رصد

کد خبر: ۱۲۵۲۰۳
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۳
محمدسعید احدیان می گوید: «اصولگرایان نقطه مقابل دولت هستند اما درباره مواجهه با دولت به رویکرد واحدی نرسیدند و بهتر است هم نرسند اما هم جهت حرکت کنند تا زمان لازم همگرا و یکپارچه شوند.

او درباره همراهی لاریجانی و ناطق نوری با دولت نیز بر این باور است که مردم اقدام آنها را برآمده از تصمیم اصولگرایان تلقی نمی کنند.»

به نظر شما اصولگرایان طی چهار سال آینده نسبت خودشان را با آقای روحانی چطور تعریف می کنند؟ آیا با او و دولتش وارد تعامل خواهند شد یا سعی می کنند قطب مقابل دولت خودشان را تعریف کنند؟

-اینکه چه کاری انجام خواهند داد، یک بحث و اینکه بهتر است چه کاری انجام دهند بحثی دیگر. پیش بینی می شود روال این گونه باشد که اصولگرایان خدشان را نقطه مقابل آقای روحانی قرار دهند چون این واقعیت است که آقای روحانی به دلایل مختلف قطب کاملا مخاطب جریان اصولگرایی است. دلیلش هم این است که یک رقیب سیاسی محسوب می شود چون با اصلاح طلبان پیوند خورده و یکی شده است، یعنی دیگر الان نمی توان بین اعتدال و اصلاحات تمایزی قائل شد و در واقع این دو، یکی هستند.

لذا اعتدال و اصلاحات کاملا یکی و ممزوج شده اند و این مسئله نقطه مقابل را پررنگ تر کرده است. علاوه بر این قضیه، اتفاقاتی هم که در انتخابات ریاست جمهوری افتاد و از این حیث رقابت صریحی که بین این دو جریان به وجود آورد، موضوع را پررنگ تر کرده است.

همچنین برخی مواضع هنجارشکنانه آقای رئیس جمهور و رفتارهایی که در تقابل با برخی از اصول نظام داشت، در وقوع تشدید این رقابت موثر است.

آقای روحانی طعنه ها و کنایه هایی را که به ارکان نظام چه در دوران انتخابات و چه بعد از آن داشت، ادامه داد، همه اینها باعث شده که جریان اصولگرایی بیش از گذشته خودش را نقطه مقابل آقای روحانی بداند. به تناسب همین اتفاق به طور طبیعی اصولگرایی در مقابل آقای روحانی قرار خواهد گرفت. پس اینکه اصولگرایان خودشان را نقطه مقابل دولت آقای روحانی بدانند، طبیعی است ولی نوع مواجهه رسانه ای و برخورد با دولت آقای روحانی به نظر می رسد که باید حمایت منتقدانه باشد چون رقیب سیاسی و دولت مستقر است.

در مبانی انقلابی ما حمایت از دولت، یک اصل تعریف می شود؛ یعنی براساس فرمایشات مقام معظم رهبری، اصول انقلاب، گفتمان و وصیتنامه حضرت امام(ره) حمایت از دولت یک اصل انقلابی است و از آنجا که اصولگرایی به گفتمان انقلاب معتقد است، باید این را رعایت کند اما به طور طبیعی در خود حمایت، انتقاد وجود دارد که این حمایت باید همراه با انتقاد باشد، به علاوه اینکه بالاخره این دولت در مبانی مختلف، مسیرهایی را طی کرده که حتما بایستی در مواقعی با قدرت و قوت مقابلش ایستاد. این نوع حمایت منتقدانه یک فایده دیگر هم دارد و آن اینکه جریان اصولگرایی باید بداند اگر جز در نقدهای مهم به جای حمایت منتقدانه تبدیل به یک مخالف شود، غیر از اینکه به وظیفه اصولگرایی انقلابی خودش عمل نکرده، از حیث سیاست ورزی هم دچار اشتباه شده است.

بالاخره دولت منتظر این است که بتواند بگوید «نگذاشتند ما اقدام انجام دهیم» و می تواند با این دلیل از حیث سیاسی برای خودش توجیه عملکرد داشته باشد و احتمالا ناکارآمدی خودش را با بهانه هایی پنهان کند. لذا درست این است که در مواجهه با دولت، حمایت منتقدانه را در پیش بگیرد.

