رصد

کد خبر: ۱۲۴۰۳۵
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۲
اندیشه پویا- به‌رغم رأی‌ عدم اعتمادی که از مجلس گرفت، همچنان یکی از ژنرال‌های دولت روحانی است. محمد‌علی نجفی، مشاور رئیس‌جمهور، که اکنون با استعفا از دولت، در مقام هدایت و ریاست ستاد فرهنگیان روحانی قرار گرفته، یکی تکنوکرات دانشگاهی است که ترجیح می‌دهد با عدد و رقم از کارنامۀ دولت یازدهم دفاع کند. گفت‌وگو با او یک روز قبل از اولین مناظرۀ کاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری انجام شد؛ مناظره‌ای که به جدال‌های انتخاباتی سرعت و حدت بیش‌تری بخشید.

اما این‌ گفت‌وگو حتا اگر پس از آن مناظرۀ انتخاباتی انجام می‌شد، با متانت و آرامشی که دکتر نجفی در گفتار و رفتار سیاسی‌اش دارد، احتمالا از چارچوب همین نکته‌هایی که در این گفت‌وگو می‌خوانید، فراتر نمی‌رفت. او با آمار و منطق نشان می‌دهد که رقیب روحانی به دنبال جذب رأی مردم با شعارهای فریبکارانه است؛ و اگرچه از کارنامة دولت دفاع می‌کند، اما وعده می‌دهد که روحانی دوم، حتما متفاوت از روحانی اول خواهد بود.

-- چهار سال پیش که دکتر روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری به پیروزی رسیدند، شرایط جهانی بسیار متفاوت بود. موج پوپولیسم در جهان فراگیر نشده بود، برکسیت اتفاق نیفتاده بود و ترامپ در آمریکا بر سر کار نیامده بود. رأی به دکتر روحانی، رأی به اعتدال و عقلانیت، در برابر پوپولیسم اقتدارگرای احمدی‌نژاد بود. اما امروز که پوپولیسم در حال تبدیل شدن به یک موج غالب در کشورهای اروپایی و آمریکاست، ما نیز با ظهور قوی‌تر پوپولیسم در رقابت‌های انتخاباتی روبه‌روییم. طرح شعارهایی همچون این‌که یارانه‌ها را برای دهک‌های پایین سه برابر می‌کنیم، یارانۀ ۲۵۰ هزارتومانی بیکاری می‌دهیم، پنج تا شش میلیون اشتغال در چهار سال ایجاد می‌کنیم، بدون توجه به الزامات و امکانات و تأثیرات تورمی‌ای که اجرایی کردن این وعده‌ها می‌تواند داشته باشد، نشان می‌دهد که برخی کاندیداها صحنۀ انتخابات را مسابقه‌ای می‌بینند که راه پیروزی‌اش از تهییج توده‌ها می‌گذرد. از این حیث به نظر می‌رسد آقای روحانی شرایط سختی را در این انتخابات پیش رو دارند. چهار سال پیش، گفتمان اصلاح و اعتدال به مصاف یک پوپولیسمِ ازنفس‌افتاده می‌رفت، اما حالا گفتمان اصلاح و اعتدال با یک پوپولیسمِ تازه‌نفس روبه‌روست که می‌خواهد با وعده‌های بی‌پشتوانه، نتیجۀ مسابقه را به نفع خود رقم بزند. به نظر شما برگ برندۀ آقای روحانی در مقابله با این موج پوپولیستی چیست؟

من ترجیح می‌دهم اسم آنچه را دارد اتفاق می‌افتد پوپولیسم فریبکار بگذارم. در سطح تئوریک بحث‌هایی مطرح است مبنی بر این‌که پوپولیسم به‌خودی‌خود بد نیست، و پوپولیسم اگر مبتنی باشد بر خواست مردم و پاسخگویی به اصلی‌ترین نیازهای آن‌ها باشد خوب است. نمی‌خواهم وارد این بحث تئوریک بشوم که آیا می‌توان از پوپولیسم مثبت در کنار پوپولیسم منفی سخن گفت یا نه. در تعریف کلاسیک، پوپولیسم با یک بار معنایی منفی، به معنای فریب دادن مردم با شعارهایی بوده است که آن‌ها را در لحظه تحت تأثیر قرار دهد و رأی و نظرشان را به سمتی جلب یا از سمتی دور کند. اما برخی اندیشمندان با تعریف جدیدی از پوپولیسم، از پوپولیسم مثبت هم سخن می‌گویند. با فرض این‌که بتوان از پوپولیسم مثبت و منفی سخن گفت، برای این‌که مشخص باشد، در نقد چه افرادی سخن می‌گوییم، من قید فریبکار را به این افراد اضافه می‌کنم. همان‌طور که اشاره کردید امروز پوپولیسم تبدیل به یک شر و آفت برای همۀ دموکراسی‌های جهان شده است. از ریاست‌جمهوری ترامپ در آمریکا تا رأی بیست‌درصدی و بالای خانم لوپن در فرانسه به عنوان یک ناسیونالیست افراطی ضد مهاجرین و مسلمانان، تا مواضع خانم ترزا می و آنچه در انگلستان اتفاق افتاد، نشانه‌هایی هستند از این‌که پوپولیسم امروز همۀ دموکراسی‌های دنیا را مورد تهدید قرار داده است. این یک زنگ خطر است. و به نظر من در انتخابات پیش روی ایران نیز واقعاً یک چالش بزرگ برای آقای روحانی است و یک امتحان بزرگ است برای مردم تا نشان دهند که آگاهی و بینش سیاسی و درک عمومی‌شان از مسائل کشور چقدر تحت تأثیر شعارهای پوپولیستی قرار می‌گیرد و چقدر قرار نمی‌گیرد. بگذارید به برخی ادعاهای مشخص بپردازیم تا منظورمان روشن‌تر شود. برای مثال، وعدۀ پرداخت ۲۵۰ هزار تومان به بیکاران داده شده است. به منظور اجرای این وعده، بیکاران باید در سامانۀ موردنظر آقایان ثبت‌نام کنند؛ حال فرض کنید سه میلیون بیکار در کشور داشته باشیم، و به محض دعوت از بیکاران برای ثبت‌نام، علاوه بر آن سه میلیون نفر، حداقل یک میلیون نفر از کسانی که جویای کار نیستند ــ همچون خانم‌های خانه‌دار یا کسانی که به رغم فارغ‌التحصیلی نمی‌خواهند کار کنند و احتمالاً از محلی دیگر درآمد دارند ــ هم در سامانه ثبت‌نام کنند. بنابراین با فرض ثبت‌نام چهار میلیون نفر ‌در این سامانه، هر ماه هزار میلیارد تومان به این افراد باید پرداخت شود، و این یعنی دوازده هزار میلیارد تومان در یک سال. کسانی که عدد و رقم سرشان می‌شود می‌فهمند که این اتفاق یا غیرممکن است ــ که به نظر من غیرممکن است ــ یا اگر میسر باشد لطمات کوتاه‌مدت و میان‌مدتش به نظام اقتصادی و اجتماعی کشور بسیار زیاد است؛ آن‌قدری که اگر مردم به واقعیت این لطمات پی ببرند حاضر نمی‌شوند به چنین اعانه‌ای تن بدهند. وعدۀ دیگر، دو و نیم برابر کردن درآمد ملی است. کارشناسان مختلف دراین‌باره صحبت کردند و نشان دادند که لازمۀ این ادعا، متوسطِ رشد اقتصادی 25 تا 26 درصد در چهار سال آینده است و روشن است که این اتفاق غیرممکن است، چون در جهان، عالی‌ترین عملکرد اقتصادی در سی سال اخیر، عملکرد چین بوده است که در یک دورۀ ده‌ساله توانسته رشد اقتصادی ده تا دوازده درصد را تأمین بکند. رشد اقتصادی 25 یا 26 درصد آن هم برای یک دورۀ چهارساله و به صورت متوالی و مستمر، از نظر اقتصاددانان و ریاضی‌دانانی که حداقل اطلاعات را از مسائل آماری دارند به یک شوخی شبیه است.

