رصد

کد خبر: ۱۲۵۸۷۰
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۵
محمدمهدی برادران، معاون سابق برنامه ریزی شهرداری مشهد
همدلی در رابطه دولت با مشهد و مشهد با دولت وجود ندارد و این اختلاف داخلی در بیرون از کشور به ما لطمه می زند. زمانی که ما بودیم هم با دولت وقت خیلی ارتباط نزدیکی نداشتیم اما در این موضوع برخی دوستان به ویژه استاندار وقت، همراهی خوبی داشتند. به نظر من اختلافات سیاسی وقتی پررنگ می شوند که افراد توان اجرایی ضعیفی دارند. آدم هایی که مدیریت قوی دارند این قدرت را دارند که باوجود اختلافات سلیقه ای، اشتراکاتشان را مدنظر قرار بدهند. الان این را نمی بینیم.

محمدمهدی برادران، معاون سابق برنامه ریزی و توسعه شهرداری مشهد و از فعالان فرهنگی و اجتماعی مشهد است. حضور ونقش جدی این معاونت در تصویب پایتختی فرهنگی جهان اسلام در سال 2017 برای مشهد، در کنار اشراف دکتر برادران به زوایای مختلف مدیریت شهری، سبب شد تا در ویژه نامه تخصصی «رصـد» با موضوع فرصت سوزی مشهد2017  به سراغ او برویم و دیدگاه هایش را در این زمینه جویا شویم.

مدتی است که وارد سال 2017 شدهایم. از منظر یک کارشناس مدیریت شهری و فرهنگی به نظر شما شرایط میزبانی مشهد در حال حاضر چگونه است؟

باید ببینیم برای چه دنبال این عنوان رفتیم و آیا الان کسب این عنوان تغییری در شرایط ما به وجود آورده است یا خیر. در زمان مدیریت مهندس پژمان ما در شهرداری با کمک دفتر فرهنگ و ارتباطات اسلامی، درخواست پایتختی مشهد را دادیم و برآیندمان این بود که میتوانیم با پتانسیل دیپلماسی عمومی که در آن مقطع در قالب متروپلیس، اتحادیه کلان شهرهای جهان یا اتحادیه شهرها و دولت های محلی شکل گرفته بود و مشهد به عنوان یکی از برندهای کلانشهرهای جهان مطرح شده بود، با همان توان در حوزه کشورهای اسلامی برندی را تحت عنوان پایتختی فرهنگی جهان اسلام هم تجربه کنیم و در این فرصت، برخی از نواقصی که در آن مقطع در شهر داشتیم را برطرف کنیم.

این اتفاقات دقیقا چه سالی بود؟

فکر می کنم از 89 شروع کردیم و در 90 به نتیجه رسید.

پس بعد از اعلام آیسسکو بوده است.

دقیقا همان مقطع بود که ما درخواست دادیم و موافقت شد.

پس اواخر 88 و 89 بوده است.

همان ایام بود؛ این درخواست را دفتر فرهنگ و ارتباطات اسلامی پیگیری می کرد؛ اما نهایی شدنش منوط شده بود به هماهنگی شهردار مشهد که همان زمان آقای پژمان نامه زدند. استدلالی که آن زمان داشتیم این بود که اولا پتانسیل خوبی در حوزه کلان شهرها و دیپلماسی شهری داشتیم و دوم هم اینکه مردم در نظرسنجی هایی که انجام داده بودیم، خواستار حضور فعال تر مشهد در عرصه بین المللی بودند؛ یکی دیگر هم اینکه ما در چشم انداز خودمان هم از سال 1384 عنوان کرده بودیم که در افق 1404، مشهد باید در عرصه بین المللی و در کلاس جهانی شناخته شود. تاکید ما برای بین المللی شدن مشهد هم به خاطر این بود که معتقد بودیم مشهد ظرفیتی دارد که مال خودش نیست و مرکز معنویت جهان اسلام و بلکه جهان است.

