رصد

کد خبر: ۱۲۴۵۹۸
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۶
آیا ما در 4 سال پیش رو با یک «روحانی» جدید مواجه خواهیم بود؟ اگر پاسخ مثبت است این روحانی جدید چه خصوصیاتی دارد؛ آیا او تغییرات بزرگی خواهد داشت؟ اینها سوالات و پرسش های مهمی است که اکنون در آستانه شکل گیری کابینه دوم روحانی روی میز تحلیلگران مسائل سیاسی قرار گرفته است.

کسانی که می گویند ما با یک روحانی جدید مواجه خواهیم بود معتقدند که مولفه های زیادی وارد معاملات سیاسی شده و فاکتورهای متعددی نیز تغییر کرده است، بر این مبنا می گویند ایران و دنیای پیش روی حسن روحانی اصلا شبیه ایران و دنیای سال 92 نیست. او مسیر سخت و پرچالشی را پیش رو دارد. باید بررسی کرد که روحانی اکنون در چه وضعی قرار دارد، شرایط چه تفاوت هایی با گذشته دارد و او چگونه می خواهد دولت دومش را پیش ببرد.

از نیاوران تا پاستور

قبل از هر چیز ابتدا باید به این پرداخت که حسن روحانی اصلا در چه فضایی توانست به عنوان رئیس جمهور ایران در سال 92 انتخاب شود. باید به این پرداخت که ریاست جمهوری او ماحصل چه شکاف هایی در آرایش سیاسی ایران بوده است و بعد به این مسئله رسید که او اکنون چه نسبتی با گروه های سیاسی ایران دارد.

روحانی در شرایطی رئیس جمهور شده است که رقیب انتخاباتی اش 16 میلیون رای آورده است. او حالا دیگر نمی تواند مانند 4 سال گذشته منتقدانش را اقلیت صدا کند. او می داند که سایه امنیت ذهنی زیادی برایش مهیا نیست. پس باید تغییر کند. او باید در حوزه سیاسی و اجتماعی محافظه کارتر شود. می داند اگر چندان بی محابا عمل کند با واکنش تند سیاسی و اجتماعی مخالفانش مواجه خواهد شد. این مسائل او را محافظه کارتر از همیشه خواهد کرد. منتقدان پاشنه آشیل روحانی هستند.

هر قدر که به پایان سال 91 نزدیک می شدیم یک گمانه فضای سیاسی را تحت تاثیر قرار می داد؛ گمانه ای که از احتمال کاندیداتوری روحانی اهل سمنان روایت داشت. او البته خود هیچ گاه این احتمال را تکذیب نکرد و پاسخ قطعی به آن را به سپری شدن ایام بیشتری موکول می کرد. روزهای آغازین سال 92 اما حکایت دیگری درباره حسن روحانی در برداشت. همه اخبار از مهیاشدن شیخ تکنوکرات برای ورود به عرصه انتخابات حکایت داشت. تا آن که در یکی از روزهای نخستین اردیبهشت ماه در مجتمع آدینه اعلام کاندیداتوری کرد. او در کنار مدیرانی از دولت اکبر هاشمی رفسنجانی و البته فرزندان او نشست و با شعار «دولت امید» به همه گفت که در انتخابات خردادماه او از جمله حاضرین خواهد بود؛یک اعلام کاندیداتوری پرحاشیه. از نقدهای تند منتقدان تا پاسخ های تند و تیز او به معترضانش.

اکبر هاشمی رفسنجانی بارها اعلام کرده بود بهترین راهکار برای دولت آینده اجرای طرحی است که او نامش را دولت وحدت ملی گذاشته بود. وقتی او پس از شایعات و گمانه زنی های فراوان راهی ساختمان میدان فاطمی شد و نامش را به عنوان داوطلب نامزدی ریاست جمهوری ثبت کرد، شاید کمتر کسی گمان می برد او در نهایت از کاندیداهای انتخابات نباشد. در فراق او اکثر تحلیلگران می گفتند حسن روحانی می تواند گزینه های مناسب برای طرح مورد نظر هاشمی رفسنجانی باشد. طرفه آن که پیش از کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی خیلی ها معتقد بودند اگر هاشمی نباشد، از میان ناطق نوری و حسن روحانی یک نفر توسط هاشمی رفسنجانی برای نامزدی حمایت خواهد شد.

در نهایت این حسن روحانی بود که خود را به عنوان نامزد نهایی این گرایش فکری به جامعه معرفی کرد.

روحانی در تبارشناسی نیروهای سیاسی از مدیران بوروکرات و حتی فن سالار به شمار می آمد. سال های سال عضو جامعه روحانیت مبارز بود. اگر بنا باشد به این بیندیشیم که او در کجای سیاست ایران قرار دارد، باید صریح و بدون شک بگوییم او دوره ای در جاگیری نیروهای سیاسی همواره در طیف راست اصولگرایان جای داشته است، یعنی آنجا که روحانیون راست گرایی چون علی اکبر ناطق نوری قرار داشتند.

حسن روحانی البته مدت ها مسئولیت پرونده هسته ای ایران یعنی مهمترین کار ویژه سیاست خارجی ایران را نیز برعهده داشت.

