رصد

کد خبر: ۱۲۵۴۶۶
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۷
در طول رقابت های انتخاباتی، کشور عملا به دو قطبی فقیر و غنی تبدیل شد. در این گفت و گو تلاش کرده ایم، به این موضوع بپردازیم که اصولا تقسیم ثروت در جامعه ایران چگونه است و آیا ثروت عمومی در جامعه ی ایران تنها میان 4 درصد تقسیم شده و 96 درصد محروم از ثروت اند؛

همین طور می خواهیم به این موضوع بپردازیم که کشاندن این تقابل به عرصه اجتماعی چه آثاری خواهد داشت. دکتر محمد طبیبیان به پرسش های ما پاسخ داده است.

در انتخابات اخیر جامعه ایران برخی نامزدها جامعه ایران را به دو قطب فقیر و غنی تقسیم کردند. فاصله فقیر و غنی و دو قطبی شدن در جوامع انسانی و جامعه ایران را چگونه می توان تحلیل کرد؟

در توضیح این پرسش از کتابی که اخیرا منتشر شده و در مورد نابرابری و اثرات آن بر رفتار و روزگار افراد و جوامع است استفاده می کنم. مولف کتاب «کیت پاین» و عنوان کامل کتاب «نردبان شکسته» چگونه نابرابری بر شیوه اندیشیدن زندگی کردن و مردن ما تاثیر می گذارد. 1 است. کتاب در واقع نه توسط یک اقتصاددان بلکه توسط یک روانشناس اجتماعی تالیف شده و به همین دلیل از دیدگاه تازه و قابل تاملی نگاشته شده است. عنوان این کتاب را از آن جهت برای این مطلب انتخاب کرده ام که بسیاری از نتایج آن در مورد اکثر جوامع از جمله جامعه ما مصداق دارد و در این نوشته هم از برخی نتایج آن استفاده می شود. موضوع کتاب نحوه سنجش نابرابری یا میزان فقر و دلایل و عوامل آن و مسائلی مانند آن ها نیست بلکه به این نکته تاکید دارد که وجود حس نابرابری در جوامع منجر به چه واکنش های رفتاری احساسی و زیستی می شود. برای توضیح مطلب از نتیجه یک پژوهش که در کتاب مذکور ذکر شده استفاده می کنیم. در بررسی دلیل مشاجره بین مسافران داخل هواپیماهای مسافربری یا بین مسافرین و کارکنان اطلاعات درباره هزاران پرواز مورد بررسی قرار گرفته. نتیجه به دست آمده این است که مهم ترین عامل قابل تشخیص در رخداد مشاجره وجود بخش درجه یک و عبور مسافرین اکونومی از این قسمت است. وجود بخش درجه ی احتمال وقوع درگیری بین مسافرین بخش اکونومی هواپیما را چهار برابر نسبت به پروازهای بدون بخش درجه یک افزایش می دهد. اثر تنش زایی آن معادل تاخیری برابر نه ساعت در پرواز است. همچنین وجود اختلاف منزلت بارز بین مسافرین بخش درجه یک احتمال بروز درگیری در این بخش را فازایش می دهد. تنش ایجاد شده از وجود بخش درجه یک و صرف وجود آن بخش احتمال بروز تشنج و درگیری بین مسافرین بخش های دیگر را افزایش می دهد. در مورد این نتیجه چند نکته قابل توجه است اول این که مسافرین هواپیما معمولا فقیر نیستند دوم این که بسیاری از مسافرین اکونومی ممکن است از مسافرین بخش درجه یک ثروتمندتر باشند زیرا هزینه بلیت بسیاری از مسافرین درجه یک را شرکت ها و محل کار آنان پرداخت می کنند و اگراز ک یسه خودشان هزینه می کردند نرخ های بالا را پرداخت نمی کردند. اما تنها حس وجود نابرابری شرایط را آماده تنش می کند. روانشناسان رفتاری و زیست شناسان مشابه همین نتیجه را در مورد برخی حیوانات نیز به دست داده اند که حس وجود نابرابری موجب عکس العمل منفی می شود. مورد میمون های شناخته شده است. وقتی به میمون های داخل قفس که همدیگر را نظاره می کنند خیار داده می شود همه قبول می کنند. پس از چند بار تکرار هنگامی که به برخی انگور و به برخی دیگر خیار داده می شود دریافت کنندگان خیار را به اعتراض پس می زنند یا به طرف فرد پذیرایی کننده پرتاب می کنند. زیست شناسان نتیجه می گیرند که نفی نابرابری از دیرباز و میلیون ها سال قبل طی مراحل تکامل در سیستم ذهنی و عصبی ما پایدار شده است.

