رصد

کد خبر: ۱۲۴۲۴۱
تاریخ انتشار: ۰۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۷
پوپولیسم ریشه شعارهای ناظر بر پرداخت عمومی یارانه نقدی است و در جهان سوم هم این شعار معمولا خریدار دارد. این چکیده صحبت های موسی غنی نژاد اقتصاددان شناخته شده وعضو شورای سیاستگذاری هفته نامه تجارت فردا درباره این موضوع است که چرا برخی کاندیداها درباره پرداخت نقدی اینقدر شعار می دهند.

پرداخت نقدی از افزایش چند برابری آن گرفته تا پرداخت کارانه به بیکاران به یک موضوع اساسی در انتخابات تبدیل شد و برخی کاندیداها تمرکز تبلیغات خود را بر آن قرار دادند امری که با انتقاد بسیاری از کارشناسان و واکنش مجلس رو به رو شد. واقعیت غیرقابل انکار این است که شعار توزیع پول برای بسیاری از مردم جذابیت دارد و به گفته غنی نژاد آن ها از عواقب زیانبار چنین اقدامات پوپولیستی برای منافع آتی خودشان بی خبر هستند او معتقد است دولت باید به جای شناسایی افرادی که نیازمند دریافت یارانه نیستند افراد نیازمند را شناسایی و به آن ها یارانه پرداخت کند جمعیتی که شاید دو دهک را دربرگیرد. به گفته این اقتصاددان تاریخ مصرف سیاست های پرداخت یارانه به گونه ای که قبلا آغاز شده از ابتدا هم گذشته بود و اکنون هم دیگر ادامه آن هیچ توجیهی ندارد. مشروح گفت و گوی تجارت فردا را با موسی غنی نژاد در ادامه می خوانید.

تجارت فردا قبلا به این موضوع پرداخت که در انتخابات ریاست جمهوری 96 مصافی بین طرفداران توسعه و تقسیم است. شما چقدر با این تعبیر موافق هستید؟ آیان این دو مفهوم ذاتا در مقابل هم قرار دارند و آیا در انتخابات ایران در مقابل هم قرار گرفته اند؟

برای دقت در بحث بهتر است به جای توسعه و تقسیم از تولید ثروت و توزیع ثروت سخن بگوییم. این تفاوت یا تقابل میان دو گونه سیاست که یکی بر تولید تاکید دارد و دیگری بر توزیع انگشت می گذارد همیشه در طول تاریخ و در جوامع مختلف بوده است. این تقابل در واقع به یک سوءتفاهم بزرگ برمی گردد که ازسوی چپ ها و مارکسیست ها دامن زده شده است. آن ها مدعی اند که ثروت را اکثریت افراد جامعه یعنی کارگران و دیگر زحمت کشان تولید می کنند اما بخش اعظم آن به ناحق از سوی اقلیتی متشکل از سرمایه داران و اشراف تصاحب می شود. در چارچوب این تفکر مبتنی بر جنگ طبقاتی است که موضوع توزیع عادلانه اهمیت درجه اول پیدا می کند غافل از این که هرگونه توزیعی مستلزم تولید قبلی است. تصور آن ها در واقع کاریکاتوری کج تاب از فر آیند پیچیده تولید است. واقعیت این است که سود کارفرما یا سرمایه دار نه تنها در تضاد با دستمزد کارگر نیست بلکه سرنوشت این دو به هم گره خورده است. اگر بنگاه سود نبرد شیرازه آن ازهم می پاشد و نهایتا از بین می رود در این صورت کارگران هم بیکار شده و متضرر می شوند. سود سرمایه دار و دستمزد و منافع کارگر هر دو در گروه پایداری و شکوفایی بنگاه اقتصادی است و سنوشت هر دو به هم پیوسته است. کسانی که بر طبل جنگ طبقاتی می کوبند و مدعی تضاد منافع میان کارگر و سرمایه دار هستند در واقع منافع این هر دو گروه را به خطر می اندازند و سودی به هیچ کدام نمی رسانند. متاسفانه در انتخابات ایران هم تعدادی از کاندیداهای ریاست جمهوری از این نوع تبلیغات دروغین برای مقاصد عوام فریبانه استفاده می کنند. باید به اینها یادآوری کرد که نتیجه این نوع تبلیغات ناامن شدن فضای کسب و کار امتناع از سرمایه گذاری و نهایتا گسترش بیکاری است که جملگی به زیان کارگران و اقشار آسیب پذیر جامعه تمام می شود. تعدادی از کاندیداها طوری از توزیع ثروت حرف می زنند که گویی ثورت مائده آسمانی حی و حاضر است که فقط باید درباره تقسیم آن تصمیم گرفت. آن ها ظاهرا فراموش می کنند نخست باید ثروتی تولید شده باشد که درباره توزیع آن اقدام کرد. کسانی که از توزیع بدون اشاره به معضلات تولید سخن می گویند اگر فریبکار نباشند یقینا از ساز و کار اقتصادی بی خبرند.

