رصد

کد خبر: ۱۲۴۱۲۷
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۹
آقای روحانی از معدود چهره های اصولگرایی است که به مبانی فکر خود پایبند بوده است اما فارغ از وابستگی سیاسی و جناحی در امر خدمت به مردم و خدمت به نظام جمهوری اسلامی بیش از آن که منافع حزبی و گروهی خود را در نظر گرفلته باشد کارآمدی و اثربخشی و خدمت واقعی به مردم سرلوحه کار ایشان بوده است برخلاف بسیاری از چهره هایی که نام مقدس اصولگرایی را یدک می کشند اما جهت عکس مبانی فکری امام و رهبری با بدترین رفتارهای شالوده به هم زن و ساختارشکنانه با انواع و اقسام تهمت ها و خلاف گویی ها می خواهند رقیب را زمین بزنند اما آقای روحانی چون به مبانی خدمت به مردم پایبند بودند و هستند، مورد توجه اصلاح طلبان قرار گرفته اند.

این نقطه توافق بسیار مهمی است که در تاریخ تحولات سیاسی و گروه های فکری در ایران برای اولین بار چهره نشان داده است؛ به این منا که یک شخصیت قابل، از درون اصولگرایان مورد اقبال و توجه اصلاح طلبان قرار می گیرد. این جنبه به اعتقاد بنده در مشی سیاسی می تواند برای کسانی که دل در گروه خدمت به مردم و نظام جمهوری اسلامی دارند درس آموز باشد.

آقای روحانی تجربه موفقی را در سال 92 آغاز کردند و چهره ای هستند که با تکیه و همراهی و همدلی با آرای جریان اصلاح طلب و اعتدالگرا به قدرت رسیدند و حقیقتا به آنچه تحت عنوان شعارهای انتخاباتی مطرح کردند پایبندی نشان داده است. اگر همه خدمات آقای روحانی و کابینه اش در حق مردم و نظام را از نظر دور بداریم و تنها وتنها موضوع هسته ای را که به عنوان معضل تاریخی ما محسوب می شد و گرفتاری های عدیده ای بر سر راه پیشرفت و توسعه کشور به وجود آورده بود در حساب ایشان و کابینه اش بگذاریم برای صلاحیت تام و تمام و اعتماد دوباره به ایشان کفایت می کند. علاوه بر توفیق در حوزه دیپلماسی خارجی که کشور را از بحران روانی و یک ناامنی جدی نجات بخشید، آقای روحانی توانست کشور را در بدترین شرایط اقتصاری به ثبات برساند. بر اساس جمع بندی هایی که آقای جهانگیری هم اعلام کردند دولت یازدهم در حالی تشکیل شد که خزانه خالی بود و شاهد از بین رفتن بسیاری از درآمدهایی که در یک دوره وفور از نفت توانستیم به دست آوریم، بودیم. همه این درآمدها در دولت آقای احمدی نژاد از دست دفت و صرف مسائلی شد که هیچ اثری در تقویت زیرساخت ها، رفع تورم، ایجاد اشتغال، راهبری در صنعت و کشاورزی نداشت. آقای روحانی با درآمد نفتی اندک کار را شروع کرد و تحت تاثیر حل مناقشه هسته ای و تحقق برجام خوشبختانه موضوع فروش نفت و فرآورده های نفتی شتاب جدی به خود گرفت. دولت ایشان پروژه هایی در حوزه گاز به خصوص در منطقه عسلویه را به نتیجه رساند که درآمدهای سرشاری را به همراه خود آورده است. متکی بر چنین درآمدهایی گام های موثری نیز در تقویت زیرساخت ها و بنیان اقتصادی کشور برداشته شد. ما آنچه در پیش روی خود می بینیم این است که شخصیتی با 4 سال تجربه موفق، کار را به نیمه راه برده است و عملا برای توفیق هر چه تمام تر باید یک دوره دیگر را نیز طی کند.