اما نتیجه حس نابرابری در روحیات و ذهن و رفتار انسان چیست؟ جمع بندی نویسنده کتاب کیت پاین از پژوهش های مختلف روانشناسی اجتماعی این است که وجود حس نابرابری به رغم این که فرد واقعا فقیر باشد یا نه و صرف این که خود را در پایه های پایین نردبان ببیند عواقب واقعی زیر بر آن مترتب است احتمال بالاتر افسردگی هیجان روحی دردهای عضلانی مزمن و هر چه تصور قرار داشتن در نردبان درآمدی پایین تر باشد. احتمال اتخاذ تصمیم های بد در زندگی و عملکرد ضعیف تر در محیط کار بیشتر می شود همچنین احتمال مشکل اضافه وزن و بیماری دیابت و بیماری های قلبی افزایش و امید زندگی کاهش می یابد. هر چه تصور فرد در مورد جایگاه خود پایین تر باشد اعتقاد او به خرافات و نظریه توطئه قوی تر است.

این نکته که صرف احساس عقب ماندن و پایین تر بودن و فرو ماندن عامل عواقب روانی جسمی و رفتاری برای انسان ها است مورد تاکید روانشناسان اجتماعی قرار می گیرد. همچنان که روندها در کشور ما نشان می دهد تمام عارضه های مذکور مربوط به احساس عقب ماند و در حیطه تبعیض های مختلف رها شدن و واماندن هم قابل مشاهده است افسردگی، پرخاشگری، اعتیاد، عارضه های قلبی، رواج دیابت) این که حس نابرابری و تبعیض نیز به این گونه عارضه ها می انجامد برای روان شناسان رفتاری شناخته شده و در این کتاب به گستردگی مستند شده است.

هر چه احساس عقب افتادن و وجود فاصله با دیگران در یک جامعه تقویت شود به رغم این که واقعیت چیست شرایط لازم را برای بهره برداری عده ای از موقعیت های مذکور فراهم می کند. در نتیجه این که رقبای سیاسی هم دراستفاده از این علت تلاش کردند قابل درک است. لکن وجوه دیگری هست که ضروری است مورد توجه قرار گیرد.

انسان ها معمولا تمایل به توجیه منطقی دارند. طبعا اگر برای نابرابری دلیل عقلایی وجود د اشته باشد تاثیر منفی آن می تواند با زمانی که نابرابری ناشی از شرایطی باشد که غیرمنصفانه تلقی شود متفاوت باشد. به این معنی که توجیه برای قرار گرفتن عده ای در بالای نردبان ثروت و منزلت اجتماعی چیست؟ آیا وجود شایستگی و تلاش برخی افراد و وجودش رایط و فرصت های برابر است که همه می توانسته اند از آن ها استفاده کنند؟ یا عده ای بر پله های بالا نشسته اند چون امتیازها و فرصت ها در اختیار گروه های خاصی است و اکثر مردم با دیوارها و موانع پیدا و پنهان از این فرصت ها به دور نگه داشته شده اند؟ ساختار ناپیدای تبعیض ها گزینش ها و حذف ها پارتی بازی های نوفوتیزم و خانواده گرایی طایفه گرایی، باندبازی، مقررات دست و پاگیر، رشوه خواری، فرصت های بهینه جویی، امتیازهای موروثی و خانوادگی و منزلت های ساختگی و تحمیلی از طریق تبلیغ یا زور همه را می توان شبکه ای مانند شبکه خیابان ها و کوچه ها و در بندها و بن بست های ناپیدای یک شهر تلقی کرد که مردم در آن محاط هستند و گرچه شبکه ای نامرئی است لکن وجود آن برای مردم کاملا محسوس است. می توانند دریابند کجا کاخ ها و کوشک ها و ویلاها و تفرجگاه ها و دولت سراها و ذخایر ثروت و منزلت است که خیابان های وسیع افرادی خاص را به آن جا هدایت می کند و کجا بندها و بست ها و راهبندان ها و سراشیبی هایی است که بسیاری از افراد جامعه را به سمت دیگر یعنی حضیض عسرت گرفتار می سازد. چنان که گفته شد این شبکه گرچه واقعی و تاثیرگذار است اما نامرئی است. کیت پاین به انبوهی از پژوه شهای روانشناسی و نورولوژی اشاره می کند که به تاثیر انگیزه های مختلف بر مغز و ذهن انسان پرداخته اند. یک نتیجه این که نتیجه برداشت و درک انسان ها از نابرابری مهم تر از میزان واقعی آن است. این نیز برمی گردد به این که انسان ها تا چه حد فراگردهای تحرک اجتماعی و بهره مندی را منصفانه تلقی کنند.