در اصفهان کار در سطح ریاست جمهوری پیش رفت؛ ولی در موضوع مشهد، حتی در سطح وزارت هم مشخص بود که آقای جنتی باوجود انتسابش به مشهد، کم کاری کرد و نقش خودش را به درستی ایفا نکرد
نکته کلیدی دیگر هم این بود که می گفتیم مشهد در عرصه جهان هنوز خوب شناخته نشده است؛ برخلاف نظری که مسئولان ما داشتند و تصورشان این بود که همه دنیا مشهد و امام رضا(ع) را می شناسند. این در حالی است که اگر شما تحقیق کنید می بینید که عمده جستجوها در اینترنت درباره مشهد، عمدتا مربوط به نقاط خاص جغرافیایی است و سیر رشد آن طی مثلا پنج سال گذشته هم چندان مطلوب نبوده است. این وضعیت به عنوان یک نقطه ضعف مطرح شد و ما به دنبال این بودیم که با یک فعالیت سیتی برندینگ و با تولید محتواهای جدید، در قالب دیپلماسی عمومی و فعال کردن عموم مردم شهر در مقیاس بین المللی، وجهه شهر مشهد را ارتقا دهیم. در همه مقاطع من پیگیر این موضوع بودم، اما هنوز آن فضا را داریم و وقتی در عرصه بین الملل صحبت می کنیم، می بینیم که نقش مشهد هنوز در برخی کشورهای اسلامی پررنگ نیست؛ بسیاری از مردم به محتوای مناسب ما دسترسی ندارند؛ بسیاری از کشورها حتی خطوط پروازی به مشهد ندارند؛ تسهیلات جدیدی برای کشورهایی که مایلند به مشهد بیایند در نظر گرفته نشده است؛ بین تشکل های مردمی ما و تشکل های جهان اسلام ارتباط جدی برقرار نیست و عمدتا هم به فعالیت های بین المللی در حد تشریفاتی که بیایند و بروند نگاه می کنیم.

دیگر به مسئولان امیدی نیـست!

یکی از علت هایی که ما تا الان ناکارآمد بودیم این است که تجربه این کار را نداشتیم و به تجربه دیگران هم توجهی نکردیم. در گفتگوهایی که با مسئولان آیسسکو داشتیم، می گفتند که ما هم از پایتخت های فرهنگی اروپا الگو گرفته ایم. پس تجارب جهانی خوبی موجود بوده که می شده از آنها با منظر بومی استفاده کرد. از سوی دیگر وقتی می گوییم «فرهنگ»، در ذهن ما سریعا آموزش و سخنرانی و هدایت متبادر می شود؛ در حالی که در دنیا وقتی می گویند فرهنگ، مرادشان هنر و ورزش و آثار فرهنگی است که عیان باشد؛ تا قابل مبادله و بسترساز ارتباط باشد.

در واقع باید چه می کردیم که الان وضعیت بهتری داشته باشیم؟

در چند عرصه باید کار می شد؛ یکی اینکه مسئولان شهری و استانی و ملی هم افزایی بیشتری می داشتند. یکی از کارکردهای این فرصت می توانست افزایش همین هم افزایی باشد. البته این موضوع را در خیلی از کارها آزمایش کردیم ولی متاسفانه این هم افزایی خیلی کم شکل گرفت. در زمان موضوع 8/8/88 و موضوع بودجه زیارت، هم افزایی نسبی را شاهد بودیم؛ ولی به نظر می رسد که در موضوع مشهد2017 این هم افزایی خیلی کمتر شده است. باید وفاق می شد که موضوع مشهد فقط یک موضوع خاص و منطقه ای نیست؛ بلکه یک موضوع ملی است؛ اما متاسفانه این کار حتی در حد اصفهان هم انجام نشد. در اصفهان کار در سطح ریاست جمهوری پیش رفت؛ ولی در موضوع مشهد، حتی در سطح وزارت هم مشخص بود که آقای جنتی باوجود انتسابش به مشهد، کم کاری کرد و نقش خودش را به درستی ایفا نکرد. این وفاق باید منجر به وفاق عمومی برای کل مردم شهر می شد تا نقش ان جی اوهای شهر در هر زمینه ای مشخص شود و... البته کارهایی به صورت خودجوش در فضای مجازی شده ولی هنوز بُعد جهانی پیدا نکرده است.