فارغ از نسبت توسعه و تقسیم چرا مسئله پرداخت یارانه کارانه و دیگر انواع کمک های نقدی تا این حد به شعارهای انتخاباتی راه پیدا کرده است؟ آیا این شعارهای پرداخت نقدی را می توان شعار پوپولیستی به شمار آورد؟

استفاده از این نوع شعارها و دادن این گونه وعده ها در موعدهای انتخاباتی در همه کشورها کم و بیش رایج است اما در جوامع جهان سوم حدت و شدت بیشتری دارد. البته در کشورهای پیشرفته یارانه نقدی عملا وجود ندارد و بیشتر از سیاست های مالیاتی و بازتوزیعی استفاده می شود. در کشور ما موضوع یارانه های قیمتی که از پیش از انقلاب هم وجود داشت در دوران پس از انقلاب ابعاد بسیار گسترده تری به خود گرفت. در اوایل دهه 1350 که درآمدهای نفتی به شدت بالا رفت برخی از سران رژیم پهلوی این توهم برایشان ایجاد شد که دیگر محدودیت مالی برای اجرای پروژه های بزرگ و نیز دادن یارانه های قیمتی برای پایین نگه داشتن هزینه زندگی باری مردم وجودندارد. آن زمان تصور بر این بود که با پول نفت از عهده پرداخت همه گونه یارانه می توان برآمد به طوری که در مقطع انقلاب حتی صحبت از برق و آب مجاین بود. بعدتر که محدودیت منابع مالی خود را نشان داد وضع عوض شد. امای ارانه نقدی همگانی به صورتی که از دولت دهم در ایران باب شد پدیده جدید و کاملا پوپولیستی بود که بیشتر اهداف انتخاباتی سیاسی را مدنظر داشت. در دولت های نهم و دهم هم بالا رفتن شدید قیمت نفت در بازارهای جهانی و در نتیجه درآمدهای ارزی ایران این توهم را برای دولتمردان به وجود آورد که با پول نفت همه کار می توان کرد. به این ترتیب به فکر پرداخت یارانه نقدی همگانی افتادند. البته باید اذعان کرد که علت رواج و محبوبیت شعارهای ناظر بر انواع یارانه های نقدی چه آن زمان و چه هم اکنون که از سوی برخی کاندیداهای ریاست جمهوری داده می شود عبارت از ملموس بودن و جذابیت آن ها برای توده های مردم که اغلبشان از عواقب زیانبار آن برای منافع آتی خودشان معمولا بی خبرند. این شعارها ماهیت اساسا پوپولیستی دارند و هدفشان جذب آرای مردم است. نه خدمت به آن ها. مشکل اینجاست که رقبای انتخاباتی نمی توانند نادرستی سیاست پرداخت یارانه نقدی را صراحتا مطرح سازند و از کنار گذاشتن آن حرف بزنند چون ممکن است در افکار عمومی به محبوبیت آن ها لطمه بزند. درهر صورت واقعیت این است که منافع عامه مردم در رونق گرفتن فعالیت های اقتصادی، افزایش تولید ثروت و ایجاد اشتغال پایدار از این طریق است. توزیع یارانه نقدی به صورت عمومی نه توجیه اقتصادی دارد و نه به لحاظ اجتماعی و اخلاقی کار درستی است.

مجلس در مقابل شعارهایی مبنی بر افزایش یارانه موضع گیری داشته و برخی کارشناسان نیز آن را نقد کرده اند. در شرایط فعلی اقتصاد کشور چقدر امکان افزایش یارانه پرداختی بدون تغییر در نرخ حامل های انرژی وجود دارد؟ افزایش یارانه چقدر و با در نظر گرفتن کدام جامعه هدف ممکن است؟ این کار چه مشکلاتی ممکن است به همراه داشته باشد؟