دیگر این که تاثیرانگیزی ها فقط از پاداش های مالی نیست بلکه منزلت اجتماعی و سایر انگیزاننده ها نیز در ذهن و مغز انسان در آزمایش هایی که کارکرد مغز در مقابل انگیزاننده ها زیر سی تی اسکن بررسی و مطالعه می شود مشابه است. به این معنی است و تمثیل نردبان شکسته در مورد توزیع امکان دستیابی به منزلت اجتماعی و سایر انگیزاننده ها به نحو مشابه قابل کاربرد است.

اگر به آمار توزیع ثروت در جامعه آمریکا (آمار سال 2013 برای مثال) نگاه کنیم و به عنوان تمثیل نردبان ثروت را هزار پله در نظر بگیریم نردبانی به ارتفاع حدود 500 متر تصور کنیم هشتاد درصد خانوارها روی پله چهاردهم و پایین تر قرار دارند. یعنی هشتاد درصد خانوارها بین ارتفاع صفر تا هفت متری انباشته شده اند. بیست درصد دیگر بین پله های پانزده تا هزار قرار می گیرند یعنی به طور متوسط 2 درصد خانوارها روی هر پله قرار می گیرند. اگر جامعه را صد نفر در نظر بگیریم در حالی که روی چهارده پله کمترین ثروت هشتاد خانوار نشسته اند از پله پانزده و بالاتر به طور متوسط بر هر پنجاه پله ثروت یک نفر نشسته است. (2013) survey of consumer finances microdata این امر نشان از گسست سیاسی در تحرک اجتماعی از پله های پایین به بالا است. توجه می کنیم که آثار روانی و رفتاری این گسست ربطی به مسئله فقر و محرومیت ندارد. زیرا در جامعه آمریکا خانوارهای زیر خط فقر (چند پله پایین ترین) هم حدود هشتاد درصدشان از موبایل و تلویزیون، اجاق مایکروویو و تهویه در محل زندگی برخوردارند و معمولا هم اضافه وزن رایج تر از کمبود آن است. بنابراین مشکل تغذیه هم بارز نیست. زندگی افراد زیر خط فقر بهتر از طبقه متوسط بالا در یک قرن قبل است. آن چه مهم تر است احساس فاصله و احساس واماندن و فرو نهاده شدن در سطح جامعه است و یا بهره مندی های مادی.

در کشور ما آماری از توزیع درآمد و ثروت وجود ندارد و مهم ترین آمار مربوط به این زمینه آمار بودجه خانوار بوده است. این آمارها هم به نظر من پس از ورود مرکز آمار به امور یارانه نقدی دچار مشکل شده است. لکن آمار مربوط به کیفیت واحدهای مسکونی نوع مصالح و توزیع مساحت زیربنای آن ها که در سرشماری جمع آوری می شود به عنوان تقریب قابل استفاده است؛ همچنین آمار واحدهای مسکونی معامله شده. این آمار نشان دهنده تلمبار شدن خانه ها در پایین ترین اندازه زیربنا و کیفیت ساخت است. درصد کوچکی از واحدها که عمدتا در مناطق خاص تهران و برخی شهرهای بزرگ قرار دارند از کیفیت و زیربنای بارزی برخوردارند و نشانی از نردبان شکسته توزیع ثروت را بروز می دهند.

دمیدن بر شکاف های طبقاتی چه خطراتی برای نظام اقتصادی کشور دارد؟

این پرسش دو بخش است یکی واقعیت شکاف توزیع درآمد و ثروت و محدودیت های تصنعی تحرک اجتماعی است که وجه واقعی دارد و از لحاظ مدیریت اقتصادی مشکلی است که باید برای علاج آن کوشید دوم کاری مشابه کیسه کش حمام شیخ ابوسعید ابوالخیر است که چرک های بدن را مقابل چشم ابوسعید در می آورد و به او نشان می داد و در همین حال از او می پرسید شیخ بهترین مردم کدامند؟ شیخ جواب داد شاید کسانی که چرک مردم را مقابل چشم آنان نیاورند! این وجه اخلاقی مطلب است که آیا باید این حس نابرابری را برای بهره برداری سیاسی تقویت کرد یا نه. این جنبه اخلاقی مطلب است. چنان که دیدیم همین وجود حس نابرابری احتمال بیماری های روحی و جسمی رفتارهای زیان بار اعتقاد به خرافات و مرگ و میر را افزایش می دهد.

