رصد

کد خبر: ۱۲۴۷۷۰
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۶:۲۰
اقدام عربستان در هدایت برخی کشورها برای قطع روابط دیپلماتیک با قطر و استفاده از ابزار تحریم هوایی و دریایی برای وادار کردن دوحه به تغییر ناگهانی مواضع خود تا حدی غیرمنتظره بود. تنش در روابط ریاض و دوحه امری پنهانی نبود ولی انتظار نمی رفت این اختلافات به قطع ناگهانی روابط دیپلماتیک با دوحه و بستن مرز دریایی و هوایی و زمینی با این کشور منجر شود.

چیزی که در روابط بین الملل به حداکثر اقدامات کمتر از جنگ معروف است. به ارات دیگر تحریم های همه جانه آخرین اقدام پیش از جنگ است. آنچه پیچیدگی ماجرا را بیشتر می کند همراهی برخی کشورهای عربی نظیر بحرین و امارات و از همه مهمتر، مصر با این اقدام عربستان است. برخی ها معتقدند این میزان از هماهنگی به تصمیمی فراتر از ریاض نیاز دارد و احتمالا واشنگتن هم در پشت پرده این تصمیم است یا حداقل با آن مخالف نیست. علت هرچه باشد اقدام مزبور نوعی بدعت در مناسبات منطقه ای است که ممکن است در آینده و در صورت فراهم بودن شرایط به یک الگوی رفتاری تبدیل شود. در این نوشتار تلاش خواهیم کرد مهم ترین پیامدهای این اتفاق را مورد بررسی قرار دهیم.

*عربستان محافظه کار حامی تغییر معادلات منطقه ای

اولین هدف ریاض از انجام این اقدام آن است که به دولت های منطقه بگوید شرایط نسبت به گذشته تغییر کرده و ریاض در عملی کردن خواسته های خود جدی است. طنز داستان در اینجاست که عربستان محافظه کار در حالی که باید حافظ و طرفدار وضع موجود باشد مثل دولت های انقلابی مخالف وضع موجود شده است. ریاض حداقل از چهار دهه پیش در حال صدور ایدئولوژی اسلام سلفی است ولی هم اکنون به این نتیجه رسیده که از فرصت های این اتفاق بهره برداری لازم را نکرده و باید بتواند در عمل نماد برتری این فهم از اسلام در برابر اسلام سیاسی شیعی مورد حمایت ایران باشد. اینکه ریاض دنبال استفاده ابزاری از مذهب است یا نه، پرسشی است که پاسخ عملی بدان دشوار است اما به نظر می رسد تصمیم گیران در ریاض به این جمع بندی رسیده اند که عربستان نه تنها توان مالی لازم برای تبدیل شدن به قدرت برتر جهان عرب را دارد بلکه در غیاب ایدئولوژی های ناسیونالیستی عربی و سوسیالیسم می تواند با اتکا به ایدئولوژی اسلام سنی سلفی، هم سلفی های رادیکال را بی اعتبار کند هم افق جدیدی در مقابل توده مردم عرب ترسیم کند و لازمه همه اینها تغییر بنیادین معادلات منطقه ای است و در این راه می توان از قدرت های خارجی و در رأس آنها آمریکا هم بهره برداری کرد. هدف این تغییر کم و بیش روشن است: تبدیل شدن عربستان به رهبر و هژمون جهان عرب یعنی فلسطین تلاش کرد مصر را هژمون جهان عرب کند، ریاض هم کم و بیش شیوه مشابهی را در پی گرفته است با این تفاوت که این بار ریاض می کوشد ایران شیعی را عامل اصلی تفرقه در جهان عرب معرفی کرده و مشکل اصلی جهان عرب را نه فلسطین که گروه های طرفدار ایران می داند. عربستان می خواهد ایران را با ابزار قدرت های نظامی و گروه های افراطی را با ابزار ایدئولوژی اسلام سنی سلفی مهار کند. هر دولتی هم که با این دو یعنی ایران و گروه های جهادی در ارتباط باشد باید تنبیه شود و این کاری است که ریاض به زعم خود با قطر انجام می دهد. حتی اگر بحران قطر با مذاکرات دیپلماتیک حل شود ریاض می خواهد بگوید شرایط منطقه نسبت به گذشته تغییر کرده است ودولت ها باید این تغییر را ولو با اکراه بپذیرند.