موضع گیری مجلس در این خصوص کاملا درست و منطقی بود. مجلس نسبت به وعده هایی که برای ولت بار مالی دارد و منبع تامین آن ها به روشنی تعیین نشده است اعتراض داشت و کاندیداها را از دادن وعده های بی پشتوانه مالی قانونی بر حذر می کرد. یارانه نقدی پرداختی به صورت فعلی فاقد توجیه اقتصادی اجتماعی و حتی اخلاقی است. پرداخت یارانه نقدی به کسانی که کار و درآمد کافی دارند بی معنی و توهین به حیثیت انسانی آن هاست. بنابراین صحبت افزایش یارانه نقدی پرداختی به عموم را کلا باید از دستور کار دولت خارج کرد. پرداخت یارانه نقدی را باید منحصر کرد به اقشار تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی که توان کار یا کسب درآمد مکفی ندارن. البته این پرداخت ها باید متناسب با نیازهای این افراد افزایش یابد تا به توانمد کردن آن ها به طور محسوسی کمک کند. البته به احتمال زیاد هستند کسانی که به دلایلی تحت پوشش این دو سازمان نیستند اما حقیقتا نیازمند کمک اند. دولت باید در اسرع وقت این خانوارها را شناسایی کند و آن ها را تحت پوشش درآورد. مجموعه این ها به احتمال زیاد کمتر از دو دهک درآمدی یعنی زیر 15 میلیون نفر هستند. عقل حکم می کند که یارانه نقدی منحصرا به این افراد پرداخت شود و یارانه های ساریرین متوقف شود. به این ترتیب منابع کافی برای رسیدگی به وضعیت این 15 میلیون نفر مستحق کمک هم به وجود خواهد آمد.

در مقابل برخی کاندیداها ظاهرا دولت نیز نظراتی را درباره پرداخت کمک های نقدی مطرح کرده است. رویکرد دولت در زمینه پرداخت نقدی چیست؟ این رویکرد چه تفاوتی با رویکرد کاندیداهای منتقد درد؟ در صورت به قدرت رسیدن کاندیداهای منتقد چه سناریویی محتمل است؟

دولت در ماه های اخیر به درستی سیاستی را در جهت سه برابر کردن دریافتی نقدی افراد تحت پوشش دو سازمان یاد شده پیگیری و عملی کرد که کار بسیار مثبت و درستی بود. اما متاسفانه هنوز سیاست بیهوده وغیرعملی شناسایی ثروتمندان برای قطع یارانه های نقدی شان را پیگیری می کند و در نتیجه یارانه نقدی در سطح تقریبا 9 دهک درآمدی هنوز پرداخت می شود. این کار دولت دمیدن شیپور از سر گ شاد آن است. یعنی به جای این که خانوارهای مستحق دریافت یارانه نقدی را شناسایی کند که اقلیتی در حد دو دهک جمعیتی هستند و به راحتی قابل شناسایی اند در پی شناسایی کسانی است که مستحق دریافت یارانه نقدی نیستند و عملا جمعیتی در حدود هشت دهک را دربر می گیرد. امید است دولت آقای روحانی اگر تداوم یابد این معضل را برطرف کند. اما اگر کاندیداهای منتقد دولت به قدرت برسند به احتمال زیاد مطابق قول هایی که داده اند شروع به افزایش یارانه های نقدی عمومی خواهند کرد. نتیجه این سیاست روشن است. چون دولت منابع مالی کافی برای انجام این کار ندارد و افزایش قیمت های حامل های انرژی هم برای وجهه دولتی که تازه بر سر کار آمده به مصلحت نیست. نهایتا چاره ای جز دست انداختن به منابع بانک مرکزی و دامن زدن به تورم های افسار گسیخته در آینده نزدیک نخواهد داشت.

پرداخت یارانه نقدی به صورت مستقیم به مردم ایده ای در مقابل پرداخت یارانه به حامل های انرژی و دیگر کالاها یا خدمات بود. این ایده چقدر موفق بود؟ آیا تاریخ مصرف آن به پایان رسیده است یا هنوز روشی مناسب ارزیابی می شود؟