آیا ما دنبال این هستیم که مشهد2017را به مایه اختلافات مدیریت شهری و دولت تبدیل کنیم؟ آیا دنبال این بودیم که به این بهانه پول بگیریم تا پروژه های عمرانی مان را پیش ببریم؟
ما باید از این ظرفیت استفاده می کردیم و نقاط ضعفی مثل ناشناخته بودن حرم رضوی و مشهد در عرصه بین المللی را برطرف می کردیم و ظرفیت های معنوی مشهد را به جهان معرفی می کردیم. یک بار در تعاملات بین المللی با تعدادی از شهرداران جنوب ترکیه ارتباط گرفتیم و در همین گپ و گفت ها در مورد مشهد با آن ها صحبت کردم و عکس حرم را نشان دادم؛ یکی از آن خانم ها می گفت من نمی دانم مشهد کجاست و این تصویر چه مکانی است! نکته جالبش این بود وقتی که گفتم حرم امام رضا(ع) است، گفت اتفاقا اسم برادر من هم رضاست. گفتم مگر شیعه اید؟ گفت بله من شیعه هستم! یعنی یک فرد مسئول در کشور همسایه ما و با مذهب مشترک، هیچ شناختی از مشهد و ظرفیت های آن نداشت. در حوزه بین الملل نیازمند کار جدی هستیم. خیلی از جاها وجود شهری به نام مشهد را نمی دانند.

در موردی دیگر، هیئتی از مشهد به هند رفته بودند؛ به من گزارش دادند با شهردار حیدرآباد هند که فردی مسلمان و شیعه بود به اسم محمدحسین وقتی صحبت می کردیم، ایشان گفته بود به ایران خیلی علاقه دارم و برای پیروزی داعش دعا می کنم! او فکر می کرد اسلام انقلابی مترادف با داعش است. خوب ما می توانستیم از این فرصت برای رفع کاستی ها در این عرصه ها استفاده کنیم و اسلام رحمانی و عقلایی را به جهانیان معرفی کنیم. متاسفانه تشکل های فرهنگی سطح کشور هم به صورت جدی موضوع را درنیافتند که می توانند از این ظرفیت مشهد استفاده کنند تا پیام خودشان را در این وضعیت پیچیده اعتقادی به کشورهای جهان اسلام برسانند؛ یا بسیاری از ظرفیت های دیگر ما در عرصه های علمی، هنری، ورزشی و... می توانست در این فرصت متمرکز شود و تجلی یابد و در عرصه های مختلف بین المللی و جهانی بازتاب پیدا کند. واضح است وقتی کاری نه بودجه دارد و نه همدلی و وفاق، چطور می توانیم انتظار داشته باشیم مردم ورود پیدا کنند.

این وفاق و همدلی چرا در دیار ما کمتر شکل می گیرد؟ مشکل از ساختار است؛ از ضعف فرهنگی مدیران ماست؛ از دچار شدنمان به بازی های سیاسی است یا...

اگر بخواهم کلی بگویم، در کشور ضعف مدیریت دولتی داریم؛ ما در همه حوزه ها داریم منفعلانه عمل می کنیم و در همه موضوعات از موضع ضعف وارد می شویم؛ یکی هم همین موضوع است.

مشهد در این میان ویژگی خاص تری ندارد؟

مشهد از قبل مسئولانش با هم اختلاف داشتند. قرار بود برای اینکه مهمان داریم، با هم آشتی کنیم که این اتفاق نیفتاد و نشان داد که ما آمادگی این میزبانی را نداریم. اوجش هم همان به هم خوردن حضور وزرای فرهنگ کشورهای اسلامی در مشهد بود و الان دارد تلاش می شود که در انتهای سال 2017 میزبان بزرگان جهان اسلام باشیم که به نظرم آن هم به نتیجه مطلوبی نخواهد رسید؛ چون برنامه ریزی های بین المللی به شکلی است که باید حداقل از یک سال و نیم پیش بسته شود. به نظر من هم دولت و هم وزیر مربوطه کم کاری کرد. خود اداره کل ارشاد خراسان هم هیچ اعتبار اجرایی ندارد پس نمی شود انتظار اجرایی داشت و حداکثر انتظار دبیرخانه ای می شود داشت.