-- اما کسی که این شعار را مطرح می‌کند، نگران اثبات محال بودن ادعایش به لحاظ ریاضی و اقتصادی نیست؛ که اگر بود چنین ادعاهایی را مطرح نمی‌کرد. از همین‌رو پرسیدم که برگ برندۀ آقای روحانی در مقابله با این موج پوپولیستی چیست؟

همین‌طور است که می‌گویید. البته وقتی محاسبات ریاضی و اقتصادی نشان داد که این ادعاها فریبکارانه است، بعضی از کارشناسان اطراف آقای قالیباف مطرح کردند منظور دو و نیم برابر کردن درآمد دولت بوده است. البته که آقای قالیباف خیلی روشن گفته‌اند درآمد کشور را دو و نیم برابر می‌کنم، اما حتا دو و نیم برابر کردن درآمد دولت هم میسر نیست. مگر این‌که قیمت دلار را تا ده هزار تومان بالا ببرید که یکباره درآمد دولت از محل فروش نفت دو و نیم برابر شود. کاملاً روشن است که تحقق این حرف‌ها از نظر کارشناسی غیرممکن است. به قول یکی از استادان دانشکدۀ عمران دانشکدۀ فنی، بخش عمده‌ای از مهندسیِ عمران چهار عمل اصلی است؛ یک مهندس در درجۀ اول کافی است ارقامی را که با آن مواجه هست ضرب و تقسیم کند. کسانی که چنین شعارهایی می‌دهند نشان‌ داده‌اند که از انجام چهار عمل اصلی هم عاجزند. می‌گویند که «طرفداران دولت می‌گویند پنج میلیون شغل را نمی‌شود ایجاد کرد در حالی که باید بگوید ما نمی‌توانیم». من می‌خواهم بگویم که دولت نمی‌گوید نمی‌شود، می‌گوید اگر لوازم و الزامات را فراهم کنیم و به آن پایبند باشیم، می‌شود. با شرایط امروز کشور نمی‌شود، اما می‌شود کاری کرد که بشود. و اتفاقاً دولت می‌تواند، اما شما نمی‌توانید پنج میلیون شغل ایجاد کنید. چرا نمی‌توانید؟ برای این‌که ایجاد پنج میلیون شغل در چهار سال ــ یا به ادعای آقای رئیسی که دست بالاتر را گرفته‌اند ایجاد شش میلیون شغل در چهار سال ــ کار کمی نیست. ایجاد این تعداد شغل الزاماتی دارد و اتفاقاً شما در سیاست‌های دیگرتان همۀ آن الزامات را رد می‌کنید. یکی از آن الزامات، ارتباط با دنیا و استفاده از سرمایه و تکنولوژی جهانی است. شما که هر سرمایه‌گذار خارجی را عامل نفوذی می‌دانید چطور می‌توانید سرمایۀ خارجی جلب کنید که ایجاد شغل کند. یکی از الزامات ایجاد شغل بیش‌تر، پیدا کردن بازار برای تولیدات داخلی و دستیابی به بازارهای جهانی است. شما که به همان دلیل اول، اهل این کار نیستید. شما که طرفداران و اطرافیان و بعضی از نهادهای پشتیبان‌تان مرتباً افرادی را به دلایل مختلفِ واهی و غیرواهی بازداشت می‌کنند و بگیر و ببند راه می‌اندازند، چگونه امنیت سرمایه‌گذاری در داخل را تأمین می‌کنید؟ برای چند نفر از کارآفرینان و سرمایه‌گذاران کشور در همین سال‌های اخیر مزاحمت ایجاد شده و بازداشت شده و بعد از چند ماه گفته‌اند اشتباه شده و با معذرت‌خواهی ماجرا فیصله پیدا کرده است؟ عملکرد این مجموعه روشن است، و با این عملکرد نمی‌توان پنج میلیون شغل ایجاد کرد. در سال‌های تحریم جذب سرمایۀ خارجی در حد سالی یک میلیارد بود، اما مطابق آمارهای رسمی در یک بازۀ زمانی پانزده‌ماهه، از دی‌ماه 13۹۴ تا پایان 13۹۵، حدود چهارده و نیم میلیارد دلار قرارداد برای جذب سرمایۀ خارجی بسته شده است. این نشان می‌دهد که ما اگر تواناییِ استفاده از شرایط پسابرجام را داشته باشیم و اگر وارد یک تعامل و گفت‌وگوی سازنده و رابطۀ تجاری و اقتصادی درست با دنیا بشویم می‌توانیم سرمایۀ زیادی جذب کنیم. بنابراین، شرایط پسابرجام چه‌بسا اجازۀ رسیدن به رقمِ پنج میلیون اشتغال یا رسیدن به رشد اقتصادی متوسط هشت درصد را فراهم کند؛ اما به شرطها و شروطها. متأسفانه مخالفین دولت صرفاً برای این‌که دولت را تخریب کنند مرتباً به مطالبات معیشتی و اقتصادی مردم دامن زنند. من نمی‌خواهم بگویم وضع مردم از نظر اقتصادی خوب است. اما هر کاری که دولت برای بهبود شرایط انجام دهد باز هم آن‌ها مطالبات بزرگ‌تری را مطرح می‌کنند تا بگویند کاری نشده و ما اگر بودیم بیش‌تر و بهتر انجام می‌دادیم. شرایطی را در جامعه ایجاد کرده و عطش کاذبی میان مردم به وجود آورده‌اند؛ با این هدف که مردم ببینند چه کسی بیش‌تر می‌دهد تا سراغ او بروند. وعده‌هایی در بحث اشتغال و تأمین اجتماعی و پرداخت نقدی و افزایش یارانه‌ها به مردم داده می‌شود که برای کشور بسیار خطرناک است. آینده‌نگری در مردم برای توسعه و امنیت پایدار در کشور ممکن است تحت تأثیر همین وعده‌های روزمرۀ پوپولیستی قرار بگیرد که لحظه را در نظر می‌گیرد و می‌خواهد هیجان لحظه‌ای ایجاد کند برای گرفتن رأی مردم...

-- ... و واقعیت این است که مشکلات معیشتی و دست و پنجه نرم کردن با بیکاری، می‌تواند این شعارها را فارغ از امکان یا عدم امکان تحقق‌شان، جذاب جلوه دهد.

این نگرانی هست که به همین دلیل بخشی از مردم در روز رأی‌گیری منطق و عقلانیت را مقداری فراموش کنند و بر اساس آنچه می‌شنوند ــ حتا اگر اطمینان کامل به آن نداشته باشند ــ رأی بدهند؛ با این نگاه که حالا رأی می‌دهیم ببینیم چه می‌شود. این واقعاً نگرانی و بلیه‌ای است که ممکن است کشور را دچار تبعات خودش بکند. و تعجب من از این است که چرا اقتصاددانان کشور تا به امروز سکوت کرده‌اند. چرا فریاد نمی‌زنند و اعلام نمی‌کنند که این وعده‌ها دروغ است و اگر بخشی از آن‌ها هم بخواهد عملی شود اقتصاد کشور را بیش از امروز با خطر مواجه می‌کند و چه‌بسا ساختارهای اقتصادی کشور را از بین ببرد. یکی از کارهای مهمی که آقای روحانی و طرفداران عقلانیت در کشور، در این مدت باقی‌مانده تا انتخابات بر عهده دارند همین است که مردم را از خطر پوپولیسم فریبکارانه آگاه کنند. باید مردم را توجیه کنند که بخش عمده‌ای از آنچه گفته می‌شود عملی نیست و اگر عملی شود منجر به از بین رفتن بسیاری از ساختار اقتصادی کشور می‌شود.