در سال های اخیر در کشور ما حوادثی با عواقب و نتایج عمیق و گسترده رخ داده است که بسیاری از وجوه آن ها را می توان به مسئله نابرابری و روندهای آن مرتبط دانست. از جمله مباحث مرتبط که در انتخابات اخیر مطرح شد در مورد مثلا 4 درصد و 96 درصدی ها بود واین که کسانی خود را حامی 96 درصد می دانستند اما دیگران آنان را جزئی از 4 درصد و حتی ایجادکننده 4 درصد و تفرقه و ایجاد کننده شکاف فکری بین اقشار جامعه به حساب می آوردند. شاید اتهامات و ادعاهای کلی وارد کردن و طرف مقابل را سرزنش کردن برای رخدادهایی که ممکن است خود عامل آن باشند شیوه پسندیده ای از رفتار سیاسی نباشد.

چرا اصولگرایان که در دهه 60 مدافع اقتصاد آزاد بودند امروز در اندیشه اقتصادی خود به چپ نزدیک شده اند و بر جنگ طبقاتی می دمند؟

از نظر اینجانب براساس تجربه هیچ کدام از دو جناح چپ و راست را در واقع نمی توان چپ و راست به معنی متعارف آن دانست. هیچ یک را نیز عملا نمی توان مدافع توده وسیع جمعیت کشور که با مشکلات اقتصادی رو به رو هستند دانست. عصاره کارکرد هر دو جناح را به طور خلاصه نوعی چپ روی دیده ام. در این مورد جناح راست و چپ یکسان هستند. لکن این دو جناح از دو زمینه اجتماعی مختلف ریشه گرفته اند یکی از زمینه بازار و حیطه سنتی نفوذ اجتماعی آن و دیگری از زمینه اجتماعی شهرنشین های متجدد و حیطه نفوذ و تحرک اتماعی مرتبط با آن می توان شناخت. هر دو جناح هر گاه توانسته اند رانت های حجیم برای خود فراهم کرده اند و سرریز بخشی از آن را براساس سرند سلسله مراتب اهمیت در پایگاه اجتماعی خود برای برخی بیشتر و برای پایین ترها کمتر به صورت رانت توزیع کرده اند. هر دو جناح برای عموم مردم نان و آب و برق و سوخت ارزان و کم کیفیت را تدارک دیده از تا آرامش اجتماعی پیرامونی را حفظ کنند. اگر جزییات و تنوع فراوان در جزییات را کنار بگذاریم کلیات روندی که اینجانب براساس تجربه دیده ام اینگونه بود که تصویر کردم. این که مشکلات اقتصادی کشور حل نمی شود برای این دلیل است که بین این دو جناح دیوار منافع رانتی قرار دارد و سازوکاری برای بیرون کشیدن آن پدیدار نیست. هر جناح در زمان قدرت از رانت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی طرف دیگر انتقاد می کند در حالی که مشغول حفاری برای رانت های خاص خود است. هیچ یک نیز مگر این که خود در خطر کرد باشد نمی خواه پرده از کار دیگری برافکند. مسائل پولی و بانکی مشکلات بودجه مشکلات بازار ارز و دارایی ها ضعف تولید آشفتگی تجارت خارجی آن دسته از بحران های بین المللی که از اقدامات داخلی ریشه می گیرند تخصیص جایگاه های مدیریتی و مشاغل براساس روابط همه متغیرهای دستگاه معادله ای هستند که دو جناح سیاسی و جریان های اجتماعی مربوط مشغول بازی با آن برای حفظ جایگاه و منافع خود هستند. متغیرهای وابسته هم بیکاری تورم، رشد پایین کشور نابرابرای ، مهاجرت، حاشیه نشینی، فساد و ... هستند که از آن دستگاه معادلات خارج می شودو ارمغان توده جامعه است. به نظر من زمینه چنین شرایطی در دهه 1350 چیده شد و در اجرای سیاست های اقتصادی دوره جنگ برخلاف حسن نیت و سلامت اکثر مدیران دولت آن زمان به صورت اقتصاد و سیاست رانتی ریشه دواند و پایدار شد. به همین دلیل هم بسیاری از افراد را می بینید که ثروت و مکنت مقام و جایگاه اجتماعی مدارک تحصیلی پایگاه های علمی و فرهنگی ادعایی آنان همه رانتی بوده و تخصص ها و مهارت هایی که در مورد آن لاف می زنند سطحی کم عمق و مغلوط است. اینان برخلاف هیبت بیرونی از وجه اجتماعی و ملی بی ثبات و خطرناکی برخوردار هستند.