فارغ از صلاحیت های ذاتی و مبنایی که برای آقای روحانی قائل هستیم باید دو نکته مهم را نیز یادآور شد. اول این که آقای روحانی یک دستاورد و عملکرد 4 ساله بسیار موفق در توشه خود دارد و با عدد و رقم و استدلال می گوییم که سطح قیمت ها را کنترل کرده، تورم کنترل شده، طبقات محرومی که روز به روز فقیر و فقیرتر می شدند اینها را از سراشیبی در مسیر انحطاط و فقر نجات داده است. علاوه بر این در برابر آقای روحانی رقیبی که دارای صلاحیت کافی برای دست گرفتن قدرت اجرایی کشور باشد نمی بینم.

از شخصیت های موجود منهای آقای میرسلیم که از باب توازن عددی در این انتخابات حضور دارد دو چهره رخ نشان دادند؛ آقایان رئیسی و قالیباف. آقای قالیباف علی رغم اینکه جوان است و تجاربی را در دوران نیروی انتظامی و سپاه داشته اما مجموع عملکرد ایشان در شهرداری تهران به جز دو سه سال اول که براساس چارچوب های منطقی و قانونی بود متسافانه در سال های بعد به شیوه ای شهر را اداره کرد که شهر فروخته شده و بسیاری از پروژه ها با قیمت گزاف تمام شده است. منابع بسیار زیادی که شهرداری از طریق تراکم فروشی به دست آورده است بدون حساب و کتاب مخارج سنگینی را بر دوش شهر تحمیل کرده است؛ به گونه ای که امروز کسانی که به عنوان عضو شورای شه تهران که حتی از جناح خود آقای قالیباف هم بودند (از جمله آقای حافظی و برخی دیگر) عملکرد ایشان را به شدت زیر سوال می برند. این برادر بزرگوار علاوه بر این که توفیقی در کار شهرداری نداشته است در رقابت ها هم مرزهای اخلاق را درهم شکسته و به گونه ای بسیار غلط انداز و شعارگونه مطالبی را مطرح می کند که با واقعیت اقتصاد ما سازگاری ندارد. طبیعتا به چنین شخصیتی نمی توان اعتماد کرد و او را به عنوان رقیب واجد صلاحیت ها به حساب آورد. در کنار ایشان آقای رئیسی را می بینیم که در طول بیش از 30 سال خدمتی که به کشور کرده همواره در مقام پرسشگر در مقام قضایی خدمت کدره و هیچ گاه در موقعیتی که بتواند پاسخگوی مردم باشد، نبوده است. علاوه بر این تیم اطلاعاتی ایشان که آمار را به آقای رئیسی عرضه می کنند عموما چهره هایی هستند که در دولت های آقای احمدی نژاد بودند و در آن دوران نتوانستند خدمت شایان و شایسته ای را در حق مردم به کار ببندند. همان مشکلاتی که در دولت آقای احمدی نژاد به وجود آمد با چنین ترکیبی را که الان در اطراف آقای رئیسی می بینیم با راه یافتن ایشان به پاستور شاهد خواهیم بود. با ترکیبی که اکنون اطراف آقای رئیسی هستند ما آینده بسیار نگران کننده ای خواهیم داشت و کشور با بن بست و بحران هایی که در حد فاصل سال های 84 تا 92 داشت، مواجه خواهد بود، با یک تفاوت نگران کننده بیشتر که در چنین وضعیتی ما هیچ گاه آن درآمدهای سرشار صدها میلیارد دلاری که ظرف 8 سال بالغ بر 700 میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم را دیگر در اختیار نداریم و کشور با بحران های جدی رو به رو خواهد شد. با چنین وضعیتی چه به صفت ذاتی و چه به صفت عملیاتی آقای روحانی مناسب ترین گزینه ای است که می تواند امنیت، آرامش و رونق اقتصادی را برای کشور به همراه بیاورد که از ناحیه رقبای ایشان چنین احتمالی به هیچ وجه وجود ندارد. مشکلی که اکنون کشور ما با آن مواجه می باشد این است که در 10 سال اخیر بحث رقابت بین دو گروه سیاسی که واجد صلاحیت کافی برای اداره کشور باشند، نیست؛ متاسفانه کشور ما اسیر رفتارهای عوام فریبانه از یک سو و عقلانیت و تدبیر سیاسی از سوی دیگر است؛ به این معنا که ما امروز با انتخاب بین خرد و بی خردی و عقلانیت در مقابل شعار و احساس مواجه هستیم. مردم امروز برای تامین آرامش، امنیت و معیشت خود نیازمند تدبیر و عقلانیت هستند. اما متاسفانه کار جریانی که با این رفتار و عقلانیت به رقابت برخاسته نوعی بی خردی است. نوعی مقابله از جنس به کار بستن برخی از شعارها و احساسات که فقط توقعات بزرگ نزد مردم ایجاد می کند اما در مقام عمل هیچگاه نمی توان برای آن پاسخ یافت. در واقع این طیف، به جای این که مسئولیت ها را بار سنگینی بر دوش خود احساس کنند عمدتا به عنوان یک امر اختیاری و امکانات نگاه می کنند. ما با چنین وضعیت وحشتناکی مواجه هستیم. آقای جهانگیری هم به همین دلیل اظهار نگرانی کرده اند.