او البته در دورانی که تحولات سیاسی ایران التهاباتی را پدید آورده بود در موضع مدافع نظام ایستاد و همین ایستادنش در این جایگاه او را با انتقاداتی از سوی مخالفانش در جناح مقابل یعنی اصلاح طلبان مواجه کرده بود. سخنرانی صریح و شفاف او در ماجرای کوی دانشگاه نقطه عطفی در بررسی نسبت سیاسی او با مخالفانش در جناح مقابل بودهاست. حسن روحانی البته پس از آن که دولت محمود احمدی نژاد بر سر کار آمد، با رئیس جمهوری که اتفاقا هم استانی خودش هم بود، کنار نیامد و ترجیح داد دیگر در شورای عالی امنیت ملی نماند. از آن زمان به بعد است که او در پوزیشن منتقد وضعیت موجود قرار می گیرد.

او اگرچه اصولگرا بود اما در کنار روحانیون وچهره های اصولگرای دیگری قرار گرفت که حالا معترض و منتقد محمود احمدی نژاد بودند، البته همان اندازه که آنها منتقد بودند محمود احمدی نژاد هم به آنان انتقاد داشت. شکافی میان طیف همفکر حسن روحانی و محمود احمدی نژاد پدیدار گشته بود که با گذر زمان و در پی حوادث پی در پی بیشتر نمود می یافت. روحانی که چهره ای منتقد شده بود در سخنرانی ها واعلام مواضع سیاسی نقدهای تندی را روانه دولت محمود احمدی نژاد می کرد. همین نقدها بود که او را به اصلاح طلبان منتقد نزدیک و نزدیک تر می کرد.او در یکی از تندترین اظهارنظرهایش چنین گفت: «مردم دلار نمی خواهند. صداقت و برنامه می خواهند. ما نیاز به نوکر نداریم، نیاز به مدیر داریم. ما نیاز به نوکر مدیر داریم، نه نوکر خالی، تنها نوکر بودن کافی نیست. نحوه ارتباط ما با کشورها مشخص نیست؛ امروز با بعضی از کشورها دوست صمیمی هستیم، فردا رقیب و پس از آن متخاصم و دشمن می شویم. مگر رابطه با دنیا هوس است که هر ساعت به یک سمت و سو حرکت کنیم؟ حقیقتا سیاست خارجی نیاز به علم وهنر دارد و دیپلماسی سلیقه و شعار نیست. اداره مملکت با سخنرانی حل نمی شود، اداره کشور نصیحت نمی خواهد، باید کار کرد. همه باید به سمت تولید حرکت کنیم، باید کاری صورت گیرد تا تولید به صرف و با امنیت باشد. اگر این اقدام صورت بگیرد مردم خود به دنبال تولید می روند و دیگر نیاز به شعار نیست. باید موانع تولید را برطرف کنیم تا محیط مناسب برای تولیدکنندگان آماده شود.» پدیده ای جدید در فضای سیاسی ایران که جناح چپ و راست را البته در طیف سنتی اش به یکدیگر نزدیک کرده بود. رقبای سال های دور حالا به رفقایی تبدیل شده بودند که به یک هدف مشترک می اندیشیدند؛ هدفی که آنان را در کنار یکدیگر می نشاند.

به نظر می رسد اصلاح طلبان، اسحاق جهانگیری و راست گرایان حامی روحانی علی لاریجانی را به عنوان گزینه های 1400 مدنظر دارند

در نزدیک ترین زمان به انتخابات ریاست جمهوری گروهی از اصلاح طلبان نسخه ای مهم برای انتخابات ریاست جمهوری پیچیده اند. اصلاح طلبان که می دانستند توانایی حضور با چهره حداکثری و حداقلی در انتخابات ریاست جمهوری را ندارند و به بیان دیگر شانسی برای پیروزی از این دو راه متصور نیستند، به تئوری «یار قرضی» رسیدند. بر این مبنا آنها با حمایت از یک گزینه راستگرا که بیشترین قرابت فکری را با آنها داشته باشد منفذی به قدرت رسمی پیدا می کردند تا سال های دوری و فراق از قدرت را التیامی بخشند. در میان گزینه های موجود چند شخصیت می توانستند در این کاراکتر قرار گیرند؛ «اکبر هاشمی رفسنجانی، علی اکبر ناطق نوری و حسن روحانی.» از میان این سه شخصیت اکبر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد ما با رد صلاحیت مواجه شد، علی اکبر ناطق نوری پس از مواجهه با برخی تحولات سیاسی ترجیح داد همچنان دوری از قدرت رسمی را تجربه کند و حسن روحانی نیز تا مدت ها مشتش را برای کسی باز نکرد. اصلاح طلبان که تا آخرین لحظات با چراغ خاموش حرکت می کردند، به ناگهان به اردوگاه شیخ رفته و به حمایت از او پرداختند؛ یک کمپین گسترده برای پیروزی حسن روحانی. گریز از چند دستگی، عبور کم هزینه از انتخابات 92 بدون تحریم و تلاش منجر به نتیجه برای بازگشت حداقلی به قدرت رسمی، همه و همه دلایل کسانی بود که می گفتند باید از حسن روحانی دفاع کرد. ایده ای که مخالفان فراوانی داشت در میان اصلاح طلبان؛ اصلاح طلبانی که از مدت ها پیش اصرار به کاندیداتوری رئیس جمهوری پیشین داشته وپس از آن با نامزدی هاشمی رفسنجانی به ستادهای او کوچ کرده بودند. او البته پایگاه مهمی هم داشت در میان طیف راست اصلاح طلبان؛ یعنی آنجا که کارگزارانی ها حضور داشتند. او در ابتدا وضعیتی نامساعد داشت در طیف چپ اصلاح طلبان، یعنی جایگاهی که مجمع روحانیون، بنیاد باران و احزاب تندروتر قرار داشتند و هرچه زمان به جلو می رفت با همراهی آنان نیز مواجه شد. حسن روحانی که به حمایت هاشمی رفسنجانی و خاتمی چشم دوخته بود، با همراهی آنان شیفت نیروهای مهمی از اصلاح طلبان به سمت خودش را تجربه کرد؛ تجربه ای که به رئیس جمهور شدنش منجر شد.