-- یکی از موضوعاتی که هدف حملۀ رقبا و منتقدان آقای روحانی قرار گرفته، رکود در اقتصاد ایران است. به نظر شما خروج از رکود در آیندۀ کوتاه‌مدت ممکن است؟ و اگر ممکن است الزامات خروج از رکود چیست؟

دو سال است که ما به صورت متوالی رشد مثبت داریم؛ بنابراین از نظر علمی نمی‌شود گفت که اقتصاد کشور دچار رکود است. آنچه می‌شود گفت این است که بخش‌هایی از اقتصاد کشور دچار رکود است. بگذارید چند مثال بزنم. در سال 1391، ما 218 ‌هزار تن آلومینیوم تولید می‌کردیم و در سال 1395 این رقم به 340 هزار تن رسیده است. در سال 1391 تولید محصولات پتروشیمی 1/41 میلیون تن بوده و در سال 1395 به 6/50 میلیون تن رسیده است. تولید فولاد از 8/14 میلیون تن در سال 1391 به 3/18 میلیون تن در سال 1395 رسیده است. تولید سواری و وانت و ون در سال 1391، ۹۰۶ هزار دستگاه بوده و در سال 1395 به یک میلیون و ۳۰۰ ‌هزار دستگاه رسیده است. بخش عمده‌ای از این محصولات در داخل مصرف شده و این یعنی تقاضایی وجود داشته و بخش‌هایی از صنعت و بخش‌هایی از ساخت‌وساز به جریان افتاده است. بنابراین در بسیاری از بخش‌ها از جمله در بخش کشاورزی و خدمات ما از رکود خارج شده‌ایم. البته همۀ این‌ها در مقایسه با سال‌های 1391 و 1392 است والّا ما با یک جهش اقتصادی یا یک رونق واقعی هنوز فاصله داریم. ما در بخش مسکن رکود داریم و متأسفانه این رکود به بقیۀ بخش‌ها هم لطمه می‌زند. واقعیت این است که ما نتوانستیم مسکن را آن‌طور که باید از رکود خارج کنیم که علتش هم به سیاست‌های غلط گذشته و تعداد زیاد مسکنی که بدون تقاضا ایجاد شد و حباب قیمتی که در بازار مسکن به وجود آمد برمی‌گردد. اخیراً آقای آخوندی در دولت گزارش دادند که پنجاه میلیارد دلار سرمایۀ کشور در بخش مسکن متوقف است. یعنی مسکنی است که تولید شده اما استفاده‌ای از آن نمی‌شود و در اقتصاد کشور به صورت راکد مانده و مثل مطالبات غیرجاری بانک‌ها شده است. تصور کنید پنجاه میلیارد دلار از پول کشور یک‌جا بلوکه ‌شود؛ طبیعی است که عبور از این مشکل خیلی سخت است. اما آیا می‌شود بخش مسکن را که یک بخش پیش‌برنده است دچار تحول و تحرک کنیم؟ به نظر من می‌شود و دولت برای خروج مسکن از رکود در چهار سال آینده برنامه دارد. اما این‌طور نیست که ما در پایان چهار سال آینده بگوییم همه‌چیز در حد مطلوب است. ما برای حفظ رشد متوسط هشت درصد در سال‌های آینده نگرانیم. به‌خصوص این‌که ما در بخش نفت رشد قابل توجهی در سال گذشته داشتیم و امسال بخش نفت ما نمی‌تواند کمک قابل توجهی به سایر بخش‌ها بکند. لذا به نظر من کار سختی است، اما می‌شود. همان‌طور که ایجاد پنج میلیون شغل در چهار سال آینده هم می‌شود. اما باز هم تأکید می‌کنم که همۀ این‌ها الزاماتی دارد.

-- در صحبت‌های‌تان به لزوم سرمایه‌گذاری خارجی و ارتباط با بازارهای جهانی اشاره کردید. برخی از روشنفکران در یکی ـ دو سال گذشته از همین منظر به نقد دولت پرداخته و دولت را متهم کرده‌اند به یک نگاه نئولیبرالیستی که می‌خواهد اقتصاد ایران را زیر سیطرۀ بازار جهانی ببرد. حتماً این انتقادات را شنیده‌اید.

بله! واقعیت این است که ما اگر بخواهیم فقط متکی به سرمایه‌گذاری داخلی باشیم نمی‌توانیم رشد اقتصادی موردنظرمان را محقق کنیم. هم توسط سازمان برنامه و هم توسط وزارت امور اقتصاد و دارایی و هم توسط بعضی از نهادهای علمی و مستقل چند بار محاسبه شده و این یک پاسخ قطعی است که ما برای رشد هشت درصدی به چیزی حدود هشتصد هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری در سال نیازمندیم. و شکی نیست که ما اگر همۀ امکانات داخلی یعنی بخش خصوصی، بخش دولتی و بانک‌ها را بسیج کنیم به سقف پانصد هزار میلیارد تومان برای سرمایه‌گذاری می‌توانیم امید داشته باشیم. یعنی در سال‌های آینده برای حفظ رشد هشت درصدی حداقل حدود سیصد هزار میلیارد تومان کسر سرمایه‌گذاری داریم. کسانی که انتقاد می‌کنند بگویند راه‌حل چیست اگر منابع خارجی نیست؟ حالا ممکن است بخشی از منابع خارجی اصلاً منابع ایرانیان خارج از کشور باشد که آن‌ها هم به این راحتی نمی‌آیند در ایران سرمایه‌گذاری کنند. ولی فرض کنید دولتی سر کار بیاید که اطمینان و اعتماد نسبی آن‌ها را جلب کند و مقداری هم وجدان ملی‌شان را به هیجان بیاورد. با این‌همه مگر چقدر می‌شود روی آن‌ها حساب کرد؟ نهایتاً دو یا سه میلیارد دلار. تلاش برای دسترسی به بازارهای خارجی و بازارهای صادراتی نه لیبرالیسم است و نه نئولیبرالیسم. موضوع درون‌زایی و برون‌گرایی و دسترسی به بازارهای خارجی در سیاست‌های اقتصاد مقاومتی هم آمده است. لذا این انتقادات وارد نیست. امروز در همۀ دنیا رقابت و مسابقۀ سختی برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی جریان دارد و ما اگر خودمان را از این رقابت کنار بکشیم پیشاپیش اعلام شکست کرده‌ایم. ما چاره‌ای نداریم جز این‌که از طریق دیپلماسی و تعامل هرچه گسترده‌تر با کشورهای مختلف دنیا و ایجاد روابط تجاری و اقتصادی قوی‌تر، در ارتباط با جذب سرمایۀ‌ خارجی تلاش کنیم.