الان شهرداری چندین میلیارد هزینه کرده است که ما نمی دانیم این هزینه ها کجا رفته و بازتاب آن چه بوده است؛ عمدتا در تبلیغات داخلی بوده است که آن هم مثلا یک المان خیلی ابتدایی که داشتند را دو بار افتتاح کردند! الان حتی خیلی از مردم هم این موضوع مشهد 2017 را نمی دانند؛ چه در داخل شهر و به نسبت بیشتر در سطح کشور؛ حالا ما با چنین شرایطی می خواستیم پیاممان را به دنیا صادر کنیم؟! البته کارهایی هم انجام شده اما عمدتا ربط مستقیمی به مشهد 2017 ندارد؛ کارهای روتینی است که در همه شهرها در حال انجام است. هیچ کس به این فکر نمی کند که جایگاه مشهد در افق بین المللی ارتقا پیدا کند. همه فکر می کنیم که مشهد یک شهر شناخته شده است و همه با امام رضا(ع) آشنایند و... این رسالت سنگینی است که بر دوش ماست و ضعیف عمل کردیم و بهترین فرصتش هم همین مشهد2017 بود که از دست رفت و تا سال های دیگر هم چنین فرصتی نخواهیم داشت.

نکته ای طرح می شود با این عنوان که چون مشهد شهر خاصی است و فضای مدیریت شهری، سیاسی و فرهنگی آن با قرائت رسمی دولت زاویه دارد، دولت هم نگاه ویژه ای به مشهد و رویدادهای به ویژه فرهنگی آن نخواهد داشت. این وضعیت را شما هم تایید می کنید؟

این ملموس است که همدلی در رابطه دولت با مشهد و مشهد با دولت وجود ندارد و این اختلاف داخلی در بیرون از کشور به ما لطمه می زند. زمانی که ما بودیم هم با دولت وقت خیلی ارتباط نزدیکی نداشتیم اما در این موضوع برخی دوستان به ویژه استاندار وقت، همراهی خوبی داشتند. به نظر من اختلافات سیاسی وقتی پررنگ می شوند که افراد توان اجرایی ضعیفی دارند. آدم هایی که مدیریت قوی دارند این قدرت را دارند که باوجود اختلافات سلیقه ای، اشتراکاتشان را مدنظر قرار بدهند. الان این را نمی بینیم. به نظر من هم دولت کم لطفی کرد و هم شهرداری مثلا اصرار بر سپردن کار به نیروی خاصی داشت که حتی شورای شهر دو بار این درخواست را رد کرد و گفت که معاونت برنامه ریزی باید این کار را دنبال کند. شورا در نظر داشت که این کار تخصصی انجام شود ولی شهردار با این امر مخالف بود. در نهایت هم ستادی تشکیل شد و فردی به کار گرفته شد که در ابتدای گفتگو با وزیر امور خارجه، به جای پردازش موضوع مشهد 2017 به نقد سیاست های دولت می پردازد و خب طبیعی است که دولت هم کار دستش می آید و ماجرا را سیاسی می بیند. در واقع طرفین از این وضعیت لطمه می خورند. خوب است که اختلاف نظر وجود داشته باشد و حق مسئولین محلی است که موضع متفاوتی با دولت داشته باشند؛ اما امروز بحث ما بر سر ودیعه ای است که خداوند در اختیار ما قرار داده است.

ما می توانیم با استفاده از اشتراکاتمان مثل پایگاه معنوی چون امام رضا(ع) برای این شهر و کشور، کارکرد جهانی تعریف کنیم. حرم امام رضا(ع) چندین برابر بیشتر از واتیکان می تواند موج معنوی ایجاد کند. چون دیگر آنجا آن معنویت وجود ندارد و تبدیل به تاریخ و موزه و افسانه شده است. ما در مشهد زندگی معنوی را حس می کنیم. این ودیعه ای است که باید جهان از آن استفاده کند و اگر ما نتوانیم به درستی از آن استفاده کنیم و به جهان معرفی اش کنیم، جفای بزرگی کرده ایم. شما الان به زبان عربی یا پشتو، «مشهد» را در گوگل جستجو کنید و ببینید که چه پست هایی درباره مشهد وجود دارد.

در حوزه بین المللی این نکته هم طرح می شود از سوی برخی دوستان که باتوجه به سیاست خارجی ایران مبنی بر نزدیکی به غرب و باتوجه به شرایط حاکم در عرصه دیپلماسی رسمی ایران با جهان عرب، دولت علاقه مند نیست که ظرفیت های دیپلماسی شهری و عمومی فرصت مشهد2017 چندان پررنگ شود.