شکاف سرنوشت ساز میان اصولگرایان

این که حسن روحانی در قامت رئیس جمهور ایران از سال 92 تا امروز ظاهر شده است البته محصول تاکتیک های اصلاح طلبان نیست. روحانی از یک شکاف مهم میان اصولگرایان به این پست مهم رسیده و برای دور دوم هم ماندگار شده است. شکافی که دو دلیل عمده دارد:

1 – ظهور محمود احمدی نژاد

واقعیت این است که فضای سیاست ایران در آغاز دهه 90 تفاوت های محسوسی با همه سال های پس از انقلاب داشت. رفتار سیاسی محمود احمدی نژاد در دوران صدارتش اگرچه در ابتدا موجبات تقویت تشکیلاتی اصولگرایان را پدید آورد و می شد چهره هایی از آنان را در کابینه و بدنه حاکمیتی دولت دید اما با گذر زمان، شکاف های موجود میان محمود احمدی نژاد و اصولگرایان آن چنان نمایان شد که کوچ اجباری و غیراجباری نیروهای اصولگرا با موجی قابل توجه پدیدار گشت؛ به یک معنا «زمان جدایی» فرا رسیده بود. حالا محمود احمدی نژاد و حواریون او خود راتافته ای جدا بافته از جریان اصولگرا می دانستند. دیگر زمان «همانی انگاشتن» به پایان رسیده بود. اقدامات محمود احمدی نژاد و دولت او به گونه ای نبود که اصولگرایان قبول کنند هزینه آن را بپردازند و درست همین جاست که رقبای پیشین یعنی چپ و راست همصدا می شوند به نقد سیاست های دولت مستقر می پردازند و درست همین جاست که در میان اصولگرایان و اصلاح طلبان هم در این مورد کندروی و تندروی پدید می آید.

حسن روحانی گزینه مطلوب علی لاریجانی برای ریاست جمهوری در نیمه دوم دهه 90 است. از برخی سخنان او در دوران تبلیغات انتخاباتی برداشت حمایت از روحانی مطرح شده بود.

به این معنا که برخی اصولگرایان باورشان این می شود که انتقاد مشخص از محمود احمدی نژاد کمک شایان توجهی به اصلاح طلبان خواهد کرد و جایگاه و سرمایه اجتماعی اصولگرایان را در جامعه خواهد کاست، پس در این جناح برخی با سکوت وانتخاب گزینه «تحمل ، صبر و مدارا« ، نقطه استقرار خود را در جناح حفظ می کنند اما برخی دیگر با انتقاد و اعتراض به وضع موجود به «شیفت سیاسی» و «همنشینی » با رقبای سابق پرداختند. در جناح مقابل هم چنین شرایطی حکمفرما بود. برخی می گفتند انتقاد از محمود احمدی نژاد باید به انتقاد از او و جریان سیاسی اش خلاصه شود و نباید انتقاد از وضوع موجود به انتقاد از اصولگرایان یا حاکمیت تعمیم داده شود. چنین تصمیمی بر این پایه استوار بود که تعمیم انتقاد موجبات دفاع از محمود احمدی نژاد به رغم همه انتقادات را فراهم خواهد ساخت. به باور این طیف، از شکاف میان حاکمیت و دولتمردان وقت با بهره گیری سیاسی می شد به ائتلافی برای گذار از شرایط سخت رسید. طیف دیگر اما باورشان بود که در حرکتی رادیکال باید حساب اصولگرایان، احمدی نژاد و حاکمیت را یکی کرد تا میزان سرمایه اجتماعی را در سمت مقابل به صورت مشهودی کاهش داد. در چنین شرایط سیاسی آشفته ای بود که حسن روحانی وجهه سیاسی خود را نمایان ساخت و در یک ائتلاف تاکتیکی میان نیروهایی از دو جناح به فردی فراجناحی و «نیاز جامعه امروز» مشهور شد. این «شهرت» البته با تصاویری که اعضای ائتلاف از شرایط وقت تبلیغ می کردند فراگیر شد و چنین شد که در یک «پازل نامرتب سیاسی و اجتماعی» ترکیبی از مردم از حاشیه تا مرکزنشین از طبقه ضعیف تا متوسط و سطح بالا نتیجه انتخابات 24 خرداد را به نفع حسن روحانی تغییر دادند.