*عربستان فراتر از شورای همکاری خلیج فارس

همان طوری که انقلابیونی چون ناصر ارزش چندانی برای سازمان های منطقه ای و حتی بین المللی قائل نبودند، ریاض هم در رویکرد جدید خود فراتر از سازمان های همکاری منطقه ای عمل می کند. اقدام سه عضو شورای همکاری خلیج فارس علیه یک عضو دیگر آن هم در شدیدترین شکل ممکن پیامدی جز کاهش اعتبار و مشروعیت این شورا و حرکت آن به سمت اضمحلال ندارد. اکنون اختلافات گذشته اعضای شورا از پرده بیرون افتاده و ریاض علی رغم همه تلاش های صورت گرفته نتوانسته با ایجاد ترس از تهران اعضای این شورا را بالاجبار متحد کند.

یکی از مشکلات نظام منطقه ای در خاورمیانه نبود یا ضعف سازمان های منطقه ای است که بتوانند در شرایط بحرانی کارآمد باشند. عربستان با این اقدام خود شورای همکالی خلیج فراس را هم از اعتبار ساقط کرد در حالی که پیشتر در برخورد با ایران سازمان همکاری اسلامی را تضعیف کرده بود و همه اینها در حلای است که اتحادیه عرب هم از دهه ها قبل مشروعیت و کارآمدی خود را از دست داده است. درغیاب سازمان های منطقه ای کارآمد راه برای حضور قدرت های خارجی جهت حل بحران یا تشکیل سازمان های جدیدی مثل ناتوی عربی فراهم می شود که پیامدی جز تضعیف نظام منطقه ای دولت محور در خاورمیانه ندارد. وقتی نهادها و سازمان ها تضعیف شوند زمینه برای نقش آفرینی بیشتر بازیگران فرهم می شود و ریاض امیدوار است در این فضا نقش اصلی را در نظام منطقه ای خاورمیانه داشته باشد ولی تجارب گذشته نشان می دهد تضعیف نظام منطقه ای با افزایش مداخله خارجی در منطقه همراه بوده است، مخصوصا زماین که قدرت های منطقه ای نتوانسته اند در غیاب سازمان های منطقه ای نقش موثری ایفا کنند شرایط برای حضور و مداخله قدرت های فرامنطقه ای در خاورمیانه فراهم شده است.

*خلیج فارس کانون منازعات منطقه ای

یکی دیگر از پیامدهای اقدام عربستان و مصر و بحرین و امارات علیه قطر آن است که کانون منازعات منطقه ای را از زیر منطقه شامات با محوریت مسئله فلسطین به زیر منطقه خلیج فارس با محوریت ایران می کشاند. هرچند تا تحقق این امر فاصله زیادی داریم و رفتار ایران می تواند مانع این امر شود، نباید احتمال تحقق این امر را نادیده گرفت. ریاض اگر بتواند چنین کاری را انجام دهد در آن صورت می تواند از مسیر تلاش برای تبدیل شدن به هژمون جهان عرب را هموار کند.زیرا منطقه شامات شامل سوریه، لبنان، عراق، اردن، اسرائیل و فلسطین است که در آن برتری ژئوپولیتیکی و فرهنگی مخصوصا بعد از سقوط صدام با ایران است و عربستان نمی تواند در آن نقش موثری ایفا کند و ناکامی طرح های ریاض در سوریه، لبنان و عراق گواه این امر است. از طرف دیگر تل آویو هم در تغییر کانون منازعات از شامات به خلیج فارس منافع استراتژیک دارد و واشنگتن هم در این اتفاق ذی نفع است.