دیپلماسی عمومی همیشه مکمل دیپلماسی رسمی است؛ یعنی بعید است که دولت متوجه این نقش نشود. در مقطعی که تحریم ها وجود داشت، ما بسیاری از تحریم ها را با دیپلماسی عمومی دور می زدیم و کارهایمان را می کردیم. در اوج تحریم ها صندوق توسعه شهری جهان را افتتاح کردیم که در عرصه اقتصادی هم تحریم ها را دور بزنیم. پس دیپلماسی عمومی می تواند به عنوان یک مکمل جدی در عرصه سیاست خارجی نقش آفرینی کند و اگر دولتی خودش را از این مزیت بی بهره کند، به خطا رفته است. من متوجه هستم که دولت متاسفانه نسبت به این موضوع عزم و اراده ای نداشت؛ بودجه زیارت را اسمش را عوض کرد و به عنوان مشهد2017 ارائه داد؛ در دعوت از طرف های خارجی خیلی پیگیری نکرد؛ در جلسات جدی نبود و... اما بعید می دانم که بخواهد خودش را از این مزیت بزرگ محروم کند.

از آن طرف هم در عرصه جهان اسلام اگر شهری مثل مشهد جلو نرود و در بخش شهرهای اسلامی ضعیف عمل کند، خب شهری 120هزارنفری مثل سنار سودان داعیه دار می شود و بعد هم ارتباطش را با ما قطع می کند و این به این معنی است که عربستان قدرت بگیرد و این موضوع برای دولت هم مناسب نیست. جدا از اینکه ما به این موضوع نباید سیاسی نگاه کنیم و باید نگاهی فرهنگی به موضوع داشته باشیم، اما اینکه مشهد امام رضا(ع) تحت الشعاع این کم کاری ها قرار بگیرد، یعنی اسلام داعشی پررنگ می شود. این در حالی است که مشهد با تبلیغ محتوای فرهنگ شیعی و رضوی با محوریت عقلانیت و رافت، می توانست نگرش به دنیای اسلام را در عرصه بین المللی تغییر دهد. در جلساتی هم که در سال های قبل با حضور اساتید حوزه و دانشگاه درباره همین موضوع برگزار شد، بر این موارد تاکید می شد. می توانستیم بحث های محتوایی خوبی ارائه دهیم؛ اما نمی دانم چرا دولت یا مسئولان استانی خودشان را از این بستر محتوایی محروم کردند. حال نمی دانم که اگر قرار نیست این کار انجام شود، پس چه کار مهم دیگری باید انجام شود.

علت این بی توجهی چیست؟

یک علت آن فکر می کنم این است که آقایان ادبیات بین الملل را نمی شناسند؛ یعنی از نوع پیشنهادات و صحبت ها و برنامه هایشان این طور برمی آید. مثلا من به عنوان یک شهروند مشهدی در آغاز سال نو میلادی تشخیص دادم که می شود به این بهانه، ضمن تبریک سال نو، پایتختی فرهنگی مشهد در جهان اسلام را هم به مخاطب بین المللی با زبان لاتین تبریک گفت. بعد از این ماجرا، با 24ساعت تاخیر، مسئولان شهری و استانی ما پیام دادند، آن هم با زبان فارسی. حتی دفاترشان آن پیام ها را ترجمه هم نکرد. خب پیام فارسی که از صبح تا شب مخاطبان ما می شنوند؛ ما قرار است از بستر این پیام ها مخاطب بین المللی را حساس کنیم.

متاسفانه مخاطب شناسی درستی هم نداریم.

بله، اصلا نمی دانیم دنبال چه می گردیم. آیا ما دنبال این هستیم که این موضوع را به مایه اختلافات مدیریت شهری و دولت تبدیل کنیم؟ آیا دنبال این بودیم که به این بهانه پول بگیریم تا پروژه های عمرانی مان را پیش ببریم؟ خوب این پروژه ها الان کجا هستند و چه شد؟ حداقل در اصفهان در سال 2006 کلنگ چند طرح عمرانی بزرگ زده شد؛ اما اینجا چه؟ در واقع باید در این سال بحث هفته های فرهنگی پررنگ می شد. در دنیا هم وقتی می گویید «فرهنگ»، اولین چیزی که به ذهن مخاطب متبادر می شود، «هنر» است؛ عکس و تئاتر و نقاشی و موسیقی و... به ذهن می آید. از این طریق است که کشورها با فرهنگ هم آشنا می شوند. هیچ کس نمی آید مثلا سخنرانی ما را گوش بدهد تا با فرهنگ ما آشنا شود. ما با ادبیات عرضه فرهنگی جهانی آشنا نبوده ایم. باید رخدادهای فرهنگی و ورزشی و هنری محور کار می بود. با کنفرانس و سخنرانی که پیوند فرهنگی برقرار نمی شود؛ باید با زبان هنر با دنیا سخن بگوییم.