2 - پرونده هسته ای ایران

بخشی از جریان راست به این باور رسیده بود که باید به توافقی در پرونده هسته ای دست یافت. آنها مخالف روش و رویه سعید جلیلی و گرایش فکری طیف سیاسی نزدیک به او بودند. بر همین اساس آنها خواستار تغییر شرایط وقت بودند، توان آنها البته برای دستیابی به چنین ایده ای به حد کمال نبود. آنها به ائتلاف با رقیب سنتی فکر می کردند؛ یک نفر باید در این میانه می ایستاد؛ آن فرد منتخب کسی نبود جز حسن روحانی.

روحانی و سیاسیون امروز

اما آن نسبت دیروز روحانی با سیاسیون اگرچه در سطح کلان حفظ شده اما در سطح دیگری دچار تغییراتی شدها ست. حالا آنها از امروز به 1400 فکر می کنند به این که تلاش کنند خودشان آلترناتیو او باشند. می دانند شرایط استثنایی تمام شده و این ائتلاف باید سرنوشتی دیگر داشته باشد. به یک معنا هم اصلاح طلبان و هم راستگرایانی که جذب روحانی شدند اکنون به این فکر می کنند که نمایندهای از میان خودشان بعد از روحانی به پاستور برسد. همین مسئله نسبت سیاسی آنها را با حسن روحانی تغییراتی داده است. به همین دلیل است که اصلاح طلبان بسیار دیرهنگام اعلام کردند که نامزد نهایی شان در انتخابات 96 حسن روحانی است. آنها حتی تا هفته های پایانی بحث هایی در مورد حمایت از اسحاق جهانگیری و جایگزینی او به جای روحانی داشتند.

حتی محمدرضا عارف در روزهایی قبل از انتخابات گفته بود : «روندی که دولت تدبیر و امید آغاز کرد با توجه به مشکلاتی که در گذشته وجود داشت، روندی امیدوارکننده است اما اگر بخواهیم نسبت به فرصت هایی که در این چند سال از ست دادیم تمرکز کنیم سوالات زیادی وود دارد. به خصوص این که چرا از فضایی که در اسفند 94 در کشور و به خصوص در تهران اتفاق اتفاد استفاده نشد و این جای سوا جدی دارد و باید تاسف خورد که تا چه زمانی باید فرصت سوزی کنیم؟ نمی توان چهار سال گذران امور کدر و بعد دوباره از مردم رای خواست. ما یک تعهدی نسبت به رای مردم داریم و باید با کمک حامیان تفکر اصلاح طلبی پاسخگوی رای مردم باشیم. پیام مردم در اسفند 94 پیام تغییر بود چون مردم معتقد بودند از امکانات کشور برای پاسخگویی به ن یازهای مشروع و اولیه آنان استفاده نمی شود. به کسانی که دیروز برای پیروزی اصلاح طلبان تلاش کردند و شش ماه دیگر هم باز باید به عرصه بیایند صادقانه بگویم مسائلی مطرح شده است که به خاطر پایبندی به شعار اصلی جریان اصلاح طلبی یعنی امید، آرامش و رونق اقتصادی به این نتیجه رسیدیم که این مسائل فعلا مطرح نشود و تلاش خود را صرف پاسخگویی به مطالبات و خواسته های مردم کنیم.

حتی برخی از رسانه های اصلاح طلب هم نوشته بودند: «اسحاق جهانگیری معاون اول روحانی است. از گوشه و کنار نیز خبر می رسد که برخی از اصلاح طلبان در حال زمینه سازی برای بیان چنین مسئله ای در اتاق فکر جریان اصلاحات هستند. به همین دلیل به نظر می رسد آلترناتیو جریان صلاحات در شرایط کنونی نه عارف و نه نجفی بلکه اسحاق جهانگیری خواهد بود.»