وقتی خلیج فارس کانون منازعات منطقه ای شود چه اتفاقی می افتد؟ نخست اینکه خریدهای سرسام آور تسلیحاتی عربستان موضوعیت و مشروعیت پیدا می کند. دوم اینکه با تهدید مسیر انتقال نفت و گاز، اهمیت ریاض در بازار انرژی جهان و نه تنها بازار جهانی نفت بیشتر می شود و افزایش قیمت نفت در صورت بروز بحران می تواند درآمدهای نفتی ریاض را افزایش دهد.

سوم اینکه مزیت استراتژیک عربستان در نیروی هوایی و تا حدی کمتر دریایی در خلیج فارس مقابل مزیت استراتژیک ایران در شامات قرار می گیرد و ریاض می تواند از این طریق موازنه قوای منطقه ای را تا حدی به نفع خود تغییر دهد واز رشد قدرت ایران در منطقه در فضای پس از برجام جلوگیری کند. چهارم این که با افزایش منازعات در خلیج فارس تشکیل ناتوی عربی در خلیج فارس و ایجاد سپر دفاع موشکی با کمک آمریکا و احتمالا انگلیس موضوعیت پیدا می کند. معنای این کار وادار کردن هرچه بیشتر آمریکا برای افزایش حضور خود در منطقه است. پنجم اینکه افزایش منازعات در خلیج فارس نه تنها به ضرر ایران و عراق است بلکه به ضرر برخی اعضای شورای همکاری خلیج فارس است که همراهی لازم را با عربستان ندارند. به عنوان مثال افزایش بی ثباتی در خلیج فارس باعث کاهش سرمایه ورودی به قطر و امارات و عمان خواهد شد واین به نفع عربستان است، زیرا از قدرتمندتر شدن این کشرها در قیاس با گذشته جلوگیری می کند و مانع از آن می شود که آنها بتوانند از ایران به عنوان وزنه تعادل در برابر ریاض استفاده کنند.

اما ناگفته پیداست که هنوز تا تحقق این خواسته ریاض راه درازی در پیش است و ایران تمایلی به بازی در زمین عربستان ندارد.

*یا با ما یا با دشمن ما

منطق ریاض در برخورد با قطر یادآور منطق دولت جورج بوش پسر در مبارزه با تروریسم است و می گوید دولت های منطقه دو راه بیشتر ندارند: یا باید با عربستان باشند یا با ایران و راه سومی وجود ندارد. یعنی کشورهایی مثل قطر یا عمان یا عراق نباید انتظارداشته باشند که هم با ریاض و هم با تهران روابط حسنه ای داشته باشند. این منطق حتی شامل کشورهایی مثل پاکستان یا افغانستان هم می شود. اما پیداست که خیلی از دولت ها موافق این منطق نیستند و منافع ملی خود را طوری تعریف کرده اند که همزمان با خیلی از کشورهایی که روابط خوب با یکدیگر ندارند، مناسبات دیپلماتیک سازنده ای داشته باشند. عمان، پاکستان، کویت، افغانستان، عراق، ترکیه، روسیه و اروپا می خواهند همزمان روابط مثبت و سازنده ای با ریاض و تهران داشته باشند و عربستان نمی تواند آنها را وادار به انتخاب کند. همه می دانند که همراهی مصر با عربستان و در واقع تبعیت قاهره از ریاض در قطع روابط با دوحه معنایی جز تحقیر مصر و مصری ها ندارد، حتی اگر هدف قاهره از این کار ارسال پیام جدی به اخوان المسلمین مصر باشد. پاکستان یا عمان یا عراق دلیلی برای پشت کردن به تهران و همراهی تمام عیار با ریاض ندارند ضمن این که آنکارا همراهی با تصمیم عربستان را چیزی جز تحقیر ترکیه تلقی نمی کند.

به زبان ساده تر ناکامی این منطق در روابط بین الملل بارها آزموده و اثبات شده است و روی آوردن ریاض به این سیاست ورشکسته با محاسبات عقلانی جور درنمی آید. پاکستان و افغانستان چگونه می توانند با نادیده گرفتن شرایط ژئوپولیتیک همسایگی با ایران، از خواسته ریاض تبعیت کنند؟ حتی با شناختی که از امارات داریم بعید است این کشور در صورت تداوم بحران میان ریاض و دوحه، همراهی خود را با ریاض ادامه دهد. امارات هم در شورای همکاری خلیج فارس منطق برادر بزرگتر بودن عربستان را نمی پذیرد. اما به دلیل رقابت تجاری با دوحه و به دست آوردن دل ریاض در حال حاضر ترجیح داده است با عربستان همراهی کند. اما اگر عربستان بر منطق انتخاب میان تهران و ریاض پافشاری کند حتی امارات هم تن به این سیاست نخواهد داد کما اینکه کویت و عمان هم با آن مخالفند.