-- با شرایط سیاسی که در داخل کشور وجود دارد چقدر این هدف‌گذاری، عملیاتی و ممکن است؟

خیلی‌ها نمی‌خواهند این اتفاق بیفتد و در این چهار سالی که آقای دکتر روحانی رئیس‌جمهور بودند مانع‌تراشی کردند. بعد از توافق برجام شرایط تازه‌ای فراهم شد تا ما در ارتباط با دریافت سرمایه‌گذاری خارجی بحث کنیم، اما خیلی‌ها نمی‌خواستند این اتفاق بیفتد و کارشکنی‌هایی را در سطح وسیعی انجام دادند. نمونۀ بارزش حمله به سفارت‌خانه‌ها بود. اول کنسولگری عربستان در مشهد و بعد هم سفارت عربستان در تهران. مسائل مختلفی اتفاق افتاد که لازم نیست به آن‌ها اشاره شود. اما روشن است که یک عده می‌خواستند جلوی این روند را بگیرند. به رغم این تلاش‌ها، دولت توانست بخشی از شرکای خارجی خودش را به ارتباط گسترده‌تر اقتصادی و سرمایه‌گذاری بیش‌تر قانع کند. و من فکر می‌کنم که در چهار سال آینده این مسئله را با سرعت بیش‌تری می‌توان پیش برد. چرا که به‌خصوص در دو سال اخیر و بعد از برجام،‌ انگیزۀ بزرگ مخالفین دولت تحقق همان شعار یک دوره‌ای شدن ریاست‌جمهوری آقای روحانی بود. جالب این است که حتا آقای میرسلیم هم در صحبتی در مازندران صادقانه گفته بودند ما سه نفر آمده‌ایم فقط برای این‌که آقای روحانی نباشد. ان‌شاءالله اگر مردم در بیست‌ونهم اردیبهشت انتخاب درستی انجام دهند و آقای دکتر روحانی با رأی قوی به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود، قطعاً این مخالفان تا یک سال مانده به انتخابات بعدی قطع امید می‌کنند و تا 1399 دست از سر این دولت برمی‌دارند و کارها بهتر پیش خواهد رفت. البته مسائل بین‌المللی هم مؤثر است. با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا ما باید با یک دیپلماسی هوشمندانه و بسیار ظریف این مرحله را طی کنیم؛ نباید بی‌جهت با آمریکا درگیری و تنش پیدا کنیم و باید اروپایی‌ها را قانع کنیم که از تهدیدات آمریکایی‌ها نترسند و به همکاری با ایران ادامه دهند.

-- آقای نجفی! خود شما به عنوان یک چهرۀ اصلاح‌طلب چقدر از کارنامۀ دکتر روحانی رضایت دارید؟ چند درصد از پیش‌بینی‌های سیاسی و اقتصادی شما در پایان دورۀ اول ریاست‌جمهوری آقای روحانی محقق شده است؟

دولت در مسائل مربوط به اقتصاد کلان به‌خصوص مسئلۀ ایجاد ثبات و آرامش، مسئلۀ کنترل ارز و تورم روشن است که خیلی موفق بوده است. برای سال‌ها تراز تجاری بدون نفت ما به‌شدت منفی بود و الآن دو سال است که مثبت شده است. اما در بعضی از بخش‌ها نسبتاً موفق بوده است. دربارۀ بانک‌ها اگرچه دولت اقدامات خوبی انجام داده اما به همۀ هدف‌هایش نرسیده و صددرصد موفق نبوده است. مطالبات غیرجاری بانک‌ها واقعاً بلیه‌ای است در کشور ما. در سال 1384 پیش از آن‌که دولت آقای احمدی‌نژاد روی کار بیاید ده درصد کل تسهیلات بانکی به مطالبات غیرجاری تبدیل شده بود. در سال 1392 این رقم به 6/15 درصد رسیده بود اما بر اساس آخرین گزارش بانک مرکزی این رقم اکنون به همان ده درصد رسیده است. یعنی ما تازه به سال 1384 برگشته‌ایم. یا این‌که در سال 1391 سرمایۀ بانک‌ها 253 هزار میلیارد تومان بوده و در انتهای سال 1395 با یک رشد تقریباً 115 درصدی این سرمایه به 543 هزار میلیارد تومان رسیده است. پس به نظرم دولت در این زمینه نسبتاً موفق بوده است. در ارتباط با مسئلۀ رکود هم چنان که توضیح دادم دولت در برخی بخش‌ها موفق عمل کرده و در جاهایی هم ناموفق بوده.

-- در سیاست داخلی چطور؟

در مورد مسائل سیاسی هم همین‌طور است. مثلاً در ارتباط با آزادی‌ها و حقوق شهروندی دولت کارهای واقعاً خوبی کرده که نمونۀ بارز آن دربارۀ دانشگاه‌هاست. در این چهارساله حدود 750 تشکل جدید دانشجویی در دانشگاه‌ها شکل گرفته است که این تشکل‌ها عمدتاً سیاسی ـ صنفی هستند و در نتیجه فضای بحث و گفت‌وگو در دانشگاه‌ها توسعه پیدا کرده است.

-- من اصلاً نمی‌خواهم شرایط فعلی را با یک شرایط مطلوب بسنجید. می‌خواهم بدانم که دولت در این چهار سال فراتر از پیش‌بینی‌های شما عمل کرده یا ضعیف‌تر بوده است؟

امید و انتظار ما این بود که هم در سیاست داخلی، هم در سیاست خارجی، هم در اقتصاد و هم در مسائل اجتماعی و فرهنگی دولت بیش‌تر از این جلو بیاید. اما علت این‌که نتوانسته، به سه موضوع برمی‌گردد. اول، سختی کار؛ واقعیت این است که وقتی ما در دولت مسئولیت پیدا کردیم از آن‌جا که با ارقام و آمار سروکار داشتیم می‌دانستیم شرایط بد است، اما واقعاً هیچ‌کسی از مسئولین دولت و حتا شخص آقای دکتر روحانی فکر نمی‌کرد وضعیت این‌قدر بد باشد. سختی کار بیش‌ از انتظار بود و آواربرداری یکی از اصلی‌ترین کارهای دولت در چهار سال گذشته تبدیل شد. دوم، کارشکنی‌ها؛ هر حرکتی در جهت اصلاح، منافع‌ برخی را در خطر می‌انداخت. حالا این منافع ممکن بود اقتصادی باشد یا سیاسی. سومین مشکل هم ضعف‌های درون دولت بود. نمی‌شود کتمان کرد که در بخشی از مدیریت‌ها دولت آن‌طور که باید و شاید قوی نبوده و از انسجام و هماهنگی برخوردار نبوده است. البته بخشی از این عدم هماهنگی و ضعف مدیریتی هم نتیجۀ کارشکنی‌ها بوده است. مثلاً ببینید که چند نفر از وزیران پیشنهادی آقای روحانی در مجلس قبلی رأی نیاوردند و ایشان مجبور شد فردی را که از نظر خودشان با صلاحیت کم‌تر بود برای عهده‌داری مسئولیت معرفی کند. طبیعتاً انتخاب اول آقای روحانی برای یک وزارت‌خانه بهتر از انتخاب سوم ایشان بوده است.