نمونه این رفتارها که به رقابت با عقلانیت و تدبیر پرداخته اند را از جانب نامزدهای مقابل آقای روحانی شاهد هستیم. آقای قالیباف که از رفتارهای آقای احمدی نژاد گرته برداری می کند؛ رفتارهای پرهیجان و به دور از تدبیر کافی که مدل آن را در دولت آقای احمدی نژاد شاهد بودیم که با ایجاد هیجانات کاذب دنبال این هستند فضا را به نفع خود هدایت کنند. در مناظره ها هم شاهد این رفتار بودیم که آقای قالیباف به جای ارائه برنامه خود فقط حمله کرد؛ حملاتی که جنبه انتقادی هم نداشت و تنها جنبه تخریب داشت که اینگونه رفتارها مورد نقد رهبری هم هست و ایشان همیشه تذکر داده اند که نامزدهای انتخابات نباید دست به تخریب یکدیگر بزنند.

آقای رئیسی هم گرچه نوعی اخلاق مداری را در مناظره ها از خود نشان دادند به دلیل اینکه مشاوران ایشان کسانی هستند که در دولت قبلی از نزدیکان آقای احمدی نژاد بودند ایشان به صورت جدی اسیر برخی عددها و رقم هایی است که آنها به او مشاوره می دهند و او براساس آن وعده می دهند بنابراین اگر به قدرت برسد نمی تواند به آنها عمل کند.

آقای جهانگیری به این دلیل این جنبه خطرناک را برای مردم روشن کرده است و اظهار نگرانی می کند. در رقابت های این دور از انتخابات ریاست جمهری برخی رقبای آقای روحانی به جای این که در فکر آموزش مردم باشند و مبتنی بر آمار دقیق اظهارنظر کنند و برنامه ارائه دهند خود را اسیر فضاهای احساساتی کرده اند. اگر رقبا بر مبناین علم مدیریت در کشور مسائل و برنام ها را مطرح می کردند به نفع مردم بود و مردم می توانستند بین روحانی و بقیه نامزدها دست به انتخاب بزنند اما مشکلی که اکنون شاهد آن هستیم این است که رقبا به جای ارائه برنامه اسیر فضای احساساتی شده اند.

