رصد

کد خبر: ۱۲۴۱۳۰
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۴:۴۵
نامزدهای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بیش از هر دوره دیگری به فریاد کشیدن شعارهای پوپولیستی فقیر و غنی رو آورده اند؛ شعارهایی که ممکن است به واسطه عوام فریبی پنهانی که دارد، برای بخشی از مردم جذاب باشد اما آسیب هایی به اقتصاد و جامعه وارد می کند که در صورت پیروزی خود آن ها هم دامنگیرشان می شود.

سعید لیلاز، تحلیلگر امور اقتصادی و دکترای تاریخ، معتقد است آسیب این شعارها نه فقط برای رقیب و دولت مستقر که برای کلیت نظام است که آن را ناموفق در اجرای مأموریت اصلی خود یعنی برقراری عدالت و رفع تبعیض نشان می دهد. لیلاز می گوید این گفتمان با وجود تجربیات شکست خورده قبلی موفق نیست و با تداوم سیاست های دولت یازدهم در چهار سال آینده رو به اضمحلال می رود.

· در جریان انتخابات ریاست جمهوری فعلی، شاهر سر بر آوردن شعارهایی هستیم که به نظر می رسد برای پیروزی در انتخابات حاضر به زنده کردن جنگ فقیر و غنی هستند. اگرچه ظهور چنین شعارها و گفتمانی در دوران انتخابات چندان عجیب نیست اما غلظت شعارهای این دوره و تقسیم بندی مردم بیش از هر دوره دیگری به نظر می رسد. آیا تجربه چنین وضعیتی را پیشتر داشته ایم؟

اگر به عقب برگردیم در سال های دهه 1350 چنین احساسی در بین مردم به طور واقعی شکل گرفت که منجر به انقلاب شد. انقلاب ایران در سال 1357 اساسا یک انقلاب ضد تبعیض بود و اساسا در مقابله با احساس تبعیض پا گرفت. در پنج سال آخر حکومت پهلوی نسبت دهک های درآمدی و نظام توزیع ثروت در ایران به گونه ای سریع و ژرف تغییر کرد و وخیم شد که هنوز نمونه ای از این سرعت سقوط و تشدید وخامت جای دیگری دیده نشده است. تنها در آمریکای لاتین و به طور مشخص برزیل چنین تجربه ای از تشدید شکاف طبقاتی وجود دارد که البته طی ی کبازه زمانی طولانی روی داد. در ایران نسبت دهک طبقاتی وجود دارد که البته طی یک بازه زمانی طولانی روی داد. در ایران نسبت دهک درآمدی اول به دهک آخر از یک به 12 در یک دوره کوتاه پنج ساله به یک به 38 رسید.این تغییر آن قدر شدید است که در این دوره کوتاه از نظر علمی غیرقابل فهم است چرا که تغییرات مربوط به نظام توزیع درآمد و ثروت مثلا در مورد ضریب جینی، خزنده و آهسته صورت می گیرد. حال در نظر بگیرید تنها دوره ای در تاریخ معاصر که ضریب جینی ایران از 50درصد فراتر رفت در سال های 1355 و 1356 بود. در حالی که پنج سال قبل از آن یعنی در سال 1351 وضعیت ضریب جینی از وضعیت کنونی یعنی سال 96 بهتر بود. به عبارت دیگر در یک چشم به هم زدن نابرابری بسیار افزایش یافت و ضریب جینی از از حدود 35درصد به 55درصد رسید. در تمام کشورهای خاورمیانه چنین شکافی کم نظیر است و فقط نمونه اش را می توان در آمریکای لاتین دید. بنابراین موتور محرکه اصلی انقلاب اسلامی مبارزه با همین وخامت سریع در وضعیت نابرابری بود و از همین رو معتقدم که انقلاب 57 از این نظر ایران را نجات داد. جامعه ایران با آن وضعیت و روند فزاینده ای که نابرابری در پیش گرفته بود، نمی توانست ادامه پیدا کند. سعی کردم این مسئله را در کتاب موج دوم به طور دقیق ترسیم کنم.