در این سمت هم اگرچه علی لاریجانی تلاش کرد تا در قالب انتقادهایی از شعارهای نامزدهای رقیب روحانی اندکی حمایت از روحانی داشته باشد و اما بسیاری از راستگرایان حمایت علنی خود از روحانی را علنی نکردند. لاریجانی عصر چهارم اردیبهشت در مراسم افتتاح تالار بزرگ غرب استان تهران در شهر قدس با اشاره غیرمستقیم به یکی از شعارهای انتخاباتی محمدباقر قالیباف مبنی بر ثبت نام جوانان جویای کار در سامانه کار و کمک مالی 250 هزار تومان به جوانان تا پیدا کردن شغل قالیباف را نقد کرد و این گونه توصیف کرد که می خواهد به مردم صدقه بدهد. لاریجانی گفته بود: «در فصل انتخابات برخی افراد ادعا می کنند که این مقدار پول می دهیم سوال این است که آیا با این پول دادن ها، تولید یا اشتغال ایجاد می شود؟ این طور نیست زیرا این یک حرف خلاف است. اگر شخصی بگوید که منابع انرژی کشور تبدیل به کارخانه شود آن زمان می توان گفت که اگر یک سیاستمدار صادق این حرف ها را بیان کرده است. اگر کسی گفت من این مقدار پول خرج می کنم حرف درستی نیست و به نظر من برای فریبکاری چنین موضوعاتی را مطرح کرده است. حرف این است که یک سیاستمدار صارق به مردم مشکلات و منابع را اعلام کند. مدرم صدقه نمی خواهند بلکه زمینه برای تولید می خواهند.» رئیس مجلس ر همین راستا به دفاع از عملکرد دولت پرداخت و نظر خود را در تایید عملکرد دولت این گونه بیان داشت: «در چند سال اخیر برخی از مشکلات در حوزه نفت و گاز مرتفع شده و در روزهای آینده پالایشگاه ستاره خلیج فارس راه اندازی می شود که از نظر بنزین کشور خودکاف می شود. همچنین در حوزه کشاورزی نیز اقدامات خوبی انجام شده و از نظر تولید گندم خودکفا شده ایم و مقداری نیز صادرات داشته ایم که اقدامی قابل تقدیر است. در اظهارنظری دیگر ممدرضا باهنر هم گفته بود: »نقدهای ما به دولت آقای روحانی نباید غیرمنصفانه باشد زیرا این نقدها نتیجه برعکسی خواهد داشت و باعث می شود نظر مردم به نوعی دیگر شود. اگر انتخابات سال 88 را به خاطر داشته باشید می بینید که در آن سال یک طرف مدام اعلام می کرد در این چهار سال کاری نشده و تمام دستاوردهای کشور و نظام را زیر سوال می برد و سیاه نمایی می کرد. زمانی که دولت آقای روحانی روی کار آمد کشور تورم 44 درصدی را تجربه می کرد اما با برنامه ریزی های صورت گرفته تورم حداقل 30 درصد کاهش پیدا کرد. به نظر بنده در سیاست رکود تورمی هدف گذاری تورم تک رقمی اشتباه است و بنده اگر بخواهم هدفگذاری داشته باشم آن را در حد 22 درصد قرار می دهم چون تورم باعث می شود ضمن ایجاد رکود تولید نیز یخ بزند. بنابراین تورم تا جایی باید کنترل شود که چرخ های اقتصادی نیز بچرخد. رشد اقتصادی کشور طی چهار سال اخیر از منهای 5 درصد به 8 درصد رسید که ما نیز این عدد را تکذیب نمی کنیم و می گوییم عدد دو رقم درستی است اما باید دید اگر میزان نفت را نیز از آن کم کنیم همین عدد خواهد شد یا نه. اگر مبلغ رشد نفت را از این مسئله کم کنیم رقم رشد 0.9 درصد می شود اگر رصد اقتصادی ما رشدی مستمر و پایدار باشد تولید و اشتغال کشور عدد مثبت و خوبی را تجربه می کرد که در واقع این گونه نبود. هر چند در حوزه انرژی و نفت اقدامات خوبی شده و ما برای اولین بار در برداشت نفت با قطر تقریبا یکی شدیم و به سمت جلو حرکت کردیم اما اگر بخواهیم آن را در رشد اقتصادی نیز ببینیم این رشد دفعی و مقطعی است و استمرار نخواهد داشت. اگر رشد اقتصادی 8 درصدی ما مستمر بود باید سالانه یک و نیم میلیون شغل جدید ایجاد می شد ولی بیکاری در ایران داد می زند و وجود 4 یا 5 میلیون فارغ التحصیل بیکار در کشور شوخی نیست.» همراستا با این دو شخصیت، کاظم جلالی هم در اظهارنظری گفته بود: «نباید به شعور مردم توهین کرد این که یارانه ها را وسیله قرار دهیم و به نوعی انتخابات را به مزایده بگذاریم کار غلطی است. نظام انتخاباتی را نباید به سمت رقابت اشخاص پیش ببریم بلکه رقابت ها باید به سمت رقابت در برنامه ها باشد. صحنه سیاسی انتخابات باید با نشاط باشد.» وی اضافه کرد: «بهترین حالت در صحنه انتخابات این است که کاندیداها برنامه های خود را اعلام کنند. دوران سوپرمن بودن گذشته دورانی که افراد خودشان را طوری معرفی کنند که یک شبه می توانند مشکلات را حل کنند گذشته است. نامزدها باید کار تیمی کنند؛ باید با کار تیمی مشکلات را حل کرد و دارای برنامه بود. واقعیت های اقتصاد امروز کشور را باید کاملا دریافت و براساس آن صحبت کرد کاندیداها باید بتوانن حرف های خود را منتقل کنند تا مردم ارزیابی درستی داشته باشند. انتخابات باید با نشاط برگزار شود. توهین و تخریب نشود. زیرا توهین و تخریب در انتخابات جواب نمی دهد.»

