حاشیه نشینی شد؟ اوایل انقلاب و جنگ آقای خسروشاهی (روحانی سرشناس) حرف از مسکن رایگان زد. نتیجه این حرف به تدریج، به خصوص بعد از جنگ رسید به شانزده میلیون حاشیه نشین طبق آمار خودشان. حالا آقای حجت الاسلام خسروشاهی کجاست؟ مردمی که حفاظه تاریخی ندارند هر آینه ممکن است فریب بخورند. این روزها تلویزیون به جای این که مرتب از کاندیداها سوال بکند که چطور به مردم مسکن و صدقه می دهید، باید اقتصاددانان و مردم شناسان را به میدان بیاورد که بگویند ظرفیت اقتصاد این مملکت چیست؟ که بگویند آیا ممکن است گفته شود به 20 میلیون نفر می توان مسکن رایگان و صدقه داد؟ چرا چنین نمی کنند؟ زیرا فقط می خواهند توده مردم را بسیج کنند. رسانه رسمی مملکت طبق معمول خودش، در این مورد هم به پوپولیسم دامن می زند.

-- هم اکنون که با شما گفت وگو می کنیم، اولین مناظره های انتخاباتی برگزار شده است. چطور دیدید این مناظره ها را و چه تصویری از نامزدها دارید؟ تصمیم تان در این انتخابات چیست؟