اینکه شما می فرمایید اصولگرایان باید عقب مخالف باشند، گروهی نیز چنین اعتقادی را ندارند. مثل آقایان لاریجانی و ناطق نوری که نگاهشان روی تعامل و حتی شراکت و سهم گرفتن از داخل دولت است. این گروه چقدر پیام اصولگرایی را به جامعه منعکس می کنند؟ در واقع آیا جامعه این رویکرد را به عنوان نگاه غالب بر اردوگاه اصولگرایی برداشت می کند؟

-الان در مورد اینکه آقایان لاریجانی و ناطق جزو جریان اصولگرایی محسوب می شوند یا نمی شوند، دیدگاه ها مختلف است. برخی اصلا آنها را اصولگرا نمی دانند و برخی حداقل آقای لاریجانی را مرز حامیان دولت قرار دارد. برخی هم رفتار آقای لاریجانی را مبتنی بر مصالح نظام می دانند و برخی دیگر مبتنی بر منافع سیاسی. اختلاف برداشت های جدی در مورد اینکه آنها اصولگرا هستند یا نیستند، وجود دارد. اما چیزی که روشن و قطعی است، رفتار آقای لاریجانی و مخصوصا آقای ناطق است که هر اتفاقی بیفتد، پای اصولگرایان نوشته نخواهد شد.

یعنی جامعه از آنها برداشت این را ندارد که اصولگرایان به گونه ای دیگر رفتار می کنند. در واقع آنها مغز جریان اصولگرایی محسوب نمی شوند که آنچه اتفاق می افتد و انجام می دهند، تلقی بر اصولگرایی باشد. ضمن این که من نگفتم اصولگرایان باید نقطه مخالف دولت باشند. من گفتم که به طور طبیعی جریان اصولگرایی نقطه مقابل آنها قرار دارد اما رفتارش باید حمایت منتقدانه باشد چون در مبانی اصولگرایی است و هم مصلحت سیاسی است که اصولگرایی اینگونه رفتار کند.

هم اکنون از بحث ساماندهی حمایت منتقدانه دولت سه تعبیر احصا می شود، برخی مثل آقای جلیلی راهکار تشکیل دولت در سایه را پیشنهاد کردند که حتی دولت در سایه با ریاست آقای جلیلی یکی، دو جلسه هم برگزار کرد. عده ای صحبت از تقویت مجموعه جمنا می کنند که اگر قرار به طرح نقدی هم باشد باید در این چارچوب طراحی شود. برخی هم معتقدند که الان وقت تشکیل پارلمان اصولگرایی است و در آنجا مباحث باید کانالیزه، دسته بندی و جمع بندی شود و رویکرد اجرایی پیدا کند. فکر می کنید کدام یک از این قالب ها بهتر است برای عملیاتی کردن نگاه حمایت منتقدانه دولت آینده آقای روحانی در دستور کار قرار گیرد؟

-به نظرم همه اینها ظرفیت های خوبی برای این مسئله دارند. دولت سایه به مفهوم مخالفت نیست بلکه به مفهوم یک نقد است که می تواند کاملا نگاه سیاست منتقدانه را در آن پیاده کند. این قالب ها جدید است و می تواند به تنوع طیف های جریان اصولگرایی، تنوع قالب و روش وجود داشته باشد و اتخاذ این روش ها نیز هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند.

مسئله جریان اصولگرایی این نیست که الان یکسان و یکپارچه رفتار کند، حتی برخی در جریان اصولگرایی ممکن است که نگاه تقابل داشته باشند که خودش یک سلیقه است. اما مسئله اصلی در جریان اصولگرایی این است که برآیند این رفتار حمایت منتقدانه تلقی شود و در این برآیند، یک نگاه همگرایانه داشته باشند تا مخصوصا در مواقعی که نیاز وحت در تصمیمات سیاسی هست، بتوانند تصمیمات وحدت آمیز بگیرند.

الزامی نیست که همه گروه ها یک قالب یکسان داشته باشند بلکه همه قالب ها به تعداد تنوع طیف های اصولگرایی می توانند در ریل استراتژی کلی حمایت منتقدانه امتداد پیدا کنند.