اگر خاطرتان باشد فکر پرداخت یارانه نقدی از طریق افزایش قیمت حامل های انرژی در واقع نوعی فرار به جلو بود یعنی دولت نهم حامل های انرژی به بهانه مبارزه با تورم اجتناب کرد حال آنکه مطابق قانون برنامه سوم این قیمت ها هر سال به میزبانی بیش از نرخ تورم سالانه می بایست افزایش می یافت تا به قیمت های فوب خلیج فارسی برسد. با توجه به افزایش شدید قیمت نفت در بازارهای جهانی در آن سال ها سیاست تثبیت قیمت بنزین و گازوئیل در ایران علاوه بر افزایش مصرف داخلی به قاچاق بی سابقه این فرآورده ها به کشورهای همسایه انجامید به طوری که دولت برای تامین تقاضای داخلی مجبور به وار کردن بنزین شد. آهنگ افزایش تقاضا به قدری شدید بود که عملا ادامه وضع موجود را ناممکن کرده بود. از این رو دولت به اجبار با یک سیاست فرار به جلو پوپولیستی از یک طرف قیمت بنزین و گازوئیل را چند برابر کرد و از سوی دیگر مدعی شد که منابع حاصل ز آن را به صورت یارانه نقدی به عموم مردم و نیز بنگاه های اقتصادی پرداخت خواهد کرد و مابقی را به تولیدکنندگان حامل های انرژی اختصاص خواهد داد. البته چون محاسبات دولت غیرکارشناسانه و غلط بود منابع حاصل از این افزایش حتی کفاف پرداخت یارانه نقدی به مردم را هم نداد چه برسد به بنگاه ها. در نتیجه دولت هر ساله بخشی از پرداختی های یارانه نقدی را از بودجه عمومی دولت تامین مالی کرد و این به کسری بودجه دولت و در نهایت به افزایش نقدینگی و تورم انجامید. خلاصه این که پرداخت یارانه نقدی از منابع افزایش قیمت حامل های انرژی سیاستی نسنجیده شتاب زده و بدرت از همه با اهداف پوپولیستی ضد اقتصادی بود.این سیاست از ابتدا هم تاریخ مصرف گذشته بود چه برسد به الان که دیگر ادامه آن هیچ توجیهی ندارد.

بهترین رویکرد در مقابل پرداخت یارانه نقدی در ادامه مسیر چیست؟ آیا باید یارانه برخی حذف شود؟ اگر بله چقدر شناسایی افراد ثروتمند ممکن و مطلوب است؟ آیا باید یارانه برخی افزایش یابد؟ اگر بله چقدر این کار ممکن است؟

همان طور که قبلا اشاره کردم باید به پرداخت یارانه نقدی به شکلی که اکنون صورت می گیرد پایان داد. ادامه مسیر قبلی نه ممکن است و نه مطلوب. یارانه عمومی برای همه مردم سخنی لغو وبی معنی است. یارانه باید به نیازمندان حقیقی و به اندازه کافی داده شود. پیش از این هم اشاره کردم به نظر می رسد نیازمندان حقیقی برای دریافت یارانه حدود دو دهک جمعیتی یعنی 15 تا 16 میلیون نفر باشند. یارانه ها در درجه اول باید با هدف توانمندسازی داده شود به طوری که اگر این برنامه درست سازماندهی شده باشد پس از توانمندشدن دیگر نیاز به ادامه پرداخت نخواهد بود. البته یک عده ممکن است به دلایل مختلف از جمله معلولیت های چاره ناپذیر یا علل دیگر مدت های طولانی تری تحت پوشش بمانند. اما درخصوص شناسایی پیش از این هم اشاره کردم شناسایی نیازمندان منطقی ترین وعملی ترین راه است. مضافا این که این راه تا حدود زیادی پیموده شده و شاید اکنون نزدیک به یک دهک جمعیتی در دو سازمان بهزیستی و کمیته امداد شناسایی شده اند. فقط می ماند شناسایی خانوارهایی که تحت پوشش این دو سازمان نیستند که در مدت زمان نه چندان طولانی می توان این کار را انجام داد. اما شناسایی افراد ثروتمند که در دستور کار وزارت کار و تعاون قرار گرفته کاری است نه ممکن و نه مطلوب. اگر هم ضرورتی برای شناسایی ثروتمندان باشد این کار را باید وزارت اقتصاد برای گرفتن مالیات های حقه انجام دهد نه سازمان های دیگر. بنابراین اگر خلاصه کنیم سازمان هدفمندی یارانه ها و ساز و کار فعلی پرداخت به کلی باید ملغی شود. اصولا از ابتدا هم پرداخت یارانه نقدی همگانی از منشا افزایش قیمت حامل های انرژی کار نادرستی بود و لذا ادامه آن به مصلحت نیست. یارانه های نقدی را دولت باید از طریق دو سازمان متولی نیازمندان حقیقی به دستشان برساند.