*قاهره به این زودی ها قد راست نخواهد کرد

یکی دیگر از پیامدهای اتفاق های اخیر این است که ثابت کرد قاهره امیدی به بازگشت موثر به صحنه جهان عرب و خاورمیانه ندارد و از این رو تبعات منفی پیروی از ریاض را در قطع رابطه با قطر پذیرفته است. واضح است که فقط ترس «سیسی» از اخوان المسلمین عامل این تصمیم تاریخی مصر نبوده بلکه دین ژنرال سیسی به عربستان و امارات در کودتا علیه رئیس جمهور منتخب اخوانی یعنی محمد مرسی و گرفتن کمک های مالی از عربستان هم در این تصمیم نقش داشته اند. حتی اگر سکولارها و ائتلاف نظامی- تجاری- امنیتی برجای مانده از دوران مبارک حامی این تصمیم بوده و آن را گامی مثبت در راه تضعیف اخوان المسلمین و اسلام گرایی در مصر تلفی کند، افکار عمومی این اقدام را (بعد از واگذاری و در واقع فروش جزیره مصری به عربستان) نوعی خیانت به مصر یا حدقل تحقیر مصر در جهان عرب تلقی خواهند کرد. مصری که پنج دهه پیش رهبر بلامنازع جهان عرب بود اکنون به جایی رسیده است که با دستور ریاض روابط خود را با قطر قطع می کند!

برای افکار عمومی مصر که خود را رهبر طبیعی جهان عرب می داند معنای این کار چیزی جز تحقیر تعمدی مصری ها توسط عربستان نیست و سیسی بدون شک تاوان این همراهی تحقیرآمیز با ریاض را در صورت برگزاری انتخابات آزاد خواهد داد، کما اینکه در داستان جزیره های مصری مجبور شد به حکم دادگاه قانون اساسی درباره ممنوعیت این واگذاری تمین کند.

اما همراهی مصر با این اقدام پیام دیگری هم دارد: قاهره بی میل نیست که کانون منازعات از همسایگی این کشور در شامات به خلیج فارس منتقل شود تا مصر بتواند از فشار افکار عمومی جهان عرب و داخل مصر در موضوع فلسطین بکاهد. این اتفاق بدون شک به نفع سیسی است که موقعیت شکننده ای نزد افکار عمومی دارد ضمن اینکه در صورت جذب منابع مالی از سمت عربستان و امارات می تواند تا حدی از بحران اقتصادی مصر بکاهد و محبوبیت خود را افزایش دهد. غیبت مصر از صحنه جهان عرب بی تردید انگیزه ریاض را در بلندپروازی های منطقه ای دوچندان می کند.در چنین شرایطی ایران و ترکیه دو قدرت اصلی منطقه ای خارج از هسته عربی هستند که می توانند مانعی در برابر آرزوی ریاض برای تبدیل شدن به هژمون منطقه باشند.