اما در این میان افراد دیگری مانند علی اکبر ولایتی و برخی چهره های دیگر از هر گونه اظهارنظر در مورد حسن روحانی پرهیز کردند. پس در سطح سیاسی می توان این گونه جمع بندی کرد که حسن روحانی در مورد مواجهه با موتلفان سیاسی اش با تغییراتی مواجه خواهد شد. آن ها از یک سو میل به استقلال و خودنمایی سیاسی به بدنه اجتماعی برای ظهورد رسال 1400 خواهند داشت و از سوی دیگر حتما از روحانی انتظار دارند به جهت نقشی که در انتخابات برای او بازی کرده اند و ضمنا حفظ حمایت ها در مقابل جناح رقیب قدرتمند او پست های مهمی را در کابینه به نمایندگانشان بدهد. او روزهای پرچالشی را با آن ها خواهند داشت. هم با اصلاح طلبان و هم با راستگرایان حامی او

معمای دیپلماسی

بدون شک این سیاست خارجی بوده است که نقش مهمی را در پیروزی روحانی هم در سال 92 و هم در سال 96 داشته است. او از مجادله بر سر پرونده هسته ای توانست برای خود در ذهن افکار عمومی یک قطب بسازد و بر قطب مقابل غلبه کند. مجادله ای که از گفت و گوی ویژه خبری در سال 92 پا گرفت و در مناظره ها با کمک دکتر روحانی جانی تازه یافت و به نقطه پرتاب به بالای حسن روحانی تبدیل شد. یک مناظره تعیین کننده. همه چیز هم در چند دقیقه اتفاق افتاد آن هم درست زمانی که حرف های دکتر ولایتی تمام شده بود و نوبت برای طرح پرسش به سعید جلیلی رسید. روزی که جلیلی برای اولین بار سطح مجادله در حوزه سیاست خارجی را بسیار بالا برد. او به سیاست های وزیر اسبق امور خارجه به شدت انتقاد کرد و تمام تلاشش را کرد تا به او و البته هه کسانی که آن مناظره را دنبال می کرند بگویدحاصل جمع دوران وزارت ولایتی آن چنان هم که می گویند مثبت نبوده است.

دکتر ولایتی اما سخنانی را به زبان آورد که بیش از هر چیزی به حسن روحانی کمک کرد و حرف های او را در گفت و گوی ویژه خبری مورد تایید قرار داد: »دیپلماسی این نیست که انسان برود مقابل کشورهای دیگر خطابه بخواند. دیپلماسی این نیست که ما در یک طرف بنشینیم و آن ها در طرف مقابل بنشینند و ما حرف مشخصی را بزنیم بدون آن که اقدامات دیگری در خارج از آن انجام دهیم. در آخرین دوری که در آلماتی آقای دکتر جلیلی داشت آن ها پیشنهادهایی به ایران کردند که براساس آن می شد کارها را مقداری جلو ببریم و آن پیشنهاد این بود که طرف مقابل 1+5 گفت غنی سازی 20 درصد را متوقف کنید و در کارهای فردو هم مقداری کندی ایجاد شود.

آن ها اعلام کردند این سه تحریم را برمی داریم و ما در پاسخ گفتیم که این کار را می کنیم شما کل تحریم ها را بردارید که به شهادت معاون امور خارجه که در جلسه بوده است این مسائل را مطرح می کنم. وقتی طرف مقابل حاضر است چند قدم بردارد باید ما هم انعطاف داشته باشیم و هنر دیپلماسی این است که از این فرصت ها استفاده کند و اصولگرایی به این معنی است که انعطاف پذیر هم باشد نباید در دالخ کشور طوری وانمود کنیم که اصولا هستیم وانعطاف پذیر نباشیم. ما مصالح ملی را در دیپلماسی باید به طور بهتر تامین کنیم باید از دیپلماسی به نفع مصالح ملی استفاده کنیم دیپلماسی فقط خشونت و سرختی نشان دادن نیست.:

حالا دیگر با این جمله ولایتی که »اگر این روند موفق بود این مشکلات پیش نمی آمد و وضع به این جا نمی رسید» سعید جلیلی در غیاب نامزد احمدی نژاد صاحب و مسئول «شرایط موجود» شد و حسن روحانی هم به صاحب گفتمان نقد وضع وقت برنده انتخابات شد. به بیان دیگر حسن روحانی در آن انتخابات یک ایده مرکزی داشت؛ «تمرکز بر سیاست خارجی» روحانی که در خرداد 92 ساست داخلی اقتصاد و سیاست خارجی را به هم گرفه زد و رقبا را پشت سر گذاشت همه تلاشش این بود که بگوید با برجام پنجره های تازه باز خواهد کرد برای آن مثلث تعیین کننده.

در واقع وقتی گفت «من سرهنگ نیستم» طبقه متوسط و روشنفکران را امیدوار به توسعه سیاسی کرد و وقتی خطاب به عابدینی مجری گفت و گوی ویژه خبری توصیه کرد تا بیانیه سعدآباد را «سه بار بخواند» و بعد از آن همنوا با دکتر ولایتی شد و محصول آن نوع از مذاکرات در دوران احمدی نژاد را فقر و تنگدستی و ایستادن چرخ کارخانجات عنوان کرد به خوبی اقتصاد و سیاست خارجی را به هم پیوند داد تا مردم و طبقه پایین هم راضی شوند و او را بلد راه بدانند.