در کنار مسئله یارانه نقدی مسئله کارانه به بیکاران نیز جداگانه مطرح شده است.این ایده چه پشتوانه نظری دارد و چقدر قابل دفاع است؟ پرداخت به بیکاران چه نسبتی با حداقل حقوق باید داشته باشد؟ این پرداخت با چه قیود و شرایطی می تواند صورت بگیرد؟

همه این گونه پرداخت ها همانند یارانه های نقدی که توضیح آن گذشت سیاست های نسنجیده غیرکاشناسانه و خلق الساعه اند و هیچ پشتوانه نظری قابل دفاعی ندارند. عقل سلیم می گوید اگر به بیکاران کارانه پرداخت شود دیگر انگیزه ای برای کار پیدا کردن نخواهند داشت. این حضرات می خواهند چرخ را از نو اختراع کنند و به تجربه سایر کشورها بی اعتنا هستند. مشکل بیکاران با کارانه ای که معلوم نیست منابع مالی آن از کجا باید تامین شودحل نمی شود.این ها شنیده اند کهدر کشورهای پیشرفته به بیکاران حق بیکاری پرداخت می شود اما ظاهر نمی دانسته اند که منبع تامین مالی آن حق بیمه بیکاری است که خود این بیکاران زمانی که کار می کردند پرداخته اند و البته مدت زمان پرداخت هم معین و محدود است و به شرطی پرداخت می شود که بیکار در جست و جوی کار باشد و پیشنهادهای کاری را که به وی می شود رد نکند. حق بیکاری معمولا به کسی که هرگز کار نکرده پرداخت نمی شود. در قانون فعلی تامین اجتماعی ما در ایران هم حق بیکاری وجود دارد اما مقدار و دوره زمانی آن محدود است. ابداعاتی از قبیل کارانه برای حل مسئله بیکاران را که شب انتخابات صورت می گیرد نباید جدی گرفت. این ها ابزارهای تبلیغاتی اند و کارکرد دیگری ندارند. حل مشکل بیکاری در گرو اصلاح فضای کسب و کار افزایش سرمایه گذاری و رونق گرفتن فعالیت های اقتصادی است.

منبع: هفته نامه تجارت فردا، شماره 224

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی ‌‌‌‌‌‌جدید

اندر احوالات مستاجران!

بایدها و نبایدهای بیت کوین از زبان وزیر نیرو

چگونه رمز کارت سوخت را بازیابی کنیم؟

تازه‌ترین قیمت خودروهای وارداتی در بازار

هزینه‌های زندگی ۴۲۶ هزار تومان زیاد شد!

اقدام عجیب بانک‌ها در درج کد رهگیری چک‌های برگشتی

کشف علت بی محلی بانک ها به برخی دستورات قانونی

ایران نهمین مصرف‌کننده انرژی در دنیا

واگن‌های مترو کجا ساخته می‌شود؟

واکنش وزارت خارجه به انتقادات درباره پیگیری وضعیت شیخ زکزاکی

روایت عارف از دیدار با سران قوا درباره رفع حصر

طرح پیشنهادی فلاحت پیشه برای ادامه برجام

انتخاب ۳ عضو حقوقدان شورای نگهبان در دستور کار مجلس

روایت عجیب امام جمعه لواسان از رشوه‌ها و تخلفات در این شهرستان

رایزنی لاوروف با دیپلمات‌های اروپایی درباره برجام

"نه" جانسون به آمریکا برای اقدام نظامی علیه ایران

ظریف: گزینه ما مقاومت در برابر هر گونه فشار است

واکنش نتانیاهو به سخنان موگرینی درباره تحریم‌ها علیه ایران

سناتور آمریکایی: اگر اروپا با ایران تجارت کند باید با تحریم آنها را له کنیم

کاپیتان‌‌‌‌‌ کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

درخواست رژیم صهیونیستی از روسیه در مورد حزب الله

عرق سرد نظامیان صهیونیستی پیش از شروع جنگ با حزب‌الله

کشف موشک جنگی در تاقچه یک خانه!

نامه‌ای حیرت برانگیز از سوی مفتی سعودی به «بن‌سلمان»

شهادت کودک 6 ساله فلسطینی به دست شهرک‌نشین صهیونیست

نخست‌وزیر تایلند پایان حکومت نظامیان را اعلام کرد

نیویورک تایمز: ترامپ شدیدا نژادپرست است

چهره‌پردازی ولیعهد سعودی برای 50 سال آینده

بلایی که یمنی‌ها بر سر فرودگاه عربستان آوردند!

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

"کاغذ دیر برسد" برخی کتب‌ درسی مهر به دست دانش‌آموزان نمی‌رسد

صحبت‌های تکان‌دهنده افسر پلیس درباره خونبارترین ماجرای تعقیب و گریز پایتخت

وثیقه پیاده‌روی اربعین برای مشمولان حذف شد

فریدون شهر لرزید

در امتداد تاریکی؛ وقتی به بیمارستان رسیدم...!

خبر خوش مدیریتی برای کارمندان مسن

جنایت مسلحانه در دامداری!

8 حق بیمه شدگان بر گردن سازمان تامین اجتماعی

توضیحات پلیس درباره ماجرای درگیری امروز اهواز