-- یکی از انتقادهایی که برخی مخالفان دولت مطرح می‌کنند بحث خسته و بسته و نشسته بودن آقای روحانی است. می‌گویند آقای روحانی، رئیس‌جمهور خسته و فرتوتی است که دیروقت سر کار می‌آید و تعطیلات به کیش می‌رود و اهل کار کردن نیست. شما از نزدیک با آقای رئیس‌جمهور کار می‌کنید. واقعاً آقای روحانی خسته و نشسته و بسته است و دیر سر کار می‌آید؟

واقعاً این یکی از بی‌انصافی‌هایی است که نسبت به ایشان می‌شود. حتا یک خطیبی گفته بود که آقای رئیس‌جمهور صبح‌ها ساعت نُه سر کار می‌آید و دوازده ظهر هم می‌رود؛ تازه آن هم به سعدآباد می‌آید که نزدیک خانه‌اش است. واقعاً این دیگر بی‌انصافی و یک دروغ و تهمت بزرگ است. اصلاً بیایید تعداد سفرهای خارجی آقای رئیس‌جمهور را بشمارید. ببینید که ایشان در کل این چهار سال چند روز را در خارج از کشور با مذاکرات و دیدارهای بسیار فشرده سپری کردند. من در چند سفر همراه ایشان بودم و دیدم که حجم برنامه‌های ایشان چقدر سنگین است. وقتی ایشان به سازمان ملل می‌روند تقریباً تمام رؤسای کشورهای اروپایی و تعداد زیادی از رؤسای کشورهای امریکایی و آسیایی از ایشان تقاضای ملاقات دارند. و واقعاً در این چهار سال هیچ باری نبوده که ایشان به سازمان ملل بروند و به تعدادی از درخواست‌های ملاقات ناگزیر جواب منفی نداده باشند. این اتفاق از نظر عرف دیپلماتیک خوب نیست اما ایشان حداکثر چهار ـ پنج می‌روز می‌توانند آن‌جا باشند و در این وقت محدود با عدۀ‌ خاصی می‌توانند ملاقات کنند. رؤسای جمهور ما قبلاً کجا می‌رفتند و اصلاً چه کسی درخواست مذاکره با آن‌ها دربارۀ مسائل اقتصادی می‌داد؟ بنابراین بی‌انصافی است که تهمت کم‌تحرکی و کم‌کاری به ایشان زده شود. دربارۀ کیش رفتن خوب است از دفتر ایشان سؤال شود که در طول این چهار سال ایشان چند بار کیش رفتند. من فکر نمی‌کنم دو بار هم شده باشد. همین قبل از تعطیلات نوروز صحبت از افتتاح دو ـ سه پروژه در کیش و سفر یک‌روزۀ ایشان به کیش شد. ایشان نهایتاً گفتند مخالفان خواهند گفت که او تمام تعطیلات نوروزی را در کیش به سر برد. نرفتند. ایشان پنج روز هفته را در مجموعۀ پاستور که محل اصلی مجموعۀ ریاست‌جمهوری است حضور دارند، مگر این‌که در یکی از این روزها رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیر کشوری از خارج آمده باشد و ایشان مجبور باشند در مجموعۀ سعدآباد بمانند که مراسم استقبال و مذاکرات در آن‌جا انجام شود. وگرنه ایشان پنج روز هفته از صبح اول وقت می‌آیند پاستور و تا آخر وقت در سر کار حضور دارند. خیلی وقت‌ها بوده که در پایان شب جلسه‌مان با رئیس‌جمهور تمام شده و هنگام رفتن، فهمیده‌ام آقای رئیس‌جمهور همچنان در دفترشان هستند و جلسۀ دیگری دارند. پنج‌شنبه‌ها هم معمولاً ایشان در سعدآباد هستند اما نه برای استفاده از هوای پاک، بلکه برای جلسات آزادتری که از دوره‌های قبل مرسوم بوده و روزهای پنج‌شنبه رئیس‌جمهور و همین‌طور معاون اول جلساتِ آزادترشان را در سعدآباد می‌گذاشتند. این حرف‌هایی که گفته می‌شود واقعاً سخیف و دروغ است. اگر اشکال و ضعفی در کار دکتر روحانی هست همان را بگویند؛ چرا به دروغ متوسل می‌شوند؟

-- البته بخشی از این انتقادات از رئیس‌جمهور، به‌لحاظ مقایسه‌ای درست است. بنا بر برخی روایت‌ها رئیس‌جمهور پیشین از ساعت چهار صبح تا ساعت دوازده شب سر کار بوده، تا آن‌جا که برخی مقامات عالی‌رتبۀ نظام به ایشان گفته بودند خوب است کمی استراحت کنید چون استراحت کردن برای فکر کردن لازم است.

شاید در نتیجۀ همان کار زیاد بود که لازم شد یازده روز در منزل استراحت کنند! نتیجۀ آن‌طور کار کردن، استراحت اجباری در خانه بود. اصلاً مگر رئیس‌جمهور باید روزی هجده ساعت کار بکند؟ رئیس‌جمهور باید یک نگاه استراتژیک نسبت به برنامه‌ها و مسائل کشور داشه باشد. توان هماهنگی در سطح کلان کشور داشته باشد و بتواند فضا ایجاد کند برای حرکت تک‌‌تک دستگاه‌های اجرایی. کما این‌که آقای روحانی این کار را به‌خوبی انجام می‌دهند. من مطمئن هستم که اگر فرد دیگری رئیس‌جمهور بود غیرممکن بود بتواند فضایی را که ایشان برای به نتیجه رسیدن برجام درست کردند، ایجاد کند.

-- یک تصور عمومی این است که برجام، نتیجۀ مذاکرات آقای ظریف است. دقیق‌تر توضیح دهید که رئیس‌جمهور چه فضایی را ایجاد می‌کند؟

مسلماً آقای ظریف نقش ویژه‌ای در ماجرای برجام داشتند. بگذارید مثالی بزنم. یادم هست که قرار بود رئیس‌جمهور چین به ایران بیاید، و مشکلی در روابط اقتصادی چین و ایران وجود داشت که یک روز صبح این مشکل آن‌قدر تلخ شده بود که مسئول کمیتۀ مشترک ما و چین، آقای طیب‌نیا، گفت که ممکن است رئیس‌جمهور چین از سفر به ایران منصرف شود. آقای روحانی گفتند من تلفن می‌کنم. شاید از جهاتی تلفن کردن ایشان استمالت بیش از حد از چین بود. اما آقای رئیس‌جمهور دیدند که مهم است روابط اقتصاد تجاری‌مان را با چین مقداری بهتر بکنیم و آن مسئلۀ خاص را به یک نقطۀ توافق برسانیم و آمدن رئیس‌جمهور چین به ایران برای ما پوئن خوبی است. این هنر آقای روحانی است؛ که در جاهایی وارد عمل می‌شوند و ابتکار عمل را به دست می‌گیرند. یا حول بحث‌های کلان اقتصاد ایشان به طور متوسط هفته‌ای دو جلسه با سه مسئول اقتصادی در دولت یعنی رئیس‌کل بانک مرکزی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، و وزیر اقتصاد دارند با حضور معاون اول و تعدادی از مشاورین که بر حسب موضوع افراد دیگری از وزرا را هم دعوت می‌کنند. مدیریت آقای روحانی در این جلسات مثال‌زدنی است. بانک مرکزی همیشه در دولت تحت فشار است و به همین شکل، اگر سازمان برنامه و بودجه بخواهد به همۀ مسئولین دولتی با میزانی که تقاضا دارند و شاید حتا حق هم باشد پول بدهد بودجۀ دولت باید چهار برابر چیزی باشد که اکنون هست. دکتر روحانی در این جلسات بخشی از فشارها را به خودشان منتقل می‌کنند و می‌گویند فلان مطالبه را شما در جلسۀ هیئت دولت مطرح کنید و من دفاع می‌کنم از شما. همین که آن‌ها احساس می‌کنند رئیس‌جمهور پشت‌شان هست، به آن‌ها قدرت و قوت می‌دهد؛ وگرنه رسیدن به تورم زیر ده درصد در یک فاصلۀ سه‌ساله واقعاً هنر رئیس‌جمهور بود.