نظر من درباره آقای روحانی مثبت است نه صرف روحانی بوند. بلکه از این بابت که ایشان چهار سال گذشته را صرف هموار کردن ناهمواری های روابط بین المللی ایران و بخش هایی از امور داخلی کرد و تا حدودی که مقدورش بود. در این حوزه به نسبت زحمتی که او و تیمش متحمل شدند توفیقاتی نیز به دست آوردند. شما بهتر می دانید که هواپیماهایی که به ایران فروخته شده قبلا تحریم بود و خرید هواپیماهای جدید یکی از چندین دستاورد روحانی درحوزه تعامل با دنیاست. ایشان کار بزرگ دیگری هم کرده که به گوش ما به درستی نرسیده. او در زمینه تنظیم سیاست های مالیاتی گام هایی برداشته است. از جمله این که شنیدم حقوق بگیرانی که زیر دو میلیون تومان درآمد در ماه دارند از پرداخت مالیات معاف شده اند. به این شکل قشر وسیعی از مردم که نباید مالیات می پرداختند از مالیات معاف شدند. این ها نشان از توجه عینی و واقعی روحانی به مسائل اجتماعی و سیاسی در امر اقتصادی کشور دارد. من از خلاف حرف های ایشان می فهمم که نگاه باز به جامعه دارد. اومی خواهد در کشور سرمایه گذاری مشترک داخلی و خارجی صورت بگیرد. او تلاش می کند از عهده موانع سرمایه گذاری در کشور برآید. این اعتقاد روحانی ناشی از تشخیص درست نیاز اجتماعی و اقتصادی امروز ایران است؛ زیرا او به درستی فکر می کند که ایران با کره شمالی فرق می کند؛ ضمن این که می داند نیازهای دفاعی کشور بسیار مهم است. اما اگر آقای روحانی نفر اول مورد توجه من بود، آقای قالیباف نفر دوم بود. او ظرفیت هایی دارد که از آن غافل است. ایشان پیشینه نظامی، انتظامی، تجربه مدیریت و سازماندهی دارد. جوان است و مکلاست. وی از این امتیازات بزرگ غافل شد و خودش را در تبلیغات انتخاباتی وارد فضایی کرد که چیزی بر او نخواهد افزود. اولا باید توجه می کرد که منطقا رئیس جمهوری که چهار سال اول فعالیتش را مشغول رفع مشکلات و حل و فصل دردسرهای بین المللی بوده، چهار سال دوم نیز باید کمک کرد سرکار بماند تا بتواند برنامه های خود را پیش ببرد. اما آقای قالیباف بی توجه به این نکته، وارد کارزار انتخاباتی شد و وقتی به کارزار انتخابات وارد شد به جای تکیه بر توانایی های خودش، حمله به حریف را انتخاب کرد و رفتار اشتباهی از خود بروز داد. ناگهان خودش را از امکان محتمل ریاست جمهور یک کشور فروکشاند. همشهری من به جای تکیه بر توانایی خودش شروع به محاجه و تخریب دیگری کرد. این لجاجت ناخوشایند البته خصیصه ای است در مدرم خراسان که من با آن آشنا هستم و خودم نیز برخوردار از آن مشکل ناخوب می باشد متاسفانه! اما این لجاجت شخصی نباید وارد مباحث کلان سیاست می شد. ایشان اشتباه کرد. او که می خواهد مدیر اجرایی اول کشور بشود خودش را پیرو و ادامه دهنده راه کسی نشان داد که مردم تجربه بدی از مدیریت 8 ساله او برکشور دارند. از این آقایان که بگذریم، آقای رئیسی را نمی شناسم و شناختم از آقای میرسلیم هم براساس یک تجربه فرهنگی است که از او دارم؛ او پنج سال از انتشار کلیه آثار من جلوگیری کرد. از آقای هاشمی طبا هم یک خاطره شخصی دارم. زمانی که ایشان رئیس ورزش مملکت بود ما نویسندگانی درخواستی به او دادیم تا یک سالن را در اختیار ما قرار دهد که در روز مراسم احمد شاملو مردم در خیابان ها سرگردان نشوند و بتوان مراسم را با نظم اداره کرد. اما او مخالفت کرد و گفت حتی اگر دولت به شما اجازه دهد من چنین اجازه ای نخواهم داد. به چنین روحیه ای گفته می شود دایه مهربان تر از مادر! یک نکته هم دوست دارم درباره آقای جهانگیری بگویم. من کمابیش روحیه کرمانی ها را می شناسم. انتخاب آقای جهانگیری به معاونت اول رئیس جمهوری یک انتخاب بسیار هوشمندانه بود و معتقدم این مرد کرمانی نباید دست های آلوده داشته باشد؛ می خواهم مناظره های بعدی را نیز ببینم و بعد تصمیم بگیرم به کدام شخص رای بدهم. اما تا این جای کار اگر بپرسید چه کسی را پسندیده ای باید بگویم آن مرد کرمانی را پسنیده ام و اگر آقای جهانگیری کناره گیری کند طبعا علاقه ام سمت اعتدال است کماکان. بگذارید همین جا اشاره کنم که تا قبل از احراز صلاحیت ها، یک عده در این انتخابات یاد تاریخ و فرهنگ ملی افتاده بودند! دوره ای فرهنگ اسلامی را هزینه کارهای خودشان کردند و این بار سراغ فرهنگ ملی آمده بودند. آقایان! این تاریخ تا جایی باقی مانده که ادیبان و نویسندگان وجود داشته اند؛ بقیه اش ظلمات است. بعد از حافسظ تا مشروطه نشانی از تاریخ زنده و سازنده وجود ندارد مگر یک کریم خان زند -بقیه همه کشت و کشتار و چشم درآوردن است. تقویم را با تاریخ اشتباه گرفته اید؟! سنت گرایی ها همه اهل فکر و نظر را فراری داده بودند به هند. از سرنوشت صدرای شیرازی هم که آگاهید! شما حق ندارید درباره تاریخ ایران حرف بزنید، وقتی هشت سال تمام با فرهنگ کشور مخالفت کرده اید. وقتی هشت سال تمام سانسور کرده اید. شما چه ربطی به تاریخ ایران دارید؟ مردم ایران و دنیا این کشور را با فرهنگ ایران و به اعتبار فردوسی و مولوی و حافظ می شناسند. شما نوادگان آنان را منع کردید، گوشه نشین کردید، افسرده کردید، حذف کردید، از مملکت فراری دادید، آن وقت حرف ازتاریخ هزاران ساله می زنید؟ تاریخ زنده این مملکت چه ربطی به اصحاب تعصب دارد؟!

-- جمع بندی شما از عملکرد چهار ساله آقای روحانی چیست؟ عملکرد دولت روحانی چقدر از پیش بینی ها و انتظارات شما به عنوان یک نویسنده فراتر بوده یا پایین تر بوده است؟

من اطلاعی از همه عرصه ها ندارم اما در سال 1392 قبل از این که به روحانی رای بدهم به اعتدال رای دادم. زیرا جامعه ما نمی تواند دچار جرمیت باشد. جامعه ایران همواره چند فرهنگی و چند اقوامی بوده است و اعتدال است که می تواند فضای حیاتی همگام را مقدم بشمارد. از دور که نگاه می کنم می بینم ایشان در جهت اعتدال تلاش کرده و جامعه سمت و سوی اعتدالی گرفته است. این برای من که پس از جنگ مرتب از رعایت اعتدال نوشته ام، حتی آقایان را به خواندن گلستان سعدی تشویق کرده ام، نسبتا قانع کننده است؛ اگرچه راضی کننده نیست.