البته توجه دارید که مشهد شهر خاصی است؛ تمام دوستان دارند تلاش می کنند تا افتتاحیه باشکوهی را به عنوان اولین فعالیت جدی مشهد2017 داشته باشیم؛ اما صراحتا خواسته می شود که در این برنامه آیین های بومی استان نقش نداشته باشد و...

یکی از پیشنهاداتی که من مکتوب هم اعلام کردم این بود که در افتتاحیه حتما آقای سامی یوسف را دعوت کنید. وقتی ایشان به مشهد بیاید، مخاطب چندصد میلیونی دارد؛ یعنی به عنوان بزرگ ترین و محبوب ترین موزیسین و خواننده جهان اسلام، بیشتر از کل کشور ما مخاطب در جهان دارد. خود ایشان هم به عنوان کسی که اصالت ایرانی دارد، علاقه مند است که به ایران بیاید. اگر دنبال دیده شدن هستیم، الان موسیقی ایشان در جهان دیده می شود؛ ولی اگر نه بخواهیم همان کارهای سابق را بکنیم که نیاز به این قدر زحمت ندارد! ما قرار است اثر فاخری بسازیم که مخاطب را جذب کنیم.

قرار است پیاممان را توسط کسانی منتقل کنیم که در عرصه بین الملل شناخته شده هستند و درباره مشهد هم حرف دارند
الان درباره کسی مثل آقای سامی یوسف که مخاطبان جهانی و سیاسی دارد و عملکرد خوبی داشته است و حتی برای امام رضا(ع) هم خوانده است؛ ما باید همه انرژی مان را بگذاریم تا در قالب یک اقدام بین المللی بهترین بهره را ببریم. اگر قرار باشد همان کسی که در مثلا سیمای خراسان می خواند بیاید و اینجا هم بخواند که طبیعتا مخاطب ما از مخاطب سیمای خراسان فراتر نخواهد رفت. قرار است پیاممان را توسط کسانی منتقل کنیم که در عرصه بین الملل شناخته شده هستند و درباره مشهد هم حرف دارند. الان برنامه های محتوایی ما هم در سیمای خراسان و شبکه ملی ساخته و پخش می شود؛ خب این که برای ما مخاطب جدیدی نمی آورد. مردم ما صبح تا شب به این محتواها دسترسی دارند و می شناسند؛ الان صداوسیما چندین میلیارد تومان برای مشهد2017 گرفته است و باید پرسید چه مخاطبی اضافه شده است؟ این ها نقض غرض است؛ ما باید در شبکه های بین المللی برنامه های فاخر داشته باشیم. قرار است از سفرای فرهنگی خودمان در کشورهای دیگر که توانسته اند پایگاه اجتماعی داشته باشند(ورزشکاران، هنرمندان، نخبگان و...) استفاده کنیم و از آنها بخواهیم که به شهر خودشان، فرهنگشان و فرهنگ رضوی افتخار کنند و مبلغی برای ما باشند؛ الان خیلی از آن ها آمادگی این کار را دارند و باید به سراغشان رفت. الان هم راه برون رفت از این وضعیت این است که از مسئولان قطع امید کنیم و هر کس به تناسب بضاعت و توانایی اش شهر مقدس مشهد را معرفی کند. ممکن است ما در درون نگاه نقادانه ای به مسائل داشته باشیم، اما باید با یک نگاه مثبت، به هر شکلی که می توانیم از این فرصت استفاده کنیم و ظرفیت ها فرهنگی و معنوی مشهد را بازنمایی کنیم.

الان موضوع این است که چطور مردم را درگیر این مسئله کنیم؟ چون نقش مردم بسیار مهم و کلیدی است.