اما الان موازی کاری و عدم یکپارچگی قالب ها دارد یکسری هزینه ها را به اسم اصولگرایی به کل جریان تحمیل می کند. این تحلیل را قبول ندارید؟

-البته الان این اتفاق می افتد اما چرا؟ به دلیل اینکه ما اصرار داریم همه را یکپارچه ببینیم. در حالی که ما می توانیم اینگونه تصور کنیم که جریان اصولگرایی، تنوع طیف های مختلف دارد و با سلایق مختلف عمل می کند. این سلیقه ها به شرطی که همدیگر را به رسمیت بشناسند و تفاوت دیدگاه هایشان را به رسمیت بشناسند، در موقع لزوم همگرا هستند. مشکلی که ما الان داریم این است که تلاش می کنیم جریان اصولگرایی را کاملا یک سلیقه نشان دهیم و داخل این جریان، هیچ تفاوت دیدگاهی را برنمی تابیم و طبیعتا هر رفتاری از یک عضو یا یک طیف از این جریان به پای کل جریان گذاشته می شود. در حالی که در میان اصلاح طلبان می بینیم که مثلا آقای عباس عبدی صحبت هایی می کند که بعضا خلاف کل جریان اصلاح طلبی است یا آقای تاجیک هم نقد صریح دولت و اعتدال می کند و در نهایت باز هم می بینیم که تفاوتی نمی کند یعنی در نهایت با اینکه تنوع دیدگاه دارند اما جزو جریان اصلاح طلبی محسوب می شوند، در حالی که هیچکس هم دیگری را تخطئه نمی کند. هیچکس نمی گوید که آقای عباس عبدی اصلاح طلب نیست. هیچکس نمی گوید که آقای تاجیک دیگر از جریان اصلاح طلبی دور شد. واقعیت این است که چون ما می خواهیم جریان اصلگرایی را کاملا یکپارچه کنیم، باعث می شود که هزینه رفتار عده یا افرادی بر کل جریان بار شود ضمن اینکه موقعی هم که باید وحدت و همگرایی داشته باشیم، واگرا هستیم! یعنی تلاش مان در طول تمام دوران این بوده که همه را یکپارچه کنیم اما موقعی که باید وحدت داشته باشیم، واگرایی داشتیم در حالی که در جریان اصلاح طلبی تنوع دیدگاه پذیرفته شده است و هیچکس دیگری را تخطئه نمی کند، همه دیدگاه هایشان را مطرح می کنند، گاهی وقت ها هم خلاف نظر دارند اما به وقتش همگرا هستند. ما هم باید این سیاست و استراتژی را پیاده کنیم.

آیا این یک نوع الگوبرداری از جریان اصلاح طلبی نیست؟ اخیرا عده ای از اصولگرایان اعلام کردند که باید گفتمانمان را تا حدودی منعطف کنیم و از حالت ایدئولوژیک فاصله بگیریم و عملگرایانه تر عمل کنیم، نظر شما چیست؟

-اولا این تجربه فقط در ایران نیست ودر کل دنیا هم تکرار شده است ضمن اینکه تجربه موفق را باید الگوبرداری کرد. اما در مورد اینکه از مبانی ایدئولوژیک فاصله بگیریم و انعطاف پیدا کنیم، مورد نقد است. ما باور نداریم آرمان هایمان را باید براساس واقعیت هایی که بخشی از آن را تازه فکر می کنیم واقعیت است ولی واقعیت نیست، فدا کنیم.

گفتمان انقلاب مبتنی بر آرمانخواهی واقع بینانه است. یعنی آرمانها، هدف است و برای رسیدن به آرمان ها باید واقعیت ها را نگاه کرد و هیچ وقت هم آرمان ها را به خاطر واقعیت ها فرا نخواهیم کرد. لذا اصلا به تغییر مبانی ایدئولوژیک معتقد نیستم.

در مورد شعارهایی که روز قدس علیه رئیس جمهور داده شد، شاهد این بودیم حتی اصولگرایانی که تندترین نقدها را به آقای رئیس جمهور مطرح می کردند، بلافاصله این حرکت را تقبیح کردند. در صورتی که حداقل خود اصلاح طلبان انتظار چنین کاری را نداشتند و فکر نمی کردند چهره های یکه در ایام انتخابات انتقادهای تندی نسبت به سیاست های آقای روحانی داشتند و افشاگری های زیادی در مورد دولت یازدهم انجام دادند، آن کار را نقد و از آن اعلام برائت کنند آیا این همان نزدیک شدن به روحیه عملگرایی نیست؟ یعنی می توانستند تقبیح نکنند و رویه سکوت در پیش بگیرند. اما چرا خواستند اعلام موضع صریح داشته باشند؟

-به خاطر اینکه این آغاز یک سوءاستفاده بوده که باعث می شد جریان اصولگرایی را روز به روز دچار ضعف کند. رفتار عده ای که خلاف اصول اصولگرایی است، می توانست به پای کل جریان اصولگرایی نوشته شود. اتفاقا همین جاست که می گویم اختلاف دیدگاه ها و نگاه، کمک می کند.