-- خود شما در حوزۀ کاری‌تان چه تجربه‌ای از ورود و اثرگذاری ویژۀ آقای روحانی داشتید؟

در مورد دانشگاه‌ها و داستان بورسیه‌های معروف در دانشگاه‌ها به نقش ایشان توجه کنید. 1886 نفر بدون این‌که شرایط را داشته باشند به عنوان بورس وارد دانشگاه‌ها شده بودند. من سه ماه در وزارت علوم مسئولیت مستقیم داشتم و متوجه شدم که از این 1886 نفر حداقل هزار نفرشان وصل بودند به قدرت‌های مختلف در مجلس و جاهای دیگری که نمی‌خواهم اسم بیاورم. لیست این افراد دست من است و اطلاعاتم کاملاً دقیق است. مسائلی اتفاق افتاده بود که چون وهن نظام است، ذکر نمی‌کنم. اول که به ما گزارش ماجرا را دادند فکر می‌کردیم غیرممکن است. تصور کنید یک نفر مشکل خانوادگی‌ و طلاق دو نفر از فامیل‌هایش را از طریق بورسیه حل کرده باشد. اتفاقات عجیبی در این ماجرای بورسیه‌ها افتاده بود و اگر آقای دکتر روحانی حمایت نمی‌کردند کاری پیش نمی‌رفت. ایشان خیلی زود فهمیدند که اگر برخورد نکنند کیان دانشگاه را نادیده گرفته‌ایم و به ناموس دانشگاه خیانت کرده‌ایم. خیلی خطرناک است که آدم‌هایی بدون ضوابط و بدون داشتن شایستگی و صلاحیت به عنوان بورسیه وارد دانشگاه بشوند و بعد هم بخواهند هیئت علمی دانشگاه بشوند. مجلس وزیر را استیضاح کرد؛ اما من که رفتم وزارت علوم ایشان در اولین صحبتی که کردند، بدون هماهنگی با من، گفتند که از آقای نجفی انتظار داریم مسئلۀ بورسیه‌ها را زمین نگذارد و آن جملۀ معروف را گفتند که «البورس و ما ادارک مالبورس». می‌خواهم بگویم ایشان در جایی که لازم بود حضور پیدا کنند و حمایت بکنند این کار را کردند. هنر رئیس‌جمهور ورود به موضوعات در نقاط حساس و تعیین‌کننده است.

-- خانم مولاوردی در گفت‌وگویی با شمارۀ گذشتۀ اندیشۀ پویا اشاره کرده بودند که در این مدت تنها دو بار موفق شده‌اند با رئیس‌جمهور جلسه داشته باشند؛ و برخی مخالفان دولت با تکیه بر این جمله، آن را نشانۀ کم‌کاری آقای روحانی خواندند. علت عدم تمایل رئیس‌جمهور به دیدار و جلسه با اعضای کابینه چیست؟

بالأخره هر کسی روش مدیریتی خودش را دارد. من در برخی از موارد روش مدیریتی ایشان را نمی‌پسندم و روش خودم را بهتر می‌دانم. البته من سطحم خیلی پایین‌تر است اما منظورم این است که هر مدیری روش مدیریتی خاص خودش را دارد. رئیس‌جمهور معتقد نیستند که جلسات خصوصی در ارتباط با مسئولینی که مستقیم با ایشان کار می‌کنند، جواب می‌دهد. معتقد هستند که دولت از طریق جلسات مختلفی که در شوراهای عالی و ستاد اقتصادی و شورای اقتصاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار می‌شود تصمیم می‌گیرد و تمام اعضای کابینه حداقل هفته‌ای دو بار آقای رئیس‌جمهور را در دولت می‌بینند و معمولاً هر کدام هم هفته‌ای یک بار به طور متوسط ایشان را در یک جلسۀ دیگر می‌بیند. در همان جلسات، قبل یا بعد از جلسه هم ایشان با روی باز می‌مانند تا اگر کسی کاری با ایشان داشته باشد مطرح کند. دیده‌ام که برخی از جلسات دولت به نماز مغرب و عشا می‌کشد و وسط جلسات نماز خوانده می‌شود و بعد از نماز ممکن است آغاز جلسه یک ربع به تأخیر بیفتد صرفاً به این دلیل که یک وزیر یا معاون در حال صحبت با ایشان است. بنابراین شاید من شکل دیگری از مدیریت را بیش‌تر بپسندم اما به این معنا نیست که مدیریت آقای روحانی اشتباه است و ایشان وقت کم می‌گذارد. یک سیستم اصلی و فرعی کردن مسائل در ذهن ایشان وجود دارد که یک ویژگی متمایز است. ایشان نسبت به مسائل اصلی خیلی حساس هستند و پیگیری زیادی می‌کنند. وقت‌شان را صرف یکسری از مسائل هم نمی‌کنند که این هم درست است. نه‌تنها رئیس‌جمهور بلکه رئیس یک اداره هم اگر بخواهد در جزئی‌ترین مسائل مرتب دخالت کند، موفق نخواهد بود. بنابراین کم‌کاری هم از تهمت‌هایی است که به ایشان می‌زنند و دروغ است.

-- در این مدت که از نزدیک با دکتر روحانی کار کردید از نظر شما ویژگی متمایز شخصیت مدیریتی ایشان چیست؟

به نظرم دو ویژگی ایشان متمایز و جالب است. اولین ویژگی گیرایی ایشان است. ممکن است در یک جلسه موضوعی مطرح شود که ایشان هیچ سابقۀ ذهنی از آن موضوع ندارد. اما بعد از نیم ساعت ایشان سؤالاتی می‌پرسد، سؤالاتی برای‌شان طرح می‌شود، که انگار کارشناس آن موضوع هستند. گیرایی ایشان در ارتباط با مسائل جدید خیلی زیاد است و این برمی‌گردد به قدرت ذهنی ایشان. حافظه یک مسئله است، گیرایی یک مسئله است، انتقال سریع یک مسئلۀ دیگر است. یک نفر شاید همۀ این‌ها را داشته باشد و کسی شاید یکی از این‌ها را هم نداشته باشد. ایشان واقعاً از نظر گیرایی استثنایی هستند. البته انتقال ذهنی بسیار خوبی هم دارند. برای همین هم در مناظره‌ها ایشان خیلی سریع موضوعی را به موضوعی دیگر منتقل می‌کنند. نکتۀ دوم صبر ایشان است. یک مطلبی از قول مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نقل شده که من خودم از ایشان نشنیدم اما دیگران نقل کردند و یک بار هم که از دکتر روحانی سؤال کردم تأیید کردند که آقای هاشمی رفسنجانی این را به ایشان گفته‌اند. آقای هاشمی رفسنجانی معروف بود به صبوری و دیدیم که این‌همه تهمت و توهین به ایشان روا شد اما شکوه نکردند. اما آقای هاشمی رفسنجانی به آقای روحانی گفته بودند من از صبر شما تعجب می‌کنم که این‌قدر در برابر برخی مسائل صبور هستی و جواب نمی‌دهی. ویژگی دیگر آقای روحانی هوش و حافظۀ بسیار خوبی است که دارند. گاهی اوقات به ایشان می‌گوییم یادداشت دست بگیرید اما ایشان دوست ندارد از روی یادداشت صحبت کنند. در صحبت‌ها اعداد و ارقامی را می‌گویند که آدم انتظار ندارد یک رئیس‌جمهور این ارقام در ذهنش باشد.