· آیا انقلاب در کاهش نابرابری موفق بود؟ چگونه توانست این کار را انجام دهد؟

شکاف طبقاتی بعد از انقلاب به طرز شگفت آوری در یک مدت نسبتا کوتاه بهبود یافت؛ به همان سرعتی که شکل گرفته بود. از نظر علمی و عینی چنین ترمیمی ممکن نیست مگر این که بتوان دهک پردرآمد بالا را که شکاف بسیار زیادی با دهک پایین دارد حذف کرد و تقریبا چنین اتفاقی رخ داد. از سال 1352 به بعد وضعیت طوری شده بود که افرادی که از رانت ثروت برخوردار بودند دارایی خود را به خارج از کشور منتقل می کردند و هدف شان خروج از کشور بود. بعد از انقلاب بخش عمده ای از افراد این گروه یا همان دهک بالا از کشور خارج می شوند. برخی از آن هایی هم که می مانند بازداشت می شوند و اموال شان توقیف می شود. اموال بخشی از سرمایه دارها هم مشمول مصادره می شود. در نتیجه نسبت دهک اول به دهک آخر که یک به 38شده بود طی چند سال به یک به 17 کاهش یافت. این کاهش هم از طریق محو شدن دهک پردرآمد به واسطه مهاجرت و مصادره و هم از طریق تغییر سمت گیری نظام انقلابی در توزیع ثروت و درآمد رخ می دهد. از جمله سیاست های دولت انقلابی، اشاره کنم که فقط در یک بازه کوتاه حدود یک میلیون و. 200هزار خانوار شهری از زمین های تقریبا رایگان بهره مند می شوند. این عدد در مقیاس کل جمعیت کشور در آن زمان عدد شگفت آوری است. می توانید آمار توزیع نسبتا رایگان زمین شهری یا نسبت تخصیص ارز به بخش خصوصی و دولت را استحصال کنید. در ابتدای انقلاب ارز بیشتری در اختیار بخش خصوصی قرار می گرفت که این نسبت هر سال به نفع دولت تغییر کرد تا این که سهم عمده ارز در اختیار دولت قرار گرفت و این به معنای توزیع متعادل تر ثروت است که از ضرورت های انقلاب اسلامی است. همچنین از مسئله جنگ نیز نباید گذر کرد که در همه جای دنیا منجر به دخالت و کنترل بیشتر دولت در اقتصاد و توزیع ثروت می شود؛ در عین این که به طور کل درآمد کشور کاهش یافته است. یک مجموعه عوامل منجر به کاهش نابرابری و فاصله طبقاتی می شود. دقت داشته باشید که با وجود سقوط 25درصدی کل اقتصاد کشور در یک دهه بعد از انقلاب، بخش کشاورزی دائما هر سال رشد داشته است که به معنای رشد بخش کشاورزی در تولید ناخالص داخلی ایران است. این یعنی بهبود وضعیت روستاییان کشاورز در مقایسه با وضعیت شهرنشینان.

· اما دوباره این وضعیت معکوس می شود و نابرابری و ضریب جینی افزایش می یابد. درست است؟

بله، پس از اتمام جنگ، وضعیت معکوس می شود و تا سال های 83 و 84 ادامه می یابد و ضریب جینی به حدود 40درصد می رسد و نسبت دهک های درآمدی هم وخیم تر می شود. از سال 1382 و با شروع روند افزایش قیمت نفت احساس تبعیض دوباره در جامعه ایران سر بر می آورد. نرخ تورم در این سال ها به طور متوسط حدود 15درصد بود و دولت ها با وجود این تورم، نرخ ارز را ثابت نگه می دارند؛ یعنی تولید داخلی با افزایش سالانه حداقل 15درصدی افزایش قیمت ها مواجه است، بدون این که نرخ ارز افزایش یابد. در نتیجه قدرت رقابت تولید داخل رو به اضمحلال می رود. ما در سال 1381 به طور تقریبی حدود 25میلیارد دلار کالا و خدمات وارد می کردیم، این عدد تا سال 1390 حدود چهاربرابر می شود. یعنی گروهی از این رانت برخوردار می شوند که با دلار هزار تومانی سرکوب شده، کالا وارد کنند. این گروه با انفجار قیمت دلار در اواسط سال 1391 از درآمد سرشاری برخوردار می شوند و با حساب سازی و انتقال دارایی های خود به خارج از کشور یک گروه بسیار برخوردار را شکل می دهند که تعدادشان قطعا کمتر از 200هزار خانوار است اما اگر تخمینی بگویم نیمی از کل ثروت خانوارهای ایرانی متعلق به این گروه است، اغراق نکرده ام. در نتیجه احساس تبعیض مجدد شکل می گیرد و گفتمان آن هم عرضه می شود. من در هر حوزه ای معتقد به حاکمیت نظام بازار هستم و می گویم وقتی تقاضایی ایجاد می شود، عده ای هم آن را عرضه می کنند.