اگر انتقادها مطرح شود، عده ای و طیفی هم کارهایی انجام می دهند ولی وقتی که جریان اصولگرایی موضع خودش را مشخص می کند، هیچ کاری به پای جریان اصلگرایی نوشته نخواهد شد. همین تجربه نشان می دهند که ما نباید بترسیم که طیف ها و دیدگاه های مختلف داشته باشیم. حتی گاهی موافق انتقادهای تند برخی آقایان نیستم اما هیچ کدام در روز راهپیمایی روز قدس، توهین نمی کنند و شعارهایی از این جنس نمی دهند.

یعنی نقدهایی که تاکنون انجام داده اند بعضی از آنها تند بود و نسبت به آن اختلاف سلیقه داشته ایم، اما هیچ کدام از این جنس نبوده لذا به طول منطقی و به درستی در جهت تقابل برآمدند.

نکته ای در مورد میزان چالش زایی وجود دارد. صحبت هایی که وزرا در حاشیه نشست دولت با خبرنگاران انجام می دهند، گویای این است که یک اتاق فکر و کمیته های تشکیل شده که همچنان می خواهد فضا را انتخاباتی نگاه دارد و علیه دولت ساماندهی انجام دهد تا آرای منفی مردم نسبت به دولت تقویت شود. اینها مواضعی بود که طی هفته اخیر اتخاذ کرده اند. میزان چالش زایی اصولگرایان و نقدی که می خواهند به دولت وارد کنند، در چه سطحی است؟ آیا واقعا می خواهند دولت را از حوزه عملکردی دور کرده و وارد حاشیه سازی کنند؟

-جریان اصولگرایی الان اصلا در موضع تصمیم گیری نیست که بخواهد در رابطه با دولت این استراتژی را بنا نهد. جریان اصولگرایی در حال بررسی اتفاقی است که در انتخابات برایش اتفاق افتاد. یعنی دنبال این است که ببیند چه شد و باید چکار کند؟ و تا چه سطحی از سیاست ورزی باید خودش را تغییر دهد؟ الان جریان اصولگرایی دنبال بازسازی و فهم خودش از مسائل است. الان جریان اصولگرایی یک تصمیم دقیق قطعی در مواجهه با دولت نگرفته بلکه در حال تصمیم گیری در موضوعات مهم تر است و بعدا به سطح دولت خواهد رسید. لذا رفتارهایی که الان صورت می گیرد مبتنی بر تشخیص های فردی و طیفی افراد یا جریان ها و طیف های مختلف است و قطعا هنوز هیچ جمع بندی روشنی ندارد.

فکر می کنید آقای روحانی بعد از انتخابات ریاست جمهوری چه رویکردی را در مقابل اصولگرایان دنبال می کند؟ بالاخره آقای روحانی در ابتدای دولت یازدهم مهمترین وزارتخانه یعنی وزارت کشور را به یک نزدیک به اصولگرایان سپرد. فکر می کنید در دولت دوازدهم چه وزارتخانه هایی را تحویل اصولگرایان بدهد؟

-اولا آقای روحانی قطعا تلاش خواهد کرد که موضوعات را به حاشیه ببرد. یعنی حاشیه ها را پررنگ کند. اگر توسط جریان اصولگرایی حاشیه ای ایجاد شد، آنها را گسترش دهد و اگر ایجاد نشد خودش هر چقدر بتواند حاشیه سازی کند.

اگر زورش به حاشیه سازی مستیم جریان اصولگرایی نرسید، شروع به کنایه زدن به نقطه حساس جریان اصولگرایی می کند و بدتین حالتی که به هیچ جا نرسید، کنایه به رهبری را در دستور کار قرار می دهد. یعنی آنجاست که جریان اصولگرایی نمی تواند تحلم کند و با هیچ نوع سیاست ورزی نمی تواند اجازه دهد که آقای روحانی به بخشی از آنچه در جریان اصولگرایی یک باور و اعتقاد نهادینه شده جدی است، کنایه بزند. آقای روحانی سعی می کند یا حاشیه ها را پررنگ کند یا اینکه حاشیه سازی کند.

