رصد

کد خبر: ۱۲۶۵۵۱
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۰
اندکی گشت‌وگذار در معابر و کوچه پس‌کوچه‌های مجازی کفایت می‌کند تا شیوع لحن و زبان موسوم به ادبیات لاتی دیده شود، ادبیاتی که ریشه‌یابی جذابیت نوپدید آن برای نسل‌های جدیدی که شاید به عمرشان لات‌های واقعی را از نزدیک هم ندیده باشند، چندان ساده نیست.

محمد معماریان/ اندکی گشت‌وگذار در معابر و کوچه پس‌کوچه‌های مجازی کفایت می‌کند تا شیوع لحن و زبان موسوم به ادبیات لاتی دیده شود، ادبیاتی که ریشه‌یابی جذابیت نوپدید آن برای نسل‌های جدیدی که شاید به عمرشان لات‌های واقعی را از نزدیک هم ندیده باشند، چندان ساده نیست. ولی حداقل می‌شود گفت تصویر تخیلی موجود از گذشته لات‌ها در اذهان عمومی جاذبه‌ای گیرا برای آنها فراهم می‌کند، جاذبه‌ای که در دیگر محصولات فرهنگی هم ردپای پررنگ آن را می‌شود دید. به‌هر‌حال این جماعت لات‌ها ادعای عیّاری هم داشته‌اند، نسخه‌ای وطنی از اسطوره محبوب رابین‌هود، با همان مضمون دلپسند تقریباً جهان‌شمول یعنی کسانی که به تشخیص خود علیه ترتیباتی در جامعه قیام می‌کنند که به نظرشان ظالمانه است و یک خُرده‌فرهنگ خاص خود را شکل می‌دهند. در جذابیت این خُرده‌فرهنگ همین بس که هنوز هم برای مردم معمولی، عشق «حیدر خوش‌مرام» به دختری از تبار قاجار، گرچه خیالی ولی نسخه‌ای ناب از پیوند عناصر مختلف احساسات اخلاقی و دینی و اجتماعی و سیاسی است، نسخه‌ای که در آن «مرز در عقل و جنون باریک است.»

ولی نه ادبیات لاتی نشانه آن است که گوینده‌اش شخصیت لات دارد و نه لات‌های مجازی را می‌شود لزوماً از ادبیات خاص آن قشر قدیمی شناخت. در فضای نسبتاً مسطح‌تری که فناوری‌های نوین ارتباطی برای بیان‌گری و ابراز خود توسط افراد مختلف فراهم ساخته‌اند، کم نیستند کسانی که سودای گسترش صدای خود را به قیمت محدودسازی صدای دیگران دارند. استراتژی‌های مختلفی برای تحقق این رؤیا وجود دارد که یکی از آنها لات‌بازی است؛ قلدربازی به این قصد که دیگران میدان صحبت را خالی کنند یا یک جزیره حکم‌رانی خلوت برای خود تشکیل دهند و گاه به دیگر اجتماعات پیرامونی مجازی‌شان حمله‌ور شوند. این جماعت از لحاظ شالوده جمعی‌شان، معمولاً تابع همان الگوی یک (یا گاهی چند) گنده‌لات و تعداد بیشتری نوچه در اطراف‌شان هستند که به اشاره گنده‌لات‌شان یک‌جا جمع می‌شوند و خودنمایی می‌کنند.

تاکتیک‌های آنها برای به‌اصطلاح «قرق کردن» فضا و بیرون کردن هماوردان هم آشنایند. دم‌دستی‌ترین روش، خروج از آداب صحبت متعارف یعنی توهین و فحاشی است که هرچه هم پرحجم‌تر و رکیک‌تر، بهتر؛ چون بالاخره طرف‌های تعامل در این هماوردی یک‌جایی کم می‌آورند. در کنار ادبیات نامتعارف، تاکتیک‌های روانی متعددی هم به کار این لات‌های مجازی می‌آید؛ واداشتن کاربر متین به رفتار خلاف‌قاعده و بعد موج‌آفرینی، تحقیر مخاطب به روش‌های مختلف (انگشت گذاشتن روی یک ویژگی منحصربه‌فرد مخاطب که می‌تواند چون نقطه‌ضعف او عمل کند، یا ساختن یک تشویش برای خود او یا در نظر دیگران و بهره‌گیری از آن) و آزارهای مجازی و غیرمجازی یا تهدید به این آزارها. جالب اینجاست که بسیاری از آنهایی که ادای این لاتی را درمی‌آورند، خود پشت یک حساب فیک یا جعلی قایم شده‌اند و شاید حتی شناسه کاربری معقول دیگری هم داشته باشند و فقط بخشی از هیجانات درونی‌شان را با این نقاب جعلی بیرون بریزند.