مردم عموما زمانی می توانند به آینده اعتماد کنند که احساس مسئولیت پای صندوق های رای داشته باشند و با شناخت، رای خود را ارائه دهند. اگر شرایط را برای شناخت مردم فراهم کنیم و رقبا برنامه های خود را عرضه کنند هر مقدار مردم جدی تر و با شناخت کافی پای صندوق های رای حضور یابند جهت عقلانی انتخابات تقویت می شود و حضور آقای روحانی در اداره کشور برای دور بعد تضمین می شود. در صورت عدم حضور مردم رفتارهای پوپولیستی چه بسا بخشی از آرا را جابه جا کند و شرایط را به گونه ای برگرداند که در حدفاصل سال های 84 تا 92 شاهد آن بودیم. از این حیث کسانی که به صندوق های رای دل بسته اند و فکر می کنند دموکراسی از طریق صندوق رای محقق می شود را باید تشویق کرد. قطعا نتیجه حضور حداکثری پیروزی عقلانیت بر احساسات و عواطف بی مبنا خواهد بود.

منبع: هفته نامه صدا، شماره 114

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی ‌‌‌‌‌‌جدید

حال بازار فروش خودرو چطور است؟

اندر احوالات مستاجران!

بایدها و نبایدهای بیت کوین از زبان وزیر نیرو

چگونه رمز کارت سوخت را بازیابی کنیم؟

تازه‌ترین قیمت خودروهای وارداتی در بازار

هزینه‌های زندگی ۴۲۶ هزار تومان زیاد شد!

اقدام عجیب بانک‌ها در درج کد رهگیری چک‌های برگشتی

کشف علت بی محلی بانک ها به برخی دستورات قانونی

ایران نهمین مصرف‌کننده انرژی در دنیا

پیام لاریجانی برای درگذشت پدر توپخانه ایران

پاسخ تُند تهیه‌کننده «گاندو» به واعظی؛ حقیقت تلخ است

پیام جدی که سپاه به ضدانقلاب داد

توصیه‌های مهم آیت‌الله جنتی به نمایندگان مجلس

سازمان صهیونیستی به دنبال توقیف دارایی‌های ایران در «اینستکس»

واکنش وزارت خارجه به انتقادات درباره پیگیری وضعیت شیخ زکزاکی

روایت عارف از دیدار با سران قوا درباره رفع حصر

طرح پیشنهادی فلاحت پیشه برای ادامه برجام

انتخاب ۳ عضو حقوقدان شورای نگهبان در دستور کار مجلس

روایت عجیب امام جمعه لواسان از رشوه‌ها و تخلفات در این شهرستان

کاپیتان‌‌‌‌‌ کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

زمان عملیاتی شدن اس 400 در ترکیه

آزادی افسر صهیونیست متهم به قتل جوان اتیوپیایی

پسر پادشاه سعودی ناپرهیزی کرد

درخواست رژیم صهیونیستی از روسیه در مورد حزب الله

عرق سرد نظامیان صهیونیستی پیش از شروع جنگ با حزب‌الله

کشف موشک جنگی در تاقچه یک خانه!

نامه‌ای حیرت برانگیز از سوی مفتی سعودی به «بن‌سلمان»

شهادت کودک 6 ساله فلسطینی به دست شهرک‌نشین صهیونیست

نخست‌وزیر تایلند پایان حکومت نظامیان را اعلام کرد

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

مرگ پسر نوجوان به تقلید از یک برنامه تلویزیونی

"کاغذ دیر برسد" برخی کتب‌ درسی مهر به دست دانش‌آموزان نمی‌رسد

صحبت‌های تکان‌دهنده افسر پلیس درباره خونبارترین ماجرای تعقیب و گریز پایتخت

وثیقه پیاده‌روی اربعین برای مشمولان حذف شد

فریدون شهر لرزید

در امتداد تاریکی؛ وقتی به بیمارستان رسیدم...!

خبر خوش مدیریتی برای کارمندان مسن

جنایت مسلحانه در دامداری!

8 حق بیمه شدگان بر گردن سازمان تامین اجتماعی