آیا سیاست های اقتصادی قادر نیست این گسل ها را پر کند؟

به نظر بنده سیاست های اقتصادی، تدابیر قانونی (اصلاح جدی بسیاری از قوانین) و شیوه های مدیریتی در حد تغییر بنیادین در دیدمان ها ضروری است. بحث وافی در هر زمینه به درازا می کشد. فقط یک مورد را گذرا عرض کنم ریاست محترم جمهور شایسته است عنایت کنند که فرصت کمی در دسترس است و اگر این فرصت هم به باری به هر جهت بگذرد مسیر آینده بسی پرخطر بوده و این راه بازگشت ناپذیر خواهد بود. یک وجه لازم برای حرکت زمینه مدرن سازی مدیریت است. در مدیریت سنتی فامیل و آشنا و خانواده و ایل و قبیله به کارهای مهم گمارده می شوند اما در مدیریت مدرن اصل بر شایستگی است. همه جوانان شایسته کشور فرزندان و برادران و خواهران ریاست جمهور و رئیس مجلس و سایر مقامات یک کشور هستند. چرا باید تیول داری رعایت شود؟ به مردم چه ربطی دارد که این فرد دوست یا فامیل فلان مقام بوده و باید برای سال ها مردم هزینه ناوارد بودن یا ناکارآمد بودن او را تحمل کنند؟ البته چنان که تاریخ جوامع نشان می دهد عاقبت هزینه و خسران این شیوه ها اگرچه بر پیکر مردم به صورت ضربه وارد می شود اما در نهایت در چهره مقامات به صورت انفجار اجتماعی ظاهر می شود.

منبع: ماهنامه مهرنامه، شماره 52

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی ‌‌‌‌‌‌جدید

رشد ۲۰ درصدی تسهیلات اعطایی بانک ها و موسسه های اعتباری

تغییر مهم در تصمیم گیری ممنوعیت صادرات محصولات کشاورزی

وام رهن مسکن به چه کسانی تعلق می گیرد؟

ابزار وزارت نفت برای الزامی‌کردن کارت سوخت از ۲۰ مرداد

ایرباس جدیدترین طرحش را رونمایی کرد

آرامش معنادار امروز بازار دلار، طلا و سکه

بنیاد مستضعفان مال‌سازی را ممنوع کرد

ساخت مسکن اجاره‌ای کلید خورد

وعده روحانی درباره خانه دار شدن کارمندان

هشدار مقامات انگلیسی به «بوریس جانسون» برای حل بحران با ایران

بررسی طرح تشکیل وزارت تجارت و خدمات بازرگانی در مجلس

طرح احتمالی انگلیس به بهانه توقیف نفتکش توسط ایران

اظهارات ظریف درباره مذاکره مجدد با دولت آمریکا

واکنش شریعتمداری به توقیف نفتکش انگلیس توسط سپاه

استقبال گرم مادورو از ظریف در ونزوئلا

«ناتو» با چاشنی دروغ و تهمت علیه ایران بیانیه داد

فضاسازی انگلیس علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل

کدام یگان سپاه نفتکش انگلیسی را توقیف کرد؟

ابلاغیه یک مسئول درباره حل اختلاف با صدا و سیما

کاپیتان‌‌‌‌‌ کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

واکنش مصر به توقف پروازهای ۲ شرکت انگلیسی و آلمانی

عملیات ضد تروریستی نیروهای عراقی در «کرکوک» و «موصل»

بولتون عازم ژاپن و کره‌جنوبی شد

«لوفت‌هانزا» پروازهایش به مصر را تعلیق کرد

جزئیات ناکامی دوباره مزدوران سعودی در خاک عربستان

یک مقام آمریکایی دیگر از پنتاگون می‌رود

انهدام ۱۱ هزار قبضه سلاح در پرو

حکایت جانیانی که بزرگترین مدعیان حقوق بشر هستند

واکنش تشکیلات خودگردان به اظهارات بی شرمانه گرینبلات

کاپیتان کار، تعمیرات خودرو با روشی جدید

دامغان لرزید

جنایت تکان‌دهنده در بامداد پایتخت

زنده‌سوزی۳نفر در تصادف جاده مرگ

هزینه‌های عجیب 300 میلیونی پیش از مراسم ازدواج!

خبر خوش دولت برای خبرنگاران اهل گردش

امام غایبی که فقط در فیسبوک جواب پیروانش را می‌دهد!

کارنامه هم الکترونیک شد

درگیری تن به تن پلیس با شرور قمه به دست

انفجار مهیب در چین