لات‌های مجازی با این رفتارهایشان، هدف‌های مختلف و گاهی هم‌پوشانی را دنبال می‌کنند؛ شهرت می‌یابند، هویت دسته‌جمعی پیدا می‌کنند، اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس‌شان افزایش پیدا می‌کند، از قدرت‌نمایی خود لذت روانی می‌برند، گاهی حتی دستاوردهای ملموس‌تر و مادی‌تری کسب و البته انرژی‌های منفی‌شان را تخلیه می‌کنند. با این حال، تحقیقات تجربی نشان می‌دهند افرادی که به قلدری مجازی روی می‌آورند، عموماً خود جای دیگری قربانی اتفاق‌های ناگوار بوده‌اند؛ زندگی روزمره پراسترسی دارند، ترومای شخصی در گذشته دور یا نزدیک تجربه کرده‌اند، تحت نفوذ فرهنگ غالبی‌اند که نسخه‌ای از «مردانگی» را ترویج می‌کند که تصویرش در تخیل آنها با لات‌بازی جور درمی‌آید، خودشان قربانی قلدری‌های مجازی یا غیرمجازی بوده‌اند، در زندگی شخصی و خصوصی‌شان دچار مشکل‌اند، یا تجربه و مهارت کافی را در ارتباط‌گیری انسانی با دیگران ندارند و روابط بین‌فردی‌شان با اطرافیانشان بسیار متزلزل است که موجب می‌شود با قلدری به دنبال نوعی ارتباط جبری و ترس‌محور و کنترل‌کننده باشند.

طنز ماجرا آنجاست که همان فضای نسبتاً مسطح‌تر مجازی، بالاخره پس از قدری کشمکش، امکان ایزوله کردن لات‌ها یا تبدیل‌شان به سوژه خنده را به کاربران می‌دهد به‌ویژه اگر میل دسته‌جمعی کاربران به این حرکت شکل بگیرد. مارکس جایی نوشته است: «هگل می‌گوید که همه وقایع و شخصیت‌های بزرگ تاریخی به‌اصطلاح دوبار پدیدار می‌شوند. او یادش رفت که بگوید بار اول تراژدی است و بار دوم طنز.» این گفته شاید درباره لات‌های قدیمی و لات‌های نوظهور مجازی خوب صدق کند./ صبح نو

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ادامه
آخرین خبر

دلار باز هم گران شد

"بانک مرکزی" جواب منتقدین ارزی را داد

خبر وزیر کار از تخصیص بودجه برای اشتغال

پرداخت ارز دولتی و مسافرتی متوقف شد؟

اظهارات رئیس اتاق بازرگانی تهران درباره تخلفات ارز، سکه و خودرو

توقف ریزش قیمت نفت

۴ پیشنهاد اساسی به دولت برای حل مشکل نانواها بدون گرانی نان

گرانی بیش از ۱۷ درصدیِ کالاهای وارداتی ممنوع شد

رکورد چاپ پول در کشور شکسته شد

با ۳۰۰ میلیون تومان کجا خانه بخریم؟

ما هم کم از دست مسافرها شاکی نیستیم!

آیا برنامه سپاه در خلیج فارس تغییر کرده است؟

عراقچی هندی ها را توجیه کرد

جعفرزاده: کسانی که تتلو را باب کردند، هژبری را هم خواستند باب کنند

نظر پزشک قانونی درباره علت مرگ مریم فرجی

نامه 180 نماینده مجلس برای ترمیم کابینه

سوال فنی مهدی محمدی از آذری جهرمی

بیانات رهبر انقلاب درباره فاجعه منا

شوی طبقه نهم وزارت ارتباطات

واکنش فریدون عباسی به اقدام بازرسان آژانس در بازرسی از دانشگاهها

موضع کُردهای سوریه درباره مذاکره با "اسد"

نسخه بغداد برای اوضاع ناآرام جنوب عراق

مسکو: نیمی از افغانستان در کنترل طالبان است

ساختن کیف و کلاه از پول بی ارزش ونزوئلا

برنده نشست ترامپ با پوتین از نگاه سناتور آمریکایی

اولین فیلم از آیت الله عیسی قاسم در بیمارستان محل معالجه در لندن

کلینتون: حالا می‌دانیم ترامپ در کدام تیم بازی می‌کند

تفاوت رفتار اوباما و ترامپ با ملکه انگلیس

خوشامدگویی کنایه‌آمیز فنلاندی‌ها به ترامپ

تصویر جالب از زیر آب رفتن پوتین

حفاظت و امنیت «موزه لوور تهران» چطور تامین شد؟

حرم حضرت عباس (ع) جامه نو به تن کرد

قتل شبانه خواهر در خانه

گلایه از وضعیت مهاجرین: افغانستانی‌های متولد ایران را دریابید

نجات زن دوچرخه سوار از مرگ حتمی

بالا انداختن کودک شش ماهه به قیمت جانش تمام شد

تصادف وحشتناک تریلی با 6 خودرو در اتوبان

وقوع زلزله ۴.۹ ریشتری در سنخواست خراسان شمالی

قاتل مریم فرجی اعتراف کرد

بلایی که خرمگس‌ها سر زن جوان آوردند