کد غلط به مردم ندهیم و بگوییم که وضعیت ما در دنیا چگونه است و از آن ها بخواهیم که وارد عمل شوند و ادبیات بین المللی را دنبال کنیم. همه مردم الان با اینترنت و فضای مجازی آشنایی دارند کافی است عزم مردمی به وجود بیاید و بتوانیم فرهنگ اصیل را دنبال کنیم. لیدرهای مردمی و تشکلی باید در جلسات سیاست گذاری و اجرایی این رویداد حضور داشته باشند و مردم حس کنند که در این زمینه نقش دارند. در حوزه محتوا باید روی دو موضوع مهم اسلام رحمانی و عقلایی کار شود. تنها راه باقی مانده و درواقع راه میانبر همین است که این پیام در فضای مجازی به زبان های مختلف و با محتوای مناسب ترجمه شود و در تمام جهان نشر پیدا کند تا در نهایت نمای بدی از ما در جهان وجود نداشته باشد.

در حوزه مدیریت شهری، فرصت مشهد 2017 می توانست چه ظرفیت های جدیدی را برای شهرمان ایجادکند؟

ما باید مسئله مان را با توریست مشخص کنیم؛ اگر در چشم اندازمان نوشتیم که می خواهیم به سمت یک شهر بین المللی برویم، باید کارکردهای توریست خارج از کشور را ببینیم و متناسب با آن ظرفیت ایجاد کنیم. این برای مدیریت شهری، اقتصاد شهر و توسعه فرهنگی شهر موثر است. ممکن است ما بگوییم دنبال پول نیستیم که باید باشیم؛ چون مسئله اشتغال را داریم که یکی از بحث های اشتغال، میزبانی از زائران خارجی است. شهرداری اگر این را فعال کند، بعد می تواند مرکز تجاری ایجاد کند؛ نه اینکه مجوز مرکز تجاری به وفور بدهد و بعد مشتری برای این مراکز وجود نداشته باشد. الان بازار جهان اسلام دست ترکیه و اندونزی و مالزی است؛ درحالی که مشهد می تواند قطب اقتصادی جهان اسلام شود.

دیگر به مسئولان امیدی نیـست!

از شش هفت سال پیش ما برای این هدف جهت گیری کرده بودیم ولی متاسفانه این ها در نظر گرفته نشده و ضررش به اقتصاد شهر و پویایی شهر مشهود است. از سوی دیگر انتظار توسعه فرهنگی هم نباید داشته باشیم؛ چون این ها به هم گره خورده است. الان دو نفر از دانشجویان من که در دو هتل خوب مشهد کار می کردند، می گفتند برای ما بخشنامه آمده که از پذیرش زائر عرب خودداری کنید! خوب این چه بخشنامه ای است؟ قانونا این از اخلاق حرفه ای به دور است. شاید یک مدیر نیمه دولتی دوست نداشته باشد که توریست های عرب به اینجا بیایند؛ ولی اگر این موضوع به بیرون درز کند، می دانید چقدر بین ما و کشورهای عرب شکاف ایجاد می کند؟ قبلا هم گفته ام؛ عده ای هستند که دوست دارند بین شیعیان جهان عرب و مشهد اختلاف بیندازند؛ حتی سرویس های جاسوسی روی این موضوع کار می کنند. سیاست هایی وجود دارد که ما باید عکس آن ها عمل کنیم. این رسالت ماست که میزبانی خوبی از این ها داشته باشیم.

شهرداری مشهد باید توجه داشته باشد که اگر همیشه مشهد وضعیت اقتصادی اش از متوسط کشوری بالاتر بوده اما امروز پایین تر آمده و دچار رکود شده، کمی از آن به خاطر این است که نقش کلیدی اش را در حوزه رونق بخشی اقتصادی ایفا نکرده و نتوانسته است از این پیوندها استفاده کند تا علاوه بر برکات اقتصادی، کارکردهای فرهنگی هم داشته باشیم.