این سیاست کلی آقای روحانی در این دولت دوازدهم خواهد بود و دلیل اصلی اش هم ناکارآمدی است. ایشان نخواهد توانست کارآمدی را برگرداند و طبیعتا برای اینکه بتواند جبران ناکارآمدی خودش را بکند، در این جهت حرکت می کند. اما اینکه چه نسبتی با جریان اصولگرایی خواهد داشت به پشت پرده برمی گردد که چه جمع بندی هایی را با امثال آقای ناطق و غیره انجام دهند.

اگر بخواهند جریان اعتدال را با یک تعریف جدیدی که اصولگرایی معتدل است و نوع دیگری از اعتدال است، تعریف کنند به این معنا که جریان را همچنان ادامه دهند، طبیعتا ماجرا روشن است. در چنین شرایطی سعی می کنند به این جنس آدم ها که ممکن است جزو جریان اصولگرایی هم باشند، میدان دهند. اما اگر که آقای روحانی یک دوره ای را رئیس جمهور بود و قصد ندارد که یک کار مداوم جریانی برای آینده انجام دهد و بعد از دوران خودش به عنوان رئیس جمهوری که در دو دوره بوده، در تاریخ خودش را ثبت کند و باشد. بالاخره احتمال دارد مبتنی بر آثار انتخابات جلو برود. در این دوره آقای روحاین خودش را خیلی وامدار جریان اصلاحات می داند که در دوره قبل چنین وامداری را حس نمی کرد طبیعتا به سمتی خواهد رفت که جریان اصولگرایی را تقویت نخواهد کرد و پاسخ کارهایی که جریان اصلاح طلبی برایش انجام داده را می دهد ضمن اینکه در جریان خودش هم ممکن است نیروی کارآمد و توانمند کم داشته باشد و بالاجبار سراغ کارآمدهای جریان اصلاحات برود.

از آخرین روزهای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دیده می شد که آقای روحانی تلاش دارد گفتمانی که اصولگرایان مطرح می کنند را از آن خود کند. مثلا همان روزهای آخر گفت که حواسم به قشر مستضعف و بیکاران هست و یارانه های قطع شده را باز خواهد گرداند. بعد از عملیات موشکی سپاه، توانمندی موشکی را مورد حمایت قرار داد تا نقاط قوت حوزه دفاعی را از آن خود کند. آیا به نظر شما مردم این رویکرد را از وی می خرند یا یادشان هست که ایشان در حوزه قدرت موشکی زمان انتخابات چطور رفتار کرد و انتقاد داشت؟

-در کشور ما مردم خیلی زود مسائل از جمله مسائل سیاسی را فراموش می کنند. خیلی سخت نیست که یک فرد مثل رئیس جمهور بتواند تصویری که از خودش وجود داشته را تغییر دهد. اما مسئله چیز دیگری است؛ مسئله باور است. یعنی مسئله این است که آیا چنین باوری در آقای روحانی وجود دارد یا ندارد؟ مسئله این است که آقای روحانی باوری به قشر مستضعف و کم درآمد ندارد.

در واقع زمان انتخابات، حرفی زده و تمام شده و رفته است. الان اگر این باور را داشته باشد و بخواهد این مسیر را ادامه دهد باید یارانه های قطع شده را وصل می کرد نه این که بگوید آنها را مورد بررسی قرار می دهد. در دفاع از توانمندی موشکی نیز وقتی موضع می گیرد اصلا باوری نیست.

ایشان به سپاه به مفهوم حرف هایی که می زند، باوری ندارد و به تناسب شرایط سیاسی، موضعی می گیرد و فردا هم موضع دیگری و این خط ادامه نخواهد داشت که پیش برود. این موضوعات، نخبگانی است و نگاه های ایدئولوژیک افراد موضوعات دارد و من مدیرمسئول روزنامه خراسان از یادم نخواهد رفت که آقای روحانی در بدترین زمان نقدی که می توانست در جای خودش قابل طرح باشد را مطرح کرد.

درست بعد از عملیات موشکی علیه داعش که پیام اصلی اش به آمریکایی ها بود، آقای روحانی صدای اختلاف دیدگاه داخل حاکمیت در مورد سپاه را اعلام عمومی و رسانه ای کرد. این را هیچ وقت از یاد نخواهد برد. من مدیرمسئول خراسان از یاد نخواهم برد این رفتار نادرست استراتژیک را.