در انتخابات 96 اما دیپلماسی برای او تغییرات مهمی داشته است. مهم ترین اتفاق این است که در ایالات متحده نه باراک اوباما رئیس جمهور است و نه جان کری وزیر امور خارجه. حالا این دونالد ترامپ است که به کاخ سفید رسیده و تمام مخالفان سرسخت ایران را در کابینه اش جای داده است. حالا که لابی های کاخ سفید در سنا و کنگره پایان پذیرفته روحانی فقط صدای تحریم و افزوه شدن بر آن را می شنود.

پس او برخلاف سال 92 دیگر چندان نمی تواند شعار نزدیکی با آمریکا و فروریختن دیوارهای بی اعتمادی را تکرار کند. او چند ماهی است که در مواجهه با موج شدید سخنرانی های ترامپ علیه ایران حتی علیه آمریکا هم مواضعی را اتخاذ می کند.

آن طرف تر اما حسن روحانی با اروپایی مواجه است که نیم نگاهی به آمریکا دارد و نیم نگاهی به ایران. او دیگر برای اروپا همراهی های جان کری را ندارد. او در این بخش دچار مشکلاتی شده است. روحانی به این فکر می کرد که می شودچرخ توسعه را از نگاه به غرب به چرخش درآورد. حالا اما او شاید مجبور شود سرش را بیشتر به سمت شرق بچرخاند. هم برای توزان و هم برای راضی کردن غرب برای کنار آمدن با خودش. روحانی در زمانه مهمی رئیس جمهور ایران مانده است. او قطعا برای این حوزه باید واقع گراتر شود و خود را به سیاست های کلی نظام در سیاست خارجی نزدیک تر از همیشه کند.

روحانی و رقبا

روحانی مهم ترین کارش در سال 92 این بود که در دو سطح جداگانه دو قطبی سازی کرد. او در یک بخش سعید جلیلی را به عنوان رقیب و قطب معرفی کرد و به چالش با او در مورد توافق هسته ای پرداخت. اما در بخشی دیگر روحانی به ایجاد دوقطبی دیگری با محمدباقر قالیباف پرداخت. او این دو قطبی را به سطح سیاست و اجتماع آورد و قالیباف را نماینده بخشی از حاکمیت به تصویر کشید که مخالف آزادی هستند. او در آن انتخابات گفت: «از آقای قالیباف خیلی تعجب می کنم. درست است باید رقابت کنیم ولی نه این جوری. آقای قالیباف دلم نمی خواست بگویم. آن جا بحث این بود شما می گفتید دانشجویان بیاند ما برنامه گازانبری داریم. ما می گفتیم راه این است که مجوز بدهیم و دستگیر کنیم. من راجع به چند کلانتری به شما گزارش دادم. شما چی گفتید؟ نمی خواهم بازگو کنم. گفتید ک لآدم های سالم من این تعداد است. برنگردید به بحث های آن زمان این سینه من پر است از مسائل فراوان. حرف برای گفتن زیاد داریم. بگذارید رقابتمان سالم و درست باشد.

شورای عالی امنیت ملی هم مدافع اقوام بوده به این شورا اتهام نزنید. از ابتدای زندگی سیاسی مسیرم روشن است هیچ وقت پادگانی فکر وعمل نکردم. جزو افرادی هستم که حقوق خواندم من سرهنگ نیستم. حقوقدان هستم . حواسمان باشد چگونه حرف می زنیم. هرچه اطلاعات لازم باشد در ذهنم دارم که بگویم. همیشه روبه روی افراطیون ایستادم و طرفدار آزادی بیان و مخالف افراط و تفریط بوده ام. چرا این طوری بحث می کنید؟ اگر بنا به این باشد که حرف زیاد داریم برای گفتن.»

در همین انتخابات هم ماجرا دوباره تکرار شد دوباره همان دوقطبی دوباره همان نتیجه.

این بار هم حسن روحانی همان دیالوگ را تکرار کرد و گفت: «من اگر روز مردانگی نکرده بودم شما اینجا نبودید.طرح شما همیشه لوله کردن بود. شما که هر وقت به دبیرخانه می آمدید می گفتید بگذارید من دانشجویان را دو ساعته لوله می کنم. اگر ما مخالف نکرده بودیم همه دانشگاه های ایران پر از لوله بود.»