*نتیجه گیری

ریاض در مسیر تبدیل شدن به هژمون منطقه ای راه خطرناکی را در پیش گرفته است. هرچند میزان ماجراجویی ریاض هنوز به اندازه جمال عبدالناصر نیست اما در عین حال شواهد و قرائن حکایت از آن دارند که حاکمان عربستان ترسی از ماجراجویی هایی از نوع جمال عبدالناصری ندارند. ما باید در نظر داشت که نظام منطقه ای خاورمیانه و حتی هسته عربی آن از زمان پان عربیسم دهه 1960 تا الان تغییران زیادی را شاهد بوده است، تغیراتی که به ریاض اجازه نمی دهد حتی به سهولت ناصر تبدیل به هژمون جهان عرب شود. پاشنه آشیل ناصر، ضعف اقتصادی بود و ریاض این ضعف را ندارد اما ایدئولوژی ناسیونالیستی- سوسیالیستی پان عربیسم در دهه 1960 برای طبقات متوسط شهری به مراتب جذاب تر از ایدئولوژی وهابی- سلفی مورد حمایت عربستان است که در تولد افراط گرایی سلفی از آن کمتر تردیدی وجود دارد. بگذریم از اینکه عصر ایدئولوژی های بسیج کننده توده ها تا حدی به سر امده است و ریاض نمی تواند به اندازه ناصر توده های جهان عرب را با خود همراه کند.

بنابراین محاسبات و ملاحظات عقلانی به ما می گویند ریاض توان طی این مسیر خطرناک، پرهزینه و مبهم را ندارد اما واقعیت این است که تمام تصمیم دولت ها در سیاست بین الملل عقلانی نیست و ریاض هم از این قاعده مستثنا نیست. این همان عاملی است که به ما می گوید باید نگران اقدامات غیرعقلانی ریاض بود و در محاسبات عقلانی سهمی برای این اقدامات غیرعقلانی در نظر گرفت.

منبع: هفته نامه صدا، شماره 117

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

ذخیره‌سازی بی‌سابقه کالاهای اساسی کشور

کاهش ۳۰درصدی قیمت انواع میوه در بازار

تامین مالی ۳۰۰ میلیارد تومانی ایران خودرو از طریق بازار سرمایه

عدم واریز یارانه برخی افراد کار بانک‌ها بود

واگذاری ۴ هزار واحد مسکن مهر از فردا

پرداخت پاداش بازنشستگان با فروش اموال مازاد دولت

طلا و سکه ثابت ماند

بورس قله 250 هزار واحد را پس گرفت

"سوئیفت ارزهای دیجیتالی" تشکیل می‌شود

مرکز آمار ۳ سال از آمار قیمت مسکن و اجاره عقب است

برای اولین بار در ایران شرکت داتیس موفق به تولید فرهای 78 لیتری شد

ختم رسیدگی به پرونده نجفی؛ حکم در مهلت قانونی صادر می‌شود

تصاویر دیدنی از حضور دلاوران سپاه در کنار نفتکش انگلیسی

رایزنی بولتون با ژاپن درباره ایران

فرمانده نیروی دریایی سپاه با سردار سلیمانی دیدار کرد

لاریجانی به فتاح تبریک گفت

زمان صدور حکم نجفی اعلام شد

واکنش جالب پدر امام جمعه تبریز به حکم رهبرانقلاب برای پسرش

تسلیت عمیق عراقچی برای درگذشت آمانو

گزارش از روی عرشه نفتکش انگلیسی

برخورد وحشیانه پلیس هلند با زنان

تمام توهین‌های رئیس جمهور با ادب!

"آمانو" درگذشت

انگلیس مجبور به عذرخواهی از مصر شد

آدم‌ربایی صهیونیست‌ها در روز روشن

گلایه های ترامپ پایان ندارد

رویای آبه نقش بر آب شد

واکنش قطر در قبال تحولات اخیر خلیج‌فارس

دیپلمات‌های صهیونیست دست به اعتصاب می‌زنند

کشف تسلیحات غربی از مخفیگاه تروریست‌ها

حکم نجفی کی صادر می شود؟

آماری امیدوارکننده از بازگشت صدها نخبه به ایران

باقی مانده گلوله‌های شلیک شده به سمت میترا استاد

علی دایی به دادگاه رفت

واکنش حسینی به ادعای تشکیل کلاس‌درس در آشپزخانه و زیرزمین

آخرین وضعیت جوی در جاده‌های کشور

شروط عجیب مدارس دولتی برای ثبت‌نام؛ کولر یا دستگاه فتوکپی مدرسه را بخرید!

بزرگترین آرزوی میترا استاد پیش از قتل چه بود؟

شیوه‌های عجیب سرقت منازل در پایتخت

دلیل تیراندازی در میدان فردوسی اعلام شد