-- تصوری وجود دارد که آقای روحانی، رئیس‌جمهور پرخرجی است؛ حقوق‌های نجومی هم به این تصور دامن زد. می‌خواهم تصویر شما از شخصیت آقای روحانی در این خصوص را داشته باشم؟

بر خلاف چیزی که عده‌ای می‌گویند ایشان نسبت به صرف بیت‌المال بسیار حساس هستند. این تعبیر خوبی نیست اما ما احساس می‌کنیم که ایشان یک‌جایی خست به خرج می‌دهند. دربارۀ برخی اقداماتی که باید بشود و برخی پرداخت‌هایی که باید صورت بگیرد خیلی سخت‌گیر هستند. در حدی سخت‌گیر هستند که سروصدای وزرای دولت، قبل از ماجرای حقوق‌های نجومی درآمده بود. ایشان در دولت از نظر پرداخت‌هایی که به وزرا می‌شود سخت‌گیری دارند و دو نفر از آقایان وزرا به خود من گفتند که ما درآمدمان وقتی در دولت نبودیم و وزیر نشده بودیم، به دلیل این‌که کار دانشگاهی می‌کردیم و پروژۀ تحقیقاتی داشتیم، دو و نیم یا سه برابر چیزی بود که الآن دریافت می‌کردیم.

-- فکر می‌کنید که در صورت پیروزی در انتخابات، روحانی دوم با روحانی اول تفاوت‌هایی خواهد داشت؟

ایشان حتماً تفاوت خواهد داشت چرا که اولاً تجربۀ چهار سال مدیریت از ایشان یک مدیر دیگر ساخته است. ایشان سال‌ها به عنوان نایب رئیس‌مجلس و دبیر شورای عالی امنیت کشور یا در مرکز تحقیقات استراتژیک در جریان همۀ مسائل کشور بودند اما در سال 1392 که رئیس‌جمهور شدند تجربۀ مدیریت در سطح کلان کشور را نداشتند. این چهار سال تجربۀ خیلی مهمی بود. به عنوان مثال، ایشان از یک سال قبل به این مسئله رسیدند که با استانداران باید جلسات خصوصی جداگانه بگذارند و شروع کردند به جلسه گذاشتن. ما همیشه فکر می‌کردیم این جلسات اگر برقرار شود خیلی خوب است اما خودشان باید به لزوم آن می‌رسیدند و بالأخره رسیدند. ایشان از یک سال پیش احساس کردند که جلسۀ خصوصی با استانداران دو نتیجۀ خیلی خوب دارد. اول این‌که ایشان مستقیم در جریان مسائل کشور قرار می‌گیرد و مهم است که استانداران مستقیم گزارش بدهند یا این‌که وزیر کشور گزارش بدهد به رئیس‌جمهور. مطلب دوم هم جهت و روحیه‌ای است که به استاندار می‌دهند. وقتی استاندار نیم ساعت با رئیس‌جمهور می‌نشیند، روحیه می‌گیرد، مشکلش را می‌گوید و رئیس‌جمهور هم به او راهکار می‌دهد. تا آن‌جایی که من از آقای نهاوندیان شنیده‌ام ایشان بارها گفته‌اند که جلسه با استانداران نتایج خوبی داشته است. بنابراین شیوۀ مدیریت ایشان بنا بر تجارب چهارساله تغییراتی خواهد کرد.

-- تفاوت روحانی دوم با روحانی اول چه خواهد بود؟

مثلاً در تحرک و پایین آوردن متوسط سن هیئت دولت حتماً تغییر ایجاد خواهند کرد. دربارۀ این موضوع با ایشان بحث کرده‌ایم و ایشان قبول دارند که متوسط سن هیئت دولت باید پایین بیاید. به دلیل برخی معذورات و مشکلات در دورِ اول این اتفاق نیفتاد. آقای دکتر نیلی منفرد را به عنوان جوان‌ترین وزیر به مجلس پیشنهاد کردند اما مجلس به ایشان رأی نداد. و البته شرایط کشور به قدری آشفته بود که آزمون و خطا در مدیریت ریسک بالایی داشت. همچنین در هشت سال مدیریت کشور پیش از آقای روحانی، مدیر شایسته و تراز اولی تولید نشده بود. واقعاً قصدم توهین به کسی نیست اما بخشی از مدیران عالی‌رتبۀ کشور در آن هشت سال بر اساس شایستگی روی کار نیامده بودند. بعداً هم معلوم شد که عملکردشان چه بلایی سر کشور آورده است. بنابراین آقای روحانی وقتی می‌خواست مدیر انتخاب بکند ناگزیر بود که به هشت سال قبل‌تر رجوع کند و از مدیران دوران اصلاحات استفاده کند. بر پیشانی عدۀ بزرگی از مدیران دوران اصلاحات هم که انگ فتنه‌گر خورده بود و نمی‌شد از آن‌ها استفاده کرد. بنابراین انتخاب‌های آقای روحانی محدود شده بود به یک مجموعۀ کوچک. من نمی‌خواهم همۀ انتخاب‌های ایشان را توجیه کنم بلکه می‌خواهم بگویم که این معذورات را ببینیم. خوشبختانه در همین چهار سال بخش بزرگی از این معذورات برطرف شده است. در همین چهار سال در برخی جلسات جوانانی را از دستگاه‌های مختلف به عنوان مدیران بالای وزارت‌خانه‌ها و معاون وزیر دیده‌ام که امیدوارکننده‌اند. جوانانی در سیستم مدیریت دولتی وارد شده‌اند که می‌توانند حتا به عنوان وزیر در دورۀ بعد حاضر باشند. بنابراین در چهار سال آینده ما حتماً تحرک و جوان‌گرایی در مدیریت کشور خواهیم داشت. دیگر این‌که به نظرم همگرایی فکری مدیران در دور دوم آقای روحانی بیش‌تر از دور اول خواهد بود. ایشان بعد از چهار سال می‌دانند که به چه مدیرانی نزدیک‌تر هستند. علاوه بر این، به نظرم در دورۀ بعدی نگاه جدی‌تری به نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی وجود خواهد داشت. در دورۀ اول ما مشغول آواربرداری بودیم و به رغم اهمیت نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی، نه منابع لازم موجود بود و نه ساختارها امکان پیش بردن اهداف ما را می‌داد. اکنون یک بانک اطلاعاتی قوی دربارۀ وضعیت خانوارها در وزارت رفاه ایجاد شده و یک جوان بسیار شایسته و فارغ‌التحصیل دانشگاه هاروارد روی این بانک اطلاعاتی کار کرده و اگر دولت بخواهد روی حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی و کاستن از این نابرابری‌ها تصمیم‌گیری کند به نظرم زیرساخت‌های اطلاعاتی و آماری لازم را در اختیار دارد. در رویکردهای اجتماعی و فرهنگی دولت هم مطمئن هستم تحولات و تغییراتی ایجاد می‌شود. اصلاحات اجتماعی خواست مقام رهبری هم هست. نکتۀ آخر که باید دید چگونه پیش خواهد رفت، مسئلۀ استفاده از سرمایۀ خارجی است. من بارها گفته‌ام و هنوز هم می‌گویم که اگر بخواهیم چالش‌های اصلی اقتصادی به‌خصوص در ارتباط با رشد و توسعۀ اشتغال را حل کنیم ناگزیر هستیم از سرمایه‌های خارج از کشور به نحو هوشمندانه و مدبرانه‌ای استفاده کنیم.