نکته ما این است که شرایط نسبت به سال 92 تغییرات زیادی کرده است. حالا منتقدان دولت 16 میلیون رای دارند. او روزهای سختی را در دوران مبارزات انتخاباتی اش پشت سر گذاشت. از روز جنجالی معدن یورت تا سیل عظیم مخالفان و منتقدان او که پای سخنرانی های نامزدهای رقیب او می آمدند. او در شرایطی رئیس جمهور شدهاست که رقیب انتخاباتی اش 16 میلیون رای آوره است. اوحالا دیگر نمی توان مانند 4 سال گذشته منتقدانش را اقلیت صدا کند.او می داند که سایه امنیت ذهنی زیادی برایش مهیا نیست. پس باید تغییر کند.او باید در حوزه سیاسی و اجتماعی محافظه کارتر شود. می داند اگر چندان بی محابا عمل کند با واکنش تند سیاسی و اجتماعی مخالفانش مواجه خواهد شد.این مسائل او رامحافظه کارتر از همیشه خواهد کرد. منتقدان پاشنه آشیل روحانی هستند.

روحانی پوپولیست می شود؟

نکته اما این است که وعده ها و شعارهایی که از سوی همه نامزدها در این انتخابات مطرح شد برای حسن روحانی شرایط سختی پدید آوره است. او حالا باید انتظارات بیشتری را پاسخ دهد. این انتخابات شکاف های اجتماعی را به شکل عجیبی نمایان کرده است. او برای مواجهه با این شکاف ها باید تلاش کرد. شکاف هایی دردسرساز که او را با چالش مواجه خواهد ساخت و همین جاست که برخی معتقدند حسن روحانی از این پس تبدیل به یک شخصیت پوپولیست خواهد شد. برخی اقدامات او در روزهای اخیر می تواند نمادی باشد بر درستی این گزاره که او شبیه یک رئیس جمهور پوپولیست خواهد شد. با همه این تفاسیر به نظر می رسد حسن روحانی کار سختی هم در سطح جامعه و هم در سطح سیاست خواهد داشت. او همچنان درگیر با اقتصاد خواهد بود و با بار گران مشکلات جامعه ای مواجه است که از او انتظارات فراوانی دارند. روحانی تغییر خواهد کرد, چاره ای جز این نیست.

منبع: هفته نامه مثلث، شماره 357

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

دلار اندکی پایین آمد

دگردیسی در لوازم خانگی؛ کره‌ای‌ها می‌روند و چینی‌ها می‌آیند

برای گاز سوز کردن خودرو چقدر باید در صف بود؟

سرمایه گذاری 100 میلیارد دلاری کشورهای خلیج در یک تکنولوژی خاص

صدور کارت سوخت چقدر زمان می برد؟

وزیر صمت: برای اجرای بهتر طرح افزایش قیمت بنزین از سودمان کم کنیم

سهمیه کارت سوخت نگرفته‌‌ها چه می‌شود؟

زیر و بم طرح کمک معیشتی دولت

طلا مجال افزایش قیمت نیافت

شرایط ثبت‌نام متقاضیان مسکن ملی تسهیل شد

4 اشتباهی که افراد باهوش در زمان فروش خودرو انجام نمی‌دهند

ادعای نماینده آمریکا در شورای حکام آژانس علیه ایران

میثم مطیعی دوباره برای صف اولی ها شعر خواند

حضور پررنگ مردم در مانور «میثاق با ولایت، حمایت از اقتدار و امنیت کشور»

پشت پرده هتاکی یک روحانی نما به ملت ایران

رژیم صهیونیستی خواستار افزایش فشار بر ایران شد

بازداشت کارمند بازنشسته سفارت ایران با تجهیزات جاسوسی

ناجا اطلاعیه داد

تکذیب یک نقل قول منتسب به رهبر انقلاب درباره قیمت بنزین

وزارت امور خارجه: منتظر پاسخ آژانس درباره بازرس متخلف هستیم

حضور هیات صهیونیستی در قطر خشم کاربران شبکه های اجتماعی را برانگیخت

اتفاق عجیب در رژیم صهیونیستی؛ پارلمان مسئول تشکیل کابینه شد

ترامپ در برزخ؛ بده بستان کاخ سفید و اوکراین تأیید شد

پاسخ سخت چین به اقدام مداخله جویانه آمریکا

مورالس: حاضرم همین فردا به بولیوی برگردم

ترامپ و وزیر خارجه‌اش به مانع‌تراشی در تحقیقات استیضاح متهم شدند

بازداشت دو کارمند کنسولگری آمریکا در ترکیه

کره‌شمالی دعوت سئول برای شرکت در نشست آسه‌آن را رد کرد

کشته شدن ۷ شبه نظامی کُرد در حمله هوایی ترکیه به شمال سوریه

بایدن: ترامپ نمی‌خواهد من نامزد حزب دموکرات باشم

رازی مگو درباره بیماران پروانه‌ای

نقص فنی، هزاران مسافر هوایی در انگلیس را سرگردان کرد

آزادی تعدادی از دانشجویان بازداشتی دانشگاه تهران

اینترنت دانشگاه‌های بزرگ تهران وصل شد

درخواست پلیس از مردم: اغتشاش‌گران را معرفی کنید

تصادف مرگبار زنجیره‌ای جان دو کودک را گرفت

آسانسور جان مرد جوان را گرفت

خبرهای حج و زیارت از مقدمات راه اندازی عمره

به هم رحم کنیم!

تسلیت معاون علمی رییس‌جمهوری به مناسبت درگذشت پروفسور رضا