احساس تبعیض در کشور شکل گرفته است. می توانید برای درک بهتر این نابرابری به جای مقایسه دهک ها، از مقایسه صدک ها استفاده کنید. اگر این تقسیم بندی را انجام دهید می بینید فاصله صدک اول با آخر بسیار زیاد شده است. اگر فاصله بین این دو صدک زیاد باشدف یا دهک اول با دهک آخر فاصله زیادی داشته باشد، که همین طور است، این احساس تبعیض به تمام دهک ها و صدک ها گسترش پیدا می کند. غول شکاف طبقاتی دوباره در ایران بیدار و احساس آن در جامعه پخش شده است. در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 فارغ از تعدد نامزدها، ما با سه گفتمان اصلی مواجه بودیم. گفتمان توسعه اقتصادی که از سوی مرحوم هاشمی مطرح شد، گفتمان توسعه سیاسی که از سوی مصطفی معین ارائه شد و گفتمان بازتوزیع ثروت که از سوی پنج نامزد دیگر مطرح شد. بعد از دور اول انتخابات در یادداشتی نوشتم نامزدهای گفتمان بازتوزیع برنده هستند. یعنی گفتمان آن ها رأی بالاتری در جامعه کسب کرده است. شکاف طبقاتی از همان زمان و با شروع روند فزاینده قیمت نفت شکل گرفته بود و سال به سال وخیم تر شد. در حال حاضر هم نامزدها تلاش می کنند به بازار تقاضای ایدئولوژی بازتوزیع ثروت پاسخ دهند.

· آیا وضعیت شکاف طبقاتی و ضریب جینی در دوره دولت یازدهم با توجه به رشد اقتصادی بهبود نیافته است؟

شواهد نشان می دهد وضعیت نابرابری از سال 1394 و 1395 رو به بهبود رفته است. کمبود منابع دولت ها را تأدیب می کند که رانت کمتری توزیع کنند و از نظر مالی منضبط تر باشند. در ایران فارغ از این که کدام جناح یا حزب سر کار باشد با یک دولت رانتیر مواجه هستیم. تشدید شکاف طبقاتی با این سرعت و ژرفا، چه در دوره قبل ز انقلاب و چه در دوره اواخر دهه 1380 و اوایل 1390 تنها در یک دولت رانتیر امکان پذیر است. چون این دولت منابعی دارد که آن ها را در طبقات اجتماعی وفادار به خودش توزیع می کند. بعد از تشکیل دولت نهم به دلیل سیاست های انبساطی پولی، نرخ تورم رو به فزونی گذاشت و در عین حال در همان زمان نرخ سود به صورت دستوری از 16 درصد به 12 درصد کاهش یافت. دلیلش این بود که دولت رانتیر می خواست در کوتاه ترین زمان ممکن منابع بیشتری به طبقات وفادار به خودش به صورت تسهیلات و وام اعطا کند. نظر من این است که در آن سال ها متوسط سالانه 15میلیارد دلار فقط از طریق تفاوت نرخ بهره رسمی با نرخ تورم رسمی به جیب طبقه نوکیسه وفادار به دولت می رفت. اگر شما این رانت را داشتید که بتوانید یک وام یک میلیاردی بگیرید ماهانه 15میلیون تومان فقط به دلیل تفاوت نرخ تورم و سود کاسب می شدید. ضمن این که بسیاری از وام ها بازگردانده نشد چون به دستور دولت، بانک ها نظام دریافت وثیقه را تغییر دادند و بسیار راحت وام پرداخت کردند. میزان معوقات نظام بانکی که در صد سال منتهی به سال 1384 حدود 4میلیارد دلار بود در مدت پنج، شش سال به 100میلیارد دلار افزایش یافت. لذا نباید تعجب کرد که چرا بازار پوپولیسم و ایدئولوژی شکاف فقیر و غنی تا این اندازه گرم است.