همان که گفتند کارها را از دولت بدون اسلحه گرفتند و به دولت با اسلحه دادند؟ سردار عزیز جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پاسخ صریحی به این حرف رئیس جمهور گفتند؟

-بله.

پس چطور رئیس جمهور سعی کرد آن عملیات موشکی را به اسم خود تمام کند و بگوید او بوده که مجوز چنین حمله ای را صادر کرده است؟

-شاید چون نتوانستند، این موضع را گرفتند. به بحث های سیاسی کاری ندارم و دلایل اقتصادی هم در جای خودش قابل بحث است. بحث این است که چرا الان؟ وقتی سپاه عملیات موشکی انجام داد و داعش را مورد هدف قرار داد، این حمله استراتژی ایران درست در زمانی که در شورای امنیت موضوع اینکه آیا آمریکا مستقیم به مواضع ایران در سوریه حمله کند یا نکند، در حال بررسی بود انجام شد. البته در فاز اول آمریکایی ها با نظر وزیر دفاع خود مخالفت کردند. ما در چنین وقتی عملیات را انجام دادیم تا به آمریکا پیام دهیم به فکر نزدیک شدن به مواضع ایران در سوریه نباشد. اما وقتی در چنین شرایطی رئیس جمهور، سپاه را می زند، اولین پیامش به آمریکاست که در داخل حاکمیت ایران در مورد سپاه دوگانگی وجود دارد و این پیام خیلی خطرناکی برای منافع و امنیت ملی ما دارد. بقیه بحث هایش از نظر من حاشیه است هرچند که بحث مهمی است اما در جای خودش قابل بحث است و این را من مدیرمسئول خراسان هیچ وقت فراموش نخواهم کرد.

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی ‌‌‌‌‌‌جدید

واگن‌های مترو کجا ساخته می‌شود؟

ادامه روند نزولی قیمت ها در بازار ارز

پتانسیل‌ باورنکردنی ایران برای فعالیت‌ های ارزآور

رکوردهای ایران در مصرف آب

راهکار جلوگیری از فروش یک ملک به چند نفر

نفت جهانی به بالای ۶۷ دلار رسید

نظر وزیر نیرو درباره استفاده از برق خانگی در استخراج بیت کوین

کدام ادارات برقشان قطع شد؟

اطلاعیه مهم صرافی ملی ایران

ماکرون: برای کاهش تنش‌ها با ترامپ، پوتین و روحانی گفتگو می‌کنم

سناتور آمریکایی: اگر اروپا با ایران تجارت کند باید با تحریم آنها را له کنیم

گزارش عجیب به روحانی درباره ملخ ها

ادعایی درباره تحریم مالی صداوسیما به خاطر گاندو

چمران: جمنا و شورای ائتلاف مکمل هم هستند

بسته ویدئویی آخرین خبر/ اجاره کودکان خیابانی برای گدایی

سوال غیر منتظره علی ضیا از وزیر نیرو

ابراز نگرانی چین درباره سرنوشت برجام

سازمان‌ملل نگران ظریف شد

موگرینی چیز جدیدی نگفت

کاپیتان‌‌‌‌‌ کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

نخست‌وزیر تایلند پایان حکومت نظامیان را اعلام کرد

نیویورک تایمز: ترامپ شدیدا نژادپرست است

چهره‌پردازی ولیعهد سعودی برای 50 سال آینده

بلایی که یمنی‌ها بر سر فرودگاه عربستان آوردند!

عراق ۳۳ کودک داعشی روس را تحویل مسکو داد

آمریکا مشتری شماره یک قاچاق جنسی در جهان

شورای امنیت خواستار اجرای کامل توافق الحدیده یمن شد

لحظه انفجار کارخانه تسلیحاتی صهیونیست‌ها

حمله پهپادی ارتش یمن به پایگاه "الملک خالد" عربستان

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

توضیحات پلیس درباره ماجرای درگیری امروز اهواز

داغی که توپولوف بر دل ورزش ایران گذاشت

نوجوان ۱۶ ساله بر سر مواد مخدر قاتل شد

پاسخ وزیر نیرو به یک سوال فرضی

کنایه‌ مجری تلویزیون به فساد سازمان یافته در وزارت بهداشت

توضیحات دادستان درباره قتل دختر ۷ ساله به دست پدرش

منت‌گذاشتن شکارچی خارجی بر مردم ایران

کشف بازمانده جسد بازیگر هالیوودی

از صبح چشمم به دره؛ خاطره یک خادم حرم رضوی از یک کرامت خاص