باید کاری کنیم مسافری که به مشهد می آید مبلّغ شهر ما بشود. زمانی من اعلام کردم که اگر قرار است شرایط به همین شکل پیش برود، بهتر است انصراف دهیم. در دوره ای شهردار یا بنده به عنوان نایب ایشان در میان شهردارهای مراکز کشورهایی چون آلمان و فرانسه و روسیه و... می نشستیم و جزو هیئت مدیره اتحادیه کلان شهرهای جهان بودیم؛ الان بیاییم آن قدر سطحمان را پایین بیاوریم که در رتبه دوم بعد از شهر 123هزار نفری سنار سودان قرار بگیریم؟! اینجا بود که من گفتم اگر نمی توانیم میزبان شایسته ای باشیم، انصراف بدهیم. حالا هم که انصراف نداده ایم، حداقل نیروهایمان را در یک جهت مشخص و درست هدایت کنیم. من فکر می کنم اگر این رویداد یکی دو سال دیگر رخ می داد و تولیت آستان قدس می توانست مدیریت کار را عهده دار شود، بهترین عملکرد را می توانست داشته باشد. الان یکی از تنها ظرفیت هایی که می توانیم به آن امید ببندیم ظرفیت آستان قدس است.

به نظر می رسد خود آستان قدس هم خیلی جدی وارد این ماجرا نشده است.

با توجه به اینکه تغییرات آستان قدس جدید بوده، آنها نتوانستند ورود پیدا کند؛ اگر فرصت بیشتری بود، می توانستند با پشتوانه نگاه روشن تری که در عرصه فرهنگ دارند، از ظرفیت های فرهنگی قوی شان در راستای اجرای بهینه این رویداد بین المللی استفاده کنند. ما در بخش بین المللی نقص و ضعفی داریم که زیبنده شهر مشهد نیست و این معنا را دارد که در معرفی امام رضا(ع) به جهان نتوانستیم خوب عمل کنیم.

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

مرغ کوتاه آمد

نقشه عربستان و روسیه برای بازار نفت

همه چیز درباره وام‌های مسکن در تهران و سایر شهرها

تحمل دلار ۴۲۰۰ تومانی تمام شد

گران شدن هندوانه و سبزی به بهانه ماه رمضان

ارز بر قیمت برق تاثیر نگذاشت

مرکز پژوهش‌های مجلس: افزایش ۲۰درصدی حقوق کارمندان غیرقانونی است

نظری برای افزایش پلکانی قیمت ارز

سقوط آزاد قیمت مرغ

راز گران شدن سکه

"ایده خلاقانه" ۴ صندلی و یک‌‌‌‌ میز در یک کیف با تحمل ‌‌‌‌وزن نیم تن

توضیحات نماینده کازرون در مورد بازداشت‌های حوادث اخیر

روایتی از تنهایی احمدی‌نژاد در دیدار کارگزاران نظام با رهبرانقلاب

پایان نشست سه ساعته کمیسیون مشترک برجام

مقام صهیونیست: آمریکا تمام قد دنبال تغییر رژیم ایران است

تحلیل «سی‌ان‌بی‌سی» درباره اختلاف اروپا و آمریکا در برجام

واکنش عارف به اظهارات کرباسچی و آشنا

نظر معصومه ابتکار درباره وزیر خارجه آمریکا

آخرین وضعیت پرونده املاک نجومی

بروجردی: برای ادامه برجام نیاز به اذن مجلس وجود ندارد

ترامپ از تمایل پیونگ‎یانگ برای مذاکره استقبال کرد

خشم تزارها از یک اتهام تازه

انفجار خودروی انتحاری در محله‌ای پر ازدحام در بنغازی لیبی

کشف ۲۸ میلیون دلار وجه نقد از خانه نجیب رزاق

ناوگان "شکستن محاصره" رهسپار غزه شد

منابع سعودی: بن سلمان تا قبل از عید فطر پادشاه می‌شود!

بازداشت نماد دفاع از حقوق بشر در عربستان

اتهام سنگین تل‌آویو به اتحادیه اروپا

ادعایی درباره تماس تلفنی "پامپئو" با "بن‌سلمان"

بازداشت بیش از 50 مظنون به عضویت در گروه تروریستی داعش

20 کشته و زخمی در پی برخورد قطار در ایتالیا

زورگیر ولنجک هنگام سرقت از یک شهروند دستگیر شد

نحوه بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت

آتش گرفتن پمپ بنزین‌های استان فارس کذب است

ورود مجلس به شائبه لو رفتن سوالات امتحان نهایی مدارس

سرقتی که در ایران یک پرونده هم ندارد

گروگانگیری مرگبار در مسکو

انفجار شدید منزل مسکونی در پایتخت

خودکشی پس از قتل جوان 21 ساله در مسکن مهر

سقوط "خاور" به سد قشلاق سنندج