-- به این ترتیب اصلاح کابینه و اصلاح‌طلب‌تر شدنِ کابینه، به گفتۀ شما حتماً محقق خواهد شد؟

حتماً! فکر می‌کنم شاید حدود چهل تا پنجاه درصد اعضای کابینه تغییر کنند. نه الزاماً به این علت که کارشان خوب نبوده یا رئیس‌جمهور از آن‌ها ناراضی هستند بلکه به این علت که فکر می‌کنم با تغییری که در مجلس ایجاد شده و انتظاری که مجلس از کابینۀ بعدی دارد و همین‌طور با شرایط و اقتضائات جامعه، حتماً باید کابینه به سمت جوان‌تر شدن حرکت کند و افکار جدیدی وارد کابینه بشوند. در جلسه‌ای که فراکسیون امید با آقای دکتر روحانی داشتند نکته‌ای را آقای مازنی، نمایندۀ تهران، گفتند که بازگو کردنش به گمانم اشکالی ندارد. ایشان در آن جلسه به آقای روحانی گفتند که ما به شما در انتخابات ریاست‌جمهوری برگ سفید می‌دهیم و همه‌جوره از شما حمایت می‌کنیم اما از الآن می‌گوییم که در ارتباط با انتخاب کابینه برگ سفید به شما نمی‌دهیم و نظر داریم. درست هم هست. به نظر من فراکسیون امید، اصلاح‌طلبان و بسیاری از حامیان دکتر روحانی، بسیاری از نخبگان دانشگاهی و بسیاری از روشنفکران نظر دارند نسبت به کابینه؛ و حتماً باید نظرات خود را در قالب مطالبات جدی از آقای رئیس‌جمهور مطرح کنند. من مشاور آقای رئیس‌جمهور هستم اما معتقدم که ایشان باید در انتخاب کابینۀ بعدی به این مطالبات به صورت جدی بیندیشند و ترتیب اثر بدهند. لذا پیش‌بینی من این است که حدود چهل تا پنجاه درصد کابینه تغییر می‌کند.

-- آقای روحانی بعد از به نتیجه رسیدن ماجرای برجام، از ضرورت یک برجام داخلی صحبت کردند. فکر می‌کنید برجام داخلی چقدر ممکن است و تا همین حالا چقدر به بن‌بست خورده است. گاه رئیس‌جمهور صحبت‌های تندی را به لحاظ سیاسی مطرح می‌کنند، گویی که مذاکره و مصالحه و برجام داخلی به بن‌بست خورده است.

من برجام در داخل را برنامۀ جامع اقدام ملی می‌خوانم. یک اقدام ملی برای حل مشکلات و عبور از چالش‌ها که بعضاً به بحران نزدیک شده‌اند لازم است. اگر ما یک همبستگی ملی و یک تفاهم ملی در ارتباط با حل مشکلات و عبور از مشکلات نداشته باشیم این‌ بحران‌ها قابل حل نخواهد بود. بسیاری از تحولات نیاز به حمایت مقام معظم رهبری، حمایت کامل دستگاه قضایی و مجلس، و همین‌طور ارگان‌ها و نهادهای بیرون از این دستگاه‌ها دارد. اگر مجموعۀ این عوامل جمع شود و آن همبستگی و تفاهم ملی محقق شود به نظرم برنامۀ جامع اقدام ملی اجرا می‌شود.

-- اصلی‌ترین رقیب آقای روحانی در این انتخابات کدام کاندیداست؟

استراتژی رقبای آقای دکتر روحانی بر اساس نظرسنجی‌هایی که انجام می‌دهند فعلاً این است که اگر با حضور آقای رئیسی و آقای قالیباف انتخابات به دور دوم برسد حتماً هر دو نفر تا آخر بمانند. اما اگر با نزدیک شدن به روز رأی‌گیری احساس کنند به رغم حضور هر دو در دور اول آقای روحانی برنده می‌شود، به گمانم آقای قالیباف یا رئیسی کنار می‌روند که احتمال کنار رفتن آقای رئیسی بیش‌تر است؛ به این دلیل که احساس خواهند کرد ایشان از نظر موقعیت و پرستیژ و آینده بهتر است در انتخاباتی که حتماً شکست می‌خورند باقی نمانند. نمی‌شود الآن گفت رقیب اصلی آقای دکتر روحانی کیست. به نظر من رقیب اصلی آقای دکتر روحانی پوپولیسم فریبکار است؛ از طرف هر کسی که بیان شود.

-- چه پیش‌بینی‌ای از نتیجۀ انتخابات دارید؟

به گمانم آقای روحانی در همان مرحلۀ اول 55 بعلاوه یا منهای ۳ درصد رأی خواهند آورند؛ یعنی بین 52 تا 58 درصد آرا را در مرحلۀ اول کسب خواهند کرد و به پیروزی خواهند رسید.

منبع: ماهنامه اندیشه پویا، شماره 42

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

در یک سال گذشته مردم چقدر گوشت خوردند؟

روند صعودی پیک مصرف برق کشور

شکست مافیای زباله یا بی‌پولی مردم

آینده صادرات غیر نفتی ایران در مقایسه با کشورهای منطقه

روستایی که به اوپک ایران معروف است

نبض اقتصاد جهان در دستان ایران

رفع ممنوعیت صادرات سیب زمینی پیاز ابلاغ شد

واگذاری سهام دولت در ۱۸ شرکت مهم و بانک بزرگ

نوسانات ناچیز در روز متعادل بازار سکه و دلار

افزایش تولید در مجتمع گاز پارس جنوبی

مداح هتاک بازداشت شد

عارف: راه خود را از فرصت‌طلبان جدا می‌کنیم

توضیح آقای متهم درباره جای مهر روی پیشانی

چرا علی مطهری از هیئت رئیسه حذف شد؟

شمارش معکوس برای داوطلبین نمایندگی مجلس

توصیه دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت به رسایی

در جلسه هیات دولت با حضور روحانی چه گذشت؟

داستان پرونده‌های اقتصادی این روزها چیست؟

خط و نشان عارف در جمع اصلاح‌طلبان

گزارش توئیتری ظریف از عراق

فرود اضطراری هواپیمای مسافربری در سن‌پترزبورگ

تیراندازی در ویرجینیا آمریکا

کره شمالی به کمک‌های ارسالی کره جنوبی واکنش نشان داد

عربستان سعودی مدعی سرنگونی پهپادی یمنی شد

منطق اقتصادی ترامپ چیست؟

کودک 2 ساله قربانی تحریم‌های آمریکا

ترکیه: برای دفاع از خود به «اس-۴۰۰» نیاز داریم

دولت ترامپ همچنان قربانی می‌گیرد

ترامپ: چرا رسانه‌ها و دموکرات‌ها از من عذرخواهی نمی‌کنند!

گراهام: با فروش سلاح به سعودی‌ها مخالفم

محل ضربت خوردن حضرت علی (ع) در مسجد کوفه

در امتداد تاریکی؛ بغض‌های پدر برای دختری در بی راهه

پول‌های آلوده به طعم تصادف

راز خون آلود 3 دختر‌کنجکاو در کلبه وحشت

فداکاری عجیب دو امدادگر برای نجات کودک 8 ساله از دل سیل

صحنه‌هایی دلخراش از برده داری

هشدار درباره اپیدمی مجدد ایدز در معتادان

آمار عجیب مبتلایان به اختلال‌ هویت‌ جنسیتی در کشور

باد و باران در راه مازندران؛ احتمال وقوع سیلاب‌های محلی در ارتفاعات

جزئیات مرگ عجیب یکی از هواداران پرسپولیس در استادیوم آزادی