· احساس تبعیض در دهه 1350 منجر به انقلاب شد و بعد از انقلاب با تحولات سریع و شدید آن احساس از بین رفت. در حال حاضر اگر یکی از نمایندگان این گفتمان پیروز انتخاب باشد چگونه می خواهد پاسخگو باشد؟

از آن جا که در حال حضار منابع در اقتصاد ایران محدود است و مانند دوره آقای احمدی نژاد خبری از درآمدهای سرشار نفتی نیست، من فکر نمی کنم پیروز انتخابات چنین فردی باشد و اگر هم باشد مجبور می شود کاملا خلاف آن چه وعده داده است، عمل کند. همان طور که دونالد ترامپ بعد از ریاست جمهوری در آمریکا خلاف آن چه پیش تر فریاد می زد، عمل می کند. ظهور افرادی که وعده های پوپولیستی می دهند مستلزم وجود منابع برای توزیع است که چنین منابعی در حال حاضر وجود ندارد. لذا می بینید با وجود سر و صدای بلند این افراد، استقبالی که از آقای احمدی نژاد شد از آن ها نمی شود. حتی اگر خود آقای احمدی نژاد هم می آمد مورد استقبال قرار نمی گرفت. من شانسی برای این گروه متصور نیستم.

· ترویج گفتمانی که برای تشدید شکاف بین مردم دارند موجب آسیب به جامعه نمی شود؟

حتما همین طور است. دامن زدن به این گفتمان به جامعه آسیب می زند، منتها آثار آن کم می شود. این طور نیست که با توسعه احساس تبعیض و گفتمان فقیر و غنی الزاما به انقلاب برسیم. چون اولا یک بار تجربه انقلاب را داریم دوما این که مسائل بیرونی مانند ناامنی های موجوددر کشورهای خاورمیانه به شدت در تعیین الگوی رفتاری گروه های اجتماعی که احساس تبعیض می کنند، اثرگذار است. مازلو به درستی می گوید که در هرم نیازهای انسان، امنیت مهم تر از غذاست. از این رو کسانی که تصور تبعیض دارند خودشان را توجیه می کنند که حفظ امنیت موجود بهتر از تلاش برای تغییر آن است. ضمن این که در حال حاضر به انسداد باشید برخی از این شعارها و فریادها در دوران انتخابات برای تخلیه شدن هیجانات ناشی از احساس هایی چون شکاف طبقاتی و فقر و ... است.

· پس به نظر شما این گفتمان دوام نخواهد داشت؟

خیر؛ ایم گفتمان دوام ندارد و برای سردمدارانش هم موفقتی حاصل نمی کند. نامزدهایی که در سال 1384 این مسئله را مطرح کردند، زمان مناسبی را انتخاب کرده بودند که بین آن 5نفر، احمدی نژاد موفق تر بود. ما از وضعیت وخیمی که بین سال های 89 و 93 شکل گرفته بود در حال فاصله گرفتن هستیم. سیاست های آقای روحانی به نفع محرومان جامعه بوده است. متوسط رشد قدرت خرید 5گروه اجتماعی در چهار سال گذشته، بیش از دو برابر متوسط رشد اقتصادی ایران بوده است که به معنای افزایش سهم آن ها در کیک اقتصاد است. این چهار گروه شامل کارمندان، کارگران، کشاورزان، بازنشستگان و مستمری بگیران بهزیستی و کمیته امداد یا به عبارتی میلیون ها خانوار است. فقط شاغلان بخش کشاورزی 3میلیون نفر یا به عبارتی 3میلیون خانوار است. ما در دو سال گذشته شاهد بهبود اوضاع این گروه ها بودیم اما به طور مشخص هنوز از مرز خطر چندان دور نشده ایم و به همین دلیل هنوز ندای این گفتمان را به صورت بلند می شنوید که سعی می کند هم به تقاضای موجود از پوپولیسم پاسخ دهد و هم این تقاضا را با عرضه بیشتر افزایش دهد.