-- می دانیم که کلنل شما هنوز در قفس است. اما نظرتان درباره وضعیت کلی فرهنگ در چهار سال گذشته چیست؟ آیا از کارنامه دولت در حوزه فرهنگ رضایت نسبی دارید؟

شخصا هیچ نگاه و رفتار خیری از آقای روحانی و تیم فرهنگی او نسبت به کار و آثار خود ندیده ام؛ سهل است که به من آسیب هم زده اند. نه تنها کلنل توقیف شد بلکه وزارت ارشاد جلوی جعل و انتشار و توزیع آن جعل را نگرفت و هیچ کمک حقوقی هم به جلوگیری از آن انتشار غیرقانونی انجام نداد. این که چرا تیم فرهنگی دولت موضع کلنل را بعد از جعل و انتشار مورد توجه قرار نداد سوالی بی جواب است. اما در همین عرصه فرهنگی اگر موضوع شخصی را کنار بگذارم و منصفانه بنگرم می بینم که این دوره دستاوردهای مثبتی هم داشته است. کمتر شنیده ام که در این دوره روزنامه یا مجله ای توقیف شده باشد. کتاب های دوستان من که سال ها بدون دلیل زیر تیغ سانسور بود در این دولت مجوز انتشار گرفت. دولت یازدهم شبکه های اجتماعی را حفظ و اگر توانست تقویت کدر. بنابراین اگر منصف باشیم در حوزه فرهنگ گام های مثبتی برداشته شده، اگرچه سودش برای دیگران و ضررش برای شخص من بوده است. ضمن این که فقط کلنل در قفس نمانده است، بلکه دو عنوان دیگر آثار این قلم هم در قفس باقی است: طریق بِسمِل شدن و عبور از خود!

منبع: ماهنامه اندیشه پویا، شماره 42

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

بسازبفروش‌ها در دام بازار مسکن گرفتار شدند

چه کسانی مصوبه مجلس درباره افزایش حقوق کارکنان دولت را دور زدند؟

دو رویدادی که قیمت نفت را تعیین می‌کند

تامین 3 هزار میلیارد تومان از بانک‌ها برای مناطق سیل‌زده

گران‌ترین و ارزان‌ترین آب در ایران

موج گرما به بورس رسید

شرط خرج کردن ارز ۴۲۰۰ تومانی‌ بانک‌ها

درخواست بانک‌ها برای نشست با رئیس‌جمهور

قیمت امروز خرید دلار در بانک‌ها

نرخ ۲۲ ارز بانکی افزایش یافت

شروع یک انقلاب در‌‌‌ درمان طاسی سر

پرونده سعید طوسی دوباره خبرساز شد

ایران تاکنون کدامیک از پهپادهای آمریکایی را ساقط کرده؟

تغییر حجاب متهمان زن در جلسات دادگاه

واکنش دادستان کل به ادعای صادقی درباره سعید طوسی

بدهکارترین کشور اروپا را بشناسید

پیش‌بینی جالب رهبر انقلاب در زمان دفاع مقدس درباره قدرت نظامی کشور

تذکر قاضی‌پور به هیئت رئیسه مجلس

جنجال در انتخاب رئیس کمیسیون اصل 90

نظر عضو شورای مرکزی حزب الله درباره سیاست آمریکا علیه ایران

درگیری هواداران محیط زیست و پلیس در یکی از معادن ذغال سنگ آلمان

خروج فرزندان عناصر استرالیایی داعش از سوریه

تحولات چهارگوشۀ جهان؛ آرامش نسبی

بازداشت دوست پادشاه سعودی به دست ولیعهد

تیراندازی در اطراف خانه رئیس جمهور جنجالی چچن

ولیعهد سعودی به فکر ماهیگیری افتاد

اعتصاب سراسری در نوار غزه در اعتراض به نشست بحرین

موضع عمران خان در مورد انتخابات افغانستان

رسانه عربی: عربستان و امارات متکی به آمریکا هستند

اعتراف ائتلاف سعودی به حمله گسترده پهپادهای یمنی به فرودگاه‌ها

بذل و بخشش سکه‌ای دانشگاه آزاد از جیب دانشجویان!

کشف جسد 2 جنین در رشت

استفاده از شیشه دودی ممنوع شد

یک نفر از هر ۸ معتاد ایدز دارد

اسنپ کمک کرد تا یک قهرمان دوباره بلند شود

برخورد با بی‌حجابی با طرح "ناظر"

وضعیت بارش و دمای ایران در بهاری که گذشت

برنامه دادستان تهران برای اخلالگران بازار ارز

هوای گرم فعلا مهمان کشور است

گزارشی از شلوارهای 90سانتی، بلوزهای بالای ناف و مانتوهای جلوباز