· فکر می کنید در انتخابات بعدی در سال 1400 هم شاهد حضور این گفتمان باشیم؟

تصور نمی کنم چنین اتفاقی رخ دهد. از یک جناح دو نفر همین شعار را سر می دهند چون گفتمان مستقلی ندارند و مجبورند یک تمایز ایدئولوژیک بین خودشان و آقای روحانی ایجاد کنند. مسئله این است که ترویج گفتمان جنگ بین فقر و غنا فقط به دولت بر نمی گردد و به کل نظام جمهوری اسلامی خدشه وارد می کند. اگر دولت دوازدهم بتواند سوگیری دولت یازدهم را با سرعت بیشتری ادامه دهد، گفتمان شکاف طبقاتی روز به روز بیشتر رنگ می بازد و از بین می رود. نامزدهای رقیب در این انتخابات ابایی ندارند که برای پیروزی و شکست رقیب بدترین شعارها را زنده کنند. از نظر من این افراد می دانند که پیروز نخواهند شد. چون مردم نسبت به این گفتمان علاقه ای ندارند. این گفتمان به همه مردم این پیام را می دهد که اگر شما امروز در طبقه کمتر برخوردار هستید و بتوانید با سعی و تلاش و استفاده از فرصت ها وارد طبقه برخوردار شوید در معرض خطر هستید. چون در هر انتخابات ریاست جمهوری ممکن است نمایندگانی از این گفتمان ظهور کنند و شما را نشانه بگیرند. این گفتمان در صورت تداوم این پیام را می دهد که اگر کسی درآمدی یا ثروتی دارد آن را به خارج از کشور منتقل کند که پیش چشم این افراد نباشد. یعنی کسی که بدون رانت یا با رانت از ثروتی برخوردار می شود سریع دارایی خود را به خارج منتقل می کند. این پیام روشن دسته بندی کردن مردم به 4درصد و 96درصد است. با این حال همان طور که گفتم مردم به خوبی می دانند مشکل اقتصاد ما توزیع ثروت نیست بلکه تولید ثروت است.

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

تخلیه جو روانی ناشی از افزایش قیمت بنزین در بازار

نارگیل، اقتصاد این کشور را زیر و رو کرد!

ضرورت ایجاد هاب احراز هویت مشتریان در نظام بانکی

قیمت آجیل و خشکبار در آستانه شب یلدا

هفته هیجانی برای بازارهای مالی

دژپسند: دولت با نظارت جامع مانع افزایش قیمت‌ها می‌شود

گرانی بر مصرف بنزین هم تاثیر گذاشت

گرانترین خانه تهران متری چند قیمت می‌خورد؟

آینده ارزش افزوده در فضای مجازی از زبان معاون وزیر

پوتین تکلیف «اوپک پلاس» را روشن کرد

4 اشتباهی که افراد باهوش در زمان فروش خودرو انجام نمی‌دهند

دو محکوم امنیتی آزاد شدند

از سوزاندن صدها موبایل تا حمله به آرایشگاه زنانه در شیراز!

روایت حدادعادل از دلایل جنجال علیه مدارس فرهنگ

آشنا: خیال کردند عملیات فروغ جاویدان 2 را کلید زده اند

وقتی ترامپ نگران قطع اینترنت در ایران می‌شود!

اعتراف‌ آمریکا در مورد اغتشاشات چند روز گذشته در ایران

رزمایش هوایی مهمی که فردا برگزار می شود

قُم قیام کرد

پاسخ قاطع ایران در نشست شورای حکام

نتانیاهو رسما به دریافت رشوه متهم شد

سخنرانی دیوید بکام در سازمان ملل!

بازداشت زنی که مدعی بود همسر پوتین است!

نقش پدریِ آمریکا برای صهیونیست‌ها، صدای سازمان ملل را هم در آورد

صهیونیست ها استاندار قدس را بازداشت کردند

حضور هیات صهیونیستی در قطر خشم کاربران شبکه های اجتماعی را برانگیخت

اتفاق عجیب در رژیم صهیونیستی؛ پارلمان مسئول تشکیل کابینه شد

ترامپ در برزخ؛ بده بستان کاخ سفید و اوکراین تأیید شد

پاسخ سخت چین به اقدام مداخله جویانه آمریکا

مورالس: حاضرم همین فردا به بولیوی برگردم

روایت پدری که پسرش در اغتشاشات اخیر مصدوم شد

ناگفته‌های ماموران پلیس و متهمان سرقت و قاچاق

گیگمشت تا سوریا؛ تمدن تاریخی ایران در موزه ملی هند

"تئاتر شهر" بعد از 50 سال تماما ایرانی و مدرن

پرداخت ۳۰ میلیون وام خوداشتغالی به سربازان با مهارت

ایتالیایی‌ها نگران ونیز، استرالیایی‌ها در فکر سیدنی

پلیس فتا: مواظب کلاهبرداری با نام کارت سوخت باشید

رازی مگو درباره بیماران پروانه‌ای

نقص فنی، هزاران مسافر هوایی در انگلیس را سرگردان کرد

آزادی تعدادی از دانشجویان بازداشتی دانشگاه تهران